خانه - فرهنگ نامه - فهرست موضوعی - مناطق و سرزمین ها (برگه 2)

مناطق و سرزمین ها

آرورنی ین (سرزمین‌های ساحلی در شمال خلیج بالار)

زمان: در پایان دوران اول نابود شد.

موقعیت: در شمال خلیج بالار، بین کیپ بالار و مصب سیریون واقع شده بود.

جایگاه: مصب سیریون

معنی: نامشخص می‌باشد.

«ائارندیل دریانوردی بود / که در آرورنی یِن اقامت داشت»

اولین بیت از سرود بیلبو در مورد ائارندیل

یاران حلقه / بخش: ملاقات‌های بسیار

سرزمین‌های ساحلی خلیج بالار، که بین دماغه بالار در غرب و مصب سیریون در شرق قرار داشته است. مناطق داخلی این ناحیه به داشتن جنگل درختان نیمبره تیل مشهور بودند.

آرورنی یِن، جنوبی‌ترین منطقه‌ی قابل زندگی در سرزمین بلریاند بوده است و بنابراین دورترین بخش آن سرزمین از تاثیرات مورگوت. بعدها در دوران اول این مسئله، اهمیت پیدا کرد، زمانی که پناهنده‌ها از دوریات و گوندولین آنجا جمع شدند، مخصوصا در مصب سیریون. ائارندیل ارباب این مردمان شد و از جنگل در آرورنی یِن بود که او الوار برای ساختن کشتی‌اش، وینگیلوت، جمع آوری کرد.

آرتداین (آخرین قلمروی پادشاهی شمال)

آرتداین

آخرین قلمروی پادشاهی شمال

زمان: سال ۸۶۱ دوران سوم تا ۱۹۷۴ دوران سوم. (به مدت ۱۱۱۳ سال پابرجا بود).

مکان: اریادور غربی

خاستگاه: یکی از سه پادشاهی از پادشاهی از هم پاشیده ی آرنور

نژاد: انسان

بخش: دونه داین

معنی: قلمروی اداین

آنجا، غربی ترین منطقه ی قلمروی از دست رفته ی آرنور بود؛ زمانی که آن سرزمین بین فرزندان ائارندور تقسیم شد، آرتداین به عنوان پادشاهی جداگانه ای شناخته شد و حکمرانی این سرزمین بر عهده ی بزرگترین پسر ائارندور، آملایت، و نوادگانش قرار گرفت.

آواتار (سرزمینی تاریک در جنوب آمان)

تنگه‌ای در جنوب آمان، حد فاصل رشته‌کوه پلوری و دریا. سرزمین صخره‌ها، پرتگاه‌ها و آبکندهای تاریک، با خط ساحلی وسیع، پنهان شده در ظلمت. نام آواتار در زبان کوئنیای باستان به معنی سایه‌هاست. و ظلمت سرزمین تاریک آواتار با حضور آنگولیانت در دره‌های آن فزون شد. آنگولیانت موجودی باستانی بود که در قالب عنکبوتی غول‌پیکر می‌زیست و تارهای خود را برای بدام انداختن ذره‌ذره‌ی روشنایی‌ای که به خط ساحلی می‌رسید، می‌گستراند. در آنجا بود که ملکور پس از گریز از والینور او را یافت و بهمراه هم توطئه‌ای برای گرفتن انتقام ملکور و سیراب کردن عطش آنگولیانت به روشنایی چیدند: نابودی دو درخت والینور.
آنگولیانت پس از ترک آواتار هرگز به آن بازنگشت. با وجود آنکه با طلوع خورشید در آردا حجاب تاریکی از سرزمین آواتار رخت بربست، اما هبچکدام از ساکنان سرزمین نامیرایان به آنجا نرفت و نامی از آن در ترانه‌ها و روایات نیست.

آردا (دنیا)

arda

صورت آردا قبل از پایان دوران اول (بعضی از مکان‌ها حدسی هستند[۱])

در زبان روزهای گذشته، «آردا» جهان و هر آنجه در آن است را مشخص می‌کرد. آردا توسط نغمه‌ی آینور ساخته شد تا مکانی برای اقامت فرزندان ایلوواتار (که انسان‌ها و الف‌ها هستند) باشد.

در ابتدا بسان دنیایی صاف بود، قاره‌هایی که در نقشه‌ی بالا نشان داده شده‌اند، توسط اقیانوس عظیمی بنام اکایا یا دریای محیط محاصره شده‌اند و توسط دریای بله گایر که دریای بزرگ نیز نامیده می‌شد، از هم جدا شده‌اند. در دوران اول، مناطق شمال و غرب سرزمین میانه، بلریاند نامیده شده بود، اما این منطقه طی آشوب‌های جنگ خشم از بین رفت.

در دوران دوم، جزیره‌ی نومه نور در دریای بزرگ از آب بیرون آمد تا مسکنی برای اداین شود. این جزیره تقریبا در بیشتر سال‌های دوران دوم وجود داشت، اما طی سقوط نومه نور، به عنوان نتیجه ای برای غرور مردم نومه نور در تحریک برای سفر به آمان در غرب و نادیده گرفتن منعِ والار (والار نومه نوری‌ها را از کشتی رانی به غرب منع کرده بودند) آن جزیره نیز نابود شد.

بعد از نابودی نومه نور، شکل آردا تغییر یافت و انحنا پیدا کرد (اگر بخواهیم با المان‌های جدید بیان کنیم می‌توان گفت آردا کروی شد). آمان از دنیا بیرون رفت و تنها الف‌ها می‌توانستند از راه مستقیم، که به آن‌ها اجازه داده شده بود از آن مسیر به آمان بیایند، به آن دسترسی داشته باشند همانگونه که آمان از دنیا بیرون آمد، سرزمین‌ها و قاره‌های جدیدی ساخته شدند. بعد از دوران دوم دنیا به صورتی که ما امروز آن را می‌شناسیم، در آمد.

یادداشت:

  1. نقشه ای از آردا که در اینجا به نمایش درآمده است، بر طبق نقشه‌های چهارم و (مخصوصا) پنجم که توسط کریستوفر تالکین در جلد چهارم تاریخ سرزمین میانه آورده است، می‌باشد. این نقشه‌ها به زمانی بر می‌گردد که تالکین در فازهای ابتدایی اسطوره شناسی‌اش بوده و در موارد کمی، نامگذاری های ابتدایی، بروز شدند. (مثلا نقشه‌ی پنجم به منطقه ای که در کتاب سیلماریلیون به نام آواتار شهره است، اشاره دارد؛ که نام قبلی‌اش آروالین بوده است).
    نکته‌ی اصلی این حدسیات روی این نقشه در جایگذاری ارد لوین و اوروکارنی مطرح است. در حقیقت، نقشه پنجم این مناطق کوهستانی را نامگذاری نکرده است، اما نقشه‌ی چهارم این مناطق را به ترتیب به نام‌های کوهستان آبی و کوهستان سرخ نامگذاری می‌کند. همین طور، کوهستان کشیده شده به سمت جنوب، از سمت هلکار، به سوی اقلیمی بدون نام در جنوب، احتمالا متناظر تصوری قدیمی از کوهستان خاکستری است (که هیچ ربطی به منطقه ای در شمال با همین نام ندارد).
    مهم است بیاد داشته باشیم که نقشه‌های اصلی ای که این نقشه بر اساس آن‌ها کشیده شده است، مربوط به قبل از نوشتن داستان‌های دوران سوم می‌باشند و کاملا متناسب با جغرافیای سرزمین میانه در سالهای آتیِ آن نیستند. به طور خاص، منطقه کوچکی که در شمال نشان داده شده است، باید بزرگتر از اندازه فعلی باشد تا بتواند تمام سرزمین هایی را که تالکین بعد ها در این منطقه توصیف می کند در بر بگیرد.

آنگمار (قلمرو پادشاه جادوپیشه)

زمان: تاسیس شده در سال ۱۳۰۰ دوران سوم، نابوده شده در سال ۱۹۷۵ دوران سوم. (به مدت ۶۷۵ سال پابرجا ماند)

موقعیت: حیطه ی شمالی کوهستان مه آلود، نزدیک کارن دام

موسس: ارباب نزگول

معنی: نامشخص است. احتمالا سرزمین (یا به معنای واقعی تر، خانه) آهن؛ اما سرزمین جور و ستم، به نسبت، جایگزین مناسبتری است.

در دومین هزاره از دوران سوم، سائرون مخفیانه برای تاسیس دول گولدور بازگشت و نه خادمش، نزگول، دوباره در سرزمین میانه ظهور کردند. گوندور در آن زمان فوق العاده قوی بود، اما پادشاهی شمال آرنور ضعیف شده و حالا دیگر به سه پادشاهی تقسیم شده بود. در حدود سال ۱۳۰۰ دوران سوم، بزرگترین خادم سائرون، ارباب نزگول، به دنبال انتقام از دشمنان اربابش، به شمال سفر کرد.

آن ساحر بزرگ، قلمرویی جدید در حیطه ی شمالی کوهستان مه آلود بنا نهاد، قلمرویی که حتی درون سرزمین هایی که در محدوده ی آن نبودند، کشیده می شد. او شهر کارن-دوم را برای پایتختی انتخاب کرد. آنجا بود که انسان ها و اورک ها و همچنین موجوداتی عجیب تر و شیطانی تر را برای خدمت به خویش جمع کرد؛ و اینگونه بود که او پادشاهی آنگمار را شکل داد و خود شاه جادوپیشه ی آن قلمرو شد.

با استقرار این پادشاهی جدید، شاه جادوپیشه، به چالش کشیدن دونه داین شمالی را آغاز کرد. پادشاهی شرقی آنان، رودائور، به مرزهای آنگمار نزدیک بود و آنجا، دونه داین، پادشاهی را از دست داده بود. ارباب رودائور، که یکی از مردان تپه بود، متحدی برای آنگمار شده بود؛ بنابراین خطوط نبرد به سمت غرب کشیده شد، جایی که دونه داینِ آرتداین و کاردولان بودند و در شرق پادشاه جادوپیشه ی آنگمار و متحدش رودائور حضور داشتند. حالا دیگر تپه های ودر، مرز میان این دو قدرت شده بود و بیشتر استحکامات این تپه ها در آن زمان شکل گرفتند. دورتر در شرق، ریوندل نیز تحت محاصره ی نیروهای آنگمار قرار گرفته بود.

بعد از یک قرن طرح ریزی و زد و خورد، آنگمار اولین حمله ی جدی خود به استحکامات دونه داین را ترتیب داد. برج باستانی آمون سول بر روی ودرتاپ نابود شد و شاه آرولگ اول در این حمله کشته شد. سپاه آنگمار کاردولان را غارت کرد و بازماندگان کمی زنده ماندند، اما شاه جادو پیشه الف ها را فراموش کرده بود. به درخواست الروند، الف ها از لیندون و لورین، نیروهای آنگمار را عقب راندند و در نهایت بر آنان احاطه یافتند.

ارباب نزگول حالا دیگر به هدفش نزدیک شده بود: با شیوع طاعون، اندک بازماندگان کاردولان نیز از بین رفتند و دونه داین شمال به تنها یک پادشاهی، پادشاهی آرتداین، کاهش پیدا کردند. با کمک متحدشان، الفها، نمی شد فورا آنها را شکست داد و اینگونه شد که شاه جادوپیشه، تقویت نیروهای خود برای آخرین ضربت خوردکننده اش به دونه داین شمال را آغاز کرد. در این زمان بود که روح های شیطانی از آنگمار بیرون آمدند و به سرزمین های غربی داخل شدند و تپه ماهورهای خاکسپاری در بلندی های گورپشته حالا دیگر به مکانی آکنده از ترس و وحشت تبدیل شده بود.

سرانجام بعد از بیش از پانصد سال، سپاه عظیم آنگمار آماده شده بود. مردان آرتداین، اخطار یورش شاه جادوپیشه را دریافته بودند و برای گوندور در جنوب درخواست کمک ارسال کردند، اما گوندوری ها در آن زمان خودشان مشغول حمله ی ارابه سواران بودند و نمی توانستند کمکی برای آرتداین بفرستند؛ بنابراین سرانجام وقتی شاه جادو پیشه آماده ی نبرد شد، با کمی دشواری توانست باقی مانده ی دونه داین را نیز سرنگون کند. بازماندگان یا به سمت غرب رودخانه ی لون یا در سرمای شمال، به همراه آخرین پادشاه ناامیدشان، آرودویی، رانده شدند. با تصور اینکه شاه جادوپیشه آخرین پیروزی مطلق خود را بدست آورده بود، وی در پایتخت آرتداین، فورنوست، جلوس کرد و آنجا را مکانی برای پیروان شیطانی خودش قرار داد.

دورتر در جنوب، گوندور در نهایت تهدید ارابه سواران را خنثی کرد و برای کمک به متحد شمالی اش، ناوگانی از نیروهایش را فرستاد. آن نیروی عظیم برای نجات پادشاهی شمال دیر رسیده بود، اما با الف ها برای انتقام از شاه جادوپیشه عازم شدند. شاه جادوپیشه نیروهایش را از فورنوست بیرون آورد و گوندوری ها را در دشت های غرب بلندی های شمال ملاقات کرد و آنجا بود که آخرین نبرد آنگمار رخ داد. سپاه گوندور منکوب کننده بود و نیروهای آنگمار، که به راحتی آرتداین را شکست داده بودند، تار و مار شدند. شاه جادوپیشه نیز خود از آن دشت فرار کرد و به موردور رفت و در آنجا بود که او شروع به جمع آوری دیگر نزگول کرد.

اینگونه بود که آنگمار در همان لحظه که پیروزی بر دونه داین به نظرش حتمی می رسید، خود نیز مغلوب شد. شاه جادوپیشه قلمروهای شمالی را ریشه کن کرده بود و سرزمین های اریادور برای هزار سال آتی، وحشی و بدون پادشاه شدند، اما دونه داین زنده ماندند. مردمی پراکنده و فراموش شده، در طول سرزمین پهناور اریادور جایی که زمانی آنجا حکم می راندند، به حرکت در آمدند و نسل فرزندان ایسیلدور پسر الندیل مخفیانه ادامه یافت. در آخرین نبرد، همه ی نیروهای شیطانی آنگمار شکست نخوردند و بعضی مانند اشباح گورپشته از تایرن گورتاد، حتی تا زمان نبرد حلقه نیز باقی مانده بودند.