3DMahdi 14,529 ارسال شده در اکتبر 24, 2009 سلام امیدوارم به هیچ الفی بر نخوره ولی به نظر من الفها(البته نه همشون) ترسو هستن . دلیلم اینه که چون الفها نامیرا و عاشق دنیا هستن از مرگ میترسن و حاضر نیستن به راحتی به جنگ برن. مثال 1: الوه(منظورم شما نیستی الوه جان ) حاضر نشد با ملکور بجنگه در حالی که میدونست اگه ملکور بهش حمله کنه هیچ کاری از اونبر نمیاد اما از روی ترس با ملکور نجنگید. مثال 2: بازم الوه خودش عرضه نداشت سیلماریل ها رو بدزده انداخت گردن برن بدبخت که اونم با هزار بدبختی یکی شو کش رفت(که شرح داستان رو میتونین از خود برن عزیز بپرسین!) مثال 3: تورگون وقتی دید که تور با پیغام اولمو اومده باز بلند نشد کاری بکنه و به چیزی که داشت دلخوش بود. مثال 4: وقتی برن رفت پیش فینرود و ازش کمک خواست فقط خود فینرود به کمکش اومد و بقیه یه جو غیرت نداشتن که دنبال شاهشون برن و اونو تنها گذاشتن. (اینم بگم که من به فینرود فلاگوند ارادت کامل دارم اگه یه مرد تو الفها پیدا بشه اونم فینروده و حسابش از بقیه الفها جداست) حالا نظر شما چیه؟ 14 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
Tulkas Astaldo 1,579 ارسال شده در اکتبر 24, 2009 کاملا با مثال هات مخالفم. مثال یک:الوه متحدی در بین نولدور نداشت(در واقع خودش نمیخواست که داشته باشه) و از طرفی به حلقه ملیان کاملا دلگرم بود مثال دو:الوه اول از همه از نفرین ماندوس تا حدی خبر داشت و از طرفی،منم بخوام کسی رو از سرم باز کنم،میفرستمش دنبال چیزی که به نظر خودم،نخود سیاه باشه :D مثال سه:جوابم رو خودت دادی.به علاوه تورگون واقعا میدونست یه نفری کاری نمیتونه بکنه! مثال چهار:به خاطر بذر نفاقی بود که پسرای فئانور تو اون سرزمین ریخته بودن!به علاوه فینرود فقط پیمان دوستی با بئور پیر داشت،نه کل تیر طایفش! اما در حالت کلی تا یه حدی قبول دارم که الفها ترسو هستن!نه ترسو لغت مناسبی نیست،به نظرم بیشتر محافظه کارن. شاید به خاطر خرد بیشتر یا قابلیت دیدن ویژنی از آینده باشه. ولی مطمئن باش که الف ها از مرگ نمیهراسیدن.اتفاقا خود تالکین هم اشاره میکنه که والار و الف ها به هبه انسان غبطه میخوردن 4 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
3DMahdi 14,529 ارسال شده در اکتبر 25, 2009 منم با جوابات مخالفم :D مثال 1: الوه خوب میدونست که حلقه ملیان هیچ کاری نمیتونه جلوی ملکور بکنه. مثال2: نفرین ماندوس روی همه کسانی بود که آرزوی داشتن سیلماریل رو داشتن با همین کارش باعث شد که به نفرین دچار بشه. مثال 3: خوب از ترس اینکه چیزی که داره رو از دست بده کاری نکرد. در ضمن یه نفر نبود یه لشگر بزرگ با ساز و برگ خفن داشت. مثال4: خوب پسرای فئانور هم از همین راه وارد شدن. مثلا شاهه پیروانش باید ازش اطاعت کنن. 1 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
Tulkas Astaldo 1,579 ارسال شده در اکتبر 25, 2009 فینرود خودش نخواست که کسی همراهیش کنه.در واقع دستوری نداد 1 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
3DMahdi 14,529 ارسال شده در اکتبر 25, 2009 فینرود خودش نخواست که کسی همراهیش کنه.در واقع دستوری نداد این بزرگواری فینرود فلاگونده که کسی رو مجبور نکرد باهاش بیاد. گفت کی با من میاد هیچ کس نیومد. هرگز نگفت کسی با من نیاد. در مورد بقیه چی؟ (چشمم روشن پست یه جمله ای میزنی؟!!!!!!!!! وای به روزی که بگندد نمک :D ) 1 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
3DMahdi 14,529 ارسال شده در اکتبر 27, 2009 یعنی غیر از تولکاس همه با حرف من موافقن؟ کسی نیست از الفها دفاع کنه؟ الوه کجایی؟ حداقل تو یه چیزی بگو. 0 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
Melkor Morgoth 197 ارسال شده در اکتبر 27, 2009 من موافقم.. اونا ترسو هستند.. یادمه تو فیلم هم وقتی با شمشیر به پشت هالدیر زدن به جنازه ها خیره شده بود... یعنی گورخیده بود.!! 4 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
Tulkas Astaldo 1,579 ارسال شده در اکتبر 27, 2009 ملکور جان:این دفعه دومه:هالدیر توی کتاب اصلا حضور خارجی تو اون جنگ نداشته.حالا هی اونو مثال بزن! :D مهدی غزیز:زمانی که فلاگوند چیزی رو ازشون نخواسته،چرا باید انجام بدن؟ بانو آرون هم به شدت با نظرت مخالفه!فغلا شانس اوردی که به اینجا سر نزده :D :D :D در ضمن من نگفتم کاملا مخالفم.گفتم هم کوتفقم و هم مخالف(نمیئونم اینجا هم همینو گفتم یا نه!اما جای دیگه ای به سمغ و نظزت رسوندم قضیه رو!) ولی با مثال هات مشکل دارم. شاید نبودشون تو نیرد پله نور بیشتر چای سوال داشته باشه تا این یکی!! 2 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
3DMahdi 14,529 ارسال شده در اکتبر 28, 2009 مهدی غزیز:زمانی که فلاگوند چیزی رو ازشون نخواسته،چرا باید انجام بدن؟ مگه باراهیر از یارانش خواسته بود که باهاش باشن؟ اما اونا به خاطرش 3، 4 سال تو جنگل و بیشه سرگردون بودن. بانو آرون هم به شدت با نظرت مخالفه!فغلا شانس اوردی که به اینجا سر نزده خیلی خوشحال میشم در این مورد باهاشون بحث کنم. :D در ضمن من نگفتم کاملا مخالفم.گفتم هم کوتفقم و هم مخالف به سختی تونستم این موافقم رو بخونم :D . دیگه بدتر توی این آردا فقط یه نفر اونم نصفه نیمه با من مخالفه. بیچاره الفها اگه میدونستن اینجا همچین طرفدارایی دارن پاشونو تو آردا نمیذاشتن. :D نظرتو درباره جوابم تو پست سوم نگفتی. 2 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
Tulkas Astaldo 1,579 ارسال شده در اکتبر 28, 2009 من فعلا کامپوترم ترکیده و با لبتاپ آن میشم!غلط های املایی هم برا اینه که روی این که لیبل فارسی ندارم و دارم از حس ششمم بهره مبگیرم! :D مگه باراهیر از یارانش خواسته بود که باهاش باشن؟ اما اونا به خاطرش 3، 4 سال تو جنگل و بیشه سرگردون بودن. باراهیر از کسی نخواسته بود اما اونا هم اگه نمیومدن باهاش سرنوشتی بهتر از مرگ نداشتن!سفر که نرفته بود،اونا از شهرشون آواره بودن وبه نظرم منطقی ترین کار پیروی از فرمانروا هست در اون شرایط. در مورد پست سومت،تا اونجایی که من از داستان یادمه،الوه واقعا له حلقه ملیان باور داشت و خود ملیان بود که میدونست اون حلفه مدت ریادی دوام نمیاره 3 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
3DMahdi 14,529 ارسال شده در اکتبر 28, 2009 باراهیر از کسی نخواسته بود اما اونا هم اگه نمیومدن باهاش سرنوشتی بهتر از مرگ نداشتن!سفر که نرفته بود،اونا از شهرشون آواره بودن وبه نظرم منطقی ترین کار پیروی از فرمانروا هست در اون شرایط چرا سرنوشت بهتری نداشتن؟ فرار میکردن شانس بیشتری داشتن زنده بمونن یا اینکه همونجا وایسن و با لشکر ارکها بجنگن؟ زن و بچه هاشون تونستن فرار کنن اونوقت 12 تا آدم گنده نمیتونستن فرار کنن به سمت جنوب؟ اونا وایسادن چون غیرت داشتن نمیخواستن فرمانرواشونو تنها بذارن.(بر خلاف الفها :D ) در مورد پست سومت،تا اونجایی که من از داستان یادمه،الوه واقعا له حلقه ملیان باور داشت و خود ملیان بود که میدونست اون حلفه مدت ریادی دوام نمیاره همون موقع که ملیان این حلقه رو ایجاد کرد به الوه گفت که کسی نمیتونه وارد این حلقه بشه مگر اینکه قدرتی فراتر از من داشته باشه یا تقدیری بزرگ بر اون سایه انداخته باشه. پس الوه میدونست. 0 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
فنگورن 3,679 ارسال شده در مه 25, 2010 به نظر من الف ها انقدر پاک و معصوم اند که تحمل جنگ رو ندارن ، واسه همین از اون دوری میکنند. :D 2 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
3DMahdi 14,529 ارسال شده در مه 25, 2010 به نظر من الف ها انقدر پاک و معصوم اند که تحمل جنگ رو ندارن ، واسه همین از اون دوری میکنند. :D فئانور پاک و معصوم بود یا پسراش؟ حالا درسته چندتا الف پاک نهاد داشتیم اما اونام همشون مرد جنگ بودن! این حرفت یه جور توجیه کردنه تزسو بودن الفهاست! یعنی تلویحا ترسو بودن رو تایید کردی :D 3 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
فنگورن 3,679 ارسال شده در مه 25, 2010 کدوممون بد بودیم ؟ من یا بابام ، یا خالم گالادریل یا شوهرش؟؟؟؟؟؟؟ یا معشوقه جدیدم لگولاس؟؟؟؟ :D اگه ما نبودیم سرزمین میانه جای اورگ ها میشد. ما فقط از جنگ و خونریزی بدمون میاد. همین :D 4 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
3DMahdi 14,529 ارسال شده در مه 25, 2010 من کی گفتم شماها بد بودین؟ شماها جمیعا جزء اون چندتا الف پاک نهادین که گفتم :D راستی گالادریل مادربزرگت میشه! 3 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
فنگورن 3,679 ارسال شده در مه 25, 2010 آره راست میگی ، تازه یادم افتاد بابام شوهر دخترشه ، بزنم به تخته اصلا بهش نمیاد. :D 1 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
Tulkas Astaldo 1,579 ارسال شده در مه 26, 2010 اهم اهم شما مهدي جان دوباره شروع كردي با ما سر عناد داشته باشيا! :D 0 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
3DMahdi 14,529 ارسال شده در مه 26, 2010 خب چیکار کنم دیگه، این الفها جوری رفتار میکنن که آدم مجبور میشه حتی با تولکاس هم کل کل کنه :D 0 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
ت.ت 1,592 ارسال شده در مه 26, 2010 با برادر مهدي جانِ سه بعدي به طرز شديد و ناجوري موافقم!! گمان نكنم ديگر شكي اندر باب خصومت شديد من و الف ها وجود داشته باشد {ر.ك: تاپيك جاي كدام والار هستيد} اصلن هدف آفرينش اين موجودات بر ما مشخص نيست ... به نظرم ايلوواتار بيشتر دلش مانكن ميخواسته تا مخلوق! آخه اين موجودات سوسولِ باربي نما كه يه پخ ميكردي از اره بور تا باراد-دور رو مي دويدن چه كاري ازشون بر ميومد؟!! من نميدونم از صبح تا شب نشستن و واسه ي كوچك ترين چيزها مرثيه سرودنم شد كار؟! نميدونم چجوري اينا زندگيشون ميگذشت؟ كار كه نمي كردن... باز دم هابيتا گرم اقلن چهار تا مزرعه داشتن! البته در اين ميان يكي باشد كه در شجاعت يلي بود در سيستان! كه همانا بلگ عزيزم باشد و لعنت بر من كه زدم سيراب شيردونش پخش زمين شد و آخرين باز مانده از نژاد الفاهاي شجاع هم نابود شد و اين نژاد كاملن منقرض گرديد! پ.ن: اين نژاد الف هاي شجاع يك نژاد تخيلي هست شما باور نكنيد!:دي! ارادتمند شما... {سازمان نفي حقوق الف ها} ت.ت 8 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
فنگورن 3,679 ارسال شده در مه 26, 2010 واییییییییییییییییی! :D این دیگه کیه ؟ :D چه طور تونستی به نژاد برتر ما توهین کنی؟ :D چقدر تو مغروری ، واه! :D بچه جون ، اگه نژاد ما نبود نه سیمیلاریونی بود ، نه مورگوت بد جنسی ، نه سرزمین میانه ای ، نه حلقه ای و نه هیچ چیز دیگه ای! :D اگه بازم جرات کنی از این حرفا بزنی ، یه ورد میخونم آب ها بر علیه تو قیام کنم . :D پخ! :D حالا بدو ببینم خودت تا کجا میدویی! :D تو که به تاریخ پیوستی! پیری! :) 5 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
torambar 1,523 ارسال شده در مه 26, 2010 خب من اومدم مهدی جان با خوشحالی تمام عرض کنم که بنده شدیدا با شما موافقم البته همون طوری که تولکاس گفت ترسو واژه خوبی نیست چون تا وقتی یکی مث فین گون فین رود فین گولفین و گلورفیندل الف باشن نمیشه اینجوری خطابشون کرد مواردی که گفتی: 1- خب میدونست که خود ملکور بهش حمله نمیکنه(یا لااقل فکر میکرد) و میدونست که فقط اورک ها سراغش میان و از پس اونا هم میتونست بر بیاد 2-بیشتر میخواست تا شر برن رو کم کنه 3-خب اگه پا میشد میرفت بهش میگفتن ترسو! البته اینجا به جای ترس تنبلی بگه شاید صحیح تر باشه 4-فقط میتونم بگم که اگه من بودم میرفتم فینرود خودش نخواست که کسی همراهیش کنه.در واقع دستوری نداد دلیل نمیشه که تا آدم(اینجا منظور الف :D )بهش دستور نداده باشن کاری نکنه مگه اراده نداشتن؟ ما فقط از جنگ و خونریزی بدمون میاد. همین یا به عبارتی نازک نارنجی :D بچه جون ، اگه نژاد ما نبود نه سیمیلاریونی بود ، نه مورگوت بد جنسی ، نه سرزمین میانه ای ، نه حلقه ای و نه هیچ چیز دیگه ای! چه بهتر ! 0 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
فنگورن 3,679 ارسال شده در مه 26, 2010 با با شما ها چرا از نژاد ما بدتون میاد ، ماکه خیلی خوب وقدرت مند ، زیبا و هر چیز خوب دیگه ای بودیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :D :D :D یادتون نیست بابام لرد الرون میگفت (( گاندلف . اگه ما بریم شما ها به کی پناه میبرید ؟)) :D یادتون اومد این نشون میده که همه آدم خوب ها زیر سایه ما بودن ، و پادشاهی گوندور بدون ما اصلا هیچ بود :D غر اینه ، غیر اینه زود بگید ببینم؟؟؟؟ :D :D :D 2 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
ت.ت 1,592 ارسال شده در مه 26, 2010 ببينيد اينجا به يكي از مردان خاندان هادور توهين به عمل آمد ... باز اين رگ آدميت زد بيرون! چه طور تونستی به نژاد برتر ما توهین کنی؟ :D والا همچين كار سختي هم نبود ... ما بيش از اينا توهين كرديم به الف ها اين يه چشمه ي كوچيكش بود!:دي! بچه جون ، اگه نژاد ما نبود نه سیمیلاریونی بود ، نه مورگوت بد جنسی ، نه سرزمین میانه ای ، نه حلقه ای و نه هیچ چیز دیگه ای! :D خب اولن كه اگه نژاد شما نبود فقط همون سيلماريل ها وجود نداشتند و مورگوت و سرزمين ميانه و حلقه و هيچ چيز ديگه ربطي به وجود يا عدم وجود نژاد ملوس شما نداشت! در ضمن بايد سخن نسخه ي دوم خودم رو باز تكرار كنم: چه بهتر! سيلماريلي نبود و اين همه بد بختي نداشتين شما!:دي! اگه بازم جرات کنی از این حرفا بزنی ، یه ورد میخونم آب ها بر علیه تو قیام کنم . :D اون همه ش فيلم بود خواهر من! شما چرا به خودت گرفتي؟! همه ش كار الروند و گندالف بود ... وگرنه در اصل شما اون موقع داشتي تو خونه ي بابا گل پرپر ميكردي بلكه بختت باز شه!:دي! پخ! :D حالا بدو ببینم خودت تا کجا میدویی! :D تو که به تاریخ پیوستی! پیری! اين پخ ها رو ما كارساز نيست! گلائورونگ پخ كرد من سر جام وايسادم حالا يه ضعيفه ي الف ميخواد منو بترسونه؟!:دي!! {در ضمن اين ها همه ي حرفاي من مزاحي بيش نبود ... آرون جان بر ما خرده مگير! بنده يكي از افراد نژادپرست آردا هستم!} ارادتمند... ت.ت 4 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
torambar 1,523 ارسال شده در مه 26, 2010 من فقط اینو بگم که لطفا نیم نگاهی به لشکر کشی تار میناستیر بیندازید الف ها و گیل گالاد و الروند و همراهیان در نبرد با سائورون به ... خوردن افتاده بودند که لشکر آدم ها رسید و سائورون عقب نشست یادتون اومد این نشون میده که همه آدم خوب ها زیر سایه ما بودن ، و پادشاهی گوندور بدون ما اصلا هیچ بود :D) :D) :D) 1 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست
فنگورن 3,679 ارسال شده در مه 26, 2010 شما ها اصلا وجود خارجی ندارین ، چرا اصلا تو ارباب حلقه ها یه کلمه هم ازتون گفته نشده؟ :D یه مشت موجودات خیالی، تو دنیای خودتون قایم شدین که چی؟ :D جرعت داشتین میومدین کمک. :D به جای این که از اورگ ها بد بگین ما رو خراب میکنید. ما چه هیزم تری سوزوندیم! :D :D جدا وردای من نبود که اون اسب هارو فرستاد سراق نزگول ها؟؟؟؟؟ :D :D :) چرا هیچکی کمکم نمیکنه ، اینا خودشون رو به مورگوت وسائرون فروختن ، من میدونم ، ای خود فروخته ها! :) :D 2 به اشتراک گذاری این پست لینک به پست