
مقاله زیر ترجمهای از فصل «مقیاسهای زمانی و نرخهای رشد» از کتاب «سرشت سرزمین میانه» است که در سال 2021 منتشر شد. این کتاب مجموعهای از نوشتههای تا به حال منتشر نشده از جی.آر.آر. تالکین را شامل میشود که توسط «کارل اف. هاستتر» ویرایش شده است. متن زیر به بررسی تفاوت گذر زمان از دید الفها و انسانها در نقاط مختلف جهان آردا و دورانهای مختلف تاریخ رشتهافسانه میپردازد. سن چند شخصیت مثل گالادریل، الروند، کلهبریان، آرون و آراگورن نیز به عنوان مثال با توجه به این مقیاسهای زمانی بررسی شده است.
فصل نهم
مقیاسهای زمانی و نرخهای رشد
این دستخط نوشتهای با قلم مشکی روی شش گوشه از سه برگهی ساده است که کنار هم گردآوری شده. تالکین بعضی اصلاحات و نکات اضافه را با خودکار قرمز و آبی و مداد نوشته است. تاریخ نوشتهها به سال 1959 برمیگردد.
برای مشاهده کاربردهای مشابه در تعمیم دادن نرخ سالهای خورشیدی نسبت به سالهای والیان یا 144:1 به شخصیتهای خاص رشتهافسانه متون موجود در فصول 10 یعنی «دشواریهای گاهشماری»؛ 11 یعنی «سالخوردگی الفها» و 18 یعنی «سن و سال الفی و نومهنوری» را ببینید.
مقیاسهای زمانی و نرخهای رشد
| سالخوردگی در سالهای والیان | آدمیان فانی | |
| 1 | 144 | |
| کوئندیایی اصیل | 1 | 144 |
| متاخر | 25/36 | 100 |
نرخ کوئندیایی در ابتدا شبیه والیان بود و در آمان به همان صورت باقی ماند. اما هر اقدام و انتخابی که کوئندی یا گروههایی از آنان را بیش از قبل با «آردای گزند دیده» در آمیخت، نرخ «رشد» سریعتر شد (چرا که تمایل به زوال جسمانی افزایش یافت).
گفته میشود که به محض حرکت الدار نرخ سالخوردگی آواری به 100:1 افزایش یافت؛ ناندور به محض ترک سفر به شرایط مشابهی دچار شد؛ سیندار با انتخاب برای ماندن در سواحل غربی چنین وضعیتی پیدا کرد؛ و نرخ سالخوردگی نولدور تبعیدی به محض ترک آمان یا حتی به محض شنیده شدن نفرین ماندوس و پافشاری بر شورش سریعتر شد.
از این روی، در تمام افسانههای قدیم، میتوان از نرخ 100:1 برای تعیین تقریبی سن الدار در کلام آدمیان استفاده کرد (به جز زمانی که در آمان بودند و این نرخ 144:1 بود).
گفته میشود که پس از سقوط سائورون، و آغاز دوران چهارم و سلطه آدمیان، نرخ سالخوردگی الفهایی که هنوز در سرزمین-میانه مانده بودند دوباره سریعتر شد و به حدود 72:1 یا در این روزگار متاخر به 48:1 رسید.
محاسبات
در ادامه خواهید دید که تواریخ ارائه شده در «فرمانروای حلقهها» با این نرخها همخوانی دارد، به جز در دو مورد.
نرخ سالخوردگی نیم-الفهایی که تصمیم گرفتند به کوئندی بپیوندند، بهوضوح در سرزمین-میانه 100:1 بود. (برای کسانی که به جمع آدمیان پیوستند نرخ رشد ویژهای در نظر گرفته شد که تقریبا 3:1 بود. اگرچه این نرخ رفتهرفته کمرنگ شد، ولی در مورد آراگون تقریبا دوباره احیا گردید: نرخ رشد او 5:2 بود).
الروند 58 سالِ [خورشیدی] پیش از پایان دوران اول در اثنای سرنگونسازی مورگوت به دنیا آمد؛ اما چون در سرزمین-میانه زاده شد، از همان ابتدا با نرخ 100:1 روبرو بود. او دوران دوم سرزمین-میانه را پشت سر گذاشت: 3441 سال. (گفته میشود که) در سال 100 دوران سوم با کلهبریان ازدواج کرد، و در پایان دوران سوم (سال 3021) سرزمین-میانه را ترک گفت. گفته شده که او در نبرد آخرین اتحاد (سال 3430 دوران دوم) «منادی گیل-گالاد» بود.
بنابراین میتوانیم ببینیم که وقتی او سرزمین-میانه را ترک کرد 58+3441+3021 یعنی 6520 سال داشت. به کلام آدمیان، او در آن زمان تازه 65 سالگی را پشت سر گذاشته و هنوز بسیار نیرومند بود.
الروند در نبرد آخرین اتحاد 58+3430=3488/100 یعنی تقریبا 35 سال داشت. او در زمان ازدواج 58+3441+100=3599/100 یعنی 36 ساله بود.

کلهبریان (ظاهراً) در اوایل دوران دوم به دنیا آمد، زمانی که گالادریل از بازگشت به ارهسئا امتناع ورزید، و از کوهستانها عبور کرد. احتمالا سال 300 دوران دوم بود. بنابراین او در زمان ازدواج با الروند 3441-300+100 یعنی 3241 یا 32 سال داشت. چنین سنی برای ازدواج منطقی بود و میتوان آن را با عقب افتادن زمان ازدواج بهخاطر جنگ آخرین اتحاد و مصیبتهای قبل از آن در اریادور توضیح داد. کلهبریان در زمان ترک سرزمین-میانه در سال 2509 دوران سوم 3141+2509 یعنی 5650 یا 56 سال داشت.
آرون (مطابق فرمانروای حلقهها) در سال 241 دوران سوم به دنیا آمد. او در سال 3019 دوران سوم با آراگورن ازدواج کرد، و در آن زمان 2778 ساله یا به تعبیر آدمیان تقریبا 28 ساله بود. این سن در میان الفها زمان بسیار مناسبی برای ازدواج بود. البته ازدواج او به ناچار به خاطر جنگ حلقه و مصیبتهای قبل از آن به تعویق افتاده بود. در سال 2951 که آراگورن برای اولین بار آرون را دید، او 2710 یا 27 ساله بود، در حالی که خود آراگورن 20 سال داشت: در آن زمان آراگورن از نظر سنی هنوز از او پیشی نگرفته و این مطلوب بود، چون آرون به خاطر او میخواست فانی شود. در سال 2980، زمانی که با یکدیگر در لورین سوگند نامزدی یاد کردند، آرون اندکی مسنتر بود، اما آراگورن 49 سال داشت.
آرارگون در سال 2931 دوران سوم به دنیا آمد، اما تا سال 100 دوران چهارم زیست، و آنگاه به یک عمر کامل رسید، ولی هنوز فرتوت نشده بود. آن زمان 190 سال داشت. او «آخرینِ نومهنوریها» بود، و (آنطور که میگویند) طول عمرش با شاهان آدمیان قدیم برابر بود: عمری سه برابر آدمیان عادی. نرخ رشد او احتمالا به جای 3:1 معادل 5:2 بود. بنابراین در هنگام ازدواج در 3019 دوران سوم در 88 سالگی در واقع 35 ساله بود؛ و در زمان مرگ در 190 سالگی در واقع 75 ساله بود. (او با فرض نرخ رشد کامل نومهنوریها در زمان ازدواج 29 ساله و در زمان مرگ 63 ساله در نظر گرفته میشود.)
به نظر میرسد که «موهبت» اعطا شده به نومهنوریها شبیه اهالی آمان بود: این موهبت نرخ رشد آدمیان به سمت بلوغ را تغییر نمیداد، ولی به دنبالش زوال کهنسالی را برای مدتها به تعویق میانداخت؛ تا زمانی که فرد از درون خود (به سبب تحرک فئا) متوجه میشد که زمان آن رسیده تا داوطلبانه از زندگی در این دنیا دست بکشد. اگر کسی این کار را نمیکرد، و به زندگی میچسبید، کهولت سن بهسرعت از راه میرسید. اگر آراگورن تمناهای آرون را اجابت میکرد، خیلی زود، حداقل به لحاظ جسمانی، فرتوت میشد.

گالادریل در آمان به دنیا آمد. او در زمان تبعید جوان و مشتاق بود و بهطور دقیق یا شاید هم در آستانه بلوغ قرار داشت: احتمالا در حدود 20 سالگی. از این رو، گالادریل باید 20×144 یعنی 2880 ساله میبود. او در بلریاند با کلهبورن (شاهزاده سینداری و از خویشان تینگول) آشنا شد. اما در جریان جنگ با آنگباند که 590 سال به طول انجامید و از نظر زمان سالخوردگی الدار حدود شش سال طول کشید، ازدواجها یا تولدهای اندکی در میان الدار رخ داد. گالادریل احتمالا به فاصله کوتاهی پس از سرنگونسازی مورگوت با کلهبورن ازدواج کرد، و زمانی که (ظاهرا به خاطر عشق به کلهبورن که هنوز حاضر به ترک سرزمین-میانه نبود) از بازگشت به ارهسئا در غرب امتناع ورزید، هر دو از کوهستان لون گذشتند و به اریادور رفتند. آنگاه او حدوداً 26 سال داشت، چرا که سالهای بلریاند با نرخ سالخوردگی 100:1 گذشته بود. او در سال 300 دوران دوم یا همان حوالی زمانی (3 سال بعد) کلهبریان را در اریادور به دنیا آورد. گالادریل در آن زمان 29 سال داشت. سپس تمام سالیان باقیمانده از دوران دوم تا سال 3441 را سپری کرد، و در سال 3021 دوران سوم سرزمین-میانه را ترک گفت. او در آن زمان 20+(3441+3021)/100 یعنی 20+70.5 یا 90.5 سال داشت؛ بنابراین از دید الفی، مطابق بر زمانی که زوال کوئندی فرا میرسید، او در حال پشت سر گذاشتن بهترین برهه برای روئا بود.
همانطور که پیداست، این محاسبات نشان میدهد که رویدادها و تواریخ (فرمانروای حلقهها) مطابقت بالایی با طبیعت الفی داشت، و بهطور کلی درست گزارش شده بود. ولی در دو مورد خطا دیده میشود: احتمالا با منشأ تحریری.
در حکایت سالیان گفته شده که الروند در سال 100 دوران سوم با کلهبریان ازدواج کرد، و پسران دوقلویش (الادان و الروهیر) در سال 139 دوران سوم به دنیا آمدند، و آرون زاده سال 241 دوران سوم بود. در اینجا باید خطایی رخ داده باشد: چرا که تا سال 139 دوران سوم فقط 39 سال گذشته بود، یا از نظر سالخوردگی الدار و نیم-الفها، از زمان ازدواج الروند 2.5 سال گذشته بود. چنین چیزی غیرممکن است.
همچنین، در سال 241 دوران سوم فقط 102 سال از زمان تولد دوقلوها گذشته بود که اندکی بیشتر از یک سال در واحد سالخوردگی محسوب نمیشود، و اگرچه با توجه به طبیعت و رفتار الفها ناممکن نیست، اما نامحتمل به حساب میآید. (بهویژه پس از تولد دوقلوها، و در هنگام تشکیل نطفه و بارداری فرزندی خاص با مرتبهای والا.)
بنابراین محتمل است که 100 و 241 به اشتباه به جای 10 و 341 نوشته شده باشند: زیرا ارتکاب به چنین خطاهایی گاهاً به آسانی رخ میدهد؛ و میتوان دید که اگر جای 10 و 341 عوض شده باشد، جای این مداخل [یعنی مداخلی که در حکایت سالیان ضمیمه ب چاپ شده] از موقعیت فعلی آنها تغییر نکرده است.
با این اصلاحات میتوانیم ببینیم که کلهبریان و الروند در زمان ازدواج 90 سال جوانتر از آنچه گفته شده، بودند. این مسئله مشکل بزرگی به وجود نمیآورد. ولی دوقلوها 129 سال یا 1.29 سال بعد به دنیا آمدند که حدوداً معادل یک سال و چهار ماه و به لحاظ الفی بسیار محتمل است. تولد آرون 202 سال یا حدوداً 2 سال بعد رخ داد. این فاصله هرچند زودتر از انتظار، اما محتمل است.
فرزند دیگری از الروند متولد نشد، ولی کلهبریان تا سال 2509 یعنی زمانی که حدود 5650 یا 56.5 سال داشت، سرزمین-میانه را ترک نکرد. این قضیه بدون شک تحت تاثیر تولد دوقلوها و بیش از آن، متاثر تولد آرون بود که فرزندی خاص با قدرت و زیبایی بسیار بود.
در یادداشتهای حاشیهای متاخر با خودکار آبی در کنار دو پاراگرافی که با جمله «در اینجا باید خطایی رخ داده باشد» شروع میشود، تالکین یک بار دیگر تغییرات پیشنهادی را بررسی میکند:
خیر. نرخ رشد کودک (مشتمل بر زمان حضور در رحم) تا بلوغ 10:1 بود. بارداری 8 سال (=96 ماه) طول کشید. از این رو، سال 139 [دوران سوم] بسیار محتمل است. ولی دوران استراحت در زمان سالخوردگی والدین دارای نرخ 100:1 بود. بنابراین پای 200 سال وسط میآید. از این رو، نطفه الادان و الروهیر باید در سال 131 تشکیل شده و تولدشان در سال 139 رخ داده باشد. نطقه آرون پس از 194 سال یا حدوداً 2 سال استراحت، در سال 333 بسته شد و در سال 341 به دنیا آمد.
اگرچه تالکین بعداً تاریخ تولد الادان و الروهیر را در ویرایش دوم (1966) ضمیمه ب فرمانروای حلقهها به سال 130 تغییر داد، تغییری در تاریخ تولد آرون ایجاد نشد.
آردا، دنیای تالکین سایت طرفداران تالکین در ایران. جایی برای گفتگو در مورد ارباب حلقه ها و دیگر آثار تالکین به زبان فارسی