خانه - ۱۳۹۸ (برگه 2)

آرشیو سالانه: ۱۳۹۸

ایان مک‌کلن تاثیرگذارترین فرد سال تئاتر بریتانیا انتخاب شد

Ian McKellen The Stage 100

ایان مک‌کلن، بازیگری که ما او را به عنوان گندالف می‌شناسیم، اولین بازیگر سینمایی است که موفق به کسب مقام اول تاثیرگذارترین فرد روی صحنه تئاتر بریتانیا شده است.

این لیست ۱۰۰ نفره که توسط مجله معتبر دنیای تئاتر The Stage اوایل هر سال منتشر می‌شود، در سال ۲۰۲۰ ایان مک‌کلن را در جایگاه نخست خود قرار داده است.

در سالی که گذشت، ایان مک‌کلن با حضور در ۸۷ سالن تئاتر و اجرای نمایش تک نفره‌اش به صورتی که همه درآمد حاصل از فروش بلیط به خود سالن و موسسات خیریه اعطا می‌شد، عامل کسب بیش از ۴ میلیون پوند برای این سالن‌ها و خیریه‌ها شده بود که این حرکت زیبا در کنار دیگر دستاوردهای وی، باعث گردید او در صدر این لیست و به عنوان اولین بازیگر سینمایی که توانسته به چنین مقامی دست یابد، حضور داشته باشد.

منبع: وب‌گاه مجله The Stageوب‌گاه مجله The Stage

موجودات خیالی – تجربه‌ی حقیقی – نگاهی به تجربه بشری در ارباب حلقه‌ها

Tolkien drawing dragon

همه‌ی ما انسان‌ها تجارب مشترکی در طول زندگی داریم که پرداختن به آنان برای درک بهتر خودمان امری بسیار مهم است. شکست خوردن بخش مهمی از تجربه بشری است و جی. آر. آر. تالکین در کنار دیگر موارد، در سه گانه ارباب حلقه‌ها به آن پرداخته است.

موجودات خیالی – تجربه‌ی حقیقی

برگرفته از کنفرانس TEDxUMD ارائه شده توسط پروفسور ورلین فلیگر

بگذارید با یک داستان شروع کنیم، داستان یک فرد کوچک که باید کاری بزرگ را انجام می‌داد، کاری بسیار سخت و خطرناک، کاری که نمی‌خواست انجامش بدهد اما هیچ کس دیگری نیز راضی به انجامش نبود. چنین بود که پس از سکوتی ناخوشایند در جمع هنگامی که همه منتظر هستند تا شخص دیگری بحث را آغاز کند، ولی هیچکسی سر صحبت را باز نکرد، پس او گفت:

«باشد، من می‌روم.»

و چنین نیز شد و او رفت، اما هنگامی که به آنجا رسید پی برد که آن کار از او بسیار بزرگتر است، تاب انجامش را ندارد و از انجامش واماند. حقیقت اینکه شخص دیگری به آنجا آمد و کار را به سرانجام رساند، هرچند تقریباً از روی تصادف، باعث نشد تا او احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد. او صحیح و سالم به خانه خود بازگشت، داناتر اما غمگین‌تر.

این به طور خلاصه طرحِ داستان «ارباب حلقه‌ها» نوشته‌ی «جی. آر. آر. تالکین» است. سوء تفاهم نشود، چیزهای بسیار دیگری نیز در این داستان وجود دارد که همه ضلالت و ملالت نیست. چه بسیار است خنده‌ها، خوراک خوب و شوخی‌ها، پر از الف‌ها و دورف‌ها و جادوگران و درختان سخنگو، که به نوعی در آنجا می‌توانید به رهایی دست یابید.

این داستان فرودو بگینز است و سفر هزاران کیلومتری وی با پای پیاده برای نابودی حلقه قدرت، و ناکامی او در انجام کار؛ اما در کنار همه درختان سخنگو و همه مخاطرات و گشت و گذارها و همه‌ی نبردها، اگر فرودو را حذف کنیم دیگر داستانی وجود نخواهد داشت.

من غالباً از خود می‌پرسم که چرا ارباب حلقه‌ها اثری دوگانه بر مردم دارد، برخی عاشقش هستند، آن را به تخت خواب خود می‌برند، هنگام سفر با اتوبوس به خواندن آن مشغولند، در حال مسواک زدن آن را می‌خوانند؛ اما برخی از آن متنفرند، نمی‌توانند تحملش کنند، فرار از واقعیت می‌دانند، به آن چرندیات کودکانه می‌گویند و آن را مسائل بچه‌گانه ای که هیچکس جدی نخواهد گرفت می‌نامند. به نظر من این به قدرت کلمات باز می‌گردد و اینجا قدرت یک کلمه است «هابیت». کلمه‌ای که باعث سوء تفاهم اکثر کسانی می‌شود که کتاب‌ها را نخوانده‌اند و به نظرشان هابیت نامی بانمک است با آوایی مشابه Rabbit که رَبیت خوانده می‎شود و به معنی خرگوش است. هابیت‌ها اسامی مضحکی دارند، نظیر بگینز، بافین، گراب، چاب و توک؛ و اگر ندانید که چه کاری انجام می‌دهند، دشوار است که آنها را جدی بگیرید. هابیت‌ها مردمی کوچک‌اند با قدی حدود ۳ پا (۹۰ سانتی‌متر) و به همین خاطر بسیاری از مردم را به یاد لپرکان‌ها و پیکسی‌ها می‌اندازد. انگلیسی‌ها کلمه‌ای بسیار مناسب برای این موجودات خیالی دارند: twee که در فارسی احتمالاً می‌توان آن را کوچول موچول ترجمه کرد؛ و به نظر من بسیاری از افراد به اشتباه ارباب حلقه‌ها را کوچول موچول و بانمک و تخیلی و فرار از واقعیت می‌دانند، در صورتی که حقیقت چیز دیگری است، ارباب حلقه‌ها کتابی بسیار سنگین است که باید جدی گرفته شود، به همان صورتی که هکل بری فین، ناطور دشت و بریکینگ بد جدی گرفته می‌شوند. این آثار درباره مردمی است که در موقعیتی بسیار بزرگتر از خود گرفتار شده‌اند؛ گرفتار شده در شرایطی که توانایی رویارویی با آن را ندارند و نمی‌دانند که در آن موقعیت چه کار کنند.

Small People Big Job

به نظر من این چیزی است که ارباب حلقه‌ها را به چنین اثر مهمی تبدیل کرده است. و چیزی که باعث زده شدن افراد می‌شود، قواره هابیت‌ها است و این یکی از دلایل اهمیت کتاب است. اگر ماجراجویی فرودو طرحِ داستان[۱] باشد، قواره هابیت‌ها بن‌مایه[۲] است؛ چرا که بن‌مایه در باب مردمان کوچک در دنیایی بزرگ است؛ مردمان کوچکی که هر روز بیدار شده و با کاری روبرو هستند که یحتمل برای آنان بسیار بزرگتر از حد توانشان است. در اوایل کتاب تالکین این موضوع را به خوبی از زبان الروند، در شورا هنگامی که برای سرنوشت حلقه تصمیم می‌گیرند، اینگونه بیان می‌کند:

«باری اغلب مدار وقایع جهان بر این پاشنه می‌گردد: دستان کوچک، هنگامی که چشمان بزرگ متوجه جای دیگراند، وقایع بزرگ را رقم می‌زنند و باید بزنند.»[۳]

مسلماً در باب هابیت‌ها چشمان بزرگ متوجه جای دیگری بود، چرا که بیشتر مردم، حتی در کتاب، اعتنایی به آنان ندارند، گویی در آنجا حضور ندارند. آنان کم اهمیت‌اند؛ نادیده گرفته می‌شوند؛ کم ارزش هستند. و این مقصود تالکین است. این چیزی است که می‌خواست در مورد آن بنویسد و با استفاده از سبک داستانِ پریان به واقع گرایی بپردازد.

تالکین شخصاً احترام بسیاری برای مردمان کوچک قائل بود و نقل قولی از او چنین است:

«من همیشه به دلیل اراده راسخ افرادی بس کوچک در برابر احتمالات ناممکن که باعث شده است ما در اینجا در حال بقا باشیم تحت تأثیر قرار گرفته‌ام.»[۴]

حال ما اینجا هستیم و در حال بقا، و نیازی نیست که من به شما بگویم در حالی که ما اینجا نشسته‌ایم، در سرتاسر دنیا افرادی بس کوچک زیادی با اراده‌ای راسخ در حال رویارویی با احتمالات ناممکن اند.

اینک فرودو، قهرمان تالکین، نمی‌خواهد با احتمالات ناممکن روبرو شود، او نمی‌خواهد که یک قهرمان باشد و صراحتاً می‌گوید:

«من برای ماجراجویی‌های پرمخاطره ساخته نشده‌ام.»

«احساس می‌کنم خیلی کوچکم.»[۵]

حقیقت این است که او بسیار کوچک است و مقصود نیز چنین است: او برای این کار بسیار کوچک است؛ که به شکست خوردن می‌انجامد و این بخشی از تجربه بشری است.

شکست خوردن بخشی اساسی از انسان بودن ما است. همه ما گاهی و به نحوی در چیزی یا جایی شکست می‌خوریم و اگر نیاموزیم که چگونه با آن برخورد کنیم، آن را تحمل کنیم (منظور این نیست که به آن عادت کنیم، چرا که عادت کردن به شکست خود بسی ناروا است) یا آن را بشناسیم، به نوعی فرصت انسان بودن را از دست داده‌ایم.

کاری که فرودو برای انجام آن راهی می‌شود، داستان سرنوشت او را به عنوان یک انسان شکل می‌دهد، همانند آب بر روی سنگ، او را به آن چیزی که هست تبدیل می‌کند. اما به عنوان یک شخصیت او زیاد دلچسب نیست. اگر از هر یک از عاشقان ارباب حلقه‌ها بپرسید که شخصیت مورد علاقه شما کیست، حاضرم شرط ببندم که می‌گویند سم یا استرایدر یا چوب‌ریش یا حتی گولوم! چیزی که به شما اطمینان می‌دهم هرگز بیان نمی‌کنند، فرودو است. من ارباب حلقه‌ها را برای بیش از ۴۰ سال تدریس کرده‌ام و تا به امروز هیچ دانشجویی به پیش من نیامده تا بگوید من به راستی فرودو را دوست دارم. چرا که دوست داشتن او سخت است، او شخصیتی مشکل‌دار است، او در حدود ۹۰% کتاب تحت فشار عصبی و اضطراب است و برای همه ما مبرهن است که همدم بودن با فرد مضطرب کار ساده‌ای نیست، حتی اگر آن فرد خود شما باشید و حال فرودو نیز چنین است و به همین دلیل است که او کانون کتاب است.

او شخصیت مورد علاقه کسی نیست، او به جالب توجهی فرد مقابلش، گولوم، نیست، گولومی که شخصیت مورد علاقه افراد بسیاری است و به نظر من یکی از به یاد ماندنی‌ترین شریران ادبیات مدرن و فراموش نشدنی ترین شخصیت‌ها است.

این ما را به قدرت کلمه باز می‌گرداند چرا که تالکین از میان کلمات خود گولوم است که شخصیت او را می‌سازد. گولوم ۶۰۰ سال سن دارد اما مهارت زبانی وی به یک فرد ۲ ساله پسرفت کرده است. او کودکانه صحبت می‌کند، در مورد هابیت‌ها و موش‌های کوچک حرف می‌زند، او زمان افعال را به اشتباه به کار می‌برد و در مورد خودش به صورت جمع یا سوم شخص صحبت می‌کند؛ و هرچند به نوعی گژراهانه، او بانمک می‌نماید. اما این بانمکی مهم است چرا که بخشی از پلیدی او همین بانمکی او است که ترکیبی خطرناک را تشکیل می‌دهد. اگر فرودو در کتاب است که نشان بدهد افراد کوچک می‌توانند قهرمان باشند، گولوم در کتاب است که نشان بدهد خباثت می‌تواند قابل درک یا حتی قابل ترحم باشد، چرا که گولوم قابل ترحم است و او و فرودو دو روی یک سکه را می‌سازند. هر کدام از آنان، چیزی است که فرد مقابل می‌توانست باشد یا می‌شود که باشد و این وضعیتی دو طرفه است. اگر هنوز شانسی برای گولوم وجود داشته باشد که قهرمان باشد، احتمال زیادی نیز برای فرودو وجود دارد که در قهرمان بودن ناکام بماند.

اگر ما پلید بودن گولوم را مردود بشماریم و در باب اون بگوییم که به هیچ وجه ما به سان او نخواهیم شد، پس فرودو را نیز درک نکرده‌ایم، چرا که در طول کتاب فرودو بیشتر و بیشتر در مسیر سقوط به شخصیتی به مانند گولوم است. فرودو شخصیتی ساکت است و در مقابل، گولوم شخصیتی جالب است، اما گولوم همچنین به نوعی دو شخصیتی است، من نمی‌گویم که او نصف گولوم و نصف فرودو است چرا که او به مرتبه فرودو نمی‌رسد، اما مطمئنا او نیمی گولوم و نیمی سمه‌آگول است.

«سمه‌آگولِ بدبختِ بیچاره خیلی وقت پیش آنجا را ترک کرده. عزیزش را از او گرفتند، و او [گولوم] الان گم شده.»[۶]

گولوم نمی‌داند که چه کسی است، او نمی‌داند که گولوم است یا سمه‌آگول. او می‌داند که سمه‌آگول گم شده است و به نوعی می‌داند که چه اتفاقی بر سرش آمده است؛ و این نمایانگر چیزی است که فرودو باید با مشاهده گولوم متوجه سرنوشتی شود که برای او نیز رخ خواهد داد.

هنگامی که فرودو به آخر ماجراجویی خود می‌رسد و در نابود کردن حلقه ناکام می‌ماند، پی می‌برد که شکست خورده است و تمام زندگی و سفر وی به این لحظه شکست آنان ختم شده است. و این بخشی از تجربه بشریت است که همه ما باید به آن توجه کنیم، درک کنیم و احترام بگذاریم. اما به فرودو و گولوم برای چیز دیگری نیز باید نگاهی داشته باشیم که به نظر تالکین بسیار مهم است و آن ابهام اخلاقی[۷] است. آیا فرودو قهرمان است؟ او کسی است که حلقه یگانه را نابود نمی‌کند. آیا گولوم شریر است؟ او کسی است که حلقه را نابود می‌کند! هرچند براساس تصادف، او کسی است که ماموریت را به سرانجام می‌رساند. تالکین می‌خواست مطمئن شود خوانندگان کتابش از شکل ظاهری کلمه هابیت می‌گذرند و بدانند که این دنیایی از ابهام اخلاقی است، دنیایی با پیچیدگی بسیار، دنیایی که همیشه تشخیص قهرمانان از شریران آسان نیست، چرا که گاهی آنها شبیه به هم هستند، گاهی همانند همدیگر رفتار می‌کنند. هنگامی داستان به پایان می‌رسد، نه هنگامی که رمان تمام می‌شود چرا که رمان در قالب یک پس درآمد طولانی ادامه دارد، به فرودو هیچ چیزی نمی‌رسد، حتی پاداشی برای دلگرمی نیز دریافت نمی‌کند. او حلقه را از دست می‌دهد و باقی عمرش را در حسرت نبودش می‌گذراند و می‌گوید:

«برای همیشه از دست رفته است، و الان همه جا تاریک و خالی است.»[۸]

این تصویری بسیار ناخوشایند از زندگی است که می‌تواند در انتظار باشد، چیزی که انتظار فرودو را می‌کشد. اما گولوم دقیقاً به چیزی که می‌خواهد می‌رسد، او جایزه را به دست می‌آورد و حلقه‌ی طلایی را صاحب می‌شود، چیزی که او همیشه آن را می‌خواسته؛ آن را بالا می‌گیرد و به آن نگاه می‌کند و می‌گوید: «عزیزم، عزیزم، عزیزم! گنج من، عزیز من!» و به همراه حلقه درون آتش فرو می‌افتد.

gollum falling to volcano

به نظرم شما سرنوشت کدام یک بهتر است؟ به نظر من تالکین می‌خواسته که شما چنین سوالی را از خود بپرسید، او از شما می‌خواسته تا همزادپنداری کنید نه فقط با فرودو، بلکه با گولوم نیز. با فرودو در شکست، فقدان و خودآگاهیِ تلخ؛ با گولوم در سرخوشی، در شعف، در پیروزمندی‌اش در به دست آوردن حلقه و سقوطش و به فنا رفتنش.

این مقاله را با یک جمله از کتاب ارباب حلقه‌ها: بازگشت شاه، به پایان می‌رسانم، جمله‌ای که با هر بار خواندنش اشک در چشمانم حلقه می‌زند:

«سعی کردم که شایر را نجات بدهم، و حالا نجات پیدا کرده، ولی نه برای من. وقتی خطر چیزی را تهدید می‌کند، اغلب باید همین‌طور باشد: یک نفر باید از آن چیز چشم‌پوشی کند. از دستش بدهد، تا این که برای دیگران باقی بماند.»[۹]

این داستانِ ارباب حلقه‌ها است. جهان تالکین، سرزمین میانه‌ی تالکین، دنیایی ساده نیست. دنیایی است پیچیده، مبهم از لحاظ اخلاقی، بدون جواب‌های ساده. بسیار شبیه به دنیای ما، دنیایی که ما در آن گرفتاریم. همه‌ی چیزی که در اختیار داریم. و به نظر من این چیزی است که تالکین قصد داشت به ما بیاموزد.

پانوشت‌ها:

[۱] Plot

[۲] Theme

[۳] ارباب حلقه‌ها، یاران حلقه، ترجمه رضا علیزاده

[۴] مصاحبه BBC با تالکین در سال ۱۹۶۴

[۵] ارباب حلقه‌ها، یاران حلقه، ترجمه رضا علیزاده

[۶] ارباب حلقه‌ها، دو برج، ترجمه رضا علیزاده

[۷] Moral Ambiguity

[۸] ارباب حلقه‌ها، بازگشت شاه، ترجمه رضا علیزاده

[۹] همان

پادکست هلوته: ترانه‌های سرزمین میانه – به مناسبت ۱۲۸مین سالگرد تولد تالکین

ترانه‌های سرزمین میانه، نام چهارمین شماره از پادکست هلوته است که به مناسبت ۱۲۸مین سالگرد تولد جان رونالد روئل تالکین در سوم ژانویه منتشر شده است.

 

امروز تولد جی. آر. آر. تالکین، خالق سرزمین میانه و پدر فانتزی مدرن است. یکی از نویسندگانی که با آثارش دوشادوش گوته با فاوست، و نویسندگان اناجیل از الهام بخش‌ترین افراد بر موسیقی متال می‌باشد.

ویژگی‌های حماسی و اساطیری جهان تالکین و توصیف دقیق و باشکوه وجه تاریک داستان، به اندازه و با دقتی که به سمت خیر توجه می‌شود، این آثار را تبدیل منبع الهام بزرگی برای گروه‌های متال کرده است.

اپیزود ویژه‌ی تولد تالکین پادکست هلوته ادای دینی است به این نویسنده‌ی بزرگ و به برسی بعضی از آهنگ‌ها و گروه‌های متاثر از تالکین، از لدزپلین تا بورزوم می‌پردازد.

شما طرفداران عزیز رشته افسانه تالکین می‌توانید با استفاده از نرم‌افزارهای دلخواه خود از شنیدن آن لذت ببرید:

در باب هلوته

هلوته اولین پادکست تخصصی فارسی زبان در مورد موسیقی متال است که به بررسی ترک‌ها، آلبوم‌ها و بندهایی که در سبک متال مشغول به هنرنمایی هستند می‌پردازد.

مطالب مرتبط:

پادکست آردا – نفیر شاخ گوندور

مورفید کلارک به عنوان بازیگر نقش گالادریل جوان در سریال ارباب حلقه‌ها انتخاب شد

Morfydd Clark BFI London Film Festival 2019

براساس خبری اختصاصی از ورایتی، سریال ارباب حلقه‌ها ساخته‌ی آمازون بازیگر نقش گالادریل خود را یافته است. گفته می‌شود مورفید کلارک، بازیگر جوان ولزی به عنوان یکی از نقش‌های اصلی سریال (احتمالا گالادریل) انتخاب شده است و قرار است سال‌های جوان‌تر بودن گالادریل را به تصویر بکشد.

Cate Blanchett and Morfydd Clark
با این خبر، این نقش اولین نقشی است که ارتباطی با رشته افسانه تالکین دارد و می‌تواند مسیر احتمالی سریال را بیش از پیش شرح دهد، مسیری که تا به امروز از آن تقریباً هیچ نمی‌دانیم.
مورفید کلارک اخیرا با حضور در سریال His Dark Materials به شهرت خوبی دست یافته است.

تلاش‌های ورایتی و دیگر منابع برای دریافت پاسخ از آمازون و نمایندگان این بازیگر تا به امروز بی‌نتیجه بوده است.

با توجه به اینکه ساخت سریال ارباب حلقه ها هنوز در ابتدای کار بوده، ممکن است در آینده براساس نظر و تصمیم آمازون تغییرات بسیاری در این سریال صورت بگیرد و به همین دلیل تاکنون هیچ بازیگری به صورت رسمی توسط آمازون برای این سریال معرفی نشده است. اما با گذشت زمان و پیشرفت ساخت سریال، منابع معتبر مختلف آرام آرام خبر از بازیگران احتمالی سریال ارباب حلقه‌ها می‌دهند که برایتان تمامی این اخبار را یکجا جمع آوری کرده ایم:

بازیگران احتمالی سریال ارباب حلقه‌ها تا به امروز

ویل پولتر در سریال ارباب حلقه‌ها ایفای نقش نخواهد کرد

 

Will Poulter

به نقل از ددلاین، ویل پولتر در سریال ارباب حلقه‌ها ایفای نقش نخواهد کرد.

همانطور که در خبر بازیگران احتمالی سریال ارباب حلقه‌ها تا به امروز برایتان از حتمی نبودن بازیگران گفته بودیم، با توجه به ذات تایید نشده اخبار و اتفاقات همیشگی صنعت فیلم‌سازی، برخی از این بازیگران ممکن است حتی در لحظات نهایی از کار منصرف شده و در سریال نقشی نداشته باشند.

اولین این چنین خبرهایی، کناره‌گیری ویل پولتر از حضور در این سریال است که دلیل آن تداخل برنامه‌های این بازیگر با زمان‌بندی ساخت سریال اعلام شده است. چیزی که ممکن است این تداخل را ناشی شده باشد، شاید توقف موقت ۵ ماهه میان قسمت اول و دوم و ساخت باقی فصل اول این سریال بوده باشد که پیشتر برایتان در خبر «تمدید پیش از موعد فصل دوم سریال ارباب حلقه‌ها، توقف موقت ساخت فصل اول» گفته بودیم.

 

منابعی به تازگی خبر از انتخاب بازیگری جدید را برای سریال ارباب حلقه‌ها ساخته‌ی آمازون داده بودند که انتظار خبری اینچنینی با این فاصله کم، دور از انتظار بود:

«اِما هوروات به عنوان یکی از بازیگران نقش فرعی سریال ارباب حلقه‌ها انتخاب شده است»