خانه - فرهنگ نامه - فهرست موضوعی - جزایر، بندرها (برگه 2)

جزایر، بندرها

جزیره گیردلی (جزیره ای در رودخانه برندی واین)

حدودا ده مایلی شمال پل برندی واین، روی مرزهای «فاردینگ شرقی» شایر، رودخانه برندی واین به دو شاخابه تقسیم می شود. رودخانه به همین شکل حدودا دو مایل جریان میابد و یک جزیره دراز و باریک را پیش از آن که دو شاخابه بار دیگر به یکدیگر بپیوندند و به سمت جنوب جاری شوند، تشکیل می دهد. این جزیره با نام «جزیره گیردلی» شناخته می شد، نامی که هیچگاه تشریح و توضیح داده نشد، اما به نظر میرسد که در حقیقت منشا این نام، آن بوده که این جزیره،«حلقه ای» (girdle  در لغت به معنی حلقه است) است که توسط دو شاخابه برندی واین تشکیل شده است. ضمنا به نظر میرسد که «girdley» شامل عنصری مرسوم در انگلیسی قدیم است:«ey» که به معنی «جزیره ای کوچک» است (شکل امروزی این عنصر،eyot است.)

جزیره بالار (پناهگاه گیردان)

بزرگ‌ترین جزیره ای است که حدودهفتاد مایلی جنوب نوار ساحلی آرورنین درخلیج بالار قرارگرفته است (در حقیقت بزرگ‌ترین جزیره مشهور سواحل سرزمین میانه)

به روایت افسانه،این جزیره دماغه شرقی جزیره بزرگتری به نام تول اره سئا«جزیرۀ تنها» است که اولمو (خداوند گار آب‌ها)هنگام انتقال جزیره بزرگ به سرزمین آمان که اقوام وانیار و نولدور را با خود به همراه می‌برد، از آن جدا کرده است. گفته می‌شد که مایا اوسه اغلب به جزیره بالار می‌آمد. این جزیره به خاطر مرواریدهایش که در آبهای کم عمق اطراف آن به حد وفوروجود داشت، مورد توجه بود. این مرواریدها توسط مردم گیردان جمع آوری می‌شد و آنها مرواریدها را به طورمجانی به ارباب الف‌هامی‌دادند. تاکنون در موردطبیعت یا موقعیت اسکان جزیره مطلبی نگفته‌ایم ولی واضح است که دست کم در آغاز دوران سوم یا احتمالا قبل از آن مسکونی بوده است. علاوه بر الف‌های دریایی، جزیره بالار توسط مردم نارگوتروند کشف شده است و تورگون پس از نبرد داگور براگولاخ در سال ۴۵۵ (اوایل دوران جدید) برای مردم گوندولین در این جزیره پناهگاه ساخت. از این پس او کشتیهایی را برای جستجوی آمان و یاری جستن از والار روانه کرد اما هیچگونه موفقیتی بدست نیاورد. جزیره بالار پس از تخریب بندرگاه در سال ۴۷۲ (دوران اول) و هنگامیکه گیردان وگیل- گالاد فرار کرده و در آنجا اقامت گزیدند به مرکز مهمی تبدیل شد. تا زمانیکه به قطعیت نرسیده‌ایم باید عنوان کرد که احتمالا کشتی ائارندیل به نام وینگیلوت در اینجا ساخته شد و دیگر اینکه دریا نورد [ائارندیل] از بندرگاه گیردان واقع در جزیره بالار به سوی غرب رهسپار شد.

توضیحات :

تالکین در کتاب «ریشه شناسی» بر این باور است که کلمه بالار از بالاره به مفهوم (ارباب قدرتمند) مشتق شده است. اشاره او به مایا اوسه است که گفته می‌شد اغلب به جزیره بالار رفت و آمد داشته است. (تاریخ سرزمین میانه جلد ۵، راه گمشده و سایر نوشته‌ها- ریشه شناسی)

نومه نور (منزلگاه باستانی دونه داین)

جزیره‌ی پادشاهی دونه‌داین، که والار از اعماق دریاها برآوردند و به آدمیان، کسانی که طی سال‌های تاریک دوران سخت وفادار باقی ماندند هبه کردند. اداین که در بلریاند سکونت می‌کردند تحت رهبری الروس نیم‌الف ، کسی که بر خلاف برادرش الروند در زمره‌ی آدمیان باقی ماند به آنجا نقل مکان کردند.

الروس نخستین پادشاه نومه‌نور گشت و نام تار- مینیاتور را برای خود برگزید. تحت فرمانروایی او و نوادگانش، مردمان نومه‌نور به عنوان قدرتمندترین ملت‌های آدمیان در تمام دوران رشد کردند. کشتی‌های نیرومند آنان در سال ۶۰۰ دوران دوم به سرزمین میانه بازگشت و آن‌جا بندرگاه‌ها و شهرهای مختلفی را پایه گذاری کردند.

ابتدای تاریخ نومه‌نور، ایشان پیمان و اتحاد نزدیکی با الف‌های تول ارسئا، که در نزدیکی سواحل غربی آنان قرار گرفته بود داشتند. الف‌ها اغلب آنان را ملاقات می‌کردند و آموزش‌های بسیاری برایشان ارمغان آوردند، اما خود نومه‌نوری‌ها از دریانوردی به سمت غرب منع گشته بودند، زیرا والار می‌ترسیدند که آنان به سرزمین‌های نامیرایان و زیستگاه الف‌ها رشک ورزند. چون نومه‌نوریان بزرگ‌تر گشتند و قدرتشان افزایش یافت، برخلاف «منع والار» عمل کردند و نهایتاً آر- آدوناخور، که در سال ۲۸۹۹ دوران دوم به پادشاهی رسید، آشکارا ضد آن سخن گفت گرچه جرئت مبارزه با آن را پیدا نکرد.

آخرین پادشاه نومه‌نور آر – فازارون زرین بود، که مقام پادشاهی قانونی ملکه تار – میریل را در سال ۳۲۵۵ دوران دوم غصب کرد. او نیروهای خود را برای جنگ علیه سائورون به سرزمین میانه فرستاد و قدرت اهالی نومه‌نور چنان عظیم بود که خود نیروهای سائورون وی را ترک گفتند. سائورون که فرصتی برای نابودن کردن دشمن خویش یافته بود خواستار صلح گشت و به همراه شاه به نومه‌نور آمد. او به تدریج اعتماد آر – فازارون را جلب کرد و او را متقاعد ساخت که آشکارا ضد والار بادبان بکشد. سال ۳۳۱۹ دوران دوم، آر-فازارون ناوگان بسیار بزرگی را به سمت غرب رهبری کرد اما به محض آن که پای خود را بر روی سواحل ممنوعه نهاد سرزمین هبه گشته به آدمیان در میان امواج دریاها بلعیده شد و از میان رفت.

تعداد اندکی از این ویرانی نجات یافتند؛ الندیل، پسرانش و یارانش که خود را برای فاجعه آماده ساخته و بر کشتی نشسته بودند از میان دریا، به سرزمین میانه رانده شدند. آنان قلمروهای مشهور آرنور و گوندور را پایه گذاری کردند که جز بازتابی کم‌سو از شکوه نومه‌نور در هنگام اوج خویش هیچ نبودند.

نکته:

  1. باید توجه داشت که شهر اوندوستو و جاده‌ای که از رومنا به سمت آندونیه می‌رود هرگز توسط تالکین به تصویر کشیده نشد. محل آنان به خوبی توضیح داده شده اما نباید موقعیت آنان بر روی نقشه را دقیق پنداشت.

نینداموس (ماندگاه ساحلی در جنوب نومه‌نور)

روستای بزرگ ماهیگیران که در ساحل جنوبی نومه‌نور بین زمین‌های باتلاقی در مصب رودخانه سیریل واقع شده بود. نین‌داموس بزرگ‌تر از سایر روستاهای کوچکی بود که در سرتاسر ناحیه هیارروستارِ جزیره واقع بودند.