خانه - فرهنگ نامه - فهرست الفبایی انگلیسی (برگه 70)

فهرست الفبایی انگلیسی

رود گلاندوین (رودی که به سوانفلیت می ریخت)

رودی که از کوه های مه آلود سرچشمه میگرفت و در جنوب خزد دوم به سمت غرب جاری می شد تا در بالای تاربد به هورول بپیوندد، جایی که این رود، زمین های مردابی مشهور به نین– ان–ایلف یا سوانفلیت را تشکیل می داد.

رود گلادن (رودخانه گلهای طلایی)

ریزابه کوچکی از رودخانه آندوین که الف ها آن را «سیر نینگلور» می نامیدندو از شرق کوه های مه آلود سرچشمه می گرفت و به سمت شرق جاری می شد تا به «رود بزرگ» در دشت های گلادن بپیوندد.

هر چند که گلادن به سختی بیش از یک صد مایل طول داشت، اما نقش مهمی را در تاریخ دوران سوم سرزمین میانه ایفا می کرد. در اواسط دوران سوم، آتش جنگ در اریادور و در غرب کوه های مه آلود، برافروخته شد.حدودا در سال ۱۴۰۹ دوران سوم، گروهی از هابیت های آواره، از نژاد قوی و پر جنب و جوش استورها، به سمت غرب کوه کوچیدند و در حاشیه گلادن مسکن گزیدند.

اندک اطلاعاتی از این مردم به دست ما رسیده است، اما می دانیم که جامعه آنها، ظاهرا زن (مادر) سالار بوده است و آنها در بسیاری از عادات و عقاید، از عموزاده های خود که هنوز در شرق کوه زندگی میکردند، تبعیت داشتند. ما می دانیم که آنها زندگی خود را با ماهیگیری از ریزابه گلهای طلایی رودخانه گلادن می گذراندند و اینگونه سکونت گاه موفقی را که میتوانست حداقل صدها سال دوام بیاورد، ایجاد کردند.

چند سده بعد، جنگ بزرگ دیگری به وقوع پیوست؛ اما اینبار دور از شمال و غرب، در آن سوی جنگل میرکوود. استورها چیزی از این جنگ نمیدانستند تا آنکه آوارگان جنگ از جنوب برای سکونت در حاشیه های شمال گلادن به آنجا آمدند. آنها مردمانی اصیل با موهایی روشن بودند، نوادگان پادشاه روانیون و اجداد پادشاهان روهان. آنها خود را به سادگی «سوارکاران» می نامیدند، یا در زبان خودشان، «ائوتئود» این مردمان به مدتی طولانی در حاشیه گلادن زندگی کردند. در طول دو قرن، آنها برای یافتن زمینهایی جدیدتر و فراخ تر، به سوی شمال راندند.

هر چند ائوتئود به دوردست شرق راندند، انسانهای زیادی هنوز باقی مانده بودند. بیشتر از هزار سال پس از رسیدن استورها، حدودا در سده ۲۵ام دوران سوم، دو دوست جوان از این مردمان، به همراه یکدیگر به شرق رودخانه و مصب گلادن سفر کردند، جایی که رود به زمین های مردابی می ریخت.

در دشت های گلادن، بر حسب یک اتفاق عجیب، یکی از آنها، به نام دیگل، در آب افتاد و حلقه ای را در گل های کف رودخانه پیدا کرد. دوست او اسمیگل، حلقه را برای خودش میخواست و به همین دلیل دیگل را خفه کرد و حلقه را برداشت و به میان مردم خویش بازگشت. در آن زمان مادر بزرگ وی خانواده را اداره میکرد: او اسمیگل را طرد کرد و اسمیگل، سرزمین حاشیه رود گلادن را ترک کرد و در کوه های مه آلودو در تاریخ، سرگردان شد و نامش به گولوم تغیر پیدا کرد.

گولوم در مدت زمانی که در طول سده های متمادی، زیر کوه های مه آلود کند و کاو میکرد، بیش از همه ی مردمانش عمر کرد. اندکی پس از طرد وی، اورک ها شروع به تجمع در کوه های نزدیک کردند و نبرد دورف ها و اورک ها، لشکرهای دورف را به آن نواحی آورد. شاید استورها به دست اورک ها نابود شدند، یا در جنگ مورد تاخت و تاز قرار گرفتند و از بین رفتند، یا شاید در زمستان سخت سال ۲۹۱۱ دوران سوم، از دست رفتند. هر آنچه که رخ داده باشد، ما میدانیم که هیچ استوری در طول جنگ حلقه، دیگر وجود نداشت. نزگول نیز در جستجوی حلقه به آن نواحی رفتند، اما تنها چیزی که به آن برخوردند، ویرانه بود.

 ولی زندگی فلاکت بار گولوم تنها به واسطه قدرت جادویی حلقه ادامه پیدا کرد، بیش از هر کس دیگر از همنوعانش تا اینکه دست آخر حلقه از او گرفته شد. او تمام دره آندوین را به دنبال حلقه زیر پا گذاشت، اما خود به دست آراگورن و به درخواست گندالف، شکار شد. آراگورن او را در اوایل سال ۳۰۱۸ دوران سوم در حوالی مرز موردور دستگیر کرد و او را کشان کشان به سمت شمال برد. در کتاب قصه های ناتمام فصلی به سفرهای وی اختصاص داده شده است:

«… ردپاهایی یافت که به سوی جنوب میرفتند، از دامنه های فنگورن میگذشتندو همانطور از لیملایت و سپس از نیمرودل و سیلورلود تا حاشیه لورینو همینطور ادامه پیدا میکرد و موریا و استورهای گلادن …»

در جستجوی حلقه، کتاب دوم، از قصه های ناتمام نومه نور و سرزمین میانه

پس آخرین بازمانده استورهایگلادن، یکبار دیگر پیش از مرگ، سرزمین های بایری را که زمانی خانه او بود، دید …

دشت های گلادن (دشت هایی در مصب رودخانه گلادن)

مرداب هایی در آنجا که گلادن به پایین سرازیر شده و از کوه های مه آلود خارج می شد و به رود بزرگ آندوین می پیوست. اینجا در نخستین سال دوران سوم سرزمین میانه، اتراق گاه ایسیلدور بود، زمانی که وی حلقه را از دست داد.

پادشاهی روهان (ائورل و جانشینانش)

عنوان نوزده فرمانروای ثبت شده در تاریخ سرزمین روهان، از ائورل جوان، کسی که به سرزمین روهان آمد تا الف واین پسر ائومر ائادینگ، کسی که در نبرد حلقه حضور داشت.

۱ – ائورل جوان ( در سال ۲۵۱۰ دوران سوم به روهان آمد و به مدت ۳۵ سال، تا سال ۲۵۴۵ دوران سوم فرومانروایی کرد)

ائورل فرمانروای جوان ائوتئود در شمال سرزمین میانه بود که پیمان محکمی با گوندور بست که مردمانش در هنگام نیاز به دفاع از گوندور در جنوب بشتابند. او نیروهای بالخوت در نبرد دشت های کلبرانت را تار و مار کرد. به عنوان پاداش، کیریون کارگزار گوندور زمین کاله ناردون را به مردم ائورل بخشید. آنگاه مردم ائورل آنجا را روهان نامیدند و به روهیریم، اربابان اسب، معروف شدند. ائورل در زمان عمرش به جنگیدن با دشمنان روهان و گوندور ادامه داد و در جنگی در ولد در حالی که برای دفاع از سرزمینش در برابر مهاجمان جدید می جنگید از پا در آمد.

۲ – برگو (۲۵ سال حکومت تا سال ۲۵۷۰ دوران سوم )

او شهرتش را بیشتر مدیون ساخت تالار مدوسلد در ادوراس است. فرزند بزرگترش، بالدور سوگند یاد کرد که از جاده های مردگان بگذرد، و هیچ گاه بازنگشت. برگو مدتی بعد از اندوه این حادثه در گذشت.

۳ – آلدور پیر (۷۵ سال حکومت تا سال ۲۶۴۵ دوران سوم )

او بیشتر از همه ی پادشاهان روهان عمر کرد. وقتی که او به سلطنت رسید تنها ۲۶ سال داشت و تا زمان مرگش در ۱۰۱ سالگی بر روهان فرمانروایی کرد. او در زمان سلطنتش شاهد قدرت گرفتن سرزمین تازه تاسیس روهان بود. با سرکوب شدن آخرین دشمنان، روهان بعد از زمان آلدور، مدت ها در صلح بود.

۴ – فریا ( ۱۴ سال حکومت تا سال ۲۶۵۹ دوران سوم )

۵ – فری واین ( ۲۱ سال حکومت تا سال ۲۶۸۰ دوران سوم )

۶ – گلد واین ( ۱۹ سال حکومت تا سال ۲۶۹۹ دوران سوم )

۷ – دئور (۱۹ سال حکومت تا سال ۲۷۱۸ دوران سوم )

در زمان سلطنت دئور بود که سوارانی از دونلند به آیزنگارد حمله کردند و تا زمان پادشاه دهم روهان، فری لاو در آنجا ساکن بودند.

۸ – گرام (۲۳ سال حکومت تا سال ۲۷۴۱ دوران سوم)

۹ – هلم ( ۱۸ سال حکومت تا سال ۲۷۵۹ دوران سوم )

او بیشتر به خاطر دستان و پنجه های قوی و تنومندش به عنوان هلم پتک مشت شناخته می شد. در زمان سلطنت او بود که دونلندی ها سرزمین روهان را تاراج کردند؛ و هلم مردمش را به پناهگاهی رهبری کرد که بعدها به اسم گودی هلم شناخته شد. هلم و هر دو پسرش در زمان زمستان طولانی از بین رفتند.

وولف (۱ سال حکومت تا سال ۲۷۵۹ دوران سوم)

پسر فرکا، کسی که دونلندی ها را برای حمله به روهان رهبری کرد. او بر تخت پادشاهی مدوسلد در ادوراس نشست و خود را شاه نامید. ولی روهیریم ها او را به عنوان شاه قبول نکردند. او به دست فری لاو، خواهرزاده ی هلم، کشته شد.

۱۰ – فری لاو پسر هیلد (۳۹ سال حکومت تا سال ۲۷۹۸ دوران سوم)

پسر خواهر هلم، هیلد، و همچنین اولین پادشاه سلسله ی دوم فرمانروایان روهان. او بعد از گرفتن انتقام خون عمویش با بیرون راندن دونلندی های تجاوزگر از روهان جانشین هلم شد. در زمان سلطنت فری لاو بود که سارومان به برج اورتانک آمد و در آنجا ساکن شد.

۱۱ – بریتا لئوفا ( ۴۴ سال حکومت تا سال ۲۸۴۲ دوران سوم )

پادشاهی بخشنده و مورد علاقه که مردم به خاطر کارهایش به او لقب “لئوفا” دادند به معنی “محبوب”. در زمان سلطنت او اورک ها از شمال به پایین آمدند، ولی لئوفا توانست که بیشتر آنها را از پناهگاه شان در کوه های سفید به بیرون براند.

۱۲ – والدا ( ۹ سال حکومت تا سال ۲۸۵۱ دوران سوم )

دوران حکومت کوتاه والدا در کوه های سفید نزدیک دونهارو به پایان رسید، چرا که او در دام اورک ها گرفتار آمد و به دست آنها کشته شد. پسر او فولکا، سوگند یاد کرد که انتقام او را بگیرد.

۱۳ – فولکا (۱۳ سال حکومت تا سال ۲۸۶۴ دوران سوم )

شکارچی معروف، او باقیمانده ی اورک های روهان را تعقیب کرد و تک تک آنها را با کمک برادرانش از دم تیغ گذراند. او خودش توسط گراز اورهالت در جنگل فیراین کشته شد.

۱۴ – فولک واین (۳۹ سال حکومت تا سال ۲۹۰۳ دوران سوم )

فولک واین بیشتر به خاطر بازپس گیری سرزمین های نوار غربی روهان، که در دست دونلندی ها بود، شناخته می شد. او دو پسر بزرگترش فولکرد و فاسترد را به یاری گوندور فرستاد و هر دو در جنگ از بین رفتند.

۱۵ – فنگل ( ۵۰ سال حکومت تا سال ۲۹۵۳ دوران سوم )

فنگل جوان ترین پسر فولک واین بود، که بعد از مرگ دو برادر بزرگترش جانشین پدر شد. او اغلب به عنوان پادشاهی حریص و آزمند شناخته می شد.

۱۶ – تنگل (۲۷ سال حکومت تا سال ۲۹۸۰ دوران سوم )

تنگل بیشتر عمرش را در گوندور در خدمت تورگون کارگزار، گذراند. ولی برای بر دوش گرفتن عنوان پادشاهی به روهان برگشت. در زمان سلطنت او بود که معلوم شد سارومان در واقع دشمن روهان است.

۱۷ – تئودن ( ۳۹ سال حکومت تا سال ۳۰۱۹ دوران سوم)

تئودن در بیشتر طول عمرش، توسط مامور سارومان، گریما مارزبان مسموم می شد، و روهان به حدی ضعیف شد که نمی توانست پاسخی به تهدید های رو به رشد سارومان بدهد. تئودن بعد از آنکه به دست گندالف شفا یافت، به سوی نبرد تاخت و و نیروهای سارومان را در جنگ هورنبورگ شکست داد. او روهیریم را برای کمک به گوندور به نبرد دشت های پله نور فرستاد، ولی با اینکه ارتش سارومان در نهایت شکست خورد، تئودن در نبرد از پای در آمد.

۱۸ – ائومر (۶۵ سال حکومت تا سال ۶۳ دوران چهارم )

تئودرد تنها فرزند تئودن در جنگی با نیروهای سارومان مرد، و بنابراین تئودن برادرزاده ی خود، ائومر، را به جانشینی برگزید. ائومر خود را ائادینگ لقب داد به معنی خوشبخت. زیرا حکومتش تا زمانی طولانی شکوفایی و رفاه را در پی داشت.

۱۹ – الف واین

آخرین پادشاه ثبت شده ی روهان، پسر ائومر بود که به اسم الف واین عادل مشهور است.

پادشاهان گوندور (سلسله ی پادشاهان از نسل آناریون پسر الندیل)

لقب پادشاهان دونه داین ، الندیل و فرزندانش کسانی که بر قلمرو گوندور حکم می راندند . وقتی که ائارنور به مبارزه طلبی فرمانروای نزگول پاسخ داد و در میناس مورگول گم شد ، سلسله ی پادشاهان به پایان رسید . بعد از ناپدید شدن ائارنور ، گوندور به دست نسلی از کارگزاران اداره می شد روندی که تا زمان بازگشت آرگورن دوم معروف به اله سار ( وارث اصلی الندیل ) بعد از اتمام جنگ حلقه ادامه داشت.

۱ – الندیل ( ۱۲۱ سال حکومت تا سال ۳۴۴۱ دوران دوم )

او کسی بود که هر دو قلمرو آرنور و گوندور را بنیان نهاد و بر هر دو سرزمین به عنوان شاه برین حکومت کرد . تخت سلطنت او در پایتختش در شمال بود ، آنومیناس . و در طول حکومت او ، سرزمین گوندور تحت فرمان دو پسر او ایزیلدور و آناریون بود . او آخرین اتحاد را شکل داد و به قصد شکست سائورون لشکر کشی کرد ولی خود او در آن پیروزی برزگ نبرد از میان رفت .

۲- ایزیلدور ( ۲ سال حکومت تا سال دوم دوران سوم )

او به جای پدر عنوان شاه برین را به ارث برد ولی قبل از عزیمت به سمت شمال ، دو سال در قلمرو جنوبی گوندور حکم راند . در سال دوم دوران سوم ، او تاج و تخت گوندور را به برادر زاده اش منلدیل (پسر آناریون) سپرد و به سمت شمال رهسپار شد . در طول راه به وسیله ی اورک ها غافلگیر شد و از پا در آمد . بنابراین پادشاهی گوندور به منلدیل و فرزندانش واگذار شد .

۳- منلدیل ( ۱۵۶ سال حکومت تا سال ۱۵۸ دوران سوم )

ایزیلدور با سه فرزند ارشدش از بین رفت و تنها کوچکترین پسرش والندیل به عنوان وارث او باقی ماند . در این زمان منلدیل قلمرو گوندور را کاملا به ارث برد و تا سی نسل از فرزندان او جانشینانش بودند و بر تخت گوندور نشستند .

۴- کمندور ( ۸۰ سال حکومت تا سال ۲۳۸ دوران سوم )

۵- آرندیل ( ۸۶ سال حکومت تا سال ۳۲۴ دوران سوم )

۶- آناردیل( ۸۷ سال حکومت تا سال ۴۱۱ دوران سوم )

۷- اوستوهر ( ۸۱ سال حکومت تا سال ۴۹۲ دوران سوم )

اوستوهر میناس آنور ( که بعدها به میناس تی ریت معروف شد ) را بازسازی و گسترش داد و آنجا را بدل به پایتخت تابستانی اش کرد . در دوران حکومت او حمله ی سرزمین های وحشی شرق به گوندور آغاز شد .

۸- رومنداکیل اول ( ۴۹ سال جکومت تا سال ۵۴۱ دوران سوم )

او ایسترلینگ ها را شکست داد و نامش را به «رومنداکیل فاتح شرق» تعییر داد . با این حال با حمله ی مجدد مردان وحشی شرقی با مرگ خود روبرو شد .

۹- تورامبار ( ۱۲۶ سال حکومت تا سال ۶۶۷ دوران سوم )

تورامبار انتقام مرگ پدر را گرفت و سرزمین های شرق گوندور را بعد از پیروزی در نبرد به زیر سلطه گوندور در آورد .

۱۰ – آتاناتار اول ( ۸۱ سال حکومت تا سال ۷۴۸ دوران سوم )

۱۱- سیریوندیل ( ۸۲ سال حکومت تا سال ۸۳۰ دوران سوم )

۱۲- تارانون فالاستور ( ۸۳ سال حکومت تا سال ۹۱۳ دوران سوم )

او اولین از بین چهار شاه دریانورد بود . او سعی خود را بر بنای نیرو دریایی گوندور گذاشت . ملکه ی او ، برتیل به تبعید فرستاده شد و بنابراین او در میان شاهان گوندور ، اولین شاهی بود که بدون هیچ فرزندی مرد و بعد از او پسر برادرش تارکیریان سلطنت کرد .

۱۳- آرنیل اول ( ۲۳ سال حکومت تا سال ۹۳۶ دوران سوم )

دومین شاه دریانورد که با افتخار لنگرگاه های اومبار در جنوب را فتح کرد و مرز های قلمرو گوندور را بیش از پیش گسترش داد . ولی در توفانی که رخ داد از بین رفت و مغلوب شد .

۱۴- کیریاندیل ( ۷۹ سال حکومت تا سال ۱۰۱۵ دوران سوم )

در زمان کیریاندیل ، هارادریم بر علیه نیروهای گوندور وارد اومبار شدند و پادشاه در دفاع مقابل آنها کشته شد .

۱۵- هیارمنداکیل اول ( ۱۳۴ سال حکومت تا سال ۱۱۴۹ دوران سوم )

او انتقام خون پدر را گرفت و تصرف سرزمین های جنوبی را ادامه داد به طوری که قلمرو گوندور به بیشترین وسعت خود در تاریخ رسید .

۱۶- آتاناتار دوم ( ۷۷ سال حکومت تا سال ۱۲۲۶ دوران سوم )

به خاطر گسترش مرز ها و دارایی های سرزمینش ، او را آلکارین نامیدند ، آتانار شکوهمند . هرچند که او روح جنگاوری و ماجراجویانه ی اجدادش را نداشت .

۱۷- نارماکیل اول ( ۹۸ سال حکومت تا سال ۱۲۹۴ دوران سوم)

نارماکیل از نبرد های دریایی خسته شد و فرمانده ای منصوب کرد تا حکومت او را کنترل کند . این فرمانده پسر عموی او ، مینالکار بود که روزی خودش بر تخت سلطنت گوندور با نام رومنداکیل دوم تکیه زد . دوران حکومت نارماکیل بدون هیچ پیامدی سپری گشت و برخلاف دوران حکومت برادر جوانترش ، موفق بود .

۱۸- کالماکیل ( ۱۰ سال حکومت تا سال ۱۳۰۴ دوران سوم )

در سراسر حکومت کوتاه کالماکیل ، پسرش مینالکار به عنوان نایب حکومت می کرد .

۱۹- رومنداکیل دوم ( ۶۲ سال حکومت تا سال ۱۳۶۶ دوران سوم )

بعد از شصت و چهار سال فرماندهی در نقش نایب ، مینالکار حکومت خودش را شروع کرد و بر تخت سلطنت تکیه زد . به یاد پیروزی بزرگ بر ایسترلینگ ها که در دوران نایب السلطنه بودنش رخ داد ، نام خود را به رومنداکیل دوم تغییر داد. او برای برقرار روابط دیپلماتیک با شرق تلاش کرد و با قبیله های انسان های شمالی در رووانیون در برابر تاخت و تاز آتی ایسترلینگ ها متحد شد . او پسرش والاکار را به عنوان سفیر به طرف مردان شمالی فرستاد و درحالی که هنوز رومنداکیل بر تخت گوندور نشسته بود او با ویدوماوی در شرق ازدواج کرد و صاحب پسری شد .

۲۰ – والاکار ( ۶۶ سال حکومت تا سال ۱۴۳۲ دوران سوم )

والاکار شاه ستیزه جو ای بود مخصوصا به دلیل این که نسلش خون مردان شمالی را به ارث می بردند . در اواخر حکومت والاکار ، شورشی رخ داد و منطقه ی گوندور جنوبی از سرزمین اصلی گوندور جدا شد .

۲۱ – الداکار ( ۴۸ سال حکومت به طور متناوب تا سال ۱۴۹۰ دوران سوم )

بعد از اینکه الداکار دورگه ( نیم گوندوری و نیم شمالی ) به سلطنت رسید ، شورش های زمان والاکار تبدیل به یک جنگ درون شهری شد و بعد از پنج سال حکومت الداکار توسط کاستامیر غاصب کنار زده شد . به مدت ده سال الداکار در شرق مخفی شد . در این مدت به جمع آوری نیرو و ارتش پرداخت و بعد کاستامیر را برای پادشاهی بر حق خود به چالش طلبید و خودش کاستامیر غاصب را به قتل رساند . او بعد از بازیافتن حکومتش ، به مدت چهل و سه سال دیگر حکومت کرد .

۲۲ – کاستامیر ( ده سال حکومت تا سال ۱۴۴۷ دوران سوم)

غاصب حکومت الداکار که در اصل از خاندان تاج و تخت بود ( او نوه ی نوه ی کالماکیل بود ) و به همین دلیل صحیح بود که پادشاه گوندور باشد . او فقط به مدت ده سال حکومت کرد و در حالی که ناآرامی در حکومت او در حال افزایش بود ، الداکار از شرق به گوندور لشکر کشید و تاج و تخت گوندور را احیا کرد .

۲۳ – آلدامیر  ( ۵۰ سال حکومت تا سال ۱۵۴۰ دوران سوم )

آلدامیر فرزند جوانتر الداکار بود (برادر بزرگتر وی ، اورنندیل به اشاره ی کاستامیر کشته شد ) در آن زمان جنگ هایی بین گوندور و مردم جنوب در گرفت و آلدامیر در آن نبرد ها از پای در آمد .

۲۴ – هیارمنداکیل دوم ( ۸۱ سال حکومت تا سال ۱۶۲۱ دوران سوم )

پسر آلدامیر ، انتقام خون پدر را با چیره شدن بر هارادریم گرفت و به گرامی داشت این پیروزی نام خود را به هیارمنداکیل ( به معنی فاتح شرق ) تغییر داد . او دومین پادشاه گوندور بود که به این نام فرخنده خوانده می شد .

۲۵ – میناردیل ( ۱۳ سال حکومت تا سال ۱۶۳۴ دوران سوم )

دورن حکومت میناردیل کوتاه بود . او در هنگام حمله ی دزدان دریایی اومبار در بندر پلارگیر بود و در آن حمله به قتل رسید .

۲۶ – تلمنار ( ۲ سال حکومت تا سال ۱۶۳۶ دوران سوم )

دوران حکومت تلمنار حتی از پدرش کوتاه تر بود . او و همه ی فرزندانش در طاعون منحوس از بین رفتند و نسل او و فرزندانش به پایان رسید .

۲۷ – تاروندور ( ۱۶۲ سال حکومت تا سال ۱۷۹۸ دوران سوم )

تاروندور در جوانی و زود به حکومت رسید و در میان شاهان گوندرو طولانی ترین دوران سلطنت را داشت . سرزمین او به دست طاعون و جنگ به تاراج رفته بود ، و او برای بازیابی قدرت تلاش کرد . تاروندور بود که پایتخت گوندور را از اوسگیلیات به میناس آنور تغییر داد .

۲۸ – تلومختار اومبارداکیل ( ۵۲ سال حکومت تا سال ۱۸۵۰ دوران سوم )

تلومختار فراموش ناشدنی ترین شاهی هست که اومبار را در جنوب فتح کرد و به خاطر آن نام اومبارداکیل به معنی فاتح اومبار ، را به خود افزود .

۲۹ – نارماکیل دوم ( ۶ سال حکومت تا سال ۱۸۵۶ دوران سوم )

در زمان نارماکیل بود که نبر های گوندور و ارابه سواران آغاز شد . آنها به شکل ناگهانی از شرق یورش آوردند و حکومت کوتاه نارماکیل در حمله ی شدید آنها به پایان رسید .

۳۰ – کالیمختار ( ۸۰ سال حکومت تا سال ۱۹۳۶ دوران سوم )

کالیمختار برعکس پدرش که در نبرد شکست خورد ، پیروزی به یاد ماندنی ای در نبرد با ارابه سواران در دشت داگورلد کسب کرد . با این حال ارابه سواران به تمامی نابود نگشتند و همچنان خطر آنها برای مرز های شرقی گوندور پابرجا بود .

۳۱ – اوندوهر ( ۸ سال حکومت تا سال ۱۹۴۴ دوران سوم )

اوندوهر مثل پدر و پدربزرگش به نبرد با ارابه سواران کشیده شد . ارابه سواران با مردان خاند و هاراد پیمان اتحاد بستند و تمام دشمنان گوندور در یک زمان به گوندور حمله کردند . نیروهای گوندور تحت رهبری فرمانده ی مقتدرشان آرنیل ، پیروزی بزرگی به دست آوردند و اردوگاه های دشمنان را به آتش کشیدند . ولی اوندوهر و دو فرزندش ، آرتامیر و فارامیر ، از بین رفتند .

وقفه در سلطنت ( به مدت یک سال تا سال ۱۹۴۵ دوران سوم )

بعد از گم شدن اوندوهیر و فرزندانش ، تاج و تخت گوندور فاقد شاهی حقیقی بود . آرودوی از آرتادین مدعی حکومت گوندور شد و دلیل مدعی بودن او ، این بود که او از نسل ایسیلدور است . ولی ادعای او پذیرفته نشد . در عوض ، چوگان سلطنتی به آرنیل ، فرمانده ای که پادشاهی جنوبی را حفظ کرده بود رسید . او نوه ی نوه ی نوه ی تلومختار بود و به درستی از خاندان سلطنتی به شمار می رفت .

۳۲ – آرنیل ( ۹۸ سال حکومت تا سال ۲۰۴۳ دوران سوم )

آرنیل در دوره ای بر گوندور حکمرانی کرد که آشفتگی در سرزمین میانه حاکم بود . در شمال ، شاه جادو پیشه آخرین پادشاهی دونه داین را مورد تجاوز قرار داده بود ؛ آرنور پسر آرنیل به شمال رفت و به یاری آرتادین شتافت . او بسیار دیر رسید ، ولی با این حال باعث نابودی آنگمار شد . فرمانروای نزگول بعد از آن شکست به موردور فرار کرد و بعدا در دوره ی حکومت آرنیل نزگول شروع به حمله به میناس ایتیل ، دژ مستحکم گوندور در مرز های موردور ، کرد و موفق به فتح آن شد . بعد از آن زمان ، میناس ایتیل به میناس مورگول معروف شد و میناس آنور به میناس تی ریت .

۳۳ – آرنور ( ۷ سال حکومت تا سال ۲۰۵۰ دوران سوم )

آرنور تنها هفت سال حکومت کرد چرا که او بی خردانه دعوت مبارزه ی فرمانروای نزگول را پذیرفت و از روی میل خود به میناس مورگول رفت . دیگر اثری از او دیده نشد و از دست رفتن او بار دیگر گوندور را بدون پادشاه و جانشین گذاشت .

وقفه در سلطنت ( به مدت ۹۶۹ سال تا سال ۳۰۱۹ دوران سوم )

برای تقریبا یک هزاره ، بعد از از بین رفتن آرنور ، گوندور شاهی نداشت و توسط کارگزاران اداره می شد و اداره ی امور گوندور به خاندان هورین از امین آرنن واگذار گشت ، خدمتگزاران شاه میناردیل . از وقتی که ماردیل ورونوه اولین کارگزار گوندور بر تخت نشست ، بیست و شش نفر از کارگزاران نسل به نسل ادامه یافتند تا دنه تور دوم . تا زمانی که زمان کسی فرا رسد که پادشاهی بر حق خود را مدعی شود .

۳۴ – آراگورن اله سار ( ۱۲۲ سال حکومت تا سال ۱۲۰ دوران چهارم )

آراگورن وارث گمشده ی ایسیلدور در شمال بود و نسل او مستقیم به اولین و دومین پادشاهان گوندور می رسید . کسی که در زمان جنگ حلقه به مسند خود رسید و در سال سقوط باراد دور تاج گذاری کرد . او قلمرو های شمال و جنوب را از نو متحد کرد . ملکه ی او آرون ، دختر الروند و وارث او فرزندش الداریون بود .

۳۵ – الداریون ( آغاز حکومت از سال ۱۲۰ دوران چهارم )

اطلاعات زیادی در مورد الداریون پسر آراگورن موجود نیست ، به جز نام او و این که او موفق شد نسل خاندان سلطنتی را به دوران چهارم ببرد .