خانه - فرهنگ نامه - فهرست موضوعی - ترانه ها، چکامه ها، افسانه ها (برگه 2)

ترانه ها، چکامه ها، افسانه ها

نولدولانته (سقوط نولدور)

آهنگ یا شعری ساخته شده توسط ماگلور، خنیاگر بزرگ که دومین پسر فئانور بود. نام آن معنای «سقوط نولدور» می‌دهد و مالگور در آن داستان نافرمانی فئانور را در برابر والار و آوارگی نولدور از آمان را بیان می‌سازد؛ اتفاقی که ماگلور نیز در آن حضور داشت. نولدولانته به ویژه با خویشاوندکشی را در آلکوئالونده مربوط است. که در آن فئانور نخستین کشتار الف به وسیله الف را در تاریخ رهبری کرد.

نارسیلیون (ترانه‌ی خورشید و ماه)

ترانه‌ای که توسط نگارنده‌ای نامشخص تصنیف شده و داستان پدیدار شدن خورشید و ماه را از آخرین گل و میوه دو درخت والینور بیان می‌کند.[۱] جز صرف بودن نارسیلیون، هیچ یادداشتی از آن باقی نمانده و بنابراین نمی‌توان از مضمون آن اطمینان داشت اما به نظر می‌رسد که حداقل، ترتیب روشنایی‌های جدیدی را که والار پدیدا ساختند و نیز وظایفی را که به آری‌ان مایا و تیلیون سپردند شرح دهد.

این که کنایه‌های تالکین به امور تاریخی در اصل به اشعار یا داستان‌های واقعی برگردد که خود وی نوشت امری معمول است. ولی ظاهراً در مورد نارسیلیون مصداق ندارد. در کتاب چهارم تاریخ سرزمین میانه، کریستوفر تالکین بیان می‌کند که: «اگر «ترانه‌ی خورشید و ماه» هرگز در کار بوده است…ناپدید گشته است.»



[۱] آلدودنیه، سوگواری برای دو درخت، مشخصاً اثری مربوط به حکایت نارسیلیون بوده است چنانچه از تاریکی سخن می‌راند که به خلقت خورشید و ماه منتهی گشت. سرود سوگواری برای دو درخت را به اله‌میره از وانیار نسبت می‌دهند، بنابراین به نظر محتمل می‌رسد که خود او ترانه‌ی خورشید و ماه را به عنوان دنباله‌ی داستان حماسی مشابهی تصنیف کرده باشد. خالق نارسیلیون هیچ‌گاه توسط تالکین نامیده نشد بنابراین هویت نویسنده‌ی واقعی آن در قلمروی حدس و گمان باقی خواهد ماند.

نارن ای هین هورین (حکایت فرزندان هورین)

حکایت فرزندان هورین، افسانه‌ی بلندی از زندگانی رنج‌افزا و و جان‌سوز تورین تورامبار و خواهرش نیه‌نور نی‌نیل می‌باشد و نام آن گه‌گاه به صورت Narn i Hîn Húrin بیان می‌شود.[۱]

حکایت از زمان نبرد اشک‌های بی‌شمار آغاز می‌شود که در آن، مورگوت هورین دستگیر کرده و به آنگباند برد. هورین از فرمانروای تاریکی سرپیچی کرد و بنابراین مورگوت او و خانواده‌اش را نفرین کرد. هورین را بر قله‌ی تانگودودریم به زنجیر کشید تا شاهد ثمرات این نفرین رعب‌آور باشد.

آن زمان همسر هورین‌، مورون، همراه پسرش تورین و در حالی نیه‌نور را در بطن خود داشت در دور-لومین زندگی می‌کردند. مورون برای حفاظت از پسرش او را برای پرورش به نزد شاه تین‌گول در دوریات فرستاد، و بنابراین داستان سوزناک و اتفاقاتی که مردم تمام حکومت‌ها در سرتاسر بلریاند را تحت تأثیر قرار داد آغاز گشت.

نفرین مورگوت ویرانی عظیمی را به بار آورد: در تبعید از دوریات، تورین سرزمین‌ها را زیر پا ‌می‌گذاشت و رد پای ویرانی از وی به جا می‌ماند. از ثمره‌ی اعمال وی، نارگوتروند ویران شد و غارت گشت و به‌لگ نیز کشته شد. با این حال، داستان تورین، داستان شجاعت و از خودگذشتگی است و خود تورین، به عنوان‌ فرمانده‌ی دور-کوارتول و کشنده‌ی گلائرونگ اژدها معروف شد.

نهایتاً، چون دست آخر فرزندان هورین هر یک جداگانه به سرنوشت هولناک و غیر قابل اجتناب خود مبتلا می‌شوند حکایت به تلخی  پایان می‌گیرد. سرنوشتی که نفرین مورگوت بر ایشان جاری ساخته بود.

 


[۱] تلفظ لغت Chîn به معنای فرزندان در عنوان همچنان مورد سؤال است. شکل اصلی مقرر شده توسط کریستوفر تالکین، هنگام بازبینی کتاب افسانه‌های ناتمام Hîn بود که برای شفاف کردن تلفظ انجام پذیرفت. ولی در واقع شکل اصلی Narn i Chîn Húrin بود و همین نسخه‌ی در ویرایش مجدد The Children of Húrinمد نظر قرار گرفت.

با این همه، تلفظ مورد تردید نیست چرا که هر دو کلمه‌ی Hîn و Chîn به هنگام تلفظ با صدای “CH” در گویش اسکاتلندی می‌باشد (و در زبان الفی همراه با تکیه‌ی خمان نوشته می‌شود.)

سقوط گیل گالاد (داستان آخرین شاه والای نولدور)

تصنیفی که جریان سقوط گیل گالاد هنگام محاصره باراد دور در آخر جنگ آخرین اتحاد را بازگو می‌کند. اطلاعات کمی از تصنیف در دست است. به گفته‌ی آراگورن تصنیف به زبان باستانی الف‌ها سروده شده و بیل‌بو آن را به زبان مشترک ترجمه کرده و به سم گمجی آموخته. به نظر می‌رسد این تصنیف جنگ آخرین اتحاد را تا سقوط گیل گالاد بازگو می‌کند. اما به گفته سم تصنیفی طولانی بوده.

همسر دریانورد (عنوانی برای داستان آلداریون و ارندیس)

عنوانی برای داستان طولانی آلداریون و ارندیس، یکی از معدود داستانهایی که پس از سقوط نومه نور باقی ماند، داستان تار-آلداریون شاه دریانورد و ملکه اش ارندیس. تار-آلداریون ششمین شاه نومه نور و ماجراجو و کاوشگری بزرگ بود، اما داستان بیشتر از دید ارندیس نقل شده، همسری تنها که زمانی که شوهرش به سفرهای دریایی میرفت تنها در نومه نور باقی میماند، و داستانش به پایانی غم انگیز ختم میشود.