ا

اولفانگ سیاه (خائن به پسران فیانور)

شرقی خائنی که پی بیرق کارانتیر به نیرنائت آرنوئدیاد رفت ولی چون ناگهان به پسران فیانور پشت نمود موجبات پیروزی مورگوت را فراهم کرد.

نکته:

۱-گرچه خیانت به نولدور توسط مردم اولفانگ بی‌هیچ تردیدی توسط خود اولفانگ انگیخته شده بود هیچ کجا اشاره‌ای به حضور خود او در نیرنائت آرنوئدیاد برای پیشبرد نقشه‌هایش نیست. در عوض این نقش به سه پسر وی سپرده شده بود تا روند مبارزه را به نفع مورگوت تغییر دهند. واقعیت مذکور بدین معناست که اولفانگ پیش از نبرد مرده بود یا شاید صرفاً بیش از آن سالخورده بوده که بتواند در نبرد شرکت کند.

تعبیر معنی نام اولفانگ ساده به نظر می‌رسد. «نیش گرگ» یا چیزی مربوط به آن مانند «گرگی که می‌قاپد». این تعابیر ارتباط زبان‌شناختی میان مردم اولفانگ و مردان شمالی که روهیریم‌ها را تشکیل دادند می‌سازد. گرچه این دو از نظر فیزیکی بسیار متفاوت بودند. بعید به نظر می‌رسد که تالکین، قصد شکل دادن ارتباطی میان این دو داشته باشد. در واقع، هنگامی که نام اولفانگ را برگزید تا ابداع روهیریم‌ها چندین سال زمان بود. در جلد پنج تاریخ سرزمین میانه گفته‌اند که این مردمان به زبانی کاملاً بیگانه تکلم می‌کردند پس ممکن است که تعبیر ساده‌ی «نیش گرگ» شخص را به اشتباه بیاندازد. شاید این نام معنای دیگری داشته باشد که ناشناخته مانده است.

اولفاست (پسر بی‌ایمان اولفانگ)

پسر خیانت‌کار اولفانگ که تعهد کرده بود پیرو کارانتیر باشد ولی در نیرنائت آرنوئدیاد به پسران فیانور پشت کرد و موجب شکست آنان گشت.

اولبار (چوپانی که همراه آلداریون بود)

مردی از تبار نومه‌نور که در چمن‌زارهای منطقه‌ای به نام امریه با همسر و پسرش، ایبال زندگی می‌کرد. او در اصل، چوپانی گوسفند هالاتان، گوسفند ارباب هیاراستورنی، از جنوب امریه را می‌کرد. هالاتان، خویش وارث شاه آلداریون بود و اوبار جذب دریانوردی فرقه‌ی ماجراجویان آلداریون شد. او همراه آلداریون با کشتی کبیر، هیری‌لوندیه به سرزمین میانه سفر کرد. سال‌ها بعد، هنگام  بازگشت، آلداریون به همسر اولبار انگشتری داد که جواهری سرخ داشت، که خود هدیه‌ای از جانب گیل‌گالاد بود.

اولایری (نامی برای اشباح حلقه)

اشباح حلقه‌ی سائورون از این جهت غیرعادی به شمار می‌آیند که معمولاً به جای نام الفی که به آنان داده شده بود آن‌ها را با نامی که در زبان سیاه سائورون آمده، نزگول می‌خواندند. در اصل، در هیچ کجای نمونه‌های چاپ‌شده‌ی ارباب حلقه‌ها به ایشان نام الفی داده نشده است. شاید مردم سرزمین میانه میل نداشتند برای نامیدن چنین هیولاهایی از زبان الفی استفاده کنند ولی در حقیقت  به رغم استفاده‌ی نادر، نام الفی برای آنان وجود داشت: اولایری

نکته:

۱-در مورد نام اولایری هیچ‌کجا توضیحی نیامده و از معنای مد نظر برای آن اطمینانی نیست. فرضیه‌ای اشتقاق آن را از کاربرد اول- به معنی هولناک و هراسناک می‌داند. مثل نام اولدور. در این صورت، بخش انتهایی کلمه ایری احتمالاً از زبان کوئنیایی آمده که به معنی جاودانی و بی‌پایان است. پس معنی اولایری چیزی شبیه هیولاهای بی‌مرگ خواهد بود که توصیفی درخور از نزگول است. ولی چنین فرضیه‌ای تا رسیدن به تعبیری مطمئن راه درازی دارد و می‌توان فرضیاتی دیگری هم طرح کرد. احتمال دیگر این که «او» به معنی «نه» پیشوند منفی ساز است و «لایری» به معنی «تابستان». بدین معنی که ایشان، موجودات تاریکی و ملال بودند ولی این تعبیر بیش از آن تصنعی می‌آید که محتمل باشد.

۲-در حقیقت نام «اولایری» در چندین دست‌نویس برای ضمایم ارباب حلقه‌ها دیده می‌شود ولی این ارجاعات پیش از چاپ حذف شده بودند.