خانه - آرشیو نویسنده: الوه (برگه 25)

آرشیو نویسنده: الوه

رونمایی از سه نقاشی منتشر نشده از جی.آر.آر. تالکین

کتابخانه بادلیان آکسفورد قرار است نمایشگاهی با نام «تالکین: خالق سرزمین میانه» را در اواخر تابستان سال ۲۰۱۸ برگزار کند که در این نمایشگاه قرار است به آثار مشهور تالکین پرداخته و دست نوشته ها، نقاشی ها، نقشه ها، وسایل و موارد کمتر دیده شده از تالکین را به نمایش بگذارد. در این راستا و به مناسبت روز تالکین خوانی (۲۵ مارس)، این نمایشگاه ۳ نقاشی منتشر نشده از تالکین را پیش از شروع نمایشگاه برای دید عموم قرار داده است.
این نقاشی ها شامل: یک طرح در دهه ۶۰ میلادی با حال و هوای ژاپنی از چندین بامبو با نوشته الفی کوئنیا «Linquë súrissë» به معنای علف‌زار در باد، یک نقاشی سیاه و سفید انتزاعی در دهه ۵۰ با نوشته‌های الفی بر روی آن که احتمال دارد یک طرح برای جلد کتاب بوده که در پست یک برگه برای بحث موضوعی در کالج مرتون پیدا شده؛ و طرح سوم یک نقاشی از جغد برای مایکل تالکین در زمان کودکی بوده که در آن بازه زمانی کابوس‌هایی در باب جغد می‌دیده.
از نظز یکی از تالکین‌شناسان کتابخانه بادلیان، کاترین مک‎ایلواین، این ۳ تصویر منتشر شده الزاما مرتبط با رشته افسانه یا نوشته‌های تالکین نیستند اما در ۲ مورد یاد شده نوشته های الفی دیده می‌شود که ارتباط مستقیمی با سرزمین میانه، هابیت و ارباب حلقه ها دارد. در باب آن طرح انتزاعی جذاب که هیچ مثالی ندارد، هیچ توضیحی از سمت تالکین وجود ندارد و نمی‌توان متوجه شد آیا این یک طرح جلد بوده یا نقشی مرتبط با رشته افسانه یا تنها یک نقاشی عادی، این نقاشی ۲ سال قبل از بازنشسته شدن وی (در سال ۱۹۵۷) کشیده شده است.
از دیگر مواردی که قرار است در نمایشگاه در معرض دید عموم قرار گیرد، نسخه‌های خطی اولیه هابیت و ارباب حلقه ها که تالکین آن ها را در نزدیکی بازنشستگی به مبلغ ۱۵۰۰ پوند به دانشگاه مارکیت در میلواکی فروخته بود، یک نقاشی انتزاعی دیگر که تالکین در زمان دانشجویی در کالج اکستر در سال ۱۹۱۴ نقاشی کرده بود و موارد دیده نشده بسیاری مرتبط با کتاب اخیر منتشر شده (برن و لوتین) خواهد بود.

مصاحبه‌ای گم شده از تالکین، پیدا شد!

tolkien_merton_college-670x377

به هنگام ضبط مستند «تالکین در آکسفورد» که در ۳۰ مارس ۱۹۶۸ برای اولین بار از بی‌بی‌سی ۲ پخش شده بود، صحبت های بسیاری از جی.آر.آر.تالکین ضبط گردید که تنها بخش اندکی از آن ها در مستند نامبرده استفاده شد و بسیاری از آن ها بدون استفاده ماند و تا مدت ها به نظر می رسید که از دست رفته‌اند. تا اینکه چند ماه پیش قطعه‌ای ویدیویی حاوی بخش های استفاده نشده در مستند، توسط تهیه کننده آن پیدا شد که فقط عده معدودی موفق به دیدن و شنیدن آن شدند، هرچند صدای این ویدیو در بسیاری از قسمت ها به دلایل تکنیکی حذف شده بود.

این رونمایی باعث شد محقق آکسفوردی، دکتر استوارت‌لی، به دنبال نسخه اصلی آن در بایگانی بی‌بی‌سی بگردد که این تلاش منجر به کشف نسخه صوتی ویدئوی یاد شده گردید. حال شبکه رادیو ۴ بی‌بی‌سی قصد دارد ماجراهای پیرامون این رویداد را در روز شنبه ۶ آگوست (۱۶ مرداد) ساعت ۲۰ (سی دقیقه نیمه شب به وقت ایران) در برنامه ای ۱ ساعته پخش نماید که نوید شنیدن صحبت های جدیدی از جی.آر.آر.تالکین را می‌دهد.

یک نکته خوب در مورد این خبر این است که می توان از طریق اینترنت به صورت زنده گوش داد و با بقیه شنوندگان این برنامه همراه شد.

لینک شنیدن آنلاین این رادیو.

منبع خبر.

پیدا شدن دو شعر کمتر دیده شده از تالکین در مجله مدرسه

tolkien1.JPG-pwrt3

استفن الیور، مدیر مدرسه ی Our Lady’s Abingdon که یک مدرسه ی کاتولیک روزانه در آکسفوردشایر می باشد، نسخه ای از سالنامه ی ۱۹۳۶ این مدرسه را در هنگام جستجوی آرشیو مدرسه برای پروژه ای دیگر را پیدا کرده بود که حاوی دو شعر کمیاب از جی. آر. آر. تالکین به نام های نوئل[۱] و مرد سایه ای[۲] است.

OurLadysAbingdonAnnualContents-670x503

محققان آثار تالکین مدت ها پیش با استفاده از لیستی که تالکین از تمامی اشعار منتشر شده اش در نشریات مختلف تهیه کرده بود به وجود نسخه ی اولیه شعر عروسِ سایه[۳] که در کتاب ماجراهای تام بامبادیل[۴] منتشر شده بود و از مجموعه اشعار شوخ و شنگ هابیتی است پی برده بودند. این لیست سرآغاز تلاش های وین جی. هموند[۵] برای پیدا کردن سالنامه ی ۱۹۳۶ این مدرسه بود که وی سرانجام با مراجعه به آرشیو خواهران بخشایش[۶] (بنیان گذاران این مدرسه در سال ۱۸۶۰) در سال ۲۰۱۳ موفق به کشف شعر مرد سایه ای (نسخه ی اولیه عروسِ سایه) شد، اما در کمال تعجب شعری به نام نوئل را نیز از جی. آر. آر. تالکین پیدا کرد که به تولد مسیح می پردازد. مرد سایه ای به همراه چند نسخه ی اولیه از باقی اشعار کتاب اصلی در نسخه ی گسترده ی و بازبینی شده کتاب ماجراهای تام بامبادیل در سال ۲۰۱۴ منتشر شده بود.

چگونگی ارتباط تالکین با مدرسه ی یاد شده تا به امروز به طور کامل مشخص نیست، اما دو احتمال وجود دارد: اینکه به صورت غیررسمی به خاطر کاتولیکی بودن مدرسه از طریق دوستان و آشنایان تالکین با این مدرسه و مجله ی آن آشنا شده است یا این کار جزیی از تلاش های آکسفورد برای فعالیت های خارج از محیط دانشگاه بوده است.

متاسفانه خبر پیدا شدن نسخه ای از این مجله توسط مدیر مدرسه نامبرده در سایت ها مختلف نظیر گاردین، آکسفورد میل، بی بی سی و… با عنوان اشتباه «کشف دو شعر دیده نشده از جی. آر. آر. تالکین» (و عناوین مشابه) انتشار یافته که عنوان نادرستی است و پیش از ماجرای این خبر، مجله توسط فرد دیگری یافت شده و اشعار آن در دسترس علاقه مندان قرار داشته است.

متن شعر مرد سایه ای:

442457

متن شعر نوئل:

Grim was the world and grey last night

The moon and stars were fled,

The hall was dark without song or light,

The fires were fallen dead.

The wind in the trees was like to the sea,

And over the mountains’ teeth

It whistled bitter-cold and free,

As a sword leapt from its sheath.

The lord of snows upreared his head;

His mantle long and pale

Upon the bitter blast was spread

And hung o’er hill and dale.

The world was blind, the boughs were bent,

All ways and paths were wild :

Then the veil of cloud apart was rent,

And here was born a Child.

The ancient dome of heaven sheer

Was pricked with distant light;

A star came shining white and clear

Alone above the night.

In the dale of dark in that hour of birth

One voice on a sudden sang:

Then all the bells in Heaven and Earth

Together at midnight rang.

Mary sang in this world below:

They heard her song arise

O’er mist and over mountain snow

To the walls of Paradise,

And the tongue of many bells was stirred

In Heaven’s towers to ring

When the voice of mortal maid was heard,

That was mother of Heaven’s King.

Glad is the world and fair this night

With stars about its head,

And the hall is filled with laughter and light,

And fires are burning red.

The bells of Paradise now ring

With bells of Christendom,

And Gloria, Gloria we will sing

That God on earth is come.

منبع

[۱] Noel

[۲] The Shadow Man

[۳] Shadow-Bride

[۴] The Adventures of Tom Bombadil

[۵] Wayne G. Hammond

[۶] Sisters of Mercy

تالکین و اینترنت

هنگامی که شهرت به چیزی اضافه شود، عطش افراد برای دانستن پیرامون آن شخص، موضوع یا چیز افزوده شده و در پی آن بعضی افراد به دلیل برداشت اشتباه از یک موضوع، به خاطر جذب مخاطب یا دلایل دیگر ممکن است باعث به وجود آمدن اطلاعات نادرستی شوند که با سرعت نشر بالای مطالب در اینترنت، پیدا کردن ریشه و تصحیح آن امری تقریبا غیرممکن می شود و به صورت تصاعدی بر تعداد این مطالب نادرست افزوده خواهد شد. در این مقاله سعی بر این شد که با جمع آوری برخی از این موارد نادرست یا ناقص که در محیط اینترنت و یا بین طرفداران رواج داشت و ارائه توضیح به صورت خلاصه برای هرکدام از موارد ذکر شده، یک منبع فارسی برای افزایش آگاهی طرفداران در باب چنین موضوعی داشته باشیم.

Little by little, one travels far
(اندک اندک، یک نفر مسافتی طولانی می پیماید)

این جمله که شباهتی بسیار به ضرب المثل «قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود» دارد، در اصل ترجمه انگلیسی یک جمله به کار رفته در آموزش زبان اسپانیایی است. این جمله که در هیچکدام از نوشته های تالکین یافت نمی شود و او هیچ گاه چنین جمله ای را به کار نبرده و نباید به هیچ عنوان آن را به وی نسبت داد.


A single dream is more powerful than a thousand realities
(یک رویا قدرتمندتر از هزاران واقعیت است)

این جمله ممکن است در چشم زیبا بنماید اما در صورتی که با نحوه تفکر تالکین آشنا باشید، این جمله برایتان احساس عجیبی خواهد داشت که کاملا احساس صحیحی است. این جمله که در ابتدا بر روی پوستر طراحی شده فیلم انیمیشنی ارباب حلقه ها اثر رالف باکشی توسط گرافیست مشهور، تام یونگ [۱]، پدیدار شده است:

LORD-OF-THE-RINGS_Bakshi_posterدر اصل این یک جمله از رمان فن شا [۲] نوشته ناتانیل هاتورن [۳] به شکل زیر است:

that dream of undying fame, which, dream as it is, is more powerful than a thousand realities

این اشتباه تا بدین حد فراگیر بوده است که برخی از اجناس استدیوی وتا [۴] مرتبط با رشته افسانه تالکین با چنین جمله ای به فروش می رسند.
در نتیجه این یک سخن از تالکین نیست و نباید به او نسبت داده شود.


Not all who wander are lost

شاید خیلی از خوانندگان فکر کنند این جمله به اشتباه در اینجا قرار گرفته، اما اگر اندکی با هم جلو برویم، اشتباهی را در متن پیدا خواهیم کرد. جمله ی اصلی به صورت زیر است:

Not all those who wander are lost
(هر که سرگردان است گم گشته نیست)

بله، کلمه those در جمله ابتدایی وجود ندارد و حتی محصولاتی با این جمله ناقص به فروش می رسد {لینک} و به حجم انتشار این اشتباه حتی بین کسانی که طرفدار رشته افسانه نیستند و تنها این جمله را مشاهده می کنند افزوده می شود. البته شاید بگویید یک کلمه تفاوت زیادی ایجاد نمیکند، اما جمله ای متفاوت از جمله ی اصلی را نمی توان به صاحب اثر نسبت داد.


Fantasy is escapist, and that is its glory
(فانتزی، فرار کردن است، و همین مایه افتخار آن است)

در صورتی که مقاله چرا فانتزی می خوانیم یا «در باب داستان پریان» را خوانده باشید، تالکین تعریف متفاوتی از فانتزی و این حرکتی که به اشتباه فرار نام گرفته است ارائه می دهد که خواندن آن برای درک اشتباه این جمله خالی از اشتباه نیست:

مورد بعدی «رهایی» است. منتقدین گاهی آنرا به اشتباه فرار از دنیای واقعی تصور می‌کنند و به سخره می‌گیرند. رهایی حتی ممکن است قهرمانانه باشد اما فرار اینطور نیست. چرا انسانی که زندانی شده و می‌خواهد به خانه خود بازگردد باید مورد تمسخر قرار گیرد؟ اگر نمی‌توان از زندان بیرون رفت، فکر کردن به موضوعاتی غیر از زندان و زندانبان چه اشکالی دارد؟ تالکین معتقد است: «دنیای بیرون به این دلیل که زندانی نمی‌تواند آنرا ببیند غیر واقعی نیست». رهایی زندانی در خیال، نوعی مقاومت است. زمانی فرا می‌رسد که انسان می‌خواهد از سر و صدا و آلودگی و بی‌رحمیِ نمادهای صنعتی، از گرسنگی و فقر و غم و اندوه و بی‌عدالتی و مرگ، گریزی به پرواز بی صدا و دلپذیر پرنده بزند، و بی خیال در آسمان به پرواز درآید یا همچون ماهی در اعماق دریا شنا کند یا همچون آهوان در جنگل بدود.

هنگامی که می دانیم تالکین چنین نظری دارد، ارتباط دادن این جمله به تالکین کار اشتباهی نیست؟ به هر حال این جمله از صفحه ۲۹ مقاله «زبان شب: مقاله ای بر فانتزی و علمی تخیلی [۵]» نوشته فانتزی و علمی تخیلی نویس، اورسله کی. لگویین [۶] گرفته شده است که این یک سخن از تالکین نیست و نباید به او نسبت داده شود، اما متاسفانه محصولات و مطالب بسیاری با این جمله به نام تالکین وجود دارد.


It simply isn’t an adventure worth telling if there aren’t any dragons
(یک ماجراجویی ارزش تعریف کردن ندارد وقتی اژدهایی در آن نیست)

شاید به نظر برسد این جمله به خاطر کلمات ماجراجویی و اژدها و شباهت به داستان بیلبو بگینز از تالکین است، اما در اصل جمله ای کتاب زیادیِ ساده [۷] نوشته سارا بن برائنوک [۸] است و شکل کامل جمله به صورت زیر است:

Always remember, it’s simply not an adventure worth telling if there aren’t any dragons

که پس از این می توان نتیجه گرفت این جمله از تالکین نیست و نباید به اون نسبت داده شود.


Living by faith includes the call to something greater than cowardly self-preservation
(زندگی کردن با ایمان شامل تمسک جستن به چیزی عظیم تر از بزدلانه از خود محافظت کردن است)

شاید تنها ارتباط این جمله با تالکین این است که اولین بار در کتاب پیدا کردن خدا در ارباب حلقه ها [۹] توسط کرت برونر [۱۰] و جیم ویر [۱۱] نوشته شده است. در صورتی که به متن کتاب نگاهی کنیم، میبینیم چنین جمله ای تنها توسط نویسنده برای بخشی از کتاب خود نوشته شده و بعد ها در مکان هایی نظیر گودریدز [۱۲] به اشتباه این جمله به تالکین نسبت داده شده است.

images


Even the smallest person can change the course of the future
(حتی کوچک ترین افراد نیز می توانند در تغییر شکل آینده موثر باشند)

سخنی که گالادریل در فیلم ارباب حلقه ها ساخته شده توسط پیتر جکسون می گوید از دید بسیاری سخن تاثیرگذار و مهمی است و با بطن داستان هماهنگی دارد، اما این جمله ی زیبا در هیچ کجای کتاب، نوشته های تالکین و گفته های وی وجود ندارد و ساخته شده توسط عوامل این فیلم است و نسبت دادن آن به جی. آر. آر. تالکین حرکتی بس نادرست.


You can only come to the morning through the shadow
(تو فقط از میان سایه می توانی خود را به صبح برسانی)

با وجود معنای خوبی که می توان از آن برداشت کرد، این جمله شاید یکی از بحث برانگیز ترین بخش ها باشد چون جمله به شکل تقریبا مشابهی در کتاب دو برج وجود دارد:

For a while they stood there, like men on the edge of a sleep where nightmare lurks, holding it off, though they know that they can only come to morning through the shadows.

از منظر شکل ظاهری شاید تفاوت ها اندک باشد اما به هرحال شکلی جدید دارد و نمی توان آن را از تالکین دانست، به علاوه ملاک ما تنها شکل ظاهری است و با شباهت آن، دو جمله یکسان اند؟ یا باید به عمق و مفاهیم از دست رفته در این تغییر هم توجه کرد؟ در حالت نادرست این جمله تنها هدفی امیدبخش دارد اما در کتاب دو برج پس از توصیف سرزمین دهشتناک میان کوه های خاکستری و باتلاق های مردگان در سایه با چنین بندی در صفحه ۴۶۲ کتاب دو برج مواجهیم:

مدتی آنجا ایستادند، همانند آدم‌هایی که در آستانۀ خواب قرار دارند، خوابی که کابوس در آن کمین‌شان را می‌کشد، و آن را به تأخیر می‌اندازد، هر چند می‌دانند که فقط از میان سایه‌ها می‌توانند خود را به صبح برسانند. روشنایی گسترش یافت و خشن‌تر شد. چاله‌های تشنه‌لب و پشته‌های مسموم به طرزی هولناک واضح شدند. خورشید بالا آمده بود و در میان ابرها و بیرق‌های دراز دود راه می‌پیمود، اما حتی آفتاب نیز ملوث بود.

آیا اینجا صبح و روشنایی، معنی مشابهی با جمله ناقصی که به تالکین نسبت داده می شود دارد؟ کابوسی در سایه در ابتدای این صفحه شرح داده می شود، با آمدن صبح معنای امیدبخش دارد؟ باتلاق مردگانی که اساس آن براساس گفته ی خود تالکین برگرفته از تجربیات تلخ وی در نبرد خونین سمّه در شمال فرانسه در طول جنگ جهانی اول است. تغییر جمله و بیرون کشیدن آن از متن اصلی علاوه بر تغییر شکل ظاهری، معنا و نوع کاربرد آن را هم تغییر داده است و نمی توان آن را یک جمله از تالکین خواند.


در انتها توجهات را به یک تصویر جلب می کنم:

WXaqbمردی مسن با لباس و شمایلی شبیه به پروفسور آکسفوردی مورد بحث این مقاله که در نقاط مختلف اینترنت به اشتباه جی. آر. آر. تالکینِ علاقه مند به گیاهان نامیده می شود و تصاویر دیگری که به تنهایی یا به همراه همسرش ادیت در باغچه ای داشته، باعث تقویت چنین باور نادرستی می شود، اما واقعا این تصویر مربوط به شخص جی. آر. آر. تالکین است؟
در صورتی که تصویری با کیفیت در اختیار داشته باشید با بزرگ کردن تصویر از روی چهره می توان تشخیص داد که این فرد جان رونالد روئل تالکین نیست؛ اما کار ما همین جا به پایان نمی رسد و اگر به دنبال منبع این تصویر باشیم، در کتاب آلمانی مردمان باغچه [۱۳] این تصویر با نام کلارنس الیوت [۱۴] چاپ شده است که اسکن صفحه ی مربوط به کتاب را در پایین می توانید مشاهده کنید:

clarence_elliott_garden_peopleو مهم ترین جمه این بخش: فرد داخل این تصویر جان رونالد روئل تالکین نیست.


در این مقاله سعی شد برخی از مهم ترین مطالب موجود در بخش های مختلف اینترنت و جامعه که به اشکال مختلف به اشتباه به تالکین نسبت داده می شد معرفی و بررسی شود تا خوانندگان با داشتن چنین اطلاعاتی، قبل از اشتراک هرچیز یا نسبت دادن چیزهایی که از منابع آن مطمئن نیستیم اندکی دست به جستجو زده و از صحت آن به طور دقیق باخبر شوند و در این مورد خاص، نه مطالب موجود سایت هایی نظیر گودریدز یا وبلاگ ها و سایت هایی که سخنان افراد را منتشر می کنند، ویکی پدیا یا حتی گروهی از تهیه کنندگان رسمی فیلم (مثلا استدیوی وتا) نمی توانند منبع موثقی بوده و همیشه بررسی آثار جی. آر. آر. تالکین بهترین گزینه برای تشخیص درستی یا نادرستی مطالب موجود در اینترنت است.
البته میزان این جملات نادرست و اشتباهات به خاطر ذات سریع اینترنت بسیار زیاد بوده و در هر لحظه به تعداد آن افزوده می شود که به خاطر حجم بالای آن امکان بررسی همه آن ها نیست (در یک مورد خاص سایتی اقدام به ارسال ۱۰ جمله از تالکین کرده بود که ۷ عدد از آن ها نادرست بود!) اما امید است روش پیش گرفته شده در این مقاله برای خوانندگان به سان چراغ ائارندیل روشنگر مسیر تاریک و نامشخص موجود در پیش رو باشد.

  • منبع: www.thetolkienist.com

پانوشت‌ها:

[۱] Tom Jung
[۲] Fanshawe
[۳] Nathaniel Hawthorne
[۴] WETA Workshop
[۵] The Language of the Night: Essays on Fantasy and Science Fiction
[۶] Ursula K. Le Guin
[۷] Simple Abundance
[۸] Sarah Ban Breathnach
[۹] Finding God in the Lord of the Rings
[۱۰] Kurt Bruner
[۱۱] Jim Ware
[۱۲] Goodreads
[۱۳] Als die Gärtner Tweed trugen
[۱۴] Clarence Elliott

رونمایی از طرح جلد کتاب «درخت و برگ» چاپ انتشارات روزنه

درخت برگ کتابی حاوی سه داستان تخیلی از تالکین و نامرتبط به رشته افسانه است که برای اولین بار در سال ۱۳۷۷ توسط مراد فرهاد پور ترجمه و توسط انتشارات طرح نو به چاپ رسیده بود. با توجه به قول هایی که در مراسم شبی با تالکین و جشن ده سالگی سایت توسط انتشارات روزنه داده شده بود، اخیرا خبرهای جدیدی شنیده ایم که در صدر آن ها تصویر روی جلد با طراحی فرهاد علیزاده برای این کتاب است و در پایین می توانید آن را مشاهده کنید:

FB_IMG_1450375874071.jpg.a18e3adc5f3ca28fac15a62b2a67e55a

همچنین با خبر شدیم مقدمه ی جدید و مفصل تری توسط جناب فرهاد پور برای این کتاب آماده شده است و به تازگی مجوزهای لازم را کسب کرده و باید منتظر تاریخ انتشار کتاب در آینده ای نزدیک باشیم.

نظرات خود را با ما و دیگر طرفداران آثار تالکین در میان بگذارید.