خانه - فرهنگ نامه (برگه 16)

فرهنگ نامه

آسگون (یاغیِ اهل دور-لومین)

مردی از اهالی دور-لومین بود، از شاخه ای از اداین که توسط خاندان هادور رهبری می‌شدند. پس از نیرنایت آرنویدیاد، ارباب برحق دور – لومین، هورین تالیون، به اسارت آنگباند در آمده بود و دور –لومین به متحد شرقی مورگوت، برودا، داده شد. به همراه بقیه‌ی پیروان هورین، آسگون نیز به عنوان خادم در دربار برودا خدمت می‌کرد تا اینکه یک روز پسر هورین، تورین از آن سوی کوهستان سایه خود را نشان داد.

با کشتن برودا، تورین آسگون و دیگران را فراری داد و با هم به سمت کوهستان فرار کردند و در غاری پنهانی، پناه گرفتند. اینگونه شد که خادمان آزاد شده حالا دیگر تبدیل به یاغیان فراری تبدیل شدند و همانطور که تورین یک بار دیگر در حال ترک آنان بود، آسگون از او خواست که به این سرزمین برنگردد، مگر اینکه بتواند نیرویی جمع آوری کند تا سرزمین پدری‌اش را آزاد کند. پس از آن، تورین هرگز به زادگاهش بازنگشت. در ضمن هیچ داستانی درباره‌ی سرنوشت آسگون و دیگر یاغیان سخنی به میان نیاورده است.

آسفالوت (نام اسب گلورفیندل)

زمان: در سال ۳۰۱۸ دوران سوم موجود بوده است. (یقیناً بین روزهای نهم و بیستم اکتبر)

گونه: اسب‌ها

فرهنگ: ریوندل

معنی: نامشخص است. [۱]

اسب سفیدِ درخشانی بود که گلورفیندل اهل ریوندل در سالهای پایانی دوران سوم بر آن سوار می‌شد. گلورفیندل سوار بر آسفالوت بود که راهی جستجو برای یافتن آراگورن و هابیت ها شد و پس از اینکه آن‌ها را یافت، مرکب خود را به فرودوی زخمی داد. به رغمخطر سواران سیاه در گدار بروئینن، آسفالوت فرودو را به سلامت به خانه‌ی الروند رساند.

در اولین نسخه‌ی منتشر شده از ارباب حلقه‌ها، سیمای آسفالوت اینگونه تشریح شده که با دهنه و افسار بوده است، با اینکه در همان نسخه در جاهای دیگر نوشته شده که الف‌ها از عنان برای اسب‌هایشان استفاده نمی‌کردند. بعد از نامه ای از یک خواننده‌ی کنجکاو، تالکین از یافتن این تناقض قدردانی کرد و در نسخ بعدی به جای دهنه و عنان از کلمه‌ی سربند زینتی استفاده کرد. در این نامه، در مورد جزئیات ابزار و آلات آسفالوت کمی بیشتر به ما اطلاعات داده شده است. اسب گلورفیندل یک سربند زینتی داشت، که روی آن یک پر بود به همراه تسمه ای چرمی، آراسته به جواهرات و به همراه زنگی کوچک. اما گلور (فیندل) بطور قطع از دهنه استفاده نمی‌کرده است. (نامه‌های جی آر آر تالکین. نامه‌ی شماره‌ی ۲۱۱، به تاریخ سال ۱۹۵۸).

یادداشت:

  1. نام آسفالوت براحتی به المان‌های معنی دار الفی تقسیم نمی‌شود و معنایش نامعین است. (خود تالکین نیز هیچگاه تفسیری برای این نام ارائه نکرد). المان انتهایی – loth احتمالاً به معنای شکوفه یا گل می‌باشد (و بعضی المان –fal را اینگونه ترجمه کرده‌اند: حباب).

آرولگ اول (هشتمین پادشاه آرتداین)

زمان: تولد: سال ۱۳۰۹ دوران سوم [۱]. مرگ: ۱۴۰۹ دوران سوم. (وی به مدت ۱۰۰ سال زیست). پادشاهی آرتداین از سال ۱۳۵۶ دوران سوم. (او به مدت ۵۳ سال بر آرتداین حکم راند.)

نژاد: انسان

بخش: دونه داین

فرهنگ: آرتداین

خاندان: خاندان ایسیلدور

جایگاه: فورنوست اراین

معنی: نامشخص است، اما احتمالاً به معنای سلطنتی– بزرگ [۲] می‌باشد.

عناوین: وارث ایسیلدور، پادشاه آرتداین

آغاز و پایان حکومت آرولگ در جنگ و نبرد صورت گرفت. او زمانی پادشاه شد که پدرش آرگلب اول به جنگ با متحدین جدید، آنگمار و رودائور، رفته بود و در همان نبرد کشته شده بود. آرولگ نیز برای خود اتحادی ساخت از مردان کاردولان و الف‌های لیندون و پس از آن به سرزمین شرقی حمله برد.

به نظر می‌رسد که اتحاد بین آن دو لغو شده باشد. برای بیشتر از ۵۰ سال، آرولگ توانست خطی دفاعی در شرق از ودرتاپ تشکیل دهد که نیروهای آنگمار نتوانند آن را شکست دهند. ریوندل در پشت این خط مقدم قرار نگرفت و به نظر می‌رسد در این زمان تحت محاصره قرار گرفته باشد.

سرانجام توازن به هم ریخت. آنگمار نیروهایش را جمع کرد و به خط مقدم دفاعیِ آرولگ نفوذ کرد. پس از عبور از رودخانه‌ی هورول، نیروهای آنگمار به سمت غرب حرکت کردند و ودر تاپ را به محاصره‌ی خود در آوردند. پس از آن برج وردتاپ را نابود کردند و نیروهای خود را به سمت آرتداین فرستادند تا به آن‌هایی که در حال عقب نشینی به فورنوست بودند، حمله کنند. در این حمله، آرولگ کشته شد و پسر جوانش، آرافور بر تخت پادشاهی جلوس کرد.

آرولگ اول به مدت ۵۳ سال بر آرتداین حکم راند و آرافور، پسرش جانشین او شد.

یادداشت:

  1. به نظر می‌رسد که تاریخ تولد آرولگ تنها در کتاب تاریخ سرزمین میانه، جلد دوازدهم، بخش مردم سرزمین میانه آمده باشد که با این اوصاف، منبع کاملاً موثقی به نظر نمی‌رسد.
  2. آر، پیشوندی است که معنای سلطنتی می‌دهد، که ادعای آرولگ بر حکمرانی بر سرزمین باستانی آرنور را بیان می‌کند. در معنای بخش پایانی نام وی، ولگ، خیلی مطمئن نمی‌توان سخن گفت. اما احتمال با تغییراتی به شکل بلگ، به معنای بزرگ یا قوی می‌باشد. این حقیقت که در نوشته‌های اولیه این پادشاه بلگ نام گذاری شده بود، این احتمال را قوت می‌بخشد.