A

آدوناییک (زبان انسان های نومه نور)

زبان بومی مردم نومه نور و زبان آبا و اجدادی وسترون

نکات

  1. با اینکه نام آدوناییک نمی تواند توسط اداین قبل از اینکه در اوایل دوران دوم به نومه نور مهاجرت کنند ، به کار گرفته شده باشد، به نظر می رسد همین زبان، یا چیزی شبیه به آن در بلریاند در طول دوران اول استفاده می شد؛ حداقل مردم خاندان هادور، با این زبان صحبت می کردند. با این که بعد از نابودی نومه نور اشاره ای به استفاده شدن از این زبان نشده، نمی توان فرض کرد که این زبان کاملا نابود و منقرض شده باشد. به نظر می رسد که ادیبان گوندور و آرنور با زبان باستانی اجدادشان آشنایی داشته باشند. ولی برای استفاده ی عمومی، زبان آدوناییک جای خود را به وسترون (در حقیقت وسترون از آدوناییک تکامل یافته بود) و زبان های الفی داد.
  2. بر طبق قواعد تلفظ زبان های الفی، این کلمه “آ-دون-ایک” تلفظ می شود. به هر جهت، آدوناییک یک کلمه ی الفی نیست؛ و در حقیقت از اصول زبان شناسی عبری یا ارمنی مدل برداری شده که تلفظش بر این اساس است : “آ-دون_آییک” که این فرضیه محتملی است.

آدویال (نور کم سوی شامگاهی)

نامی سینداری، که ترجمه ی تحت الفظی آن «دومین گرگ و میش شامگاهی» هنگام غروب قبل از شامگاه است. این کلمه همان آندومه در زبان کوئنیا است، و مردمان شایر آن را اون‌دیم می نامند. پسوند اویال به معنی «گرگ و میش» است که در اسم های امین اویال و نن اویال دیده می شود.  این اسم ها در زبان مشترک ترجمه شده به زبان شایر، به ترتیب تپه های اون‌دیم و دریاچه اون‌دیم نامیده می شوند.

آدراهیل (بیست و یکمین امیر دول آمروت)

بیست و یکمین امیر دول آمروت که نسل او مستقیما از پدر به پسر به گالادور، اولین امیر، باز می گردد. آدراهیل پسر آنگلیمیر و پدر ایمراهیل، که در جنگ حلقه حضور داشت، بود.

نکات:

  1. اطلاعات بسیار کمی در مورد آدراهیل در منابع معتبر آمده. تاریخ هایی که در اینجا نوشته شده از جلد دوازدهم کتاب تاریخ سرزمین میانه برداشته شده است.
  2. به نظر می رسد نام آدراهیل ریشه در زبان مردم نومه نور، آدوناییک، داشته باشد. “ـهیل” در آخر نام او می تواند به معنی “انسان” باشد ولی معنی جزء “آدرا” مبهم است.
  3. در مورد فرزند بزرگتر آدراهیل، دختری به نام ایورینیل، خارج از جلد دوازدهم تاریخ سرزمین میانه نامی برده نشده است. او در سال ۲۹۴۷ دوران سوم متولد شد و بنابراین هشت سال بزرگتر از ایمراهیل است. به جز این موارد، اطلاعات دیگری در مورد او وجود ندارد.

آدراهیل (فرمانده ی سپاه اوندوهر)

وقتی پادشاه اوندوهر سپاهش را برای مواجهه با ارابه سوارانی که گوندور را تهدید می کردند فرستاد، او مرکز سپاه را به پسر وجانشینش، آرتامیر سپرد. سرباز های بال راست سپاه، تحت فرمان برادرزاده ی شاه، مینوختار بودند و بال چپ سپاه تحت فرماندهی آدراهیل از دول آمروت بود.

نیروهای اوندوهر به سرنوشتی مصیبت‌بار دچار شدند. او توسط ارابه سواران غافلگیر شد و نیروهایش  مغلوب شدند. با این حال سربازان آدراهیل در برابر حمله مقاومت کردند و نجات یافتند. اوندوهر و آرتامیر هر دو کشته شدند و مینوختار فرماندهی را در دست گرفت. او آدراهیل را به سمت جنوب به ایتیلین فرستاد تا خط دفاعی از کایر آندورس تا افل دوات تشکیل دهد.

داستان آدراهیل هیچگاه کامل نشد، بنابراین ماجرای او نامعلوم است. تنها چیزی که مشخص است این است که سرانجام ارابه سواران به نیروهای مینوختار که به شمال رانده شده بود نفوذ کردند، ولی این که آیا به نیروهای آدراهیل هم نفوذ کرده باشند یا نه، مشخص نیست. اگر او اولین حمله ی ارابه سواران را دفع کرده باشد، به نظر می رسد آدراهیل به آرنیل برای حمله ی تلافی جویانه ملحق شده باشد و در شکست نهایی ارابه سواران در “نبرد اردوگاه” نقش داشته باشد.

تعریف نقش آدراهیل در تاریخ دشوار است. به نظر می رسد که او یکی از اجداد امیر امیراهیل از دول آمروت باشد ( مخصوصا از آنجایی که نام او و پدر ایمراهیل مشترک است). اگر او یکی از افراد این سلسله باشد، با این وجود عجیب به نظر می رسد که او بیشتر از یک قرن قبل از اینکه گالادور متولد شود ،کسی که صریحا اولین امیر دول آمروت نام گرفته است، زیسته باشد. زمانبندی تاریخی با این فرضیه سازگار است که آدراهیل پدر ایمرازور و همینطور پدربزرگ گالادور باشد ولی مدارک اندکی در این زمینه در دسترس است.

رودخانه آدورن (مرز غربی روهان)

رودی که از غرب بلندی های کوه های سفید سرچشمه می گرفت و بعد از جاری شدن در زمین های پست به سمت شمال غربی متمایل می شد تا جایی که به رودخانه آیزن در مرز های اندویت می ریخت. اهمیت آن در این بود که منطقه ای دفاعی در غرب سرزمین روهان به شمار می رفت.