رفتن به مطلب

Recommended Posts

Eruyeganeh

داستان در مورد بِرِن یکی از بازماندگان انسانهایی که در دوران اول(هزاران سال قبل از ماجرای ارباب حلقه ها) با مورگوت در جنگ بودند و مواجهه او با شاهزاده الفی به نام لوتین است. برن در نگاه اول عاشق لوتین میشود اما تینگول پادشاه الف ها با این وصلت مخالف است و شرطی ناممکن را پیش پای برن مینهد، بدین ترتیب که برن برای به دست آوردن لوتین باید یکی از سیلماریل ها(گوهرهایی که بر تاج مورگوت بودند) را برای او بیاورد. برن برای بدست آوردن گوهر رهسپار میشود و در مسیر با مشکلات زیاد از جمله اورک ها و سائرون روبرو می شود.

این داستان تاثیر به سزایی در دنیای تالکین دارد چرا که اولین پیوند بین الف ها و انسان هاست چیزی که در آینده بین آراگورن و آرون در ارباب حلقه ها میبینیم. این داستان همچنین برای تالکین از نظر شخصی مهم بوده است؛ تا به این حد که نام برن و لوتین بر سنگ مزار او و همسرش نوشته شده است.

تالکین بعدها نیز به ویرایش این داستان ادامه داد حتی قصد داشت این داستان را به شکل منظومه شعری تحت عنوان «ترانه لِی تیان»(The Lay of Leithian) یا «رهایی از بند» در آورد اما متاسفانه عمرش کفاف نداد و این کار نیمه تمام باقی ماند. در کتاب ارباب حلقه ها چندین بار به داستان برن و لوتین اشاره شده است و این داستان در ۱۹۷۷ در کتاب «سیلماریلیون» و در ۱۹۸۳ در کتاب «داستان های گم شده» منتشر شد. حالا پس از ۱۰۰ سال، این داستان به عنوان کتاب مجزایی با ویرایش کریستوفر تالکین منتشر شد.

photo_2017-06-02_00-28-33.jpg

 

دوستان نحوه ی پیدایش ایده ی برن ولوتین :h14052:

در سال 1917 ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻭ ﻭ ‏« ﺍﺩﯾث ‏» ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﺭ ‏« ﺑﯿﺸﻪﻫﺎﯼ ﺷﻮﮐﺮﺍﻥ ‏» ، ‏« ﺍﺩﯾث ‏» ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺭﻗﺼﯿﺪ ﻭ ﺍﻟﻬﺎﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ‏« ﺑﺮﻥ ﻭ ﻟﻮﺗﯿﻦ ‏» ﺷﺪ .
ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ‏« ﺑﺮﻥ ﻭ ﻟﻮﺗﯿﻦ ‏» ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪٔ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ ﻭ ‏« ﺍﺩﯾﺖ ‏» ، ‏« ﻟﻮﺗﯿﻦ ‏» ﺍﻭ بود و او برن ادیث بود 
و امروز بعد از ۱۰۰ سال این کتاب منتشر شد
photo_2017-06-02_12-21-29.thumb.jpg.7b5c570d5edf00eaec95362fc2004fd0.jpgphoto_2017-06-01_13-42-14.thumb.jpg.8ef809812524c4fe058c603bd8c571a1.jpgphoto_2017-06-01_13-36-44.thumb.jpg.e80c2cb911598177a88f175bcfec950f.jpg

 

 

ویرایش شده در توسط Eruyeganeh

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
*Manwë*

درود به اردایی ها،

امیدوارم زود تر ترجمه بشه و حتی با تمام تفاوت هایی که با سیل داره بخونیم لذت ببریم و فروم اردا تبدیل شود دوباره جایی برای گفتگو های تالکینی مانند قبل?

ویرایش شده در توسط A.M.S
غلظ

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Samwise Gamgee the Brave

این کتاب در حد یه داستان مستقل هست؟ یا فقط مطالب سیلماریلیون رو بسط داده؟ چون اگر در حد فرزندان هورین هم باشه که عالیه. در ضمن نثر کتاب چجوریه؟ در مورد داستانه تماما یا بیشترش توضیح و ایناس؟ و اینم بگین که از کجا میشه تهیه کرد و قیمتش حدودا چقد در میاد. البته اگه میشه از ایران تهیه کرد. 

سپاس.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
soldier of gondor
در 21 ساعت قبل، Samwise Gamgee the Brave گفته است :

این کتاب در حد یه داستان مستقل هست؟ یا فقط مطالب سیلماریلیون رو بسط داده؟ چون اگر در حد فرزندان هورین هم باشه که عالیه. در ضمن نثر کتاب چجوریه؟ در مورد داستانه تماما یا بیشترش توضیح و ایناس؟ و اینم بگین که از کجا میشه تهیه کرد و قیمتش حدودا چقد در میاد. البته اگه میشه از ایران تهیه کرد. 

سپاس.

توی ایران که فکرنکنم الانا بیاد!فقط بی دی اف ش هست که اونو ما خودمون هم میتونیم بگیریم چابش کنیم :دی جلدشم میتونیم از همین عکسا بزنیم چاب کنیم:دی بهترین راه اینه تا وقتی که یک کتابی بیدا نمیشه یا نمیاد توی کشور بی دی افشو بگیریم و خودمون چابش کنیم میتونیم تصویر هم بزاریم توش:D من برای کتاب های وارکرافت اینکارو میکنم

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Eruyeganeh

كتاب هنوز بدست اقاي عليزاده نرسيده 

 نشر روزنه ميگه اول بايد كتاب به دستشون برسه بعد تصميم بگيرن . انشالله در چند ماه آينده ترجمه ميشه 

در در 21/06/2017 at 1:30 PM، soldier of gondor گفته است :

توی ایران که فکرنکنم الانا بیاد!فقط بی دی اف ش هست که اونو ما خودمون هم میتونیم بگیریم چابش کنیم :دی جلدشم میتونیم از همین عکسا بزنیم چاب کنیم:دی بهترین راه اینه تا وقتی که یک کتابی بیدا نمیشه یا نمیاد توی کشور بی دی افشو بگیریم و خودمون چابش کنیم میتونیم تصویر هم بزاریم توش:D من برای کتاب های وارکرافت اینکارو میکنم

 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Eruyeganeh

با سلام به تمام آردایی ها 

تصمیم گرفتم چند پاراگراف دیگه و ادامه بانو آرون  رو ترجمه کنم و توی سایت قرار بدم . 

------------- 

 ... در حال حاضر خوشبختی دایرون و تینوویل بود که از کاخ غارنشین تینولینت پدرشان دور شوند و هم زمان در میان درختان صرف مدت زیادی کنند . اغلب دائرون بر روی یک تپه یا ریشه درخت نشسته و موسیقی را در حالی که تینووییل رقصید، و وقتی که او به بازی دایرون رقصید، بیشتر او را ملکه رقم زده بود، بیشتر از تینانگ گنجانده شده بود و ماه را نمی دید چنین لختی صرفا در باغ های گل رز والینور که نسا در چمن های سبز بدون سرخ کردن رقص می کند، صرف نظر می کند. حتی در شب هنگامی که ماه خیره شد، هنوز هم آنها بازی می کنند و رقص می کنند و به اندازه ای که باید آنها نترسیده اند , زیرا قاعده و قانون تینولیت و ملکه اش ملیان برگذار شده شیطان جنگل و مشکل ملکو آنها را سختی وا داشته ، و مردان فراتر از تپه ها بودند

 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Eruyeganeh

 

در 22 دقیقه قبل، آرون گفته است :

سلام.

با توجه به علاقتون به این کار نمیخوام ذوقتون رو کور کنم اما برای خودتون فکر می کنم واقعیت رو بهتون بگم بهتره مخصوصا که با توجه به استقبال نشدن از ترجمه تون فکر کنم خودتون هم متوجه اید.
من مطمئن نیستم که شما دقیقا چطوری ترجمه کردین و چقدر وقت گذاشتین و یا حتی خودتون این متن رو که ترجمه کردین دوباره خوندین یا نه.
اما این چیزی که اینجاس هیچ معنی ای نمیده و کوچکترین قوائد دستور زبان فارسی حتی توش رعایت نشده و شما اگه سعی کنید می تونین بهتر از این جمله بندی ها رو مرتب کنید.
به نظرم میاد اینجا فقط تو گوگل ترنسلیتی جایی متن رو گذاشتین و اصلا حتی وقت نذاشتین قابل خوندنش کنید و این به نظرم یه کم بی احترامی به کسانیه که حتی با وجود خوب نبودن در 
ترجمه اینجا وقت می ذارن و سعی می کنن حدااقل متن قابل خوندنی در بیارن... 
امیدوارم دفعه بعد حدااقل یه دستی به کارتون بکشید که خودتون هم متوجه بشین متن رو.
ممنون

و حال ادامه متن من از کتاب :

----------------------------------------------------------------------------------------------

...اینک سعادت دایرون و تینوویل در دور گشتن از دخمه های قصر پدرشان تینوه-لینت بود,  و زمانی مدید را با یکدیگر به میان درختان سپری نمودن. آنجا دایرون بر روی پشته ای از چمن یا یا ریشه درختی می نشست و آهنگی می ساخت, در حالی که تینوویل به آواز آن رقص خود آغاز می نمود.

و آنگه که تینوویل به نواختن دایرون می رقصید ظرافت اش ورای گوئندلینگ بود, و جادویی تر  از تینفانگ واربل به زیر ماه, و کَس ندیده چنین خوشنوایی را مگر در باغ های گل رز والینور آن جا که نسا بر روی چمن های همواره سبز می رقصید. حتی به هنگام شب نیز, آنگه که ماه کم نور می درخشید,  آن دو به نواختن و رقص مشغول بودند, و  هنوز آن چنان که من باید, ایشان را هراسی نبود, چرا که فرمانروایی تینوه-لینت و گوئندلینگ اهریمن را ورای بیشه ها نگه می داشت, و هنوز ملکور آن چنان مایه آزارشان نبود, و آدمیان در ورای تپه ها محدود گشته بودند...

گوئندلینگ: ملیان
تینوه لینت: الو تینگول
تینفانگ واربل: به نظر میاد مردی خنیاگر و نیمه پری (مایایی از مردمان یاوانا) و نیمه الف بود. و هنر او در نواختن فلوت بود که در زیبایی به جادو شهره بود.
--------------------------------------

برام جالبه که از همون اولین متونی که تالکین نوشت, والار و مایار بودند. یعنی از قبل از نوشتن برن و لوتین به شکل بندی تقریبا جامعی از چیزی که میخواد بنویسه و شخصیت هاش داشت.

یک نکته اینه که ما یه شخصیت داریم که بعد ها حذف شد و اون هم مردی نیمه الف و نیمه مایار بود. یاوانا هم اون زمان بود اما به اسم دیگری شناخته می شد. و الف ها تو داستان هاشون برای هم از او می گفتن و کودکان الفی اونو به اسم تینفانگ واربل می شناختن. این داستان توی cottage of lost play از زبان الفی به نام وایره گفته می شه.
اسم او به معنی "ریش ستاره ای" هستش و به نظر میاد یکی از معدود الف های سرزمین میانه است که ریش داشت.

نکته جالبی که اینجا می بینیم اینه که تالکین به زبان روایت کننده مستقیما حرف زده و کلمه "من" رو آورده: (هنوز آن چنان که من باید, ایشان را هراسی نبود,). این طرز نوشتن رو بعدها توی بقیه کتابهاش نمی بینیم.

تا بعد.

سلام . 

 قبول دارم و متوجه هستم که از لحاظ قواعد اشتباه شده و حق میدم .و فقط برای اصلاح کردنش گذاشتم .

 من به خاطر این دلیل گذاشتم که اصلاح و ادیت بشه و دوستان عیب و ایرادش رو مطرح کنن  تا به بهترین نحو ممکن ترجمه بشه( نگفتم که عالیه )! .  و تقدیم به تمام آردایی ها بشه . و تمام قصدم علاقه به آرداست قصد بی احترامی نداشتم به هیچکس . که شما برداشت بد کردید متاستفانه و من برای این وقت گذاشتم . 

بله چنبار قصد ویرایش داشتم که اخطار هم گرفتم از الوه جان .

امیدوارم که ترجمه کامل بشه .

ممنون

 

 

 

ویرایش شده در توسط Eruyeganeh
.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
soldier of gondor
در در 7/5/2017 at 6:20 AM، آرون گفته است :

 

*گوئندلینگ: ملیان
*تینوه لینت: الو تینگول
*تینفانگ واربل: به نظر میاد مردی خنیاگر و نیمه پری (مایایی از مردمان یاوانا) و نیمه الف بود. و هنر او در نواختن فلوت بود که در زیبایی به جادو شهره بود.

 

بانو یک سوال 

گوعندلینگ همون ملیان خب؟

مارون هم همون ملیان(توی کتاب تاریخ سرزمین میانه جلد سوم نوشته که تالکین دو جور نوشته اسامیو فکرکنم که مارون و ملیان شده)

سوالم اینه که اسم گوعندولینگ از کجا اومده؟؟این اسم هم جزو اون دسته اسامی هست که ورژن یک و دو داره؟یا اینکه لقبیه که من نمیدونم و کلا توی داستان بوده؟اسم الو هم قبلا بوده؟

(شرمنده از اینکه ترتیب بست گذاری ترجمه رو بهم میزنم :دی اطلاعات کم و این سوالات:D)

ویرایش شده در توسط Nienor Niniel
کوتاه کردن نقل قول

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
فینگون
در در ۱۳۹۶/۴/۱۴ at 5:50 PM، آرون گفته است :

اینک سعادت دایرون و تینوویل در دور گشتن از دخمه های قصر پدرشان تینوه-لینت بود,  و با همديگر زمانی مدید را به میان درختان سپری نمودن. آنجا اغلب دایرون بر روی پشته ای از چمن یا یا ریشه درختی می نشست و آهنگ می ساخت, در حالی که تینوویل به نواي آن رقص خود آغاز می نمود.

و آنگه که تینوویل همگام با نواختن دایرون می رقصید، ظرافت اش بسي ورای گوئندلینگ بود, و جادویی تر  از تینفانگ واربل به زیر ماه, و هيچكس ندیده چنین خوشنوایی را مگر در باغ های گل رز والینور آن جا که نسا بر روی چمن های همواره سبز می رقصد. حتی به هنگام شب نیز, آنگه که درخشش ماه رنگ ميباخت, آن دو به نواختن و رقص مشغول بودند, و هنوز ایشان را هراسي نبود, نه آن چنان كه مرا بايد. چرا که فرمانروایی تینوه-لینت و گوئندلینگ اهریمن را ورای بیشه ها نگه می داشت, و هنوز ملکور آن چنان مایه آزارشان نبود, و آدمیان در ورای تپه ها محدود گشته بودند...

سلام

دایره لغات بالا،جایگزینی کلمات دقیق ،حالت شعرگونه و احساس  سرشار و یک نثر جاندار و عالی 

من لذت بردم و امیدوارم باز هم کمی ترجمه کنید 

راستی از ترکیب خوشنوایی خیلی خوشم اومد

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

×