خانه - فرهنگ نامه - فهرست موضوعی - الف ها (برگه 20)

الف ها

مایدروس (بزرگترین پسر فئانور)

بزرگترین پسر از هفت پسر فئانور، و سردسته آنان. در والینور به همراه پدرش فئانور سوگند خورد و بدنبال او به سرزمین میانه آمد، گرچه بیش از بقیه برادرانش، شاید به جز ماگلور، از این کار پشیمان شد.

بعد از مرگ فئانور، مورگوت مایدروس را با نیرنگ اسیر کرد و او را از مچ از ارتفاعات تانگورودریم آویزان کرد. فینگون با بریدن دست راست مایدروس او را از آنجا نجات داد.

به همراه برادرانش گذرگاهای شرقی ورودی به بلریاند را محافظت میکردند، و خود او در دژ تپه هیمرینگ ساکن بود. او تلاش کرد تا خاندان نولدور را با هم متحد کند و اتحاد مایدروس را تشکیل داد، اما این اتحاد در واقعه نیرنایت آرنویدیاد نابود شد.

بعد از شکست مورگوت در نبرد خشم، مایدروس و برادرش ماگلور دو سیلماریل باقی مانده را از اردوگاه والار دزدیدند، اما جواهرات تقدیس شده دست برادران را سوزاندند. و از شدت زجر و عذاب مایدروس خود را در شکافی آتشین در داخل زمین پرت کرد.

ایتیلبور (پدر سایروس)

الف ناندوری، پدر سایروس دوریاتی. جزئیات زندگی ایتیلبور مشخص نیست. پسرش مهاجری بود که بعد از اولین جنگ بلریاند بدنبال حمایت تینگول آمده بود. به نظر میرسد ایتیلبور در آن نبرد جنگیده بود، اما سرنوشت او نامشخص است. ممکن است او در کنار فرمانروایش دنه تور در آمون ارب از پا در آمده باشد، یا به همراه پسرش به دوریات مهاجرت کرده یا حتی شاید در اوسیریاند باقی مانده باشد.

اینگوه (شاه مهین الفها)

فرمانروای وانیار، که بعنوان شاه مهین تمام الفها شناخته می شد. در تانیکوئتیل و زیر تالارهای مانوه زندگی می کند.

اینگلوریون (لقب گیلدور)

“من گیلدور هستم … گیلدور اینگلوریون از خاندان فینرود.”

(یاران حلقه I – ۳ سه همسفر)

لقبی که گیلدور در هنگام ملاقاتش با فرودو در شایر به خودش داد. اینگلوریون به معنای “پسر اینگلور” است.

باید اشاره کرد که گیلدور الف خیلی مهمی بود، زیرا زمانی که این داستان نوشته میشد، اینگلور نام شاهزاده الفی بود که در سیلماریلیون “فینرود” نام دارد و فینرود نام پدرش (فینارفین در سیلماریلیون) بود. به این معنی که گیلدور الفی نجیبزاده و در حقیقت پسر بنیانگذار نارگوتروند است.

اینکه واقعا تالکین چنین قصدی داشته معلوم نیست زیرا در سیلماریلیون به صراحت گفته شده فینرود(یا اینگلور در این متن) همسر و فرزندی نداشته، که با ادعای گیلدور در تضاد است. و یا شاید تالکین بدون هیچ قصدی از این نام دو بار استفاده کرده است(همانند گلورفیندل).