خانه - آرشیو نویسنده: اله سار (برگه 25)

آرشیو نویسنده: اله سار

سرکرده لنگرگاه (فرمانده ارتش اومبار)

افسر فرمانده که مسئولیت نیروهای مستقر در اومبار را به عهده داشت. در دوره کارگزار اکتلیون دوم (چهل سال قبل از به هم پیوستن یاران حلقه) آراگورن در پوشش تورونگیل، گروه کوچکی از کشتی‌ها را از گوندور به جنوب و سوی اومبار رهبری کرد و تعداد زیادی از کشتی‌های دزدان دریایی را به آتش کشید. در پاسخ به این حمله سرکرده لنگرگاه که نامی از او به میان نیامده، در مقابل آراگورن به دفاع برخاست و با او در اسکله‌های بندرش جنگید. آراگورن پیروز میدان بود و سرکرده لنگرگاه بدست او به کام مرگ رفت.

نکته:

با اینکه بنظر می‌رسد سرکرده لنگرگاه در این رویارویی کشته شده باشد، اما این موضوع با قطعیت ذکر نشده است. در ضمیمه چهارم ارباب حلقه‌ها گفته شده که آراگورن سرکرده را سرنگون کرد. و این نوع بیان عرصه را برای تفاسیر مختلف باز گذاشته است.

سرکرده سائورون (ارباب مورگول)

عنوانی که به ارباب نزگول، قدرتمندترین خدمتگذار سائورون داده شده بود، کسی که سپاه او را در نبرد دشت‌های پله‌نور رهبری کرد. قرنها قبل پیشگویی شده بود که سرکرده سائورون بدست هیچ مردی فرو نخواهد افتاد. در نبرد پله‌نور او در ابتدا دشمنان خویش را از میدان بدر کرد و بعد از شکست دادن تئودن شاه روهان با سربازی بنام درنهلم روبرو شد، سپس آشکار شد که درنهلم همان آئووین خواهرزاده شاه روهان است که در خفا به نبرد آمده. به‌یاری مری برندی‌باکِ هابیت، آئووین اربابِ نزگول را کشت تا پیشگویی به حقیقت بپیوندد، او نه بدست مردان که بدست بانوی سفید روهان با تقدیر خویش روبرو گشت.

ماهنامه آردا-شماره ۵

Mag-Cover-No.5

متشمل بر:

  • مقاله بررسی آثار تالکین از دید فلسفی (بخش دوم)
  • نقدهابیت برهوت اسماگ
  • ترجمه داستانک تک شاخ
  • بررسی کتاب سارومان
  • فن فیکشن سایه ای در کوهستان
  • داستان بانوی بره تیل
  • مرثیه ای برای محبوب در گذشته
  • تریبون آردایی مصاحبه با شیر آردا
  • بیوگرافی ویگو مورتنسن

برای دانلود این شماره به لینک زیر مراجعه کنید:

آزانولبیزار (شیار عمیق و سایه‌گرفته‌ی دره دیمریل)

نامی دورفی برای دره میان دو بازوی کوه‌های مه‌آلود، که توسط الفها ناندوهیریون نامیده می شد و میان آدمیان به دره دیمریل مشهور بود. آزانولبیزار نقشی حیاتی در تاریخ دورف‌ها دارد و جایی بود که دورین بی‌مرگ نخستین‌بار به آبهای خلد-زارام نگاه کرد و برای بنا کردن خزد-دوم تصمیم گرفت. و هزار سال بعد، هنگامی که دورف‌ها ارتش اورک‌ها را شکستند و جنگ میان آنان به پایان رسید، خلدزارام هنوز آنجا بود.

آزاگال (ارباب به‌لگاست)

دورف شریف و ارباب به‌لگاست در انتهای دوران اول. تلخارِ آهنگر از آهن طلا کلاهخودی به شکل سر گلارونگ به عنوان تاج برای او ساخته بود. هنگام سفری به شرق بلریاند، او و گروهش در شبیخون اورک‌ها گرفتار شدند، اما مدهراس و مردمش به نجات او آمدند. او به نشانه‌ی قدردانی کلاهخود را به مدهراس بخشید. و بدینسان این کلاهخود بدل به ارثیه خاندان هادور شد: کلاهخود اژدهای دورلومین.
وقتی مدهراس اتحادی برای مبارزه با مورگوت تشکیل داد، آزاگال و دورف‌هایش همرزم او در این راه شدند. در نیرنایت‌آرنودیاد آنان با گلارونگ رودررو شدند و با تبرهای خود به جنگش رفتند. در انتها هنگامی که اژدها دورف را به زمین زد و بر روی او خزید، ارباب دورف در آخرین دم چاقوی خود را به شکم گلارونگ فرو کرد و چنان زخمی به او زد که ناچار به ترک نبرد شد. پس از مرگ آزاگال دورف‌های به‌لگاست از نبرد کناره گرفتند، جنازه او را بدوش گرفته و به آرامی و مرثیه‌خوان از صحنه نبرد بیرون رفتند.
نکته:
هرچند شواهد در این مورد اندک است، اما در جلد ۱۲ تاریخ سرزمین‌میانه، شهرهای ناگرود و به‌لگاست محل سکنای قبایل دورفیِ فایربیرد و برادبیم توصیف شده است. با توجه به ترتیب نامگذاری بنظر می‌رسد به‌لگاست قلمروی دورف‌های برادبیم بوده.