رفتن به مطلب
Hunter

بیست فانتزیست برتر تاریخ

Recommended Posts

Mo.Mirnoruzy

خیلی جالب بود. دستتون درد نکنه.

فقط ایکاش در مورد آثار این افراد بیشتر توضیح میدادین تا بتونیم بهتر اون ها رو بشناسیم و شایدم به سرمون زد چندتاشونو خوندیم

به هر حال خیلی ممنون.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
حمیدرضا

اولاً که به شدت تشکر می کنم به خاطر این کار ارزشمندتون

ولی اولین سوال:

کارهای کدوم یکی از این دوستان ترجمه شدن؟ البته بعضی هاشون رو که همه می شناسن.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Tulkas Astaldo

چه جالب! به جرات اولین جاییست که میبینم زلازنی رو فانتزی نویس قلم داد کردن.بابا یارو علمی تخیلی نویسه ها!

لیست نسبتا خوبیه.تری پرچت به حق باید همونجا باشه. اما نبودن لوییس و گمل وناک و ونس و گود کایند واقعا عجیبه.

والبته عجیب تر از همه: اسم معروفترین سری داستانهای گیمن توی متن نیومده! نایت سایدو همه میشناسن:دی

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
torambar

یه سوال ! ببخشید اینجا میپرسم ، الان این لیست رو دیدم یادم اومد !

کارای ادگار الن پو هم فانتزی حساب میشه ؟ من خودم تا حالا کتابی ازش نخوندم ، ولی خیلی در موردش شنیدم !

ویرایش شده در توسط torambar

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Hunter
فقط ایکاش در مورد آثار این افراد بیشتر توضیح میدادین تا بتونیم بهتر اون ها رو بشناسیم و شایدم به سرمون زد چندتاشونو خوندیم

یکی دیگه از کارهایی که میخواستیم انجام بدیم ،اماده کردن مقاله ای درمورد 100 اثر برتر فانتزی بود...که البته به علت درس و مشغله ی بچه ها انجام نشد.

اگه انجام شد حتما اینجا قرارش میدم

کارهای کدوم یکی از این دوستان ترجمه شدن؟ البته بعضی هاشون رو که همه می شناسن

متاسفانه اطلاعی ندارم

در مورد لیست هم خب طبیعتا همیشه نمیشه همه رو راضی نگه داشت ،ولی البته طبق نظر دوستان این لیست هم میتونه اشکالاتی داشته باشه

چندوقت پیش که 100 گیتاریست برتر از مجله ی رولینگ استون منتشر شد ،خیلی ها گفتن جای کرک همت بالاتره خیلی ها گفتن همین خوبه و خلاصه خیلی ایرادهای دیگه

قاعدتا یه لیست برترین ها از نظر همه کامل نیست این یه امر طبیعیه

ویرایش شده در توسط Hunter

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Tulkas Astaldo

ادگار آلن پو وحشت نویسه.و البته تقاربی با فانتزی داره.به علت نزدیکی مفهومی و محتوایی سه ژانر "وحشت"،"علمی تخیلی" و "فانتزی" این سه تا رو در یک دسته به نام " ادبیات گمانه زن" معرفی میکنن

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
elros

چه جالب! به جرات اولین جاییست که میبینم زلازنی رو فانتزی نویس قلم داد کردن.بابا یارو علمی تخیلی نویسه ها!

لیست نسبتا خوبیه.تری پرچت به حق باید همونجا باشه. اما نبودن لوییس و گمل وناک و ونس و گود کایند واقعا عجیبه.

والبته عجیب تر از همه: اسم معروفترین سری داستانهای گیمن توی متن نیومده! نایت سایدو همه میشناسن:دی

در مورد پرچت موافقم

نایت ساید هم از Simon R. Green هست

می تونست نویسنده های دیگه ای هم این لیست داشته باشه مثله:

Ursula Kroeber Le Guin

Stephen King

Anne Rice

و ...

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Tulkas Astaldo

در مورد پرچت موافقم

نایت ساید هم از Simon R. Green هست

می تونست نویسنده های دیگه ای هم این لیست داشته باشه مثله:

Ursula Kroeber Le Guin

Stephen King

Anne Rice

و ...

البته که حرف شما درسته.متاسفانه نمیدونم ذهنم کجا بوده!

از گیمن یه داستان کوتاه خوندم که اسمش الان یادم نیس (فک کنم " آن آخرین کلمه" بود!)

اشتباه ازمن بوده و عذر خواهی مینمایم.

راستی استیفن کینگ مگه فانتزی هم داره؟ ما هر چی خوندیم وحشت بودا!

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
ulmo

کار جالبی بود.اما به نظر من جای "سی اس لوییس" خالیه.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
3DMahdi

راستی استیفن کینگ مگه فانتزی هم داره؟ ما هر چی خوندیم وحشت بودا!

من کتاباش رو نخوندم اما چندتا از اقتباسهای سینماییش رو دیدم(کلا با ژانر وحشت حال نمیکنم).

گرچه اکثر کارهاش وحشته اما فانتزی هم داره، مثلا مسیر سبز که وحشت نیست.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Tulkas Astaldo

خب فانتزی هم نیست واقعا!

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
3DMahdi

میشه یه جورایی به فانتزی ربطش داد! :ymblushing:

اینکه خود جان کافی چی بود برای من سواله! آیا واقعا انسان بود؟ نیروی شفا بخشی و دیدن ذات افراد هم که جزو نیروهای طبیعی محسوب نمیشه.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
nazgul king of anegmar

دوستان کسی در مورد فیلم و یا رمان داستان بی پایان اطلاعاتی داره؟

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
تضاد

"داستان بی‌پایان تنها یک بار توسط شیرین بنی احمدی به فارسی برگردانده شده و برای اولین بار در سال ۱۳۶۸ توسط نشر روز به چاپ رسیده‌است. چاپ بعدی این کتاب، یک دههٔ بعد و در سال ۱۳۷۹ توسط انتشارات چشمه، کتاب ونوشه به چاپ رسید. در این چاپ یادداشتی از نویسندهٔ کتاب نیز آورده شده‌است. مطابق آنچه در مقدمهٔ مترجم آمده‌است، در زمان چاپ اول نویسندهٔ کتاب در قید حیات بوده و این یادداشت را به عنوان مقدمه ارسال کرده بود که متأسفانه به موقع به دست ناشر نرسیده و پس از ده سال در چاپ دوم کتاب آورده شده‌است. در این یادداشت می‌خوانیم:

خوانندهٔ عزیز ایرانی،

از اینکه «داستان بی‌پایان» من سرانجام به فارسی نیز ترجمه شده‌است بسیار خوشحالم. قهرمان جوان من، «باستیان بالتازار بوکس» چاق و دست و پا چلفتی، تاکنون در بسیاری از
دوستانی بی‌شمار یافته‌است که او را در سفر ماجراجویانه‌اش به سرزمین رویاها مشتاقانه همراهی کرده‌اند. آرزوی من این است که از این کتاب به ویژه در کشور شما - که از پشتوانه سنتی بزرگ و درخشان در ادبیات افسانه‌ای و تخیلی برخوردار است - با آغوش باز و به گرمی استقبال شود.

با سلام‌های گرم،

دوست شما میکائیل انده

مونیخ، ۱۳ سپتامبر ۱۹۸۸

این کتاب در سال ۱۳۸۵ برای دومین بار توسط نشر چشمه به چاپ رسیده‌است." (ویکی پدیا)

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Capitan

ببخشيد ميشه منبع اين رده بندي رو بگيد؟

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
filagond

19.R.A. Salvatore

تنها چیزی که می تونم در موردش بگم اینه که خشک نویس ترین نویسنده ایه که دیدم.

18.J.K. Rowling

واقعا هیچ ایده ای ندارم چطور اومده توی این لیست.

17.David Eddings

بلگرید رو شروع کردم به خوندن اما جذبم نکرد و ول کردم.

16.Margaret Weis & Tracy Hickman

چرا انتهای لیست؟ این رتبه واقعا لایقشون نیست. نیزه اژدها بدون اغراق سومین دنیای فانتزی محبوب منه.

14.Robert Jordan

چرخ زمان تو لیست خوندنمه.

11.George R.R. Martin

حس متضادی از عشق و نفرت به کتابش دارم. نمی تونم ول کنم اما خوندنش برام سخته.

10.Neil Gaiman

نویسنده فوق العاده ایه. کتاب گورستان بی نظیر بود.

8. Raymond Feist

هی می خوام نبرد شکافتش که ترجمه شده رو بخونم اما وقت نمی کنم.

3. Terry Pratchett

خوشم نمی یاد از کتاباش. ناسلامتی ما مسلمونیم.

1. J.R.R. Tolkien

نوینسده ای که هرگز از خوندن آثارش سیر نمی شم.

Lloyd Alexander (The Chronicles of Prydain)

چاپ شده اما نمی دونم نسخه چاپیش گیر می یاد یا نه. از نارنیا بهتره.

L. Frank Baum (the Oz books)

آرمان شهری کودکانه.

David Gemmel (the Drenai series)

این جناب از خدایان بزرگ هستن. ارادت ویژه ای داریم بهشون.

C.S. Lewis (Chronicles of Narnia)

کتابی در حد قابل قبول خوب.

بعد یه سوال. چرا توی این لیست میشل سالیوان و اسکات لینچ و جیم بوچر و استیون اریکسون و از همه مهم تر خدای خدایان تری گودکایند نیستن؟

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
Capitan

اول اينكه خواهشا جواب ما رو بدين!خواهشا بگيد منبع اين رده بندي كجاست؟

من همه ي اين افراد رو نمي شناسم ولي در مورد رولينگ بايد بگم هري پاتر خيلي بچگانه است ولي خوب تاثيرگذار(رو فرهنگ رمان نويسي) و پرفروش!در مورد مارتين هم كه نغمه اتش و يخ داستان قوي داره ولي بدليل مسائل...ايش نميتونم خوندنشو ادامه بدم!اي كاش يه كم سالم تر بود!

پروفسور تالكين هم كه حرفي برا گفتن نميذاره

اما خداييش ريچارد ناك نبيايد تو اين رده بندي باشه؟نا سلامتي اون بود كه واركرافت رو بنا نهاد!

ویرایش شده در توسط Capitan

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
ادموند پونسی

من نمی دونم منبع این لیست از کجا بوده، اما من هر لیستی دیدم، لوئیس و گمل از بیست نفر اول بودن.

البته اشخاصی رو داریم مثل دارن شان یا سایمون گرین که با این که قلم خیلی خوبی دارن، اما در حد خودشون می نویسن. از صد نفر برتر هستن، اما نمی شه تو بیست تای برتر جا داد.

تری پراچت رو خیلی موافقم. واقعا نثر جذابی داره... اصن نمی تونم دست از خوندنش بکشم.

البته به نظر منم جای جیم بوچر و ریچارد ناک واقعا خالیه...

به نظر من، بهتره یک سری لیست های تخصصی هم تهیه بشه. مثلا بیست وحشت نویس یا بیست سای فای نویس. که البته صدر جدول جفتشون مشخصه:) ژانر وحشت که وام دار استیون کینگه، سای فای هم که با کسی مواجه می شیم که حتی با رقابت با ارباب حلقه های تالکین، تونست پیروز بشه و لقب بهترین کتاب رو از آن خودش بکنه. منظورم آیزاک آسیموف گل خودمونه:)

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
filagond
در مورد رولينگ بايد بگم هري پاتر خيلي بچگانه است ولي خوب تاثيرگذار(رو فرهنگ رمان نويسي) و پرفروش!

پنج گانه افسانه اگه براش تبلیغ بیشتری می شد می تونست خیلی تاثیرگذارتر و پرفروش تر باشه.

اما خداييش ريچارد ناك نبيايد تو اين رده بندي باشه؟نا سلامتي اون بود كه واركرافت رو بنا نهاد!

نه به نظرم. ناک نویسنده خوبی نیست. یه مقلد سطحیه از نوشتار حضرت تالکین.

البته اشخاصی رو داریم مثل دارن شان یا سایمون گرین که با این که قلم خیلی خوبی دارن، اما در حد خودشون می نویسن. از صد نفر برتر هستن، اما نمی شه تو بیست تای برتر جا داد.

سایمون آر گرین شاید اما دارن شان؟ اصلا نویسنده خوبی نیست به نظرم. همه نویسنده ها با گذشت زمان پیشرفت می کنن اما دارن شان بر عکس هر چی می گذره داستاناش گندتر می شن.

اتری پراچت رو خیلی موافقم. واقعا نثر جذابی داره... اصن نمی تونم دست از خوندنش بکشم.

خجالت بکش حبیب.

ابه نظر من، بهتره یک سری لیست های تخصصی هم تهیه بشه. مثلا بیست وحشت نویس یا بیست سای فای نویس. که البته صدر جدول جفتشون مشخصه :) ژانر وحشت که وام دار استیون کینگه، سای فای هم که با کسی مواجه می شیم که حتی با رقابت با ارباب حلقه های تالکین، تونست پیروز بشه و لقب بهترین کتاب رو از آن خودش بکنه. منظورم آیزاک آسیموف گل خودمونه :)

در مورد آسیموف آره اما استیون کینگ رو نه. قبول دارم نویسنده فوق العادیه ایه، اما وحشت تا ابد وامدار لاوکرافت می مونه. ژانر کاراگاهی و برترین نویسنده اش آگاتا کریستی رو هم نادیده گرفتی.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
ادموند پونسی

پنج گانه افسانه اگه براش تبلیغ بیشتری می شد می تونست خیلی تاثیرگذارتر و پرفروش تر باشه.

نه به نظرم. ناک نویسنده خوبی نیست. یه مقلد سطحیه از نوشتار حضرت تالکین.

سایمون آر گرین شاید اما دارن شان؟ اصلا نویسنده خوبی نیست به نظرم. همه نویسنده ها با گذشت زمان پیشرفت می کنن اما دارن شان بر عکس هر چی می گذره داستاناش گندتر می شن.

خجالت بکش حبیب.

در مورد آسیموف آره اما استیون کینگ رو نه. قبول دارم نویسنده فوق العادیه ایه، اما وحشت تا ابد وامدار لاوکرافت می مونه. ژانر کاراگاهی و برترین نویسنده اش آگاتا کریستی رو هم نادیده گرفتی.

علی، پراچت یه جورایی خاصه. می شه گفت واقعا متفاوته. فوق العاده نیست، اما این تفاوت خفنش منو مجذوب کرده.

استیون کینگ و لاورکرافت تقریبا تو یه سطحن، حالا لاوکرافت یه کمی بالاتر، اما کسی که شاخص ترین آثار نیمه ی دوم قرن اخیر و این قرن رو نوشته و شدیداً هم محبوبه، کینگه. به شخصه خودم هم کینگ رو ترجیح می دم. البته از لاوکرافت فقط یه اثر خوندم که اسمشم یادم نی، منتها اون هم به حد فوق العاده ای خوب جلو می رفت.

درسته، شدیدا حرفت لایک می شه که دارن شان داره پیشرفت می کنه، اما بعضا نثرش باحال می شه و منم بیشتر از ایده پردازی هاش خوشم می آد، نه از نثرش. البته بعضا تو خود ایده پردازی هم کم می آره، مث دیموناتا که چندین جا باگ داشت. گرین هم همینه. نظر شخصی من(اگه علی اون لوله ی تانکش رو بگیره اون طرف)، اینه که گرین سطح پیشرفته ی دارن شانه، چون من چن جا شباهت هایی رو دیدم.

در هر حال، واقعا جای لوئیس خالی بود. نثر بچگونه اش رو کنار بزاریم(همونطور که تو هابیت هم نثرش بچگونه بود تا حدی)، واقعا دنیای زیبایی با موضوعات تقریبا تکراری اما جالبی خلق کرد. و البته استاد گمل که یکی از بهترین ها تو فانتزی حماسیه.

+متوجه شدم که اکثر اعضای لیست، فانتزی حماسی بودن بیشتر تا فانتزی ای که خیلی ها اون رو فیری تیل می دونن.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
filagond

علی، پراچت یه جورایی خاصه. می شه گفت واقعا متفاوته. فوق العاده نیست، اما این تفاوت خفنش منو مجذوب کرده.

و در مورد من برعکس باعث شده خوشم نیاد ازش. خدا و دین رو به مسخره گرفته.

استیون کینگ و لاورکرافت تقریبا تو یه سطحن، حالا لاوکرافت یه کمی بالاتر، اما کسی که شاخص ترین آثار نیمه ی دوم قرن اخیر و این قرن رو نوشته و شدیداً هم محبوبه، کینگه. به شخصه خودم هم کینگ رو ترجیح می دم. البته از لاوکرافت فقط یه اثر خوندم که اسمشم یادم نی، منتها اون هم به حد فوق العاده ای خوب جلو می رفت.

خودت می گی لاوکرافت بالاتره بعد کینگ رو ترجیح می دی؟ این دو تا قابل مقایسه نیستن. فرقشون درست مثل فرق تالکین و تد ویلیامزه.

درسته، شدیدا حرفت لایک می شه که دارن شان داره پیشرفت می کنه، اما بعضا نثرش باحال می شه و منم بیشتر از ایده پردازی هاش خوشم می آد، نه از نثرش. البته بعضا تو خود ایده پردازی هم کم می آره، مث دیموناتا که چندین جا باگ داشت. گرین هم همینه. نظر شخصی من(اگه علی اون لوله ی تانکش رو بگیره اون طرف)، اینه که گرین سطح پیشرفته ی دارن شانه، چون من چن جا شباهت هایی رو دیدم.

آره باید لوله تانکم رو اونطرف بگیرم و به جاش یه کلاهک هسته ای به خوردت بدم. گرین سطح پیشرفته شانه؟ اصلا اینطور نیست. این دو تا شباهت ندارن. گرین یه شهری نویس با حالت دنیای آشوب گرایانه هست و هیچ کس نمی تونه مثل اون باری هر چیزی تاریخ سازی کنه. و دارن شان یه نویسنده وحشت آبدوخیاری که فقط یه ذره از استاین بالاتره.

در هر حال، واقعا جای لوئیس خالی بود. نثر بچگونه اش رو کنار بزاریم(همونطور که تو هابیت هم نثرش بچگونه بود تا حدی)، واقعا دنیای زیبایی با موضوعات تقریبا تکراری اما جالبی خلق کرد. و البته استاد گمل که یکی از بهترین ها تو فانتزی حماسیه.

داری در مورد استاد بی انصافی می کنی. ایشون کسی هستن که بعد از یه دوره رکود فانتزی که بعد از ارباب حلقه ها پیش اومد دنیای فانتزی رو به لرزه انداختن.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
ادموند پونسی

و در مورد من برعکس باعث شده خوشم نیاد ازش. خدا و دین رو به مسخره گرفته.

خودت می گی لاوکرافت بالاتره بعد کینگ رو ترجیح می دی؟ این دو تا قابل مقایسه نیستن. فرقشون درست مثل فرق تالکین و تد ویلیامزه.

آره باید لوله تانکم رو اونطرف بگیرم و به جاش یه کلاهک هسته ای به خوردت بدم. گرین سطح پیشرفته شانه؟ اصلا اینطور نیست. این دو تا شباهت ندارن. گرین یه شهری نویس با حالت دنیای آشوب گرایانه هست و هیچ کس نمی تونه مثل اون باری هر چیزی تاریخ سازی کنه. و دارن شان یه نویسنده وحشت آبدوخیاری که فقط یه ذره از استاین بالاتره.

داری در مورد استاد بی انصافی می کنی. ایشون کسی هستن که بعد از یه دوره رکود فانتزی که بعد از ارباب حلقه ها پیش اومد دنیای فانتزی رو به لرزه انداختن.

در این مورد تا حدی موافقم. هیچ چیزی از دید شوخی کننده ی پراچت مخفی نشده. تأکیید می کنم، شوخی، نه سخره.

اتفاقا اصلا فرقشون مث این نیست. لاوکرافت بالاتره، اما کینگ رو ترجیح می دم. برای خودت از این اتفاق ها نیفتاده؟ یه مثال می زنم. مثلا می دونی آرسنال بهتر از لیورپوله، اما لیورپول رو بیشتر دوس داری. چرا؟ چون بیشتر باهاش حال می کنی. منم استیون کینگ رو بنا به دلایلی بیشتر دوس دارم و بیشتر باهاش حال می کنم.

موضوعاتشون کاملاً متفاوته، درست. دارن دل و روده در آوردن دوس داره، گرین بیشتر داستان پردازی می کنه و خفن تره، درست. دارن شان اگر سطحشو بکشه بالا، تا حدی به گرین نزدیک می شه و مقایسه ی این دو نفر تا حد زیادی مطابق میل "من"ه. خودمم حال کردم گفتم:) جمله ی من چی بود؟ "گرین سطح پیشرفته ی دارن شانه". دارن شان با پیشرفت زیاد به نثر و داستان پردازی گرین نزدیک می شه.

استاد گمل رو می گی دیه؟ من بی انصافی کردم؟ غلط بکنم:| کی می تونه یه پژواک دیگه، شوالیه های بدنام، تروی، درنای یا سنگ های قدرت به این زیبایی خلق کنه؟

+می دونم از نارنیا بدت می آد:)

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
filagond

در این مورد تا حدی موافقم. هیچ چیزی از دید شوخی کننده ی پراچت مخفی نشده. تأکیید می کنم، شوخی، نه سخره.

دلیل شوخی هاش با دین اینه که بی خداست.

اتفاقا اصلا فرقشون مث این نیست. لاوکرافت بالاتره، اما کینگ رو ترجیح می دم. برای خودت از این اتفاق ها نیفتاده؟ یه مثال می زنم. مثلا می دونی آرسنال بهتر از لیورپوله، اما لیورپول رو بیشتر دوس داری. چرا؟ چون بیشتر باهاش حال می کنی. منم استیون کینگ رو بنا به دلایلی بیشتر دوس دارم و بیشتر باهاش حال می کنم.

واقعا درک نمی کنم. در مورد این مثالی که زدی هم من هیچ علاقه ای به فوتبال یا هیچ ورزش دیگه ای ندارم.

موضوعاتشون کاملاً متفاوته، درست. دارن دل و روده در آوردن دوس داره، گرین بیشتر داستان پردازی می کنه و خفن تره، درست. دارن شان اگر سطحشو بکشه بالا، تا حدی به گرین نزدیک می شه و مقایسه ی این دو نفر تا حد زیادی مطابق میل "من"ه. خودمم حال کردم گفتم :) جمله ی من چی بود؟ "گرین سطح پیشرفته ی دارن شانه". دارن شان با پیشرفت زیاد به نثر و داستان پردازی گرین نزدیک می شه.

آره ولی دارن شان هزار سال راه داره تا به گرین برسه.

+می دونم از نارنیا بدت می آد :)

اشتباه می کنی. دوستش دارم. اما زیادی بزرگش کردن.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
ادموند پونسی

دلیل شوخی هاش با دین اینه که بی خداست.

واقعا درک نمی کنم. در مورد این مثالی که زدی هم من هیچ علاقه ای به فوتبال یا هیچ ورزش دیگه ای ندارم.

آره ولی دارن شان هزار سال راه داره تا به گرین برسه.

اشتباه می کنی. دوستش دارم. اما زیادی بزرگش کردن.

خب دیه عقاید خودش به خودش مربوطه. من فقط می گم که باحال و فان می نویسه.

خب الان من چی کار کنم فوتبالی نیستی؟:) ینی الان واقعا چه مثال دیگه ای می شه زد؟:|

خب هزار سال که به عمر هیچ کدوم قد نمی ده:| ولی خب می تونه به گرین برسه.

زیادی هم بزرگش کردن، چون باید بزرگ تر می شد. نارنیا پتانسیلش خیلی بیشتر از اینیه که الان داریم. خیلی خیلی بیشتر. مثلا کسی به دنیاهای دیگه ای که تو جنگل بین دنیاها بود فکر کرد؟ لوئیس در واقع راه به هزاران دنیای دیگه رو برامون باز کرد... حتی می تونه تو یکیش آردا باشه :)

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

×