خانه - ۱۴۰۰ (برگه 11)

آرشیو سالانه: ۱۴۰۰

نگاهی به رفتارهای فئانور و دلایل روانشناختی آنها و اختلال روانی احتمالی

نگاهی به رفتارهای فئانور و دلایل روانشناختی آنها و اختلال روانی احتمالی

Feanor and the Silmarils by BellaBergolts

قطعا فئانور یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های آردا است. فئانور بزرگترین جواهرساز تمام دوران‌ها، سازنده سیلماریل‌ها و یکی از اساتید سخنوری آرداست. بر کسی پوشیده نیست که یکی از خردمندترین و بزرگترین الف های تاریخ آرداست با این وجود هرچه داستان جلوتر می‌رود می‌بینیم که فئانور رفته رفته تبدیل به شخصیتی پرخاشگر، شکاک و بی‌رحم می‌شود و کارهایش را با بی‌خردی تمام به‌پیش می‌برد بدون آنکه به عواقب آن فکر کند. اما آیا این تغییرات به طور طبیعی رخ می‌دهند و فئانور بر اعمال خود کنترل کامل دارد یا اینکه فئانور درگیر یک اختلال روانی است و این اختلال بر تمامی اعمال و رفتار او تاثیر می‌گذارد؟ بیایید به این موضوع کمی دقیق تر نگاه کنیم:

فئانور فرزند فینوه و میریل بود که در شهر تیریون بر فراز تپه سرسبز تونا به دنیا آمد. مدتی پس از تولد هنگامی که هنوز بچه‌سال بود مادرش که برای استراحت به لورین رفته بود کالبد خود را ترک گفت و به ماندوس رفت و اینگونه بود که الدار برای اولین بار مرگ را دیدند، می‌توانیم به طور قطع بگوییم که موضوع تأثیرات بسیاری بر فئانور گذاشته است. همانگونه که دیدیم زمانی که فینوه نزد مانوه رفت از تنهایی و بی‌همسری به شدت احساس ناراحتی می‌کرد و به همین دلیل از او درخواست کرد که به او اجازه‌ی ازدواج مجدد بدهد. قطعا فئانور هم وضعیتی مشابه فینوه داشته با این تفاوت که فئانور نمی‌توانست جایگزینی برای مادرش پیدا کند، همانگونه که فینوه تنها شخصی بود در آمان همسری نداشت فینوه هم تنها کودکی بود که مادری نداشت، البته با وجود این مشکلات به دلیل توجهات بی اندازه‌ی فینوه فئانور تبدیل به الفی خردمند و توانا تبدیل گشت اما قطعا کمبود مهر و محبت مادر باعث ایجاد حفره های بیشماری را در شخصیت او گردید.

فئانور در کنار میریل در باغ‌های لورین اثر Steamey

Feanor with his mother Miriel in gardens of Lorien by steamey

دومین اتفاق ناگوار در زندگی فئانور بعد از مرگ مادرش، ازدواج مجدد پدرش بود. همان طور که پیش تر گفتیم به دلیل مرگ میریل، فئانور که توسط پدرش به تنهایی بزرگ شده بود به همین دلیل بسیار به پدرش وابسطه بود و این ازدواج قطعا ضربه روحی بزرگی به فئانور زده است به طوری که خانه‌ی پدر را ترک کرده و برای زمانی طولانی به همراه خانواده‌اش در آمان سفر می‌کرد و تنها برای مدتی کوتاه در جایی توقف می‌کرد و به ندرت به شهر سفید باز می‌گشت .

نارضایتی فئانور از این ازدواج به قدری بود که حتی برادران و خواهران همخون خویش را دوست نمی‌داشت و شاید حتی بتوانیم بگوییم از آنها متنفر بود.

البته با وجود تمامی این اتفاقات تا اینجای داستان ما فئانور را به عنوان فردی خردمند،جواهرسازی بزرگ،مردی سخنور و زبان شناسی بزرگ که خط تنگوار را به وجود آورده بود می‌شناسیم و اثری از جنون در او نمی‌بینیم و حتی می‌توانیم بگوییم بی علاقگی او نسبت به خواهران و برادرانش بسیار طبیعی است، او ایندیس را به عنوان جایگزینی برای مادرش می‌بیند و احساس می‌کند که او و فرزندانش عشق پدرش را نسبت به او می‌دزدند و شاید هم به خواهر و برادرانش حسودی کند چرا که آن ها هم از مهر و محبت پدر بهره می‌برند هم از مهر و محبت مادر.

میتوانیم تمامی مسائل بالا را به عنوان پیش زمینه‌ای برای حرکات بعدی فئانور در نظر بگیریم، حرکاتی خشونت آمیز و بی رحمانه، اما رفتار های خشونت آمیز فئانور دقیقا از چه زمان شروع شد؟

رفتار های غریب و غیرعادی فئانور اندکی زمانی پس از آزادی ملکور از بند پدیدار شدند. زمانی که ملکور از بند رها گشت نفرتی عمیق نسبت به الدار احساس کرد و از این رو نقشه ای شیطانی برای نابودی آنها در سر پروراند. گروه اول یعنی وانیار نسبت به ملکور شکاک بودند و به او اعتقاد نداشت و خود ملکور هم به گروه سوم یعنی تلری اهمیتی نمی‌داد به همین دلیل ملکور بر روی گروه دوم متمرکز شد یعنی نولدور. ملکور با ایجاد تفرقه‌ و نفاق و شایعه پراکنی نولدور را نسبت به والار بی اعتماد کرد، و فرزندان فینوه را به جان یکدیگر انداخت. می‌توانیم بگوییم ملکور در میان نولدور خاندان فینوه و مخصوصا فئانور هدف قرار داده بود زیرا ملکور به‌غیر از ضربه زدن به الدار هدف دیگری داشت و آن به دست آوردن جواهرات فئانور بود زیرا او در طمع سیلماریل‌ها بود.

همانگونه که پیش‌تر اشاره کردیم فئانور پیش زمینه‌ی مورد نیاز را برای تبدیل شدن به یک فرد دارای اختلال روانی داشت به عبارتی فئانور مثل یک انبار باروت بود که تنها به یک جرقه برای انفجار نیاز داشت که ملکور با ایجاد شایعه و تفرقه این جرقه را به وجود آورد. می‌شود گفت اختلال فئانور در همین دوره ایجاد شده و شایعات و اتفاقات آینده باعث سریع تر شدن روند رشد آن گشته است.

سوگند فئانور اثر BellaBergolts - اختلال روانی فئانور تا کجا ریشه دوانده بود؟

The Oath of Feanor by BellaBergolts

اکنون با یافتن ریشه های اختلال می‌توانیم به سراغ نوع اختلال برویم و بفهمیم که فئانور در حقیقت از چه نوعی از اختلال روانی رنج می‌برد.

زمانی که رفتار های خشونت‌آمیز فئانور آغاز شد، هنگامی که کسی با او مخالفت میکرد یا اینکه اوضاع مطابق میل او پیش نمی‌رفت فئانور خصوصیات رفتاری مشابه‌ای از خود بروز می‌داد،برای مثال هنگامی که با فینگولفین درگیر شد یا هنگامی که با اولوه صحبت می‌کرد که البته در نهایت منجر به خویشاوندکشی شد، دیدیم که در تمامی این مواقع فئانور بی اندازه شکاک، بی حوصله، تحریک پذیر ،حق به جانب و بی رحم بود تمامی این رفتار بی شک مشابه رفتار افرادی‌ است که به اختلال شخصیتی پارانوئید (PPD) مبتلا هستند.

آن‌گونه گفته شده که این حالت باید از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه‌های مختلف به چشم بخورد، که علامت‌اش وجود حداقل چهار تا از موارد زیر است:

  • بدون دلیل کافی، شک داشته باشد که دیگران به وی ضرر می‌رسانند، یا سرش کلاه می‌گذارند.
  • مشغولیت دائم ذهنیش شکی اثبات نشده در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیانش باشد.
  • به دلیل ترسی نا موجه از اینکه اطلاعاتی را به دیگران می‌دهد مغرضانه ضد خودش بکار ببرند، از اطمینان کردن به دیگران اکراه داشته باشد.
  • در پس اظهار نظرهای بی‌غرضانه یا اتفاق‌های بی‌خطر، معانی تحقیر‌کننده یا تهدیدکننده پنهانی بیابد.
  • همیشه دلخور و ناخشنود باشد، یعنی اگر کسی توهین کرده باشد، صدمه‌ای رسانده باشد، یا بی‌احترامی‌کرده باشد هیچ وقت او را نبخشد.
  • با کوچکترین چیزی احساس کند به شخصیت یا اعتبارش لطمه وارد شده‌است، حال آنکه دیگران چنین معنایی را در آن چیزها به‌طور آشکار نیابند؛ فوراً واکنشی خشمگینانه نشان دهد یا به مقابله بپردازد.

اگر به موارد بالا دقت کنید می توانید ببینید که فئانور نه‌تنها چهار مورد بلکه تقریبا تمامی موارد بالا داراست شاید بگویید تمامی این شباهت‌ها اتفاقی است اما همه‌ی ما میدانیم که استاد تالکین به تمامی نکات ریز و درشت در داستان خویش توجه کرده برای من این سوال پیش می‌آید که چگونه همه‌ی شباهت‌ها می‌تواند اتفاقی باشد؟

همچنین گفته شده که این اختلال تنها خود را در اخلاق و رفتار شخص بیمار نشان نمی‌دهد بلکه علائم این اختلال در افکار و سخنان افراد دارای اختلال نیز دیده می‌شود به همین دلیل برای یافتن دلایل بیشتر برای اثبات‌ اختلال تصمیم گرفتم که نگاهی به یک مورد از سخنان و یک مورد هم از افکار او بیاندازم.

هنگامی که والار از فئانور سیلماریل‌ها را درخواست کردند اینگونه گفته شده است که:

به گمانش در حلقه‌ی محاصره‌ی دشمنان افتاده بود، و گفته‌های ملکور را در خطاب به خود به یاد آورد که می‌گفت سیلماریل‌ها را اگر والار تصاحب کنند، در امان نخواهد بود، و با خود گفت: «مگر او یکی از والار نیست، و مگر او را از کنه دل‌های ایشان آگاهی نیست؟ آری، دزدی که هویت دزدان دیگر را فاش می‌کند!»

آنچه در اینجا می‌بینی همان خصوصیاتی است که پیش تر نیز دیده بودیم فئانور بی‌اندازه شکاک است، نمی‌تواند به کسی اعتماد کند و همیشه فکر می‌کند دیگران می‌خواند سرش کلاه بگذارند و همه‌ی اینها دقیقا مشابه افکار یک شخص پارانوئید است.

اکنون اگر بخواهیم سخنان او را برسی کنیم بهترین زمان زمانی است که فئانور برای صحبت کردن با اولوه به آلکوالونده میرود. در ابتدا فئانور با آرامش و متانت از اولوه درخواست می کند که کشتی ها را در اختیار او قرار بده اما زمانی که او به فئانور پاسخ منفی می دهد، فئانور کنترل خود را از داست می دهد و با عصبانیت به او پاسخ میدهد:

«از دوستی روی می گردانی، آن هم در ساعت نیازمندی ما . اما آنگاه که شما گذارتان به این سواحل افتاد، شما بیکاره‌های بزدل و جبون و کمابیش تهی‌دست، به راستی از مساعدت ما خوشحال بودید. اگر نولدور بندرگاه‌های شما را نساخته و به هزار جان کندن دیوارهاتان را بالا نیاورده بودند، هنوز در کلبه‌های کنار ساحل مسکن گزیده بودید.»

در میان سخنان فئانور همان خصوصیاتی را می بینیم که قبل‌تر در اخلاق و رفتار او دیده‌‌ایم به سرعت خشمگین می‌شود و کنترل خود را از دست می‌دهد، بی اندازه‌ی شکاک و بسیار بدخلق است که همه‌ی این‌ها دلایلی هستن که احتمال اختلال داشتن فئانور را به شدت افزایش می دهند.

Spirit of Fire by CKGoksoy

Spirit of Fire by CKGoksoy

اما خصوصیت دیگری هم در اخلاق و رفتار فئانور وجود دارد که در زمان خویشاوندکشی آلکوئالونده، سوزاندن کشتی‌ها و تهدید فینگولفین خود را نشان میدهد و آن بی‌رحمی بی‌‌اندازه‌ی فئانور است در ابتدا با خود گفتم که ممکن است این بی‌رحمی از خصوصیات ذاتی فئانور است اما بعد با کمی جستجو به مواردی هم در دنیای فانتزی و هم در دنیای واقعی برخوردم که علائمی مشابه علائم فئانور دارا بودند. اولین نفر شخصیت ایریس تارگرین دوم ملقب به شاه دیوانه از مجموعه نغمه از آتش و یخ و نفر دوم نادر شاه افشار یکی از پادشاهان بزرگ ایران.

این دو شخصیت تقریبا تمامی صفات یک شخص با اختلالات روانی شدید را در دارا بودند دقیقا مانند فئانور اما به جز این خصوصیات خصوصیات مشابه دیگری نیز داشتند، هر سه مقام بالایی داشتند و بعد از مبتلا شدن به اختلال به جز اینکه بسیار شکاک و بی اعتماد شدند (که از علائم اختلال هستند) به اشخاصی به شدت بی رحم نیز تبدیل شدند و این درحالی است که گفته شده این افراد پیش از ابتلا به اختلال نه تنها اینگونه بی‌رحم نبوده‌اند بلکه برای مثال درباره ایریس تارگرین گفته شده که او در جوانی فردی‌ مصمم و تا حدی شوخ بوده و حتی حکومت خود را با وعده های بزرگ آغاز کرده اما رفته رفته او به شخصی ظالم و بی رحم تبدیل شد یا نادر شاه که در ابتدا فردی بزرگ و مقتدر بود و برای رفاه مردم تلاش می‌کرد اما بعد ها رفتار او عوض شد و بی‌رحم و شکاک شد و حتی تا حدودی ظالم یا خود فئانور که در ابتدا صفات خوب بسیاری درباره او بیان شد اما بعد تبدیل شد به شخصی دیوانه که حتی به مردم خود نیز رحم نمی‌کند و همه‌ی این ها نشان دهنده‌ی قدرت این اختلال است در حدی که می‌تواند شخصیت افراد را عوض کند.

یکی دیگر از شباهت‌های این سه فرد تهدید اعضای خانواده و نزدیکان خویش بود، نادر به دلیل شک داشت به فرزندش در نهایت او را کور کرد، فئانور هم ممکن بود به برادر خود آسیب بزند یا او را بکشد اما احتمالا به دلیل ترس از والار و فینوه از این کار منصرف شد اما بعد ها که خود قدرت را به دست گرفت دیدیم که بدون هیچ پشیمانی خویشاوندان خویش را در آلکوالونده قتل عام کرد یا درباره‌ی شاه دیوانه گفته شده که به هیچ یک از اطرافیان خود اعتماد نداشت و حتی به پسر خود ریگار مشکوک بود. می‌توانیم بگوییم اگر کسی که به این اختلال مبتلا است قدرت را در دست داشته باشد به دلیل جنون می‌تواند تبدیل به فردی بی‌رحم و خون‌ریز بشود .

با اینکه به طور قطع نمی‌شود گفت بی رحمی فئانور به دلیل اختلال است اما احتمال بسیار بالایی دارد که اختلال بر او تاثیر گذاشته باشد و در طول زمان او را به فردی بی اندازه بی رحم تبدیل کرده باشد.

Feanor colour study - animated by BohemianWeasel

Feanor colour study – animated by BohemianWeasel

من به دلیل وجود دلایلی که در بالا به آنها اشاره کردم معتقدم فئانور از سلامت روانی برخوردار نبوده و فردی دارای مشکل و دارای یک اختلال شدید روانی بوده است، با این وجود ممکن است شما با نظر من مخالف باشید و دلایل مرا نپذیرید و یا اینکه دلایل من را قبول کنید و فئانور را یک فرد دارای اختلال شدید در نظر بگیرید در نهایت تصمیم نهایی با شماست.

متن ترانه ترک مرثیه‌ای برای تورین (Lament For Thorin)

نام بند: Eurielle نام ترک به انگلیسی: Lament for Thorin
نام ترک به فارسی: مرثیه‌ای برای تورین
شماره ترک: ۳
نام آلبوم به انگلیسی: Inspired by Tolkien نام آلبوم به فارسی: الهام گرفته از تالکین
سال انتشار آلبوم: ۲۰۱۵ مترجم: آرش شامرادلو
توضیحات:

ترجمه فارسی ترانه:

تورین

پادشاه زیر کوه

دریغا که دیگر بر این قلمرو فرمان نخواهد راند

ما برادران باید بدون او راه را ادامه دهیم

و اطمینان یابیم که مرگ او بیهوده نبوده است

 

در خوابی ابدی خواهد آسود

با گوهر آرکن بر روی سینه­­‌اش

که نورش باید تا به همیشه بدرخشد

تا تاریکی بی­‌پایان را از آنجا پس راند

 

و بر روی مقبره‌­اش اورک­ریست آرمیده است

تیغی الفی ساخته شده در روزگاران باستان

تا هشداری باشد از برای جملگی دشمنان و اورک­‌های بدسرشت

تا پاسبانی باشد از برای پس راندن جملگی پلیدی‌­ها از اره­‌بور

 

به چه­‌سان باید یار از دست رفتۀ خویش را به یاد آریم

کسی که سرانجام بر مرض اژدها فایق آمد؟

یک مبارز؟ یک رهبر؟ یک شاه مغرورِ آهمند؟

سلاله‌­ای شایان از نسل دورین بزرگ!

 

توضیحات:

متن ترانه، موسیقی، اجرا، تولید، هماهنگی، میکس و مستر: Eurielle

شنیدن موسیقی: یوتیوباسپاتیفای

متن ترانه ترک نغمه دورین (Song of Durin)

نام بند: Eurielle نام ترک به انگلیسی: Song of Durin
نام ترک به فارسی: نغمه دورین
شماره ترک: ۱
نام آلبوم به انگلیسی: Inspired by Tolkien نام آلبوم به فارسی: الهام گرفته از تالکین
سال انتشار آلبوم: ۲۰۱۶ مترجم: آرش شامرادلو
توضیحات:

ترجمه فارسی ترانه:

پادشاهی بود نشسته بر سریری وزین

در تالارهایی سنگین با ستون­‌هایی چندین

با طاقی زرین و کفی سیمین

با دری به رون‌های قدرت نگارین

نور خورشید و ماه و ستارگان

انباشته در بلورهایی تراشیده و تابان

خاموشی ناشدنی، نه از حجاب شب و نه از تیرگی گَرد

درخشان و زیبا تا به ابد

 

جهان ملال­‌آور گشته است و کوهستان بی­‌رمق

فرا گرفته است آتشِ کوره را خاکستری سرد

نه صدای چنگی آید و نه صدای چکش

تالارهای دورین یکسره تاریک است و خموش

مقبره­‌اش را سایه­‌ها گرفته­‌اند در آغوش

در موریا، در خزد­-دوم

باری هنوز نور ستارگانِ پژمرده

انعکاس می­‌یابند در آبگینِ تیره و افسرده

آنجا قرار دارد تاج او در ژرفنای آب

تا آن روز که دگربار دورین سر بردارد از خواب

 

توضیحات:

متن ترانه، موسیقی، اجرا، تولید، هماهنگی، میکس، مستر: Eurielle

شنیدن موسیقی: یوتیوباسپاتیفای

کوتاه: آداب و رسوم ازدواج در میان الدار

آداب و رسوم ازدواج در میان الدار

در جلد دهم تاریخ سرزمین میانه: حلقه‌ی مورگوت توضیحات بسیاری درباره‌ی آداب زندگی الدار وجود دارد. اما متأسفانه و خوشبختانه هیچ یک از کتاب‌های تاریخ سرزمین میانه به هیچ زبانی از جمله فارسی ترجمه نشده‌اند، زیرا متن آنها بسیار تخصصی است و باعث گیج شدن مخاطبین می‌شود؛ و از این رو تنها کسانی که قصد تحقیق در زمینه‌ی دنیای تالکین را دارند به آن مراجعه می کنند. اما در کنار این‌ها بخش‌های وجود دارد که واقعا حیف است که خوانده نشود مانند داستانِ «مباحثه فینرود و آندرت» یا «افسانه‌ی بیدار شدن کوئندی» که در سایت آردا نیز ترجمه شده از این رو امروز بخشی از فصل آداب و رسوم در میان الدار به عنوان آداب ازدواج الدار را به صورت خلاصه برای شما آماده شده است:

الدار معمولا در دوران جوانی و اقلب بعد از پنجاه سالگی پیوند زناشویی می‌بستند. فرزندان اندکی داشتند اما فرزندان‌شان نزد آنها بسیار گرامی بودند. خانواده‌های آنها پر از عشق بود و احساس عاطفی عمیقی نسبت به یکدیگر داشتند که روح و جسم آنها را به به یکدیگر پیوند می‌داد.

فرزندان‌شان به تعلیم و تربیت اندکی نیاز داشتند و بیشتر مسائل را خود فرا می گرفتند.

به ندرت پیش می‌آمد که خانه‌ای بیش از چهار فرزند یافت شود که با گذشت زمان این تعداد کاهش نیز یافت. اما در روزگار کهن زمانی که هنوز الدار جوان، کم تعداد بودند و به افزایش تعداد خود اشتیاق داشتند، فئانور به عنوان پدر هفت فرزند شناخته شده بود و هیچ کس در تاریخ الدار نتوانست به تعداد او فرزند داشته باشد.

الدار فقط یکبار در طول زندگی‌شان ازدواج می‌کردند و این ازدواج از روی عشق و یا با رضایت طرفین صورت می‌گرفت. حتی در دوران‌های بعدی، آنچنان که تاریخ نویسان نقل کرده‌اند در زمانی که بسیاری از الدار در سرزمین میانه اسیر گشته بودند و دل‌هایشان بر اثر سایه‌ای که در آردا نهفته شده بود تاریک شده گشته بود، به ندرت قصه‌ای از روی آوردن آنان به شهوت یا خیانت نقل شده است.

ازدواج، به غیر از افراد نادری که بیمار بودند یا سرنوشتی عجیب داشتند یک از فرآیندهای طبیعی زندگی الدار به شمار می‌آمد. کسانی که بعدها ازدواج می‌کردند، یکدیگر را در‌ سنین جوانی یا حتی گاهی دوران کودکی انتخاب‌ می‌کردند (‌و در واقع این امر غالباً در ایام صلح صورت می‌گرفت).

اما اگر هر دو نفر می‌خواستند به سرعت ازدواج کنند و حتی اگر به سن قانونی پنجاه سال نیز رسیده بودند، نامزدی وابسته به قضاوت و تصمیم‌گیری والدین هر یک از طرفین بود .

Faerie Magazine - Issue #42 - The Tolkien Issue

Faerie Magazine – Issue #42 – The Tolkien Issue

در موعد مقرر نامزدی در مراسمی که هر دو خاندان‌ در آن شرکت می‌کردند اعلام می‌شد و در طول مراسم هر یک نامزدها حلقه‌ای نقره‌ را به دیگری می‌دادند. بر طبق قوانین الدار این نامزدی حداقل می‌بایست یک سال طول بکشد اما معمولا بیشتر نیز طول می‌کشید. در طول این مدت این نامزدی می‌توانست به هم بخورد در این صورت دو نامزد حلقه‌ها را در مقابل دیگران به یکدیگر بازپس میدادند، این حلقه‌ها ذوب میشدند تا دیگر هیچ‌وقت از آنها برای نامزدی استفاده نشود.

اما از حق فسخ نامزدی به ندرت استفاده میشد زیرا الدار در چنین انتخاب‌هایی به آسانی اشتباه نمی‌کردند و آنها به آسانی از هم نوعان خویش فریب نمی‌خوردند یا خویشاوندان را فریب نمی‌دادند. روح آنها بر جسمشان فرمانروایی می‌کند، به ندرت تحت تاثیر خواسته‌های جسمانی خود قرار می‌‌گرفتند و ذاتا پارسا و ثابت‌قدم بودند.

با این وجود حتی در میان الدار و حتی در آمان آرزوی ازدواج همیشه برآورده نمی‌شد، عشق غیر قابل بازگشت بود و ممکن بود کسی بیش از یک همسر برای خود آرزو کند. این تنها علت غم و اندوه است که به سرزمین سعادتمند آمان وارد شده است که خود باعث تردید والار گشته است. برخی معتقدند که این به دلیل سایه‌ای است که در زمان بیداری الدار بر آردا افتاده بوده است زیرا اندوه و بی‌نظمی فقط از آنجا می‌آید و برخی نیز عقیده داشتند که این ناشی از خود عشق و وجود آزاد هر یک از آنها است و این خود یکی از رمز و رازهای سرشت فرزندان ارو است.

بعد گذشت حداقل یک سال از مراسم نامزدی زمان ازدواج تعیین می‌کردند، سپس در طی یک ضیافت که هر دو خاندان در آن شرکت می کردند ازدواج جشن گرفته میشد. در پایان ضیافت هر دو در جلو می‌ایستادند و مادر عروس و پدر داماد دست آنها را در دست یکدیگر قرار می‌دادند و برای آنها دعای خیر میخواندند.

برای این دعا یک حالت رسمی وجود داشت اما هیچ انسانی تاکنون آن را نشنیده است هر چند که الدار گفته‌اند که در آن از واردا بعنوان مادر و از مانوه به عنوان پدر نام برده میشود و علاوه بر آن نام ارو نیز به زبان آوردند (که به ندرت از آن استفاده می‌شد). پس از آن نامزدها حلقه‌های نقره را به هم دیگر بازپس می دادند (آنها را نگه می‌داشتند) و در عوض آن حلقه‌های طلای ظریفی به یکدیگر می‌دادند، هر فرد این حلقه را به انگشت اشاره‌ی دست راست خود می‌کرد.

همچنین در میان نولدور رسم بوده است که مادر عروس به داماد جواهری بر زنجیر یا بر یقه می‌شود هدیه بدهد و پدر داماد نیز باید هدیه‌ای مشابه آن را به عروس بدهد. گاهی اوقات این هدایا قبل از مراسم ازدواج ردوبدل میشد. (مانند جواهری که گالادریل به آراگورن هدیه داد، زیرا او در مقام مادر آرون بود، او قبل از ازدواج این هدیه رو به آراگورن داد و مراسم ازدواج بعدها صورت گرفت). البته این مراسم برای ازدواج ضروری نبود و تنها به منظور جلب رضایت والدین و در ازای محبت آنان برگزار میشد و با ازدواج اتحادی نه تنها بین دو نامزد بلکه بین دو خاندان شکل میگرفت. البته این پیوند جسمانی بود که مراسم را به پایان می‌رساند و پس از آن بود که این پیوند ناگسستنی کامل می‌شد.

در دوران صلح این بسیار اهانت آمیز بود که خویشاوندان از رفتن به ضیافت ازدواج خودداری کنند، اما در عین حال هر یک الدار حق داشتند تا ازدواج خود را بدون هیچ یک از تشریفات برگزار کنند. در روزگاران بعدی، زمان گرفتاری، جنگ، تبعید و سرگردانی اغلب چنین ازدواج هایی صورت می‌گرفت.

آیا می دانستید

آیا می‌دانستید شخصیت اوبی-وان کنوبی از ابتدا قرار بود گندالفِ مجموعه Star Wars باشد؟

 

در یکی از پیش‌نویس‌های فیلمنامه او دیالوگی با لوک اسکای‌واکر دارد که برگرفته از دیالوگ گندالف و بیل‌بو بگینز در کتاب هابیت است:

– کنوبی نزدیک می‌شود: «روز خوش!»
– لوک پاسخ می‌دهد: «منظورت از روز خوش چیست؟»
– کنوبی پاسخ می‌دهد: «منظورت این است که روز خوشی برای تو است، یا روز خوشی برایم آرزو می‌کنی، گرچه کاملاً مشخص است که روز خوشی ندارم یا منظورت این است روزها به طور کلی خوش هستند؟ همزمان همه آنها.»