خانه - کتابخانه - مقالات - طبیعت و فناوری در جهان تالکین

طبیعت و فناوری در جهان تالکین

طبیعت و فناوری در جهان تالکین

-نوشته: آرش ش.

از سری مکاتبی که معتقد به وجود نیروهای متضاد اما مکمل هستند، مکتب تائوباوران؛ تائوتیسم است. فلسفه تائو منسوب به لائوتسه، فیلسوف چینی است. تائوباوران معتقد به اداره جامعه بدون دولت و قوانین خاص هستند. آنها عقل را طرد میکنند و میگویند اندیشیدن نقطه شروع دردسرهاست و سعی در مکاشفه قلبی برای رسیدن به تائو دارند. تائو در واژه به معنای راه و روش و خرد و فضیلت میباشد. از نظر تائوباوران، طبیعت در زمان باستان مردم و زندگی را ساده و صلح آمیز قرار داده، اما مردم با کسب علم، زندگی را با اختراعات خود مبهم و پیچیده کرده اند و معصومیت اخلاقی و ذهنی خود را از دست داده اند، از طبیعت بکر شهر ها را بر آورده اند و این نقطه شروع زوال آنها بوده است. هرچه مردم در کار ها مهارت بیشتری داشته باشند، فریب و حیله و تباهی بیشتر میشود. به هر میزان که قوانین بیشتری وضع گردد، به تعداد دزدان و غارتگران نیز افزوده میشود. هر گاه مقاومت با زد و خورد همراه گردید شایسته است که تو مقابله نکنی، بلکه با خاموشی و آرامی خود را کنار بکشی و با صبر پیروز شوی. من نسبت به تمام کسانی که خوب اند خوب هستم و نسبت به تمام کسانی که خوب نیستند هم خوب هستم، بدین ترتیب همه چیز و همه کس خوب خواهند شد. نرم ترین چیز ها در جهان با نرمی بر سخت ترین چیز ها غلبه میکنند و از عهده آن برمی آیند. تائوتیست ها نظام اجتماعی را در حد روستا قبول دارند، آنها اعتقادی به صنعت و فناوری ندارند و طبیعت گرا هستند.

لائوتسه، بنیان گذار فلسفه تائو

لائوتسه، بنیان گذار فلسفه تائو

این ها توصیفات تائوباوران از خودشان است، بیایید نگاهی به توصیف هابیت ها در کتاب یاران حلقه داشته باشیم:

هابیت ها مردمانی آرام و بی مزاحمت، اما بسیار باستانی اند و تعدادشان در گذشته ها بسیار بیشتر از اکنون بوده است؛ چرا که آنان عاشق صلح و آرامش و زمین های زراعتی خوب بودند: نواحی روستایی منظم و خوش کاشت، اقامتگاه مطلوبشان بود. از ماشین هایی پیچیده تر از دم آهنگری، آسیاب آبی و ماشین پارچه بافی دستی سر در نمی آوردند و آنها را دوست نداشتند.

-یاران حلقه، سرآغاز: درباره هابیت ها

به این جملات از چوب ریش دقت کنید:

«به گمانم الان میدانم که چه غلطی دارد میکند، دارد نقشه میریزد که برای خودش قدرتی شود. ذهن او معطوف به چرخ و فلز است؛ او به رستنی ها اهمیت نمیدهد، مگر تا آنجا که تا آن لحظه در خدمت او باشند. و الان کاملا مشخص است که او یک خائن پلید است.»

«به سرزمین تیرگی با گام های تقدیر، با غرش طبل نازل میشویم، نازل میشویم؛ مثل تقدیر بر سر آیزنگارد نازل میشویم.»

-دو برج، چوب‌ریش

انت

طبیعت یکی از اساسی ترین عنصرهای جهان تالکین است که ما در تار و پود رشته افسانه با آن روبرو هستیم. از قرن های هفدهم و هجدهم همزمان با عصر روشنگری و ظهور فلسفه های حس گرا و تجربه گرا، ما با انقلاب صنعتی رو به رو بوده ایم. و نتیجه فکری آن این شد که ما اجازه هرگونه دخل و تصرف در طبیعت را داریم. این خیانتی بود که ما به مهد زمین انجام دادیم و دیر یا زود باید تاوانش را بپردازیم. سارومان یکی از بزرگترین صانعان و اندیشمندان سرزمین میانه بود، او دانش و فناوری اش را وسیله تسلط بر روی طبیعت و دیگران قرار داد. تغییرهای ژنتیکی بر روی موجودات، ابزار بمب مانندی که در هلمز دیپ بکار رفت و ماشین هایی که پس از ویرانی آیزنگارد شاهد آنها بودیم، همگی اندک اندک باعث شدند که طبیعت مانند تقدیر بر سر سارومان نازل شود و تاوان خیانت اش به طبیعت را چه سنگین بپردازد.

هیچ بعید نیست بعضی از ماشین هایی که از آن زمان تا حالا دنیا را به دردسر انداخته، مخصوصا وسیله های ابتکاری برای کشتن عده زیادی از مردم در یک چشم به هم زدن، از ابداعات آنها باشد، چون چرخ و منجنیق و انفجار مایه لذت آنهاست، و همینطور تا جایی که ممکن است کار نکردن با دست؛ اما در آن روزگار و در این کوه و بیابان دور افتاده هنوز آنقدرها (به اصطلاح) پیشرفت نکرده بودند.

-هابیت، فصل چهار: فراز و نشیب در تاریکی

پژوهشگری مانند پاتریک کاری ادعا میکند جهان تالکین با پیام های اساسی محیط زیستی همراه است، با اینکه تالکین اصلا از ارتباط دادن وقایع جهان بیرون به رشته افسانه اش خوشحال نمیشود اما بعضی چیزها را نمیتوان نادیده گرفت؛ بازگشت هابیت ها به شایر را در نظر بگیرید و تبدیل شدن طبیعت چشم نواز شایر به خرابه های صنعتی که دود و آلودگیِ آن ما را به تفکر وا میدارد که آیا این نقدی واضح بر فضای صنعتی که بر انگلستان حاکم بود نیست؟ فضایی که انسان ها را از مهدشان که طبیعت باشد جدا کرده است؟

خانه تام بامبادیل

تام بامبادیل بی پدر و پیرترین

برای ملموس تر شدن قضیه به تام بامبادیل و انت ها توجه کنید: اسپریت هایی که باعث میشوند ما درک بهتری از روحِ زنده طبیعت و اتفاقاتی که در بستر آن رخ میدهد داشته باشیم. اگر بخواهیم نگاهی نشان شناختی به شخصیت تامبادیل داشته باشیم، آیا میشود که او را نماد از چیزی دانست؟ آیا همانطور که اندرو لایت گفته است، بامبادیل تفسیری از انسان دوره پیشامدرن است که با فهم طبیعت میتوانست رابطه ای صلح جویانه و دو سویه با آن داشته باشد؟ ماهیت تام برای ما ناشناخته است اما هر چه که باشد این یک مورد به خوبی روشن است؛ او بیش از هر چیزی در هماهنگی با جهان طبیعت قرار دارد.

گندالف گفت: «مطمئن باش، به خوبی همیشه، ککش هم نگزیده؛ و حدس میزنم عین خیالش نیست که چه کرده ایم و چه دیده ایم، مگر ملاقاتمان با انت‌ها…»

-فرمانروای حلقه‌ها، بازگشت شاه، عزیمت به خانه

او با اینکه ارباب بیشه ها و جنگل ها نام دارد به هیچ وجه خود را مالک آنها نمیداند و به دنبال دخل و تصرف در آنها نیست. چگونگی آن برای ما پوشیده است اما تام حتی قبل از والار در سرزمین میانه حضور داشته است و هبوط فرمانراوی تاریکی مورگوت را مشاهده کرده است. او تکامل آرام، ریشه گرفتن و رشد همه چیز را دیده است. در شورای الروند فرودو پیشنهاد دادن حلقه به تام را میدهد اما گندالف پاسخ میدهد که این چیز ها برای تام بی اهمیت هستند و ممکن است به راحتی آن را دور بیندازد. در اینجا میتوانیم حدس بزنیم که چرا جنگ حلقه و مسائل پیرامون آن برای تام هیچ اهمیتی ندارد، جنگ صرفا در یکی از برهه های کوتاه زمان رخ میدهد و بیشتر برای مردم سرزمین میانه مهم است تا خود سرزمین میانه؛ چون در نهایت همیشه این طبیعت است که پیروز خواهد شد و تام، بی پدر و پیرترین، مشکلی برای صبر کردن تا آن زمان ندارد. سریال پسا آخرالزمانی «The 100» به خوبی توانسته این موضوع را نشان بدهد که مهم نیست چقدر زمان به طول بیانجامد، در نهایت طبیعت پیروز خواهد بود. در شورای الروند گلورفیندل در خصوص فرستادن حلقه نزد تام میگوید «تام بامبادیل او که اولین بود، آخر از همه سقوط خواهد کرد؛ و آنگاه شب فرا میرسد.» در اینجا تالکین به خوبی دارد به ما میفهماند که در صورت نابود شدن طبیعت، دچار چه سرنوشت تلخی خواهیم شد و آخرین امیدمان را نیز از دست خواهیم داد. پس پیش از وقوع این اتفاق باید جلوی این حلقه یگانه، این فناوری و صنعت نوین گرفته شود.

تئودور شیک در یکی از مقاله هایش به بررسی این مورد میپردازد که آیا ما از این تکنولوژی میتوانیم به نفع خودمان استفاده کنیم یا خیر؟ آیا در مورد استفاده از حلقه یگانه حق با بورومیر بود؟

بیل جوی و اریک درکسلر در این مورد نظرات مختلفی ارائه داده اند. دانشمندان میگویند که در آستانه تکنولوژی هایی با نام نانوتکنولوژی، روباتیک و ژنتیک قرار دارند. از نظر بیل جوی فواید این تکنولوژی بسیار کمتر از آسیب رسانی آنهاست و باید آنها را در آتش انداخت یا از همان اول جلوی گسترش آن را گرفت زیرا پتانسیل نابود کردن کل نژاد بشر را دارند، از طرف دیگر اریک درکسلر فکر میکند که ما میتوانیم از این حلقه یگانه در جهت پیشبرد اهدافمان استفاده کنیم و این تکنولوژی میتواند باعث ریشه کن شدن فقر و بیماری شود. تئودور شیک میگوید آنطور که برخی ها فکر میکنند تکنولوژی و صنعت جهان امروزی را نمیتوان با حلقه یگانه مقایسه کنیم، زیرا علم و فناوری همواره در حال پیشرفت است و هیچ راهی برای مقابله کردن با آن نیست، و جدا از آن اگر ما موافق با کنترل کردن و محدود کردن تکنولوژی باشیم، تمام مردم جهان با ما هم نظر نخواهند بود.

بیایید نگاهی به یکی از ارزشمند ترین اشیای سرزمین میانه داشته باشیم، حلقه قدرت:

در زمان های دور در ارگیون حلقه های زیادی ساخته شد، به قول شما حلقه های جادویی، و البته آنها از انواع مختلف بودند: بعضی با قدرت بیشتر و بعضی با قدرت کمتر. پیش از این که هنر به اوج تکامل خود برسد، حلقه های پست تر فقط تمرینی در هنر حلقه سازی بودند، و برای فلزکاران الف بازیچه هایی بیش نبودند اما به نظر من هنوز برای موجودات فانی خطر داشتند. اما حلقه های مهین، حلقه های قدرت، آنها بسیار خطرناک بودند.

ساخت حلقه های قدرت نمونه دیگری از استفاده از دانش و فناوری برای سلطه یافتن بر طبیعت و جوامع بود، سائورون از آن برای حفظ و افزایش قدرت، و الف ها از آن برای حفظ زیبایی استفاده میکردند. اما آیا واقعا آنها ارباب حلقه ها بودند یا حلقه ها ارباب آنها؟ آیا همانطور که نه حلقه، نه تن را بردگی کشاند، سائورون را نیز به نوعی زیر سلطه خود قرار داده بود؟ وجود سائورون به گونه ای به وجود حلقه گره خورده بود که هر ثانیه نبود حلقه را خطری مهلک برای وجودش میشمرد.

حلقه قدرت اوج تکنولوژی و فناوری در سرزمین میانه بود. آیزاک آسیموف، نویسنده داستان های علمی-تخیلی حلقه را نمادی از فناوری و صنعت میداند. «یک روز من و همسرم داشتیم از جاده ای در نیوجرسی رد میشدیم که بخشی از آن به پالایشگاه نفت اختصاص یافته بود، منطقه ای نفرت انگیز که هیچ چیزی در آن رشد نکرده بود و فلز و لوله و سازه های صنعتی و دود سیاه همه جا فرا گرفته بود.» همسرم با دیدن این صحنه با ناراحتی گفت: «موردور وجود دارد!»

پس سوالی که پیش می آید این است که آیا تالکین با هر نوع تکنولوژی مخالف است؟ خیر! سه حلقه الفی را بنگرید.

الروند گفت: «به سخن من توجه نکردی گلوین؟… آنها را برای استفاده همچون سلاح جنگی یا به منظور استیلا نساخته اند: قدرت آنها در این نیست. آنان که این حلقه ها را ساخته اند، نه در پی قدرت یا سلطه گری و یا ثروت اندوزی، بلکه در پی تفاهم، موفقیت و شفا دادن و حفظ همه موجودات پاک از فساد بودند… هر زخمی که استفاده کنندگان از این حلقه ها وارد آورند، مایه تباهی خود آنان خواهد بود…»

حلقه های الفی را که در پی رفاه و صلح و شفا دادن هستند را نمیتوان با تکنولوژی و صنعت نابودگر مقایسه کرد. تکنولوژی سکه ای است با دو روی نابودگر و شفا بخش و تفاوت این دو، این است که این تکنولوژی به دست چه کسانی بیافتد؛ اهریمنِ سائورون یا الف های خردمند. هرچند اگر این خردمندان نیز از آن تکنولوژی برای آسیب رساندن استفاده کنند خودشان نیز به تباهی کشیده میشوند.

البته بار دیگر تاکید میکنم که تالکین از این نوع نگاه به آثارش قدردانی نمیکند و صراحتا در مقدمه ارباب حلقه‌ها این را اعلام کرده است، اما همانطور که در میزگرد آردایی به آن اشاره شده است شاید این ذات بشر است که نمیتواند عقایدش را در نوشته هایش پنهان کند.

به عصر حاضر برمیگردیم. آیا دانش و فناوری با همان هدف اولیه که بالا بردن سطح رفاه جوامع باشد، ادامه دارد؟ آیا این وابستگی بیش از حد و استفاده نادرست ما را نیز همچون سائورون به تباهی و نابودی خواهد کشاند و همچون سارومان در آینده تاوان خیانت مان به طبیعت را خواهیم پرداخت؟

منابع:

«صاعقه روز رستاخیز: تهدید ظهور تکنولوژی و حلقه های قدرت» نوشته تئودور شیک، ترجمه ملیکا خوش نژاد

«دوران سبز تالکین: مسائل محیط زیستی در ارباب حلقه ها» نوشته اندرو لایت، ترجمه ملیکا خوش نژاد

درباره آرش شامرادلو

من آرش شامرادلو هستم، لقبم ماشین کار هست :) از بهمن 98 عضو آردا هستم. کاراکتر آرداییم آگارواین هست و با دکستر مورگان احساس همذات‌پنداری دارم.

۱ دیدگاه

  1. ممنون واقعا مقاله خوبی بود. حالا البته درسته که تالکین خوشش نمی آمد که از داستانهاش تفسیرات متفرقه بشه اما قبول کنیم که تفسیرهای قشنگ و به درد بخوری می شه ازشون داشت، مثل همین مقاله شما. یک بار شنیدم که کتابی رو کسی نوشته بود به نام “مثل یک هابیت زندگی کن، دنیا را نجات بده” یا چیزی در این مایه ها. البته متاسفانه تفاسیر وحشتناک هم می شه ازشون داشت.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.