خانه - ۱۴۰۰ (برگه 7)

آرشیو سالانه: ۱۴۰۰

آیا می دانستید

آیا می‌دانستید ناسا به یکی از کهکشان‌های شناخته‌شده لقب «ارباب حلقه‌ها» را داده است؟

کهکشان AM 0644-741 در فاصله ۳۰۰ میلیون سال نوری با ما قرار دارد و اگر بخواهید از یک سوی آن به سمت دیگرش بروید باید ۱۵۰ هزار سال نوری در سفر باشید. کهکشان «ارباب حلقه‌ها» نوعی کهکشان عدسی بدون میله است که در صورت فلکی ماهی پرنده قرار گرفته.

آیا می دانستید

آیا می‌دانستید نشریه The Onion در سال ۲۰۰۸ خبری با عنوان «اوباما ناکام در بیرون کشیدن سیلماریل از تاج آهنین مورگوت» آماده کرده بود که در صورت شکست باراک اوباما از جان مک‌کین در انتخابات ریاست جمهوری آن سال به چاپ برساند؟

نشریه دِ آنیِن (به انگلیسی: The Onion) یک هفته نامه فکاهی و طنز آمریکایی است. این مطلب در کتاب Our Front Pages به چاپ رسیده است.

ای لانت گیل‌-گالاد – مرثیه سقوط گیل-گالاد ترجمه شده از زبان سینداری

ای لانت گیل‌-گالاد - سقوط گیل-گالاد اثر ssbobpul

Gil-galad by ssbobpul

درباره شعر ای لانت گیل‌-گالاد

سقوط گیل‌-گالاد شعری است که توسط جی. آر. آر. تالکین سروده شده‌است. این شعر توسط بیلبو بگینز از زبان الفی به زبان مشترک ترجمه شده است، که ابیاتی از آن توسط سم در نزدیکی آمون سول قرائت شد. متأسفانه این شعر بسیار کوتاه است اما آنگونه که آراگورن نقل کرد این شعر بسیار طولانی‌تر از این است.

اولین ترجمه این شعر به زبان سینداری در سال ۱۹۹۳ در مجله‌ی وینیار تنگوار شماره ۲۶ با نام ای لانت گیل‌-گالاد (در زبان سینداری به معنی سقوط گیل-گالاد) منتشر شد. در سال ۲۰۱۳ این شعر توسط ریشارد دردزنسکی با استفاده از دانسته‌های جدید درباره‌ی زبان سینداری مورد ویرایش قرار گرفت. من این شعر به رسم‌الخط فارسی بازگردانده‌ام و هر مصراع را به صورت لغت به لغت از الفی[۱] به انگلیسی و فارسی ترجمه کرده‌ام‌. لازم به ذکر است که به هنگام ترجمه به هر زبانی، میزانی از شعر اصلی از دست رفته یا بنا بر زبان مقصد تغییر می‌یابد، از این رو ترجمه سینداری آن دقیقا مطابق با متن انگلیسی کتاب ارباب حلقه‌ها نیست؛ به همین خاطر متن انگلیسی به همراه ترجمه فارسی آن که توسط مترجم برجسته آثار تالکین در ایران، رضا علیزاده، انجام شده است را نیز برای مقایسه در بخش مربوطه آورده شده است. امیدوارم از آن لذت ببرید.

شعر ای لانت گیل‌-گالاد به زبان سینداری و ترجمه فارسی از آن

 

سقوط گیل‌-گالاد

از گیل‌گالاد الف-شاه

غمگینانه می‌نواختند چنگ ها:

میان دریای بزرگ و کوهستان مه‌آلود

قلمرو آخرین شاه آزاد و زیبا بود.

نیزه‌ی گیل‌-گالاد تیز بود

شمشیرش بلند و خودش از دور هویدا بود؛

و ستارگان درخشان بی‌شمار

در انعکاس سپرش پیدا بود.

اما مدت ها پیش از کنون عزیمت کرد

و خردمندان نگفتند به کجا؛

زیرا که ستاره‌ی درخشانش در تاریکی افتاد،

در موردور آنجا که سایه ها را مأوا بود

ای لانت گیل‌-گالاد

اُ گیل‌-گالاد ای اِدلخیر

دیم لینار ای تله‌گاین:

ایم بله‌گائر آ هیتائگلیر

آران آرد وتد واین آ لاین.

گاریئل مائگخ گیل‌-گالاد ،

تول پالان-گِنِن، آن-وگیل؛

آ گیلیات آرنوئدیاد

تان تاند دین به گِنه‌دریل.

دان ایو-آنان اُ سی گوانانت

آ ماس، او-بدیر ایترونات؛

آن گیل دین نا-دوئت دی-دانت،

وی موردور، اِناس کائدا گوات

Gil-galad redraw by Berende

Gil-galad redraw by Berende

بررسی خط به خط شعر ای لانت گیل‌-گالاد:

مصراع اول

به الفی (خط فارسی) اُ گیل‌-گالاد ای اِدلخیر
به الفی (خط انگلیسی) O Gil-galad i Edhelchír
ترجمه به فارسی (از الفی) از گیل‌گالاد الف-شاه
توضیحات ادل=Edhel=الف=Elf

مثال:

آر(نجیب)+ادل(الف)= آره‌دل(الف نجیب)

Ar(Noble)+Edhel(Elf)=Aredhel(Noble Elf)

 

اوست(دژ)+این+ادیل(الف‌ها)=اوست-این-ادیل(دژ الف‌ها)

Ost(Fortress)+in+Edhil(Elves)

 

آدان(آدم)+ ادل(الف)=آدانه‌دل(الف‌آدمی)

Adan(Man)+Edhel(Elf)=Adanedhel(Elf-man)

 

خیر=Chír=فرمانروا=Lord

 

مثال:

آرات(نجیب)+خیر(فرمانروا)=آرات-خیر(فرمانروای نجیب)

Arat(Noble)+Chír(Lord)=Arat-chír(Noble-lord)

 

ادل(الف)+خیر(فرمانروا)=ادلخیر(الف-شاه)

Edhel(Elf)+Chír(Lord)=Edhelchír(Elf-king)

 

ای=the=I

(در زبان سینداری و نولدوری)

 

گیل-گالاد=Gil-galad=ستاره‌ی درخشان=Star of Radiance

گیل(ستاره)+گالاد(درخشش)=گیل-گالاد(درخشش ستاره‌)

Gil(star)+Galad(radiance)=Gil-galad(Star of Radiance)

 

مصراع دوم

به الفی (خط فارسی) دیم لینار ای تله‌گاین:
به الفی (خط انگلیسی) dim linnar i thelegain:
ترجمه به فارسی غمگینانه می‌نواختند چنگ ها:
توضیحات ای=the=I

(در زبان سینداری و نولدوری)

 

تله‌گاین=thelegain=چنگ‌ها=harpers

تالاگان=talagan=چنگ=harper

 

لینار=linnar=خواندند(نواختند)=Thay sing

لینا(خواندن،نواختن)+ر=لینار(خواندند،نواختند)

Linna(sing)+r=Linnar(Thay sing)

دیم=Dim=غمگینانه،غم انگیز=Sadly

 

مصراع سوم

به الفی (خط فارسی) ایم بله‌گائر آ هیتائگلیر
به الفی (خط انگلیسی) Im Belegaer a Hithaeglir
ترجمه به فارسی میان دریای بزرگ و کوهستان مه‌آلود[۳]
توضیحات ایم=im=میان=Between

 

بله‌گائر=Belegaer=دریای بزرگ=Great sea

بلگ (بزرگ)+ گائر (دریا)= دریای بزرگ

Beleg(Grear)+Gaer(Sea)=Belegaer(Great sea)

 

آ=A=و=And

 

هیتائگلیر=Hithaeglir=کوهستان مه‌=Misty Mountains

هیت(مه)+ائگلیر(سلسله جبال)=هیتائگلیر(کوهستان مه)

Hith(mist)+aeglir(Mountain range)= Hithaeglir (Misty Mountains)

 

مصراع چهارم

به الفی (خط فارسی) آران آرد وتد واین آ لاین.
به الفی (خط انگلیسی) Aran ardh vethed vain a lain.
ترجمه به فارسی قلمرو آخرین شاه آزاد و زیبا بود.
توضیحات آران=Aran= شاه=King

(در زبان کوئنیا و سینداری و در سینداری به معنی فرمانروا و فرد نجیب زاده نیز هست.)

 

آرد=Ardh=قلمرو،سرزمین=realm,region

(در زبان نولدورین و سیندار که احتمالا از نولدوری وارد سینداری شده‌است.)

کوئنیا: آردا=Arda

 

وتد=Vethed=آخرین،آخر،=Last

وتد(Vethed) تضعیف[۴] متد(Methed) است.

 

واین=Vain=زیبا=Fair

 

آ=a=و=and

 

لاین=Lain=آزاد=Free

 

مصراع پنجم

به الفی (خط فارسی) گاریئل مائگخ گیل‌-گالاد،
به الفی (خط انگلیسی) Gariel maegech Gil-galad,
ترجمه به فارسی نیزه‌ی گیل-گالاد تیز بود
توضیحات گاریئل=Gariel= دارایی=Holding

گار=Gar=نگه‌داشتن=Hold

 

مائگخ=Maegech=نیزه‌ی تیز=Sharp-spear

مائگ(تیز)+اِخ(نیزه)=مائگخ(نیزه‌ی تیز)

Maeg(Sharp)+Ech(Spear)=Maegech(Sharp-spear)

 

گیل-گالاد=Gil-galad=ستاره‌ی درخشان=Star of Radiance

گیل(ستاره)+گالاد(درخشش)=گیل-گالاد(درخشش ستاره‌)

Gil(star)+Galad(radiance)=Gil-galad(Star of Radiance)

 

مصراع ششم

به الفی (خط فارسی) تول پالان-گِنِن، آن-وگیل؛
به الفی (خط انگلیسی) Thôl palan-gennen, ann-vegil;
ترجمه به فارسی شمشیرش بلند و خودش از دور هویدا بود؛
توضیحات تول=Thôl= کلاه‌خود=Helmet, Helm

 

پالان-گِنِن=Palan-gennen=از دور هویدا بود=Afar-seen

پالان(دور)+گِنِن(هویدا بود)=پالان-گِنِن(از دور هویدا بود)

Palan(Afar)+Gennen(Seen)=Palan-gennen (Afar-seen)

 

آن-وگیل=Ann-vegil=شمشیر بلند=Long-sword

وگیل(شمشیر)+آن(بلند)=آن-وگیل(شمشیر بلند)

Vegil(Sword)+Ann(Long)=Ann-vegil(Long-sword)

 

مصراع هفتم

به الفی (خط فارسی) آ گیلیات آرنوئدیاد
به الفی (خط انگلیسی) A giliath arnoediad
ترجمه به فارسی و ستارگان بی‌شمار
توضیحات آ=A=و=And

 

گیلیات=Giliath=ستارگان=Stars

گیل(ستاره)+ی+‌ات(پسوند جمع در سینداری)=گیلیات (ستارگان)

Gil(Star)+i+ath(Sindarin collective plural suffix) =Giliath(Stars)

 

مثال:

اوسگیلیات=Osgiliath=دژ ستارگان=Fortress of the stars

اوست(دژ)+گیلیات(ستارگان)=اوسگیلیات(دژ ستارگان)

Ost(Fortress)+Giliath(Stars)=Osgiliath(Fortress of the stars)

 

داگور(نبرد)+نوئین(زیر)+گیلیات(ستارگان)=داگور-نوئین-گیلیات(نبرد-زیر-ستارگان)

Dagor(Battle)+Nuin(Under)+Giliath(Stars)=Dagor-nuin-giliath(Battle-under-Stars)

 

آرنوئدیاد=Arnoediad=بی‌شمار=Unnumbered

 

مثال:

داگور(نبرد)+نیرنائت(اشک‌های)+آرنوئدیاد(بی شمار)=نبرد-اشک‌های-بی‌شمار(داگور-نیرنائت-آرنوئدیاد)

Dagor(Battle)+Nirnaeth(Tears)+Arnoediad (Unnumbered)=Dagor-nirnaeth-arnoediad(Battle of Unnumbered Tears)

 

مصراع هشتم

به الفی (خط فارسی) تان تاند دین به گِنه‌دریل.
به الفی (خط انگلیسی) Tann thann dîn be genedril.
ترجمه به فارسی در انعکاس سپرش پیدا بود.
توضیحات تان=Tann=پیدا بود=Showed

تان=Tan=پیدا بودن= Show

 

تاند=Thand=سپر=Shield

 

دین=Dîn=درخشش=Sparkle

دین(Dîn) جهش نرم(تضعیف)[۴] تین(Tîn) است

 

به=be=شبیه به= Like

 

گِنه‌دریل=Genedril=آینه=Mirror

(به صورت نیز کِنه‌دریل(Cenedril) نوشته می‌شود.)

 

مصراع نهم

به الفی (خط فارسی) دان ایو-آنان اُ سی گوانانت
به الفی (خط انگلیسی) Dan io-anann os si gwannant
ترجمه به فارسی اما مدت ها پیش از کنون عزیمت کرد
توضیحات دان=Dan=اما=But

 

ایو-آنان=Io-anann=مدت‌ها پیش=Long-ago

ایو(پیش)+آنان(طولانی)=ایو-آنان(مدت‌ها پیش)

Io(Ago)+Anann(Long)=Io-anann(Long-ago)

 

اُ=of,from,about=O = درباره‌ی،از

(در زبان سینداری و نولدوری)

 

سی=Si=اکنون=Now

 

گوانانت=Gwannant=عزیمت‌کرد،رفت=Departed

گوان=Gwann=عزیمت،رفتن=Depart

 

مصراع دهم

به الفی (خط فارسی) آ ماس، او-بدیر ایترونات؛
به الفی (خط انگلیسی) A mas, ú-bedir ithronath;
ترجمه به فارسی و خردمندان نگفتند به کجا؛
توضیحات آ=A=و=And

 

ماس=Mas=کجا=Where

 

او-بدیر=Ú-bedir=نگفتن=Not-say

او(نفی)+بدیر(گفتن)=او-بدیر

Ú(Not)+Bedir(Say)=Ú-bedir(Not-say)

 

ایترونات=Ithronath=جادوگران=Wizards

ایتدون(جادوگر)+اِت(پسوند جمع سینداری)= ایترونات (جادوگران)

Ithron(Wizards)+atc(Sindarin collective plural suffix)=Ithronath(Wizards)

(در این جا “جادوگران” «خردمندان»[۵] معنی می‌شود.)

 

مصراع یازدهم

به الفی (خط فارسی) آن گیل دین نا-دوئت دی-دانت،
به الفی (خط انگلیسی) An gîl dîn na-dúath di-dhant,
ترجمه به فارسی زیرا که ستاره‌ی درخشانش در تاریکی افتاد،
توضیحات آن=An=برای=For

 

گیل=Gîl=ستاره=Star

 

دین=Dîn=درخشش=Sparkle

دین(Dîn) جهش نرم[۴](تضعیف) تین(Tîn) است

 

نا-دوئت=Na-dúath=در-تاریکی=To-darkness

نا(در)+دوئت(تاریکی)=نا-دوئت(در تاریکی)

Na(To)+Dúath(Darkness)=Na-dúath (To-darkness)

 

دی-دانت=Di-dhant=سقوط،افتادن=Down-fel

دی(پایین)+دانت(سقوط)=دی-دانت (سقوط،افتادن)

Di(Under)+Dhant(Fall)=Di-dhant (Down-fell)

 

مصراع دوازدهم

به الفی (خط فارسی) وی موردور، اِناس کائدا گوات
به الفی (خط انگلیسی) vi Mordor, ennas caeda gwath.
ترجمه به فارسی در موردور،آنجا که آرمیده‌اند سایه‌ها
توضیحات وی=vi=در=In

 

موردور=Mordor=سرزمین تاریک=Dark land

مور(تاریک)+دور(سرزمین)=موردور(سرزمین تاریک)

Mor(Dark)+Dor(Land)=Mordor(Dark land)

 

اِناس=Ennas=آنجا=There

 

کائدا=Caeda=آرمیده‌اند=To lie

 

گوات=Gwath=سایه=Shadow

 

پاورقی بررسی خط به خط شعر ای لانت گیل‌-گالاد

[۱] توجه کنید که شعر به زبان سینداری (الفی بلریاند) است نه زبان کوئنیا (الفی برین). پس از حکم ممنوعیت تکلم به کوئنیا توسط شاه تین‌گول الف‌ها در سرزمین میانه غالبا به این زبان تکلم می‌کردند. زبان کوئنیا در دوران دوم و سوم در سرزمین میانه تقریبا منسوخ شده بود.

مثال:

کوئنیا: نولدولانته=سقوط نولدور

سینداری: ای لانت گیل-گالاد= سقوط گیل-گالاد

[۲] در ترجمه‌ی اول به سینداری عنوان شعر به صورت ای لانت گیل-گالاد نوشته شده است اما در ترجمه دوم به صورت دانت گیل-گالاد، که البته هر دو به معنای سقوط گیل-گالاد هستند اما به نظر من نسخه‌ی اول زیباتر بود و به همین دلیل آن انتخاب کردم.

[۳] اشاره به قلمرو شاه برین گیل‌-گالاد دارد از دریای بزرگ تا کوهستان مه.

[۴] تضعیف یا lenition فرایندی است که طی آن یک صدا به صدایی با درجه گرفتگی یا دیرش کمتر تبدیل می‌شود.

مثال:

بدو گفت رستم که ای پهلوان      تو از من مدار ایچ رنجه روان

در این بیت، کلمهی «ایچ» /ič/ دارای همخوان تهی بوده و امروزه به صورت «هیچ» و با درج همخوان/h/تلفظ میشود.

[۵] اشاره به خردمندان بزرگ دوران سوم دارد یعنی گیردان، گالادریل، گلورفیندل، الروند، سارومان و گندالف.

مقایسه ای لانت گیل‌-گالاد با متن انگلیسی در کتاب و ترجمه‌های فارسی آن

مقایسه شعر «ای لانت گیل‌-گالاد» (سقوط گیل-گالاد) با متن انگلیسی در کتاب و ترجمه‌های فارسی آن

برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ کلیک کنید

چه کسی چگونه فیلم بازگشت پادشاه را در یک سال ۳۶۱ بار تماشا کرد؟

چه کسی چگونه فیلم بازگشت پادشاه را در یک سال ۳۶۱ بار تماشا کرد؟

تاکنون حتما از میان اخبار یا میم‌ها شنیده‌اید که فردی در سال ۲۰۱۷ قسمت سوم ارباب حلقه‌ها را ۳۶۱ بار تماشا کرده است. اگر برایتان سوال پیش آمده که چه کسی و چگونه این کار را انجام داده با این مطلب همراه باشید.

«سوریا-ان جانز» زنی ۲۴ ساله ساکن استان «بریتیش کلمبیا» در کشور کانادا بود که در آن سال موفق به ثبت این رکورد شد. او در مصاحبه‌ای درباره این ماجرا می‌گوید: «باردار بودم و تنها مکانی که برای خواب در آن احساس راحتی می‌کردم مبل خانه‌ام بود. من تحت هیچ شرایطی خوابم نمی‌برد مگر این که نوعی نویز سفید در فضا وجود داشته باشد.»

خانم جانز توضیح می‌دهد که برای خوابیدن از ارباب حلقه‌ها کمک می‌گرفته چون به نظرش این فیلم داستان خوبی دارد و شخصیت‌هایش بامزه‌اند. او نسخه اکستندد بازگشت شاه را تماشا می‌کرده چرا که زمان آن بیش از ۴ ساعت ۲۳ دقیقه است و کمتر از سایر فیلم‌ها مجبور می‌شده از خواب بیدار شود و دکمه پخش مجدد را بزند.

وی درباره صحنه مورد علاقه‌اش در این فیلم می‌گوید: «عاشق قسمت‌های مبارزه‌ام. به نظرم زمانی که گیملی و لگولاس در حال جنگ می‌شمارند تا ببینند می‌توانند چند اورک بکشند خیلی خنده‌دار است، و زمانی که لگولاس چهار یا پنج نفر را از روی فیل از پا در می‌آورد و بعد خود فیل را می‌کشد، و گیملی به او خیره می‌ماند.»

جانز همچنین می‌گوید که صحنه کشتن ویچ کینگ به دست ائووین هم یک صحنه عالی و از قسمت‌های مورد علاقه‌اش بوده است.

پیرترین و بی‌پدر: راز ترسناک تام بامبادیل

پیرترین و بی‌پدر: راز ترسناک تام بامبادیل

Tom Bombadil by Cynthia Blair

این مقاله در سال ۱۳۹۶ توسط کاربر «Samwise Gamgee the Brave» ترجمه و در چهار قسمت در تالارهای شورای ماهاناکسار در اختیار هواداران قرار داده شده. متأسفانه در این روز ها کمتر کسانی پیدا می‌شوند که به فروم آردا مراجعه کنند و از این رو مطالب ارزشمند فروم برای طرفدارانی که بعداً با آردا همراه شده‌اند، تقریبا بدون استفاده باقی ماند‌ه است؛ به همین دلیل من به شخصه سعی کرده‌ام با جمع آوری این چهار قسمت در قالب یک مقاله مجزا و با اندکی ویرایش جزئی این مقاله را در اختیار شما قرار دهم.

در این مقاله سعی شده تا با برسی فرضیه‌هایی درباره‌ی شخصیت تام بامبادیل بتوانیم بفهمیم که آیا تام بامبادیل آنگونه که نشان می‌دهد فردی درست کار است یا در حقیفقت موجودی شیطانی و پلید است. امیدوارم از خواندن این مقاله لذت ببرید.

علی مهرنگ

تام پیر. کاراکتری که احتمالا بین کاراکتر های فرمانروای حلقه ها کمترین محبوبیت را دارد. کاراکتری کودکانه که کمتر کسی به غیبت او از اکثر اقتباس‌های داستان خرده می‌گیرد. اما با این حال شیوه دیگری برای نگرش به او هست (بر اساس آنچه ما از او در کتاب می‌خوانیم) که تصویری بسیار متفاوت از این کاراکتر شاد و شنگول در ذهن ما پدید می‌آورد.

ما از تام بامبادیل چه می‌دانیم؟ او کاراکتری چاق و چله و  همیشه خندان است. او رفتاری دوستانه و بامزه دارد که همیشه آماده است به مسافرانی که در دردسر افتاده اند کمک کند.

به جز اینکه احتمالاً هیچکدام از این ها حقیقت ندارد!

در نظر داشته باشید: بر اساس گفته خودش (و دانش فوق العاده عجیب الروند) او قبل از اینکه هابیت‌ها به شایر بیایند در جنگل قدیمی سکونت داشته؛ قبل از اینکه الروند به دنیا بیاید و قبل از اولین روزهای دوران نخست.

و با این حال هیچ هابیتی تا به حال چیزی از او نشنیده است!

پوششی که او در آن فرودو و هابیت ها را ملاقات می‌کند بسیار شبیه به یک هابیت بزرگ‌تر است. او عاشق غذا و آواز و قافیه‌های بی‌معنی و نوشیدن و دوستانش است. هر هابیتی که چنین فردی را ملاقات کند درباره او داستان‌ها و قصه‌های بسیاری خواهد گفت. هر هابیتی که توسط تام نجات داده شود درباره او آواز می‌خواند و برای دیگران نیز این ماجرا را تعریف می‌کند. اما مری که تمام تاریخ باک‌لند را از بَر است و بارها به جنگل قدیمی وارد شده است تا به حال نام تام بامبادیل را نشنیده است. فرودو و سم که داستان‌های بیلبو پیر را خوانده‌اند هم روح‌شان خبر ندارد که چنین موجودی وجود دارد، تا موقعی که شخصا او را ملاقات می‌کنند. تمام هابیت‌های شایر جنگل قدیمی را مکان ترس و وحشت می‌دانند، نه خانهٔ پیرمرد شاد و شنگولی و چاقی که به طرز عجیبی در مورد غذایش سخاوتمند و دست و دلباز است!

اگر تام پیر حقیقتا تمام عمر خود را در جنگل قدیمی گذرانده، آن هم در خانه‌ای که کمتر از بیست مایل با باک‌لند فاصله دارد، پس این منطقی نیست که هیچ هابیتی تا به حال او را ندیده باشد، یا اینکه تاکنون هابیتی را از مرگ نجات نداده باشد. آن هم در ۱۴۰۰ سالی که شایر به وجود آمده است.

ما از تام بامبادیل چه می‌دانیم؟ او کسی که به نظر می رسد، نیست.

الروند، از بزرگ ترین حکیمان و عالمان دوران سوم، هرگز چیزی از تام بامبادیل نشنیده است. الروند تنها اطلاعات مبهمی دارد که بر اساس آن زمانی فردی به نام ارواین بن ادار (پیرترین و بی‌پدر) بوده که ممکن است همان بامبادیل باشد. و با این حال، جاده اصلی بین ریوندل و لنگرگاه‌های خاکستری از کمتر از بیست مایلی خانه بامبادیل می‌گذرد، که در کنار کهن‌ترین جنگل سرزمین میانه قرار دارد. آیا در این هزاران سالی که از عمر جهان می‌گذرد هیچ الفی تا به کنون از روی کنجکاوی وارد جنگل قدیمی نشده یا با تام بامبادیل برخورد نداشته؟ ظاهرا خیر.

اینطور که به نظر می‌رسد گندالف چیزهای بیشتری می‌داند، اما او دانشش را نزد خود نگاه می‌دارد. در شورای الروند، وقتی که دیگران پیشنهاد می‌کنند که حلقه را نزد بامبادیل بفرستند، گندالف به طرز غیر منتظره‌ای لیست بلندبالایی از دلایلی که چرا نباید چنین کنند ارائه می‌دهد. مشخص نیست هیچکدام از دلایلی که ارائه می‌دهد دلیل حقیقی او باشد.

و اما در گفتگویی که تام با فرودو دارد، او اشاره می‌کند (اما از بیان صریح پرهیز می‌کند) که آمدن آنها را از ماگوت دهقان، و همچنین الف‌های گیلدور شنیده است (که هر دو را قبل از آن فرودو برایش توصیف کرده بود). ولی این نیز اصلا با عقل جور در نمی‌آید. ماگوت دهقان در غرب برندی‌واین زندگی می‌کند. هنگامی که فرودو او را ترک گفت همان‌جا بود، و حتی نمی‌دانست که فرودو قصد دارد شایر را ترک کند. و اگر الروند نیز چیزی از تام بامبادیل نمی‌داند٬ چگونه ممکن است از دوستان گیلدور باشد؟

ما از تام بامبادیل چه می دانیم؟ او دروغ می گوید.

از شما یک سؤال دارم: خطرناک‌ترین مکان سرزمین میانه کجاست؟ جایگاه اول در اختیار معادن موریا قرار دارد. و اما جایگاه دوم چه؟ قلمرو تام بامبادیل. در مقایسه، موردور سرزمینی امن است که به خوبی نیز اداره می‌شود. جایی که دو هابیت با کمترین تجهیزات دفاعی می‌توانند روزها سرگردان باشند، و هنوز با این حال چیزی خطرناک‌تر از خودشان ملاقات نکنند. با این حال جنگل قدیمی و بلندی‌های گورپشته که همگی بخشی از قلمرو تام بامبادیل هستند، با چنان خطرات و دهشت های پر شده‌اند که که تقریبا هر کسی را بین یاران حلقه به جز احتمالا گندالف به وحشت می‌اندازد.

و حالا، در جهان تالکین رسما تایید شده که موجدات جادویی قدرتمند، ردپایی از ذات و فطرت خود در محل زندگی خود به جای می‌گذارند. لورین در سایه گالادریل مکان نور و صلح و آسایش است؛ موریا بعد از بیدار شدن بالروگ، همواره مکان ترس و دهشت بود که موجودات تاریک و اهریمنی به سوی آن کشیده می‌شدند. همچنین زمانی که سائورون در سبزبیشه زندگی می‌کرد، آنجا تبدیل به مکانی شیطانی و خانه‌ای برای اهریمنان شد به طوری که آن‌جا را سیاه‌بیشه نامیدند.

و بعد نوبت قلمرو تام بامبادیل است.

هابیت‌ها می توانند نفرت را در تک تک درختان جنگل قدیمی احساس کنند. هر درخت آن مکان یک هورن (درختان تحت امر اِنت‌ها) خشن است که از بشر تنفر دارد. تک تک درختان بلندی‌های پادشاهان باستانی که در آن نزدیکی قرار دارند توسط موجودات گورپشته فاسد شده‌اند و موجودات اهریمنی در آنها سکونت گزیده‌اند. بامبادیل این قدرت را دارد که‌ تمام این موجودات را کنترل و یا آن ها را تبعید‌ کند، اما چنین نمی‌کند. به جای آن، برای آنها به عنوان یک پناه‌ دهنده در برابر انسان‌ها و دیگر قدرت‌ها عمل می‌کند. موجودات شیطانی و تنها موجودات شیطانی قلمرو او را پر کرده‌اند. گلدبری می‌گوید: «او ارباب است» و رعیت هایش هورن‌های سیاه و موجودات گورپشته‌‌اند.

ما از تام بامبادیل چه می‌دانیم؟ او آن نماد خیرخواه دلسوزی که به آن تظاهر می‌کند، نیست.

تام در پوششی دوستانه و شاد مقابل حامل حلقه ظاهر می‌شود، برای اینکه آن‌ها را سؤال پیچ کند و امتحان نماید و به او و همراهانش شمشیرهایی بدهد که با آنها خادمان نیروی شیطانی دیگری را بکشند. اما او انگیزه‌های خود را دارد.

در نظر داشته باشید: بیشتر از یک بار گفته شده است که بیدها قدرتمندترین و پلیدترین درختان در تمام جنگل قدیمی هستند. با این حال شعری که بامبادیل به هابیت ها یاد می دهد تا در احضار او استفاده کنند شامل مصراع زیر است:

کنار آب، یا بیشه، تپه یا نی یا بید

بیدها بخشی از قدرت تام بامبادیل هستند و همچنین از عوامل احضار او استفاده هستند. آنها قدرت خود را از رودخانه نفرین شده ویتی ویندل به دست میاورند. یعنی مرکز تمام پلیدی های جنگل‌.

و چشمه های ویتی ویندل درست کنار خانه تام بامبادیل هستند.

و بعد هم نوبت گلدبری است، دختر رودخانه. او به عنوان همسر بامبادیل معرفی می‌شود، موجودی بی اندازه زیبا و شاه‌وار که هابیت‌ها را مسحور و شیفته خود می کند. اینگونه بیان می‌شود که او یک روح آب است، می‌نشیند و مو های بلوند و بلند خود را شانه می‌کند. درست مانند رفتارهای یک پری دریایی (همچنین ارزش یادآوری دارد که پری های دریایی در اصل به عنوان هیولا شناخته می‌شدند، زیبا در بالای آب، و لیز و لزج و زننده و مخوف در زیر آب، که دریانوردان را فریب می‌دانند و آنها را جذب می‌کردند تا آنها را غرق کنند و بخورند.) اما ما می‌گوییم که این نام (دختر رودخانه) به این معنی است که او در حالت واقعی خود توسط رودخانه تغذیه می‌شود. که درواقع همان ویتی ویندل پلید باشد.

 در افسانه‌‌های قومی و بومی (که تالکین به خوبی با آن ها آشناست) داستان های بسیاری از موجوداتی وجود دارد که می‌توانند شکل و کالبد انسانی به خود بگیرند اما در ظاهر انسانی آنها همیشه سرنخی برای نشان دادن ذات طبیعی آنها وجود دارد. خب، گلدبری چه می‌تواند باشد؟ او بند و باریک است، به طور دقیق تر او به باریکی یک شاخه بید است. او لباسی سبز می‌پوشد، در میان جام‌هایی از آب رودخانه می‌نشیند، توسط پرده‌ای از موهای بلند خود محصور شده است. می توان احتمال داد که او بیدی باشد که به شکل انسانی درآمده، یک هورن خشن مانند بیدمرد پیر که هابیت ها به تازگی از او گریخته بودند. البته اگر حقیقتا خود او نباشد.

خب، پس اگر این حقیقت داشته باشد، چرا تام بامبادیل حامل حلقه و همراهانش‌ را نجات می‌دهد و به آنها کمک می‌کند؟ زیرا آنها می‌توانند سقوط سائورون را رقم بزنند؛ کسی که فرمانروای تاریکی فعلی سرزمین میانه است.

درست است، اگر سائورون سقوط کند، حلقه‌های دیگر بی‌استفاده می شوند و الف‌ها و جادوگران نیز سرزمین میانه را ترک می‌کنند، و آنگاه تنها قدرت بزرگی که در سرزمین میانه باقی می‌ماند (از حیث جادو و قدرت های فرابشری)، تام بامبادیل خواهد بود!

در اطراف قلمرو تام بامبادیل، مرزی وجود دارد که او نمی‌تواند، یا نمی‌خواهد از آن بگذرد. چیزی که او را به منطقه ای تنگ محدود می کند. و در عوض هیچ الفی یا جادوگری نیز به قلمرو او نمی‌آید که ببیند چه کسی بر آن حکومت می کند، یا مزاحم موجودات شیطانی تحت محافظت او شود.

هنگامی که هابیت ها بعد از سفرشان به موردور، به شایر باز می گردند، گندالف آن ها نزدیک به بری رها می کند و به سوی قلمرو تام بامبادیل می‌رود تا با او صحبت کند. ما نمی‌دانیم که آنها به یکدیگر چه می‌گویند؛ اما می‌دانیم که گندالف برای مقابله با سائورون به سرزمین میانه فرستاده شده است و حال باید برود. به او هیچ ماموریتی برای مقابله با تام بامبادیل داده نشده است و بزودی باید با رفتنش سرزمین میانه را به دست انسان‌ها و هابیت‌ها بسپارد، در حالی که تام بامبادیل می‌ماند، در انتظار انجام خواسته‌اش.

آیا ما گمان می کنیم که تالکین اینگونه داستان را طرح ریزی کرده بود؟ اصلا! اما به هر حال آن را احتمال جذابی می دانیم.

اگر بخواهیم بیشتر احتمال پردازی کنیم و پا را فراتر بگذاریم:

طلسمی که تام بامبادیل را به قلمرو کوچکش محدود می‌کند، قرن‌ها پیش توسط والار آنجا گذاشته شده، برای اینکه انسان‌ها و الف‌ها را محافظت کند. ممکن است چند دهه دیگر باقی بماند، شاید چند نسل از زندگی هابیت‌ها، اما وقتی که آخرین الف لنگرگاه‌ها بادبان بکشد و آخرین طلسم‌ها و جادو‌های حلقه‌ها و جادوگران از بین برود، آنگاه طلسم والار نیز از بین خواهد رفت. و ارواین بن آدار، پیرترین و بی پدر که قبل از سائورون فرمانروای تاریکی در سرزمین میانه بود، قبل از اینکه مورگوت آنجا پا بگذارد، قبل از اولین طلوع خورشید، دوباره قدرت خود را به دست خواهد آورد؛ و در یک شب تاریک، درختان قدیمی به سوی غرب، به شایر لشکر خواهند کشید و بامبادیل در میان آنها خواهد رقصید، در حالی که بالاخره به شکل حقیقی خود در آمده است، و در حالی که شعرهای به دور از درک خود را می‌خواند و در حالی که درختان‌ نفرین‌ها و دشنام‌هایی خود را بر زبان می‌آورند و موجودات سیاه و ترسناک گورپشته دور او می رقصند و دور میزنند و می خندند. و آنگاه است که او لبخند می زند.

این مقاله پیشتر در فروم سایت آردا، تالارهای شورای ماهاناکسار، منتشر شده بود که از اینجا می‌توانید بحث مربوط به آن را مشاهده کنید.

منبع اصلی مقاله به زبان انگلیسی.