Album: Led Zeppelin IV (1971) | Track: Misty Mountain Hop | Band: Led Zeppelin |
یه روز دیگه هم داشتم توی پارک قدم میزدم
میدونی، میدونی چی دیدم؟ تعداد زیادی آدم که روی چمن نشسته بودند و به موهاشون گل زده بودند و میگفتند “هی پسر میخوای چیزی گیرت بیاد ؟” و میخوای بدونی واقعا چطوری بود من واقعا نمیدونم چه وقتی بود پس ازشون خواستم تا برای چند لحظه پیش شون بمونم من متوجه نشدم، ولی واقعا خیلی تاریک و منم واقعا… من هم واقعا زده بود به سرم دقیقا همون موقع بود که یه پلیس به سمت من اومد و از ما خواست “لطفا، هی، ما نباید مراقب باشیم تا همه توی صف بایستند” “برو توی صف” خب میدونی، اونا از ما خواستند تا برای چای بمونیم و یکم خوش بگذرونیم اون گفت که قراره بقیه دوستاش هم بیان و بهمون سر بزنن چرا یه نگاه دقیق به خودت نمی اندازی و چیزی که میبینی رو توصیف نمی کنی و، ازش خوشت میاد ؟ تو اونجا نشستی، ساکت و کم حرف، مثل یه کتاب توی قفسه که داره می پوسه آه، سعی نکن که با این حالت بجنگی تو واقعا برات مهم نیست اگه اونا بیان یا نه من میدونم که همش یه حالتی از ذهن هست اگه امروز به طرف پایین خیابون بری بهتره که چشماتو باز کنی مردم اون پایین اونجا براشون مهم نیست، اصلا اصلا اصلا براشون مهم نیست که دروغ از چه راهی بهشون فشار بیاره پس من تصمیم گرفتم کاری که الان میخوام بکنم رو انجام بدم پس وسایلم رو توی کیفم گذاشتم تا به سمت کوهستان مه آلود برم که اکنون ارواح به آنجا می روند در آن سوی تپه ها، جایی که ارواح پرواز می کنند من واقعا نمی دونم |
– ترجمه: torambar
- این ترجمه برای اولین بار در تالارهای شورای ماهاناکسار منتشر شده بود: The Tolkien-Zeppelin Connection
مطالب مرتبط:
نگاهی دقیق به ارتباط ترانههای بند «لد زپلین» با رشته افسانه تالکین