و

ویندفولا (مرکب درن‌هلم)

اسب خاکستری که آن سوار روهانی که نامش از زبان خود ایشان می‌آمد و به معنی فرزند باد بود. وینفولا اسبی بود که در ائووین را با ظاهری مبدل تحت اسم درن‌هلم، مایل‌ها از دون‌هارو تا دشت‌های پله‌نور با خود برد و پنهانی مریادوک برندی‌باک نیز با آن‌ها بود. ویندفولا در نبرد پله‌نور در خدمت روهیریم بود ولی با هجوم ارباب نزگول، از ترس رم کرد و سوارانش را انداخت و گریخت. ائووین و مری که مرکب ترکشان کرده بود پادشاه جادوپیشه را شکست دادند ولی تا زمانی که موفق به انجام این کار شوند ویندفولا از آن‌ها و میدان نبرد بسیار فاصله گرفته بود.

ویل‌وارین (پروانه‌ی ستاره‌ها)

یکی از اختران و پیکران آسمانی روشنی که واردا برای خوشامدگویی الف‌ها به آردا در آسمان نهاد. (نام او، تینتاله، منور از همین‌جاست). نام ویل‌وارین به معنی پروانه است گرچه مشخص نیست کدام یک از پیکران آسمانی امروز معادل این شکل باستانی بوده‌اند. کریستوفر تالکین می‌گوید ممکن است ذات الکرسی معادل آن باشد و البته شکل (W) آن هم دلیل مناسبی برای این اسم خواهد بود.

ویل ویت‌فوت (شهردار میکل دلوینگ)

شهردار میکل دلوینگ (و به همین ترتیب شهردار شایر) در زمان جنگ حلقه. او را به عنوان چاق‌ترین هابیت در فاردینگ غربی می‌شناختند و از روی محبت، ویل پیر یا فلوردامپلینگ پیر صدایش می‌کردند. یکی از اولین کسانی که در زمان حکومت شارکی بر شایر در هلفدونی افتاد همو بود ولی از این تجربه جان به در برد.

ویلی‌باتم (دهکده‌ای در مسیر ریزابه‌ی تیستل)

دهکده‌ای کوچک نزدیک وودی اند در فاردینگ شرقی شایر، در کرانه‌ی نهری به نام تیستل درست بالای جایی که نهر به رود شایربورن می‌ریخت.

ویلی بنکس (یکی از هابیت‌های بری)

یکی از دو هابیتی که احتمالاً در جریان مشکلات آغاز سال ۳۰۱۹ دوران سوم کشته شدند. به نظر نمی‌آید اهل خود شهر بری باشد و طبق گفته‌ی بارلی‌من باتربار (از شمال دور می‌آمد۱) احتمالاً یا از آرچت بوده یا کومب.

خانواده‌ی بنکس ظاهراً خانواده‌ی پرشماری بوده‌اند و هابیت‌هایی با این اسم در تمام نقاط شایر زندگی می‌کردند. مشخص نیست آیا این دو شاخه با یکدیگر ارتباط داشته‌اند یا خیر ولی حداقل ممکن است که ویلی خویش دور اگلانتین بنکس، مادر پره‌گرین توک بوده باشد.

نکته:

۱-از کتاب بازگشت شاه، فصل هفتم کتاب ششم. در همان بند، باتربار از دیگر هابیت کشته شده تحت عنوان «یکی از آندرهیل‌های استادل» نام می‌برد. پس ویلی بنکس از هر کجا آمده باشد با توجه به عبارتی که بارلی‌من به کار می‌رود از استادل جداست و می‌توان آن را از دایره‌ی احتمالات بیرون گذاشت.