خانه - آرشیو نویسنده: الوه (برگه 23)

آرشیو نویسنده: الوه

تاریک و روشن، نگاهی به ملکور و واردا در متون منتشر شده رشته افسانه

ملکور و واردا اثر Filat

ملکور و واردا اثر Filat

 

… مانوه و اولمو و آئوله به سان پادشاهان بودند، اما واردا ملکه‌ای از والار بود، و همسر مانوه، و زیباییش گران و هولناک بود و حرمتی بسیار داشت.

حلقه مورگوت، آینولینداله

جان رونالد روئل تالکین به دلیل دانش و مهارتش در زبان‌شناسی، همواره در انتخاب کلماتش دقتی بی‌نظیر داشته و از این رو نگارنده این مقاله سعی بر این دارد با مقایسه ملکور و واردا، به شباهت این دو و علت سرنوشت متفاوت این دو بپردازد. لازم به ذکر است نظرات ارائه شده در این مقاله صرفا پرداخته شده از سوی نگارنده براساس متون منتشر شده از تالکین است. همچنین اساس نتیجه‌گیری‌ها متن انگلیسی و معانی کلمات در زبان انگلیسی بوده و انتخاب و معانی کلمات در ترجمه فارسی مد نظر نمی‌باشد.

 

شباهت ظاهری، شدت زیبایی، عظمت و هولناکی

تالکین در یکی از نسخه‌های آینولینداله که در جلد دهم تاریخ سرزمین میانه، حلقه مورگوت، آمده است، واردا را چنین توصیف می‌کند:

 

مانوه و اولمو و آئوله به سان پادشاهان بودند، اما واردا ملکه‌ای از والار بود، و همسر مانوه، و زیباییش گران و هولناک بود و حرمتی بسیار داشت.[۱] 

And Manwe and Ulmo and Aule were as Kings; but Varda was the Queen of the Valar, and spouse of Manwe, and her beauty was high and terrible and of great reverence

به علاوه ما در کتاب سیلماریلیون منتشر شده چنین چیزی را می‌خوانیم:

 

زیبایی او بس عظیم است، چنان که در سخن آدمیان و الف‌ها نمی‌گنجد.[۲]

Too great is her beauty to be declared in the words of Men or of Elves

از جملات بالا به این نتیجه رسیدیم: زیبایی واردا از شدت بسیار قابل توصیف نیست و این زیباییِ گران به هولناکی می‌نماید. اما پیش از رسیدن نتیجه اصلی، بگذارید دو بخش دیگر از متون تالکین را با هم بخوانیم:

به جای فرمانروای تاریکی یک ملکه خواهی نشاند. و من تاریک نخواهم بود، بلکه زیبا و هولناک خواهم بود، مثل صبح و شب! زیبا مثل دریا و خورشید و برف‌های روی کوهستان! هولناک مثل توفان و آذرخش! قوی‌تر از شالودۀ زمین. همه مرا دوست خواهند داشت و در عین حال مأیوس خواهند بود! … و اکنون قامتش از اندازۀ در گذشته بود و بیش از حد تحمل زیبا و دهشتناک و قابل ستایش می‌نمود.[۳]

In place of the Dark Lord you will set up a Queen. And I shall not be dark, but beautiful and terrible as the Morning and the Night! Fair as the Sea and the Sun and the Snow upon the Mountain! Dreadful as the Storm and the Lightning! Stronger than the foundations of the earth. All shall love me and despair! … seeming now tall beyond measurement, and beautiful beyond enduring, terrible and worshipful

با مقایسه سه بخش بالا به نظر می‌رسد که از نظر تالکین، هنگامی که شدت زیبایی ناشی از قدرت بسیار/گران (High) می‌شود، نتیجه هولناک/دهشتناک (Terrible) خواهد بود و توصیفات ارائه شده برای گالادریل را می‌توان مشابه و در ارتباط با مقصود تالکین از نوشتن آن توصیفات برای واردا در نظر گرفت. به علاوه از نظر نگارنده، کلمات و جملات استفاده شده برای زیبایی این دو بانو بسیار قابل توجه است و دلیلی پنهان در پشت آنان وجود دارد؛ کلماتی نظیر high، terrible، جملاتی نظیر «قامتش از اندازۀ در گذشته بود» و معنای نام واردا که برکشیده/بلندپایه است، «بیش از حد تحمل زیبا» و به طور کلی تک تک کلمات و جمله‌بندی‌های به کار رفته در متون بالا. همچنین این سه تکه ما را به شدت به یاد قسمتی از کتاب سیلماریلیون می‌اندازند که بیاییم با هم به خواندنش پرداخته و سپس هر چهار را با هم مقایسه کنیم:

 

و او نیز به کالبدی هویدا درآمد، امّا به سبب خلق و خو، و بداندیشی که در درونش فروزان بود، این کالبد تیره و دهشتناک می‌نمود. و او بر آردا فرود آمد، با نیرو و شکوه و جلالی عظیم‌تر از دیگر والار، همچون کوهی که دل دریا را می‌شکافد و سر به ابرها می‌ساید و جامه‌ای از یخ بر تن دارد و تاجی از دود و آتش بر فراز سر.[۴]

and he also took visible form, but because of his mood and the malice that burned in him that form was dark and terrible. And he descended upon Arda in power and majesty greater than any other of the Valar, as a mountain that wades in the sea and has its head above the clouds and is clad in ice and crowned with smoke and fire

تالکین برای کالبد ملکور از همان کلمات و توصیفات استفاده می‌کند! عظمت بالای ملکور و واردا را کاملا می‌توان در کنار هم گذاشت، کلماتی نظیر دهشتناک/هولناک (terrible)، آذرخش و طوفان در برابر دود و آتش در آسمان، جملاتی نظیر «سر به ابرها می‌ساید» در مقایسه با معنای نام واردا که برکشیده/بلندپایه است یا «قامتش از اندازۀ در گذشته بود»، «جلالی عظیم‌تر از دیگر والار» در مقایسه با «زیبایی او بس عظیم است، چنان که در سخن آدمیان و الف‌ها نمی‌گنجد» یا «بیش از حد تحمل زیبا». شباهت‌های دیگری که به وضوح در خواندن هر چهار متن با هم به چشم می‌آید و همسانی و در ارتباط داشتن این جملات را نشان می‌دهد.

این توصیفات مشابه سخن از چه دارند؟ براساس متن سیلماریلیون که در بالا هم آمده، نظر نگارنده این است که این توصیفات خبر از ثنویت این دو و خلق و خو و ذات درونی این افراد می‌دهد و ملکور و واردا را در عین تفاوت، باید بسیار به هم شبیه‌تر و مرتبط‌تر در خلقت و قدرت دانست.

ستارگان برای واردا اثر Elena Kukanova

ستارگان برای واردا اثر Elena Kukanova

روشنایی در ظاهر

از واردا آورده‌اند:

 

زیرا روشنایی ایلوواتار هنوز بر چهرۀ او باقی است.[۵]

for the light of Ilúvatar lives still in her face

همچنین در باب ملکور:

 

و برق چشمان ملکور به‌سان شعله‌ای بود که گرمایش می‌پژمراند و سرمای گزنده‌اش می‌شکافت.[۶]

and the light of the eyes of Melkor was like a flame that withers with heat and pierces with a deadly cold

اگر مقاله «آردا، حلقه مورگوت» را خوانده باشید، به یاد نکته قابل توجهی در باب روشنایی چشمان ملکور می‌افتید که باعث ترس مانوه می‌شده است و با این نگاه به قضیه، تنها روشنایی که می‌تواند باعث ترس شاه آردا شود، باید منشأ آن قدرتی بسیار باشد، همان روشنایی که در چهره واردا، باعث زیبایی و هول‌انگیزی می‌شود.

البته این مفاهیم دوگانه‌گرایی در آثار تالکین بسیار به چشم می‌خورد، مثلا در باب دوگانگی آتش، ما توضیحی از آتش گندالف و سائورون در کتاب قصه‌های ناتمام بخش ایستاری داریم که چنین گفته می‌شود:

 

روح وی گرم و مشتاق بود (و توسط ناریا افروخته‌تر شده بود)، چرا که او دشمن سائورون بود، آتشی که در ناامیدی و مهنت به کمک آمده و مشوق است، در برابر آتشی که می‌بلعد و نابود می‌کند.[۷]

میل به قدرت و روشنایی و اعماق

از سوی دیگری نیز می‌توان به مقایسه واردا و ملکور پرداخت و آن میل و قدرت در روشنایی است. در باب واردا آمده است:

 

قدرت و شادمانی‌اش در روشنایی است. واردا از ژرفناهای ائا به یاری مانوه شتافت.[۸]

همچنین:

 

بل (چه از طریق سرنوشت و میل) ملکه‌ی آینده‌ی آردا بودن[۹]

but being (by destiny and desire) the future queen of Arda

و در باب ملکور نوشته شده:

 

ملکور با میل به روشنایی آغاز کرد.[۱۰]

He began with the desire of Light

شباهت جالبی مشاهده نمی‌کنید؟ در میل به روشنایی، میل شخصی به حکمرانی، میل به ژرفناهای واردا! که خوانندگان سیلماریلیون از علاقه ملکور به حکمرانی و ژرفناها کاملا آگاهند. همچنین اکثر آینور اعمال خود را به سبب عشق به ارو، مخلوقاتشان و فرزندان ارو انجام می‌دهند، اما در باب ملکور همیشه از میل (desire) استفاده می‌شود و استفاده تالکین از این واژه برای واردا جالب توجه است.

سوالی مهم اما متاسفانه بدون جواب قاطع را در این باب می‌توان مطرح کرد: آیا این میل واردا به ملکه بودن باعث شده که همسر مانوه باشد، نه طرح ایلوواتار؟ چرا که ملکور و واردا دارای تفاهم و شباهات بیشتری نسبت به هم بوده تا مانوه و واردا و پیوند/همراهی آن دو منطقی‌تر به نظر می‌آمده است. چنین است که ما در والاکوئنتا می‌خوانیم:

 

چه او ملکور را پیش از خلقت آهنگ می‌شناخت و دست رد به سینه‌اش زده بود.[۱۱]

ملکور و واردا اثر em-niwa

ملکور و واردا اثر em-niwa

نقطه تباهی و تعالی

پس از خواندن متون تا به اینجا به شباهت‌های بسیار واردا و ملکور پی بردیم، اما چرا این دو با وجود شباهت، سرنوشت بسیار متفاوتی دارند؟ از نظر نگارنده نقش مانوه به عنوان یک همراه وفادار در اینجا تعیین کننده است. مانوه شخصیتی بسیار پاک، نیکخواه، مهربان و خونسرد دارد و این عاملی است که تالکین بسیار به آن ارج می‌دهد؛ مثلا در مقایسه فرودو و سمه‌آگول (گولوم) تفاوت این دو در چیست؟ فرودو همراهی بسیار پاک، نیکخواه، مهربان و خونسرد به نام سموایز گمجی دارد، اما سمه‌آگول چنین فردی را نمی‌تواند داشته باشد و به همین دلیل به تباهی سقوط می‌کند؛ این ماجرا را در باب فارامیر و بورومیر نیز می‌توان مشاهده کرد، فارامیر همیشه به پندهای گندالف، شخصی بسیار پاک، نیکخواه، مهربان و خونسرد اهمیت می‌دهد اما بورومیر گوش شنوایی ندارد و سرنوشت متفاوت این دو در مقابل حلقه را مشاهده می‌کنیم.

با نگاه به کتب مثال‌های دیگری نیز می‌توان پیدا کرد که پرداختن بیشتر به آنان از حوصله و هدف مقاله خارج است.

سخن نهایی

با مقایسه ملکور و واردا و سرنخ‌هایی که تالکین برای ما در متون خویش قرار داده، می‌توان این بحث را بیش از چیزی که در اینجا آمده گسترش داد و در باب آن به گفتگو نشست که بار این تلاش بر عهده شما خوانندگان گرامی خواهد بود. در انتها نظر نگارنده بر این است که یکی از دلایل اصلی گزند دیدگی آردا، از بین رفتن تعادل میان واردا و ملکور به عنوان دو نیروی اصلی روشنایی و تاریکی (تاریکی معادل پلیدی مد نظر نیست) بوده و در صورت تفاوت سرنوشت ملکور یا واردا، سرنوشت آردا نیز به گونه‌ای متفاوت می‌بود.

اینجا سیلماریلیون به پایان می‌رسد. اگر از اوج و زیبایی، در تاریکی و ویرانی غلتیده، از دیرباز تقدیر آردای گزند دیده همانا همین بوده است؛ و اگر تغییری در راه، و قرار به بهبود این زیان‌ها باشد، مانوه و واردا ای بسا از آن آگاهند؛ امّا آشکارش نکرده‌اند.[۱۲]

پانوشت‌ها:

[۱] جلد دهم تاریخ سرزمین میانه، حلقه مورگوت، بخش اول، آینولینداله

[۲] سیلماریلیون، والاکوئنتا، صفحه ۲۷، ترجمه رضا علیزاده

[۳] فرمانروای حلقه‌ها، یاران حلقه، آیینۀ گالادریل، صفحه ۷۱۶، ترجمه رضا علیزاده

[۴] سیلماریلیون، آینولینداله، صفحه ۲۰، ترجمه رضا علیزاده

[۵] سیلماریلیون، والاکوئنتا، صفحه ۲۷، ترجمه رضا علیزاده

[۶] سیلماریلیون، آینولینداله، صفحه ۲۰، ترجمه رضا علیزاده

[۷] قصه‌های ناتمام، بخش چهارم، ایستاری

[۸] سیلماریلیون، والاکوئنتا، صفحه ۲۷، ترجمه رضا علیزاده

[۹] جلد دهم تاریخ سرزمین میانه، حلقه مورگوت، بخش پنجم، اسطوره‌های تغییر یافته

[۱۰] سیلماریلیون، والاکوئنتا، صفحه ۳۶، ترجمه رضا علیزاده

[۱۱] سیلماریلیون، والاکوئنتا، صفحه ۲۷، ترجمه رضا علیزاده

[۱۲] سیلماریلیون، حدیث سفر ائارندیل و نبرد خشم، صفحه ۴۲۴، ترجمه رضا علیزاده

 

ویل پولتر به عنوان یکی از بازیگران سریال ارباب حلقه‌ها انتخاب شد

Will Poulter

به روز رسانی در ۲۱ آذر ۹۸: ویل پولتر در سریال ارباب حلقه‌ها ایفای نقش نخواهد کرد

 

به نقل از ورایتی، سریال ارباب حلقه‌ها یکی از بازیگران نقش‌های اصلی خود را انتخاب کرده است. ویل پولتر بریتانیایی توسط عوامل این سریال برای نقشی با نام بلدور (Beldor) انتخاب شده است. این بازیگر پیش‌تر در فیلم فانتزی سرگذشت نارنیا: سفرِ کشتیِ سپیده‌پیما در نقش اوستال اسکراب ظاهر شده است و همچنین تجربه بازی در فیلم‌های Black Mirror: Bandersnatch و Maze Runner: The Death Cure را دارد. با توجه به اینکه این نام در رشته افسانه تالکین وجود ندارد، دو احتمال به نظر می‌رسد؛ یا این نام مستعار برای مخفی نگه داشتن و لو نرفتن جزییات داستان انتخاب شده، یا این شخصیت قرار است توسط نویسندگان در داستان اضافه شود. نکته جالبی در انتخاب احتمالی این بازیگر وجود دارد و آن شباهت وی به هوگو ویوینگ، بازیگر الروند در فیلم ارباب حلقه‌ها، است.

تلاش‌های ورایتی و دیگر منابع برای دریافت پاسخ از آمازون و نمایندگان این بازیگر تا به امروز بی‌نتیجه بوده است.

با توجه به اینکه ساخت سریال ارباب حلقه ها هنوز در ابتدای کار بوده، ممکن است در آینده براساس نظر و تصمیم آمازون تغییرات بسیاری در این سریال صورت بگیرد و به همین دلیل تاکنون هیچ بازیگری به صورت رسمی توسط آمازون برای این سریال معرفی نشده است. اما با گذشت زمان و پیشرفت ساخت سریال، منابع معتبر مختلف آرام آرام خبر از بازیگران احتمالی سریال ارباب حلقه‌ها می‌دهند که برایتان تمامی این اخبار را یکجا جمع آوری کرده ایم:

بازیگران احتمالی سریال ارباب حلقه‌ها تا به امروز

گلچین مصاحبه تام شیپی در خصوص سریال ارباب حلقه‌ها

تام شیپی

-ترجمه: ایمان صاحبی

به تازگی مصاحبه‌ای با تام شیپی، پژوهشگر و تالکین‌شناسی که عضوی از اعضای تیم تولید سریال ارباب حلقه‌ها است انجام شده که در آن به نکات جالبی در مورد روند تولید و داستان سریال اشاره می‌شود. در ادامه شما می‌توانید گلچین مصاحبه تام شیپی در خصوص سریال ارباب حلقه‌ها را مطالعه نمایید:

  • تام نظرت راجع به ویدیویی که آمازون منتشر کرده چیه؟

خب، تو این ویدیو چیز خاصی مشخص نمیشه. نقشه‌ای رو می‌بینیم که اطلاعات زیادی داخلش نیست و نام مکانی رو لو نمیده. با این حال می‌دونیم که نقشه‌ی دوران دومه، چون نومه‌نور داخلشه. ولی مشکل دوران دوم اینه که اطلاعات زیادی ازش در دسترس نیست.

  • چطور؟

کار کردن با دوران دوم سخته چون وقایعش تقریبا دو دفعه متوقف میشه. یه بار زمان سقوط نومه‌نور و سپس ۱۵۰ سال بعد، با نبرد آخرین اتحاد و شکست سائورون. وضعیت نقشه در اواسط دوران دوم با اواخر همون دوران و دوران سوم فرق می‌کنه، چون شکل جهان هنوز تغییر نکرده.
برای سریال خیلی مهمه که داستان در چه دوره‌ای رخ میده. این مسئله یکی از مشکلات ما به منظور طراحی نقشه برای دوران دوم بود، چون باید دقیقا مشخص کنین که زمان نقشه مربوط به چه تاریخیه. تالکین بخشی از این وقایع رو نوشته، ولی اطلاعاتی که از دوران دوم در اختیار ماست شامل سه صفحه از ضمایم ارباب حلقه‌ها و فهرستی از پادشاهان نومه‌نور و کمی محتوای بیشتر از کتاب قصه‌های ناتمامه.

  • با این حساب آیا دست آمازون برای خلق داستان‌های بیشتر بازه؟

دست آمازون برای اضافه کردن محتوای بیشتر نسبتا بازه، چون همون‌طور که گفتم اطلاعات کمی از این بازه زمانی در دسترسه. بنیاد تالکین اصرار داره که شکل کلی دوران دوم بدون تغییر بمونه. سائورون به اریادور حمله می‌کنه، و توسط نومه‌نوری‌ها به عقب رونده میشه اما بعد به نومه‌نور میره و در نهایت اونا رو فریب میده و ترغیب می‌کنه تا به والار حمله کنن. مسیر این اتفاقات تاریخی باید ثابت بمونن. ولی امکان اضافه شدن شخصیت‌های جدید وجود داره و می‌تونیم سوالات زیادی مطرح کنیم، مثلا: سائورون در طول این مدت چی کار می‌کنه؟ اون بعد از شکست مورگوت کجا بوده؟ روی کاغذ آمازون می‌تونه به این سوالات پاسخ بده چون تالکین جوابی برای اونا ننوشته. اما این اتفاقات نباید با محتوایی که تالکین نوشته تناقضی داشته باشه. آمازون باید مراقب این مسئله باشه. باید به اصل داستان وفادار بمونه. تغییر حد و حدودی که تالکین ساخته غیرممکنه. همه چیز باید «تالکینی» باقی بمونه.

  • آیا بنیاد تالکین می‌تونه تغییرات آمازون رو رد کنه؟

بله، بنیاد تالکین به دقت همه چیز رو زیر نظر داره و خیلی راحت می‌تونه به تغییرات جواب رد بده. اون‌ها درباره‌ی هر چیزی که مربوط به تالکین میشه حق وتو دارن.

  • دوران اول و سوم چطور؟

دوران اول و سوم محدوده‌های ممنوعه هستن، آمازون به دوران اول دسترسی نداره. اگه فهم اتفاقات دوران دوم مستلزم توضیحی از دوران اول باشه، میشه نهایتا به اون‌ها اشاره‌ای داشت. ولی اگه اون واقعه توی ارباب حلقه‌ها یا ضمایم ذکر نشده باشه، آمازون احتمالا نمی‌تونه ازش استفاده کنه. پس سوال اینه که تا چه حد میشه به وقایعی اشاره کرد که مثلا توی دوران اول اتفاق افتاده اما اثراتش در دوران دوم ادامه داره. به هر حال، کار کردن روی این اتفاقات مثل میدون مین میمونه؛ باید خیلی محتاط باشید، ولی در عین حال جا برای تفسیر و خلق داستان هم هست.

  • چیزی در مورد شروع فرآیند تولید می‌دونی؟

نه، من اطلاعات خیلی خیلی کمی از این پروژه دارم. تا جایی که می‌دونم اون‌ها می‌خوان سریال رو سال ۲۰۲۱ پخش کنن، بنابراین فکر نمی‌کنم تولید امسال شروع بشه، ولی نمی‌دونم برنامه‌ی زمانیشون چطوریه. هنوز کارهای زیادی باید انجام بشه؛ طراحی لباس‌ها، سلاح‌ها، لوکیشن‌ها و غیره!

  • در چند وقت اخیر شایعات زیادی درباره انتخاب نیوزلند یا اسکاتلند به عنوان لوکیشن تولید سریال ارباب حلقه‌ها مطرح شده، اما هیچ‌کدوم توسط شبکه تایید نشده. نظر شما درباره لوکیشن تولید سریال چیه؟

البته که لوکیشنِ دقیق هنوز نامشخصه و ممکنه چند جا باشه. فیلمبرداری بر اساس خط زمانی داستان اتفاق نمی‌افته. منطقاً ابتدا تمام صحنه‌های مربوط به یک لوکیشن فیلمبرداری میشه و بعد به سراغ لوکیشن بعدی میرن تا لازم نباشه دوباره به اونجا برگردن. پس مهمه که همه چیز قبل از شروع فیلمبرداری معلوم باشه، شما باید پایان داستانتون رو بدونید. فصل اول سریال قرار بود ۲۰ قسمت داشته باشه. بنابراین تا زمانی که تصمیم نگیرن داستان چطور به پایان می‌رسه، فیلمبرداری شروع نمیشه.

  • نظرت در مورد انتشار خردخرد اطلاعات مربوط به سریال چیه؟

تمام این تصمیمات توسط کسانی گرفته می‌شه که سال‌ها در این زمینه تجربه دارن و احتمالا به این نتیجه رسیدن که بهترین کار برای ایجاد کنجکاوی در مخاطبان و حفظ علاقه‌ی اون‌ها روش فعلیه.

 

لینک مصاحبه کامل: https://www.tolkiengesellschaft.de/30918/exklusive-interview-with-tom-shippey-concerning-lotronprime

 

مارکلا کاونا به عنوان اولین بازیگر سریال ارباب حلقه‌ها انتخاب شد

به گزارش ورایتی، منابع متعددی خبر از مذاکرات جدی شبکه آمازون با مارکلا کاونا برای حضور در سریال ارباب حلقه‌ها می‌دهند. این بازیگر استرالیایی تجربه بازی در سریال‌هایی نظیر Romper Stomper، Picnic at Hanging Rock و The Cry را دارد. همچنین نام این شخصیت تایرا (Tyra) خواهد بود. لازم به ذکر است با توجه به اینکه این نام در رشته افسانه تالکین وجود ندارد، دو احتمال به نظر می‌رسد؛ یا این نام مستعار برای مخفی نگه داشتن و لو نرفتن جزییات داستان انتخاب شده، یا این شخصیت قرار است توسط نویسندگان در داستان اضافه شود.

تلاش‌های ورایتی و دیگر منابع برای دریافت پاسخ از آمازون و نمایندگان این بازیگر تا به امروز بی‌نتیجه بوده است.

به نظر شما مارکلا کاونا موفق به ایفای قابل قبول نقش خود در سریال ارباب حلقه‌ها خواهد شد؟

با توجه به اینکه ساخت سریال ارباب حلقه ها هنوز در ابتدای کار بوده، ممکن است در آینده براساس نظر و تصمیم استودیو و شرکت آمازون تغییرات بسیاری در این سریال صورت بگیرد و به همین دلیل تاکنون هیچ بازیگری به صورت رسمی توسط آمازون برای این سریال معرفی نشده است. اما با گذشت زمان و پیشرفت ساخت سریال، منابع معتبر مختلف آرام آرام خبر از بازیگران احتمالی سریال ارباب حلقه‌ها می‌دهند که همه آنها در یکجا برایتان جمع‌آوری شده است:

بازیگران احتمالی سریال ارباب حلقه‌ها تا به امروز

تور، خادم پنهان مورگوت؟

ملکور در میان آینور عظیم‌ترین هبه‌های قدرت و دانش ارزانی گشته بود، و او سهمی از هبه‌های دیگر برادرانش داشت.

سیلماریلیون، آینولینداله

توجه: مقاله پیش رو یک مقاله براساس حدسیات بسیار نگارنده است که تضمینی بر صحیح بودن آن نیست، اما تمامی موضوعات مطرح شده براساس مدارک موجود از نوشته‌های تالکین است.

رشته افسانه تالکین بسیار خلاقانه به سان یک کتاب تاریخی نوشته شده است که داستان‌ها می‌توانند از زبان شخصیت‌های مختلف به روش‌ها و دیدگاه‌های مختلف بیان شوند و حتی با هم همخوان نباشند؛ و بیان‌ها می‌توانند دستخوش تغییراتی به دلخواه شخص بازگو کننده تاریخ باشد. یکی از زیبایی‌های آثار تالکین در آن است که می‌توان براساس قوانین کامل دنیای خلق شده از دیدهای مختلفی مدارک را بررسی و به نتایجی در چارچوب رشته افسانه رسید؛ مقاله پیش رو یکی از این برداشت‌ها براساس مدارک و داستان‌های موجود است.

 عنوان مقاله (تور، خادم پنهان مورگوت؟) ممکن است در نظر بسیاری عجیب بنماید اما نکات و اشاراتی در داستان وجود دارد که با دقت در آن‌ها این سوال پیش خواهد آمد که آیا تلاش های تور پسر هور همانطور که در باور عمومی است در راستای مبارزه با مورگوت بوده؟ یا تمامی اَعمالش سرپوشی برای اِعمال خواسته یا ناخواسته نیات پلید مورگوت، ارباب تقدیر، بر آردا و ساکنانش؟ برای بررسی این ادعا نگاهی خلاصه‌وار به سرگذشت تور پسر هور می‌کنیم:

تور در شانزده سالگی گرفتار اورک‌ها و شرقی‌ها می‌شود و با وجود اینکه مشخص بوده از نسل هادور است[۱]، به مدت سه سال در اسارت لورگان، سردسته شرقی‌ها در دور-لومین، بود، بعد از گذشت این مدت و پیدا کردن راه فرار، تور به مدت چهار سال به یاغی‌گری علیه شرقی‌های ساکن آنجا پرداخت، سپس اولمو در دل او انداخت که به دنبال نشانه‌هایش راهی تالارهای متروک وین‌یامار شود و زره و شمشیر و کلاهخودی که تورگون به دستور اولمو آنجا قرار داده بود را پیدا کند، اولمو با اون سخن گفت و تور راهی گوندولین شد. در آنجا اولمو به تور سخنانش را الهام کرد. تور با تورگون سخن گفت و در آنجا ماندگار شد. او با پندها و سخنانش نزد شاه دارای مقامی والا شد و در نهایت دل ایدریل، دخت شاه، را به سوی خود گرداند و مایه مشکلات بسیاری بین او و مایگلین، خواهرزاده شاه، گشت.

پس از سقوط گوندولین، تور بازماندگانی را که از راه مخفی ایدریل از شهر خارج شده بودند را به مسیری پر تنگنا در کوهستان هدایت کرد اما به گروهی از اورک‌ها و یک بالروگ در این مسیر دور از ذهن برخوردند و اگر دخالت گلورفیندل و عقابان نبود، کار بازماندگان یکسره می‌شد.

در انتها تور، با افزایش سن و ساخت کشتی، راه والینور را در پی گرفت و پس از رسیدن به مقصدش گفته می‌شود سرنوشت وی از سرنوشت آدمیان جدا شد و از زمره الف‌ها به شمار می‌رود.

پس از ارائه این خلاصه بیاییم با دیدی دیگر به شروع ماجرا نگاه کنیم: با توجه به اینکه لورگان از نسب تور مطلع بود، چرا باید او را زنده بگذارد؟ یا حداقل آنقدر آزاد که روزی بتواند فرار کند؟ از آنجایی که هیچکس نمی‌تواند وضعیت تور را در آن دوره تایید کند، مشخص نیست چه اتفاقی در آنجا افتاده؛ اما بدون شک خبر نسب تور به ملکور رسیده و بعید نیست او در پی نیرنگی، سرنوشت تور را به گونه ای اندیشیده که زندانی باشد و پس از آزادی در پی جلب رضایت و اعتماد، ظاهرا علیه مورگوت بجنگد؟ ملکور پیشتر از چنین نیرنگی در نبرد اشک‌های بیشمار (نبردی که هور، پدر تور کشته شد) استفاده کرده بود هنگامی که اولفانگ و پسرانش از رهبران خیل بزرگی از شرقی ها در میانه نبرد از مبارزه با ارتش مورگوت رو برگردانده و علیه سپاهیان الدار و اداین وارد نبرد شدند.

مورد بعدی، در دل انداختن و الهام کردن است، اگر اولمو توانایی چنین کاری را دارد، بدون شک قدرتمندترین آینور، ملکور، نیز توانایی چنین اعمالی را دارد و گواه آن نقل قول ابتدای مقاله از آینولینداله است. قدرت ملکور بسیار بیشتر از اولمو در تار و پود آرداست و پذر پلیدی مورگوت که می‌توانسته در این ۷ سال نامشخص از زندگی تور بکارد، می‌تواند اثرات بسیاری داشته باشد! برای درک بهتر این موضوع پیشنهاد می‌شود مقاله «آردا، حلقۀ مورگوت» را بخوانید.

تور با سخنانش نزد شاه دارای محبوبیت بسیار و مقام والا می‌شود؛ این مسئله از نظر نگارنده بسیار مشابه رفتاری است که یکی از سهمگین‌ترین خادمان مورگوت، سائورون، در دربار آر-فارازون، آخرین شاه نومه نور، در آینده به پیش گرفته است. سخنان و پندهایی که هیچ کمکی به گوندولین در هنگام خطر نمی‌کند! همانند سخنان و پندهای سائورون در هنگام نیاز و خطر هیچ کمکی به نومه نور نمی‌کند!

برای پرداختن به قسمت بعدی نیاز به یک پیش زمینه است که در ادامه خواهد آمد:

آنگاه او را مایگلین نام کرد که به معنی تیزبین است، زیرا دریافت که چشمان پسرش بسی شکافنده‌تر از چشمان خود اوست، و اندیشه‌اش راز دل‌ها را فراسوی مه کلمات می‌کاود.

سیلماریلیون، حدیث مایگلین

این بخش از کتاب اشاره جالبی به نگاه مایگلین است، نگاهی که می‌تواند راز دل‌ها و معانی پشت کلمات را بخواند! با توجه به این بخش، آیا تنها عامل تنش بین تور و مایگلین حسادت بود؟ به نظر نگارنده مایگلین خواسته یا ناخواسته متوجه پلیدی پشت رازها و کلمات تور بوده اما در واقعه‌ای مشابه آنچه باعث شد عموم مردم نومه نور از پلیدی پشت رازها و کلمات سائورون ناآگاه باشند، اینجا هم با قدرت مورگوت چنین اتفاقی افتاده است.

به علاوه، تور با ازدواج با ایدریل که به هیچ عنوان عملی خردمندانه نیست[۲] با وجود آشکار بودن علاقه مایگلین به ایدریل عملا در تفرقه و تضعیف گوندولین (نیت اصلی ملکور) نقش داشت و همین عامل سقوط گوندولین نیز شد.

در بخش بعدی اعمال تور، ما هدایت بازماندگان گوندولین را به یک تنگه ناشناخته برای همه (بازماندگان و مورگوت) داریم، اما این راه ناشناخته نه تنها با لشکری از اورک ها مسدود شده است، یک بالروگ دور از میدان نبرد در آنجا مشغول نگهبانیست! بالروگ‌هایی که باید در حمله اصلی به شهر در کنار فرمانده‌شان باشند! احتمال چنین اتفاقی به صورت عادی از نظر نگارنده بسیار پایین است، مگر اینکه به نحوی بازماندگان به عمد به سمت تلۀ مورگوت هدایت شده باشند و تور در کنار ایدریل از تنها آگاهان این مسیر مخفی بودند که احتمال آشکار شدن چنین رازی بسیار پایین است، مگر اینکه یکی از این دو نفر خواسته یا ناخواسته مسیر فرار را به گوش مورگوت رسانده باشد.

جالب ترین بخش ماجرا از نظر نگارنده، ادعای اعطای زندگی جاودان به تور است؛ در مقایسه با دیگر افراد مهم سرزمین میانه، تور اعمال مفید بسیار کمتری دارد، هیچ دلیل قابل توجه یا مشکلی مرتبط با سرنوشت نظیر نیمه الف بودن در باب تور وجود ندارد، چرا باید زندگی جاودانه به عنوان یک پاداش به او داده شود؟ آیا زندگی جاودانه یک پاداش است؟ در صورتی که از خوانندگان دقیق آثار تالکین به خصوص سیلماریلیون باشید، متوجه خواهید شد مرگ آدمیان در اصل هبه (هدیه) ایلوواتار (خدای داستان) به انسان هاست و گرفتن مرگ، دریغ کردن هدیه ایلوواتار است! هدیه ای که حتی والار بدون دخالت ارو نمی‌توانند از انسان‌ها دریغ کنند؛ در نتیجه گرفتن مرگ در چارچوب داستان تالکین یک پاداش نیست، بلکه پس گرفتن یک هدیه است! و چه هنگام یک هدیه یا امتیاز پس گرفته می‌شود؟ هنگامی که دارنده آن هدیه/امتیاز در حال مجازات به خاطر اعمالش باشد و اگر روایت اعطای سرنوشت الف ها به تور را درست بدانیم، والار/ایلوواتار در اصل تور را تا ابد در آردا زندانی کرده اند! اما به کدامین گناه؟ از نظر نگارنده گناه خواسته یا ناخواسته‌ی در خدمت مورگوت بودن.

[۱] – صفحه ۳۰۵ ضمیمه فرزندان هورین، ترجمه رضا علیزاده، حدیث تور و آمدن او به گوندولین

[۲] – برای چرایی پیرامون خردمندانه نبودن این عمل می‌توانید به مقاله «مباحثه فین‌رود و آندرت» یا گفتگوی گویندور و فین‌دویلاس مراجعه کنید.