تئودور کیه؟
سوالات شخصیت های آردا
تئودور کیه؟
خوب این چیزی که میگی رو من هیچ جا پیدا نکردم... ولی چند تا اسم مشابه هستش که شاید یک کدوم از اون ها باشه...
Théodred تنها پسر تئودن پادشاه روهان و الف هیلد (همسر تئودن) بود که در سال 2978به دنیا آمد و در سال3014 دوران سوم در اولین نبرد گدارهای آیزن کشته شد...
Théodwyn یکی از دختران شاه تنگل اهل روهان و مادر ائومر و ائووین بود. تئودوین در اثر بیماری درگذشت و وفرزندانش را به دست برادرش شاه تئودن سپرد...
حالا اگه منظورت چیز دیگه ای بوده که من نمی دونم ولی شاید اساتید ( با این عنوان خیلی حال می کنم ) در این مورد چیزهایی بدانند...
اخه من یه تصویر از سیلماریلیون دارم که این جوری نوشته:tuedor in hidden city gondelin
آها الروهیر عزیز احتمالا اون تصویر که میگی تصویر Tuor Reaches the Hidden City- یا Tuor in the hidden city Gondolin هستش که یه اثر معروف از تد ناسمیته و فکر کنم یا عنوانشو اشتباه نوشتن یا اشتباه دیدی. اینم عکس مورد نظره که شاید همینیه که میگی از تو گالری سایت آثار مربوط به تالکین , تد ناسمیت , تقویم 1996 هستش(برو پیداش کن لینک مستقیم نداره!)
درست می گی آرون جان من اشتباه دیدم خب ولی حالا کیه TuoR
تور کیه !؟ هم ... تو همون تاپیک گوندولین جوابتو دادن , پسر هور و پسرعموی تورین و یه فانی بود که عاشق الفها و دریا بود و به نوراست سفر کرد و با یکی از والار اولمو صحبت نمود. اولمو او را به عنوان یه پیک به گوندولین و به نزد تورگان فرستاد تا بهش هشدار بده . اون در گوندولین عاشق دختر تورگان ,ایدریل شد و باهاش ازدواج کرد که نتیجه این ازدواج ارندیل بود.بعدها پس از سقوط گوندولین به خاطر عشقش به الفها و خدماتش به اونا , اجازه یافت که به سرزمین های جاویدان بره و با همسرش کشتی بزرگی ساخت و به غرب درگذشت و اولین انسان فانی ای بود که والینور رو دید. فکر کنم داستانش تو سایت باشه اما نمیدونم کجاست اگه کسی یادشه لینک بده لطفا.
من ترجمه اش روو برات فرستادم ولي توي قسمت داستانا پيداش نكردم .
راستي آرون چرا ترجمه فينرود رو نميذاري ؟
دسته همه (مخصوصا آرون)درد نکنه.
البریت گیلتونیل که بود.اگر ممکن کتابی به من معرفی کنید که در مورد الف ها و شخصیتهای ارباب حلقها در اساطیر کشورهای غربی با ترجمه ی فارسی در ایران به چاپ رسیده باشد و توسط کدام ناشر.خیلی ممنون.
البریت در زبان سیندار به معنی بانوی ستاره و گیلتونیل به معنی فروزنده ستارگان و فانوئیلوس به معنی همیشه روشن برخی از اسامی یکی از والار (مقدسین یگانه) است , به اسم اصلی واردا که بهش ملکه والار, شهبانوی ستارگان, النتاری, تینتاله, و The Kindler گفته میشه. او بود که ستارگان رو از شبنم های درخت تلپریون تدارک دید و در آسمان قرار داد, الف ها وقتی که بیدار شدند اولین چیزی که دیدن نور ستارگان واردا بود و برای همین عاشق ستاره ها و عاشق سازنده اونها شدن, و اون رو مقدس دونستن.
واردا همسر من وه , فرمانروای آردا بود و برای همین ملکه آردا محسوب میشد و همچنین زیباترین والار بود.
این بخش از سیلماریلیون راجع به واردا گفته که :
واردا , آن زيباترين, با منوه زندگی میگذراند, او همان است که در گويش سيندار ورا البريت نام نهادند, ملکه والار, سازنده ستارگان...
داستان و ماجراهای مربوط به واردا رو اگه بخوای بعدا میگن الان یکی داره منو عصبانی میکنه باید برم حسابش رو برسم !!
کتابی هم بدین مضمون ترجمه نشده مگه اینکه بخوای انگلیش بخونی!
خب راجع به البریت گیلتونیل خود بانو به اندازه کافی توضیح داد(البته به نظر من کافی. نظر شما مهمتره) اما در مورد منبع مطالعه. فکر میکنم برای آشنایی با موجوداتی مثل الفها و دورفها بین کشور های مختلف اروپایی اساطیر اسکاندیناوی مرجع بهتری برای مطالعه باشه. این موجودات در میان وایکنگهای شمال اروپا شناخته شده تر بودند تا سایر قسمتهای این قاره.
اگه دنبال کتاب باشی راجع به اساطیر شمال اروپا یه کتاب خوب هست ولی راجع به این موجودات اطلاعات چندانی نداده(کتاب اساطیر اسکاندیناوی، ترجمه عباس مخبر، نشر مرکز)
یه دوست وبلاگ نویس هم دارم که راجع به این اسطوره ها مینویسه. من آدرسش رو بهت میدم ولی چون شاید همش رو نخوای اون قسمتی رو که راجع به الفها و دورفها ست و همینطور اطلاعات خودم رو برات مینویسم: http://spentamainyu.persianblog.com
هر چند که اطلاعاتی که توی بلاگش گذاشته هم خیلی زیاد نیست(چند وقتیه نمیدونم چرا آپدیت نشده) در مورد الفها فقط نوشته که توی یه جایی به نام Alfheim (میشه خوندش الفهایم) الفهای روشنایی به رهبری الفی به نام فریFrey زندگی میکنند.
اما دورفها (بعضیها میگن الفهای تاریک هم همراه اونها) در محلیSvartalfheim (شاید سوارتالفهایم البته ممکنه دوستم دیکته اش رو غلط نوشته باشه) که بین میدگارد(عجیبه ها. میدگارد یعنی سرزمین میانه) که همین دنیا و محل زندگی انسانهاست و هل گارد(دنیای مرده ها که الهه ای به نام هل بر اون حکومت میکنه و بعضیها اعتقاد دارند با نیفلهایمNifleheim سرزمین یخبندان یکی هستش) قرار داره و مردگان انسانها باید از این قسمت بگذرند و وارد هل گارد بشند. در مورد منشا دورفها هم باید بگم که برخی منابع میگن که دورفها از کرمهای گوشت بدن ایمیرYmir غول به وجود اومدن. اگر ناظرین و مسئولین سایت اجازه بدن و این موضوع را با تالکین بی ربط تلقی نکنند میتونم یه مبحث راجع به اساطیر اسکاندیناوی بزنم و توضیحات بیشتری توی اون بدم. ناظرین و مسئولین لطف کنند و این اجازه رو بدند. چون اساطیر اسکاندیناوی با دنیای آردا خیلی وجوه مشترک داره و نمیشه گفت که کاملا بی ربطن و یه دلیل دیگه که میخوام اینکار رو بکنم اینه که از توضیحات ناقص توی این مبحث خوشم نمیاد.
عده ای دیگر از منابع اعتقاد دارند که الفهای تاریک(عجیبه که ظاهرا این منابع الفهای تاریک رو با دورفها یکی دونستن) در قسمت دیگه ای از دنیا به نام نیداولیرNidavellir و در تالاری به نام سیندری Sindri که از طلای قرمز ساخته شده زندگی میکنند.
متاسفانه مبلغین مسیحی که میخواستند وایکینگها رو مسیحی کنند در کمال بی رحمی قسمت عمده ای از منابع اسطوره ای شمال اروپا رو از بین بردند. در نتیجه منابع بسیار محدودی مانند قطعه شعر هاوامال و کتابی به نام ادا Eda ی منثور و چند منبع مختصر دیگه تنها منابع به جا مونده از این اسطوره ها ی با شکوهه. به همین دلیل که بعضی از اونها مثل ادا بعد از مسیحی شدن وایکینگها و از بین رفتن منابع اسطوره ای اونها نوشته شدند بر مبنای روایات شفاهی و یک سری روایات پراکنده به وجود اومدند که خالی از تناقض نیست. مثلا همین مسئله راجع به الفهای تاریک و دورفها. یا مثلا محل قرار گرفتن تالار سیندری که بعضی منابع اون رو در نزدیکی دنیای مرده ها میدونن ولی اگر به نقشه ای که دوستم توی وبلاگش از نه جهان اسطوره ای گذاشته میبینی که نیداولیر در بالاترین قسمتهای جهان و بعد از الفهایم قرار داره. این جور تناقضات و ابهامات توی اسطوره های اسکاندیناوی کم نیست.
خیلی ممنون از راهنمایی تون.اگر امکان داره در مورد لوتین و برن هم توضیحاتی بدین وچرا انقدر تالکین به لوتین و برن الف الاقه داشت.
برن پسر باراهیر از خاندان بئور(اولین خاندان اداین) بود و لوثین تینوویل دختر شاه تینگول خاکستری، پادشاه دوریاث(از اون دسته از الدار تله ری که به سیندار معروفند) و ملیان از مردم مایار بود. برن در سال 443 دوران اول به دنیا اومد. در سال 463 برای اولین بار با لوثین رو به رو شد و در سال 469 به دنبال سیلماریل ها رفت و تونست یکی از اونها رو از تاج آهنی مورگوث در دژ آنگباند جدا کنه.
لوثین دو دوره قبل از بازگشت نولدور به سرزمین میانه به دنیا اومده بود.
وقتی که برن و لوثین دلباخته همدیگه شدن، شاه تینگول که نمیخواست دخترش با یک فناپذیر ازدواج کنه شرط بسیار سختی برای برن گذاشت. جدا کردن یک سیلماریل از تاج آهنی مورگوث. برن راهی این ماموریت شد.
پس از مدتی سایه ای بر قلب لوثین افتاد و وقتی که از مادرش ملیان علتش رو پرسید اون بهش گفت که برن توسط سائورون اسیر شده و در جزیره سائورون(تول گاوروث) زندانیه. با وجود مخالفت تینگول لوثین خواست که برن رو نجات بده و برای اینکار از کمک هوان(تازی والار) هم بهره مند شد. با استفاده از قدرت هوان و قدرتهای جادویی لوثین اونها تونستند سائورون رو شکست بدن و برن رو آزاد کنند. برن بلافاصله به سمت آنگباند حرکت کرد. با استفاده از قدرتهای جادویی لوثین اونها تونستند از دروازه آنگباند و گرگ نگهبانش، کارچاروث گذشتند و وارد آنگباند شدند. لوثین مورگوث و نگهبانانش رو با جادو به خواب برد و برن تونست یکی از سیلماریلها رو از تاج مورگوث جدا کنه. وقتی که خواستند فرار کنند متوجه شدند که کارچاروث راه فرار اونها رو بسته. برن سیلماریل رو بالا گرفت تا گرگ رو فراری بده ولی گرگ دست برن رو به همراه سیلماریل بلعید. ولی چون سیلماریل توسط البریت گیلتونیل متبرک شده بود بدن پلید کارچاروث شروع به سوختن کرد و اون زوزه کشان به جنوب فرار کرد. لوثین دست برن رو شفا داد و اونها با هم به نزد شاه تینگول برگشتند. در اونجا بود که متوجه شدند گرگ که از شدت سوزش سیلماریل دیوانه شده بود وارد قلمرو تینگول شده. پس برن به همراه شاه تینگول راهی شکار گرگ شد. گرگ کشته شد ولی برن به شدت زخمی شده بود و در نتیجه در گذشت. بعد از مدتی لوثین هم بر اثر غم و اندوه درگذشت. ارواح آنها در تالارهای ماندوس با هم بودند. آنجا لوثین چنان ترانه ای سر داد که بالاخره تونست دل ماندوس رو نرم کنه و به لوثین اجازه داده شد که به همراه برن به سرزمین میانه برگرده(به صورت فانی) و برای مدتی زندگی شادی رو در تول گالن در رودخانه آدورانت با هم داشته باشند. پسر اونها دیور یک نیم الف و دخترش الوینگ مادر آرندیل دریانورد بود که دیگه ماجراهاش رو خودت میدونی.
میدونستی چرا تالکین به داستان برن و لوتین اینقدر علاقه داشت ؟! برای اینکه اون , این داستان رو یه جورایی با الهام از عشق خودش به تنها عشق زندگیش , ادیت برت نوشت و اون رو لوتین زندگیش قرار داد. حتی میگن که تالکین طرز آشنایی برن و لوتین رو که توی جنگل برن لوتین رو در میان سرخس ها در حال رقص میبینه, رو از ادیت الهام گرفته که یه روز باهم رفته بودن جنگل و اونجا در میان سرخس(یه چیزی که خیلی تو یاد تالکین مونده) ادیت براش رقصیده و این الهام بخش تالکین شده!
حتی بعد از مرگ ادیت , تالکین داد روی قبر ادیت بنویسن : ادیت برت - لوتین . و بعد از یه سال که خودش مرد , وصیت کرد که قبرشو بغل قبر ادیت بزارن و رو قبر خودش بنویسن : جان رونالد روئل تالکین , برن.
خیلی ممنون آرون عزیز.مدّتها بود که منتظر بودم کسی جواب این سؤالمو بده.که تو لطف کردی جوابمو دادی.خیلی استفاده کردم.
میخواستم از آرون خواهش کنم داستانهای مربوط به واردا رو اگه زحمتی نیست توضیح بده.
خب آخه واردا داستان خاصی نداشت منظورت از داستانهای واردا چیشه ؟
من در مورد البریت گیلتونیل سؤال کرده بودم توی همین تاپیک و شما هم جواب سؤال منو دادی و گفتی که اگه بخوای داستانهای واردا رو میگم.راستش من اصلاً هیچ چیز به غیر از اون مختصر توضیحاتی که در مورد واردا دادی چیزی نمیدونم.
البته بانو آرون توضیحات کاملی در این مورد دادند ولی من به چند مورد در باره این موصوع اشاره می کنم که فکر کنم جالب باشه... واردا ( البریت ) همراه منوه زندگی می کرد و تمام قلمروهای ائا را می شناخت و ملکور نیز از او متنفر بود زیرا واردا قبلا به او پاسخ رد داده بود... او و منوه با هم در تالارهایسان که برفراز اویولوسه بلندترین برج تانیکوئتیل زندگی می کردند و گفتنی است که اگر واردا در کنار منوه باشد, منوه چشمانی بسیار تیز بین پیدا می کرد به طوری که دورتر از هر چشم دیگری میدید و اگر منوه در کنار واردا باشد , واردا گوش هایی بسیار تیزی پیدا می کرد به طوری که هر چیزی که دنیا می گدشت را می شنید...!!! الف ها هم از میان والار او را از همه بیشتر دوست داشتند و به او البریت می گفتند و در تاریکی ها به او متوسل می شدند...همون طور که فرودو در یاران حلقه هنگامی که با ویچ کینگ روبه رو می شود اسم او را نام میبرد اسمی که سوار سیاه بیشتر از هر چیزی از آن بیم دارد...الف ها نیز زمانی که فرودو داشت از شایر فرار می کرد وقتی به انها برخوردند ترانه البرت را می خواندند....
دستت درد نکنه لگولاس عزیز خیلی خوب و قشنگ گفتی من اصلا به ذهنم هم نرسید که این بخش ها رو مثال بزنم !
همه در مورد البریت توضیح دادن. میشه بگین قضیه گربه هاش چیه؟ مگه اون گربه ها چه ویژگی دارن که نماد اعتماد به نفس هستند؟
آروون عزیز، اون ملکه ای که گربه داره اسمش بروتیل بود نه البریت. راجع به بروتیل هم فکر میکنم توی تالار شورای خردمندان یه تاپیک هست که خودم بازش کردم. میتونی بری اونجا و اطلاعاتت رو کامل کنی. موفق باشی.
چرا میگیم گینتونیل در حالی که خود تالکین تلفظ می کنه اینثانیل؟
آرنونای عزیز تالکین ممکنه لحنش اینطوری به نظر بیاد همونطوری که خیلی از کلمات رو با لحن خاص خودش تلفظ می کنه اما مطمئن باش اونجا گفته Gil-thon-ee-el حالا شاید G رو نامفهوم تلفظ کرده و اینکه L بیشتر شبیه N شده اما تلفظ دقیقش همینه و تو الفی باید کلمات رو محوتر و آهنگین تر بسان خود الفها تلفظ کرد و شاید این مدلی بشه.
آروون عزیز، اون ملکه ای که گربه داره اسمش بروتیل بود نه البریت. راجع به بروتیل هم فکر میکنم توی تالار شورای خردمندان یه تاپیک هست که خودم بازش کردم. میتونی بری اونجا و اطلاعاتت رو کامل کنی. موفق باشی.
من تو تالار گشتم، ولی این تاپیکو پیدا نکردم. میتونی دقیقا بگی کجاست؟
من تو تالار گشتم، ولی این تاپیکو پیدا نکردم. میتونی دقیقا بگی کجاست؟
با سلام
من یه سوال دارم
تو بحث جادوگران آبی اومده که حدود سال 1050 دوران سوم به سرزمین میانه اومدن .و گندالف حدود سال 1000 دوران سوم. ولی گندالف آخرین نفری بود که به سرزمین میانه اومده.چراااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بین اومدن اینها 50 سال فاصله هست.
دوستان من اطلاعاتم نسبت به شما خیلی کمتره و اگه سوالم خنده دار هست عذرخواهی میکنم...
یه جا خوندم که گندالف یکی از حلقه ها {ناریا حلقه آتش} بهش هدیه داده شده...
اصلا چرا اون الف که اسمش یادم نیست اون حلقه رو به گاندولف داد؟ چرا مثل الروند و گلادریال حلقه رو واسه خودش نگه نداشت؟ بعدش اینکه من یادم نمیاد که توو فیلم گاندولف توو دستش حلقه ای انداخته باشه!!!!!!!
چرا آقا، من توی دستم حلقه داشتم! ببین:
https://arda.ir/forum...&attach_id=6006
چرا الکی تهمت می زنی؟! :دی
دلیل اینکه گیردان انگشت رو به گندالف داد هم این بود که خودش میخواست نزدیک دریا بمونه و از بندرگاه ها محافظت کنه. ولی حلقه ناریا نباید یه جا می موند، چون این حلقه باعث میشه در مردم شهامت و امیدواری بوجود بیاد. و گندالف بهترین کس بود که می تونست با حلقه اش این ویژگی ها رو در مردم بوجود بیاره، چون همیشه در سفر بود. یک دلیل دیگه اش هم این بود که گیردان می دونست گندالف چه مسئولیتی داره و میخواست با این کار نوعی کمکش کنه و بهش یه قدرت بزرگ بده. (البته این نظر شخصی منه)
«اما گیردان آنرا به میتراندیر سپرد، چه می دانست که او از کجا آمده است و سرانجام به کجا بازخواهدگشت. گفته بود: "این انگشتر را بگیر، زیرا کوشش و مسئولیت تو گران خواهدبود، اما بدان که در هرکاری پشتیبان توست و از فرسودگی و خستگی محفوظت خواهدداشت. این انگشتر آتش است، و با آن ای بسا بتوانی شهامت کهن را در دنیایی که رو به سردی نهاده، برافروزی. و اما خود من، دل من با دریاست؛ و در کنار سواحل خاکستری مسکن خواهم گزید، و بندرگاه ها را پاس خواهم داشت تا آخرین کشتی بادبان درکشد. آنگاه منتظر تو خواهم ماند."»
دوستان یک سوال درباب ائول
در اولین برخورد ائول و آره دل در سیلماریلیون اومده که ائول افسونی گرداگرد آره دل گذاشت که آره دل نتونست بگریزه.
1- پس میشه گفت این ازدواج به زور و علی رغم میل آره دل صورت گرفته، درسته؟!
2- این چه افسونیه که ائول میتونه به کار بگیرش اما آره دل (هر دو الف هستند) نمیتونه ازش بگریزه یا باهاش مقابله کنه؟!
دوستان یک سوال درباب ائول
در اولین برخورد ائول و آره دل در سیلماریلیون اومده که ائول افسونی گرداگرد آره دل گذاشت که آره دل نتونست بگریزه.
1- پس میشه گفت این ازدواج به زور و علی رغم میل آره دل صورت گرفته، درسته؟!
2- این چه افسونیه که ائول میتونه به کار بگیرش اما آره دل (هر دو الف هستند) نمیتونه ازش بگریزه یا باهاش مقابله کنه؟!
در پاسخ به سوال اول که به نظر می رسه همینطور باشه چون من یادم نمیاد جایی گفته شده باشه آردهل دلباخته ائول شده باشه
در پاسخ سوال دوم هم باید بگم لزوما همه الف ها همه جور افسونی بلد نبودن و قدرت های یکسان نداشتن مثلا فکر نمی کنم الف دیگه ای می تونست افسونی که لوتین روی ملکور پیاده کرد اجرا کنه شاید ائول هم به واسطه زندگی تنها در جنگل و ارتبط نزدیکش با ارواح طبیعت یه همچین افسونی رو آموخته باشه
مخالفم آقا، در مورد اقوام ما درست صحبت کنید :دیــ
تنها جایی که افسون به کار برد که نتونه از جنگل بره بیرون و مسیرشو به سمت خونه خودش خم کرد، مثل کاری که درختا سر هابیتا آوردن
البته به این موضوع که اجبار بوده یا خیر اشاره ای نشده و فقط اینو داریم:
هیچ کس نگفته است که آره دل به تمامی ناخشنود، یا زندگی او در نان الموت در طی این سال ها به نظرش نفرت انگیز بوده است.
پس میشه نتیجه گرفت نفرت نداشته، خیلی هم ناخشنود نبوده :دیــ
چون غم زیاد الف ها رو فانی میکنه و میکشه نه این که زنده نگهشون داره
مثل آرون یا لوتین که از غم زیاد مرگشون فرا رسید
پ.ن.
کمی حرف هست در مورد نسخه های اولیه بزنم که جاش اینجا نیست، خودتون برین بخونین :دیــ
فقط بگم بعدا تالکین توی مقاله Laws and Customs Among the Eldar میگه هیچ چیزی مثل ازدواج به زور در بین الدار ثبت نشده و همین حرفی رو که حدس زدم گفته
Among all these evils there is no record of any among the Elves that took another’s spouse by force; for this was wholly against their nature, and one so forced would have rejected bodily life and passed to Mandos
در مورد سوال اول نظر من اينه که خب درسته که قبل از ازدواجشون عشقي بينشون نبوده اما بعد از ازدواج حتما هم زندگي نسبتا با رضايتي داشتن. اما خب در مقايسه با رضايت لوتين و آرون از اينکه با عشق عظيمشون زندگي ميکردن , آره دل از صميم قلب راضي به زندگي کردن با ائول نبوده . بالاخره بعد از گذشت اون همه سال حتما هم عادت ميکنه. چون دلبند کس ديگه اي نبوده تا حسرت بخوره و مدام مشوش و آزرده خاطر باشه.
سوال دوم: نظر من اينه که گرچه هر الفي قدرت افسونش با ديگري فرق ميکنه اما اين به اين معنا نيست که بتونه سحر ديگه اي رو نابود کنه. بنظرم تنها ميتونسته تا با استفاده از افسون مخصوص به خودش فرار کنه. نه اينکه حتما لازم باشه اون افسون ائول رو باطل کنه. شايد اصلا افسون زن ها در مقايسه با مردها تاثير کمتري داشته باشه. مگر اينکه اون افسون برخاسته از ابزاري باشه. مث گالادريل که انگشنترش باعث اون قدرت زيادش شده بود. اما آره دل براي سحرش ابزاري نداشت. و بنا بر گفته ي جناب مرغ طوفان ائول اين قدرت افسونش رو از طبيعتي دريافت کرده بود که سالها باهاش زندگي کرده بود.
به نظر شما چرا گاندولف مثل دوستش سارومان از یاران تاریکی نشدند؟
به نظر شما چرا گاندولف مثل دوستش سارومان از یاران تاریکی نشدند؟
سخته سوالت . عين اينه كه بگي چرا ملكور فقط پليد شد ولي بقيه والار نه.
به نظرم چون قدرت اونو كور نكرده بود. در ضمن وظيفه شناس بود. تا آخرين لحظه پاي ماموريتش وايستاد. وقتي كه توي جنگ با بالروگ كشته شد ، به پاس پايبند بودن به ماموريتش ، دوباره روحش رو توي يه كالبدي ديگر دميدند و قدرتي بيش از آن چه كه داشت بش دادن( قدرتي كه سارومان هم نداشت. در واقع اين كار جبران خيانت سارومان بود.
کسی میدونه اسم واقعی سوار سیاه چیه؟
کسی میدونه اسم واقعی سوار سیاه چیه؟
هيچ سوار سياهي توسط تالكين نامگذاري نشده مگر يكي: خامول
خامول يكي از پادشاهان ايسترلينگ بود و همون سواريه كه با استاد گمجي توي هابيتون صحبت مي كنه.
بقيه ي سواران سياه و همچنين شاه جادوپيشه آنگمار نام گذاري نشدند. اما بعدا الكترونيك آرتز يه نام هايي خودش ميسازه كه كريستوفر تاييد مي كنه، منتها ما بروبچس آردا تاييد نمي كنيم :دي
تو این مقاله تقریبا یه چیزایی هست :
نزگول در کوئینا، اولایری نامیده میشدند.
زمانی که آنها بر مرکبشون سوار می شدند، به سواران سیاه، بالهای سیاه و سایههای بالدار نیز مشهور بودند. از دیگر نامهای آنها می توان به سایهها، خادمان سائورون، نُه تن، و خادمان ارباب حلقهها اشاره کرد.
تنها نام دو تن از نزگول گفته شده است. فرمانروای آنان، پادشاه جادوپیشه آنگمار بود، و بعد از او خامول، «ایسترلینگ سیاه» یا «سایهی شرق»، بالاترین مقام را داشت. تالکین اشاره کرده که سه تن از آنها اربابهای بزرگ نومهنوری بودهاند؛ ویچکینگ یکی از نومهنوری های اصیل و خامول از بزرگان ایسترلینگ است.
با سلام.
آیا راداگاست قهوه ای در زمان نبرد حلقه نقشی داشت؟؟!!در کل میخوام راجع به راداگاست اطلاعاتی به دست بیارم.ممنون...
تا اون جایی که من میدونم در نبرد حلقه نقشی نداشت فقط پیغام سارومان رو به گاندالف رسوند اونم نمی دونست که یه دامه برای گاندالف
با سلام.
آیا راداگاست قهوه ای در زمان نبرد حلقه نقشی داشت؟؟!!در کل میخوام راجع به راداگاست اطلاعاتی به دست بیارم.ممنون...
این تاپیک بسیار مفیدی هست که توسط شخص راداگاست قهوه ای راه اندازی شد :? :
https://arda.ir/forum...?showtopic=1544
تا اون جایی که من میدونم در نبرد حلقه نقشی نداشت فقط پیغام سارومان رو به گاندالف رسوند اونم نمی دونست که یه دامه برای گاندالف
اتفاقا اگه راداگاست عقاب ها رو برای جویا شدن احوال گندالف نمی فرستاد , گندالف تا ابد الدهر بالای اورتانک می موند و خودتم می دونی چه فاجعه ای پیش میومد :?
*
*
یه نگارگری بسیار زیبا از جادوگران آبی هست که دلم نیومد یه پست جداگونه توی تاپیک "جادوگران آبی" براش بزنم. این که ایستاری شبیه یه موبد زردشتی{به نظر خودم البته} کشیده شده خیلی ایده ی تمیز و جالبیه:
سلام خدمت دوستان دنیای آردا
من هم به تازگی عضو این انجمن شدم
فیلم ارباب حلقه ها رو حدود 7 سال پیش دیدم خیلی جذاب بود طوری که حتی همین الان هم اگه برای چندمین بار نگاه کنم خسته نمیشم
کلا داستان و موسیقی فیلم خیلی جذابش کرده
بقیه فیلمهای تخیلی بیشتر در مایه گرافیک فانتزی شلوغ بازی و نداشتن داستان ریشه دار هستن و به همین دلیل فقط دیدن تصاویر جذابشون اونم برای یک بار هیجان داره
اما ارباب حلقه ها و هابیت داستان قدرتمندی دارن که همه تماشاگران رو فکر درباره سرزمین میانه و دنیای آردا فرو میبره
جوری این وقایع و داستانها نوشته شده که انگار واقعا مردمی با این سبک زندگی در دوران کهن وجود داشتن و ما ازشون بی خبر بودیم
خب مقدمه رو میزارم کنار و میرسیم به مسئله اصلی
من کتاب ارباب حلقه ها و هابیت رو یه مرور کوچیکی داشتم و فقط بعضی از قسمتهاش رو خوندم که خیلی جالب بود
نکته اول اینکه واقعا داستان پیچیده ای داره و اگه فیلمو ندیده بودم اصلا چیزی از داستانش نمیفهمیدم چون خیلی اسم داره و این اسامی رو در جریان داستان توضیح میده ینی باید به دقت تمام تا آخرش بخونی تا بعد بفهمی اینا کیا بودن
سخن اصلی بنده اینه که خیلی از شخصیتهای افسانه ای کتاب و بیشتر متعلق به اهریمن در فیلمهای پیتر جکسون وجود نداره در حالی که از این شخصیتها در کتاب به شدت تعریف شده و قدرت و هیبت زیادی داشتن
مثلا شخصیت ها و اقوام زیر:
مایاها-آئوله-ملکور-مورگوت -گورتائور-گرگینهها-درائگلوین-تورینگوتیل -فینرود فلاگوند- لوتین و هوآن-ایسیلدور -الندیل -گیل-گالاد-ایسیلدور -آنگولیانت و ............
به هر حال همون طور که گفتم داخل کتاب زیاد واضح نیست که این شخصیتها چه قدرت و مقامی داشتن
از دوستان میخوام که راهنمایی کنن
کدوم یک از شخصیتهای دنیای آردا منفورترین و پلیدترین بوده؟
کدوم یک از همه قدرتمند تر بوده؟(حالا چه خوب چه بد)
کدوم یک در سرزمین انسانها یا همون ادمای خوب قدرتمند ترین پادشاه بوده ؟
و مهمترین سوال اولین موجود پلید یا مکان پلید که در واقع داستانهای تالکین از اون نشأت گرفتن چی بوده؟
در واقع همه اینا مثل یه هرم میمونن که هر چه به سمت پایین میریم پیچیده تر میشه
اون راس هرم کی هست؟
دوست عزیز فکر نمیکنم این تاپیک جای مناسبی برای این بحث باشه.
و درمورد سوالاتون باید بگم توی انجمن نظر سنجی ها این سوال ها جواب داده شده و امکانش نیست که یه کسی به طور مطلق بتونه این سوالارو جواب بده. چون کلا جواب واحدی ندارن و هر کسی بر حسب برداشتش و سلیقه ی شخصیش نظر میده.
هم اینکه در مورد اون شخصیت هایی که فرمودین پیتر جکسون توی فیلم کم بهون پرداخته: کسانی مث فین رود و لوتین و اونگولیانت و ... اصلا توی کتاب ارباب حلقه ها و کلا دوران سوم و جنگ حلقه هیچ حضور و نقشی نداشتن و مال دوران اول هستن. بنابریان فیلم ربطی به این ها نداشته که بخواد پر رنگشون کنه. اگه تمایل دارین که راجع به این ها بیشتر بدونین باید کتاب سیلماریلیون رو مطالعه کنین که مخصوص این افراده. :))
از دوستان میخوام که راهنمایی کنن
کدوم یک از شخصیتهای دنیای آردا منفورترین و پلیدترین بوده؟
کدوم یک از همه قدرتمند تر بوده؟(حالا چه خوب چه بد)
کدوم یک در سرزمین انسانها یا همون ادمای خوب قدرتمند ترین پادشاه بوده ؟
و مهمترین سوال اولین موجود پلید یا مکان پلید که در واقع داستانهای تالکین از اون نشأت گرفتن چی بوده؟
در واقع همه اینا مثل یه هرم میمونن که هر چه به سمت پایین میریم پیچیده تر میشه
اون راس هرم کی هست؟
ضمن عرض خوشامد به شما دوست عزیز
1.ملکور که اولین ارباب تاریکی آردا بود
2.ارو ایلوواتار ،خدای یگانه کل دنیای تالکین قدرتمند ترینه که مسلما خوب هم هست
3.توی دنیای تالکین سرزمین انسان ها و بقیه موجودات جدا نیست و تنها موجودات خوب هم انسان ها نیستند .اما به نظر من {دوستان بهتر میتونن توضیح بدن}قدرتمند ترین حکومت انسان ها در گاندور بوده
4.متوجه نشدم :دی
5.راس هرم ارو هستش
بله کتاب ها یه کمی سنگین هستند اسامی زیاده ووقایع پیچیده ولی خوب بالاخره اگه علاقه مند باشین به مرور یاد میگیرن
پ.ن:این پست ها به تایپیک سوال و جواب منتقل بشه بهتر نیست ؟
راس هرم پلیدی که ملکور مورگوت بوده
اولین مکان پلید هم ابونتو بود که والار رو سر مورگوت خرابش کردن
بعد از اونجا آنگباند
بعدشم موردور
در پلیدی هم.. مورگوت
بعدش سائورون(من همیشه با تلفظ این موجود مشکل دارم!! سایرون..سائرون..سائورون و...!!!)
بعدشم فک کنم ویچ کینگ
اما راس ترین..تو کل جهان ارو..تو آردا (اِئا) مانوه (البته به لحاظ مستقیم..وگرنه بازم ارو!!)
قدرتمند ترین تو ائا ملکور (قدرتمند ترینِ آینور)
بعد از اونم والار (مانوه و اولمو و تلکاس بیشتر!)
ممنون بابت توضیحاتتون
پس این طور که پیداست ایلوواتار برترین موجود در آن زمان بوده
ینی مقام خدایی داشته و کلا کارهایی رو که خدا میتونه انجام بده مثل آفرینش اعمال قدرت یا پس گرفتن قدرت و آفرینش تاریکی و روشنایی
به نظر شما این داستان غیر منطقی و ضد دین نیست؟
اگه موجود خوبی بوده پس چرا خودشو خدا معرفی کرده و بقیه اون رو میپرستیدن
در ثانی بااین همه قدرت پس چرا نابود میشه؟
دوست عزیز شما بهتره اول کتاب سیلماریلیون رو بخونید بعد بیاید این سوالات رو مطرح کنید. سوالات شما خیلی زیاده و نمیشه اینجا بهشون پاسخ داد. جواب سوال رو باید از کتاب بگیرید.
قبلا هم از این موارد داشتیم. نمونه بارزش تاپیک "هفت سوال من" هست که روی همین موضوع بود اما به دلیل اینکه ارسال کننده تاپیک کتاب رو نخونده بود مجبور شدیم تاپیک رو پس از چندین و چند صفحه ببندیم.
بنابراین ازتون میخوام که برید کتاب رو بخونید و بعد با اطلاعات اولیه بیاید این بحث رو پیگیری کنید چون اینجوری فایده ای نداره.
ایارنور دقیقا کی بود؟... نومه نور بود؟
ایارنور دقیقا کی بود؟... نومه نور بود؟
هوم؟ نومه نور؟ :/
نومه نور یک مکان هست و ائارنور یک شخص
درهرحال ائارنور آخرین پادشاه گوندور بود
در بعد از سقوط فورنوست به اونجا رسید و با کمک ارتش متحدشون با الف ها تونستن شاه جادوپیشه رو شکست بدن و آنچنان ضربه ای به اون بزنن که تنها کسی که زنده موند جادوپیشه بود که فرار کرد.(اون زمان هنوز شاه نبود) بعدا ائارنور به وعده ی مبارزه ی تن به تن با شاه جادوپیشه جواب داد و در میناس مورگول گم شد
جادوپیشه زمانی که انسان بود جادو یاد گرفت یا وقتی که نزگول شد؟و قبلش پادشاه کجا بود؟
در ضمن انسان ها که قدرت جادو ندارن...
جادوپیشه زمانی که انسان بود جادو یاد گرفت یا وقتی که نزگول شد؟و قبلش پادشاه کجا بود؟
در ضمن انسان ها که قدرت جادو ندارن...
بستگی داره جادوگری رو چی تعریف کنیم، توی کتاب میگه حلقه به پادشاهان انسان ها، جادوگران و دیگر جنگجویان داده شد
Mannish kings, sorcerers, and other warriors
درکل اطلاعات ما از نزگول بسیار کمه، مخصوصا از دوره ی قبلشون، میشه حدس زد جادوپیشه یکی از سه نجیب زاده ی نومه نوری بود که حلقه رو از سائورون گرفته بود ولی نمیشه گفت کِی جادوگری یاد گرفته
در مورد جادوگری انسان ها، ما زبان سائورون (Mouth of Sauron) رو داریم که یک نومه نوری سیاه بوده و خب توی کتاب ذکر شده ساحری هم آموخته...
دوستان عزیز آیا ارک ها قبلا الف بودند؟؟
دوستان عزیز آیا ارک ها قبلا الف بودند؟؟
دوست عزیز پاسخ این سوال به تفصیل در کتاب سیلماریلیون شرح داده شده و پیشنهاد می کنم حتما کتاب رو مطالعه کنید.
اما در جواب شما به طور خلاصه می شه گفت که بله نخستین اورک ها در واقع الف هایی بودند که به اسارت ملکور در اومدند و بر اثر شکنجه و غذای مسموم به اورک تبدیل شدند و بعد ها با تولید مثل جمعیتشون زیاد شد.
درباره هالدیر الف چی میدونید ؟ همونی که توی دوبرج با ارتش الفا اومد به کمک آراگورن اینا ...
من قبلنا دربارش گشتم و خوندم ولی وقتی فرزندان هورینو خوندم متوجه شدم اون هالدیری که من دربارش خونده بودم از نسل آدمیان بود ... نه اون هالدیرالف !
درباره هالدیر الف چی میدونید ؟ همونی که توی دوبرج با ارتش الفا اومد به کمک آراگورن اینا ...
من قبلنا دربارش گشتم و خوندم ولی وقتی فرزندان هورینو خوندم متوجه شدم اون هالدیری که من دربارش خونده بودم از نسل آدمیان بود ... نه اون هالدیرالف !
خب توی کتاب که درواقع به کمک کسی نمیاد، درهرحال اون هالدیر یکی از مرزبانان قلمرو لورین بود که توی کتاب یاران حلقه اولین بار ضاهر میشه
این مدخل در فرهنگنامه ی آردا هم میتونه کمکتون کنه...
برتری نژادی کدوم الفا بیشتره ؟
من سه دسته الف میشناسم : نولدور ( که رفتن تا سرزمین قدسی اگه اشتباه نکنم ، ولی بعد دلنتگ شرزمین قبلی یعنی همون میانه شدن دوباره برگشتن جای قبلی )
سیندار ( که تا وسزای راه رفتن ولی همون جا ، نمیدونم کجا موندگار شدن! )
الفای آواری ( که کلا نرفتن ! )
هان؟ اصن درس گفتم ؟
بعد الف سیلوان چی ؟ کوجا قرار میگیره ؟
:))
اونوقت دربارهgildor inglorion چی ؟ تو فرهنگنامه رو که خوندم فقط گفته یه الف نولدور بوده که هابیتارو ملاقات میکنه ! چیز دیگه ای نیست ؟
من باید به خودشناسی برسم بالاخره !
بعد یه چیز دیگه تراندویل نولدور بود ؟ یه چیزی رو فهمیدم اینکه نژاد نولدور از سیلوان برتره ، چون تائوریل بهش گفت شما اجازه نخواهید دادپسرتون به یه سیلوان دل ببنده ... :(
برتری نژادی کدوم الفا بیشتره ؟
من سه دسته الف میشناسم : نولدور ( که رفتن تا سرزمین قدسی اگه اشتباه نکنم ، ولی بعد دلنتگ شرزمین قبلی یعنی همون میانه شدن دوباره برگشتن جای قبلی )
سیندار ( که تا وسزای راه رفتن ولی همون جا ، نمیدونم کجا موندگار شدن! )
الفای آواری ( که کلا نرفتن ! )
هان؟ اصن درس گفتم ؟
بعد الف سیلوان چی ؟ کوجا قرار میگیره ؟
:))
اونوقت دربارهgildor inglorion چی ؟ تو فرهنگنامه رو که خوندم فقط گفته یه الف نولدور بوده که هابیتارو ملاقات میکنه ! چیز دیگه ای نیست ؟
من باید به خودشناسی برسم بالاخره !
بعد یه چیز دیگه تراندویل نولدور بود ؟ یه چیزی رو فهمیدم اینکه نژاد نولدور از سیلوان برتره ، چون تائوریل بهش گفت شما اجازه نخواهید دادپسرتون به یه سیلوان دل ببنده ... :|
برای شناختن انواع الف با صفحه ی آخر کتاب سیلماریلیون مراجعه کنید تا با دسته بندی صحیح آشنا بشید
برتری رو از چه لحاظ میخواید حساب کنید؟ هرگروه از الف ها در یک بخش مهارت خاصی داشتن و خلق و خوی متفاوت. مثلا تله ری به دریا و جنگل علاقه ی بیشتری داشتن و کشتی هایی می ساختن که غرق ناشدنی بود، نولدور اربابان معرفت بودن و در کار با فلزات و جواهرات برتری چشمگیری داشتن، وانیار به نیزه بیشتر علاقه داشتن، نولدور به شمشیر و سپر، تله ری به کمان و... (حالا شاید وقت کنم همه ی این هارو یکجا جمع کنم و توی تاپیکی که به الف ها مرتبط باشه بزارم)
درهرحال از نظر من این ها باعث برتری نمیشن و نمیشه روی گروهی از الف ها لفظ برتر گذاشت به طور کلی، به طور جزئی میشه مقایسه کرد البته.
در مورد گیلدور اینگلوریون همون قدر کافی نیست؟ :پی به هرحال اطلاعات زیادی ار این الف وجود نداره، مگر همون هایی که از دیدارش با فرودو در کتاب یاران حلقه یاد میشه، نولدوری از خاندان فین رود فلاگوند (خاندان رو اقوام نگیرید)، چندین فرضیه ی دیگه هم موجوده که وقت زیادی رو برای توضیح میطلبه و این رو که به کتاب سیلماریلیون تسلط بیشتری داشته باشید که بشه بیشتر روش بحث کرد
تراندویل هم خیر، از نژاد سیندار هست، الف های سیلوان یا جنگلی از اخلاف نژاد ناندور محسوب میشن. درهرحال این حرف رو از روی نژاد نزده از نظر من چون خودش حتی از خاندان سلطنتی سیندار هم نیست که خیلی متفاوت باشه، احتمالا به این علت گفته که چون لگولاس شاهزاده هست و تائوریل یه فرد عادی. درهرحال بگذریم که بحث فیلم جاش اینجا نیست...
اسامی شاید نزدیک باشن اما همونجایی که گفتم برید، با توجه به توضیحاتم کاملا مشخص میشه :(
نولدوری از خاندان فین رود فلاگوند (خاندان رو اقوام نگیرید)
من فقط یه نکته به توضیحات دوست خوبم اضافه کنم حالا شاید خیلی هم مربوط نباشه ولی احساس کردم اینجا جاشه!
به نظرم این واژه "house " رو در ترکیباتی مثل "house of Finrod " یا امثال این "خاندان" ترجمه نکنیم بهتر باشه شاید معادل عربیش رو بشه "اهل بیت" گرفت که لزوما خویشاوند نیستند در مورد معادل فارسی من خودم به نتیجه قطعی نرسیدم شاید بشه از واژه "نزدیکان" استفاده کرد!
ببخشید دوستان،تو سیل به این اشاره شده که ملیان از نژاد والاره.این دقیا یعنی چی؟یعنی الان چه رابطه ای بین اینا وجود داره؟
ممنون
ملیان والـا نیست. مایا هست. اما والـار و هم مایار هر دو گروه جزو آینور هستند و برای همین توی دسته بندی همشون قدسیان حساب میشن.
بله البته این که مشخصه ولی اگه صفحه67سیل خط اول رو نگاه کنید سوال منو متوجه می شید.
صفحه ی اول سیلماریلیون من اینو نوشته:
<< و درآن زمان چنین واقع گشت که اورومه سواره از برای نخجیر رو به خاور نهاد و ...>>. :-bd
ببخشید . خط اول ِ سیلماریلیون من صفحه ی 67..:دی
ببخشید دوستان،تو سیل به این اشاره شده که ملیان از نژاد والاره.این دقیا یعنی چی؟یعنی الان چه رابطه ای بین اینا وجود داره؟
ممنون
منظورش اینه که از همون جنس والار ه!
مایار وجودشون از همون جنس والار هست و همه آینو حساب میشن ... دسته ای که بلند مرتبه تر اند میشن والار پایین ترا میشن مایا.
در باره ملیان هم ...
خوب میدونیم که مایار و والار میتونستن تو آردا به کالبدی ظاهر بشن که البته این کالبد اونارو محدود به همین دنیای خاکی می کرد
ملیان مایا بود ...
اما روحا مایا بود!!
و به کالبد یک الف در اومد
ینی جسمش با الفها فرق نمی کرد (به نظرم من!) و به همین واسطه هم تونست با الوه ازدواج کنه و بچه هم بیاره!
منظورشون صفحه ی 77 بوده
درهرحال اونجا درسته نوشته Melian was a Maia, of the race of the Valar اما چطور بگم، به نظرم به معنی از نژادی که فکر میکنیم نیست، منظورش هم نژادیه که والار هم هستن هست، یعنی آینور
سلام و تشکر بابت جواب های سوالات قبلی
در مورد گلد بری اطلاعات می خواستم .
اگه لطف کنین ممنون میشم.
این تاپیک رو مطالعه کنید و اگر سوال و نظری داشتید بحث رو در همون تاپیک دنبال کنید.سلام و تشکر بابت جواب های سوالات قبلی
در مورد گلد بری اطلاعات می خواستم .
اگه لطف کنین ممنون میشم.
https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=771&hl=%DA%AF%D9%84%D8%AF%D8%A8%D8%B1%DB%8C&fromsearch=1
آقا من میگم فقط الف ها نیمه الف ها و ساحر ها بد نمیشن
چون بقیهی نژاد ها تا قدرتی مثل قدرت سائرون دستشون بیفته وسوسه میشن و بد میشن @};-@};-
اگه منظورت از ساحرها همون مایارـه که خود سایرون هم یک مایار بود و بد شد.والبته سارومان هم همین طور.آقا من میگم فقط الف ها نیمه الف ها و ساحر ها بد نمیشن
چون بقیهی نژاد ها تا قدرتی مثل قدرت سائرون دستشون بیفته وسوسه میشن و بد میشن @};-@};-
سائرونو نمی دونم ولی سارمان یه مایاره خرفت قدرت طلب بود که گول حرفهای سائرونو خورد دقیقا مثل اون تیکه که آراگورنو...رفته بودن جلوی دروازه های سیاه.بعد مشاور سائرون اومد و الکی گفت فرودو مرده
.م.@};-
حالا که قشنگ فکر کردی (فئانور).میبینی که واقعاً حق با منه
نه؟8)
الف به قول شما"بد"هم داریم!
ائول الف تاریک.شاید اون از قدرت زیاد "بد"نشده ولی یه الف خبیث بود.
خب شما گفتی ساحر ها بد نمیشن منم سارومان رو مثال زدم.سائرونو نمی دونم ولی سارمان یه مایاره خرفت قدرت طلب بود که گول حرفهای سائرونو خورد دقیقا مثل اون تیکه که آراگورنو...رفته بودن جلوی دروازه های سیاه.بعد مشاور سائرون اومد و الکی گفت فرودو مرده
.م. @};-
حالا که قشنگ فکر کردی (فئانور).میبینی که واقعاً حق با منه
نه؟8)
من دیگه حرفی ندارم@};-
.
.
.
.
.
.
.
شوخی کردم ولی من واسه اون الفه هیچ خبری نداشتم
بعدم...
.
بحث ما سر قدرت زیاد بود ها؟@};-
الف به قول شما"بد"هم داریم!
ائول الف تاریک.شاید اون از قدرت زیاد "بد"نشده ولی یه الف خبیث بود.
خب شما گفتی ساحر ها بد نمیشن منم سارومان رو مثال زدم.
این جا یه سوال از دوتون دارم !
الف بد یعنی چی ؟! و اون رو چی معنی می کنید ؟!
از طرفی ائول قضیه اش فرق می کنه
تا جایی که یادم اون فقط به فکر خانواده اش بود هر چند آخر کار یه کار اشتباه کرد اما به نظر از فرط ناچاری بود
به ماهان : دقیقا الان سوال شما پیارمون چیه ؟!
آقا جان من منظورم از سؤالم اینه که مثلا کسی مثل برومیر با دیدن حلقه وسوسه شد خوب چون آدم بود ولی کسی مثل لگولاس این طوری نبود.
میخوام اینو بگم.
آقا جان من منظورم از سؤالم اینه که مثلا کسی مثل برومیر با دیدن حلقه وسوسه شد خوب چون آدم بود ولی کسی مثل لگولاس این طوری نبود.
میخوام اینو بگم.
آهان الان گرفتم حرفت رو :دی
بدی برای همه هست و همه دچار بدی می شن
مثل نمی تونیم بگیم ساحر ها همشون خوبن و یا الف ها تماما پاک هستن
تمام نژاد ها معروف آردا هم خوب داشتن و هم بد نمی تونیم بگیم یه نژاد دچار وسوسه نمی شن و ...
مثال می زنم برات :
والار هم بد داشتنم نمونه ی بارزش ملکور
ساحر ها که در واقع همون مایار هستن که اگه مایار بدونی مصداقش سائرون و سارومان و اگه ساحر بدونی باز سارومان
الف ها هم از این قضیه مستثنی نیستند
برای مثال فئانور که عاشق سیلماریل ها شد و یا لرد دوریات که باز اون هم دچار وسوسه ی سیلماریل ها شد
و ...
در واقع من این جوری برداشت کردم که از جرف هاتون سه نزاد الف ها و نیمه الف ها و ساحر ها بد نمی شن که بهتون نشون دادم که می تونند بد بشن و گمراه بشن
بله همهی کسانی که گفتید یا عاشق شدن یا قدرت طلب بودن مثل سارومان.ولی آدمی مثل برومیر وقتی بد میشود که نزدیک حلقه بود و برعکس آراگورن نیمه الف
خب پست هاتون رو به اینجا منتقل کردم، جاشون اصلا توی اون تاپیک نبود
درهرحال فکر کنم لازمه کمی در مورد معنی واژه ی بد تجدید نظر کنید
حلقه ی قدرت میتونه هر کسی رو از هر نژادی (بجز والار) به سمت خودش بکشه یا به قولی Corrupt کنه (فارسیش یادم نیومد @};-)، حالا اون شخص میتونه به واسطه ی بعضی مشکلات قدرت کمتری در دفاع داشته باشه، یکی نفر میتونه قدرت بیشتری داشته باشه؛ این ها نشونه ی خوب بودن یا بد بودن نیست
سارومان قدرت طلب نبود، نه اونقدری که مثلا آراگورن به دنبال حکومت و پادشاهی بود (که توی فیلم حالا چیز دیگری نشون داده شد)، بلکه بسیار خردمند بود ولی نه به اندازه ی سائورون و در آخر سائورون بازیش داد + بورومیر خیلی روش فشار بود، میدونست گوندور قدرت دفاع در برابر قدرت موردور رو کاملا نداره و... به همین خاطر حلقه بیشتر سراغ بورومیر رفت وگرنه هیچ تفاوتی بین بورومیر یا گیملی یا لگولاس یا آراگورن (که آراگورن یک انسان هست) یا گندالف وجود نداره (یک سری تفاوت ها هست، نیاید دیگه به اون ها گیر بدید @};-)، فقط همونطور که گفتم بعضی ها میتونن از خودشون دفاع کنن و بعضی ها نمیتونن، این تقصیر اون شخص نیست و مقام بورومیر به این راحتی پایین نمیاد! همونطور که مقام ایسیلدور پایین نمیاد!
در مورد الف ها هم تنها الف هایی که پلیدی رو میشه درشون دید پسران فئانور (اونم نه همشون) هستن، ائول رو که اصلان توضیح داد یا حتی مایگلین هم با خیانتش که چیزی بی سابقه بود هم در حد پسران فئانور نبود
+ ارو رو شکر توی فیلم هم از وسوسه ی حلقه برای آراگورن گفته میشه...
آنکالاگون چه طور کشته شد؟؟؟
آنکالاگون چه طور کشته شد؟؟؟
در جنگ خشم وقتی ملکور دید داره شکست میخوره اژدهایان بالدارش که بزرگ ترینشون آنکالاگون سیاه بود رو به سمت سپاه والار فرستاد .ائارندیل با کشتیش وینگیلوت به کمک سپاه غرب اومد و تونست بعد از یک شبانه روز جنگ با آنکالاگون اونو بکشه . جسد آنکالاگون روی برج های تانگورودریم افتاد و اون برج ها رو شکست ...
چه طور با کشتی کشتش؟؟
چه طور با کشتی کشتش؟؟
کشتی ائارندیل یه کشتی معمولی نبود کشتی پرنده ای بود که توسط والار تقدیس شده بود
ببخشيد در مورد سرنوشت آلاتار و پالاندو مطالب متفاوتي خوندم آيا وقتي پروفسور تالكين اسم اونها رو تغيير داد سرنوشتشون هم ( داستان مربوط به اونها ) تغيير كرد؟
ببخشيد در مورد سرنوشت آلاتار و پالاندو مطالب متفاوتي خوندم آيا وقتي پروفسور تالكين اسم اونها رو تغيير داد سرنوشتشون هم ( داستان مربوط به اونها ) تغيير كرد؟
منظورت علاوه بر ایناست !؟ :((
ببخشيد در مورد سرنوشت آلاتار و پالاندو مطالب متفاوتي خوندم آيا وقتي پروفسور تالكين اسم اونها رو تغيير داد سرنوشتشون هم ( داستان مربوط به اونها ) تغيير كرد؟
بعد از سفر جادوگران آبی به شرق دیگه خبری از اونا نبود البته احتمالا میرفت که اسیر شده باشند و....
تالکین میخواسته تا حدودی نقششونو پررنگ تر کنه که البته این امر میسر نشد
متأسفانه به خاطر نميارم كجا، ولي جايي در فروم خوندم قرار بود به عنوان جاسوس مردمان آزاد سرزمين ميانه در نيروهاي تاريك نفوذ كنند. ميخواستم بدونم اين درسته يا نه،دوباره ميگردم ببينم پيداش ميكنم يانه .
با تشكر از دوستان عزيز به خاطر پاسخشون
متأسفانه به خاطر نميارم كجا، ولي جايي در فروم خوندم قرار بود به عنوان جاسوس مردمان آزاد سرزمين ميانه در نيروهاي تاريك نفوذ كنند. ميخواستم بدونم اين درسته يا نه،دوباره ميگردم ببينم پيداش ميكنم يانه .
با تشكر از دوستان عزيز به خاطر پاسخشون
به احتمال زياد تو تاپيك "جادوگران آبي" در كتابخانه ها خوندي. اونجا بانو آرون يه پست مفصل در اين مورد و تغيير كاراكتر هاي جادوگران آبي نوشته اند.
آره درسته. توي آخرين دست نوشته هاي استاد(ميشه يكي دو سال آخر عمر ايشان) جادوگران آبي در اواسط دوران دوم به شرق سفر مي كنند تا در ميان نيروهاي سائورون ( لابد ايسترلينگ ها) نفوذ كنند( به احتمال زياد براي اينكه اونارو از جنگيدن در سپاه سائورون منصرف كنند)
حتي استاد اسم جادوگران رو به "ناجي شرق" و "نابودگر تاريكي"( اسمشون به الفي رو يادم نيس) تغيير ميده كه گوياي اين مطلبه. حالا خودت دوباره اين تاپيكو بخون. چون من دقيق بعضي چيزارو يادم نيس.
به احتمال زياد تو تاپيك "جادوگران آبي" در كتابخانه ها خوندي. اونجا بانو آرون يه پست مفصل در اين مورد و تغيير كاراكتر هاي جادوگران آبي نوشته اند.
آره درسته. توي آخرين دست نوشته هاي استاد(ميشه يكي دو سال آخر عمر ايشان) جادوگران آبي در اواسط دوران دوم به شرق سفر مي كنند تا در ميان نيروهاي سائورون ( لابد ايسترلينگ ها) نفوذ كنند( به احتمال زياد براي اينكه اونارو از جنگيدن در سپاه سائورون منصرف كنند)
حتي استاد اسم جادوگران رو به "ناجي شرق" و "نابودگر تاريكي"( اسمشون به الفي رو يادم نيس) تغيير ميده كه گوياي اين مطلبه. حالا خودت دوباره اين تاپيكو بخون. چون من دقيق بعضي چيزارو يادم نيس.
بله! واقعا ممنونم چون اين تاپيك رو پيدا نميكردم. اون جا بانو آرون دو تا پست كامل با همه ي جزئيات از جادوگران آبي قرار داده و قسمتي از منابع هم نامه هاي پروفسور هستن كه خب همين منابعش مهم بود. ممنون :((
سلام به همه ما كنكورو داديمو هيشكي هم نپرسيد چي شدD:!به هر حال اميدوارم دعاتون پشت سرم بوده باشه!!!
يه سوال داشتم:اگه بخوايم مثلا اژدهايان رو به ترتيب قدرت رده بندي كنيم اين ترتيب چطوري ميشه؟مثلا ايا ميشه اسماگ رو بعد از انكالاگون قوي ترين اژدها دونست؟(در ضمن به اميد رتبه ي خوب و قهرماني المان در جام جهاني!!)
سلام
دوستان در دانشنامه ی سایت نوشته شده معنی فین رود : نسل قدرتمند فینوه ولی مگر فین در زبان الفی معنی مو نمی دهد؟
سلام به همه ما كنكورو داديمو هيشكي هم نپرسيد چي شدD:!به هر حال اميدوارم دعاتون پشت سرم بوده باشه!!!
يه سوال داشتم:اگه بخوايم مثلا اژدهايان رو به ترتيب قدرت رده بندي كنيم اين ترتيب چطوري ميشه؟مثلا ايا ميشه اسماگ رو بعد از انكالاگون قوي ترين اژدها دونست؟(در ضمن به اميد رتبه ي خوب و قهرماني المان در جام جهاني!!)
اول از اینکه انشاالله کنکورت رو خوب داده باشی و به نتیجه ی دلخواهت رسیده باشی :دی ولی اگر هم نرسیدی عیبی نداره همیشه راه موفقیت باز هست .!
خب بریم سر مبحث اژدهایان !
اول از همه بهت پیشنهاد میکنم آخرین شماره از مجله ی آردا کوئنتا رو بخونی جناب اصلان مطالب کاملا مفیدی رو بیان کردن ، ولی به طور مختصر تا اونجایی که ذهنم برسه کمک میکنم :
همونطور که میدونی اژدهایان در دنیای تالکین به سه دسته ی کلی تقسیم میشن ، اژدهایان آتشین دم ( که قدرت تولید آتش دارن) ، اژدهایان سرد دم ( که فاقد قدرت دمندگی آتش هستند ) و آخرین اونها خزندگان بلند (در واقع بدون بال هستند وشباهت خیلی زیادی به wyrm های اساطیر ژرمن دارن)
در میان اژدهایان آتشین دم میشه نام سه اژدها در داستان های استاد تالکین پررنگ تر شده ( به نوعی میشه این اژدهایان رو تنها اژدهایان آتشین دم نام برد)
*گلائرونگ که به عنوان پدر اژدهایان شناخته میشه و در سال 260 دوران اول برای اولین بار از انگباند خارج شد که در آخر به دست تورین تورامبار کشته شد ، همچنین باید اشاره کنم که گلائرونگ فاقد بال بوده و در دسته ی اژدهایان بدون بال ( wyrm) هم قرار میگیره.
*دومین اژدهای نام برده شده ( از سری اژدهایان آتشین دم) آنگلاکون سیاه هست که بزرگترین اژدهای آتشین دم ِ بال دار هست که در پایان نبردِ خشم از آنگباند به جنگ سپاه والار رفت. حتی سپاه قدرتمند والار نیز در مقابل هجوم وحشتناک اون و همراهانش عقب نشست ، و در آخرآنکالاگون بدست ائارندیل کشته شد. آنگلاکون به روی کوه تانگورودیم افتاد و اون رو نابود کرد
*سومین اژدها هم اسماگ طلاییه! اژدهایی که اول بار در اواخر دوران سوم در تنها کوه دیده شد ، و در آخر به دست بارد کمان گیر کشته شد
اژدهایان سرد دم :
میشه تنها مورد پر رنگی که از این نوع اژدهایان میشه معرفی کرد اسکاتای ثعبان هست !
که در دوره ی سوم طلای دورفهایی را که در کوهستان خاکستری زندگی میکردند به غارت برد ولی توسط فرم، از ئوتئود کشته شد
اژدهایان دیگه ای هم بودن ولی اسمی از اونها به طور قطع برده نشده !
به طور کلی از آنگلاکون سیاه به عنوان قوی ترین اژدها یاد میشه و بعد از اون گلائرونگ
ولی در مورد سوال شما سلیقه ای هست ، اگر معیار های یکسانی رو ( مثل کسی که اژدهارو کشته ، یا ویرانی هایی که اژدها به وجود آورده ) انتخاب کنیم ، بعد از جمع بندی بله ،چون که هیچ کس ائارندیل رو با بارد یا تورین مقایسه نمیکنه ، به طور قطع آنگلاکون یه لِوِل و مرتبه از اسماگ بالاتره ، و در آخر هم اسکاتا قرار میگیره ( به علت سرد دم بودنش)
امیدوارم توضیحاتم مفید به فایده بوده باشه
موفق باشی .
سلام
دوستان در دانشنامه ی سایت نوشته شده معنی فین رود : نسل قدرتمند فینوه ولی مگر فین در زبان الفی معنی مو نمی دهد؟
با کمی ریشه یابی فکر کنم بشه به پاسخ این سوال درست پیدا کرد ، من از روی شواهد و معنی کلمات جواب میدم اگر به دنبال ویژگی های دستوری هستی بهتره از مهدی عزیز ( مهدی 3D ) و یا ناظر تور عزیز بپرسی ، احتمالا توضیحات کاملی میدن !
خب فینرود فلاگوند فرزند فین ارفین پادشاه قوم نولدور در آمانه ! و فین آرفین هم فرزمند فینوه پادشاه والا مقام نولدور و همسرش ایندیسه !
در حقیقت فین آرفین و فرزندانش تنها خاندان بین نولدور بودن که موهای طلایی داشتن، که این موها رو از ایندیس وانیار مادر فین آرفین به ارث برده بودن ، میشه یه دلیل برای ارتباط بین همین کلمه ی "مو" با معنی فین رود ! که دارای ویژگی های نسل قدرت مند فینوه هستن مثل موی زیبای ایندیس وانیار !
سلام
دوستان در دانشنامه ی سایت نوشته شده معنی فین رود : نسل قدرتمند فینوه ولی مگر فین در زبان الفی معنی مو نمی دهد؟
درسته فین [Phin] به معنی مو هست (حالا تفاوت F با Ph رو حساب نمیکنیم).
توی جلد 12 تاریخ سرزمین میانه گفته میشه که فینوه [Finwë] هر سه پسرش رو بر اساس اسم خودش نام گذاری کرده، به علاوه ی مشخص کردن برترین خصوصیتشون؛ یعنی Curufinwë (فئانور)، Ñolofinwë (فین گولفین) و Arafinwë (فینارفین) که به ترتیب میشه: (پسرِ) ماهرِ فینوه - (پسرِ) عاقلِ فینوه - (پسرِ) نجیبِ فینوه. البته درستش اینه که مثلا برای کوروفینوه بگیم "(پسرِ) فینوه ی ماهر" اما خب تکه تکه معنی کردم که ربط دادنش آسون باشه به بخش های انگلیسی، اون پرانتزها هم برای بهتر معنی کردن هست و توی خودِ کلمه، ما چیزی که مستقیم "پسر" معنی بشه رو نداریم؛ که بخوایم دقت کنیم همه ی اسامی یکجوری نشون دهنده ی از نسل فینوه بودن هست... (اون پیشوند ها یه چیزی شبیه به پسوند .Jr که به معنی پسر هستن و واسه اون هایی که اسمشون همنام پدرشون هستن به کار میره که بشه تشخیصشون داد)
حالا این اسامی که تکه هاییشون رنگی هستن، در هنگام همخوان شدن با اصوات سینداری، به صورت اسامی توی پرانتر در اومدن (البته فئانور جداست، چون اصلا فئانور اسم مادریش هست و کوروفینوه اسم پدریش) اما هنوز قسمت Fin که نشون دهنده ی اسم فینوه باشه رو داریم، درسته؟ برای همین فینرود و فینگون رو میشه به اون صورت ها معنی کرد.
** البته این بخش در دهه ی 60 توسط استاد نوشته شده که بعد از انتخاب اسامی بوده و 'احتمال میره' تالکین بعدا به این ریشه ها رسیده و این معانی اختراع شدن...
درکل فینوه علاقه ی زیادی به اسم خودش داشته! مثلا اسم دومین فرزندش (اولین فرزندش با ایندیس وانیاری)، فیندیس [Findis]، که مخلوط اسم خودش و اسم همسرشه هست :وی
این از ارتباط اسامی با ریشه بود، حالا بریم به سراغ ریشه که فینوه باشه: معنی اسم فینوه به طور جدا هیچوقت مشخص نشده اما میشه اون رو به Phin که به معنی مو هست (که فینوه موهای بلند و خوبی داشته، حتی نسبت به بسیاری از الدار) نسبت داد و پسوند wë- که پسوندی رایج در بین اسامی مردانه هست (مثل مانوه، الوه).
حالا اینکه چطور ما این اسم رو بخوایم معنی کنیم، بستگی به نگاهمون داره و هر دوی اون ها درست هستش...
یک چیز بگم مسخرم نکنید :|
من هنوز نفهمیدم ویچکینگ کیه ! پیش میاد دیگه !!! :D
با عرض اجازتیک چیز بگم مسخرم نکنید :|
من هنوز نفهمیدم ویچکینگ کیه ! پیش میاد دیگه !!! :D
اشکالی ندارد ندانستن عیب نیست نپرسیدن عیب است! ویچ کینگ همان پادشاه جادوپیشه آنگمار است.
سلام یک سوال
امیر ایمراهیل دقیقا کیه؟
سلام یک سوال
امیر ایمراهیل دقیقا کیه؟
ایمراهیل دقیقا امیرِ دول آمروت بود در زمان جنگ حلقه در دوران سوم که هنگام جنگ گوندور و در نبرد دشت های په له نور علیه تاریکی شرق، روهان و مردان روهیریم رو که به گوندور پیوسته بودند، همراهی میکرد.
ایا ایمراهیل الف یا نیم-الفه چون لگولاس وقتی اورا می بیند تعظیم می کند زیرا او کسی است که براستی خون الفی در رگهایش جریان دارد.
کتاب بازگشت شاه صفحه 272
با عرض اجازت
جناب الوه ولی بنده در پیوست سیلماریلیون دیدم که برای کلمه مو (فین) فین رود را مثال زده بود پس مسثله حل می شود.
سوال سختی دارم اطلاعاتی در مورد khamul می خواهم
سوال سختی دارم اطلاعاتی در مورد khamul می خواهم
توي فرهنگنامه هست:
آیا اژدهایی مانند اسماگ نفس مسمومی دارد مانند گلایرونگ یا این فقط مختص یک اژدها است
آیا اژدهایی مانند اسماگ نفس مسمومی دارد مانند گلایرونگ یا این فقط مختص یک اژدها است
مگه اسماگ نفسش مسمومه؟
پس چطور به بیلبو اینقدر نزدیک شد؟
منظورم رو بد رسوندم یعنی اسماگ یا هر اژدهایی هم ممکنه نفس مسمومی داشته باشه یا فقط گلائرونگ این جوریه
سلام ببخشید میشه یه کم در باره سقوط گیل گالاد و جنگ آخرین اتحاد توضیح بدید و اینکه چه گونه حکومت به الروند رسید؟؟؟ ممنون
منظورم رو بد رسوندم یعنی اسماگ یا هر اژدهایی هم ممکنه نفس مسمومی داشته باشه یا فقط گلائرونگ این جوریه
دوست عزیز هر اژدها خصوصیت خاص خودش رو داشته مثلا اسماگ آتشین دم بوده یا پرواز میکرده اما گلائرونگ نه در عوض گلائرونگ سلاح های دیگه ای داشته . بله ممکنه در خانواده اژدهایان غیر آتشین دم باز هم بوده باشن به صورت گلائرونگ اما نه به قدرتمندی اون.
سلام ببخشید میشه یه کم در باره سقوط گیل گالاد و جنگ آخرین اتحاد توضیح بدید و اینکه چه گونه حکومت به الروند رسید؟؟؟ ممنون
دوست عزیز این لینکها رو ببین
https://arda.ir/fall-of-gilgalad/
https://arda.ir/history-of-arda/
درباره الروند هم اینها جالبه
https://arda.ir/history-of-arda/
با سلام
پادشاه آنگمار کیست و توسط چه کسانی کشته می شود ؟
با سلام
خوا هشا یه جواب کامل بدبد
دهان سارون چطور به این شکل در اومد و قبلا چی بود؟
تو کدوم جنگ ها حضور داشت؟
با سلام
خوا هشا یه جواب کامل بدبد
دهان سارون چطور به این شکل در اومد و قبلا چی بود؟
تو کدوم جنگ ها حضور داشت؟
اطلاعات کمی در موردش هست
تا جایی که یادمه فکر کنم از دوران دوران دوم با سائرون بود و از مردم نومه نوری بود
اینجا می تونی در موردش اطلاعاتی کسب کنی :دی
سرانجام اماندیل چی میشه به امان یا تول ارسئا میرسه یا نه و ممکنه با مانوه صحبت کرده باشه و تقاضای امرزش برای نومه نوری ها؟
سرانجام اماندیل چی میشه به امان یا تول ارسئا میرسه یا نه و ممکنه با مانوه صحبت کرده باشه و تقاضای امرزش برای نومه نوری ها؟
سرانجام آماندیل نا معلومه. هیچ جایی اشاره به اینکه آیا به هدفش رسید و تونست تقاضای آمرزش بکنه اشاره ای نشده. من همیشه تو این مواقع میگم کاش استاد زنده بود [-(
این دوتا مطلب تنها چیزایی بود که پیدا کردم از آماندیل
ملکور که اول شخصیت مثبتی داشت بعد چطور یک هو انقدر بد میشه؟
ملکور که اول شخصیت مثبتی داشت بعد چطور یک هو انقدر بد میشه؟
ملکور مثبت نبود . کی مثبت بود ؟؟
قدرتمند ترین والار بود ه همین دلیل هم همیشه خودش رو بالاتر از بقیه میدونست و توجه ارو به دیگر والار همیشه موجب رنجشش بود. حسادت در پی و بن وجودش رخنه میکنه در حدی که در موسیقی پردازی های ارو هم میاد با نتهای متفاوت از نت های ایلوواتار شروع به خواندن میکنه که حتی به خیالش بتونه مغلوب کنه ارو رو.از همون اول خورده شیشه داشت ملکور
گلائرونگ اژدهایی بدون بال بود؟ و چند پا داشت؟
اسماگ چطور؟
با عرض اجازت
گلائرونگ بی بال و اسماگ بالدار.
ببخشید تراندویل و لگولاس از کدوم خاندان الف ها بودن ؟؟
فکر کنم از الف های سیندار که در سرزمین میانه ماندند و به والینور نرفتند.
چند سوال داشتم در مورد تراندویل ،چرا زیاد ازش یادی نشده درآثار تالکین؟به هرحال اون هم از پادشاهان الف بوده.وسرنوشتش چی شد؟آیا به غرب رفت؟جایی خوندم که همراه کلبورن در سرزمین میانه موند
لگولاس همراه گیملی به والینور رفت
تراندویل همراه کلبورن در لورین می مانند و بعد ها عازم غرب میشوند.
در اصل گیملی با لگولاس چون لگولاس مجوز رفتن به غرب رو داشت ولی فانیان این مجوز رو ندارند اما به دلیل دوستی عمیقی که بین این دو برقرار شده بود همراه لگولاس به والینور رفت و معلوم نیست که اجازه اون رو فرمانروایان غرب صادر کردند یا گالادریل باعث اومدن اون شده چون گفته شده گیملی در ارزوی دیدن دوباره گالادریل بوده.
شاه الف ها که تو کتاب هست پادشاه همه الف های سرزمین میانست؟کلا 2 جور الف داریم درسته؟اونایی که قبلا به سرزمین جاودانه رفتند و اونایی که از اول نرفتند و تو سرزمین میانه ماندند درسته؟الان تراندوئیل پادشاه کدوم دستست؟
دوست عزیز افعی جان قضیه کمی پیچیده تر از این حرف هاست.بله به طور کلی اگه بخوایم تقسیم بندی کنیم میشه گفت دو جور الف داریم.کالا کوئندی (الف های روشنایی)و مورو کوئندی(الف های تاریکی).تراندویل از جمله الف های تاریکی بود که در سرزمین میانه به دنیا اومد و نور دو درخت رو هم ندید(در واقع دلیل این نام گذاری هم مین موضوع نور دو درخته)تراندویل پادشاه هیچ دسته ای نیست.پادشاه قلمروی سیاه بیشه اس که در مجاورت اره بور قرار داره.به غیر از قلمروی تراندویل بانو گالادریل و همسرش کله بورن و همچنین الروند سرزمین های وسیعی رو تحت اختیار داشتن و میشه گفت این سه گروه سرزمین های الفی سرزمین میانه رو قبل از مهاجرت الف ها در پایان دوران سوم تشکیل می دادند:)
دوستان یه مقدار اطلاعات درباره گلورفیندل و تام بامبادیل میشه بدید خیلی ممنون از شما
دوستان یه مقدار اطلاعات درباره گلورفیندل و تام بامبادیل میشه بدید خیلی ممنون از شما
تام بامبادیل یکی از موجودات مجهول ارداست و به طور قطع نمیتوان در مورد اون نظری داد. برای اطلاعات بیشتر این تاپیکو ببینید.
https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=896&view=findpost&p=7830
گلورفیندل هم یکی از الف های برین هست که در ریوندل جزو مشاوران الروند محسوب میشه . البته در سیلماریلیون هم الفی با این نام وجود داره که توسط یک بالروگ کشته میشه ولی گفته میشه گلورفیندل ارباب حلقه ها همونه که دوباره بازگشته.
باز هم به اینجا سری بزنید
https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1233&view=findpost&p=23845
کسی در مورد Fionwë چیزی می دونه یادمه یه جا خوندم که پسر Manwë است ! فکر کنم حلقه مورگوث بود اما چیز زیادی راجع بهش پیدا نکردم !!!
کسی در مورد Fionwë چیزی می دونه یادمه یه جا خوندم که پسر Manwë است ! فکر کنم حلقه مورگوث بود اما چیز زیادی راجع بهش پیدا نکردم !!!
یه جستجویی که کردم به جلد 1 تاریخ رسیدم و این همون ائونوه چاوش مانوه هستش که خب این یکی بودنشون میشه همون نسخه های قدیمی که یکجا ملکور رو میکشه و یکجا پسر مانوه هستش
پس میشه اینطور برداشت کرد که تالکین در ابتدا ائون وه رو به عنوان پسر مانوه در نظر داشته بعد نظرش رو تغییر داده .
با عرض اجازت
من یک سوال داشتم با توجه به این پست https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=861&view=findpost&p=7204 در دوران سختی نولدور ازدواج نمی کردند ولی با توجه دوباره به این پست سن ازدواج 15 سال است پس یعنی 15 سال بعد از تولد فین رود دردسر ها آغاز می شوند که او نمی تواند ازدواج کند؟
سیلماریلیون فصل 15 صفحه 210:
فین رود فلاگوند هیچ همسری برنگزیده بود، و گالادریل سبب را جویا شد؛ اما آنگاه که گالادریل سخن می گفت تصویری از آینده به دل فین رود افتاد و گفت : « من سوگندی خواهم خورد و باید آزاد باشم تا به عهد خویش وفا کنم و پای در تارکی بگذارم و نیز چیزی از قلمرو من باقی نخواهد ماند که پسری وارث آن باشد.»
اما آورده اند که تا بدان ساعت چنین افکار مایه ی دلسردی بر او مستولی نگشته بود، زیراآن دختری که فینرود دوست داشت آماریه از نژاد وانیار بود که او را در تبعید همراهی نکرده بود.
ولی با توجه دوباره به این پست https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=861&view=findpost&p=7204 سن ازدواج 15 سال است
ممنون میشم اگه منبع اینکه الدار در سن 15 سالگی ازدواج می کردند رو ذکر کنید !!!
الدار فقط يكبار در زندگيشان ازدواج مي كردند و اين ازدواج از روي عشق و يا با رضايت كامل طرفين صورت مي گرفت .
باز هم بدون منبع و کاملا اشتباه !!! نمونه بارزش فینوه که دو همسر داشت یا کله گورم پسر فئانور که به زور می خواست با لوتین ازدواج کنه کلا این پست اشتباهات بسیار زیادی داره ...
با عرض اجازتسیلماریلیون فصل 15 صفحه 210:
فین رود فلاگوند هیچ همسری برنگزیده بود، و گالادریل سبب را جویا شد؛ اما آنگاه که گالادریل سخن می گفت تصویری از آینده به دل فین رود افتاد و گفت : « من سوگندی خواهم خورد و باید آزاد باشم تا به عهد خویش وفا کنم و پای در تارکی بگذارم و نیز چیزی از قلمرو من باقی نخواهد ماند که پسری وارث آن باشد.»
اما آورده اند که تا بدان ساعت چنین افکار مایه ی دلسردی بر او مستولی نگشته بود، زیراآن دختری که فینرود دوست داشت آماریه از نژاد وانیار بود که او را در تبعید همراهی نکرده بود.
ممنون میشم اگه منبع اینکه الدار در سن 15 سالگی ازدواج می کردند رو ذکر کنید !!!
باز هم بدون منبع و کاملا اشتباه !!! نمونه بارزش فینوه که دو همسر داشت یا کله گورم پسر فئانور که به زور می خواست با لوتین ازدواج کنه کلا این پست اشتباهات بسیار زیادی داره ...
در این پست گفته است از کتاب مورگوت رینگhttps://arda.ir/forum/index.php?showtopic=861&view=findpost&p=7207
بله تو کتاب حلقه مورگوت این قضیه اومده اما بهتره مثل بقیه مطالب مجموعه تاریخ سرزمین میانه بهش استناد نشه. اینها دست نوشته های پراکنده تالکین هستن و بسیاری بعدا بازنویسی شدن. مثلا در این مورد ما تورین و نلاس رو داریم که در کودکی با هم همبازی بودن اما بعدش به دلیل رشد کندتر الفها نسبت به انسانها تورین به بلوغ میرسه اما نلاس همچنان بچه میمونه و برای همین بینشون فاصله میافته. موارد متناقض اینجوری توی تاریخ سرزمین میانه زیاده.
مهدی جان دقیقا حرف دل منو زدی منابع اصلی لوتر و سیل هستند چون اگه بخوایم به تاریخ سرزمین میانه استناد کنیم کلی تناقض ایجاد میشه چون تالکین این داستان ها رو خیلی سال پیش از کامل کردن سیلماریلیون و لوتر نگاشته و خیلی از اسامی و داستان ها به طور کلی تغییر کرده اند .
به عنوان مثال تو جلد ششم بازگشت سایه : چوب ریش و کشاورز ماگوت شخصیت های پلیدی هستند و استرایدر ، تروتر نامیده میشه و در جمع یاران حلقه لگولاس و گیملی حضور ندارند .
با عرض اجازتسیلماریلیون فصل 15 صفحه 210:
فین رود فلاگوند هیچ همسری برنگزیده بود، و گالادریل سبب را جویا شد؛ اما آنگاه که گالادریل سخن می گفت تصویری از آینده به دل فین رود افتاد و گفت : « من سوگندی خواهم خورد و باید آزاد باشم تا به عهد خویش وفا کنم و پای در تارکی بگذارم و نیز چیزی از قلمرو من باقی نخواهد ماند که پسری وارث آن باشد.»
اما آورده اند که تا بدان ساعت چنین افکار مایه ی دلسردی بر او مستولی نگشته بود، زیراآن دختری که فینرود دوست داشت آماریه از نژاد وانیار بود که او را در تبعید همراهی نکرده بود.
اگر فرض را بر این بگذاریم که سن ازدواج 15 است یعنی قبل از زمان تبعید فین رود 15 ساله نبوده؟
با عرض اجازت
اگر فرض را بر این بگذاریم که سن ازدواج 15 است یعنی قبل از زمان تبعید فین رود 15 ساله نبوده؟
اگر بخوايم به تاريخ سرزمين ميانه استناد كنيم فينرود در سال 1300 دو درخت به دنيا اومده و در سال 1500 تبعيد شدن. كه ميشه 200 سال درختي و از اونجا كه هر سال درختي برابر با 9.5 سال خورشيدي هست فينرود در اون زمان حدود 1900 سالش بوده!
با عرض اجازتاگر بخوايم به تاريخ سرزمين ميانه استناد كنيم فينرود در سال 1300 دو درخت به دنيا اومده و در سال 1500 تبعيد شدن. كه ميشه 200 سال درختي و از اونجا كه هر سال درختي برابر با 9.5 سال خورشيدي هست فينرود در اون زمان حدود 1900 سالش بوده!
پس با این احتساب باید ندیده اش را می دیده ولی نتجه چه شده تجرد؟
راستی اون بید که توی گورپشته بود و تام بامبلدیل هم در بارش حرف زده بود ماجراش چیه ؟
راستی اون بید که توی گورپشته بود و تام بامبلدیل هم در بارش حرف زده بود ماجراش چیه ؟
بید مرد پیر ، درختی باستانی و شیطانی که بسیار کهن ساله ولی کم کم خویی شیطانی و پلید گرفته ، شاید بشه بید مرد پیرو نمایانگر خشم و تلخی طبیعت نسبت به کسانی که تلاش می کنند تا طبیعت رو نابود کنند دونست ، داستان از این قراره که هابیت ها وقتی که در سراشیبی گورپشته قرار میگیرند و به بلندی های گورپشته وارد میشن خوابالودگی و خمودگی بر اونها مستولی میشه و مری و پیپین در کنار بید مرد ( درخت بید پیر ) به خواب میرن فرودو و سم اندکی بعد که متوجه غیبت دوستاشون میشن میفهمن که اونها در دل درخت بید اسیر شدن که به دنبال راه چاره ای هستن درا ون لحظه تام بامبادیل در حال آواز خواندن میرسه و بهشون کمک میکنه تا هابیت ها از دست درخت بید نجات پیدا کنند. به طور کلی بید مرد پیر یکی از پیر ترین های جنگل قدیمی و بلندی های گورپشتس و همونطور که اشاره کردم خوی ِ پلیدش نشئت گرفته از ظلمیه که انسان ها و هابیت ها به طبیعت روا داشتن
توضیحاتی هم در دانشنامه سایت قرار گرفته که میتونی مطالعه کنی :D
موفق باشی
سلام حال ساختن یه نمودار درختی از دنیای تالکین هستم ... فعلا اسامی تمامی آینور هارو ذکر کنید برام یا اگر امکان داره جایی از سایت رو معرفی کنید که تمامی شخصیت های دنیای تالکین توش باشه . مرسی
سلام حال ساختن یه نمودار درختی از دنیای تالکین هستم ... فعلا اسامی تمامی آینور هارو ذکر کنید برام یا اگر امکان داره جایی از سایت رو معرفی کنید که تمامی شخصیت های دنیای تالکین توش باشه . مرسی
در کتاب سیلماریلیون در قسمت در باب مایار نام چند تن ذکر شده مثل:ایلماره مستخدمه واردا،ائون وه چاووش مانوه و اوسه و اوئی نن که اوسه از خراج گذاران اولموست و همسرش اوئی نن است و ملیان که خدمت وانا و استه را کرده و همچنین اولورین کورونیر و راداگاست و الاتار و پالاندو و ..... ولی برای بقیه اسامی باید منابع دیگه رو بگردید.
سلام حال ساختن یه نمودار درختی از دنیای تالکین هستم ... فعلا اسامی تمامی آینور هارو ذکر کنید برام یا اگر امکان داره جایی از سایت رو معرفی کنید که تمامی شخصیت های دنیای تالکین توش باشه . مرسی
سلام
من قبلا یه سری شجره نامه ساختم. میتونید از اونها استفاده کنید:
https://arda.ir/gallery/genealogies/
با چه فرمتی میخواید بسازید؟ خروجی به چه صورت خواهد بود؟
این سایت رو هم ببینید:
ای واااای مهدی عزیز اصلا نمیدونستم که اینقدر شجرنامه دوستان درست کردند ... فکر کنم با این حال نیازی به ساختن نیست .. دوست داشتم یه کار جدید انجام بدم اما مثل این که استاد برجسته ای مثل شما دوستان واقعا عالی کار کردند
خواهش میکنم
شما میخواستید چطور اینو بسازید؟ خروجی عکس میشد یا چیز دیگه ای(مثلا html یا ...)؟
همیشه میخواستم یه فرمت اینتراکتیو ازش بسازم اما نرم افزاری که باهاش کار میکردم این اجازه رو نمیداد و چیز به درد بخور دیگه ای هم پیدا نکردم که فارسی رو ساپورت بکنه.
خواهش میکنم
شما میخواستید چطور اینو بسازید؟ خروجی عکس میشد یا چیز دیگه ای(مثلا html یا ...)؟
همیشه میخواستم یه فرمت اینتراکتیو ازش بسازم اما نرم افزاری که باهاش کار میکردم این اجازه رو نمیداد و چیز به درد بخور دیگه ای هم پیدا نکردم که فارسی رو ساپورت بکنه.
تصمیمه خاصی نداشتم که با چه فرمتی باشه فعلا داشتم فقط داکیومنتشو آماده می کردم اما تو فکرم بود ازاول شروع کنم یعنی ارو از بالا بعد شاخه شاخه بشه یه چیز کلی و جامع
یک سوال ایا اورک ها بچه به دنیا میارند مثل انسان یا از خاک مثل فیلم (جایی که کوره ها را نشان میدهد توی ایسنگارد)با موادی درست میشن اصلا قضیه چجوریه
یک سوال ایا اورک ها بچه به دنیا میارند مثل انسان یا از خاک مثل فیلم (جایی که کوره ها را نشان میدهد توی ایسنگارد)با موادی درست میشن اصلا قضیه چجوریه
خوب اورک ها مثل الف ها و انسانها تولیدمثل میکنند یعنی اورکهای مونث هم وجود دارند.بعد از اینکه متولد شدند،ابتدا بچه هستند و سپس رشد میکنند و بالغ میشوند.ولی تو فیلم اینگونه نیست.
در ضمن باید دقت داشت که تو کتاب هم به اورک های مونث اشاره ای نشده...! (با وجود قبول تولید مثلشون!)
در ضمن باید دقت داشت که تو کتاب هم به اورک های مونث اشاره ای نشده...! (با وجود قبول تولید مثلشون!)
اشاره شده که با جادو و شکنجه روی الف ها تغییر شکل دادن و این اورک ها به وجود اومدن و میتونن برا خودشون مثل الفها تولید مثل بکنن به نظرم همین دلیل کافی برای وجود اورک های مونث هست ! نیازی نیس مستقیما اشاره شه که وجود داشتند
البته .. اگه کسی مطالعه ای داره روشون بگه :)
من کلمه ی ( تکثیر ) رو تو کتاب در مورد اورک ها فکر می کنم دیدم
ولی نمی دونم تولید مثل است یا خر
ولی فکر نمیکنم کسی تا به حال به این فکر کرده بوددم شما گرم اگه کسی اطلاعاتی داره بگه مام بدونیم
ببخشید دقیقا به چی فککرده بود!؟ اطلاعاتی در چه مورد!؟
ببخشید ولی من به چیزی که تا حالاخیلی ذهنمو مشغول کرده بود فکر میکردمجمعیت و....خیلی چیزهاتولد یک اورک و... بعد چرا اونا خیلی زیاد ترن یعنی تعداد ارتش ح
اصلا اگه پیدا نمیشه دستتون درد نکنه از اینکه برای سوال من وقت گذاشتید ممنونم
ببخشید ولی من به چیزی که تا حالاخیلی ذهنمو مشغول کرده بود فکر میکردمجمعیت و....خیلی چیزهاتولد یک اورک و... بعد چرا اونا خیلی زیاد ترن یعنی تعداد ارتش ح
اصلا اگه پیدا نمیشه دستتون درد نکنه از اینکه برای سوال من وقت گذاشتید ممنونم
اول ازتون شدیدا تمنا میکنم با رسم الخط و ادبیات عادی پست بدین!!
بعدش ... درباره تولد اورک ها که بالاتر اشاره شد. شبیه الف ها تولید مثل میکردن چون کلا وجودشون از الف ها سرچشمه میگیره و تا اونجایی که یادم میاد به مرگ طبیعی نمی مردند. شاید یکی از دلایل جمعیتشون هم همین باشه که عمر طولانی (اگه نگیم نمیمردند! یادم نمیاد دوستان یاری رسانند!) داشتن .
به نظرم یکی از دلایلشونم این میتونه باشه که همگی زیر یک پرچم بودن و هیچ چیز جز همین ساختن ارتش سرشون نمیشد :) در هر حال زیاد بهش توجه نشده و یه چیز عادیه به نظرم . چیز واضحیه! سال ها فقط زاد و ولد کردن تو تاریکی دیگه این کار سختی نیست!
الروس دستت درد نکنه.پس در کل بید یه انت بوده.چون من فکر کردم آدم بوده ولی نه.
بنام خداوند جان و خرد
آقاااااااا یک سوال
بعورن دقیقا چی بود؟ کی بود؟ نسلش چی بود؟ کلا ریشش از کجا منشا میگیره؟ :)
شرمندم اگه سوالم تکراری بود :|
بنام خداوند جان و خرد
آقاااااااا یک سوال
بعورن دقیقا چی بود؟ کی بود؟ نسلش چی بود؟ کلا ریشش از کجا منشا میگیره؟ :)
شرمندم اگه سوالم تکراری بود :|
توی این تاپیک به طور کامل در مورد بئورن بحث شده
کجا گفته شده که تراندویل و کلبورن بعدها به غرب رفتند؟
کجا گفته شده که تراندویل و کلبورن بعدها به غرب رفتند؟
در مورد تراندویل من یادم نمیاد جایی گفته شده باشه! توی tolkiengateway هم احتمال داده که به غرب رفته باشه هر چند درست مشخص نیست. اما در مورد کله بورن در مقدمه ی کتاب یاران حلقه در بخش پایانی و خطوط آخر گفته شده که مدتی به پیش پسران الروند میره ولی در نهایت به غرب سفر می کنه و خاطرات روزهای کهن رو هم با خودش می بره!
اگه مونده باشه به چه دلیل به غرب نرفته؟آیا الفهای دیگه ای هم موندن؟
من يه سوال يرام پيش اومده گلورفيندل كه بعد از فرار از گاندولين و مبارزه با اون بالروگ كشته شد پس اون گلورفيندل كه توي ارباب حلقه ها فرودو رو نجات ميده كيه؟؟؟
من يه سوال يرام پيش اومده گلورفيندل كه بعد از فرار از گاندولين و مبارزه با اون بالروگ كشته شد پس اون گلورفيندل كه توي ارباب حلقه ها فرودو رو نجات ميده كيه؟؟؟
اگه یه سرچ تو دانشنامه میزدی جوابتو به دست می اوردی!!!!
به هرحال این دو دو تا شخصیت جدان و اولی گلورفیندل از گوندولینه که بزرگ خاندان ساقه طلاییه ;)
دومی هم از ریوندله که مسعول انتقال فرودو از ودرتاپ تا ریوندل بود
من يه سوال يرام پيش اومده گلورفيندل كه بعد از فرار از گاندولين و مبارزه با اون بالروگ كشته شد پس اون گلورفيندل كه توي ارباب حلقه ها فرودو رو نجات ميده كيه؟؟؟
اگه یه سرچ تو دانشنامه میزدی جوابتو به دست می اوردی!!!!
به هرحال این دو دو تا شخصیت جدان و اولی گلورفیندل از گوندولینه که بزرگ خاندان ساقه طلاییه ;)
دومی هم از ریوندله که مسعول انتقال فرودو از ودرتاپ تا ریوندل بود
البته مثل اینکه استاد تالکین در اواخر عمر پرثمرشون این ایده رو داشتن که این دو شخصیت رو یکی کنن.داستان هم از این قرار بوده که روح گلورفیندل اول پس از مرگ به تالارهای انتظار رفته و بعد توسط والار(یا در دوران دوم و یا در دوران سوم به همراه ایستاری) تجسم دوباره پیدا کرده و به سرزمین میانه بازگشته.متاسفانه اجل مهلت نداد که استاد در این رابطه که این ماجرا رو وارد داستان اصلی بکنن یا نه تصمیم گیری کنن و این ماجرا فقط در یادداشتهای شخصی ایشون موجوده.در کل مساله "دو گلورفیندل" مساله معروفیه که اینجا میتونین بیشتر راجع بهش بخونین:
http://www.glyphweb.com/arda/g/glorfindel.html
lotr.wikia.com/wiki/Glorfindel_of_Gondolin
احتمالا ترجمه اش هم به زودی در فرهنگنامه ی سایت قرار میگیره.
راستش من واسه بار اول بود که چیزی در این باره شنیدم و نمیدونم قضیه این یادداشت ها چیه ولی چیزی مشابه این داستان هم وجود داره در مورد گیلدور اینگلوریون که واژه اینگلوریون به معنای فرزند اینگلور هستش که فک کنم لقبه فینرود باشه و تو یاران حلقه گیلدور خودشو اینطوری معرفی میکنه و ما نه الف دیگه ای رو میشناسیم که ازش به عنوان اینگلور یاد شده باشه و نه اشاره ای مبنی بر زن و فرزند داشتن فینرود شده.
البته مثل اینکه استاد تالکین در اواخر عمر پرثمرشون این ایده رو داشتن که این دو شخصیت رو یکی کنن.داستان هم از این قرار بوده که روح گلورفیندل اول پس از مرگ به تالارهای انتظار رفته و بعد توسط والار(یا در دوران دوم و یا در دوران سوم به همراه ایستاری) تجسم دوباره پیدا کرده و به سرزمین میانه بازگشته.متاسفانه اجل مهلت نداد که استاد در این رابطه که این ماجرا رو وارد داستان اصلی بکنن یا نه تصمیم گیری کنن و این ماجرا فقط در یادداشتهای شخصی ایشون موجوده.در کل مساله "دو گلورفیندل" مساله معروفیه که اینجا میتونین بیشتر راجع بهش بخونین:
http://www.glyphweb.com/arda/g/glorfindel.html
lotr.wikia.com/wiki/Glorfindel_of_Gondolin
احتمالا ترجمه اش هم به زودی در فرهنگنامه ی سایت قرار میگیره.
به هرحال این موضوعات واسه خودمم تبدیل به سوال شده
راستش من واسه بار اول بود که چیزی در این باره شنیدم و نمیدونم قضیه این یادداشت ها چیه ولی چیزی مشابه این داستان هم وجود داره در مورد گیلدور اینگلوریون که واژه اینگلوریون به معنای فرزند اینگلور هستش که فک کنم لقبه فینرود باشه و تو یاران حلقه گیلدور خودشو اینطوری معرفی میکنه و ما نه الف دیگه ای رو میشناسیم که ازش به عنوان اینگلور یاد شده باشه و نه اشاره ای مبنی بر زن و فرزند داشتن فینرود شده.
به هرحال این موضوعات واسه خودمم تبدیل به سوال شده
من در مورد گیلدور نشنیده بودم،الان که نگاه کردم قضیه ی گیلدور خیلی پیچیده تره!
امیدوارم این بحث تکراری نباشه،تا حدی که من گشتم فقط یکبار جناب الوه خواستن این بحث رو مطرح کردن که نخواستن وارد جزییات بشن.اینجا
با اجازه از کاربر عزیز،جناب گیلدور اینگلوریون!
خودش میگه "از خاندان فینرود و از تبعیدی ها"-(exiles-امیدوارم درست ترجمه کرده باشم-به کتاب دسترسی ندارم الان)
از طرفی زمان نگارش لوتر، فینرود نام برادر فینگولفین ، یعنی کسی که در نسخه نهایی فینارفین نام گرفت،بود و پسرش ، اینگلور نام داشت(که بعدها فینرود نام گرفت)
(از این بعد با نام نهایی این شخصیتها صحبت می کنیم.)
1) احتمال اول اینه که گیلدور پسر فینرود فیلاگوند باشه،چون همونطور که گفتی اینگلوریون میشه پسر اینگلور.اما این فرضیه مشکلاتی داره:
الف)از نسل سوم فینوه فقط دو کودک همراه تبعیدی ها بودند.ایدریل و ارودرت.از طرفی چون فینرود فیلاگوند دل در گرو آماریه از وانیار که در والینور ماند ؛داشت،هرگز در سرزمین میانه همسری نداشت.
ب)اگر او فرزند فینرود بود،حق بیشتری نسبت به گیل گالاد بر پادشاهی نولدور داشت.
ج)خود گیلدور میگه که از تبعیدی هاست.پس نمیتونه مثل گلورفیندل تجسم دوباره پیدا کرده باشه.
2)نامی که مادر فینارفین بهش داد، Ingalaurë بود،که در تبدیل از کوئنیا به سیندارین به اینگلور تبدیل میشه.پس با تغییر اسمها در نسخه جدید هم ارتباط گیلدور با خاندان فینارفین حفظ میشه.
با در نظر داشتن تمام اینها میشه این فرض رو مطرح کرد که در نسخه اولیه گیلدور پسر فینرود فلیاگوند در نظر گرفته شده بود و در نسخه نهایی صرفا به یک عضو از خاندان او،به عنوان یک خدمتگزار و نه یکی از فرزندان او،مطرح شد.(مثلا یکی از شوالیه های نورگوتروند)-با حفظ همین شرایط میتونه فرزند یک اینگلور دیگه باشه.
بازم پست طولانی شد! ;)
سلام دوستان ببخشید میشه درباره الف های نولدور سینداری تله ری توضیح بدهید خیلی ممنون
سلام دوستان ببخشید میشه درباره الف های نولدور سینداری تله ری توضیح بدهید خیلی ممنون
سلـام
غیر ازینکه میتونید به آخرین صفحه ی کتاب سیلماریلیون برای گرفتن جوابتون، مراجعه کنید{همون نمودار}؛ این دوتا صفحه رو هم مطالعه کنید:
علـاوه بر اینها، سیندار اون دسته از الف های تله ری بودند که همراه شاه الوه تینگول{ رهبر تله ری} در راه رفتن به غرب، در میانه ی راه در بلریاند موندند و همونجا پادشاهی دوریات رو پایه گذاشتند.
اول ازتون شدیدا تمنا میکنم با رسم الخط و ادبیات عادی پست بدین!!
شاید یکی از دلایل جمعیتشون هم همین باشه که عمر طولانی (اگه نگیم نمیمردند! یادم نمیاد دوستان یاری رسانند!) داشتن .
به احتمال خیلی زیاد نمی مردن
چون وقتی سم تو موردور بود اون اورکا در مورد محاصره بزرگ صحبت می کردن که واسه هزار سال پیشش بود
گندالف و سارومان و راداگاست سه نفر از پنج جادوگر بودن اون دونفر دیگر چه کسانی بودند؟
گندالف و سارومان و راداگاست سه نفر از پنج جادوگر بودن اون دونفر دیگر چه کسانی بودند؟
همیشه جستجو چیز خوبی است :|
ایا ملکه های والارها به دست خود والار ها افریده شدن یا توسط ایلواتار؟ :|
نه همه آینورها توسط ارو,ایلوواتار آفریده شدند.
ایا ملکه های والارها به دست خود والار ها افریده شدن یا توسط ایلواتار؟ :|
خیر توسط خود ایلوواتار افریده شده اند.
در فصل والاکوئنتا امده است: در اغاز ارو ان یکتا که در زبان الفی ایلوواتار نام دارد، اینور را از اندیشه خود افرید.
بزرگترین این مینویان را الف ها والار نام کرده اند.
همراه مانوه ، واردا میزید.
اولمو خداوند ابهاست.او تنهاست.
همسر ائوله یاواناست.
ایرمو که همسرش استه است.
نامو که همسرش وایره است.
نیه نا که خواهر ایرمو و نامو است و تنها می زید.
تولکاس پهلوان که همسرش نسا نام دارد.
اورومه که همسرش وانا است.
سلام دوستان قدرت ملیان بیشتر بود یا سایرون با توجه به اینکه هردو مایار بلند مرتبه بودند
سلام دوستان قدرت ملیان بیشتر بود یا سایرون با توجه به اینکه هردو مایار بلند مرتبه بودند
مایار هر کدوم به روش خاص خودشون، اعمال قدرت می کردند و مقایسه ی اینکه کدوم قدرتش بیشتره، بیهوده اس.
از طرفی گفته شده سائورون بزرگترین خادم ملکور{که خودش بزرگترین والـا بوده} هست . که خب طبیعتا باید فوق العاده باشه حد و مرز قدرتش.
اما از طرف دیگه در سیلماریلیون گفته مورگوت از ملیان مایا، هراس داشته. {بخاطر حصار نفوذ ناپذیر دوریات که اجازه نمیداده حتا مورگوت با اون عظمتش به سرزمینش تعدی و تجاوز کنه}
پس هر کدوم در حیطه ی کاری خودشون خیلی قوی بودند.
راستی دورین اول پدر دورف ها چند سال عمر کرد؟
دورین یکی از هفت آبای اولیه دورف ها بود و در اصل پدر خاندان ریش دراز ها بود نه پدر کل دورف ها.این سوال رو نمیشه دقیق پاسخ داد ولی میدونیم دورین از پیش از دوران اول تا اواخر دوران اول میزیسته و دوران اول تقریبا ۵۸۰ سال اگه اشتباه نکنم طول کشیده و از اونجا که عمر متوسط دورف ها ۲۵۰ سال بوده پس میبینیم که به حق بهش لقب بیمرگ داده بودند.راستی دورین اول پدر دورف ها چند سال عمر کرد؟
دقیقا معلوم نیست.دورین به لقب بی مرگ معروف بود اما عمر جاودانه نداشت.فقط میشه حدس زد که چقدر عمر کرد
پس برن و لوتین چطوری بچه دار شدن مگه لوتین از تبار والار ها نبود.
پس برن و لوتین چطوری بچه دار شدن مگه لوتین از تبار والار ها نبود.
خیر. مادرش ملیانِ مایا و پدرش الوه تینگولِ الف. و وقتی مادرش به سرزمین میان اومد کالبد الف مانند گرفت و بعد از ازدواج با الوه هم هر چه بیشتر به خصوصیات یک الف نزدیک شد. این از توانایی های مایا ـییش بود. و لوتین هم که متولد شد نیمه الف نیمه مایا هست.
یه سوال دیگه:وی
همان طور که میبینیم اینجا سائرون(حلقه در دست)کلاه خود و زره پوشیده
بعد اینکه روح سائرون به دولگولدور میره به این شکل یعنی همون کلاه خود و زره رو داره،ظاهر میشه
یعنی هم در زمانی که روح در کالبدش بود و هم در زمانی روح از جسمش آزاد بود به یک شکل ظاهر میشه.
میخواستم بدونم که روح و جسم سائرون هم مثل نزگول نامرئی هست؟
1-اول از همه باید بگم این تصاویر مربوط به فیلم هستن و به هیچ وجه نمیشه سه گانه های پیتر جکسون رو معیار قضاوت قرار داد!
2-به نظر تو آیا ترسیم چهره ی سائورون در ذهن تالکین همین بوده که پیتر در فیلم خودش ساخته؟
3-روح سائورون هست که در دولگولدور شکل فیزیکی به خودش میگیره.
سارومان یک مایا بود و وقتی در شایر توسط مارزبان کشته شد تالکین میگه:مثل دود سفید پراکنده شد و به هوا رفت.
نزگول ها همه انسان بودن و تبدیل به اشباح حلقه شدن.اما سائورون مایا بود و بعد از نابود شدن جسمش باید مثل سارومان نابود میشد اما چون وجودش به حلقه پیوند خورده بود اینطور نشد.
روح سائورون بود که میتونست نامرئی باشه یا هر شکلی به خودش بگیره.که بعد ها به خواست خود نویسنده،روح سائورون در قالب یک چشم بزرگ در موردور به وجود میاد!
برای خیلی از چیزا نمیشه با قاطعیت تمام حرف زد!
3-روح سائورون هست که در دولگولدور شکل فیزیکی به خودش میگیره.
شکل فیزیکی میگیره؟! اونم بدون حلقه!
پس می گی این اشکال ظاهری به کارگردان فیلم ربط داره نه به کتاب.
به هر حال ما فقط تو این فیلم سائرون میبینیم و اونم به این شکل نشون میده @-)
شکل فیزیکی میگیره؟! اونم بدون حلقه!
پس می گی این اشکال ظاهری به کارگردان فیلم ربط داره نه به کتاب.
به هر حال ما فقط تو این فیلم سائرون میبینیم و اونم به این شکل نشون میده @-)
مگه جسم سائورون با ضربه ی ایزیلدور نابود نشد؟
خب روحش بود که هر شکلی میتونست به خودش بگیره حتی اگه به ظاهر فیزیکی نمایان بشه
کلا فیلم رو بذار کنار!
سائورون بدون حلقه هم جسم داشته و به شکل روح نبوده. گولوم به وضوح به این قضیه اشاره میکنه.
سلام به همه ی عاشقان اردا
دوستان قبل از هرچیزی خیلی خوشحالم که به عنوان یه تازه وارد در کنارتون هستم و دوم اینکه خواستم به عنوان مبحث اول در مورد سارومان باهم بحث و تبادل نظری داشته باشیم
اول اینکه همونطور که بهتر از من میدونید سارومان شخصیت برجسته و به خصوصی در کتاب های تالکین هست ولی متاسفانه علت اصلی که این نقش تا حدود زیادی در فیلم هابیت و همچنین شخصیت پردازیش در فیلم ارباب حلقه به نحویه که بیننده به طور شایسته با این شخصیت به خصوص آشنایی پیدا نمیکنه
دوم اینکه میحث اصلی من بر سر این موضوع هستش که چرا سارومان رهبر جادوگران و رئیس شورای سفید که زمانی دشمن درجه ی یک سارومان بود ، رفته رفته اسیر قدرت حلقه ی یگانه ای شد که میدونست سارومان به هر قیمتی شده از تلاش کردن برای بدست اوردنش کوتاهی نمیکنه و همچنین این حلقه باعث نابودی صاحبی به غیر از صاحب اصلیش میشه؟!!! سارومانی که همواره به خردمندی و دانائی یاد میشه در خیلی از مطالب با این عنوان از اون ذکر میشه که (او از طریق وسوسه های پلان تیر اورتانک به خدمت سائرون درآمد اما نهایتا قصد داشت به او خیانت کند و حلقه را برای خود تصاحب کند، نیتی که سائرون از آن به خوبی آگاه بود.)
او لشگری از اورک ها و یوروک های جنگلی که ابداع خودش در تغییر نسل اورک ها بودند، ایجاد کرد و از طریق گریمای مارزبان سعی داشت با مشاوره های اشتباه، روهان را ضعیف و تسخیر کند. ولی آیا براستی باوجود این همه قدرت و دانشی که در وجود سارومان جریان داشت این چنین اسیر وسوسه ای شد که یکی از جادوگران در رتبه ی پایینترش یعنی گاندالف زمانی که فرودو پیشنهاد دادن حلقه به اون رو داد و گاندالف اسیر این وسوسه نشد و حلقه رو پس زد میشه؟!!!! مگه این سارومان همان سارومانی نیست که تونست انقلابی در سرزمین میانه ایجاد کنه که نشان از درایت و هوش بالای اون داره؟
نکته ی سوم در مورد مرگ سارومان بود که در متن ها چنین اومده (بعد از نابودی حلقه یگانه و خرد شدن چوبدستی سارومان توسط گندالف، او از برج آیزنگارد فرار کرد. در مسیر بازگشت یاران حلقه به سمت دهکده هابیت ها، سارومان را در راه دیدند. گندالف به او فرصتی برای بازگشت داد اما سارومان قبول نکرد و در نهایت به دست گریمای مارزبان کشته شد.) ولی ما در نسخه ی اکستندد قسمت سوم در صحنه های ابتدایی فیلم میبینم که سارومان در بالای برج به دست گریما کشته شد و از برج به پایین پرت شد!!!! ممنون میشم در این سه مورد منو راهنمایی جامعی بفرمایید
با تشکر فراوان
اینطور که می بینم در واقع این فیلمه که سوالات رو در مورد سارومان براتون مطرح کرده
بله سارومان سفید به عنوان سرپرست و پیشوای پنج مایار به سرزمین میانه اومد و از دانش،بهره ی زیادی داشت و در کل نقش پررنگی رو در سرزمین میانه ایفا کرد.چه در زمانی که خوب بود و چه در زمانی که به تاریکی پیوست و صد ها نفر رو کشت.
در مورد بحث اولتون باید بگم خوب به تصویر کشیده نشدن،ربطی به این تایپک نداره:دی از پیتر جکسون بپرسید :|
دوم اینکه... بله به گفته ی بسیاری از شخصیت های آردا،اون حلقه فقط به اربابش کار میده نه به کس دیگه.همین که باعث مرگ ایزیلدور یا تغییر زندگی اسمیگل شد اینو ثابت میکنه.هر کسی از یه الف خردمند گرفته تا دورف برای به دست آرودن حلقه ی یگانه وسوسه میشد.خب سارومان هم برای تصاحب حلقه خیانت کرد و دست به کارای زیادی زد.خیانتی که خیلی گرون برای خودش تموم شد.اینکه چرا سارومان اسیر وسوسه شد و گندالف نه، در اراده ی این دو مایا خلاصه میشه و به بصیرت بیشتر گنداف.(دیدی که بعد از خیانت سارومان،بالا ترین مقام مایار به گندالف واگذار شد و هویتش از گندالف خاکستری به گندالف سفید تغییر پیدا کرد) :)
بهتر بگم:سارومان برای آینده زود قضاوت کرد خیلی زود! به جورایی سطحی نگری کرد و پیروز میدان رو سائورون تصور کرد.با استفاده از دانشی که داشت سپاه جدید و قدرتمندی ساخت و در نهایت حتی به این فکر افتاد که چرا حلقه رو برای خودم نگه ندارم.مگه من چه چیزیم از سائورون کم تره؟
در مورد موضوع سوم:خب متاسفانه این یکی از تحریفاتیه که پیتر جکسون در سه گانه انجام داده و بازم ربطی به این تایپک نداره :|
با سلام،یه سوال:
پدر فیلی و کیلی که بود؟
سلام دوستان. خوشحالم که به جمع شما پیوستم. در مورد تاریئل جست و جوی من نتیجه نداشت. میشه لطفا در مورد تاریئل ( امیدوارم درست نوشته باشم ) و کیلی بیشتر توضیح بدید؟
با تشکر
سلام دوستان. خوشحالم که به جمع شما پیوستم. در مورد تاریئل جست و جوی من نتیجه نداشت. میشه لطفا در مورد تاریئل ( امیدوارم درست نوشته باشم ) و کیلی بیشتر توضیح بدید؟
با تشکر
خوش آمدید. فقط بهتر قبل از بیان هر مطلب، توی فروم جستجو کنید @};-
تائوریل (Tauriel) شخصیتی بود که توسط جکسون، کارگردان فیلم خلق شد و در آثار تالکین وجود نداره؛ بنابراین اطلاعات زیادی ازش در دسترس نیست و نظرات کاربران هم در مورد حضورش در فیلم ها ضد و نقیضه.
در مورد کیلی میتونید به این لینک مراجعه کنید.
با عرض اجازتبا سلام،یه سوال:
پدر فیلی و کیلی که بود؟
دربارهی پدرشان اطلاعاتی نیست اما مادرشان دیس خواهر کوچک تر تورین بود.
گیل گالاد در چه سالی پادشاهی خودش رو در لیندون آغاز کرد؟
اگه اشتباه نکنم همون سال ۱.د.د گیل گالاد پادشاهی لیندون رو برپا میکنه
سلام میشه یکمی زیاد درباره فین رود فلاگوند توضیح بدین؟ مخصوصا در مورد مرگش و یه سوال همون فین گولفینه؟
سلام میشه یکمی زیاد درباره فین رود فلاگوند توضیح بدین؟ مخصوصا در مورد مرگش و یه سوال همون فین گولفینه؟
https://arda.ir/finrod-felagund/
در مورد قسمت دوم سوالتون هم بگم که خیر فینگولفین عموی فینرود فلاگوند بود
میگم الروند و الروس دو قلو بودند؟؟؟؟
الوه هم از الف هایی بود که بیدار شدند؟ اگه بود چطور با ملیان ازدواج کرد؟
چون در افسانه بیدار شدن کوئندی گفته شده: بر طبق طرح و اراده ی ارو، هر کدام از الف ها در کنار همسر مقدر شده ی خویش خوابیده بود
یه سوال زن ها انت ها کی بودن؟ آخرش انت ها اونا رو پیدا کردن؟ سرنوشت این قضیه چی شد؟
الوه هم از الف هایی بود که بیدار شدند؟ اگه بود چطور با ملیان ازدواج کرد؟
چون در افسانه بیدار شدن کوئندی گفته شده: بر طبق طرح و اراده ی ارو، هر کدام از الف ها در کنار همسر مقدر شده ی خویش خوابیده بود
تا اونجایی که میدونم و میتونم تجزیه و تحلیل کنم، خیر!
البته به گفته خود اطمینان کامل ندارم امیدوارم اگر نقصی بود دانایان برطرف کنند :)
تا اونجا که میدونم شاهیِ الوه ربطی به یکی از اون بیدار شوندگان بودن یا نبودن (!!) نداره . او یکی از کسانی بود که انتخاب شد تا همراه اورومه به آمان بره و اونجارو از نزدیک ببینه.
و بعد اومد بین مردمش و اونارو راضی کرد که به آمان مهاجرت کنند که از اون به بعد شد سر دسته اون ها در راه و بقیه ماجرا ;)
یه سوال زن ها انت ها کی بودن؟ آخرش انت ها اونا رو پیدا کردن؟ سرنوشت این قضیه چی شد؟
همسران انتها بودند :دی
اما جدا به جز در خلق و خو و کمی در ظاهر تفاوتی با انتها نداشتند. در مورد سرنوشتشون هم این پست کامل جناب اله سار رو ببینید.
(به قول جناب الوه:ابزار جستجو دوست ماست :) )
الوه هم از الف هایی بود که بیدار شدند؟ اگه بود چطور با ملیان ازدواج کرد؟
چون در افسانه بیدار شدن کوئندی گفته شده: بر طبق طرح و اراده ی ارو، هر کدام از الف ها در کنار همسر مقدر شده ی خویش خوابیده بود
در tolkien gateway میگه الوه در کنار کوئیوینن به دنیا اومده( و نه اینکه بیدار شده) اما نکته عجیبش اینه که منبعی که برای این جمله میاره همین افسانهی بیدار شدن کوئندی ه. جایی ازین متن اشارهای به این موضوع نمیشه ، مگر اینکه دانشنامه هم از همین استدلال استفاده کرده باشه و نتیجه گرفته باشه که الوه از بیدارشدگان نبوده.
در سیلماریلیون الوه به دورف ها میگه: ...من، الوتینگول، فرمانروای بلریاند، کسی که زندگی اش کنار آبهای کوئیوینن سالیان سال پیش از آمدن پدران مردمان از رشد بازمانده شما، آغاز شد...
بیشتر به این دلیل میگم از بیدار شوندگان بوده، و این که اگر نبوده هیچ چیزی در مورد پدر و مادرش گفته نشده و دو برادر هم داشته
الفها یک پیشگویی در مورد انتها دارن که اونها در نهایت الف بانو ها رو پیدا میکنن اما هیچ مدرکی در کتابها نیست که آیا این پیشگویی به حقیقت میپیونده یا نه.
در مورد الوه هم باید بگم که جزو نخستین الفها نبوده چون برادر داشته.
توی پادکست53 دوستان گفتن از بیدارشدگان بوده...
توی پادکست53 دوستان گفتن از بیدارشدگان بوده...
من یادم نمیاد جایی گفته شده باشه که جزو بیدار شدگان بوده. همونطور که توی افسانه بیدار شدن کوئندی اومده این 144 الف به صورت جفت جفت در کنار هم بیدار شدن. میدونیم تا زمانی که اورومه الف ها رو پیدا کرد چندین نسل گذشته بود چون خیل الف ها هیلی خیلی بیشتر از 144 نفر بودن و از طرفی مورگوت هم اونها رو شکار میکرد و طبیعیه که خیلی ها کشته شدن و خیلی ها هم به دست مورگوت افتادن و اصلا بعید نیست که خیلی از اون 144 نفر اولیه زنده نمونده باشن.
از طرف دیگه گفته میشه که الوه، اولوه و المو با هم برادر هستن که باز هم اگه از بیدار شده ها باشن معنی نداره. هیچ جا گفته نشده که الوه بیدار شده یا به دنیا اومده اما با این شواهد میشه نتیجه گرفت که الوه جزو بیدار شده ها نبوده.
در مورد شاه جادو پیشه انگمار توی ضمیمه ارباب حلقه ها توضیحات خوبی داده شده اما در مورد بقیه اشباح حلقه خیلی توضیح داده نشده، و فقط گفته شده که از بزرگان و شاهان انسان ها در دوران دوم بوده اند، خواستم بدونم آیا کسی اطلاعات بیشتری در این مورد داره یا نه؟ جایی توی تاریخ سرزمین میانه چیزی نوشته شده؟
اطلاعات در این زمینه خیلی کمه و ما غیر از ویچ کینگ،از میان نزگول فقط نام یکی دیگر از اون ها رو میدونیم و اون هم ((خامول معروف به سایه ی شرق)) هستش که پادشاه استرلینگ ها بوده و فکر میکنم تو کتاب قصه های ناتمام این رو خوندم.همچنین اگر اشتباه نکنم تو آکالابت گفته شده بود سه تن از نه نزگول جز نجیب زادگان دونه داین بودن که گویا مسؤلیت بندر گاه های نومه نوری در سرزمین میانه رو در دوران دوم به عهده داشتن.اگر دوستان اطلاعات بیشتری دارن امیدوارم بگن :)در مورد شاه جادو پیشه انگمار توی ضمیمه ارباب حلقه ها توضیحات خوبی داده شده اما در مورد بقیه اشباح حلقه خیلی توضیح داده نشده، و فقط گفته شده که از بزرگان و شاهان انسان ها در دوران دوم بوده اند، خواستم بدونم آیا کسی اطلاعات بیشتری در این مورد داره یا نه؟ جایی توی تاریخ سرزمین میانه چیزی نوشته شده؟
گاندولف وقتی به سرزمین میانه اومد، اگر یک بار کشته مید دیگه حق اومدن دوباره رو نداشت؟ چون وقتی در جنگل قدیمی گاندولف رو دیدن تعجب کردن. تصمیم برگشت گاندولف از طرف والار به یکباره بود؟
بچه های یه سوالی این گندالف چند سالش بوده؟
150-170 چند؟
بچه های یه سوالی این گندالف چند سالش بوده؟
150-170 چند؟
گندالف یک مایا بود واین یعنی از آغاز خلقت آردا .
بچه های یه سوالی این گندالف چند سالش بوده؟
150-170 چند؟
خیلی زیاد
یادم نیس کجا شنیدم یا کجا خوندم 30 هزار فک کنم بود...
خلاصه یادمه 3 داشت ;))
اول ازتون شدیدا تمنا میکنم با رسم الخط و ادبیات عادی پست بدین!!
بعدش ... درباره تولد اورک ها که بالاتر اشاره شد. شبیه الف ها تولید مثل میکردن چون کلا وجودشون از الف ها سرچشمه میگیره و تا اونجایی که یادم میاد به مرگ طبیعی نمی مردند. شاید یکی از دلایل جمعیتشون هم همین باشه که عمر طولانی (اگه نگیم نمیمردند! یادم نمیاد دوستان یاری رسانند!) داشتن .
به نظرم یکی از دلایلشونم این میتونه باشه که همگی زیر یک پرچم بودن و هیچ چیز جز همین ساختن ارتش سرشون نمیشد ;) در هر حال زیاد بهش توجه نشده و یه چیز عادیه به نظرم . چیز واضحیه! سال ها فقط زاد و ولد کردن تو تاریکی دیگه این کار سختی نیست!
تو این یه مورد عقلشون بهتر از الف ها کار میکرده
خیلی زیاد
یادم نیس کجا شنیدم یا کجا خوندم 30 هزار فک کنم بود...
خلاصه یادمه 3 داشت ;))
خوب این کلا به نظرم بحثی بی معنی هستش!
اون یکی از مایار بود و این ینی از کل آردا و تمام جنبنده های رویش کهنه تر تر بوده :وی
البته میتونیم اینجوری بگیم که جسم و کالبدش تقریبا هنگام قدرت گیری سارون وارد سرزمین میانه شد (و چیزی که مسلمه اینه که پیر نمیشه کلا :D )
دوستان یه سوال سفید -خاکستری، گاندولف خاکستری بعد از اینکه توی موریا سقوط کرد و جسمش رو از دست داد، چرا وقتی اومد خودشو گاندولف سفید نامید؟ این تصمیم خودش بود یا از اون بالاها براش تصمیم گرفته شده بود؟ اصلا مگه رنگ شنل فرقی داشت؟ چون به نظر میرسید گاندولف سفید از ورژن خاکستریش قوی تر بود.
دوستان یه سوال سفید -خاکستری، گاندولف خاکستری بعد از اینکه توی موریا سقوط کرد و جسمش رو از دست داد، چرا وقتی اومد خودشو گاندولف سفید نامید؟ این تصمیم خودش بود یا از اون بالاها براش تصمیم گرفته شده بود؟ اصلا مگه رنگ شنل فرقی داشت؟ چون به نظر میرسید گاندولف سفید از ورژن خاکستریش قوی تر بود.
از اون بالاها بود...در واقع مرد...ولی با پارتی بازی برگشت...
تو فروم کمتر از دختر تورگون، آردل صحبت شده. اینکه همسرش کی بود و چرا سیه چرده شده بود؟ فکر کنم داستان عشقشون هم جالب باشه
تو فروم کمتر از دختر تورگون، آردل صحبت شده. اینکه همسرش کی بود و چرا سیه چرده شده بود؟ فکر کنم داستان عشقشون هم جالب باشه
متوجه سوالتون نمیشم :/ دختر تورگون، ایدریل هست و همسر اون تور، و آرهدل خواهر تورگون هست که ائول، الف تاریک، همسرش بوده و در هر دو مورد بحث های زیادی در فروم وجود داره که با استفاده از ابزار جستجو میتونید پیداشون کنید. به هرحال این دو مدخل فرهنگنامه رو بخونید، به پاسخ سوالتون به نظرم میرسید:
https://arda.ir/idril-celebrindal
استفاده از ابزار جستجو و استفاده از فرهنگنامه میتونه پاسخ خیلی از سوالات باشه...
فقط اون قضیه سیه چرده بودن از کجا اومده؟ :
متوجه سوالتون نمیشم :/ دختر تورگون، ایدریل هست و همسر اون تور، و آرهدل خواهر تورگون هست که ائول، الف تاریک، همسرش بوده و در هر دو مورد بحث های زیادی در فروم وجود داره که با استفاده از ابزار جستجو میتونید پیداشون کنید. به هرحال این دو مدخل فرهنگنامه رو بخونید، به پاسخ سوالتون به نظرم میرسید:
https://arda.ir/idril-celebrindal
استفاده از ابزار جستجو و استفاده از فرهنگنامه میتونه پاسخ خیلی از سوالات باشه...
فقط اون قضیه سیه چرده بودن از کجا اومده؟ :
آره من اشتباه کردم منظورم خواهر تورگون بود
که با ائول الف تاریک ازدواج می کنه
منظور بنده هم عشق بین این دو بوده و یه جا تو کتاب خوندم که نوشته ائول سیه چرده بوده
سلام و درود
راستش جايي بهتر از اين تاپيك رو براي پرسيدن سوالم نديدم :) { چون در مورد ملكوره }
ملكور وقتي به بند كشيده مي شه و در تهي حبس مي شه
ايا شكنجه مي شه ؟! و يا اين كه چي در كل :دي
اونجا چي كار مي كنه ايا به زندگي خودش مثل روح مردگان كه تو آسفودل ( برزخ ) اساطير يونان هستند ادامه مي ده يا نه مثل تارتاروس ( جهنم ) شكنجه مي شه ؟!
يا اصن كلا اين جوري نيست ؟!
با تشكر
با عرض اجازت
سوالتان خیلی خوب است.اما فکر کنم بار اولی که زندانی می شود در کنارش کمی عذاب هم دارد اصلا در غل و زنجیر بودن خود عذابی الیم است. اما بار دوم که کارش یکسره می شود فکر کنم ... واقعا نمی دانم وقتی در کتاب می گوید به پوچی می رود یعنی چه؟
سلام و درود
راستش جايي بهتر از اين تاپيك رو براي پرسيدن سوالم نديدم :) { چون در مورد ملكوره }
ملكور وقتي به بند كشيده مي شه و در تهي حبس مي شه
ايا شكنجه مي شه ؟! و يا اين كه چي در كل :دي
اونجا چي كار مي كنه ايا به زندگي خودش مثل روح مردگان كه تو آسفودل ( برزخ ) اساطير يونان هستند ادامه مي ده يا نه مثل تارتاروس ( جهنم ) شكنجه مي شه ؟!
يا اصن كلا اين جوري نيست ؟!
با تشكر
Morgoth was now gone from the world, though his spirit endured for eternity in the Void outside
دقت کنی میبینی تو متن بالا نوشته شده مورگوث تا ابد به خارج از مرز های جهان رفته و در حال تحمل کردن خلا ء بی پایانه !
حالا سوالی که پیش میاد اینه که واقعا تحمل کردن خلاء برای ملکور دارا ی رنج و عذاب ابدیه ؟؟؟ مگر این نبود که ملکور در دوران کهن سال ها و مدت ها به بیرون از اردا میرفت و به دنبال اتش زوال ناپذیر میگشت؟؟؟ به احتمال زیاد میشه جواب این سوالو خیر داد ، چون والار به نوعی ملکور رو جریمه کردن و اون رو به بیرون از اردا اخراج کردن ؛ رای دهنده ی نهایی ارو ایلوواتار هست و داوری نهایی در داگور داگورات صورت میپذیره ، تنبیه و مجازات اصلی اون بنا به گفته ها توسط تورین تورامبار صورت میگیره! یعنی جواب کلی رو میشه این داد که خیر ! ملکور زندانی شده تا اردا از دست پلیدی های اون در امان بمونه ولی مجازات اصلی اون محول شده به تورین تورامبار در داگور داگورات!
با عرض اجازت
سوالتان خیلی خوب است.اما فکر کنم بار اولی که زندانی می شود در کنارش کمی عذاب هم دارد اصلا در غل و زنجیر بودن خود عذابی الیم است. اما بار دوم که کارش یکسره می شود فکر کنم ... واقعا نمی دانم وقتی در کتاب می گوید به پوچی می رود یعنی چه؟
دقت کنید در عصر اول که ملکور به وسیله ی زنجیر های آنگاینور در بنای مستحکم ماندوس به زنجیرکشیده میشه در اوج قدرت خودش بوده ، قدرت هاش هنوز سر جاش بوده ، شاید عذابی که ملکور میکشیده همین له شدن غرورش باشه مغرور تری و قدرتمند ترین والار به وسیله ی زنجیری در بنایی دور از دسترس هر کسی زندانی باشه و کاری ازش سر نزنه ؟ همین باعث به وجود اومد حس خود خوری در ملکور میشده و باعث بروض رنج و سختی!
ولی در طرف دیگه دومین زندانی شدن مورگوث رو داریم، زمانی که قدرت هاش رو به افول بوده و از اون قدرت اولیش کاسته شده بود چهره اش سیاه شد از اون جاودانگیش و فنا ناپذیریش به مقدار اندکی کاسته شده بود (به شکلی که توروندور تونست زخمی بر چهره ی ملکور بزنه که تا ابد اون رو همراهی کنه این رخم ) پس همین کاسته شدن نیرو ها و توانایی هم شاید مضاف بر عذاب کشیدن در تنهایی و ناتوانی ملکور بشه ، مورگوث بائوگلیر توانا ترین از والار به سطحی رسیده که هیچ گونه اراده ای بر اردا نداره و فقط باید منتظر بمونه !!!
نه شکنجه ای در کار نیست. همون حبس و در غل و زنجیر شدن هست. توی پوچی هم سرگردان مونده و هیچ کاری نمیتونه بکنه.
endure هم در این جمله به معنای تحمل کردن نیست. به معنای زنده موندنه.
کسی چیزی از الاتان پدر والاندیل می دونه؟ نسبش به الروس می رسیده یا نه؟
کسی چیزی از الاتان پدر والاندیل می دونه؟ نسبش به الروس می رسیده یا نه؟
خودش نه. به واسطه ی ازدواج با سیلماریِن، دختر تارالندیل و خواهر تارمنلتوره که نسب والاندیل به الروس می رسه. در مورد الاتان فقط می دونم که از اشراف زاده های آندونیه بوده.
من یه جا خوندم که گفته بود گالادریل مادرزن الرونده!!!!!! #-o
حقیقت داره؟ :-w
من یه جا خوندم که گفته بود گالادریل مادرزن الرونده!!!!!! #-o
حقیقت داره؟ :-w
حقیقت داره :)
گالادریل مادرِ کله بریان (همسر الروند) و مادربزرگ آرونه.
كهن سال ترين ارک توی دوران سوم کی بوده؟
كهن سال ترين ارک توی دوران سوم کی بوده؟
سوالتون به طرز عجیبی عجیب بود! :دی
اساساً اورک ها در تواریخ سرزمین میانه هیچ وقت Celebrity نداشتن که تاریخچه زندگیشون برای نویسنده یا خواننده جذابیتی داشته باشه یا بنا باشه در جایی ثبت بشه. به همین دلیل پیشنهاد میدم این سوال رو مسکوت بذارید و ازش بگذرید.