ه

هاویه (اعماق زیر آردا)

یک صدا، ژرف تر از هاویه و بلندتر از سپهر، شکافنده همچون برق چشم ایلوواتار، آهنگ باز ایستاد.

آینولینداله – سیلماریلیون

بیانی از عمق شدید و ژرف ، مغاک به عنوان یک اسم، تنها در نقل قولی که در بالا آمده است استفاده شده باشد. استفاده از آن در اینجا استعاری است اما به نظر می رسد که به مفهوم با معنایی اشاره دارد، البته یک مفهوم با یک معنی که نمی توان با اطمینان درباره ی آن صحبت کرد.

معنای آن احتمالا ریشه در طرح اولیه تالکین از آردا دارد که در آن جهان به شکل کره بود و زمین به صورت سطح صاف در مرکز آن قرار داشت. در بالای آن نیمه ی بالایی کره از لایه های مختلف هوا تشکیل شده بود. درحالیکه نیم کره پایینی با صخره و اقیانوس پر شده که همین طور تا مارتالمار (یا تالمار آمبارن که ریشه های زمین نیز نامیده شده است) ادامه دارد. تمام دنیا در این طرح توسط اقیانوس پیوسته بنام وایا احاطه شده که از پوچی و تاریکی بیرونی که جهان را فراگرفته است، محافظت می کند.
در این مفهوم هاویه میتواند ریشه های زمین در مارتالمار در دورترین اعماق زمین یا احتمالا آن بخش از وایا که زیر آن قرار دارد، باشد. این توضیح ارتباط بین هاویه و سپهر، که می تواند اوج دنیا باشد، را مشخص می کند، در بالاترین ارتفاع از سطح که نقطه ی مقابل به عنوان قطب مخالف هاویه می باشد. بسیار سخت است که بگوییم این توضیح چقدر دقیق است، به خصوص که این طرح اولیه با مفهومی که بعدها در کتاب سیلماریلیون به کار برده شده اصلا تناسبی ندارد، اما حداقل یک معنای زیربنایی شاعرانه از هاویه و سپهر می دهد.
منابعی دیگر وجود دارند که به نظر نمی رسد به آن معنایی که در آینولینداله آمده نزدیک باشند. در آهنگ فراق برن او اینگونه آواز می خواند که جهان از بین رفته و دوباره به مغاک پرتاب شده است. اما دوباره معنای مغاک بطور کامل مشخص نیست، با این حال به نظر می رسد منظور پوچی بیرونی است که قبل از ساخته شدن آردا وجود داشته است. این کلمه همچنین معمولا در داستان سقوط نومه نور استفاده می شود، اما اینجا مغاک کاملا واقعی است: شگاف گسترده واقعی در کف اقیانوس که جزیره ی نومه نور را میبلعد.

آدالدریدا بولجر (مادر گوربادوک برندی باک)

تاریخ : تولد : سال ۲۸۱۸ از دوران سوم (به حساب تاریخ شایر ۱۲۱۸)
نژاد: هابیت
فرهنگ : هابیت های شایر
خانواده : بولجر
جایگاه : احتمالا بعد از ازدواج با مارمادوک برندی باک به باک لند رفته است.
معنی : از ترکیب کلمه ی آلمانی adal به معنای نجیب و (احتمالا) þryð به معنای قوی است.

عضوی از خانواده ی بولجر از باجفورد بود که با مارمادوک برندی باک از خاندان ارباب باکلند ازدواج کرد. ادالدریدا و مارمادوک چهار فرزند داشتند : گوربادوک ( که بعدها ارباب باکلند شد)، دو دختر بدون نام و پسر جوانتر به نام اورگولاس.
کتاب ارباب حلقه ها از نسل آدالدریدا چیزی به ما نمی گوید، اما درخت خانوادگی وی در جلد ۱۲ از کتاب تاریخ سرزمین میانه به ما نشان می دهد که او دختر گونداهار بولجر بود که از اجداد دور فردگار یا فتی بولجر بود.

همراهان حلقه (اعضای گروه یاران)

نه مسافری که از ریوندل قدم در راه پویش نابودی حلقه یگانه در کوه هلاکت گذاشتند. فردو بگینز حامل حلقه بود و هشت همراه او شامل سه هابیت، دو انسان، یک دورف، یک الف و یک جادوگر بود. اسامی آن ها به ترتیب عبارتند از: سموایز گمجی، مریادوک برندی باک و پره گرین توک؛ آراگورن و برومیر؛ گیملی؛ لگولاس و گندالف.

عبارت “همراهان حلقه” به طور خاص در میناس تریت در روزهای پس از جنگ حلقه استفاده می شد. زمانی که همراهان باقی مانده در کنار هم در خانه ای که برای آن ها آماده شده بود زندگی می کردند. در این زمان هشت نفر از همراهان باقی مانده بودند چرا که برومیر توسط تیرهای اورکی در پارت گالن از پای در آمده بود.

هاراد نزدیک (سرزمین‌های جنوب هارنن)

قلمروی نامعینی در جنوب گوندور و موردور، آن سوی رود هارنن. در تاریخ سرزمین میانه اندکی در مورد آن گفته شده است به جز آنکه مردمانش با خاند و با ارابه سواران همکاری داشته‌اند تا در دوران حکومت شاه اوندوهر، گوندور را براندازند.

اهالی گوندور انتظار چنین حمله‌ای را داشتند و اوندوهر سپاه جنوبی را جهت دفاع از سرزمین‌های خویش تشکیل داد. ارتش جنوبی، تحت فرمان ائارنیل با نیروهای هاراد نزدیک در ایتیلین جنوبی درگیر شد و آنان را کاملاً شکست داد.

اگرچه، جز این مورد، هیچ جزییاتی از هاراد نزدیک بیان نشده، کاملاً مشخص است که آنان دشمنان بزرگ گوندور بوده‌اند و به نظر می‌رسد بسیاری از اشارات تالکین به هارادریم، مردمان هاراد، به شکلی کلی در واقع توصیف مردمان هاراد نزدیک باشد. مورد اخیر، مخصوصاً در برخورد ایشان، با اومبار صحت دارد. اومبار، زمانی پاسگاه مرزی گوندور بود و در سواحل سرزمین میانه، غرب هاراد نزدیک واقع شده بود.

هاراد دور (سرزمین‌های سوزان دوردست جنوب)

سرزمین‌های دوردست جنوب گوندور. این اسم به معنای جنوب دوردست است، ( مانند هاراد نزدیک، سرزمین‌های جنوبی آشناتر). هاراد دور سرزمینی ناآشنا برای مردمان شمال غربی سرزمین میانه است. هرچند عده‌ای از مردمان درنده خوی آن در دوران سوم به شمال آمدند و در نبرد پله نور به نفع سائورون جنگیدند.