C

سرو (درختان بزرگی در سرزمین‌های جنوبی)

درختان بزرگ صمغی با شاخه های گسترده. در دوران سوم مثل امروز درختان شناخته شده‌ای در سرزمین‌های گرم بودند، اما به نظر می‌رسد در شایر نیز ناشناخته نبودند.

گربه‌های ملکه بروتیل (خادمان جاسوس ملکه‌ی تارانون)

بروتیل ملکه‌ی تارانون فالاستور، دوازدهمین پادشاه گوندور، بود. ازدواج آن‌ها بدون عشق و فرزند بود و بروتیل بیشتر اوقات خود را در تالارهای تیره و تار خود با ده گربه شگفت انگیزش می‌گذراند. ۹ تا از این گربه‌ها سیاه بودند و بروتیل آن‌ها را برای جاسوسی بیرون می‌فرستاد در حالی که گربه دهم سفید بود و مراقب نه تای دیگر بود. ملکه در گوندور بدنام و مورد وحشت بود و سرانجام شوهرش او را از قلمرو خود تبعید کرد. او آخرین بار سوار بر کشتی که به سمت دریا های جنوبی بادبان کشیده بود به همراه تمام گربه‌هایش دیده شد.

کاستامیر (غاصب گوندور)

نجیب زاده ای گوندوری که پسر نوه‌ی پادشاه کالماکیل بود. زمانی که الداکار پادشاه گوندور شد، یک ناآرامی عمومی به وجود آمد زیرا مادر او ویدوماوی از مردم شمال بود و او تنها از طرف پدر صاحب خون گوندوری بود. کاستامیر از این ناآرامی بهره برد و شورشی را سامان داد و موفق شد که الداکار را سرنگون کند و الداکار به تبعید گریخت. به مدت ده سال او ظالمانه بر گوندور حکمرانی کرد اگر چه الداکار در تبعید سپاهی فراهم کرد و باز گشت و کاستامیر را بیرون راند و تاج وتختش را پس گرفت.

کاردولان (جنوبی‌ترین قلمرو دونه‌داین شمالی)

نامی که به مناطق جنوبی آرنور مابین رودخانه های براندوین و گوآتلو اطلاق می‌شد. کاردولان سرزمین تقریبا مستطیل شکلی بود که از آمون سول به سمت جنوب تا سواحل دریای بزرگ امتداد داشت. قسمت‌های ساحلی آن با نام مین هیریات، سرزمین بین دو رود، شناخته می‌شد.

به نظر می‌رسد نام کاردولان از پیش‌ترها در تاریخ آرنور استفاده می‌شده است؛ اما پس از مرگ ائارندور پادشاه آرنور در سال ۸۶۱ دوران سوم، به پادشاهی مستقلی تبدیل شد. در آن زمان پسران ائارندور قلمرو شمالی را بین خود تقسیم کردند و به نظر می‌رسد اولین پادشاه کاردولان پسر دوم ائارندور باشد که نامش در تاریخ ثبت نشده است.

در دوران‌های ابتدایی تاریخ کاردولان، آن‌ها بر سر کنترل برج آمون سول و پلانتیر آن با سرزمین‌های همسایه، آرتداین و رودائور، رقابت می‌کردند. در این دوران بخشی از مرز های شمالی کاردولان با آرتداین به وسیله دیوار و خندق محافظت می‌شد که بقایای آن‌ها تا زمان جنگ حلقه پابرجا بود.

با گذشت قرن‌ها، تهدید پادشاه جادو پیشه آنگمار، کاردولان و آرتداین را از رقیب به متحد تبدیل کرد و آن‌ها در کنار هم علیه آنگمار و رودائور (که تحت سلطه پادشاه جادو پیشه در آمده بود) جنگیدند. آن‌ها در کنار هم خطوط دفاعی مشترکی را در طول تپه های ودر و بالادست رودخانه میتی‌تل تشکیل دادند.

در سال ۱۴۰۹ دوران سوم، پادشاه جادو پیشه حمله قاطعی علیه این خطوط دفاعی انجام داد و از میتی‌تل عبور کرد و وارد شمال شرق کاردولان شد. برج آمون سول ویران شد اگر چه پلانتیر آن حفظ شد. ارتش‌های آنگمار و رودائور به غارت سرزمین‌های کاردولان ادامه دادند و آخرین شاهزاده خاندان سلطنتی را به قتل رساندند. دونه داینی که زنده مانده بودند به بلندی‌های گورپشته و جنگل قدیمی که در مرزهای شمالیشان قرار داشت، عقب نشینی کردند.

بعد از این دوران با دست رفتن خط وراثت سلطنتی، کاردولان دیگر یک پادشاهی نبود؛ اگر چه گروهی از دونه داین در پشته‌ها و جنگل برای دو قرن دوام آوردند تا طاعون سیاه از راه رسید. آخرین بازماندگان دونه داین و بسیاری از سکنه دیگر آن سرزمین در طاعون از بین رفتند و به عنوان آخرین اقدام، پادشاه جادو پیشه موجودات پلیدی را به گورپشته فرستاد تا در آن جا لانه کنند. بعد از این اتفاقات کاردولان سرزمینی متروک و خالی از سکنه بود.

گربه‌ها (شکارچیان موش در سرزمین میانه)

معروف‌ترین گربه‌ها در تواریخ سرزمین میانه، گربه های ملکه بروتیل بودند. نه گربه سیاه و یک گربه سفید که متعلق به همسر شاه تارانون، پادشاه گوندور بودند.