K

کارنینگول (نام ریوندل در زبان مشترک)

نامی که معمولا تالکین آن را از زبان مشترک به انگلیسی بر می گردانده : ریوندل . که معادل صورت انگلیسی آن است . و در زبان الفی ایملادریس نامیده می شود ؛ شکاف عمیق ، دره ای با دامنه های پله مانند .

کارمه (هنر الف ها)

اوج هنر الف ها ، که قدرت این را دارند که وقایعی از داستان ها و آواز ها در طول زندگی خلق کنند به طوری که این وقایع قابل رویت برای مخاطبان آن هنرمند باشند . تصوری که به این شکل خلق می شود ، به اسم اولوس شناخته می شود ؛ که میتوان آن را “رویا” یا “وهم” معنی کرد.

کیلی (جوانترین عضو گروه تورین و شرکا)

یکی از اعضای گروه تورین و شرکا. کیلی[۱] در سال ۲۸۶۴ دوران سوم در کوهستان آبی به دنیا آمد. او از نسل خاندان دورین بود و مادرش، دیس، خواهر تورین سپر بلوط بود. برادر بزرگتری به نام فیلی داشت و باشلق آبی رنگی بر سر داشت و کمانچه می‌نواخت.

Aidan Turner در نقش کیلی در سه‌گانه هابیت

در سال ۲۹۴۱ به همراه دایی و برادرش عازم پویشی برای باز پس گیری قلمرو اره بور از چنگ اسماگ اژدها شد. کیلی جوانترین عضو گروه بود و چشمان تیز بینی داشت. وقتی گروه در ارتفاعات کوهستان مه آلود در طوفان گیر کردند فیلی و کیلی غاری را پیدا کردند تا گروه در آن پناه بگیرد اما متاسفانه این غار دروازه مخفی ورودی غارهای اورکها بود. دورف‌ها و بیلبو توسط گابلین بزرگ اسیر شدند اما گندالف آنها را نجات داد.

او در زمان نگهبانی‌اش در سیاه بیشه متوجه آتش الف‌ها شد اما وقتی نزدیک‌تر رفتند اسیر شدند اما بیلبو آنها را در داخل بشکه‌ها قرار داد و از دربار تراندوییل نجات داد. فیلی و کیلی کمتر از بقیه دورف‌ها از این سفر سخت آسیب دیده بودند و به بیلبو در بیرون آوردن بقیه از داخل بشکه‌ها کمک کردند. وقتی که تورین خود را به عنوان شاه زیر کوه به ارباب دریاچه معرفی کرد کیلی و فیلی همراهش بودند.

در دامنه تنها کوه کیلی، فیلی، بیلبو و بالین به بازرسی دروازه جلویی رفتند و همین‌طور کیلی و فیلی به همراه بیلبو بودند که ورودی مخفی را پیدا کردند. بعد از رفتن اسماگ فیلی و کیلی چنگی طلایی را در میان گنجینه اسماگ پیدا کردند. سپس این دو برادر برای پیدا کردن سه اسبچه گمشده فرستاده شدند.

کیلی(راست) و فیلی(چپ) در انیمیشن هابیت(۱۹۷۷)

وقتی تورین پیشنهاد بارد کمانگیر را رد کرد به نظر می‌رسید که کیلی و فیلی با نظر دایی خود موافق نیستند اما در نبرد پنج سپاه دو برادر دلاورانه با سپر و بدن‌های خود از تورین محافظت کردند و در نهایت کشته شدند.



[۱]  کیلی نام یکی از دورفها در منظومه Voluspa از افسانه های اسکاندیناوی است که به معنی «گوه»(ابزاری برای نگه داشتن فلزات) است. این نام با «سوهان» که معنای اسم فیلی است ارتباط معنایی دارد.

خزد دوم (تالارهای دورین و خاندانش)

بزرگ‌ترین و معروف‌ترین عمارت دورف ها که در بخش میانی کوه های مه آلود قرار دارد. نقب زده شده و حفر شده در میان صخره های کوهستان. بنابراین یک مسافر می‌تواند برای رفتن از غرب کوهستان به شرق از میان آن عبور کند. این تالارها در روزهای بسیار قدیم توسط دورین بی مرگ بنا نهاده شد؛ کسی که بر سر دریاچه‌ی سوسو زن زیر کوه کلبدیل آمد. آنجا نور تاجی از ستارگان در آب منعکس می‌شد. او این دریاچه را در زبان دورفی خه‌لد زارام نامید، دریاچه‌ی آبگین؛ و در آنجا بود که دورین شروع به ساختن و شکل دادن خزد دوم[۱] کرد.

بعد از گذشت یک هزاره، نوادگان دورین بر تاج و تخت خزد دوم نشستند و شهر حفاری شده‌شان در دنیا معروف شد. حتی در کوئنتا سیلماریلیون هم از آن نام برده شده، داستان پادشاهان الف و جنگ‌هایشان در سرزمین‌های دور غربی. با وجود اینکه این‌ها چیزی بیش از شایعات دوردستی نبود که آنها از دورف های کوهستان آبی می‌شنیدند. در دوران دوم، نولدور در خارج از لیندون سرزمینی در غرب دروازه های خزد دوم برای خودشان بنا کردند؛ و بین دورف ها و الف‌های تازه وارد آن سرزمین، اره گیون، دوستی نادری شکل گرفت. فرمانروی اره گیون، کله‌بریمور برای بنا کردن دروازه های معروف و جادویی که به دروازه‌ی غربی موریا معروف شد، کمک کرد و حتی حلقه‌ی قدرتی را به شاه دورین سوم پیشکش کرد. روابط و دوستی خزد دوم و اره گیون ناگهان پایان یافت. در سال ۱۶۹۷ دوران دوم، وقتی که سائورون سرزمین الف‌ها را درنوردید، دروازه های خزد دوم در مواجهه با قدرت سائورون بسته شدند.

سرانجام سائورون به عقب رانده شد و خزد دوم به پیشرفت و رونق خود ادامه داد؛ و تقریبا بخش زیادی از ثروتش را مدیون میتریل بود که در معادن خزد دوم یافت می‌شد؛ و در حالی که قرن‌ها می گدشتند، دورف ها برای فلزات گرانبها کوه را بیشتر و بیشتر حفر می‌کردند. در سال ۱۹۸۰ دوران سوم، آنها بیش از حد به اعماق رفتند و وحشتی بی نام را در اعماق زیر شهر بیدار کردند. این جانور تخریب وحشتناکی به وجود آورد و با کشتن شاه دورین چهارم به عنوان بلای جان دورین مشهور شد. در سال‌های بعد، فرزند دورین، ناین اول هم گم شد و دورف ها از خانه‌ی باستانی‌شان فرار کردند. در نتیجه خزد دوم، که به مدت یک هزاره یکی از باشکوه‌ترین شهرهای سرزمین میانه بود، تاریک و متروکه شد و مایه‌ی وحشتی برای نسل‌های متمادی دورف ها شد. خزد دوم در آن زمان نام جدیدی به خود گرفت : موریا، دخمه‌ی تاریک.

هیولای موریا، که بعدها مشخص شد یکی از بالروگ های مورگوت است، به تنهایی در موریا به مدت تقریبا پنج هزار سال در کمین بود. بعد از آن زمان، شهر قدیمی خزد دوم بار دیگر مسکونی شد؛ ولی نه توسط دورف ها. سائورون خدمتکارانش را به آنجا فرستاد و موریا به مرور پر از اورک ها و ترول ها شد. اگرچه از شمار اورک ها بعد از جنگ ناندوهیریون، نبرد در دره‌ی زیر دروازه‌ی شرقی موریا در سال ۲۷۹۹ دوران سوم، بسیار کاسته شد. اما نتوانستند از پس بالروگ برآیند و خزد دوم همچنان مثل یک دژ تاریک باقی ماند.

دوبار دورف های نسل دورین برای بازپس گرفتن خانه‌ی باستانی‌شان تلاش کردند. بار اول در سال ۲۹۸۹ دوران سوم به رهبری بالین بود که گروهی از دورف های اره بور را رهبری می‌کرد، ولی با وجود اینکه در ابتدا موفق شد، در نهایت شکست خورد و به قتل رسید. داستان تلاش دوم دورف ها برای احیا و بازسازی بنای دورفی خزد دوم، زیاد مشخص نیست[۲]. ولی به نظر می‌رسد که بعد از چند قرن دورین هفتم پادشاه مردم دورین شد و عده‌ی بیشتری از دورف ها را به آنجا رهبری کرد. به نظر می‌رسد که او موفق بود، بنابراین مدتی بعد از جنگ حلقه دورف های خاندان دورین میراثشان را باز پس گرفتند و بار دیگر صدای فرود آمدن چکش بر سندان در تالار های زیر کوه های مه آلود شنیده شد.



[۱] تالکین اطلاعات کمی در مورد تلفظ اسامی دورفی داده است، بنابراین تلفظ‌های استفاده شده در اینجا حدسی است.

[۲] در حقیقت داستان احتمالی بازسازی موریا در جایی به جز دست نوشته های ضمایم ارباب حلقه‌ها نیست. بنابراین ما کاملا نمی‌توانیم مطمئن باشیم که تالکین قصد جاگذاری این قسمت را در داستان داشته است.