P

پره‌گرین «پی‌پین» توک اول (بیستمین تاین شایر از تبار توک)

پسر پالادین توک دوم، از گریت سمیالز که بعدها تاین پره‌گرین اول شد. با گروه حلقه سفر کرد. همراه مریادوک برندی‌باک در پارت گالن از گروه جدا شد و ارک‌ها اسیرش کردند. به جنگل فنگورن گریخت و ویرانی آیزنگارد را دید. با گندالف به میناس تیریت سفر کرد و در شمار مردان کارگزار، دنه‌تور دوم درآمد.

سفر به ریوندل

۲۳ سپتامبر تا ۲۰ اکتبر، سال ۳۰۱۸ دوره‌ی سوم

پی‌پین، که دنیا او را با نام پره‌گرین می‌شناخت، کوچک‌ترین همراه فرودو بود. وقتی که همراه فرودو و سام، در اولین بخش سفر بزرگ، از بگ‌اند به راه افتاد تنها بیست و هشت سال داشت. سن و سالی که هابیت‌ها بسیار کم می‌دانند. ابتدای کار به نظر می‌رسید چندان مناسب سفر طولانی نباشد. در اولین بخش‌های سفر می‌بینیم که مرتب طلب غذا و استراحت می‌کند. لیکن، چون درخور مقام پسر تاین شایر بود اطلاعات عمومی خوبی از آن سرزمین و مردمش داشت.

زندگی پره‌گرین پس از جنگ حلقه

پره‌گرین در سال ۱۴ دوره‌ی چهارم، (۱۴۳۴ به تقویم شایر) عنوان تاینی شایر را به ارث برد. در دوران تاینی، روابط نزدیکش با گوندور را حفظ کرد و کتابخانه‌ی بزرگی در گریت سمیالز ساخت که اهمیت تاریخی عظیمی داشت. آثاری که وی جمع‌آوری کرد بیشتر به تاریخ نومه‌تور و تبعیدی‌های پس از سقوط آن مربوط بود و به همین دلیل کم‌تر مورد علاقه‌ی هابیت‌های شایر بود. ولی در نظر دنیای بزرگ اهمیت به سزایی داشت. احتمالاً داستان سال‌ها با کمک مریادوک برندی‌باک در گریت سمیالز آماده شد.

پردهیل (نیم‌الف)

نامی که به الروند، ارباب ریوندل و برادرش، الروس داده بودند. به معنای نیم‌الف است و به اجداد مشترک آن‌ها با انسان‌ها اشاره می‌کند.

مردم ستاره‌ها (نام اورومه برای الف‌ها)

هزاره‌ها پیش از طلوع خورشید و ماه، سرزمین والار با نور دو درخت روشن بود. آن سوی دریا، در شرق، سرزمین میانه جز کورسوی ستارگان در تاریکی بود. در این دنیای روشن از نور اختران بود که الف‌ها اولین بار بیدار شدند و هنگامی که اورومه آن‌ها را یافت، به ایشان الدار نام داد که به معنی مردم ستارگان است. اندکی پس از آن، الف‌ها تقسیم شدند. گروهی پیروی از اورومه در بازگشت به آمان را برگزیدند در حالی که مابقی از فراخوان سرباز زدند و در پس ماندند. من بعد، نام «الدار» تنها برای سه قوم به کار می‌رفت. همان سه قومی که سفر بزرگ به سمت غرب را آغاز کردند: وانیار، نولدور و تله‌ری.

مردم هالت (هالادین اهل بره‌تیل)

دومین خاندان، از سه خاندان اداین که در اصل در شرق رود گلیون، در سرزمین کارانتیر، پسر فیانور زندگی می‌کردند. پس از رنج‌های فجیع به دست ارک‌ها، اربابشان هالداد را از دست دادند و دخترش هالت، تصمیم گرفت برای مردمش، سرزمینی بیابد که از آن خود ایشان باشد. آن‌ها را به سمت غرب هدایت کرد و در نهایت با اجازه‌ی شاه تین‌گول در منه‌گروت، در جنگل بره‌تیل ساکن شدند.

محل اقامت اصلی مردم هالت، محوطه‌ای محصور، روی تپه‌ی آمون اُبل، وسط جنگل بود که اِفِل براندیر می‌خواندند. در برخی داستان‌ها آمده که دروئداین هم در جنگل بره‌تیل بودند. کسانی که هالادین، برای مقابله با ارک‌هایی که از شمال به سرزمینشان هجوم می‌آوردند با ایشان پیمان دوستی بستند.

مردم هادور (اخلاف پیروان ماراخ)

مردمی از نسل انسان‌ها که به دنبال ماراخ، از کوهستان آبی گذشتند و به بله‌ریاند وارد شدند. نامشان را از نوه‌ی نوه‌ی نوه‌ی ماراخ، یعنی هادور لوریندول معروف گرفتند. شاه برین فین‌گولفین سرزمین دور-لومین را به هادور بخشید و مردم او تا زمان نیرنایت آرنویدیاد در آن‌جا ماندند. پس از آن نبرد فاجعه‌بار، حاکم قانونی دور-لومین، نوه‌ی هادور در آنگباند اسیر شد و شرقی‌هایی که در خدمت مورگوت بودند آن سرزمین را اشغال کردند.

پس از جنگ خشم و شکست نهایی مورگوت، در میان جان به دربردگان اداین، مردم هادور از همه پرشمارتر بودند و گروه بزرگی از ملت تازه‌ی نومه‌نور را تشکیل می‌دادند. اولین شاه نومه‌نور، الروس تار-مینیاتور از نسل پسر هادور، گالدور بود (اگرچه دودمان وی به خاندان بئور نیز می‌رسید). زبان مردم هادور بود که زبان مشترک نومه‌نور شد و از آن پس آدونیاک نام گرفت.