خانه - ۱۳۹۶ (برگه 4)

آرشیو سالانه: ۱۳۹۶

آیا اعتیاد واقعاً یکی از درون‌مایه‌های اصلی داستان‌های تالکین است؟

-مترجم: ایمان صاحبی

تاکنون مطالب زیادی درباره‌ی تالکین و وجود درون‌مایه‌ّی اعتیاد و مواد مخدر در کارهای او به خصوص در مشهورترین آن‌ها یعنی ارباب حلقه‌ها نوشته شده است. یکی از درون‌مایه‌های اصلی این کتاب قدرت اعتیادآوری است که حلقه بر روی حاملانش می‌گذارد. توصیف این موضوع که جادوی حلقه چگونه به آهستگی باعث می‌شود فرودو، و بیشتر از او گالوم، حلقه را نسبت به هر چیز دیگری در اولویت قرار دهند نمایانگر جنبه‌هایی از اعتیاد به مواد مخدر است. قدرت حلقه هیچ‌گاه کاملاً واضح نیست ولی بدون شک بر صاحب آن اعمال کنترل می‌کند و تقریباً باعث می‌شود او نتواند به خواست خودش از آن دست بکشد. پس عجیب نیست که خیلی از مردم این قدرت را با ذات اعتیاد به مواد مخدر بی‌ارتباط ندانند. با این حال، مشخص نیست که خود تالکین در این زمینه تجربه داشته یا از طریق اعضای خانواده یا دوستانش با چنین موقعیتی مواجه شده است.

اشاره به مواد مخدر در کتاب‌ها در مقایسه با فیلم‌ها

اشاره به مواد مخدر در اقتباس‌های هالیوودی پیتر جکسون از ارباب حلقه‌ها و هابیت جایگاه صریح و مشخصی دارد؛ مثلاً در دیالوگ سارومان به گندالف، او معتقد است که علاقه‌ی گندالف به علف هافلینگ‌ها مشخصاً ذهن او را کند کرده است. در نسخه‌ی اکستندد فیلم دو برج مری و پیپین در خرابه‌های آیزنگارد در حال کشیدن چیزی شبیه به تنباکو هستند، ولی خنده‌های دیوانه‌وار و دود غلیظی که از آن انبار بیرون می‌آید خبر از چیز قوی‌تری می‌دهد.

از نمونه‌های دیگر این موضوع می‌توان به سه‌گانه‌ی هابیت اشاره داشت. گندالف برگ لانگ‌باتم خودش را به راداگاست می‌دهد تا با آن اعصابش را آرام کند، چشمان راداگاست بعد از کشیدن یک پُک از آن لوچ شده و سرش سبک می‌شود. کمی بعدتر سارومان مجدداً مخالفتش را با استفاده از این ماده اعلام می‌کند و می‌گوید که راداگاست با مصرف زیاد قارچ به ذهنش آسیب رسانده است. قارچی که می‌تواند اشاره به قارچ جادویی یا مجیک ماشروم باشد.

با این حال اشاره به سوء‌استفاده از مواد مخدر در فیلم‌های پیتر جکسون نسبت به ارجاعات اصلی رمان تالکین، البته اگر اصلاً ارجاعی وجود داشته باشد، اغراق شده است. عده‌ای از طرفداران تالکین از اشاره‌ی غیردقیق به این موضوع که علق چپق ِداخل فیلم‌ها چیزی جز تنباکو بوده کمی احساس دلخوری می‌کنند. تالکین به وضوح در آثارش اعلام می‌کند که علف چپق سرزمین میانه همان تنباکو است. البته اصطلاح «علف» که در اشاره به ماری‌جوآنا استفاده می‌شود تا قبل از انتشار ارباب حلقه‌ها باب نشده بود.

گالوم به عنوان معتاد به مواد مخدر…؟

 خیلی‌ها شخصیت گالوم را، که در آغاز قرن بیستم توسط تالکین ساخته شده، بسیار شبیه به افراد معتاد به الکل یا مواد مخدر امروزی می‌دانند. او شدیداً درگیر اعتیادش به حلقه است و اثری که این اعتیاد بر روی شکل ظاهری و عملکرد ذهنی او گذاشته شبیه خیلی از معتادان الکل یا مواد مخدر دنیای کنونی است. با این حال، بسیاری از گونه‌های خطرناک‌تر مواد مخدر – مثل هروئین، شیشه و غیر – که مردم آن‌ها را با خصوصیات گالوم مرتبط می‌دانند در روزگار تالکین وجود نداشته و اگر فرض کنیم که تالکین تجربه‌ای در زمینه‌ی اعتیاد داشته، این اعتیاد احتمالاً به الکل، مورفین یا افیون بوده است. تالکین هیچ وقت در کارهایش از تمثیل مستقیم استفاده نکرده، ولی برخی مدعی‌اند که اعتیاد به مواد مخدر منبع الهام شخصیت گالوم بوده است.

مصرف مواد مخدر توسط تالکین تفسیری اشتباه است

شایعات پیرامون مواد مخدر و ارتباط تالکین با این مسائل توسط استادی به نام کریستوفر رالف سی. وود مطرح شد. او در مقاله‌ای به نام «ارباب حلقه‌های تالکین: بازبینی نظرات کلاسیک یک مسیحی» به این موضوع اشاره کرد و نظراتش صرفاً به خاطر محبوبیت قصه‌های تالکین در میان عامه‌ی جوانان آمریکایی به سرعت پخش شد. او مدعی است هابیت‌ها به قهرمانان دهه‌ی ۱۹۶۰ آمریکا تبدیل شدند، چرا که از همان زمان نوشته‌های گرافیتی Frodo Lives یا «فرودو زنده است» و تی‌شرت‌هایی که روی آن‌ها عبارت معروف Tolkien is Hobbit forming۱ نوشته شده بود، آثار تالکین را به یک فرهنگ تبدیل کردند. به اعتقاد وود داستان هابیت‌ها در دورانی که قتل عام در ویتنام اوج گرفته بود و تهدید اتمی هم حیات همه‌ی مردم را به خطر انداخته بود راهی مناسب برای فرار از این دنیا به حساب می‌آمد. وود مدعی است که محبوبیت آثار تالکین در میان جوانان شایعه‌ی مربوط به اعتیاد تالکین را تقویت می‌کرد. او در این باره می‌گوید:

«…یک نسل کامل از جوانان آمریکایی‌ها می‌توانند خود را به همراه مشکلاتشان در پیچیدگی‌های این حماسه‌ی سه‌گانه گم کنند. حماسه‌ای که بر طبق شایعات، تالکین آن را تحت تاثیر مواد مخدر ساخته بود.»

جمع‌بندی

هرچند احتمال این که تالکین سرزمین میانه را تحت تاثیر مواد خلق کرده باشد خیلی کم است، ولی کارکرد این داستان‌ها در فرهنگ جوانان آمریکایی دهه‌ی ۱۹۶۰ برای رهایی از این دنیا بی‌شباهت به راهکار فرار از واقعیات که معمولاً از طریق مصرف مواد مخدر انجام می‌شود نیست. اگرچه ارجاعات این چنینی در نسخه‌ی سینمایی پیتر جکسون از هابیت و ارباب حلقه‌ها خیلی پرجزئیات‌تر است، اما این ارجاعات نسبت به کتاب‌ها از اهمیت کمتری برخوردارند. با این حال باز هم مشخص نیست که نیروی حلقه و شخصیت گالوم بر اثر تجربه‌ی شخصی تالکین از اعتیاد به مواد مخدر نشأت گرفته است یا خیر.

[۱]- اصطلاح Habit-forming در زبان انگلیسی به معنای «اعتیادآور» است. با توجه به شباهت نوشتاری این دو کلمه با هم، طرفداران با خلق عبارت مذکور می‌خواستند بگویند «تالکین اعتیادآور است».

سریال ارباب حلقه ها؛ کمال فانتزی در تلوزیون یا سقوط آن؟

-نوشته: سجاد.ک

بدون شک ساخت سریال در ژانر فانتزی برای هر طرفدار این سبک، هیجان انگیز خواهد بود؛ و چه هیجان انگیز تر که سوژه ساخت، ارباب حلقه ها باشد.
پروفسور جی.آر.آر تالکین دنیایی را خلق کرد که چه در صفحه های کتاب و چه روی پرده ی سینما بی نظیر بود و همه را غافل گیر کرد. اما سریال هم موفق می شود؟ چه چیز یا چیزهایی برای موفق شدن لازم هستند؟
اخیرا اخباری مبنی بر ساخت سریال ارباب حلقه از طرف آمازون به گوش می رسد و خبر بودجه ی سنگین یک میلیاردی که همه، حتی مخالفان سریال را هیجان زده کرده است. ولی بودجه ی سنگین تنها عامل موفقیت نیست و صرفا زرق و برق هالیوودی مخاطبان خاص و عام را راضی نمی کند (چیزی که در مورد سه گانه هابیت شاهد بودیم). امروزه به دلیل پیشرفت زیاد تکنولوژی کمتر فیلمی را شاهد هستیم که از نظر فنی ضعیف باشد؛ پس باید در کنار زرق و برق، یک کادر هنری قدرت مند هم در کنار سریال باشند.

عوامل زیادی می توانند باعث موفقیت سریال شوند گه در اینجا می توان به چند دلیل کوتاه برای اثبات موفقیت آن اشاره کرد:

چه عاملی بزرگ تر از داستان گیرای ارباب حلقه ها؟!
کاراکتر های خاص، شخصیت پردازی بی نظیر (که تالکین سال های زیادی آن ها را در ذهن خود پرورانده بود)، خلق دنیایی عظیم وبا جزئیات و بی شمار خصوصیات دیگر که باعث تمایز سرزمین میانه از سایر فانتزی های نام آشنا می شود.
هنوز مشخص نیست که دقیقا چه قسمتی از داستان قرار است به تصویر کشیده شود اما اگر با کتاب آشنا باشید مطمئنا جذب آن خواهید شد. هر قسمتی که به تصویر کشیده شود جذاب است و پتانسیل بالایی برای سریال شدن دارد.
ارباب حلقه ها برای خیلی از مردم، داستان گمنامی نیست و همین نام، جاذبه ی قدرت مندی را ایجاد می کند. طرفداران تالکین و کل فانتزی به نوعی منتظر ساخت سریال هستند و این به تنهایی وزنه ی سنگینی برای اطمینان به ادامه پروژه ساخت از طرف مسئولین مربوطه است.
صد البته تنها طرفداران فانتزی نیستند که ممکن است جذب سریال شوند؛ مخاطبان عام هم در صورت موفقیت های ابتدایی، قطعا جذب سریال خواهند شد. پیش تر این موضوع رو در مورد سریال بازی تاج و تخت شاهد بودیم.

تحریف در داستان،صحنه های بی مورد؛ لازم یا نا به جا؟
شاید مهم ترین نگرانی طرفداران سری کتاب های ارباب حلقه ها، چگونگی پرداختن به داستان و چگونه به تصویر کشیدن آن باشد.
پیش تر در سه گانه سینمایی پیتر جکسون دیدیم که میشه حتی با خلاصه کردن و بعضا تحریف کردن داستان هم طرفداران را راضی نگه داشت.
نزدیک تر این قضیه را در مورد سریال بازی تاج و تخت که اقتباسی از دنیای “نغمه ای از یخ و آتش” هست شاهد بودیم.و فقط در چند فصل ابتدایی سریال پابه پای کتاب پیش میرفت و بعد از آن داستان سریال از کتاب جداگشت.البته تا منتشر شدن کتاب بعدی دنیایی نغمه باید صبر کرد تا از این موضوع مطمئن شد..
آیا همین تحریفات و دست بردن در داستان می تواند بعد یک اقتباس سینمایی، طرفداران را راضی نگه دارد؟
جواب منفی است! قطعا طرفداران ساخت سریال، این قضیه را نخواهند پذیرفت. دلیل آن هم آشکار است،اگر قرار باشد همان داستانی که در سینما به تصویر کشیده شد، در تلوزیون هم ساخته شود قطعا رضایت مخاطبان را جلب نخواهد کرد. البته یک نکته خیلی بزرگ هم هست که باید با آن پرداخته شود. نمی شود که خط به خط کتاب را به تصویر کشید!
در اینجا منظور از تحریف، حذف قسمت هایی است که مسیر تعریف داستان را تغییر می دهد و همچنین حذف شخصیت های کلیدی در داستان.
به عنوان مثال حذف  مکالمه بین شاه تئودن از روهان و مری بر روی اسب خدشه ای بر اصل داستان وارد نمیکند.و مانند این، هزاران مورد را میتوان نام برد.
در سریال بازی تاج و تخت شاهد بودیم که بعضا صحنه هایی کسل کننده و بعضی صحنه های کاملا بی مورد، دیدن سریال را برای مخاطبان عام زجر آور کرده است (البته در یکی دو فصل اخیر کمتر شاهد چنین صحنه هایی بودیم) به عنوان مثال  صحنه جنسی که در بیشتر موارد در مسیر تعریف داستان قرار ندارند و کاملا بیمورد در سریال گنجانده شده اند تا یکی از نکات ضعف سریال را رقم بزند. ممکن است که این جور صحنه ها در سریال بتواند تعدادی از مردم را جذب سریال کند اما به هیچ وجه نمیتواند از عواملی باشد که به موفقیت سریال کمک کند.اما سریال ارباب حلقه ها باید تا حد امکان از این جور موارد دوری کند تا بتواند داستان را بدون مشکل روایت کند.اما تنها صحنه های جنسی بی مورد نیستند که از آن ها صرف نظر شود،بالاتر اشاره شد که صحنه های” کسل کننده”که در خیلی از سریال ها دیده میشود. اگر قرار باشد سریال موفقی را شاهد باشیم باید این چنین صحنه ها حذف و در صورت لزوم تغییر داده شوند.

آیا مقایسه سریال ساخته نشده ارباب حلقه ها با بازی تاج و تخت کار درستی است؟

بدون شک بازی تاج و تخت تا بدینجا موفق ترین سریال تاریخ بوده است، اما این برای سریال ارباب حلقه ها خطری حساب می شود؟
سه گانه ارباب حلقه فیلمی بی نظیر بود و کمتر کسی هست که بعد یک بار دیدن باز هم سراغش نرفته باشد. این در مورد سریال بازی تاج و تخت هم صدق می کند. وقتی که سه گانه ی هابیت ساخته شد، تقریبا تمام سینما دوستان آن را با ارباب حلقه ها مقایسه کردند و انتظار فیلمی در حد آن را داشتند ولی همه می دانیم که هابیت در عین زیبایی، قابل مقایسه با شاهکار ارباب حلقه ها نیست.
و امروز دوباره شاهد همین جریان هستیم؛ مقایسه ی سریال موفق بازی تاج و تخت با سریال ارباب حلقه ها؛ که این هم می تواند باعث ساخت سریالی بی نظیر و بهتر از بازی تاج و تخت بشود و هم می تواند باعث سقوط آن شود؛ حتی در صورتی که سریالی قوی و قابل احترام باشد ولی در حدی نباشد که بتواند در مقابل بازی تخت قد علم کند، قطعا نمی توان انتظار موفقیت چندانی از آن داشت.
شاید بگویید این دو داستان ربطی به هم ندارند و کاملا مجزا هستند ولی شکی نداشته باشید که در آینده ای نه چندان دور شاهد مقایسه ی آن دو هستیم.

منتقدین:
سریالی که انتظارش را می کشیم نباید فقط مردم پسند باشد. وقتی در مورد موفقیت صحبت می کنیم در واقع باید به همه ی ابعاد کار توجه کنیم. این قسمت از کار چالش بسیار بزرگی محسوب می شود و کادر قدرتمندی را برای ساخت می طلبد که البته با توجه به بودجه ی عظیم می توان انتظار آن را کشید.
هرچند بر همه آشکار است که منتقدین همگی سلیقه ای عمل می کنند و هیچ  ساخته ای نمی تواند نظر همه منتقدان را جلب کند.
و حتی بعضا شاهد بی رحمی کامل منتقدان در مورد آثار فانتزی بوده ایم. اما امیدوارم در این یک مورد استثناء قائل شوند!

جمع بندی چالش های پیش رو و عواملی که باید به آن ها پاسخ داده شود:

  • قطعا هزینه بزرگی را می طلبد که خوشبختانه به آن پاسخ داده شده است.
  • از موسیقی نمی توان گذشت! قطعا شما هم مثل من منتظر یک موسیقی بی نظیر هستید. موسیقی یکی از عوامل بزرگی محسوب می شود که می تواند وزنه ی سنگینی را به سود موفقیت سریال اضافه کند. کدامتان آلبوم موسیقی های ارباب حلقه ها را در آرشیو دارید؟ احتمالا جواب “همه” است! و همچنین در مورد بازی تاج و تخت هم مشاهده کردیم که چطور موسیقی زیبایش توجه همه ی بینندگان (حتی آنان که سرشان گرم مسائل دیگر است) را جلب می کند. پس باید امیدوار باشیم که در این مورد انتخاب عاقلانه ای بشود.
    فک نمیکنم کسی از جلوه های ویژه فیلم هابت اصطلاحا خوشش بیاید.بعضی صحنه های خیلی خام به نظر میرسیدند و سوال پیش می آمد که آیا واقعا وقتی روی ساخت آن  صرف شده است یا نه!بر عکس در فیلم ارباب حلقه ها با وجود امکانات کمتر تقریبا همه بینندگان آن از جلوه های ویژه آن راضی بودند.سریال باید خیلی از فیلم ارباب حلقه ها و هابیت بهتر عمل کند.اخیرا فیلم ها و سریال ها در زمینه  جلوه های ویژه عالی عمل میکنند پس باید امیدوار باشیم که حداقل در فیلم ها و سریال های امروزی باشد.
    البته گریم هم خیلی در این مورد تاثیر دارد.قاعدتا باید منتظر اورک ها و گابلین ها و دیگر موجودات دنیای تالکین باشیم.گریم خیلی تاثیر گذر تر از چهره های ساخته شده به وسیله کامپیوتر هست.
  • هنر پیشگان! بله، کادر بازیگری از عواملی است که جاذبه ای قوی ایجاد می کند و می تواند بینندگان بی شماری راجذب سریال کند. اینجا صحبت از بازیگران صرفا “مشهور” یا به اصطلاح “سلبریتی” نیست؛ بلکه بازیگرانی قوی با هنر بالا کفایت می کند، و چه بسا که بازیگران گمنامی در این سریال نامی برای خود دست و پا کنند. این قضیه را هم قبلا در سه گانه سینمایی و بازی تاج و تخت دیده ایم.

کمال فانتزی در تلوزیون؟
هنوز هیچ چیز مشخص نیست، اما از شواهد پیداست که آمازون خیز بلندی برای ساخت شاهکاری به یاد ماندنی برداشته است؛ شاهکاری که “شاید” بشود از آن به عنوان بهترینِ فانتزی های تلوزیون یاد کرد.
اما  این سکه یک روی دیگر هم دارد که در قسمت های قبلی کم یا بیش به آن اشاره شد؛ یعنی  ممکن است فاجعه ای هم به بار آید. البته برای طرفداران پرفسور تالکین فاجعه معنای دیگره خواهد داشت. شاید حالا که به ساخت سریال راضی شده اند انتظارات بیش از اندازه بالا رفته باشد و منتظر یک اثر هستند که به معنای اقعی کلمه “کمال” آثار فانتزی در تلوزیون باشد. مطمئنا چیزی غیر ازاین قابل قبول نیست!
باید صبر کرد و دید که آیا به تمام این سوالات و نیاز ها در این سریال پاسخ داده می شود یا خیر…!

پادکست شماره ۶۰ – روایتی نو از عشقی کهن

 

مشتمل بر:

  • اخبار سایت و فروم آردا
  • اخبار طرفداران در آن سوی مرزها
  • کتاب خانه ی گاندور-بررسی نامه ی شماره ی ۳۴۰
  • گورلیم نامه
  • اخبار فانتزی
  • سهمی برای یک دوست
  • سریال جدید ارباب حلقه ها

باتشکر از کاربر نولوفینوه.

به ضمیمه ی گزارش میتینگ آردایی در روز هالووین.

شنیدن این شماره:

شنیدن ضمیمه گزارش میتینگ آردایی در روز هالووین:

گزارش مراسم عصری با رضا علیزاده در شهر کتاب پاسداران

 

به همت «شهر کتاب پاسداران» و «نشر روزنه» و به پاس سالها فعالیت «رضا علیزاده» در عرصه ترجمه، به ویژه تلاش برای در دسترس قرار گرفتن آثار نویسندگانی همچون «جی‌.آر.‌آر تالکین» و «اومبرتو اِکو» برای مخاطبان فارسی زبان، مراسم بزرگداشتی برای ایشان در روز جمعه ۳ آذر ماه ۱۳۹۶ در مجموعه شهر کتاب پاسداران و تحت عنوانعصریبا رضاعلیزادهبرگزار شد.

در این مراسم که با حضور جمعی از علاقه مندان فانتزی به خصوص کاربران وبگاه آردا ، «نخستین سایت طرفداران تالکین در ایران» همراه بود، نخست از اثر تازه نشر جناب رضا علیزاده در عرصه ترجمه با نام «شماره صفر» و از نویسنده مشهور «اومبرتو اکو» رونمایی شد و سپس جلسه ای به مدت یکساعت و سی دقیقه به جهت پرسش و پاسخ برگزار گردید.

در این بخش از برنامه آقایعلیزاده به توضیح اثر «شماره صفر» و همچنین علت ورود وی به مسیر ترجمه آثار اومبرتو اکو در کنار بیان دلایل انتخاب هری کاز کتاب ها و خاطراتی از مسیر ترجمه هر اثر پرداخت و سپس از احتمال ترجمه کتابی دیگر از این نویسنده سخن گفت.

پس از آن به مانند همیشه و بنا بر درخواست علاقه مندان تالکین، صحبت های وی به این سو کشیده شد و در پاسخ به سوالی مبنی بر ترجمه بخش سوم کتاب افسانه های ناتمام ، ایشان به توضیحی مبسوط از روند ترجمه این کتاب از نخست تا به امروز و روند کار اشاره کرد و نهایتا نظر خود را در خصوص بخش باقیمانده از کتاب و احتمال انتشار آن اظهار نمود.

در بخشی دیگر از این جلسه پرسش/پاسخ، ایشان به مشکلات موجود در عرصه ترجمه در حال حاضر و همچنین روند این کار مهم و خطیر در دوران گذشته بدون بهره گیری از منابع اطلاعاتی امروز همچون اینترنت اشاره کرد و بیان داشت که در حال حاضر با توجه به نبود یکروند کلی و مشخص در برخی از ترجمه ها با اشکالاتی رو به رو هستیم خصوصا آنکه منابع اصلی ترجمه به طور معمول زبان های انگلیسی و فرانسوی است.

وی در این بخش از صحبت های خود با ذکر خاطره ای از اقدامات صورت گرفته توسط یکی از مترجمان به جهت برگردانی اثری از  ِاکو از زبان ایتالیایی(که زبان اصلی انتشار کتاب و نویسنده به حساب می آید) به این نکته مهم رسید که جهت ترجمه کتب از سایر زبان ها به جز انگلیسی و فرانسوی به فارسی نیازمند پیش درآمدهایی همچو فرهنگ های لغات مناسب هستیم که متاسفانه آنچنان در کشورمان موجود نیست.

وی در ادامه به اساتید ترجمه در نشر فارسی و مصائب هر یک در این مسیر خطیر اشاره کرد و به مقایسه ای با شرایط حال حاضر در کنار بیان پیش نیازها و تبیین آنچه برای ادامه صحیح راه ترجمه لازم است، پرداخت.

در ادامه نیز سوالاتی در خصوص ترجمه بخش هایی از آثار تالکین و همچنین علاقه مندی های شخصی وی از دنیای آردا پرسیده شد و در پایان این بخش از مراسم از زحمات چندین ساله ایشان با تشویق ممتد حاضرین قدردانی شد.

پس از این بخش از برنامه که در آن سایر بزرگان ترجمه همچون کاوه سید حسینی نیز حضور داشتند، تقدیری از جناب علیزاده توسط جمعی از کاربران سایت آردا صورت پذیرفت و در ادامه نیز مراسم امضا آثار توسط این مترجم گرانقدر برای علاقه مندان صورت گرفت.

در پایان نیز علاقه مندان تالکین عکسی یادگاری را با جناب رضاعلیزاده ثبت کردند.

در ذیل تصاویر این مراسم و همچنین صوت کامل صحبت های ایشان قرار گرفته است که امید است کاربران گرامی وبگاه آردا از آن لذت ببرند.

 

دانلود:

گالری عکس مراسم:

کریستوفر تالکین از بنیاد تالکین استعفاء داد

بنا بر اخبار انجمن‌های تالکین، «کریستوفر تالکین» از سمت مدیریت هر دو «انجمن بنیاد تالکین» و «تالکین تراست» در تاریخ ۳۱ آگوست ۲۰۱۷ استعفا داده است. کریستوفر روئل تالکین که در این ماه ۹۳ ساله می شود، سومین فرزند نویسنده انگلیسی زبان، جی.آر.آر تالکین است و به عنوان ویراستار ادبی کارهای پدرش تا به امروز، کتاب‌های زیادی را حتی بعد از مرگ تالکینِ پدر، با نام اون منتشر کرده است.

خبر استعفای او غافلگیر کننده نیست؛ چرا که در در مقدمه کتاب «برن و لوتین»، که اوایل امسال منتشر شد، اعلام کرده بود که: «در سن نود و سه سالگی‌ام، و (احتمالا) این آخرین کتاب من پس از مدت‌ها کار در زمینه ویرایش نوشته‌های پدرم است».

کریستوفر تالکین از زمان مرگ پدرش در سال ۱۹۷۳ در حدود ۲۴ کتاب از نوشته های پدرش منتشر کرده است که شامل سیلماریلیون (۱۹۷۷)، قصه های ناتمام (۱۹۸۰)، ۱۲ جلد کتاب تاریخ سرزمین میانه (۱۹۸۳-۱۹۹۶)، فرزندان هورین (۲۰۰۷) و برن و لوتین (۲۰۱۷) می‌شود. علاوه بر نوشته‌های تالکین در ارتباط با سرزمین میانه، کریستوفر تعدادی از نوشته‌های ابتدایی پدرش را هم ویرایش کرده است.

به‌روز‌رسانی: پس از خبر اولیه در مورد استعفای ایشان، حالا اینطور گفته شده که کریستوفر در مقام وکیل ادبی باقی خواهد ماند.