الف ها

آماریه (محبوب فینرود)

محبوب فینرود فلاگوند. وقتی فینرود به همراه فئانور به سرزمین میانه رفت ، او در والینور ماند.

سیلماریلیون تقریبا چیز زیادی درباره‌ی آماریه ذکر نکرده است. ولی می‌توان از تاریخچه‌ی خاکستری در جلد یازدهم تاریخ سرزمین میانه اطلاعات بیشتری در مورد او به دست آورد. این گونه به نظر می‌رسد که او دوشیزه‌ی الفی وانیار باشد. او این اجازه را نیافت که فینرود را در تبعید همراهی کند (که به نوبه‌ی خود به این موضوع اشاره می‌کند که او خودش می‌خواسته با او به سرزمین میانه برود) پس از آن که فینرود در محبس های سائرون کشته شد، روح او به والینور بازگشت. آنجا او دوباره به جسم خود بازگشت و او و آماریه دوباره به پکدیگر پیوستند.

آمانیار (الف های آمان)

دسته بزرگی از الف ها که کوچ بزرگ به غرب را کامل کرده و آن را به انجام رساندند. آمانیار شامل مردمانی از وانیار و نولدور بودند و همچنین آن دسته از تلری که از دریای بزرگ عبور کردند. بسیاری از تلری در سرزمین میانه باقی ماندند و آن الف ها به نام اومانیار شناخته می شوند، الفهایی که اهل آمان نیستند.

آلتاریل (شکل کوئینیایی نام گالادریل)

نام گالادریل توسط پدر یا مادرش بر او نهاده نشده است. آنها به ترتیب او را آرتانیس و نرون نامیدند. این نام توسط همسرش کلبورن که  به معنای «دوشیزه ای که تاجی از گل های درخشنده بر سر دارد» است بر او نهاده شد. ریشه‌ی این نام جدید نامعلوم و قدری گیج کننده است. ولی به نظر می‌رسد که از کلمه آلاتاریل در زبان تلری گرفته شده است. نامی که در زبان سینداری، به نام بسیار شناخته تر گالادریل ترجمه می‌شود. آلتاریل شکل کوئینیایی همان نام است.

همچنین لازم است به این نکته اشاره شود که ابهاماتی درباره‌ی تلفظ صحیح این نام وجود دارد. در داستان های ناتمام این نام به شکل آلتاریل (تکیه بر روی “تا”) آمده است. ولی در جلد دوازدهم تاریخ سرزمین میانه همان نام بدون تکیه ظاهر شده . هیچ مدرکی مبنی بر آنکه کدام تلفظ صحیح است در دسترس نیست.

آلاتاریل (یکی از نام های گالادریل)

کوچکترین فرزند فینارفین و ائارون که توسط پدرش آرتانیس و بعدها توسط مادرش نرون نامیده شد. او در دوران بزرگسالی نیز نام جدیدی به دست آورد . اپسی- آلاتاریل که در زبان تلری به معنای «دوشیزه ای که تاجی از گل های درخشان بر سر دارد» است. در واقع این نام به مو های درخشان او اشاره داشت، که گفته میشد موهای او با یک نور طلایی می‌درخشید.

هنگامی که آلاتاریل با همراهان فئانور به سرزمین میانه مسافرت کرد، در زبان سیندارین که زبان مردم بلریاند بود، نام جدیدی به خود گرفت. این نام در واقع ترجمه‌ی نامی بود که در زبان تلری به او داده شده بود. و بدین ترتیب، نام «گالادریل» بر او نهاده شد. نامی که از همه‌ی نام های دیگر او مشهورتر شد .

آیراندیر (دریانورد همراه ائارندیل)

یکی از سه دریانوردی که ائارندیل را در سفر های دریایی او همراهی می کردند. ائارندیل همراه با آیراندیر و اره لونت و فالاتار بر کشتی معروفش ، وینگیلوت، به سوی غرب بادبان کشید و ائارندیل و الوینگ به آمان رسیدند. که آن دو اجازه یافتند که به خاطر اینکه از نسل الف ها بودند در آمان بمانند. ولی آیراندیر و دو همراهش اجازه نداشتند که در غرب دریا باشند، و والار آنها را به شرق بازگرداندند. نام آیراندیر ریشه الفی دارد و به معنی «دریانورد» است.