M

مردم غرب (نومه نوری ها و بازماندگانشان)

نامی که برای نومه نوری ها و بویژه بازماندگانشان که بعد از ویرانی نومه نور به سرزمین میانه آمده بودند داده شده بود. مردم غری ترجمه مستقیم نام الفی آنها “دونه‌داین” است.

مردم دره آندویین (انسانهایی که در کرانه های رود بزرگ زندگی میکردند)

انسانهایی که از نوادگان مردم شمال بودند که در دره‌ی بزرگ رود آندویین بین کوهستان مه آلود و سیاه بیشه زندگی میکردند.

مردم شمال (دوران سوم) (انسانهای شمال رووانیون)

انسانهایی که سکونتگاههای آنها در سرزمین های شمالی سرزمین میانه در دوران سوم پراکنده بود، از مصب آندویین تا دره‌ی دیل و تا جنوب از میان رووانیون. عموما “مردم شمال” نامیده میشدند، آنها از چندین نژاد مختلف تشکیل شده بودند و به زبانهای مختلف اما مرتبط سخن میگفتند. از همین زبانهای مردم شمال بود که دو جادوگر بزرگ نامهای معمول خود را گرفتند: سارومان “مرد زبردست” و گندالف “الف چوبدستی”. در نواحی غربی قلمرو آنها، در شمال دره آندویین، ائوتئود، اجداد روهیریم، ظهور کردند.

مردم شمال (دوران اول) (مردم هیتلوم)

نامی که به مردم خاندان هادور و پیروان آنها داده شده بود، آنهایی که در سرزمین های شمالی و غربی کوهستان سایه حکمرانی میکردند و در اتحاد با الفها بودند. بعد از شکست الدار و اداین در نیرنائت آرنوئیداد، مردم شمال سرزمین خود را از دست دادند، اما برخی در زیر حکمرانی وحشیانه ایسترلینگ که توسط مورگوت در سزمین آنها قرار گرفته بودند زنده ماندند.

مردم کوهستان (نژادی از انسانهای سرگردان)

گفته شده است که با مردم هالت اهل بره‌تیل از یک شاخه اصلی انسانها بودند، اجداد مردم کوهستان در میان کوچ بزرگ دوران اول از هیلدورین به غرب بودند. آنها ابتدا در مینهیریات، سرزمین بین رودخانه براندوین و گواتلو که در آن زمان پوشیده از جنگل بود، ساکن شدند. در دوران دوم که نومه نوری ها به سواحل آنها آمدند و شروغ به غارت منابع سرزمین میانه کردند با ساکنان این مناطق درگیر شدند.

در نهایت مردم مینهیریات به جنوب رفتند و در کوهستان سفید مسکن گزیدند(و اینگونه به مردم کوهستان مشهور شدند). برخی در آنجا ماندند اما این مردم به نظر میرسید طبیعت سرگردانی دارند، برخی از گروههای آنها به شمال بازگشتند و در دونلند ساکن شدند و برخی باز هم به شمال رفته و در بری اقامت کردند.

آنهایی که در کوهستان ماندند در اواخر دوران دوم برای ایسیلدور سوگند وفاداری خوردند، که در جنگ با سائرون در کنار او باشند. آنها به سوگند خود وفادار نماندند و ایسیلدور آنها را نفرین کرد. این منشا مردم مرده بود، سایه های ناآرامی که در دیمبوربرگ و سرزمینهای اطراف آن در دوران سوم حضور داشتند. در جنگ حلقه، آنها نهایتا به قول خود عمل کردند و توسط آراگورن وارث ایسیلدور رها شدند.