خانه - فرهنگ نامه - فهرست موضوعی - گوناگونِ دیگر (برگه 4)

گوناگونِ دیگر

بخار دهان اژدها (بخار هولناک اژدهایان)

بخار مه‌آلودی را که اژدهایان بیرون می‌دهند «بوی عفن اژدها» هم می‌خوانند. کسانی که وارد بخار شوند به وحشت کورکننده‌ای دچار خواهند شد که قادر به تحمل آن نیستند. مشخص نیست تمام اژدهایان بخار کذایی را بیرون می‌دهند یا خیر ولی ذکر شده که گلائرونگ و اسماگ هر دو این بوی عفن هولناک را تولید می‌کردند. به ویژه گلائرونگ که به سبب شدت بو، کم‌تر کسی می‌توانست به وی نزدیک شود. خود تورین نزدیک بود پیش از موفق شدن در کشتن اژدها، تسلیم این قدرت شود. از قرار معلوم، بخار دهان اسماگ، قدرت کم‌تری داشت ولی حتی وقتی خود اژدها تالارهای اره‌بور را ترک گفته بود باز هم در تالارها معلق بود.

اختر روزانه (خورشید)

نام خورشید؛ اصطلاح کم‌کاربردی است و مخصوصاً وقتی خورشید تازه طلوع کرده باشد به کار می‌رود. تا اولین طلوع ماه، روزهای پیشین، تنها نوری که در آسمان دیده می‌شد نور ستارگان بود. وقتی این نور تازه و درخشان از غرب (در اصل چنین بود) برخاست، ملکور و زیردستانش به اعماق آنگ‌باند فرو رفتند و ابر سیاهی بیرون فرستادند تا خود را از نور اختر روزانه پنهان کنند.

تاریکی (حاکمیت خداوندگار تاریکی)

اصطلاحی که معمولاً به شکل نمادین برای اشاره به نیروی تاریک سائورون و مناطق تحت سلطه‌ی او قرار می‌گرفت. با این حال طی جنگ حلقه، با گسترش تاریکی از موردور و پوشاندن سرزمین‌های غرب تا چندین روز، تاریکی سائورون به واقعیتی هولناک تبدیل شد.

ملون (رمز عبور خازاد-دوم)

“انین دورین آران موریا: پدو ملون آ مینو.”

“دروازه های دورین، فرمانروای موریا: بگو “دوست” و وارد شو.”

متن دروازه غربی موریا و ترجمه گندالف ( یاران حلقه II 4- سفری در تاریکی )

واژه الفی برای “دوست”، رمز عبور جادویی خازاد-دوم شهر دورفها. وقتی یاران حلقه به دروازه غربی رسیدند گندالف آنرا اشتباها ” سخن دوست بگو و وارد شو” ترجمه کرد و نتوانست به سرعت کلمه عبور را پیدا کند و کلمات مختلفی را امتحان کرد از جمله:

“آنون اده لن، ادرو هی آمن! فناس نوگوتریم، لاستو بت لامن!”

کریستوفر تالکین در جلد ششم تاریخ سرزمین میانه آنها را به این صورت ترجمه کرده: “دروازه الفی، برای ما باز شو! دروازه دورفها، به کلام من گوش کن!” اما بعد از تلاش زیاد و امتحان کردن کلمات زیاد (حتی کلمه امری “ادرو” به معنای باز شو!) گندالف متوجه شد که متن را اشتباه ترجمه کرده و خود متن شامل کلمه عبور، “دوست”، هست. با فریاد زدن واژه الفی “ملون!” در وازه باز شد و گندالف و یاران حلقه وارد آن شدند. اما بلافاصله دروازه توسط نگهبان دریاچه نابود شد. بدین ترتیب گندالف آخرین کسی بود که بارمز عبور ملون وارد تالارهای کهن خازاد-دوم شد.

ناروشنایی (تاریکی اونگولیانت)

«اونگولیانت، به گاه عزیمت، ردایی از تاریکی بر خود و ملکور تنید؛ ناروشنایی بود و گویی در آن هر بود، نابود می‌شد و نگاه به درونش رخنه نمی‌کرد چرا که ردا، تهیگی[۱] بود.»

کوئنتا سیلماریلیون فصل ۸، حدیث تاریک شدن والینور

توده‌ای از تاریکی چسبنده که اونگولیانت هنگام حمله‌ی ایشان به سرزمین والار و هجوم بر دو درخت والینور به عنوان محافظ، برای خودش و ملکور تنید. پس از نابودی درختان، فقدان روشنایی درختان، والینور را با چنان تاریکی قیرگونی انباشت که ملکور و اونگولیانت، در پناه ناروشنایی خود می‌توانستند حتی از چشم والار نیز پنهان بمانند. دزدانه راه خود را به جانب شمال ادامه دادند. ملکور، فینوه را به قتل رساند و سیلماریل‌ها را برای خود برداشت. سپس، همراه اونگولیانت از چنگ شکارچیان اورومه و خشم تولکاس که به جبران خطا آمده بودند از آمان به شمال سرزمین میانه گریخت.



[۱]  برابر فارسی خلأ.