خانه - کتابخانه (برگه 19)

کتابخانه

آموزش خواندن و نوشتن تنگوار

تالیف و ترجمه: «محمد مهدی مهرنگار (۳DMahdi)»

در باب حروف فئانوری:

حروف صامت «تنگوار» (Tengwar و در حالت مفرد: Tengwa) نام دارند که از ۲۴ حرف اصلی و چندین حرف فرعی تشکیل شدهاند. این ۲۴ حرف به صورت جدول ۴ در ۶ مرتب میشوند که به هر ستون «تمار» (Témar) و به هر سطر «تیلر» (Tyeller) گفته میشود. برای تلفظ حروفی که در هر ستون قرار دارند از یک قسمت دهان استفاده میشود.  ستون ۱ و ۲ معمولا برای نمایش حروف دندانی و لبی ستون سوم برای حروف کامی و ستون چهارم برای حروف کامی و حلقی بکار میرود. همچنین حروف هر سطر دارای روش ایجاد صدای یکسان هستند، سطرهای ۱و۲ برای حروف انسدادی، سطرهای ۳ و ۴ برای حروف سایشی، سطر ۵ برای حروفی که در بینی ایجاد میشوند و سطر ششم برای حروف شبه مصوت بکار میرود. در شکل زیر حروف اصلی را به همراه نام و ترجمه نام آنها میبینید:

در شکل زیر حروف فرعی را مشاهده می‌کنید که نظم خاصی ندارند:

همه حروف اصلی از دو قسمت تشکیل شده اند:

۱-ساقه (Telco)

۲-کمان (Lúva)

حروف «فئانوری» دارای انعطاف زیادی بود و اکثر اقوام سرزمین میانه از آن برای نوشتن زبان خود استفاده میکردند و آنرا بر اساس زبان خود تغییر میدادند به این ترتیب مُدهای متفاوتی از این حروف بوجود آمد که به دو دسته کلی تقسیم میشوند:

۱- مُدهایی که در آن مصوتها را بالا یا پایین «تنگوا» قرار میدهند و به آنها مُد «تهتار» (Tehtar) گویند.
۲- مُدهایی که در آنها مصوتها دارای حروف مجزا بوده و در کنار دیگر «تنگوار» نوشته میشوند و به آنها مُد «کامل» گویند.

مُد اصیل انگلیسی (Original Mode for English):
به نظر من مُدهای «ته تار» از مُدهای کامل زیباتر هستند. مُدی که بیشترین کاربرد را دارد و در سه گانه ارباب حلقه ها از آن استفاده شده مُد «اصیل انگلیسی» (Original Mode for English) نام دارد. این مُد از نوع مُدهای «ته تار» بوده و تالکین از آن در کتابهای خود استفاده کرده است.
در شکل زیر حروف صامت این مُد را به همراه مثال میبینید:

توضیحات روی شکل:

(Note 1): در ابتدا دارای مقداری برابر khw در quenya بود اما در انگلیسی برای q/kw در queen بکار میرود. این «تنگوا» به ندرت برای hw بکار میرود زیرا یک حرف فرعی برای این مصوت وجود دارد.

(Note 2): در ضمیمه ارباب حلقه ها هیچ تمایزی بین gh در ghost, enough و  bought قائل نشده است.

(Note 3): قاعده R همواره در این مُد رعایت میشود. اگر بعد از R حرف مصوت قرار گیرد از حرف فرعی و اگر بعد از آن حرف صامت قرار گیرد یا R در آخر کلمه باشد از حرف اصلی استفاده میشود؛ مثل: «تورامبار»

(Note 4): هیچ مثالی از این حروف در دست نیست و مقدار آنها از ضمیمه ارباب حلقه ها برداشته شده.

(Note 5): فقط در ضمیمه ارباب حلقه ها.

(Note 6): فقط در نامه تالکین به Hugh Brogan.

مصوتها:

در این مُد مصوتها روی حرف صامت بعدی قرار میگیرند و اگر در آخر کلمه بودند روی حامل کوتاه یا بلند نوشته میشوند:

=”text-align: justify;” mce_style=”text-align: justify;”>حامل بلند زمانی استفاده میشود که مصوت باند بوده یا دوبار تکرار شده باشد مانند book. به جای حامل بلند میتوان از تکرار «ته تار» استفاده کرد:

روی هر «تنگوار» فقط یک «ته تار» میتوان قرار داد مگر اینکه آن مصوت پشت سر هم تکرار شده باشد.

اگر دو مصوت غیر تکراری پشت سر هم قرار گیرند اولی روی حامل کوتاه و دومی روی «تنگوار» بعدی میشود. مثل Feanor :

اگر e در آخر کلمه قرار گیرد با یک نقطه در زیر «تنگوار» قبلی نشان داده میشود:

اگر یک حرف صامت دوبار پشت سر هم تکرار شود فقط یکبار نوشته میشود و زیر آن «تنگوا» یک خط کشیده میشود:

حروف S و Z را می توان به شکلی نوشت که «تهتار» روی آنها یا داخل آنها قرار گیرند:

اگر M قبل از حروف P و B و همچنین N قبل از T و D قرار گیرند به جای M و N یک خط خمیده روی «تنگوا»ی بعدی قرار میدهند:

اگر S در آخر کلمه قرار گیرد به شکلهای متفاوتی نوشته میشود مانند زیر:

حرف X در این مُد «تنگوا»ی مخصوص به خود ندارد و از کنار هم قرار گرفتن دو حرف KS بوجود می آید:

و در انتها نمادگذاری در این مُد:

آموزش این مُد به اتمام رسید دو نمونه متن را به همراه بازنویسی آنها به انگلیسی در زیر می بینید.

نمونه اول:

و بازنویسی آن:

نمونه دوم:

و بازنویسی آن:

عددنویسی

عددنویسی در زبانهای الفی به دو روش انجام میشده:

۱-قرار دادن نقطه یا خط بر روی حروف ۲۴ گانه بیانگر عدد متناظر با آن حرف خواهد بود:

با این روش فقط اعداد ۱ تا ۲۴ را میتوان نوشت و برای شمارهگذاری در لیستها و غیره کاربرد داشته است.

۲-با استفاده از ارقام.

اِلفها دو سیستم عددنویسی داشتند یکی سیستم دهدهی مثل ما و دیگری سیستم عددنویسی در مبنای ۱۲.

ارقام را در شکل زیر می بینید:

شکلهای دومی که برای اعداد ۱۰ و ۱۱ نشان داده شده فقط در یک نمونه دیده شده اند (نسخه سوم نامه شاه) و در بقیه موارد از رقم اصلی استفاده شده است.

برای اینکه این ارقام با حروف اشتباه گرفته نشوند روی ارقام نقطه یا خط (و نه هر دو با هم) قرار می دهند. (اگر عدد در مبنای ۱۲ نوشته شده باشد نقطهها در زیر ارقام قرار داده میشوند)

مثال: ۳DMahdi برای اینکه عدد ۳ با ng اشتباه گرفته نشود روی آن نقطه قرار میدهند (که البته باز هم ممکن است با ing اشتباه گرفته شود)

نکته مهم این است که در این روش عدد نویسی رقم با ارزش کمتر بر خلاف سیستم عددنویسی ما در سمت چپ نوشته میشود برای مثال اگر بخواهیم عدد ۵۲۳۶ را بنویسیم ابتدا باید آنرا معکوس کرده (۶۳۲۵) و بعد بنویسیم.

اما برخی از نویسندگان این قانون را رعایت نمیکنند و مانند سیستم خودمان عدد را مینویسند.

در عددنویسی در مبنای ۱۲ برای رفع این مشکل زیر رقم با ارزش کمتر یک دایره توخالی قرار میدهند.

مثال: برای نوشتن عدد ۸۴۸۷ در مبنای ۱۲ داریم ۸۴۵۷=۴AB3 که معکوس آن میشود: ۳BA4

پی نوشت:

از این برنامه هم میتوانید برای عددنویسی استفاده کنید: Quenya Numbers. و برای نوشتن به تنگوار نیز می توانید از برنامه ی Yatt استفاده کنید، برنامه را از اینجا دانلود کنید، اما قبل از اجرای برنامه باید فونتهای تنگوار را در سیستم خود نصب کنید، که می توانید آنها را از این صفحه دانلود کنید. (برای دیدن لینک دانلود، عضویت و ورود به سایت الزامی می باشد)

نحوه استفاده از برنامه:

بعد از نصب فونتها برنامه را اجرا کنید از نوار ابزار دکمه Load Tengwar Mode را بزنید و از پوشه modes مُد مورد نظر را انتخاب کنید. متن را در سمت چپ بنویسید و دکمه  Transcribe to Tengwar را فشار دهید تا متن شما به تنگوار بازنویسی شود.

شعری فارسی درباره دنیای فانتزی تالکین

 اندر ستایش خداوند

به نام خــــــداوند اسطـــوره ها

خــــــداوندافســــانه و قصــه ها

———————————–


خداوند جـــــــادو، خداوندسحـر

فـــروزنده مــاه و ناهید و مهــر

———————————–


خداوند تالکین مینـــــو سرشت

کــه افسانه ها نغز و نیکو نوشت

———————————-

خداوند دانندۀ رمــــــــــز وراز

خـــــــــدای گشایشگــرچاره سـاز

———————————–

خداوند مـــردان پوشیـــــده راز

همیتــام مانده است درپرده باز

———————————–

خداوند گــاندالف خــــــاکستری

که باشد ز ناپـــاک و زشتی بری

———————————–

خداوند گابلینو اورکوترول

حکیمی که داناست برجزء و کل

————————————

خداوند دورفــان وإلفــان پاک

خداوند إنت و خــــــــداوند خاک

————————————

خـــداوندبالــروگ،دیو مهیب

خــــدای گیریمـــای مردم فریب

————————————-

خداوند بــئورن ، دبّاغ پیـــــــر

خـــــــــدای بورومیـــــر مرد دلیر

————————————–

خداوندتورین ، سلحشور مـرد

کـــــــــه افکند سرها به گــاه نبرد

—————————————

خداوند هر شهر وهرسـرزمین

والینـــور یا خطۀ گـــــونـدولیـــن

—————————————

خداوند اورتانک ، برج بلنـــــد

خدای باراد- دور ِ شیطـــان پسند

—————————————-

خداوندواردا ، شــــــه اختران

به والـــیر بـــودی ز نــــام آوران

——————————————

خداوند مرغان هفت آسمــــــان

خدای گــــــوایهیـریاری رســـــان

——————————————

خداوند مـــــــــردان شهر سپید

کــــــــه بودند جنگــاورانی رشید

——————————————-

خداوند شاهی که گشته شـــهید

تــئودن که درخاک و خون آرمید

——————————————

خداوند گــُردان گــــــردن فراز


لگولاس با گیملی چـــــــاره ســاز

——————————————-

خداوند زن هــــای گرد آفرین

ایئووین ز پاکانروهــــان زمین

——————————————–

خداوندهــابیت پر مـــــــاجرا

چوبیلبوکــه می رفت ســوی بلا

——————————————–

خداوند مــــــــردان هابیتیــــان

مـری وپیپین،هردو یـار جـوان

——————————————–

خداوند یـــاران پیمــــــان سپار

چوسام وفرودو در آن روزگـار

——————————————–

خداوند فرمـــــــاندهــان زمین

چو مـَنوه کــه بـُد پادشـــــاه برین

——————————————–

خداوند دیــوان و غولان مست

خداوند اشباح و هر آنچـــه هست

———————————————

خداوند ملکور ِشیـطان سرشت

نبودش بـــــه جزنیستی سرنوشت

———————————————-

خداوند نیـــــرو ده ساحــــران

خداوندگــاندالف با سارومــــــان

———————————————-

خداوند مخـــلوق غـــــارآشیان

همـــــــانگالـِم ِحلقه یابِ دَمــــان

———————————————–

خداوندریونـــدل و مــــوریـا

که باشد مبــرّا ز رنگ و ریــــــا

———————————————–

خداوند الفـــــان پاکیـــــزه جو

گـالادریل و الــــروند فرزانه خو

————————————————

خداوند بـِرِن زعشـــاق پــــاک

کـه برلوتین گشته بُد سینه چـاک

————————————————-

خداوندآروِن ، مَهِ اله ســـــار

که بُد بانویآن شـــه شـهـــسوار

————————————————-

خداوند اسبــــان نیـــــکو نژاد

شـدوفکسآن توسن همچو بـــاد

————————————————–

خداوندآمــــــان ، اهورا زمین

کـــه آورد پاکان در این سرزمین

————————————————–

خداوند افشاگـــــر ســــــائرون

کــــه بـَرکـَند آن فتنه از بیخ وبن

————————————————–

خداوند اربـــــــاب آن حلقه ها

کـــــه افکند روی زمین لرزه ها

————————————————–

خداوند قـــدرت ، خـداوند زور

که افراشت روی زمین نومه نور

—————————————————

خداوند سیلما ریــلهــای پاک

سه گوهر چو انگوربرشاخ تا ک

—————————————————

خداوند اربـــاب صنعتگـــــران

فیانور ســـــازندۀ گـــــــــــوهران

—————————————————-

خداوند جنگ وستیز و نبــــرد

خدای آرندیلِ دریــــــا نـــــــورد

—————————————————-

خداوند یـــــــاری گــر هرنژاد

کـــــــه محکم نمود آخرین اتحاد

——————————————————

خداوند آتش ، خـــــــداونــد دود

کـه وحشت ببارید بر میرکــــوود

——————————————————

پـرستیدن اورا همیشـه رواست

جزاین کاردیگر نمودن خطاست


شعر از:محمد حسن فراهانی

ویراستار متن:سیاوش فراهانی-بورومیر

زبانهای آردا

«… زبان او و طنین شفاف صدایش شکی در دل های آنان باقی نگذاشت: سوار از مردمان الف بود. هیچ کس از ساکنان جهان پهناور چنین صدای دلنشینی نداشت…»
لیست زبانهای تالکین:
  1. پیش از دوره اول
  2. دوران اول
  3. دوران دوم
  4. دوران سوم

خواندن و نوشتن:

قواعد زبانهای الفی:

پیش از دوره اول:

  • الفی معمول (Common-Elvish):

به زبانی اطلاق می شود که توسط الف ها در زمانی که نخست در «سرزمینهای بزرگ»پدید آمدند، قبل از رسیدن به
«والینور» استفاده می شد. البته مدارک زیادی از این زبان در دسترس نیست، اما چیزهای زیادی از اطلاعات داده شده می توان استنباط کرد.

  • الفی اولیه (Proto-Elvish):

نامی برای حالت تغییر شکل گرفته ای از این زبان است. و شمال گویشهای لمبرین (Lemberin) و آواری (Avarin) می شود. در اصل تالکین این زبان را برای الف های اورومه می خواست، و به همین دلیل قرار بود این زبان جزوی از زبان «والار» باشد. اما سرانجام تالکین نظر خود را تغییر داد و تبدیل به زبان الف های اولیه و زبانی جدا از «والار» شد.
در ضمن عبارت Proto-Eldarin (اِلدارین اولیه) نیز برای این زبان استفاده می شود. چون دقیقا مشابه یکدیگر هستند و تنها تفاوتشان در این است که زبان اِلدارین اولیه گویشهای Lemberin و Avarian را ندارد. گویشهایی که تقریبا هیچ اطلاعاتی از آنان در دسترس نیست. در عوض مخفف های این دو زبان دقیقا شکل یکدیگرند و باهم اشتباه گرفته می شوند.

  • والارین (Valarian):

زبان والارها در والینور است. در حقیقت ممکن است حالتهای مختلفی از والارین وجود داشته باشد. چون کلمات استفاده شده در این زبان دقیقا مشابه زبانی به نام Mahal هستند که والار آئوله آنرا ساخته و به دورف ها تعلق دارد.

  • اِلدارین (Eldarin):

شامل چند زبان است که توسط الف های والینور استفاده می شده، مانند «لیندارین» یا «اینگویی کوئندیا» و «کوئنیای والینوری» که آخری تقریبا با زبان «کوئنیای استاندارد» فرق می کند. با این حال ممکن است که کلمه «اِلدارین» به زبانی اطلاق شود که توسط «اِلدار» ها استفاده میشده و در این صورت شامل زبان نولدورین (Noldorin) نیز می باشد.

  • زبان کوئنیا (Quenya):

این زبان در ابتدا توسط الف های والینور قبل از دوران اول استفاده می شده و از آن زمان تا به حال به همان صورت باقی مانده است: به عنوان زبانی ادبی-کتابی و تقریبا در همه جا.

  • تلرین (Telerin):

پیش از دوره اول توسط الف های آلکوالونده، در والینور استفاده می شده است. و ممکن است هنوز هم در آنجا یا در «بندرگاههای خاکستری» استفاده شود. این نام را برای زبان «تلرین» که در آمان «قلمرو قدسی» استفاده می شده به کار می بریم، اما این کلمه به گویشهای مختلفی از زبان بلریاند هم گفته میشود ، چون که توسط الف های «تلری» استفاده می شدند.

  • نولدورین قدیم (Old Noldorin)

احتمالا قبل از دوران اول استفاده می شده است، توسط الف های نولدور والینور، یا الف های ایلکورین از بلریاند. حتی قبل از دوره اول هم تو بلریاند از این زبان استفاده میشده است، چون «کرتاس دائرون» قبل از دوره اول خطی برای نوشتن این زبان ساخته است.
به نظر می آید تا زمانی که نولدورها زبان «وانیار» را ( هنگامی که در آمان بودند) به رسمیت نشناخته بودند، هردو گروه الف ها از این زبان استفاده می کردند.

دوران اول:

  • زبان کوئنیا (Quenya):

در بلریاند و در طی دوران اول نیز استفاده می شده است، و با وجودی که توسط «تینگول» -شاه الف های سیندار- صحبت کردن به این زبان ممنوع شد، اما به عنوان یک زبان خانگی نولدورها و زبان اصلی برخی از آدمیان (اداین) باقی ماند.

  • زبان ایلکورین-انواع لهجه ها (Ilkorin):

این زبانها توسط الف های ایلکورین در بلریاند دوره اول استفاده می شده و عبارتند از:

  1. ایلکورین (Ilkorin) – لهجه اصلی و کلی
  2. دوریاترین (Doriathrin) – لهجه ای که به صورت اختصاصی در منگروت استفاده می شده.
  3. دانیان (Danian) – که به آن «اوسیریاندب» هم می گویند، و توسط الف های سبز «اوسیریاند» استفاده می شده. (از لحاظ تاریخی ممکن است که این زبان به زبان «ناندورین» در دوره دوم و به زبان «سیلوان» در دوره سوم تغییر کرده باشد، اما هیچ مدرک زبانی در اختیار نیست.)
  4. فالاترن (Falathren) – توسط الف های ساحل «فالاس» در سواحل «بریتومبار» یا «اگلارست» و احتمالا در دهانه رود «سیریون» استفاده می شده. (تالکین از این زبان به عنوان جد زبانهای آلمانی یا هند-اروپایی یاد کرده.)
  • زبان نولدورین – انواع لهجه ها (Noldorin):

لهجه های نولدورین شامل چندین زبان مختلف می شوند که چندان ارتباطی با یکدیگر ندارند. زبان نولدورین توسط الف های «نولدور» در دوران اول در بلریاند استفاده می شده و ارتباط نزدیکی با لهجه های »ایلکورین» دارد:

  1. لهجه میتریم: توسط مردمان خاندان «فینگولفین»
  2. لهجه نارگوتروند: توسط مردمان خاندان «فینرود فلاگوند»
  3. لهجه گوندولین: توسط مردمان خاندان «تورگان»
  4. لهجه پسران فیانور و پیروانش
  5. لهجه مول-نولدورین یا خدمتکاران
  • لهجه لمبی (Lembi) :

این لهجه و لهجه های دیگر دارک-الف ها در بلریاند و قسمتهای شرقی آن، نیز نامهای مختلفی دارند اما از آنها اطلاعات کمی در دسترس است.

  • زبان تالیکسا (Taliksa):
زبان معمول خاندان آدمیان در بلریاند، در دوره اول است. اما به سرعت زبانهای «نولدورین» و «کوئنیا» جایگزین آن شدند. ممکن است که زبان «تالیکسا» شکل تغییر یافته زبان گوتیک قرون وسطی توسط خود تالکین باشد و استفاده اداین از این زبان با تاریخ اصلی تالکین از سرزمین میانه مطابقت می کند ، زمانیکه اداین از زبان ژرمنی استفاده می کردند. در ضمن تالکین دو زبان «مورک» و «ه-وندی» را نیز به وجود آورده است. این سه زبان ژرمنی، تالیکسا و مورک و ه-وندی، در دستور زبانهای تاریخی شرح داده شده اند اما فهرست لغاتشان هرگز منتشر نشده است. دو زبان آخری نیز با زبانهای انگلیسی قدیمی و اسکاندیناویایی قدیم مخلوط شده اند.
بعدها تالکین این ایده های خود را چنین زبانی برای اداین بلریاند بسط داد. دو زبان «هالادین» و «مالاچیان» هم در دوره اول پدید آمدند . ممکن است که اداین  زبانهایی را که با آن صحبت می کردند به عنوان یک «زبان دوم» به دورف های هم زمان خود منتقل کرده باشند.

  • زبان دورفی (Dwarvish)

این زبان نیز به مقدار کمی از «دورف های کوچک» در بلریاند در دوره اول دیده شده است.

  • زبان اورکی (Orkish)

این زبان نیز در دوره اول در بلریاند وجود داشته، در حالیکه اسامی بیشتر اورک به زبان الفی «سیندار» بوده است. حدااقل در مقابل الف ها چنین اسامی ای داشتند.

دوران دوم:

  • زبان کوئنیا (Quenya):

در دوران دوم توسط نولدورهایی که به تول-ارسیا بازگشتند استفاده می شده و هنوز نیز استفاده می شود.این نوع کوئنیای اولیه (که طرز نوشتن آن فرق می کند) در بخش فرهنگ لغت کوئنیا، در کتاب های «داستانهای گمشده» آمده است.

  • زبان کوئنیای نومه نوری (Numenorean Quenya):

نوعی از کوئنیا زبان ادبی خاندان نومه نورها در دوره دوم بود و برای همین از عبارت «کوئنیای نومه نوری» برای متمایز ساختن آن از دیگر شاخه های زبان کوئنیا استفاده می شود.
همچنین این زبان به عنوان زبان ادبی برتر توسط گیلگالاد و دیگر الف های نولدور در سواحل سرزمین میانه استفاده می شد، همینطور توسط کلبریمبور و نولدورهای اره گیون، الروند و خانواده اش در ریوندل، و گالادریال در لوتلورین.

  • زبان نومیش (Gnomish):

با اسم دیگر «گولدوگرین» در دوره دوم توسط نولدورهایی که به تول-ارسئا بازگشتند استفاده میشده، و با توجه به دیدگاه تالکین این یک حالت اولیه از زبان سیندار بوده است. از نظر زبان شناسی، این زبان بیشتر به لهجه های ایلکورین شباهت دارد تا به نولدورین یا به سیندارین (که در کتاب ارباب حلقه ها استفاده شده).به هرحال در بخشی از کتاب های «داستاهای گمشده» به این زبان اشاره شده است.

  • نولدورین (Noldorin):

در دوره دوم و سوم در سرزمین میانه استفاده می شده است.ممکن است که زبان معمول نولدورهای اره گیون، اهالی خاندان الروند و نیز دونه داین (در هردوی سرزمین های نومه نورها قبل از سقوط و پادشاهی آرنور در شمال و گوندور در جنوب) بوده باشد.
زبان نولدورین توسط دورف ها در دوره دوم زیاد استفاده می شده است. به خصوص در موریا، و می توان این زبان را در نقشه اصلی «تور» پیدا کرد که در «اره بور» ساخته شده.

  • ناندورین (Nandorin):

نام زبانی است که توسط الف های سبز در شرق کوههای مه آلود در دوران دوم استفاده می شده است.

  • آدوانیک (Aduanic):

در نومه نور در دوران دوم استفاده می شده، به خصوص در قشر پایین جامعه. به نظر می رسد که این زبان دارای فرمهای مختلفی باشد.این زبان قبل از نابودی نومه نور دوباره به سرزمین میانه بازگشت. و منبع بسیاری از لهجه هاست که به نام وسترون (Westron) شناخته شده اند و در اومبار، تارباد، گوندور و نقاط میانی آنها استفاده می شده اند.

  • زبان سیاه (The Black Speech):

سازنده آن والار ملکور بوده و در دوره دوم توسط سارون استفاده می شده و او بوده که آنرا تکمیل کرده. او میخواست این زبان را جایگزین زبان عمومی سرزمین میانه سازد.

دوران سوم:

  • زبان کوئنیا (Quenya):

در دوره سوم به عنوان زبان ادبی توسط الف هایی که در کرانه غربی زندگی می کردند و همینطور در ریوندل و لورین استفاده میشد. و هنوز نیز در بین دونه داین استفاده میشود، و نیز توسط برخی هابیت های تحصیل کرده.

  • زبان کوئنیای اِنتی (Entish Quenya):

به صورتی که در دوره سوم استفاده می شد ممکن است که بنوان آنرا یکی از شاخه های زبان کوئنیا به حساب آورد. به این دلیل که این زبان شامل بسیاری از لغات زبان کوئنیا می باشد که از زبانی که الف ها به ایشان آموختند برداشته اند.
انت ها همچنین زبانی مخصوص به خود داشتند به نام «انتی» که کس دیگری نمیتوانست آنرا بیاموزد. درختهای فنگورن حتی زبان «وسترون» نیز بلد بودند و ممکن است که سیندارین یا حتی ایلکورین را نیز آموخته باشند.

  • سیندارین (Sindarin):

در دوران سوم در سرزمین میانه استفاده می شد. این زبان ، زبان معمول اهالی خانه الروند بود و نیز زبان دونهداین در گوندور و آرنور. ممکن است زبان خانگی شاه «تراندویل» پدر لگولاس از سیاه بیشه هم باشد.

  • زبان سیلوان – لهجه ها (Silvan):

لهجه های زبان سیلوان در دوره سوم توسط الف های لورین و سیاه بیشه استفاده می شده. زبان الف های سیاه بیشه را به اصطلاح لهجه الف های بیشه می گویند.

  • وسترون (Westron):

زبان معمول فانیان در دوره سوم بود، و لهجه های آن در بین اهالی گوندور، بری، و دیگر مکانها استفاده می شده است. این زبان، دستور زبان قابل توجهی دارد، که هنوز منتشر نشده است و لغات کمی دارد که اکثرشان منتشر شده اند. لهجه های منحصر به هر منطقه عبارتند از :

  1. روهانیش: زبان روهیریم ها و مردمان روهان (دارای دو فرم «قدیم» و «متداول»)
  2. هابیتیش: زبان هابیت ها در هردو قسمت شایر و استورس.
  3. دالیش: که تنها کلمه «تراگو» از این زبان شناخته شده ، که نام اصلی «اسماگ»-اژدهای طلایی- بوده است.
همچنین زبان وسترون زبان متداول دورف ها در دوران سوم بود، و اورک ها در موقع لزوم از آن با لهجه ای تقریبا «خشن» استفاده می کردند.
زبانهای دیگر فانیان در دوره سوم (که اطلاعات چندانی از آنان در دسترس نیست) :

  • پیش-نومه نوری (Pre-Numenorean):

که در حقیقت پیش زمینه زبان وسترون بود، و در منطقه هایی اطراف اردنیمرایس استفاده می شده است.

  • زبان دانلندینگ ها (Dunlending):

در شرق و جنوب کوه های مه آلود استفاده می شد.

  • زبان هارادریم ها (Haradrim):

در جنوبی ترین نقاط گوندور استفاده می شد.

  • زبان دروگ ها (Drugs):

که در دوران اول نیز همانند دوره سوم، و در حوالی اردنیمراس استفاده می شده. توسط آدمیانی که زمانی از مردمان نومه نور بودند و از خاندان هالت.

  • زبان دورفی (Dwarvish):

با اسم مخفی«خازادول». زبان آسانی نیست، اما کلمات آن از دوره اول در بلریاند استفاده می شده. و از دوره سوم توسط دورف های «دراز ریش» در بسیاری از مکانهای سرزمین میانه استفاده شده. این زبان یک زبان خصوصی است و به نظر می آید فقط دورف ها آنرا بلدند. تنها استثناها گندالف و گالادریل هستند.

  • زبان اورکی -یا زبان سیاه پست تر (Orkish):

در دوره سوم توسط گروههای مختلف اورک ها مخصوصا اورک ها موریا، ایزنگارد، و موردور استفاده می شده. گفته شده که این زبان دارای لهجه های زیادی نیز می باشد.

ملکور

 
مورگوت:

  • نامهای دیگر: آلکار ( تابان )، باگلیر ( کسی که در فشار میگذارد)، بلگروت (مرگ بزرگ )، دشمن بزرگ، قدرتمندترین، کهنترین نیرو، ارباب، خداوند سیاه، پادشاه جهان، سایه و شیطان تاریکی.
 
ملکور اولین تن از آینور بود که بوجود آمد و به او موهبت داشتن بیشترین قدرت و دانایی عطا شده بود و تمام موهبتهای دیگری که به برادرش منوه بخشیده شده بود. ملکور دوست داشت بیافریند و به دنبال مکانی خالی برای شعله های فنا ناپذیر بود هرچند با ایلوواتار صبور نبود.
هنگامی که ایلووتر به همراه والار شروع به خلق موسیقی آینور کرد، ملکور سعی کرد تا موضوعات خود را در برنامه های ایلوواتار بگنجاند تا از این طریق قدرت و شکوهش بیشتر شود. اما آهنگهای خشن و جسورش باعث ناهماهنگی در بقیه ملودی ها شد.
ملکور به وسیله ایلووتر توبیخ شد و بسیار خجالت کشید، اما پس از خجالت خشم به سراغش آمد و رویاهای پنهانی اش درباره ی فرمان راندن و ارباب نامیده شدن را برای خود نگه داشت. هنگامی که والار کارهایشان را برای شکل دادن آردا شروع کردند، ملکور فرماندهی را به عهده گرفت، اما در کار هرچه ساخته میشد فضولی میکرد، و ساخته های آنان را به میل خود تغییر می داد. او شکل مرئی گرفت، شاید به خاطر اینکه تنفر مانند آتشی در درونش می سوخت، هیئت او تاریک و وحشتناک بود، با جادو و قدرتی بیشتر از بقیه ی والار. چشمانش مانند شعله زبانه می کشید اما گویا گرما در آنها پژمرده شده و سرما به آن نفوذ کرده.
ملکور هنوز خواستار فرمان راندن بر جهان بود و به بقیه والار گفته بود که آردا سرزمین مختص به اوست. منوه، برادر ملکور از پذیرش این سرباز زد و بدین ترتیب اولین درگیری میان ملکور و دیگر والار بر سر مالکیت آردا شکل گرفت.
پس تولکاس به آردا آمد و به والار پیوست و بعد از جنگهای مفصل ملکور از خشم تولکاس گریخت و در تاریکی پنهان شد.
بعد از خلق لامپهای والار هنگامی که بقیه والار مشغول خوشگذرانی بودند، ملکور پنهانی به سرزمین میانه بازگشت و اوتومنو را ساخت. شرارت او باعث ویرانی سرزمین شد و بدین دلیل والار از وجود او باخبر شدند. اما او حمله ی آنان را با نابود کردن لامپها به تاخیر انداخت. او زمان رشد کردن دو درخت والینور به اوتومنو عقب نشینی کرد. ملکور سپس آنگباند را به عنوان سنگری در برابر والار ساخت و آنجا او سپاهی را معین و مسلح کرد.
هنگامی که الفها بیدار شدند، ملکور در هیئت سوار سیاهی ظاهر شد که هم بدگمانی نسبت به اورومه را، که برای بردن الفها به والینور آمده بود، زیاد میکرد و هم تعدادی از الفها را اسیر کرد. با شکنجه آنها را به اورک تبدیل کرد.
والار پس برای الفها نگران شدند و به ملکور حمله کردند. اوتومنو کاملا در جنگ قدرتها نابود شد. در خرابه های دژ، تولکاس با ملکور کشتی گرفت و او را شکست داد، سپس با آنگینور، زنجیری که آئوله ساخته بود او را بست.
ملکور به والینور بازگردانده شد و محکوم شد تا سه سال را تنها و اسیر در تالارهای مندوس بگذراند.
بعد از سه سال ملکور نقاب زیبایی به چهره زد و هیئت زیبایی به خود گرفت.
و اینگونه مانوه را که توانایی درک شرارت را نداشت گول زد. ملکور مجبور به ماندن در والیمار شد و هنگامی که آنجا بود آرزومند سیلماریلها شد. همچنین در والینور، انتقام خود ا از الدار گرفت، کسانی که آنها را دلیل سقوط خویش میدید. او وانمود کرد که الفها را دوست دارد و میخواهد دانش پنهانیش را به آنها تقدیم کند و این دانش چیزی نبود جز دروغ و مشاوره اشتباه. نولدور از پیشنهاد او خوشحال شدند و به حرفهایش گوش کردند، حرفهایی که هیچگاه نباید به آن گوش می سپردند، از میان همه ی الفها فیانور بیش از دیگران و به طور جدی با حرفهای ملکور گمراه شد.
هنگامی که فیانور اندیشه های شرورانه ملکور را دریافت، والا گریخت و برای همیشه به شکل قدیمی خود در هیئت فرمانروای تاریکی بازگشت.
ملکور به کمک مایاری بنام اونگولیانت در زمان جشن و فستیوال به والینور بازگشت و هرکدام از دو درخت را با نیزه اش زخمی کرد. سپس اونگولیانت شیره ی دو درخت را نوشید و آنها را سمی کرد. ملکور و اونگولیانت سپس به محل زندگی فیانور در فورمنوس رفتند، پدرش فینوه را کشتند و سیلماریلها را دزدیدند. بعد از این وقایع فیانور او را مورگوت نامید و با این اسم تا ابد شناخته شد.
ملکور قسمتی از معامله اش را با اونگولیانت پرداخت اما از دادن یکی از سیلماریلها به او سرباز زد، اونگولیانت به او حمله کرد و ملکور نیز بالروگهایش را به یاری خواست و آنها اونگولیانت را از آنجا راندند.
ملکور پس از ترک فورمنوس به آنگباند رفت و زیرزمینها و سیاهچالهای جدیدی زیر برجش تانگورودریم حفر کرد. او تاجی از آهن برای خود ساخت و سیلماریلها را در آن گذاشت و خود را پادشاه جهان خواند، هرچند دستهایش به علت لمس سیلماریلها سوخت و تا ابد سیاه و دردناک ماند.
ملکور سیلماریلها را از خشم الفها دور نگه داشت و بعضی از آدمیان تازه بیدار شده را فاسدکرد. او از نور خورشید و ماه میترسید و به طور جزئی توسط الفها مغلوب شد و مدتی در آنگ بند محاصره شد. اما پس از دوباره مجهز کردن نیروهایش به نولدور حمله کرد و آنها را شکست داد. اما در میان این جنگ که داگور براگولاخ نام داشت، فینگولفین شاهنشاه نولدور او را به مبارزه تن به تن دعوت
کرد و هفت بار او را زخمی کرد و با رینگیل شمشیرش پای او را چاک داد. بعد از زخم کردن ملکور ، فینگولفین را با گرزش گراند خرد کرد و بدنش را برای گرگهایش برد اما توروندور ، شاه عقابها بدن فینگولفین را ربود و صورت ملکور را زخمی کرد. بعد از آن روز ملکور همواره می لنگید، اثر زخم توروندور باقی مانده بود و زخمهایش هیچگاه شفا نیافتند.
بعد از سقوط فینگولفین، برن و لوتین به آنگباند آمدند و یکی از سیلماریلها را دزدیدند. بعد از آن مورگوت در پنجمین جنگ بلریاند ، جنگ اشکهای بیشمار بر الدار و اداین، تا حدی به علت خیانت آدمیان، پیروز شد. مورگوت تنها این جنگ را نبرد بلکه ترس و نفرت را میان گروههای مختلف الفها و آدمیان حکمفرما کرد.
قدم بعدی برای حمله ای سخت به الفها با خیانت مائگلین میسر شد. او در زیر شکنجه محل شهر مخفی گوندولین را فاش کرد. مورگوت سپس با بالروگها، اورکها، اژدهاها و گرگهایش به گوندولین حمله کرد و آنجا را ویران برجای گذاشت.
بد از این پیروزی مورگوت به قدری مغرور شد که باور نمی کرد کسی جرات جنگ کردن با او را داشته باشد. هرچند با درخواست ائارندیل ، گروهی از والار به سرزمین میانه آمدند و مورگوت را در جنگی بنام جنگ خشم یا نبرد بزرگ ملاقات کردند. دژ مورگوت و نیروهای اهریمنی او نابود شدند و در آخر والار با خود او جنگیدند و او را شکست دادند، او دوباره تقاضای بخشش کرد اما او را با آنگینور بستند و دو سیلماریل باقی مانده را از تاجش کندند.
هرچند سیلماریلها بوسیله دو پسر باقی مانده فیانور دزدیده شد اما آنها نابود شدند.
والار مورگوت را در مکان بیزمانی در دروازه ی شب، پشت دیوارهای جهان انداختند. هنگامی که مورگوت از دنیا بیرون انداخته شد، تاثیراتش تا مدتها در زمین باقی ماندند، بسیاری از مخلوقاتش به زندگی خود ادامه دادند همانطور که بدخواهی و نفرتی که او در قلب الفها و آدمیان نشاند باقی ماند.
ملکور در کوئنیا به معنای کسی که از توانایی برخاست، میباشد.


نکات:
  • گوتموگ سر دسته بالروگها به پسر یا دستساز ملکور معروف است.
  • سارون خدمتکار ملکور، تنها کسی بود که پس از نابودی اربابش توانست هاله ای از ترسی را که او می آفرید بازگرداند. 
  • ملکور در دوران اول پنج بار با الفها جنگید که تنها در یک جنگ ( داگور آگلارب ) شکست خورد و در چهار جنگ دیگر پیروزی از آن او بود. بلریاند پس از این وقایع نابود شد.

گالادریل

 
گالادریل ، بانوی روشنایی:
گالادریل چندین سال پیش از شروع دوران اول در قلمروی قدسی به دنیا آمد. مادرش آرون دختر اولوه پادشاه تلری بود و پدرش فین آرفین کوچکترین پسر فینوه از زن دومش ایندیس. او چهار برادر به نامهای فینرود، اورودرت، آنگرود و آاگنور داشت. او از جمله الفهایی بود که دو درخت را دیده بود. مادرش او را نرون صدا میزد و پدرش آرتانیس نامیده بودش. او همچنین آلاتاریل نیز خوانده میشد. او بسیار زیبا و بلند قامت بود: «گالادریل، زیباترین در خاندان فینوه بود. گیسوانش به روشنی طلا بود و مانند آنکه تشعشع لورلین را در خود داشته باشد». (سیلماریلیون)
بعد از آنکه دو درخت توسط ملکور و اونگولیانت نابود شدند و سیلماریل ها دزدیده شد، فیانور سخنرانی پر شوری برای نولدور کرد و آنها را متقاعد ساخت تا همراه او به سرزمین میانه بروند. گالادریل با آنکه به فیانور اعتماد نداشت اما دلش می خواست به سرزمین میانه برود. هنگامی که نولدور برخلاف خواسته والار والینور را ترک کردند، از بازگشت محروم شدند.
اما گالادریل تنها زنی از نولدور بود که دلیر و استوار ایستاد و هنگام مجادله شاهزادگان او مشتاق رفتن بود. هیچ سوگندی نخورده بود، اما سخنان فیانور درباره ی سرزمین میانه او را به هیجان آورده بود.
فیانور و همراهانش کشتی ها را برای رفتن به سرزمین میانه برداشتند و رفتند اما هرچند که گالادریل و خویشاوندانش منتظر ماندند او کشتی ها را بازنگرداند، آنها دریافتند که به آنها خیانت شده. در گذشتن از سرزمین یخ بندان هلکاراکسه که یخهای تیز ئ برنده ای داشت، گالادریل در در هدایت مردمش به سرزمین میانه بسیار کمک کرد. با رسیدن به سرزمین میانه دریافتند جنگی بین دو طرف در گرفته و بسیاری کشته شدند.
گالادریل سپس به دوریات رفت تا زندگی کند زیرا تینگول پادشاه دوریات عموی مادرش بود. در آنجا او دانش و خرد بسیار از ملیان همسر تینگول فراگرفت. در دوریات او با کلبورن، بزرگترین خواهر زاده ی تینگول ملاقات کرد و عاشقش شد و با او ازدواج کرد. آنها مدتها در سفر بودند تا سرانجام در لوتلورین سکونت کردند و با گم شدن آمروت پادشاه الفهای جنگلی، کلبورن فرمانروای آنان شد. پس از سالها آنها صاحب یک دختر شدند، کلبریان که با الروند فرمانروای ریوندل ازدواج کرد.
در سال ۱۶۹۳ دوران دوم کلبریمبور صنعتگر الفی که پسر کوروفین، پسرعموی گالادریل بود، ننیا حلقه ی آب را به او بخشید که یکی از سه حلقه های قدرت الفها بود. او در دوران دوم و سوم از قدرتش برای مبارزه با بدی استفاده کرد زیرا او می توانست ذهن سارون را بخواند بدون آنکه افکارش آشکار شود. آنها سه بار حمله سارون را که از دول گولدور سازماندهی می شد دفع کردند. کلبورن و گالادریل به مردمی که بسیار محتاج کمک بودند اندرز و هدایای جادویی می دادند.
و این گالادریل بود که برای اولین بار شورای سفید را تشکیل داد. بعد از نابودی سارون کلبورن با نیروهایی از رودخانه گذشت و دول گولدور را گرفت، و گالادریل دیوارهای آن را نابود کرد و گودالهایش را خالی و پس از آن جنگل پاکیزه شد.
یاران حلقه در سفرشان، هنگام فرار از موریا به لورین آمده و با گالادریل و کلبورن ملاقات کردند. آنها زیبا، باریک، موقر و بلند قامت توصیف شده اند. نشانی از کهنسالی نداشتند مگر آنکه در عمق چشمهایشان می نگریستی که انبانی از خاطرات بود. گالادریل سفید پوشیده بود و موهای طلایی سیری داشت صدایش آهنگین بود اما عمیق تر از دیگر زنان سخن می گفت.
در تمام داستان خرد گالادریل مشخص است. او غمی را که گیملی در گذر از موریا حس کرده بود، درک کرد و با محبت و تفاهم پذیرای دشمن دیرینه الفها شد. او سپس به فرودو و سم اجازه داد تا در آینه بنگرند.
فرودو حلقه یگانه را به او تقدیم کرد و او تصدیق کرد که آرزوی داشتنش را داشته اما آن را رد کرد.
گالادریل می دانست اگر ماموریت فرودو به موفقیت برسد سارون نابود میشود اما پایان قدرت دنیا، فریبندگی لوتلورین و زمان الفها در سرزمین میانه را به دنبال خواهد آورد.
در پایان جنگ حلقه والار به او اجازه بازگشت به والینور را می دهند به خاطر سعی و تلاش در مبارزه با بدی، از خود گذشتگی و رد حلقه یگانه او به همراه الروند، بیلبو، گندالف و فرودو به بندرگاه های خاکستری می رود و در حالی که سرتاپا سفید پوش بود سرزمین میانه را برای همیشه ترک می کند. در والینور او به دخترش کلبریان می پیوندد و کمی بعد کلبورن نیز به والینور می آید.