خانه - فرهنگ نامه - فهرست موضوعی - جزایر، بندرها (برگه 3)

جزایر، بندرها

کایر آندروس (کشتی کف‌های طولانی)

جزیره بزرگی روی رودخانه آندوین در شرق سرزمین آنورین. گوندور از این جزیره به عنوان استحکامات دفاعی در برابر موردور جهت جلوگیری از عبور از رود خانه بزرگ استفاده می‌کرد؛ اگرچه این استحکامات در طول جنگ حلقه سقوط کرد.

طول جزیره زیاد و عرض آن کم بود. طول آن کمی بیشتر از ده مایل بود. در منتها الیه شمالی آن صخره های تیز آب آندوین را می‌شکافتند و کف‌های حباب آلود به وجود آمده وجه تسمیه جزیره بود. کایرآندروس در بیشتر طول خود پوشیده از درخت بود.

از لحاظ استراتژیک جزیره اهمیت بسزایی داشت. به غیر از پل اوسگیلیات تنها جایی که یک سپاه از شرق می‌توانست از آندوین به سمت سرزمین‌های مرکزی گوندورعبورکند اینجا بود. گوندوری ها این خطر را جدی می‌گرفتند. آمون دین نخستین تپه دیدبانی برای اخطار به ساکنین میناس تریث در صورت سقوط کایر آندروس ایجاد شده بود.

گوندور قدم‌هایی برای مستحکم کردن جزیره نیز برداشته بود. اما تاریخ این استحکامات چندان در دست نیست. می‌دانیم در زمان کشته شدن پادشاه اوندوهر درسال ۱۹۴۴ دوران سوم نیروهایی در آنجا مستقر بوده‌اند هر چند به نظر می‌رسد کلیه استحکامات بعد از آن زمان متروک شدند. جد بزرگ دنه تور، تورین دوم، در سال ۲۹۰۰ دوران سوم لازم دید که جزیره را دو باره مستحکم کند.

مدافعان گوندور در ۱۰ مارس ۳۰۱۹ دوران سوم در همان روزی که پادشاه جادو پیشه از میناس مورگول با سپاهیانش برای محاصره میناس تریت خارج شد، شکست خوردند. سائرون نیروی کوچک‌تری را (اگر چه شمارشان ۶۰۰۰ اورک و انسان بود) از مورانون به کایر آندروس گسیل کرد و آن‌ها مدافعان جزیره را شکست دادند و از آنجا برای عبور به آنورین استفاده کردند. این همان نیروی شمالی بود که مانع از پیشروی روهیریم به سمت شرق زمانی که به کمک گوندور آمده بودند شد. هر چند پس از نبرد پله نور روهیریم آنها را تعقیب کردند و تا آنورین عقب راندند.

آنها به کایر آندروس عقب نشینی کردند و ظاهراً برای چند روز آن را حفظ کردند. آراگورن در زمان پیشروی به سمت موردور گروه کوچکی از سربازانش را از سپاه اصلی‌ برای باز پس گیری و حفاظت از جزیره فرستاد. آنها باید موفق شده باشند زیرا آخرین باری که ما از کایر آندروس می شنویم زمانی است که فرودو پس از اتمام ماموریتش نظاره گر استفاده کشتی‌های گوندور از اسکله های جزیره است.

وسترنس (نامی در گویش مشترک برای جزیره‌ی نومه‌نور)

نامی در گویش مشترک برای جزیره‌ی نومه‌نور

نکته:

۱-تالکین می‌گوید نام مذکور «…برگرفته است از «Westernesse» انگلیسی میانه…معنای آن واضح نیست ولی باید به معنی «سرزمین‌های غربی» باشد.(برگرفته از نامه‌های تالکین، شماره‌ی ۲۷۶، مورخ ۱۹۶۵)

چه تالکین قصد آن را داشت و چه نه، سخت می‌توان از ارتباط دادن وسترنس و لیونس به «آتلانتیس» بریتانیا پرهیز کرد. زمانی منطقه‌ای در بریتانیای غربی وجود داشت که در افسانه‌های آرتوری زیر آب رفت و می‌گفتند مردانی قدرتمند در آن می‌زیستند. برخی از شوالیه‌های آرتور از جمله سر ترسترام، مشهورترین آن‌ها، از همین محل آمده بودند.

وجود این ارتباط چندان عجیب نیست زیرا عناصر و درون‌مایه‌های ادبیات آرتوری به کرات در آثار تالکین دیده می‌شود. بارزترین آن‌ها، نام اماکنی مانند آوالونه (که با آوالون قابل مقایسه است و به یاد داشته باشید که تمام جزیره‌ی تول اره‌سیا زمانی آوالون نام داشت) و بروسه‌لیاند، نام اصلی بله‌ریاند منطقه‌ای بود که در داستان‌های آرتوری سرزمین پریان فرض می‌شد.

منبع آن مشخص نیست ولی احتمالاً از «westerne næs» انگلیسی قدیمی می‌آید. « næs » (که «ness» در انگلیسی امروز برابر آن است) عموماً «رأس» یا «دماغه» معنی می‌دهد. به طور حتم تالکین از این موضوع آگاه بود (خود او از همین ترکیب در تاراس-نس استفاده کرد). البته وسترنس جزیره بود نه دماغه ولی لیونس به طور قطع دماغه بود که بیشتر آن را با داستان‌های آرتوری درگیر می‌کند.

۲-توجه داشته باشید که اوندوستو، جاده‌ای که از رومنا به آندونیه می‌رفت هرگز در نقشه‌های تالکین نیامده. مکان‌ آن‌ها به خوبی توصیف شده است ولی موقعیت‌شان روی نقشه دقیق نیست.

دول آمروت (جایگاه امرای سواحل گوندور)

دماغه‌ای در گوندور غربی، تحت حکومت امیرنشین که در آخرین هزاره‌ی دوره‌ی سوم، اخلاف گالادور بر آن فرمان می‌راندند.

نکته:

اولین ارباب دول آمروت گالادور بود که بین سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۱۲۹ دوره‌ی سوم زیست. چنین تصریج شده که پدرش، ایمرازور، در بل‌فالاس زندگی می‌کرد پس ظاهراً گالادور باید مؤسس دول آمروت و نیز اولین ارباب آن بوده و در دوران حیات وی، سکونت در دول آمروت آغاز شده باشد. تالکین هیچ‌کجا تاریخ دقیق تأسیس آن را نمی‌گوید.

۲-دول‌ آمروت، نام خود را از آمروت، شاه پیشین لورین گرفته است. کسی که در دریا، نزدیک دماغه‌، سال ۱۹۸۱ دوره‌ی سوم، تنها یک قرن پیش از تأسیس دول‌ آمروت گم شد. در واقع، مطابق سنت خاندان او، مادر گالادور، میتره‌لاس، الفی از تبار سیلوان بود که در سفر نیمرودل از تورین به جنوب، همراه محبوب آمروت بود.