ا

ایریلده (از نودگان واردامیر)

بانوی نجیبزاده نومه نوری، از نوادگان واردامیر دومین شاه نومه نور از طرف کوچکترین پسرش نولوندیل. درسال ۷۰۰ دوران دوم بدنیا آمد و بزرگترین فرزند کمندور از هیاراستورنی بود. برادرش هالاتان بود که پسرش هالاکار(برادرزاده ایریلده) با ملکه تار-آنکالیمه ازدواج کرد و خط شاهان نومه نور امتداد پیدا کرد.

ایرنساگا (سلسله قللی در کوهستان سفید)

انبوه کوه های لبه شمالی کوهستان سفید، به علت قله های دندانه دارش به آن در زبان روهیریم لقب ایرنساگا به معنای” اره آهنی” داده شده بود. این کوه ها ادوراس را در شمال از دون هارو در جنوب جدا می کرد، و جاده بین این دو در طول دره رود اسنوبورن در سمت شرق ایرنساگا امتداد داشت.

اینزیلبت (مادر تار-پلانتیر)

گرچه همسر آر-گیمیلزور بود، اما در خفا جزو گروه مومنان بود، که به سختی مورد آزار قرار می گرفتند. پسرش تار-پلانتیر بعد از یه سلطنت رسیدن آموزه های مادرش را دنبال کرد.

اینزیلادون (وارث تائب آر-گیمیلزور)

پسر شاه نومه نور آر-گیمیلزور و همسرش اینزیلبت. اینزیلادون بوسیله مادرش در خفا با راه و رسم مومنان، قسمی از نومه نوری ها که خاطره سالهای دوستی با الفها را به یاد می آوردند و به والار احترام می گذاشتند، رشد کرد. وقتی اینزیلادون پس از پدرش چوگان سلطنتی را دریافت کرد سعی کرد نومه نور را به راه و رسم گذشته بازگرداند، آزار و اذیت مومنان را متوقف کرد، و نیایشهای سه گانه را مجددا انجام داد.

اینزیلادون چوگان سلطنتی را با نام تار-پلانتیر دریافت کرد که به معنای “کسی که دورها را می بیند” است. اما برادر کوچکترش گیمیلخاد کانلا با او متفاوت بود. نزاع بین آنها به نحوی بود که دوران حکومت تار-پلانتیر به نام “جنگ داخلی” معروف شد. بازگشت نومه نور به راه و رسم سابق زیاد طول نکشید و پس از مرگ او دخترش میریل به اجبار با فارازون پسر گیمیلخاد ازدواج کرد و فارازون سلطنت را غصب کرد آخرین زوال نومه نور شروع شد.

اینگوه (شاه مهین الفها)

فرمانروای وانیار، که بعنوان شاه مهین تمام الفها شناخته می شد. در تانیکوئتیل و زیر تالارهای مانوه زندگی می کند.