خانه - آرشیو نویسنده: *فئانور*

آرشیو نویسنده: *فئانور*

چرا و چگونه سیلماریلیون بخوانیم؟

-مترجم: سجاد.ک

«راستی وقتی فکرش را بکنی، می‌بینی که ما هنوز توی همان قصه‌ایم! داستان ادامه دارد! آیا قصه‌های بزرگ هیچ‌گاه تمام نمی‌شوند؟» – ارباب سم‌وایز

سیلماریلیون سوالات زیادی از شما می‌پرسد و بارها پاسخ آن را نیز می‌دهد. زیبایی‌ها و اندوه‌های بسیار زیادی در آن ۳۰۰ صفحه گنجانده شده است، و حتی می‌شود گفت که در بعضی قسمت‌ها خیلی بیشتر از آن چیزی که یک مجموعه ی فانتزی می‌تواند ارائه دهد وجود دارد. افراد زیادی سعی کرده‌اند که این اثر را با سایر آثار فانتزی و آثار مشابه آن مقایسه کنند. اما کارهای تالکین با آثار فانتزی دیگری که تاکنون خوانده‌اید متفاوت است. چون ویژگی‌های منحصر به فردی دارد، هرچند بعضی افراد با خواندن آن سردرگم می‌شوند. در طول این سال‌ها روش‌های زیادی برای خواندن سیلماریلیون مطرح شده است، در ادامه سعی می‌کنم به برخی از آن‌ها اشاره کنم.

هرگز سیلماریلیون را به عنوان مکملی برای ارباب حلقه ها در نظر نگیرید

اگر سیلماریلیون را فقط به این هدف خوانده باشید که بتوانید به وسیله آن جواب سوال‌هایی را بیابید که پس از خواندن بزرگ‌ترین و پر طرفدارترین کتاب تالکین یعنی ارباب حلقه ها ایجاد می‌شود، قطعا از خواندن خود ناامید خواهید شد. حرف‌های من را اشتباه برداشت نکنید، سیلماریلون در نهایت به فهمیدن ارباب حلقه‌ها کمک می‌کند، اما باید صدها صفحه را باید پشت سر بگذارید تا بتوانید به خط داستانی فرودو و یاران حلقه برسید.

همه‌ی قهرمان‌های سیلماریلیون داستان خودشان را دارند، بنابراین اگر شما فقط برای رسیدن به آخر داستان این کتاب را بخوانید، در حق دلاوری‌ها و سلحشوری‌های این شخصیت‌ها ظلم کرده‌اید. پس صبور باشید؛ شکوه و جلال رشته‌افسانه‌ی تالکین به موقع خودش را به شما نشان می‌دهد. علاوه بر این ممکن است مجبور باشید برای فهمیدن ارتباطات بین شخصیت‌ها، ارباب حلقه‌ها را هم یکبار دیگر بخوانید.

اصلاً نگران لوث شدن داستان نباشید

تصور کنید که در حال خواندن کتابی در مورد جنگ فرانسه و هندوستان هستید، و نویسنده چیزی شبیه به این جمله را نوشته باشد: «این تاکتیک جنگی، بعداً در انقلاب آمریکا استفاده خواهد شد.» آیا شما دستان خود را به نشانه اعتراض بالا میگیرید و میگویید «عالی شد، میخواستم هنگام انقلاب آمریکا غافل‌گیر شوم!» البته که نه. چون این تاریخ است، نویسنده با این تصور شروع به نوشتن می‌کند که شما از قبل پایه‌ی اتفاقات و رویدادها را می‌دانید.

سیلماریلیون با همچین فرضیاتی نوشته شده است. سعی کنید آن را به عنوان کتابی برای توضیح جهان تالکین در نظر بگیرید: این کتاب مجموعه‌ای از آوازها و نوشته‌هایی است که بیلبو آن‌ها را در ریوندل یافته و ترجمه کرده است. البته این کتاب فقط از دید الف‌ها نیست، بلکه نویسنده بخشی از داستان را بر مبنای اطلاعات خواننده در نظر می‌گیرد. پس طبیعی است که عبارت‌هایی مانند «قبل از این که نابودی گوندولین فرا رسد» را بیش از پنج بار قبل از رسیدن به فصل سقوط گوندولین خواهید دید.

علاوه بر این، از اول هم قرار بر غافل‌گیر شدن شما توسط سیلماریلیون نبوده است، نه بیشتر از آنچه که ممکن از یک تراژدی یونانی مثل «اودیپس رکس» انتظار داشته باشید. این پیش-گویی‌ها فقط فهم شما را از رویدادهایی که در آینده میفتد بیشتر می‌کند. شاید بخواهید قبل از شروع کردن کتاب، خلاصه‌ای از تمام رویدادهایی که در آن رخ می‌دهد را بخوانید؛ بیشتر نسخه‌های موجود دارای چنین خلاصه‌ای در مقدمه‌ی کتاب هستند. با توجه به همین موضوع به سراغ نکته‌ی بعدی می‌رویم.

هیچ‌گاه احساس نکنید که در ترتیب فصل‌ها زندانی شده‌اید

سیلماریلیون یک رمان نیست، پس نیاز نیست که آن را مشابه یک رمان بخوانید. اگر دلتان می‌خواهد مستقیماً به سراغ به قسمت‌های خوب داستان بروید. تالکین در این باره می‌گوید:

«داستان برن و لوتین (که به نظر من بسیار زیبا و تاثیرگذار است)، یک داستان اساطیری-فانتری-عاشقانه است که مفهوم آن فقط با اطلاع داشتن از پس زمینه داستان قابل دریافت است. البته این داستان خودش هم یک رابط اساسی با قصه‌های بعدی سیلماریلیون می‌باشد که عظمت آن بدون درک جایگاهش در میان سایر ماجراها ممکن نیست.»

یک بار دیگر متن بالا را بخوانید؛ این متن بسیار مهم است. برای درک کامل چرخه‌ی اساطیری سیلماریلیون باید تمام آن را بخوانید چون این داستان‌ها مانند تاروپود یک پارچه به هم مرتبط‌اند. ولی برای فهمیدن کلیات داستان نیازی نیست که فصل ها را به ترتیب زمان وقوع آن‌ها مطالعه کنید.

فصل‌های زیبای سیلمارییون به طور مساوی در این کتاب پخش نشده‌اند، و بهترین قسمت‌های آن در نزدیکی پایان کتاب گنجانده شده‌اند. فصل‌های بغایت زیبای این حماسه‌ی اسطوره‌ای مثل برن و لوتین، تورین تورامبار، سقوط گوندولین و غیره تا بعد از صفحه ۱۵۰ شروع نمی‌شوند. پس اگر خلاصه‌ای که آراگورن از داستان برن و لوتین در «ودرتاپ» تعریف کرد، کنجکاوی شما را برآنگیخته است، سراغ همان داستان بروید و اول آن فصل را بخوانید.

به ضمیمه‌های کتاب توجه کنید

در پایان کتاب فرهنگ نام‌ها، چندین شجره‌نامه و راهنمای زبان سینداری قرار داده شده است. این ضمیمه‌ها خیلی مفید هستند، اما مواظب باشید که زیاد درگیر آن‌ها نشوید. حتماً لازم نیست تمام نام‌های کتاب و شجره‌نامه‌ها را به خاطر بسپارید، خصوصاً اگر اولین بار است که به سراغ این کتاب آمده‌اید. بهترین کار این است که فقط وقتی احساس کردید گیج شده‌اید به سراغ ضمائم بروید، چون مطالعه‌ی بیش از حد آن‌ها، حداقل در دفعه‌ی اول، کمکی به شما نمی‌کند.

درمورد سیلماریلیون با دیگران حرف بزنید

یکی از جذاب‌ترین مواردی که در مورد سیلماریلیون وجود دارد، این است که ببینید بقیه‌ی خوانندگان چه برداشت و نظری نسبت به این کتاب دارند. شما هم سعی کنید آنچه را که از کتاب دریافت کرده‌اید با دیگر طرفداران و خوانندگان آن به اشتراک بگذارید.

و در نهایت

اگرچه گاهی خوانندگان به سادگی از سیلماریلیون دلسرد می‌شوند، اما به ندرت پیش آمده که کسی از خواندن آن پشیمان شود. افرادی که به کتاب‌های این چنینی تمایل دارند، معمولاً عاشق سیلماریلیون می‌شوند. امیدوارم شما نیز یکی از آن افراد باشید.

تالکین به عنوان رمان‌نویس جنگی: راهی دیگر برای مقابله با آسیب روانی از طریق نوشتن

 

-مترجم: سجاد.ک

مردی بر روی تختی در بیمارستانِ زمان جنگ،دراز کشیده است. کتاب ورزش مدرسه را بر میدارد و با خطی زیبا روی آن مینویسد: تور و تبعید از گوندولین. سپس او مکثی میکند؛ آهی بلند میکشد و بلند میشود. “نه، بی‌فایدست”. او از عنوان دور میشود و این بار با خطی نا منظم مینویسد: سربازی در سام.

البته این اتفاقی نبود که افتاد.تالکین دنیایی اسطوره ای را ساخت نه خاطرات سنگر جنگ. آثار تالکین، تحت تاثیر جنگ نوشته شده اند؛ علاوه بر این،لحن او که بیان کننده جنبه های مختلف جنگ است،توسط هم دوره های او مورد غفلت قرار گرفته است. آن ها واکنش های زیادی را به  گونه تلخ نسبت با این موضوع نشان می‌دهند.
وقتی صحبت از رمان نویسان در ژانر جنگ است، جان رونالد روئل تالکین معمولا اسم اول لیست نیست. با وجود این حقیقت که تالکین -مانند دیگر رمان نویسان ژانر جنگ، مانند رابرت گریوز، زیگفرید ساسون و ویلفرد اون- در جنگ جهانی اول جنگیده‌اند و شاهد اتفاقات و صحنه های وحشتناکی بوده اند. تالکین، که با نظر نمیرسد رمان نویسی در ژانرجنگ باشد و این زمانی روشن تر میشود که ما به ادبیات جنگ نظری میندازیم. اما اگرچه نام او در جنگ بیان شده است، با عنوان “نویسنده بریتانیایی”، اما مورد و هدف  اصلی این نیست. منابع تالکین، در ارتباط است با فصل هایی از کتاب مقدس(انجیل) که در مورد نبرد آخر الزمان است. در حالی که مطابق با گفته فرح مندلسون، ارباب حلقه ها – بزرگترین و بهترین آثر شناخته شده تالکین- ارتباطی بین رمان و جنگ جهانی دوم است. اگرچه تالکین شدیدا آن را رد کرده است. قسمتی از محبوبیت کتاب وابسته به تعداد زیاد خوانندگان عصر حاضر دارد. فرضیه هایی هست که بیان میکند، ارباب حلقه ها، تمثیل و نمونه ای برای جنگ جهانی دوم است. (مندلسون۴۷-۴۸). پس به طور قطع ارتباطی بین کارهای تالکین و جنگ های جهانی وجود دارد. اما با وجود این ارتباط به نظر نمیرسد که این اثر توسط محققان در زمره آثار جنگی قرار گیرد. من دوست دارم که ارتباط بین کار های تالکین و جنگ های جهانی رو بررسی کنم، البته با تمرکز بر جنگ جهانی اول، چون به نظر میرسد تالکین بیشتر از جنگ جهانی اول تاثیر پذیرفته تا جنگ جهانی دوم. در عکس العمل به تفسیری که از ارباب حلقه های او به عنوان تمثیلی از جنگ جهانی شده است، او در نسخه بعدی مینویسد:

شخص، باید وارد سایه جنگ شود تا بتواند ظلم و ستم را احساس کند؛اما همان طور که سالها میگذرند به نظر اغلب فراموش میشود که گرفتار شدن جوانا در سال ۱۹۱۴ کمتر از اتفاقات وحشتناک سال ۱۹۳۹ و سال های بعدی نیست.در سال ۱۹۱۸ یکی از نزدیک ترین دوستان من کشته شد. (حلقه ها،پیشگفتار-۹)

قسمت بزرگ اسطوره های سرزمین میانه،قبل از جنگ جهانی دوم توسط تالکین خلق و ساخته شده بودند.ما نباید فراموش کنیم که این دنیایی اسطوره ای، در ارباب حلقه ها – که بعد از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵ منتشر شده است – خلق شده است اما پایه ها و ساختار آن قبلا در کتاب هابیت(۱۹۳۷)و سیلماریلیون ساخته شده بود.اما اغاز ساخت آن بعد از جنگ جهانی اول بود که در آن تاریخ، سرزمین میانه و اتفاقات آن شکل داده شد.من این مقاله را با نقل قولی از جان گارت آغاز کردم،چون  که او دقیقا کسی است که تالکین را به عنوان یک رمان نویس جنگی میداند.او(تالکین) راه نویسندگان و شاعران جنگی را انتخاب نکرد، مانند کاری که ویلفرد اون انجام داد،ولی در عوض او انتخاب کرد که دنیایی را بسازد که به نظر میرسد کاملا از دنیای ما جداست.به دلیل فاصله بین دنیای ما و سرزمین میانه،دشوار است که تاثیرات جنگ را بر روی کارهای تالکین اثبات کرد.اما ما میتوانیم به دنبال عناصری باشیم کار های تالکین را با حوادث جنگ جهانی اول پیوند میدهد.اما تقریبا بعید به نظر میرسد که تالکین،کسی که در جنگ “سام”جنگیده است و تقریبا تمام دوستان نزدیک خود را از دست داده است، قادر باشد تمام این تجربه و خاطرات وحشتناک را با نوشتن داستان خودش فراموش کند!و در کلام خود تالکین:

البته تجربیات یک نویسنده نمیتواند کاملا بر روی او بی تاثیر باشد،اما روشی که تجربیات یک نویسنده بر او تاثیر میگذارد کاملا پیچیده است،وتلاش ها برای توضیح دادن این  فرایند،تنها حدس هایی از شواهد و مدارک است که نه تنها کافی نیست بلکه مبهم هم هست. (حلقه ها،پیشگفتار-۹)

و بعد هیچ تلاشی برای توضیح تاثیرات جنگ جهانی – و در  ادامه ای آن سال های صلح بین  جنگ های جهانی – بر تالکین و اثارش نشده است.بنابراین این یک تلاش برای ایجاد تصویری از تاکین،به عنوان یک رمان نویس ژانر جنگ است.این مستلزم در نظر گرفتن تالکین به عنوان یک رمان نویس ژانر جنگ است.آیا ما میتوانیم در رمانی  که کاملا بر پایه دنیای دیگری نوشته شده است،تاثیرات جنگ جهانی اول را پیدا کنیم؟

روش و ساختار

قبل از اینکه چیزی در مورد این موضوع که،ارباب حلقه ها یک رمان جنگی است بگوییم،لازم است که یک ساختار و چار چوبی را ایجاد کنیم  که در آن بررسی شود که چگونه  خاطرات احتمالی جنگ جهانی اول میتواند به عنوان یک رمان جنگی نوشته و تفسیر شود.این چارچوب و ساختار به وسیله “استرید ارل”در مورد نوشته های جنگی پیشنهاد شده است.”ارل”چهار گونه نوشته جنگی را ارائه میدهد:نوشته های تجربی،اسطوره ای،آنتاگونیست(ستیزه جویی) و نوشته های انعکاسی.(ارل،۳۹۰) او (ارل) آثار “ساسون” و “گریوز” را به عنوان نمونه ای از آثار تجربی بیان میکند،و او توضیح میدهد که اثار آن ها، نوشته های ادبی هستند که حوادث گذشته را به عنوان رویدادی در زمان حال بیان میکنند،زندگی در میان تجربیات(ارل،۳۹۰). رمان هایی در این گونه بیشتر به وسیله تاثیرات تجربی شخصی نویسنده در طول جنگ، افکار و احساسات او،شخصیت پردازی میشوند. ارل در مورد نوشته های انعکاسی میگوید:

این گونه،تصوری از گذشته را در اختیار می گزارد.نوشته مانند تصویر و رسانه ای است که حافظه را میسازد،احیا میکند و خاطرات را نشان میدهد.آثار انعکاسی برجسته،شامل حالت ها و بخش هایی است که توجه را به سمت فرایند و مسئله” به خاطر آوردن” هدایت میکند. (ارل،۱۹۱)

هر دو حالت شامل ارتباطی مستقیم بین اعمال جنگ و رابطه بین آنهاست.ارباب حبقه این عنوان را تداعی نمیکند،یا حد اقل تعریفی که “ارل” از آن دارد.دو حالت از نوشته های جنگی باقی میماند.و به نظر میرسد که آثار اسطوره ای و آنتاگونیست این امید را به ما میدهند که نکته ای در آن ها بیابیم که بتوان به وسیله آن، تالکین را به عنوان یک رمان نویس جنگی تعریف کرد.گونه اسطوره ای،به وسیله حوادثی که در گذشته دور رخ داده اند شخصیت پردازی میشوند،گذشته اسطوره ای.ارل در مورد نوشته های آنتاگونیست میگوید:کلیشه سازی منفی(مانند آنچه که در زبان آلمانی به “هون”یا”هیولاها-بیست-“در در ادبیات انگلیسی زمان جنگ بزرگ-جنگ جهانی اول-)مشخص ترین تکنیک و روش ساختن یک اثر آنتگونیست است(ارل،۳۹۱). من یک نمونه را پیدا کردم که ارل برای این دو گونه انتخاب کرده است و این نکته برای ما مشخص میکند که میتوان چه  اثری را به عنوان نوشته جنگی در نظر گرفت و چه اثری را نمیتوان در نظر گرفت.با توجه به توضیح و تعریفی که در مورد هر دو نوع نوشته اسطوره ای و آنتاگونیست در نظر گرفته شده است میتوان تالکین را به عنوان رمان نویسی جنگی معرفی کرد،اماارل عنوان ها را محافظه کارانه انتخاب میکند.برای گونه اسطوره ای،او”طوفان فولاد”(نوشته ارنست جانگر)را معرفی میکند.درحالی که کتاب”همه آرام در جبهه غرب”نوشته اریک ماریا را به عنوان نمونه ای از گونه آنتاگونیست معرفی میکند.در حالی که من از چهار گونه معرفی شده به وسیله ارل حمایت میکنم -که البته ساختن بخش هایی که بتوان تمام رمان ها و نوشته ها را در آن بدون هیچ مشکلی دسته بندی کرد بعید  به نظر میرسد- فکر میکنم چون که او از این گونه ها استفاده نکرده اس حقیقت فرصت کاوش مرز های اهداف ادبیات جنگی را دست داده است.و همچنین کتاب هایی را در نظر بگیرد که هرگز قبلا جز این  اهداف نبوده اند.همان طور که در جلوتر اشاره خواهم کرد،عناصری در “ارباب حلقه ها”هستند که میتواند آن را در گونه اسطوره ای یا گونه آنتاگونیست جای دهد.سرزمین میانه،جایی که اتفاقات ارباب حلقه ها در آن رخ میدهد،به نظر میرسد یک”گذشته افسانه ای”خارق العاده باشد. با این اوصاف،ارل تالکین را یک رمان نویس جنگی نمیداند.در باقی مانده این نوشته ها هردو گونه اسطوره ای و آنتاگونیست تا حد امکان بررسی خواهند شد برای یافتن این موضوع که آیا ارباب حلقه ها یک رمان جنگی است یا خیر.برای انجام این کار،به دنبال عناصری در رمان خواهیم گشت که که به نظر رسد نشان دهنده تجربیات تالکین در جنگ جهانی اول است.ارباب حلقه ها اثری متمرکز است.اما میتواند جداگانه و قسمت شده هم باشد مانند سیلماریلیون.تالکین نوشتن سیلماریلیون را فورا پس از پایان جنگ جهانی اول شروع کرد و این کار را در بقیه زندگی اش هم ادامه داد.این کتاب تاریخ  سرزمین میانه را برای ما روشن میکند و میتواند اطلاعت حیاتی را برای تفسیر اتفاقاتی که در سری ارباب حلقه ها می افتد را در اختیار ما بگذارد.تالکین همچنین کلکسیون بزرگی را از نامه های خود را بر جای گذاشته است.بیشتر این نامه ها برای پسرش،کریستوفر،نوشته است؛ زمانی که در طول جنگ جهانی دوم در ارتش بریتانیا خدمت میکرده است.این موضوع قابل توجه است که تالکین از اصطلاحات زیادی به منظور توضیح دادن تجربیات خود در طی جنگ،برای پسرش،استفاده کرده است.از این رو، توجه  به این نامه ها  به منظور تعریف کردن تالکین به عنوان یک رمان نویس جنگی،حیاتی است.زیرا این نامه یک تصویر از درک شخص تالکین از جنگ را در اختیار میگذارد که چگونه این موضوع پس از این همه سال هنوز اورا دنبال میکند و اینکه او چگونه با آسیب های آن مبارزه کرد.و به همین ترتیب  این مضوع غیر ممکن است که در روند بررسی تالکین به عنوان یک رمان نویس جنگی،فقط بر یکی از جنگ های جهانی تمرکز.تالکین بخش های مهمی از دنیایی خود را در سال های بین جنگ های جهانی خلق کرده است.تهدیدات جدید برای شروع یک جنگ بزرگ(زمان بین جنگ های جهانی) باید تجربه ویرانگری بوده باشد،قرار دادن خاطرات جنگ جهانی اول در چشم اندازی از جنگی دیگر.همچنین تمرکز این مقاله بر روی ارباب حلقه ها و جنگ جهانی اول است. دیگر نوشته ها و تحولات سال های میانی جنگ نیز در نظر گرفته میشوند.

اساطیر انگلستان:گونه اسطوره ای

گونه اسطوره ای،اولین چارچوب معرفی شده به وسیله “ارل” است که میتوان در آن تالکین را به عنوان یک نویسنده رمان های جنگی در نظر گرفت.همان طور که گفته شد،این گونه  به وسیله اعمال و جنگ هایی که در  به اصطلاح”گذشته اسطوره ای”رخ داده است شخصیت پردازی میشوند.در مورد ارباب حلقه ها به این معناست که سرزمین میانه،در واقع تفسیری از اساطیر اروپای غربی است.وقتی ما به این موضوع توجه میکنیم که در جنگ هایی که در مجموعه ارباب حلقه ها به وقوع میپیوندد سلاح گرمی،هواپیمایی و تانکی وجود ندارد  بلکه  این شمشیر ها،اسب ها و کمان هستند که در جنگ مورد استفاده قرار مییرند،روشن میشود که داستان بر پایه گذشته و تاریخ بنا شده است.حتی ممکن است که ما آن را تاریخ در نظر بگیریم زیرا جنگ اصلی در پایان عصری قدیمی رخ میدهد و سپس عصر انسان ها آغاز میشد و انسان ها در این دوره به عنوان نژاد غالب معرفی میشوند.واما سوال این است که اگر ما اکنون داستان را به عنوان”گذشته اسطوره ای”در نظر بگیریم،آیا دلیلی پیدا میشو که ما بتوانیم سرمین میانه را به عنوان نمونه ای اساطیر اروپایی غربی در نظر بگیریم؟این فرضیه که در مورد ارتباط سرزمین میانه و اساطیر اروپای غربی است قطعا از این حقیقت سرچشمه میگیرند که تالکین در واقع قصد خلق کردن حماسه ای برای انگلستان را داشت:

 روزگاری من ذهنیتی برای خلق کردن افسانه هایی کمابیش مرتبط داشتم و سطحی از داستان های عاشقانه.که میتوانم صرفا به آن اختصاص دهم،به کشورم،به انگلستان.(نامه ها،۱۴۴)

تالکین کشور خود را بسیار دوست داشتفبه ویژه مناطق روستایی و حومه شهر.این مناطق در “شلیر”ترسیم میشوند.سرزمین هابیت هایی که در ابتدای داستان از تهدید های شرق بی خبر هستند.این موضوع از نمونه هایی است که فرح مندلسون با تکیه بر آن ارباب حلقه ها را تمثیلی از جنگ جهانی دانسته است:

این موضوع به او اجازه میداد که چشم انداز فانتزی را تغییر دهد؛او به جای نوشتن در مور جادوگران بزرگ و جنگجو های نامی که انگیزه های آن ها به سختی قابل درک و فهم است، مارا از طریق دیدگاه بسیار معمولی و عادی یک به اصطلاح “شخص کوچک” به سرزمین میانه آشنا میکند. (مندلسون،۴۵)

هابیت ها -نه به خاطر موقعیت جغرافیایی و دوری و انزوای “شایر”- معمولا نسبت به جنگ هایی که در در شرق و جنوب در حال گسترش هستند،بی توجه اند.این موقعیت جغرافیایی و انزوا میتواند یکی از دلایلی باشد که بتوان شایر را به عنوان نمونه ای از انگلستان در نظر گرفت. حتی در این مورد میتوان کوه ها و جنگل های موجود در اطراف شایر را -که باعث جدایی از سایر نقاط میشود- به عنوان دریایی در نظر گرفت که باعث جدایی انگلستان از بقیه دنیا شده است.نمایندگان دوست داشتنی و بی گناه شایر در مقابل تاریکی ها ، سرزمین های موردور و ایزنگارد و قلعه های دو ضدقهرمان اصلی داستان (سائرون و سارومان) ایستادگی میکنند.شخصیت چوب ریش – فنگورن یا چوبان جنگل- میتواند به عنوان شخصیتی متضاد بین صنعت و طبیعت و به عنوان نگهبانی برای جنگلی که به وسیله پیشرفت های صنعتی سارومان در حال نابودی است در نظر گرفته شود:”او به  رویدنی ها اهمیتی نمیدهد،مگر تا زمانی که آنها در خدمت او باشند”(ارباب حلقه ها،۴۹۴).در این مورد،سرزمین های صنعتی و جنگی سارومان و سایرون در تضاد مستقیم با شایر هستند،جایی که ساکنان آن توجه زیادی به طبیعت دارند.این فرضیه و تفسیر در مورد قلعه ها و منطقه ی جنگی دشمن به عنوان نمونه ای از منطقه هایی که جنگ جهانی در آن رخ  داده است،توسط خود تالکین نیز تقویت شده است.
هابیت ها مجبور شدند که شایر دوست داشتنی خود را ترک کنند،برای جنگیدن با تهدید هایی که در شرق برخواسته است. و البته آن ها هیچ چیزی در مورد آن نمیدانند.مطابق با نوشته های “مندلسون” این موضوع میتواند با مردان قشر متوسط جامعه باشدکه خانه های خود را برای جنگیدن در جنگی که به اصطلاح نتیجه بحث های”مردان بزرگ”بوده است بجنگند.(مندلسون،۴۵).من معتقدم که طبقه”مردان بزرگ”در اینجا در هر دو معنی لغوی و معنوی آن به کار میرود،زیرا این اصطلاح فقط در مورد قدرتی نیست که این مردان دارند،اما در مقایسه با هابیت ها، همچنین انها بلند تر و بزرگ تر هسستند!هابیت ها،هرچند که از نظر فیزیکی کوچک هستند،کارهاشان عالی اتجام میدهند و در نهایت کم اهمیت تر از کار هایی که این”مردان بزرگ”انجام میدهند که در جنگ را پیروز شوند، نیست(و ممکن است حتی خیلی پر اهمیت تر باشد).و در مورد این قضیه، شخصیت سم وایز گمجی نمونه ای واضح است.وقتی که فرودو(یک مرد کوچک) به وسیله گندالف(یک مرد بزرگ) برای نابود کردن حلقه در آتش کوه نابودی فرستاده میشود،سم به عنوان دستیار شخصی فرودو همراه او عازم میشود.او نقشی را ایفا میکند که در ارتش بریتانیا با نام “بتمن”(خدمتکار)شناخته میشود:سربازی که که برای همراهی یک افسر گماشته میشود تا از او محافظت کند و کار های روزانه اورا انجام دهد.سم خلق شد تا یکی از پر طرفدار ترین شخصیت های سری ارباب حلقه ها باشد،و حتی میتوان اورا قهرمان حقیقی داستان و نجات دهنده سرزمین میانه دانست.بدون حمایت و و محبت او،فرودو هیچ وقت نمیتوانست از سرزمین موردور عبور کند و حلقه را در آتش کوه نابودی -که یک زمانی حلقه در آن ساخته شده بود-نابود کند.با این اوصاف،فرودو – که کار فرمای سم است- به عنوان نابود کننده حلقه شناخته شد،اگرچه سم نیز مورد ستایش قرار گرفت.به نظر میرسد که تالکین،سم وایز گمجی خود را بر پایه سرباز هایی که بی نام و نشان بودن،خلق کرده است:

سم وایز گمجیِ من قطعا انعکاسی از سربازان بریتانیایی است،آن سربازان و بتمن (خدمتکار) هایی که من در جنگ ۱۹۱۴ میشناختم.

چهره اهریمن:گونه آنتاگونیست

کلیشه ایِ منفی، یکی از اصلی ترین مشخصاتی  است که”ارل” با عنوان گونه انتاگونیست شرح داده است،و به نظر میرسد که نقش مهمی را در سه گانه ارباب حلقه ها نیز ایفا میکند.اورک ها ،خدمتکاران مخوف سایرون(ارباب موردور)،ترسیمی اغراق آمیز از آلمان ها است.بدین گونه به قضیه نگا کنید که هرچند ما از قبل میدانیم که جنگ های حلقه بر پایه جنگ جهانی اول نگاشته شده اند اما دنبال راهی برای اثبات آن هستیم.اورک ها به طور کلی نمونه ای کلیشه ای البته کار آمد از”دشمن” هستند،مانند تصویری از نبرد باستانی بین خوب(سفید)و بد(سیاه) که  البته میتوان آن را به هر جنگی نسبت داد.برای تعریف تالکین به عنوان یک نویسنده جنگی در گونه آنتاگونیست،شواهد و مدارک بیشتری نیاز است تا بتوان اورک ها را به عنوان آلمان ها در نظر گرفت.اشاره هایی وجود دارد که اورک ها را به عنوان دشمن،یعنی المان ها،در  هر دو جنگ جهانی معرفی میکند.اما در ابتدا جالب است که اشاره ای داشته باشیم به توضیح تالکین در مورد سرچشمه به وجود آمدن اورک ها در سیلماریلیون:

آن ها همه از” کوئندی”ها بودند که به چنگ ملکور افتادند و به زندان انداخته شدند،اوتومنو(قلعه ملکور)نابود شده بود،و آن ها در  ظلم و بی رحمی،فاسد شدند.و بدین گونه ملکور نژاد اورک هارا در حسادت به الف ها خلق کرد. (با تلخیص)

کوئندی ها اولین گروه الف ها و همچنین اولین ساکنان سرزمین میانه بودند.ملکور اولین که لرد سیاه بود، اوتومنو قلعه او بود.منشا خلق اورک ها شباهت قابل توجهی به نوشته ای دارد که تالکین در مورد ادولف هیتلر نوشته است:

من در این جنگ یک کینه شخصی دارم -که احتمالا من رو به یک سربازی بهتری در ۴۹ سالگی نسبت به ۲۲ سالگی تبدیل میکند- از آن آدولف هیتلرِ کوچک و نادان.خرابکاری،انحراف،اشتباه و برای همیشه نفرین شدن،آن روحیه نجیب شمالی، در قسمتی  بزرگ از اوروپا که من همیشه عاشق آن بودم و تلاش کردم که در آن باشم (نامه ها،۵۵ و ۵۶)

و در اینجا یک شباهت جالب در مورد پس زمینه” دشمن”  وجود دارد:یکی شهروندان خوب سرزمین میانه به عنوان اروپا که به وسیله رهبر خود به خرابی کشیده شده اند.من این را به عنوان دلیلی برای در نظر گرفتن تالکین به عنوان یک رمان نویس جنگی میدانم.تالکین که بیشتر اساطیر خود را بین سال های جنگ آفرید،در حال مقابله و جنگیدن با یک”لرد سیاه”جدید با عنوان آدولف هیتلر بوده است و این موضوع باید تاثیرات قابل توجه و زیادی بر روی او و کارش گذاشته باشد،احیای صحنه های وحشتناکی که او در جنگ جهانی اول در نبرد”سام”شاهد آن بوده است .در ارباب حلقه ها به طور کلی دو دشمن عمده وجود دارد:سایرون – لرد سیاه و دستیار ملکور- و سارومان،ارباب آیزنگارد و خائن به ایستاری و در تلاش برای دست یابی به قدرتی فراوان، برای برابری کردن با سایرون.خیانت سارومان و برخواستن او به عنوان دومین دشمن عمده در مقابل اتحاد غرب(مناطق و کشور هایی در سرزمین میانه که در مقابل سایرون مقابله میکردند)زمانی مشخص میشود که یاران حلقه از “بری”عبور میکنند.مطابق یکی از نامه های تالکین،با این معناست که تالکین، سارومان را قبل از شروع شدن تحدید سایرون در شرق،به عنوان خائن معرفی نمیکند:ارباب حلقه ها در واقع شروع شده بود،به عنوان تمثیلی در سال ۱۹۳۷،او به مسافرخانه بری رسیده بود،قبل از سایه جنگ جهانی دوم.این موضوع محتمل به نظر میرسد که سارومان، زمانی به سمت اهریمن کشیده شد که تهدید جدید برخواسته بود،و این موضوع سارومان مارا به یاد هیتلر می اندازد.ممکن است که بگوییم که تالکین امپراطوری شیطانی تازه برخواسته ی آلمان ها را به این دلیل وارد قضیه میکند تا بتواند مردم آنجا را  تبرئه کند یا اینکه در مورد شیطانی که میتواند در درون انسان ها باشد.و این فرضیه با پایه ای قوی تر زمانی به وجود می آید که مشاهده میشود سارومان اورک هایی با قابلیت های بیشتری خلق میکند و ضعف های آن ها را از بین میبرد:

این نشانه ای از شیاطینی است که از تاریکی به وجود می آیند،آن ها نمیتوانند نور خورشید را تحمل کنند؛اما اورک های سارومان میتوانند،هرچند که از آن متنفرند.متعجبم که او چکاری کرده است؟آیا او انسان هارا فاسد کرده است؟یا نژاد اورک ها را با نژاد انسان ها در آمیخته است؟ (ارباب حلقه ها)

این موضوع من را به جنگ جهانی اول باز میگرداند.چون اگر سارومان و تلاش های او برای آفریدن “ابر اورک ها”اشاره ای به هیتلر و سیاست های نژدا پرستانه او دارد،سایرون شخصیت شیطانی خواهد بود که به عنوان دشمنی نام برده میشود که همواره بر میگردد – در این مورد شاید اشاره ای دارد به کشور آلمان که در هر دوی جنگ های جهانی بوده است- و اشاره ای به اهریمن و شیطان درونی انسان ها.همان طور که گفته شد،سایرون دستیار ملکور بده است،اصلی ترین اهریمن دنیایی تالکین.هنگامی که برخواستن سارومان و هیتلر را با هم ترکیب میکنیم،این مورد را میتوان  با معنی و مفهوم “اهریمن” مقایسه کرد که به نظر میرسد تالکین، بعد از جنگ جهانی اول و در سال های بعد آن(بین دو جنگ) به طور کامل با آن آشنا شد:

هرچند که انسان ها،همان چیزی هستند که خلق شده اند و این موضوع کاملا اجتناب ناپذیر است. تنها درمان آن،دوری از جنگ است و نه برنامه ریزی،نه سازماندهی  و ما تلاش داریم که سایرون را با حلقه خود او نابود کنیم.و البته ما میتوانیم پیروز شویم.اما مجازات این است که سایرونی جدید خلق کنیم و انسان ها و الف هارا به آرامی به اورک تبدیل کنیم! (نامه ها،۷۸)

نتیجه گیری:

این موضوع روشن شد که ارباب حلقه ها دارای عناصری است که میتوان با رجوع به انها، آن را در حداقل دو مورد از گونه هایی که”ارل”برای رمان های جنگی بر شمرده بود،دسته بندی کرد.سرزمین میانه به عنوان  اوروپا در نظر گرفته میشود که به طور واضح شایر،تمثیلی از انگلستان است.نقش های اصلی  داستان بر عهده هابیت هاست،موجوداتی کوچک و شجاع. این خصوصیتی  مشترک است بین آن ها و کسانی که نقش اصلی را در پیروزی ها در هر دوی جنگ های جهانی داشند.و خصوصا در قسمت  ترسیم دشمن اصلی،میتوان پژوهش های بیشتری انجام داد و حتی دلایل بیشتری یافت.و این موضوع که در مورد ارتباط شخصیت های سارومان و آدولف هیتلر است،لایق تحقیق و بررسی دقیق تری است نسبت به آنچه که تا الان انجام شد.گذشته از تحلیلی که از سارومان و هیتلر شد،تحقیق برای یافتن مواردی دیگر از شباهت بین سرزمین میانه و اروپا،میتواند جالب باشد.برای نمونه ربط دادن جنگ های دیگری که در سرزمین میانه رخ داده است با دیگر وقایع اوروپا.و البته این موضوع میتواند ما را به سمت این نتیجه نیز هدایت کند که جنگ جهانی اول،قابل مقایسه با جنگ حلقه نیست.به هر حال،بر پایه عناصری که در مورد آنها در این مقاله بحث شد،به نظر میرسد میتوان تالکین را به عنوان یک رمان نویسی جنگی در نظر گرفت.مقایسه های بین کار های تالکین و دنیایی واقعی،نمیتواند انجام شود و البته نباید هدف ما باشد،نه زمانی که طرف ما نویسنده ای در ژانر فانتزی است.ولی در این مقاله روشن شد که در کاری های تالکین عناصری وجود دارد که به نظر میرسد اشاره ای داشته باشد به جنگ های جهانی و سال های بین آن دو.مطابق با نقل قول جان گارث که مقاله را با آن شروع کردم،تجربیاتی که تالکین در جنگ  جهانی و سال های بعد از آن کسب کرد،بسیار متفاوت بود با تجربیات سایر نویسندگان رمان های جنگی.به جای خاطرات سنگر در طول جنگ،او دنیایی اساطیری را خلق کرد.من سعی کردم که این اساطیر را  با جنگ جهانی ربط دهم،جنگی که نویسنده در آن شرکت داشته است.اما در مورد یک دنیای فانتزی، همه این مقایسه ها،به دلیل کمبود اطلاعات کافی، در حد حدس و گمات خواهند ماند.به سادگی میتوان ویچ کینگ،فرمانده نزگول و یکی از یاران سر سپرده سایرون را به عنوان تمثیلی برای” هاینریش هیملر”(فرمانده اس اس و یکی از  یاران با نفوذ هیتلر) در نظر گرفت. ساختن یک دنیایی فانتزی که در واقعیت وجود ندارد، راهی است برای مقابله کردن با تجربیات وحشتناک جنگ جهانی اول که میتوان با عنوان”فرار کردن از واقعیات”از آن یاد کرد:
اینگونه من از واقعیات گریختم؛یا به طور دقیق تر تبدیل کردن تجربیات به شکلی دیگر و نماد هایی مانند مورگوت،اورک ها ، الف ها و غیره.و این موضع بعد از سال های سختی که پشت سر گذاشتم،من را در موقعیت بهتری قرار میدهد.(نامه ها،۸۵)
اما این احتمال میتوان پایه این موضوع باشد که چرا تالکین را عموما نمیتوان به عنوان یک رمان نویس جنگی دانست:حقیقت ین است که او هیچ وقت به طور مستقیم در مورد جنگ ننوشته است و بیشتر “فرار  از واقعیات” را پیش گرفته است.
امیدوارم نشان داده باشم که حتی در دنیایی فانتزی که تالکین آفرید و کاملا متفاوت از دنیایی ماست،میتوان عناصری را یافت که نشان دهنده تجربیات او از جنگ جهانی اول باشد.و این فقط فرار از واقعیت ها و جایگزین کردن تجربیات شخصی،با موضعاتی در زمینه های متفاوت است که این موضوع را (در نظر گرفتن تالکین به عنوان یک رمان نویس جنگی) جذاب میکند.

چرا کتاب های تالکین در میان دانش آموزان پر طرفدارند؟

-مترجم: سجاد.ک

این یک حقیقت بی چون و چرا است که  با وجود افزایش داستان های فانتزی امروزی در میان کتاب های کودکان، کتاب های فانتزی تالکین هنوز هم جایگاه شماره یک را در لیست کتاب های مورد علاقه کودکان را اشغال کرده اند. کتاب های تالکین طرفداران زیادی در میان میلیون ها کودک آمریکایی دارد، مخصوصا کودکان دبیرستانی.
این دلیلی است که ما باید نکته و دلیل اصلی پشت این قضیه  را بیابیم.
بعضی از نوشته های عظیم تالکین به شرح زیر اند:
هابیت،سیلماریلیون و ارباب حلقه ها.
اگر شما در دنیای کتاب های تالکین تازه وارد هستید، ما شما را در یک نیم نگاه، در مورد آنچه که کارهای تالکین را تشکیل میدهند و باعث هیجان  کودکان می شوند همراهی میکنیم و بعد دلیل اینکه چرا این نویسنده (تالکین) به عنوان بهترینِ فانتزی نویسان در میان کودکان است را خواهید یافت.
بیایید باهم گذری داشته باشیم بر سه عدد از این کتاب های پر طرفدار که در بالا به آنها اشاره شد،برای کشف کردن رازی که از آن برای جلب کردن تمام توجه کودکان استفاده شده است.

هابیت:

هابیت یکی از موفقیت های بزرگ در مجموعه تالکین محسوب می شود که چیزی بیشتر از  صد میلیون نسخه فروش داشته است و به شصت زبان زنده در سرتاسر دنیا ترجمه شده است.
اما آن چه چیزی است که باعث شده است که “هابیت” را به عنوان یک موفقیت در طول دهه ها به یاد بیاوریم؟
شعرهای به کار برده شده،رفتار کارکتر ها یا توصیف های آن؟
شخصیت اصلی، بیلبو بگینز، فقط یک شخص کوچک است اما او نقشی را بازی میکند که هیچ شخص کوچکی (مانند بیلبو) دوست ندارد ارتباطی با آن داشته باشد. او صحنه هایی کم یاب از شجاعت اخلاقی خود را نشان میدهد که هیچ کس توان آن را ندارد. او غول های آدم خوار را بدون هیچ ترسی به تمسخر می گیرد و حتی قبول میکند که به درون تونلی تاریک فرستاده شود، جایی که اژدهایی ترسناک قرار دارد. این یک شجاعتِ خارق العاده نمادین است که تالکین به خوانندگان آثارش تقدیم میکند و این نیازمند است که خوانندگان با آن همراه شوند (قسمتی از آن باشند). خط داستانی هابیت بسیار ساده و در عین حال جذاب است. نثری که استفاده شده است بسیار ساده است که حتی افراد ساده هم میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و در جریان اصلی داستان بمانند. استفاده از فضا سازی و تصویر های پویا در سرار داستان، تاثیرات به یاد ماندنی را در ذهن خوانندگان بر جای میگذارد. تالکین دنیایی خیالی را خلق کرد که هیچ کس تا به حال قادر به انجام آن نبوده است، مکانی که سرشار از شگفتی، شیفتگی و جادو است.

سیلماریلیون:

چیزی که مشخصا تالکین را از سایر فانتزی نویسان جدا میکند، توانایی خلق یک دنیایی افسانه ای اما واقع بینانه است که توجه خوانندگان را به سوی آن دنیای خارق العاده می کشاند. سیلماریلیون کتابی است که خارج از اسطوره شناسی نوشته شده است، جایی که تالکین سایر نژاد ها و حیوانات را خلق میکند که همزیستی فوق العاده ای دارند و خوانندگان را برای چنین زندگی ای مشتاق می کند. این داستان به طور کامل حول محور سرزمین میانه است و تمام اتفاقات در چنین دنیایی رخ میدهد.

ارباب حلقه ها:

در واقع، این کتاب قرار نبود که یک کتاب کودکان باشد و تقریبا یک انعکاس از زندگی شخصی تالکین است. هرچند، همان طور که زمان گذشته است، کتاب نیز پشت سر هم بازتولید شده است تا اینکه به  یک کتاب شگفت انگیز کودکان تبدیل شده است. همان طور که در بخش اول کتاب میگذرد، لحن تالکین کم کم  شروع می کند به تبدیل شدن از شخصی مالی خولیایی به یک شخص که به سادگی نمیتواند خوب را از بد تشخیص دهد. نثر داستان توجه خوانندگان را جلب میکند که تالکین به آهستگی خواندگان را از یک دنیایی واقعی به یک دنیایی اسطوره ای و خیالی وارد میکند که هیچ کسی رویای آن را هم ندیده است. کتاب، کودکان را جذب دنیای خلق شده و تصور زندگی در آن دنیا می کند. در نتیجه، نوشته های تالکین هنوز هم در میان کودکانی که داستان های فانتزی را دوست دارند،پر طرفدار هستند.

سریال ارباب حلقه ها؛ کمال فانتزی در تلوزیون یا سقوط آن؟

-نوشته: سجاد.ک

بدون شک ساخت سریال در ژانر فانتزی برای هر طرفدار این سبک، هیجان انگیز خواهد بود؛ و چه هیجان انگیز تر که سوژه ساخت، ارباب حلقه ها باشد.
پروفسور جی.آر.آر تالکین دنیایی را خلق کرد که چه در صفحه های کتاب و چه روی پرده ی سینما بی نظیر بود و همه را غافل گیر کرد. اما سریال هم موفق می شود؟ چه چیز یا چیزهایی برای موفق شدن لازم هستند؟
اخیرا اخباری مبنی بر ساخت سریال ارباب حلقه از طرف آمازون به گوش می رسد و خبر بودجه ی سنگین یک میلیاردی که همه، حتی مخالفان سریال را هیجان زده کرده است. ولی بودجه ی سنگین تنها عامل موفقیت نیست و صرفا زرق و برق هالیوودی مخاطبان خاص و عام را راضی نمی کند (چیزی که در مورد سه گانه هابیت شاهد بودیم). امروزه به دلیل پیشرفت زیاد تکنولوژی کمتر فیلمی را شاهد هستیم که از نظر فنی ضعیف باشد؛ پس باید در کنار زرق و برق، یک کادر هنری قدرت مند هم در کنار سریال باشند.

عوامل زیادی می توانند باعث موفقیت سریال شوند گه در اینجا می توان به چند دلیل کوتاه برای اثبات موفقیت آن اشاره کرد:

چه عاملی بزرگ تر از داستان گیرای ارباب حلقه ها؟!
کاراکتر های خاص، شخصیت پردازی بی نظیر (که تالکین سال های زیادی آن ها را در ذهن خود پرورانده بود)، خلق دنیایی عظیم وبا جزئیات و بی شمار خصوصیات دیگر که باعث تمایز سرزمین میانه از سایر فانتزی های نام آشنا می شود.
هنوز مشخص نیست که دقیقا چه قسمتی از داستان قرار است به تصویر کشیده شود اما اگر با کتاب آشنا باشید مطمئنا جذب آن خواهید شد. هر قسمتی که به تصویر کشیده شود جذاب است و پتانسیل بالایی برای سریال شدن دارد.
ارباب حلقه ها برای خیلی از مردم، داستان گمنامی نیست و همین نام، جاذبه ی قدرت مندی را ایجاد می کند. طرفداران تالکین و کل فانتزی به نوعی منتظر ساخت سریال هستند و این به تنهایی وزنه ی سنگینی برای اطمینان به ادامه پروژه ساخت از طرف مسئولین مربوطه است.
صد البته تنها طرفداران فانتزی نیستند که ممکن است جذب سریال شوند؛ مخاطبان عام هم در صورت موفقیت های ابتدایی، قطعا جذب سریال خواهند شد. پیش تر این موضوع رو در مورد سریال بازی تاج و تخت شاهد بودیم.

تحریف در داستان،صحنه های بی مورد؛ لازم یا نا به جا؟
شاید مهم ترین نگرانی طرفداران سری کتاب های ارباب حلقه ها، چگونگی پرداختن به داستان و چگونه به تصویر کشیدن آن باشد.
پیش تر در سه گانه سینمایی پیتر جکسون دیدیم که میشه حتی با خلاصه کردن و بعضا تحریف کردن داستان هم طرفداران را راضی نگه داشت.
نزدیک تر این قضیه را در مورد سریال بازی تاج و تخت که اقتباسی از دنیای “نغمه ای از یخ و آتش” هست شاهد بودیم.و فقط در چند فصل ابتدایی سریال پابه پای کتاب پیش میرفت و بعد از آن داستان سریال از کتاب جداگشت.البته تا منتشر شدن کتاب بعدی دنیایی نغمه باید صبر کرد تا از این موضوع مطمئن شد..
آیا همین تحریفات و دست بردن در داستان می تواند بعد یک اقتباس سینمایی، طرفداران را راضی نگه دارد؟
جواب منفی است! قطعا طرفداران ساخت سریال، این قضیه را نخواهند پذیرفت. دلیل آن هم آشکار است،اگر قرار باشد همان داستانی که در سینما به تصویر کشیده شد، در تلوزیون هم ساخته شود قطعا رضایت مخاطبان را جلب نخواهد کرد. البته یک نکته خیلی بزرگ هم هست که باید با آن پرداخته شود. نمی شود که خط به خط کتاب را به تصویر کشید!
در اینجا منظور از تحریف، حذف قسمت هایی است که مسیر تعریف داستان را تغییر می دهد و همچنین حذف شخصیت های کلیدی در داستان.
به عنوان مثال حذف  مکالمه بین شاه تئودن از روهان و مری بر روی اسب خدشه ای بر اصل داستان وارد نمیکند.و مانند این، هزاران مورد را میتوان نام برد.
در سریال بازی تاج و تخت شاهد بودیم که بعضا صحنه هایی کسل کننده و بعضی صحنه های کاملا بی مورد، دیدن سریال را برای مخاطبان عام زجر آور کرده است (البته در یکی دو فصل اخیر کمتر شاهد چنین صحنه هایی بودیم) به عنوان مثال  صحنه جنسی که در بیشتر موارد در مسیر تعریف داستان قرار ندارند و کاملا بیمورد در سریال گنجانده شده اند تا یکی از نکات ضعف سریال را رقم بزند. ممکن است که این جور صحنه ها در سریال بتواند تعدادی از مردم را جذب سریال کند اما به هیچ وجه نمیتواند از عواملی باشد که به موفقیت سریال کمک کند.اما سریال ارباب حلقه ها باید تا حد امکان از این جور موارد دوری کند تا بتواند داستان را بدون مشکل روایت کند.اما تنها صحنه های جنسی بی مورد نیستند که از آن ها صرف نظر شود،بالاتر اشاره شد که صحنه های” کسل کننده”که در خیلی از سریال ها دیده میشود. اگر قرار باشد سریال موفقی را شاهد باشیم باید این چنین صحنه ها حذف و در صورت لزوم تغییر داده شوند.

آیا مقایسه سریال ساخته نشده ارباب حلقه ها با بازی تاج و تخت کار درستی است؟

بدون شک بازی تاج و تخت تا بدینجا موفق ترین سریال تاریخ بوده است، اما این برای سریال ارباب حلقه ها خطری حساب می شود؟
سه گانه ارباب حلقه فیلمی بی نظیر بود و کمتر کسی هست که بعد یک بار دیدن باز هم سراغش نرفته باشد. این در مورد سریال بازی تاج و تخت هم صدق می کند. وقتی که سه گانه ی هابیت ساخته شد، تقریبا تمام سینما دوستان آن را با ارباب حلقه ها مقایسه کردند و انتظار فیلمی در حد آن را داشتند ولی همه می دانیم که هابیت در عین زیبایی، قابل مقایسه با شاهکار ارباب حلقه ها نیست.
و امروز دوباره شاهد همین جریان هستیم؛ مقایسه ی سریال موفق بازی تاج و تخت با سریال ارباب حلقه ها؛ که این هم می تواند باعث ساخت سریالی بی نظیر و بهتر از بازی تاج و تخت بشود و هم می تواند باعث سقوط آن شود؛ حتی در صورتی که سریالی قوی و قابل احترام باشد ولی در حدی نباشد که بتواند در مقابل بازی تخت قد علم کند، قطعا نمی توان انتظار موفقیت چندانی از آن داشت.
شاید بگویید این دو داستان ربطی به هم ندارند و کاملا مجزا هستند ولی شکی نداشته باشید که در آینده ای نه چندان دور شاهد مقایسه ی آن دو هستیم.

منتقدین:
سریالی که انتظارش را می کشیم نباید فقط مردم پسند باشد. وقتی در مورد موفقیت صحبت می کنیم در واقع باید به همه ی ابعاد کار توجه کنیم. این قسمت از کار چالش بسیار بزرگی محسوب می شود و کادر قدرتمندی را برای ساخت می طلبد که البته با توجه به بودجه ی عظیم می توان انتظار آن را کشید.
هرچند بر همه آشکار است که منتقدین همگی سلیقه ای عمل می کنند و هیچ  ساخته ای نمی تواند نظر همه منتقدان را جلب کند.
و حتی بعضا شاهد بی رحمی کامل منتقدان در مورد آثار فانتزی بوده ایم. اما امیدوارم در این یک مورد استثناء قائل شوند!

جمع بندی چالش های پیش رو و عواملی که باید به آن ها پاسخ داده شود:

  • قطعا هزینه بزرگی را می طلبد که خوشبختانه به آن پاسخ داده شده است.
  • از موسیقی نمی توان گذشت! قطعا شما هم مثل من منتظر یک موسیقی بی نظیر هستید. موسیقی یکی از عوامل بزرگی محسوب می شود که می تواند وزنه ی سنگینی را به سود موفقیت سریال اضافه کند. کدامتان آلبوم موسیقی های ارباب حلقه ها را در آرشیو دارید؟ احتمالا جواب “همه” است! و همچنین در مورد بازی تاج و تخت هم مشاهده کردیم که چطور موسیقی زیبایش توجه همه ی بینندگان (حتی آنان که سرشان گرم مسائل دیگر است) را جلب می کند. پس باید امیدوار باشیم که در این مورد انتخاب عاقلانه ای بشود.
    فک نمیکنم کسی از جلوه های ویژه فیلم هابت اصطلاحا خوشش بیاید.بعضی صحنه های خیلی خام به نظر میرسیدند و سوال پیش می آمد که آیا واقعا وقتی روی ساخت آن  صرف شده است یا نه!بر عکس در فیلم ارباب حلقه ها با وجود امکانات کمتر تقریبا همه بینندگان آن از جلوه های ویژه آن راضی بودند.سریال باید خیلی از فیلم ارباب حلقه ها و هابیت بهتر عمل کند.اخیرا فیلم ها و سریال ها در زمینه  جلوه های ویژه عالی عمل میکنند پس باید امیدوار باشیم که حداقل در فیلم ها و سریال های امروزی باشد.
    البته گریم هم خیلی در این مورد تاثیر دارد.قاعدتا باید منتظر اورک ها و گابلین ها و دیگر موجودات دنیای تالکین باشیم.گریم خیلی تاثیر گذر تر از چهره های ساخته شده به وسیله کامپیوتر هست.
  • هنر پیشگان! بله، کادر بازیگری از عواملی است که جاذبه ای قوی ایجاد می کند و می تواند بینندگان بی شماری راجذب سریال کند. اینجا صحبت از بازیگران صرفا “مشهور” یا به اصطلاح “سلبریتی” نیست؛ بلکه بازیگرانی قوی با هنر بالا کفایت می کند، و چه بسا که بازیگران گمنامی در این سریال نامی برای خود دست و پا کنند. این قضیه را هم قبلا در سه گانه سینمایی و بازی تاج و تخت دیده ایم.

کمال فانتزی در تلوزیون؟
هنوز هیچ چیز مشخص نیست، اما از شواهد پیداست که آمازون خیز بلندی برای ساخت شاهکاری به یاد ماندنی برداشته است؛ شاهکاری که “شاید” بشود از آن به عنوان بهترینِ فانتزی های تلوزیون یاد کرد.
اما  این سکه یک روی دیگر هم دارد که در قسمت های قبلی کم یا بیش به آن اشاره شد؛ یعنی  ممکن است فاجعه ای هم به بار آید. البته برای طرفداران پرفسور تالکین فاجعه معنای دیگره خواهد داشت. شاید حالا که به ساخت سریال راضی شده اند انتظارات بیش از اندازه بالا رفته باشد و منتظر یک اثر هستند که به معنای اقعی کلمه “کمال” آثار فانتزی در تلوزیون باشد. مطمئنا چیزی غیر ازاین قابل قبول نیست!
باید صبر کرد و دید که آیا به تمام این سوالات و نیاز ها در این سریال پاسخ داده می شود یا خیر…!