ز

زبان مشترک (زبان مشترک وسترون)

زبان وسترون که از زبان آدونائیک که در نومه نور صحبت می شد، مشتق شد و به عنوان زبان مشترک مردمان سرزمین میانه به کار می رفت.

زمین‌های شمالی (نواحی شمالی سرزمین میانه)

لغتی که غالباً برای اشاره به بخش‌های شمالی بلریاند شامل دورتونیون، دور-لومین و زمین‌های اطراف آنگباند استفاده می‌شد. در دوران‌های بعدی، برای سرزمین‌های پهناور شمال سرزمین میانه مورد استفاده قرار گرفت.

زردپوست (سالنمای تاک برو)

یکی از معدود اسناد تاریخی که در شایر نگهداری می‌شد، زردپوست بود. این کتاب قدمت قابل توجهی داشت. گفته شده است که مطالب داخل آن به تاریخی حدود ۹۰۰ سال پیش از نبرد حلقه بر می‌گردد. شاید بتوان گفت که اولین مدخل‌های آن به سال ۲۱۰۰ دوران سوم (یا پانصد سال پس از تأسیس شایر) باز می‌گردد. این کتاب شامل تاریخچه ای از خانواده توک می‌باشد؛ نه تنها ازدواج‌ها، تولدها و مرگ‌ها بلکه جزئیات قانونی و ارجاعاتی به اتفاقات مهمی که کلا در شایر رخ داده است، می‌پردازد. زردپوست برای بسیاری از اطلاعات تاریخی علی الخصوص خانواده توک یک مرجع محسوب می‌شود، تا اینکه به کتاب سرخ سرحد غربی منتهی شود.

نام «زردپوست» از ظاهر کهنه و فرسوده کتاب که نشان از قدمت طولانی آن است مشتق شده است. این نام حاکی از آن است که اسناد تاریخی در مورد خانواده توک بر روی کاغذی از جنس پوست گوساله و یا دیگر اشکال کاغذ پوستی مکتوب می‌شده است. این کاغذها از پوست حیوانات ساخته می‌شدند بنابراین نام «زردپوست» طبیعت وجودی این کتاب را توصیف می‌کرده است.

زرد سیما (نامی که گولوم به خورشید داد)

برای قرون متمادی، گولوم همراه با حلقه‌ی عزیزش در تاریکی‌های زیر کوهستان مه آلود زندگی می‌کرد. زمانیکه حلقه به دست بیلبو بگینز افتاد، سرانجام تصمیم گرفت که برای یافتن آن از محل خود خارج شود، اما پس از آن همه سال‌های بدون نور، به سختی می‌توانست در مقابل نور خورشید ایستادگی کند. او از ماه نیز تنفر داشت و به آن لقب سفید سیما داده بود. با این وجود مواجهه با خورشید برای وی بسیار سخت‌تر بود، وی لقب زرد سیما را به خورشید داده بود. به همین دلیل پیوسته در سایه مخفی می‌شد و هر زمان که می‌توانست در شب قدم می‌گذاشت.

زمستان سخت عصر سوم (زمستان سال ۲۹۱۱ دوره‌ی سوم )

زمستان سخت و وحشتناک سال ۲۹۱۱ دوران سوم. در این زمان اریادور به وسیله گرگ‌های سفید مورد حمله قرار گرفت.

سیل‌های وحشتناکی که در بهار بعد از آن آمد، باعث نابودی تاربد شد.