خانه - فرهنگ نامه - فهرست الفبایی انگلیسی (برگه 41)

فهرست الفبایی انگلیسی

آمرود (یکی از پسران دو قلوی فئانور)

تولد: دوران درختان در والینور.
مرگ : سال ۵۳۸ دوران اول
نژاد: الف
تقسیم بندی: نولدور
خاندان: فئانور
سکونت گاه ها: سرزمین های بلریاند شرقی، استحکامات آمون ارب بعد از واقعه داگور براگولاخ
معنی: احتمالا از نام کوئنیایی آمبارتو، تقریبا به معنی ارجمند، گرفته شده است.

به همراه برادر دوقلویش آمراس جوانترینِ پسران فئانور بود. در آمان با پنج برادر دیگرشان سوگند خوردند تا سیلماریل ها را از مورگوت بازپس گیرند و به دنبال پدرشان به سرزمین میانه آمدند.

هردوشان نخجیرگران بنامی بودند و به همراه برادر بزرگترشان، کارانتیر بعد واقعه ی داگور براگولاخ در دشت های وسیع غرب رود گلیون در بلریاند شرقی مسکن گزیدند. آن ها در اتفاقات دوران اول تاثیر کوچکی داشتند با وجود این بی تردید در جنگ های متعددی برای به دست آورد سیلماریل ها به برادرانشان یاری رساندند. سالها بعد آنان در حمله پسران فئانور به پناهندگان مصب سیریون حضور پیدا کردند و هردوشان در آن جنگ کشته شدند.

یادداشت ها

  1. اسم آمرود سرگذشت پر ماجرایی دارد!  طبق داستانی مادرش نردانل در اصل آنان را آمباروس (زرین سر) نام داده بود (که هردوی آن ها موی سرخ داشتند) فئانور اصرار داشت که آنان نام جدایی داشته باشند به این سبب نردانل یکی را اومبارتو (کسی که تقدیر بر سرش سایه افکنده) نامید. اما فئانور از این اسم شوم ناخوشنود گشت و اسمش را به آمبارتو (تقریبا به معنی بلندبالا) تغییر داد.
    در نسخه سیلماریلیونی که چاپ نشد، اومبارتو داستان غم انگیزی دارد: او در واقعه کشتی سوزی لوسگار در آتش سوخت. در نسخه منتشر شده او جان سالم به در می برد و با نام سینداری اسم خود در داستان ظاهر می شود.

آمراس (کهترین پسران فئانور)

زمان : در دوران دو درخت زاده شد. طی تهاجمات به مدخل سیریون در سال های انتهایی دوران اول کشته شد.

نژاد: الف

تقسیم بندی: نولدور

خاندان: فئانور

معنی: برگرفته از آمباروسا، سرحنایی، به واسطه موی سرخی که داشت.

به همراه برادر دوقلوی خود، آمرود، جوانترین هفت پسر فئانور بود.

آمون سول (تپه ای که انسان ها آن را ودرتاپ می خوانند)

زمان : برج در این منطقه بسال ۳۳۲۰ دوران دوم ساخته، و در سال ۱۴۰۹ دوران سوم سوزانده و نابود شد.

مکان: در شرق بری، منتهی الیه جنوبی تپه های ودر

نام های دیگر: ودرتاپ

نام الفی تپه ای که در میان انسان ها ودر تاپ خوانده می شود و در سرحد جنوبی تپه های ودر سر بر آورده است.

آمون سول در نزدیکی مرکز پادشاهی باستانی آرنور قرار داشت و الندیل برجی بلند روی قلّه اش برای نگهداری پلان تیر سرزمینش ساخته بود. در سالهای بعد آرنور به سه فرمانروایی کوچک تر تجزیه گشت و برج آمون سول نقطه ای قرار داده شد که این سه بهم می رسیدند. بالاخره این برج توسط نیرو های انگمار نابود شد اما پلان تیر را از آنجا خارج و به فورنوست برده شد.

در پایان دوران سوم برج آمون سول برای قرن ها ویرانه بود ولی همچنان بلند ترین نقطه تا مایل ها آن سو تر در آن نواحی باقی ماند. اینجا بود که گندالف با سواران سیاه مبارزه کرد و بعد ها نیز فرودو در گودی زیر تپه مجروح شد.

آناخ (گذرگاهی به بیرون از تائور-نو-فوئین)

کوره راهی دراز و باریک که از دورتونیون به سمت جنوب غرب، میان کوه های صعب العبور کریسایگریم و ارد گورگوروت، کشیده شده بود. در انتهای جاده که به سرزمین دیمبار منتهی می شد چشمه های رود میندب قرار داشتند.
در سال های پایان دوران اول، دورتونیون و به همراه آن آناخ به تسخیر مورگوت درآمد. اورک های مورگوت از این گذرگاه، برای فرو آمدن از سرزمین های مرتفع  (که حالا تائور-نو-فوئین نامیده می شد) و ملوث ساختن زمین های آن سویش استفاده می کردند. در نهایت آنان نه تنها دیمبار، بلکه سرزمین های شرقی منتهی به مرزهای دوریات را نیز تحت کنترل خود در آوردند.

آنار (خورشید)

در روزگار درختان، والینور برای هزاران سال با نور دو درخت روشن بود، تلپریون سیمین ولائوره لین زرّین. وقتی آنان به دست ملکور و اونگلیانت نابود شدند والینور در تاریکی فرو رفت. اما با قدرت نیه نا و یاوانا، آخرین شعله های لائوره لین قبل از مرگش جمع آوری شد و آری ینِ مایا در آسمان کشتی آن را هدایت می نمود. وانیار آن را، آنار زرّین شعله نام دادند، شعله خورشید.

والینور در مغرب جهان بود پس اولین خورشید از غرب طلوع کرد نه شرق. در اصل آری ین باید پیوسته آنار را از غرب به شرق و برعکس هدایت می کرد، طوری که همیشه در آسمان باقی بود. اما والار تدبیری نو اندیشیدند که آنار به هنگام مغرب در دریاهای دوردست غربی فرود آید و دوباره در هر صبح از شرق طلوع کند.