ک

کلید اورتانک (کلید برج سارومان)

کلید یا کلید هایی که درهای برج غیر قابل نفوذ اورتانک را می گشود. اولین باری که در تاریخ از این کلید ها نام برده می شود، در زمان سوگند ائورل است که برج در آن زمان توسط گوندوری ها مهر و موم شد و کلید ها به میناس تی ریت رفت. بعد ها با درخواست سارومان، کارگزار برن کلید ها را به او سپرد و سارومان در قلعه ی باستانی گوندور ساکن شد.

نکات:
۱- احتمالا برج اورتانک در زمان ساخته شدنش در زمان اوایل تاسیس گوندور، کلیدی داشته. بنابراین این کلید در اواخر دوران سوم باید عمری بیشتر از سه هزار سال داشته باشد، و به نظر کمی غیر محتمل می رسد که کلید اصلی بعد از گذشت این زمان طولانی قابل استفاده باشد. و پذیرفتنی است که کپی هایی از آن کلید در طی این سال ها ساخته شده باشد. و کلیدی که از طرف کارگزار برن به سارومان داده شد نسخه ی المثنی کلید اصلی باشد.
۲- اورتانک به دست گوندوری های اصیل ساخته شده و در بیشتر مدت دوران سوم تحت کنترل آنها بوده. در اواخر دوران سوم (تقریبا در سال ۲۷۵۹ دوران سوم) کارگزار برن کلید اورتانک را به سارومان جادوگر سپرد و او نیز کلید ها را تا زمان شکست خوردنش در سال ۳۰۱۹ دوران سوم حفظ کرد.

کمنتاری (لقب یاوانا)

لقب یاوانا، یکی از والار، که به معنی شهبانوی زمین است.

کلوار (موجودات زنده ی متحرک)

کلمه ای الفی که احتمالا از ریشه ی “کِل” مشتق شده به معنی “رفتن” یا “دویدن”. این کلمه را یاوانا ی والا به کار برد که می خواست به قسمتی از قلمرو ی طبیعتش اشاره کند که توانایی حرکت کردن یا فرار کردن داشتند. در مقابل این کلمه “اولوار” قرار دارد که به معنی جاندارانی است که در زمین ریشه می دوانند. از این به بعد اصطلاح کلوار و اولوار به ترتیب برای جانوران و گیاهان به کار می رفت و اساسا معادل “جانورگان” و “گیا” می باشند.

بعد از بیدار شدن الف ها، بعضی از کلوار با نیروهای قدسی متبرک شدند. معروفترین آنها، عقابان بزرگ اند که از بالای سکونت گاه کوهستانی شان، شاهد رویداد های سرزمین میانه بودند .

کیبیل نالا (نامی که دورف ها به رودخانه ی سیلورلود دادند)

“آب های خلد زارام تاریک است و چشمه های کیبیل نالا سرد است”

سخنان گیملی، یاران حلقه کتاب دوم ، فصل سفر حلقه به سوی جنوب.

نامی دورفی برای رودخانه ای که از میان لورین عبور می کند که الف ها به آن کلبرانت و انسان ها به آن سیلورلود میگویند . که از دریاچه ی آبگین اسرار آمیز سرچشمه می گیرد ( که دورف ها به این دریاچه، خلد زارام می گویند؛ از این رو این سخن گیملی در بالا نقل قول شده است.)

“کیبیل” یکی از چند کلمه‌ای است که در زبان دورف ها به معنی نقره است. ( زیراک در کلمه ی زیراگ زگیل به معنی این فلز است). معنی “نالا” در زبان خوزدول به طور یقین معلوم نیست. ولی تالکین پیشنهاد کرده که این کلمه می تواند به معنی “راه” یا “مسیر” باشد؛ همینطور این کلمه می تواند از زبان الفی مشتق شده باشد. ریشه ای نام رودخانه احتمالا به فعالیت های دورف ها بر میگردد، نکاتی در جلد هفتم تاریخ سرزمین میانه در مورد این وجود دارد که دورف ها در این رودخانه، مقادیری نقره پیدا کردند.

کارنینگول (نام ریوندل در زبان مشترک)

نامی که معمولا تالکین آن را از زبان مشترک به انگلیسی بر می گردانده : ریوندل . که معادل صورت انگلیسی آن است . و در زبان الفی ایملادریس نامیده می شود ؛ شکاف عمیق ، دره ای با دامنه های پله مانند .