ب

با مهارت (یکی از القاب کوروفین)

عنوانی که به کوروفین پنجمین فرزند در میان هفت فرزند فئانور داده شد، زیرا او بیش از همه مهارت پدرش را در ساختن به ارث برده بود و این حقیقت در نامش که از کوروفینوه(نام اصلی فئانور به معنی پسر با مهارت فینوه) مشتق شده است. کوروفین این قدرت خود در هنر را به پسرش کله بریمبور انتقال داد کسی که از این مهارت در ساختن حلقه‌های قدرت در دوران دوم، استفاده کرد.

بارگاه چشمه (چمنی که درخت مرده بر روی آن قرار داشت)

فضایی سبز قبل از درب ورود به سالن کارگزاران گوندور، محوطه بر فراز بالاترین قسمت میناس تیریت قرار داشت و توسط نگهبانان ارگ، محافظت می‌شد. در مرکز آن یک چشمه و استخر بود و بر فراز استخر، در بیشتر طول تاریخ میناس تیریت شاخه های درخت سپید گسترش یافته بود. هنگامی که درخت سپید در پایان حکومت بلکتور دوم خشک شد و هیچ بذری یافت نشد، درخت مرده به مدت ۱۴۷ سال پابرجا بود. بعد از نبرد حلقه، گندالف، آراگورن را برای پیدا کردن یک نهال در میان برف‌های میندولین هدایت کرد. درخت مرده برداشته شد و درخت سپید جدیدی در محوطه چشمه قرار داده شد.

بیداری آدمیان (پیدایش آدمیان در هیلدورین)

تکاپوی اولین آدمیان در شرق سرزمین هیلدورین. آدمیان نخستین یا فرزندان کوچکتر ایلوواتار اولین‌بار یک هزاره پس از اِلفها و در هنگامه بازگشت نولدور از غرب به سرزمین‌میانه، دیده شدند. اولین اِلفها در تاریکی سرزمین میانه و زیر نور ستارگان از خواب بیدار شدند، از اینرو ترسی از تاریکی و شب نداشتند. آنان چنان عاشق ستارگان بودند که والا ارومه چنین نامیدشان: مردمان ستاره.
آدمیان نخست پس از پیدایش آفتاب بپا خواستند و اِلفها به انان لقب فرزندان آفتاب یا بیمناکانِ شب دادند. اگرچه غالب تاریخ اولیه آدمیان در شایعات و افسانه‌ها گم شده، اما گفته شده ملکور در ابتدای بیدار شدنشان به نزد آنان آمد و طلب بیعت و وفاداری کرد. بنظر می رسد عده زیادی از آنان بواسطه قدرت و افسونگری ملکور فریفته شده و داوطلبانه به او خدمت کردند. بدینسان تاریکی بر سالهای ابتدایی بیداری مردمان سایه افکند و ملکور و بعدها سائورون انان را سرسپردگانی مشتاق یافتند.
چون خورشید اول‌بار از غرب سرزمین میانه طلوع کرد، بسیاری از آدمیان به سمت سرزمین‌های غربی راندند و در سراسر سرزمین‌میانه پراکنده شدند. سه خاندان از این آدمیان نخستین به کوه‌های آبی رسیدند و با گذر از آن به بلریاند وارد شدند. اینان اجداد سه خاندان اداین و متحدان الدار در جنگ با ملکور بودند.

بارد کمانگیر (کماندار شهر دریاچه)

Luke Evans در نقش بارد کمانگیر در سه گانه هابیت

Luke Evans در نقش بارد کمانگیر در سه گانه هابیت

کشنده اسماگ؛ پادشاه دیل. بارد[۱] از نوادگان ارباب گیریون، ارباب دیل بود که در سال ۲۷۷۰ از دوران سوم هنگامیکه اسماگ دیل را ویران کرد و تنها کوه را تصاحب نمود، زن و فرزندش به شهر دریاچه گریختند. در سال ۲۹۴۱ وقتی اسماگ از تنها کوه بیرون آمد و به شهر دریاچه حمله کرد، این بارد بود که رهبری دفاع از شهر را به عهده داشت. او پل های شهر را شکست و دسته ای از کمانداران شهر را برای مقابله با اسماگ سازماندهی کرد.

بارد تیرهای زیادی با کمان سرخدارش به سمت اژدها روانه کرد. زمانی که یک توکا آمد و بر روی شانه اش نشست، برای او تنها یک تیر مانده بود. چون بارد از نژاد دیل بود، توانایی فهمیدن سخنان توکا را داشت. آن پرنده نقطه ضعف جوشن اسماگ را که بیلبو بگینز آنرا یافته بود، به بارد گفت. بارد تیر سیاه خود را رها کرد و به سمت چپ سینه اسماگ اصابت کرد و اژدها از آسمان به شهر دریاچه سقوط و آن را نابود کرد.

بارد به سمت دریاچه فرار کرد و شناکنان به سمت ساحل رفت. مردم او را پادشاه خود می خواستند، اما او این چنین اظهار داشت که می خواهد به خدمت به ارباب شهر دریاچه ادامه دهد. بارد مسئولیت سازماندهی پناهگاه و کمک به بازماندگان را بر عهده گرفت. همچنین او بود که به شاه تراندویل، پادشاه میرک وود درخواست کمک فرستاد. سپس بارد به همراه تراندویل سپاهشان را به سمت تنها کوه رهبری کردند تا سهمی از آن گنج را نصیب خود کنند.

وقتی آنها به تنها کوه رسیدند، با زنده یافتن تورین سپربلوط و همراهانش شگفت زده شدند. بارد به تورین توضیح داد که او بوده که اسماگ را نابود کرده و اینگونه ادامه داد که بخشی از گنج اژدها زمانی به دیل تعلق داشته است و مردم دیل زجر زیادی را متحمل شدند و نیاز به کمک دارند. تورین به بارد گفت که مسئولیت خرابی های شهر دریاچه با او نبوده و حتی مذاکره بین ارتش هایی که بیرون کوهستان اردو زده بودند را نیز نپذیرفت. بارد چند ساعت بعد هم به تورین پیغامی مبنی بر اینکه حاضر است یک دوازدهم از گنج را بردارد فرستاد، اما تورین آنرا نیز نپذیرفت.

بیلبو بگینز فکر می کرد که درخواست بارد منطقی است، بنابراین یک شب طوری که کسی نفهمد به اردوگاه مردان دریاچه و الف ها رفت. آن هابیت گوهر آرکن (گنجی که مورد علاقه ی بسیار تورین بود) را یافته بود و آنرا به بارد و تراندویل داد تا از آن برای مذاکرات استفاده کنند. او همچنین به آنها گفت که ارتشی به تعداد ۵۰۰ دورف به رهبری داین از تپه های آهن به این سمت روانه شدند.

بارد در انیمیشن هابیت (1977)

بارد در انیمیشن هابیت (۱۹۷۷)

روز بعد، بارد درخواست سهمی از گنج را در برابر مبادله گوهر آرکن به تورین کرد. تورین بسیار عصبانی شده بود اما با اکراه فراوان قبول کرد که سهم بیلبو که یک چهاردهم از گنج بود را به آنها دهد. روز بعد ارتش داین به آنجا رسید و بارد سعی کرد تا قبل از اینکه مبادله ی گوهر آرکن انجام نشده، نگذارد آنها به داخل تنها کوه بروند. به نظر می رسید که نبرد قریب الوقوع باشد، اما گندالف به آنها گفت که ارتشی متشکل از اورک ها و وارگ ها به سمت آنها در حال حرکت هستند. بارد، تراندویل و داین با هم مشورت کردند و در نبردی که به نبرد پنج سپاه مشهور شد، برای مبارزه به دشمن مشترکشان به یکدیگر ملحق شدند.

در این میان، تورین از تنها کوه بیرون آمد و به همراه دورف ها، انسان ها و الف ها به سمت دشمنانشان حمله برد، اما او به حد مرگ زخمی شد. زمانی که تورین را زیر کوه دفن می کردند، بارد، گوهر آرکن را روی سینه ی او گذاشت و داین موافقت کرد که یک چهاردهم از گنج را به آنها بدهد. به بارد زمردهای گیریون و به تراندویل و بیلبو یک صندوق کوچک از طلا و یکی از نقره داده شد. بارد طلا را برای کمک به شهر دریاچه هدیه کرد در عین حال ارباب شهر دریاچه با بیشتر آن طلاها فرار کرد، شهر دریاچه دوباره ساخته شد و مردمانش کامیاب شدند.

بارد اثر Angelo Montanini

بارد اثر Angelo Montanini

بارد به خانه ی اجدادی اش در دیل در کوهپایه ی تنها کوه رفت . او شهر نابود شده را دوباره ساخت و در سال ۲۹۴۴ به عنوان پادشاه دیل تاجگذاری کرد. بارد ارتباطات خوبی را با دورف های تنها کوه برقرار کرد و تجارتی آزادانه با نواحی بالا و پایین رودخانه روان به راه انداخت. مردم برای زندگی از مایل ها آن طرف تر به دیل آمدند و زمینی که بواسطه ی اسماگ پژمرده شده بود، دوباره سخاوتمندانه خود را به مردم ارزانی داد.

بارد در سال ۲۹۷۷ مرد.  پادشاهی پس از او به پسرش بین انتقال یافت.



[۱] همچنین او را بارد کمانگیر می نامیدند. کلمه ی بارد احتمالا از کلمه ی اسکاندیناویایی Bárðr مشتق شده که شامل کلمه böð به معنی نبرد می باشد.

خفاش ها (مخلوقات بالدار شب)

 این مخلوقات بالدار از دیر باز جزء متحدین مورگوت و سائرون به شمار می‌رفتند. عمده ی شهرت آن ها در سرزمین میانه به خاطر جانب داری از گابلین ها در نبرد پنج سپاه است.