خانه - ۱۴۰۰ (برگه 12)

آرشیو سالانه: ۱۴۰۰

انیمیشن هابیت The Hobbit (1966)

انیمیشن هابیت The Hobbit (1966)

بسیاری از شما احتمالاً با انیمیشن اقتباسی هابیت که در سال ۱۹۷۷ توسط آرتور رانکین و ژولز باس ساخته شده بود آشنایی دارید، اما می‌دانستید سال‌ها پیش از آن، حتی پیش از هرگونه اقتباس نمایشی از آثار تالکین در سال ۱۹۶۶، یک انیمیشن دیگری نیز از هابیت وجود داشت؟

انیمیشن هابیت (۱۹۶۶)، یک انیمیشن کوتاه و فراموش شده است که تا پیش از بازپیدا شدنش در سال ۲۰۱۲، تنها توسط عده انگشت‌شمار و بنیاد تالکین دیده شده بود و هدف اصلی آن نه اقتباسی وفادار، بلکه هدفی تاریک‌تر در پشت آن بود: تمدید قرارداد حق ساخت و فروش آن به قیمت بسیار بالاتر!

ویلیام ال. اسنایدر (برنده جایزه بهترین انیمیشن کوتاه در اسکار ۱۹۶۰ برای انیمیشن Munro) در سال ۱۹۶۴، چندسال پیش از آنکه ساخت یک اقتباس نمایشی از آثار تالکین مورد بحث باشد، با قیمتی بسیار ارزان آن را از بنیاد تالکین خریداری کرده بود. براساس قرارداد او می‌بایست تا ۳۰ ژوئن ۱۹۶۶ یک فیلم از کتاب هابیت بسازد، وگرنه قرارداد لغو و حق ساخت آن به بنیاد تالکین بازمی‌گشت.

بیلبو بگینز در انیمیشن هابیت 1966

بیلبو بگینز در انیمیشن هابیت ۱۹۶۶

او در ابتدا قصد ساخت یک انیمیشن خیره‌کننده و بسیار خاص برای زمان داشت، اما با توجه به نبود علاقه از سمت استودیوهای آن زمان برای صرف هزینه هنگفت برای آثار تالکین، این پروژه برای مدتی طولانی به تعویق افتاد تا آنکه اسنایدر در طی تماس با کارگردان و انیماتور جین دیچ از او خواست تا یک ماموریت غیرممکن انجام دهد! او می‌بایست در طی ۳۰ روز، یک انیمیشن کوتاه ۱۲ دقیقه‌ای از هابیت را تا پیش از ۳۰ ژوئن ۱۹۶۶ بسازد که حق ساخت آن به بنیاد تالکین بازنگردد. جین دیچ موفق شد فیلم را در ۲۹ ژوئن به اتمام رسانده و به سرعت از چکسلواکی به سوی آمریکا پرواز کند تا فیلم را به ویلیام اسنایدر نمایش دهد که با رضایت او همراه بود.

برنامه اکران عمومی انیمیشن کوتاه هابیت ۱۹۶۶ به سرعت برنامه‌ریزی شد اما فرصتی برای تبلیغ یا اکران عمومی نبود، به همین خاطر پیش از پخش، جین دیچ بیرون از سینما در پیاده‌رو به دنبال افرادی گشت که به ازای ۱۰ سنت، یک انیمیشن کوتاه نگاه کنند و پس از آن برگه‌ای را امضا کنند که آنها فیلم هابیت را در ۳۱ ژوئن ۱۹۶۶ تماشا کرده‌اند. آنها پیش از ورود به سالن سکه‌ای ۱ دایمی (۱۰ دایم معادل ۱ سنت در آمریکا است) را که از کارگردان فیلم دریافت کرده بودند را به عنوان هزینه بلیط به او می‌پرداختند تا تمام مراحل این بازی قانونی به سرانجام برسد و حق ساخت از کتاب هابیت در اختیار ویلیام اسنایدر باقی بماند. ویلیام اسنایدر در انتها حق ساخت فیلم هابیت را به مبلغ ۱۰۰ هزار دلار دوباره به بنیاد تالکین فروخت.

پرنسس میکا میلوانا در انیمیشن هابیت 1966

پرنسس میکا میلوانا در انیمیشن هابیت ۱۹۶۶

اگر علاقه دارید که خودتان با آن سوپرایز شوید، پیشنهاد می‌کنیم که بقیه این خبر را نخوانده و مستقیماً به تماشای این انیمیشن بپردازید.

 

داستان این انیمیشن کوتاه بسیار با کتاب هابیت متفاوت است و دست به خلق داستانی جدید اما جذاب زده است. داستان این انیمیشن مشابه بازی ماریو است (البته ماریو در سال ۱۹۸۱ ساخته شده و این انیمیشن بیش از ۱۰ سال از آن قدیمی‌تر است) و پایان جالب و دور از انتظاری دارد! هیولایی به نام اسلَگ شهر دیل، شهر ناقوس‌های طلایی، را به نابودی می‌کشد و از این واقعه تنها سه نفر زنده مانده‌اند، ژنرال تورین سپربلوط، یک نگهبان و پرنسس میکا میلاوانا. اما چه کسی می‌تواند به این سه بیچاره کمک کند؟ تنها جادوگر بزرگ گندالف می‌تواند چنین کند! این ماجراجویی کوتاه که با وجود حفظ روایت کلی تالکین، وقایعی جدید را نمایش می‌دهد، با کشته شدن اسماگ، ازدواج بیل‌بو بگینز با پرنسس میکا و حکومت آن دو بر شهر بازسازی شده دیل به پایان می‌رسد.

زیرنویس این انیمیشن کوتاه توسط «مازیار یگانه» ترجمه و تهیه شده است که می‌توانید آن را در آپارات سایت آردا تماشا کنید:

راداگاست (جادوگر قهوه‌ای)

تاریخ: نامیرا؛ راداگاست در سال ۱۰۰۰ دوران سوم به سرزمین میانه آمد، و حداقل تا سال ۳۰۱۸ همان دوران در آنجا باقی ماند؛ از سرنوشت نهایی او اطلاعاتی در دست نیست.

نژاد: آینور

گروه: مایار در خدمت یاوانا

محل اقامت: روسگوبل در مرزهای سیاه‌بیشه

معنی: آدونایی به معنی «مراقبت‌گر حیوانات»[۱]

دیگر نام‌ها: آیوندیل

عناوین دیگر: رام‌کننده پرندگان، قهوه‌ای، احمق، ساده

 

یکی از پنج ساحر، که گفته می‌شود چهارمین نفر از آنها بود که به سرزمین میانه وارد شد. به‌سان افراد فرقه‌اش یک چوبدستی و رنگی شاخص داشت (در این مورد رنگ قهوه‌ای). وی در سال‌های اولیه‌ی زندگانی‌اش در والینور دوست حیوانات و پرندگان بود (که در آنجا آیوندیل، به معنی دوستِ پرنده، خوانده می‌شد) و زمینه‌ی تخصصش، چیزهای زنده‌ی سرزمین میانه بود.[۲] او همچنین درکنار دانش عظیمی از رستنی‌ها و گیاهان، توانایی ایجاد توهم را هم داشت.[۳]

مانند بقیه‌ی اعضای فرقه‌اش وظیفه‌ی یاری الف‌ها و انسان‌ها را در برابر تاریکی را داشت. در سرزمین میانه او همراهی با حیوانات و پرندگان را به مردمی که برای یاری آن‌ها فرستاده شده بود ترجیح داد و موفقیت کمی دست یافت. او در روسگوبل در کنار مرزهای جنوبی سیاه بیشه، نزدیک دول گولدور سکنی گزید اما در آینده بنا به دلایلی آنجا را رها کرد. همچنین به‌نظر می‌رسد در حمله‌ی شورای سفید به دول گولدور در سال ۲۹۴۱ دوران سوم هم سهیم بوده است.

راداگاست در نبرد حلقه تقریبا نقشی نداشت و تنها کار و اثری بر جای گذاشت، فرستادن گوایهیر با اخبار به اورتانک بود که ناخواسته به فرار گندالف کمک کرد و همچنین احتمال می‌رود گاهی عقاب‌ها را در موقعیت‌های خطیر نظیر نبرد دروازه‌های سیاه فرستاده باشد که البته مدرکی در دست نیست.

از سرنوشت راداگاست پس از سقوط سائورون هیچ اطلاعاتی وجود ندارد. با اینکه او در شکل دادن مقاومت در برابر ارباب تاریکی شکست خورده بود اما هیچ کجا منع بازگشتش به آمان ذکر نشده است و به نظر می رسد که در بین چیزهایی که در سرزمین میانه به آن ها علاقه داشت، مانده باشد.

یادداشت‌ها:

[۱]

[۲]

[۳]

خرگوش

حیوانی خزدار با گوش های‌دراز که گوش‌بلند هم خوانده می شود و مانند امروز به فراوانی در سرزمین میانه یافت می‌شده و یکی از غذاهای مورد علاقه‌ی هابیت‌ها بوده است.

نگاهی به شعر آنگلوساکسونی «سرگردان» و تاثیر آن بر ارباب حلقه‌ها و آثار تالکین

کنکاش در علل جذابیت و ژرفنای آثار تالکین: نگاهی به شعر آنگلوساکسونی «سرگردان» و تاثیر آن بر ارباب حلقه‌ها

شعر سرگردان یک شعر به انگلیسی باستان (آنگلو-ساکسون) است که به صورت شفاهی توسط شاعری ناشناس در قرن ۵ یا ۶ میلادی سروده شده، و تالکین نه تنها از مفاهیم آن در کتاب ارباب حلقه‌ها استفاده برده، بلکه برخی از ابیات آن را با ترجمه و تغییرات خود در کتاب ارباب حلقه‌ها آورده است. همانطور که از اسم شعر می‌توان فهمید، این شعر درباره یک فرد قرون وسطایی آواره است، اما او یک فرد عادی نیست، او یک سلحشور است که اربابش، خانواده‌اش، مردمانش و خانه‌اش را از دست داده و به ناچار آواره این زمین خاکی شده است.

جی. آر. آر. تالکین در ارباب حلقه‌ها دست به کاری زد که هیچکس تا به امروز نتوانسته به نتیجه‌ای مشابه آن دست یابد: او دنیایی خیالی ساخت که احساس می‌کنید واقعی است. اما او چگونه توانست این امر را محقق کند و چرا تا به امروز هیچ داستان به گیرایی آن وجود ندارد؟

این مقاله ویدیویی با نگاهی به شعر آنگلوساکسونی سرگردان (به انگلیسی The Wanderer)، کتاب ارباب حلقه‌ها (دقیق‌تر دو برج) و مفاهیم روانشناختی قرون وسطایی درون آن سعی کرده است که پرده از دلیل این احساس عمق و غنا بردارد، چیزی که نه فقط به نویسندگی خوب یا جهان‌سازی عظیم تالکین ارتباط داشته، بلکه دلایلی عمیق‌تر و مهم‌تر برایش وجود دارد.

تالکین پیش از نویسنده بودن، یک محقق برجسته و استاد زبان و ادبیات انگلیسی و آنگلو-ساکسون در دانشگاه آکسفورد بود؛ و به خاطر این دانش عظیم از وقایع و زندگی بشری از دوران‌های گذشته، او توانست این تجارب هزاران ساله را به داستان‌های خود وارد کند و دنیایی خلق کند که از زمان انتشار توانست میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان و از نسل‌های مختلف را به خود جذب کند.

برای پاسخ دادن به این سوالات و شرح بیشتر موارد ذکر شده، این ویدیو با زبان فارسی برای شما طرفداران دنیای تالکین آماده شده است.

تماشای ویدیو در آپارات:

آیا می دانستید؟

آیا می‌دانستید «ائومر» و «ائووین» با «بورومیر» و «فارامیر» به واسطه امیر ایمراهیل خویشاوند یکدیگر هستند؟

مورون اهل لوسارناخ، مادر تئودن و مادربزرگ ائومر و ائووین، از نسل امیران دول آمروت و اقوام امیر ایمراهیل بود و همچنین دنه‌تور با فین‌دویلاس خواهر امیر ایمراهیل ازدواج کرده بود.

گفته می‌شود پسر ائومر و لوتیریل (دختر امیر ایمراهیل) بسیار شبیه به پدربزرگش (ایمراهیل) بوده است.