رفتن به مطلب

جدول امتیازات

  1. R-FAARAZON

    R-FAARAZON

    Members


    • امتیاز

      44

    • تعداد ارسال ها

      13,429


  2. 3DMahdi

    3DMahdi

    Administrators


    • امتیاز

      32

    • تعداد ارسال ها

      9,619


  3. زاپا

    زاپا

    Members


    • امتیاز

      26

    • تعداد ارسال ها

      247


  4. Legolas

    Legolas

    Members


    • امتیاز

      12

    • تعداد ارسال ها

      5,547



ارسال های محبوب

نمایش محتوا با بیشترین امتیاز در 07/19/2015 در همه بخش ها

  1. 11 امتیاز
    به نام خدا و با سلام خدمت دوستان آردایی در این تاپیک قصد معرفی و شروع بحث در مورد بهترین آثار سینمایی فانتزی قرن بیست و یکم رو دارم . ابتدا قصد داشتم 10 اثر در این زمینه معرفی کنم ولی به نظرم با توجه به محدودیت فانتزی های ناب در قرن بیست و یکم انتخابم به 5 اثر محدود شد . قبل از شروع چند نکته رو به دوستان یاداوری میکنم: 1)تعداد 5 برای دوستان الزامی نداره و شرکت کنندگان در تاپیک میتونن هر تعداد فانتزی ای که از نظرشون عالی هست نام ببرن.حالا ممکنه یک نفر مثلا فقط 1 فیلم فانتزی رو پسندیده باشه و شخص دیگه شاید به5 فیلمی فانتزی اکتفا نکنه و از 10 مورد نام ببره.این 5 فانتزی ای که در ابتدا خودم معرفی و انتخاب میکنم برای شروع بحث هست و ممکنه در ادامه 5 فانتزی دیگه رو متناسب با استقبال از بحث اضافه کنم 2) دوستان خواهشا از اظهارنظرهای کلی و صرفا احساسی مثل این که از این فیلم خوشم نیومد یا با این یکی حال کردم پرهیز کنند و سعی کنند منطقی و مدلل بحث کنند چون هدف تاپیک ارائه و تبادل اطلاعاته .اگه هم دوستان قصد صحبت در مورد هر فیلم مورد نظرشون ندارن میتونن از اون فیلم یا فیلم های مورد نظرشون فقط اسم ببرن 3)هدف نهایی تاپیک ،استخراج یه مقاله مفصله که دارم روش کار میکنم .بخاطر همین از همه دوستان دعوت میکنم نظر بدن تا از نظراتشون استفاده کنم و اما انتخاب های خود من: 5) هری پاتر : زندانی آزکابان(2004) : کتاب زندانی پازکابان به زعم من بهترین کتاب در میان هفت گانه جی کی رولینگه و به همین خاطر میشد انتظار داشت که برگردان سینمایی اون هم بهترین در میان اون هفتگانه باشه(البته قسمت هفتم خودش دو قسمت بود:دی) .قسمت سوم بعد از دوقسمت معمولی به کارگردانی کریستوفر کلمبوس به آلفونسو کوارن سپرده شد،کارگردانی جذاب،ریتم و اوج مناسب در روایت، انتخاب مناسب بازیگران (مثل گری اولدمن برای نقش سوروس اسنیپ یا دیوید تولی برای ریموس لوپین) و همچنین ریتم مناسب در تاریک کردن تدریجی داستان باعث شه زندانی ازکابان جذاب و دیدنی باشه .هرچند چه در سینما و چه در نزد طرفداران تقریبا زندانی ازکابان همطرفدارترین قسمت هری پاتر بود و آلفونسو کوارن البته برای قسمت چهارم جای خودش رو به کارگردان دیگه واگذار کرد! 4)بیوولف(2007): همیشه از نوع نگاه،دقت و قدرت و شیوایی روایت رابرت زمه کیس لذت بردم،کارگردانی که تقریبا فیلمی ضعیف نداره و همه فیلماش جذاب و پرطرفدار هستند . در بیوولف هم رابرت زمه کیس به کمک فیلمنامه ای دقیق و خوب ،حماسه بیوولف رو به خوبی بازسازی کرده و.کارگردانی ، ریتم داستانی مناسب، پیام های خوب و تاثیر گذار و بازی های جذاب بازیگران( ری وینستون،آنتونی هاپکینز، جان مالکوویچ،رابین رایت و برندان گلیسون) باعث شده اثری قوی به مخاطب عرضه بشه .از نکات جالب استفاده خوب از جلو های ویژس به خصوص ترکیب صدای گرم ری وینستون با تصویر گرافیکی او مچ و جذاب.اشاره های زمه کیس به قدرت و تاثیر اون روی افراد هم از دیگر نقاط قوت این کاره 3) شهر اشباح : هایائو میازاکی(2001)،نامی خاص در ساختن انیمه های قدرتمند در زمینه دنیای فانتزی یا کارهای علمی-تخیلیه .فیلمنامه هایی کم نقص و پر از جزئیات ، استفاده خوب از اساطیر و کلیشه های دنیای فانتزی، پیام انسان دوستانه و طبعیت گرایانه و ضد جنگ میازاکی باعث خاص شدن او شده. شهراشباح شاید بهترین اثر در کارنامه پربار این کارگردان شهیر ژاپنیه . داستان اودیسه وار چیهیرو دختری که در حین اسباب کشی با پدر و مادرش وارد محل تفریحگاه ارواح میشه بسیار جالب و جذاب و بدون کمترین حاشیه یا پرگوییه.شخصیت های جذاب مثل مثل کوهاکو،یوبابا و کاموجی بسیار موفق از آب در اومدند.فیلم های میازاکی چه در نزد منتقدین و چه تماشاگران همیشه پرطرفدار بوده و شهراشباح شاید از این نظر موفق ترین بوده .این فیلم جایزه بهترین انیمیشن سال رو در مراسم اسکار دریافت کرد همچنین با فروشی بالغ بر 300 یلیون دلار در سراسر جهان مواجه شد هرچند هزینه ای اندک داشت و این برای یه فیلم دوبعدی موفقیتی بزرگه و نشانه استفاده درست از جلوه های ویژه و دنیای فانتزی 2)هزارتوی پن(2006): داستان تلخ و زیبای شاه پریانی دل تورو وقتی همراه با روایت موازی با داستان تلخ سرکوب آزادی گرایان در اسپانیا در زندان دیکتاتوری فرانکو شد ،باعث خلق شاهکاری بی بدیل شد.اجرای قدرتمند و بدون لکنت دل تورو،بازی های عالی،موسیقی زیبای خاویر ناواره تو و پایان تلخ و فراموش نشدنی فیلم باعث خلقی شاهکاری به یادماندنی شد. دل تورو نشون داد که برای خلق یک فانتزی زبیا نیازی به بودجه های چند صد میلیون دلاری نیست و او این امر رو با فیلمبرداری چشم نواز ،طراحی صحنه و چهره پردازی عالی و در خدمت روایت ،فیلمنامه دقیق و کارگردانی عالی و موسیقی دلکش پوشش داد و با 19 میلیون دلار کاری کرد که خیلی از فیلم ها با 200 میلیون بودجه از انجامش ناتوان اند 1) سه گانه ارباب حلقه ها(2001-2003): چه میتوان گفت در باب شاهکار پیترجکسون ؟و به راستی با چه توصیفی میتوان حق مطلب را در مورد این شاهکار ادا کرد ؟زبان من که قاصره فقط کمی از بزرگی و تاثیر این سه گانه بر سینمای فانتزی میگم.قبل از این فیلم و با ظهور جلوه های ویژه کامپیوتری ،تقریبا بخاطر استفاده ناموفق از جلوه های ویژه غالب فیلم های فانتزی ناکارآمد و عاجز از جلب گسترده مخاطب و همچنین منتقد بودند ولی پیترجکسون واقعا در زمینه های جلوه های ویژه و چه در طراحی و چه در اجرا در این فیلم واقعا شاهکار کرد.استفاده درست و متعادل از جلو های ویژه،بهترین کارگدانی پیترجکسون در عمر سینمایی اش،فیلمنامه ای دلکش،پر از جزئیات و کم نقص، طراحی صحنه و چهره پردازی فوق العاده عالی،موسیقی بی نظیر هاوارد شور ،بازی های زیبا و قابل بازیگران و چندین نکته مثبت دیگه باعث خلقی شاهکار شد،شاهکاری که هم در جذب مخاطب بسیار مخاطب بود و هم برخلاف فیلم های قبلی در جلب نظر منتقدین موفق بود .این فیلم در 30 رشته نامزد جایزه اسکار شد و 17 اسکار گرفت و در اسکار 2004 ارباب اسکارها شد و از 11نامزدی برنده 11 اسکار شد!بعید میدونم پیترجکسون یا هاوارد شور بتونن نظیر این شاهکار رو در کارنامه حرفه ایشون تکرار کنند. سه گانه ارباب حلقه ها یک نقطه عطف در تاریخ سینما و در بلندای قله سینمای فانتزیه.
  2. 10 امتیاز
    با تشکر از دوست عزیزمون جناب آرفازون به خاطر این تایپیک جالبی که شروع کردن خب من به با دیدن این تایپیک یه سر به آرشیو فیلم هایی که دارم زدم ( فکر کنم به اندازه یه کلوپی فیلم داشته باشم) تا دقیقا یادم بیاد چه فیلم هایی دیدم و دقیقتر بتونم انتخاب کنم و اما انتخاب هامو به سبک آرفارازون از آخر به اول مینویسم : 5- آلیس در سرزمین عجایب(2010) : من این فیلمو بیشتر به این خاطر دوست داشتم که داستان آلیس فکر کنم اولین کتابی بود که توی دوران ابتدایی خریدم. اما جدا از این پیش زمینه من در مورد داستان فیلم، فیلم رو واقعا زیبا ساخته بودن، جانی دپ در نقش مترسک فوق العاده بازی میکرد و جلوه های ویژه فیلم شاید فوق العاده نبود اما صحنه نبرد آخر بین آلیس و آزدها رو خیلی زیبا و احساسی درست کرده بودن، فضای زیبای فیلم هم که از دید یه شخصیت نوجوان به داستان وارد شده بود معرکه بود. 4- عقرب شاه 1(2002) 3-نارنیا 1و 2 2- آراگورن پسر اژدها سوار 1-سه گانه ارباب حلقه ها
  3. 9 امتیاز
    سلام خدمت آردایی های گل گلاب :) در ادامه انتخاب و صحبت دوستان ،چندتا فیلم که ازشون حسابی خاطره دارم رو معرفی میکنم و پیشنهاد میدم که حتما ببینیدشون.دی پ.ن: ترتیب و شماره فیلمها ربطی به بهتر بودن ندارن .خخخ 1)کونان بربر 1982 و کونان نابودگر1984 : در سال‌های دور، اعضای خانواده و افراد قبیله «کونان» (شوارتزنگر)، هنگامی که او کودکی بیش نبوده، به دست افراد قبیله دیگری قتل عام می‌شوند. «کونان» از همان زمان تصمیم می‌گیرد که جسمش را قوی سازد تا به هنگام بزرگ‌سالی، انتقام بگیرد. او در جوانی، پس از پشت سر گذاشتن ماجراهایی فراوان، چند نفر را با خود همراه می‌کند و .... 2)ادیسه 1997: ادیسه سرگذشت بازگشت یکی از سران جنگ تروا (ادیسیوس یا الیس) فرمانروای ایساکا است. در این سفر که بیش از بیست سال به درازا می‌انجامد ماجراهای مختلف و خطیری برای وی و همراهانش پیش می آید و.... 3) جیسون و دریانوردان آرگو 2000 : جیسون ، پس از بیست سال، در طلب تاج و تخت پدرش که عموى ناتنیش، ” پلیاس ” آن را به یغما برده بود، بر می آید. » پلیاس « براى خلاصى از دست » جیسون او را روانه یافتن پشم زرین می ‏کند. و جیسون هم‏راه دلاوران یونانى در کشتى آرگو عازم این سفر می شوند که در این راه با مشکلات و حوادث غیر طبیعی رو برو میشوند…. 4) سری مومیایی : که همگی در جریان داستان و ماجراجویی آن هستید :)
  4. 9 امتیاز
    هورین همین چند روز پیش بود که سیلماریلون و تموم کردم (البته هنوز فرزندان هورین و نخوندم). به قسمتی از داستانی رسیدم که هورین بعد از بیست و هشت سال از آنگباد توسط مورگوت آزاد میشه، بی پناه به گوندولین میره و خسته و خشمگین به دوریات و در نهایت خسته و درمانده به مزار پسرش تورین میره و همسرش که آخرین لحظه در آغوشش جون میده و دختری که هرگز معلوم نشد چه اتفاقی برایش افتاد ... . و اینکه در نهایت درماندگی خودشو میشکه... خیلی سخته، خیلی... درحالی که دست و پاش بسته بود، نابودی و مرگ تک تک عزیزانش و دید. دلم نیومد این تصویر و از هورین و مورون نذارم.
  5. 8 امتیاز
    با سلام و عرض تبریک به مناسبت عید سعید فطر. مدتهاست که دوستان زیادی بارها و بارها در سنوات مختلف از بنده میخواستند که یک مجموعه کامل از بیوگرافی تمامی دوبلورهای سه گانه ارباب حلقه ها جمع آوری کنم و در اختیار کاربران سایت و همچنین سایر علاقه مندان به دوبله بی نظیر ارباب حلقه ها قرار بدم. متاسفانه بنده با اینکه علاقه مند به انجام این کار بودم اما مشغله هایی که در این مدت داشتم باعث شده بود علیرغم میل باطنی نتونم برای این کار وقت بذارم. ماه رمضان از هر لحاظ ماه پر برکتی هست.. خوشبختانه در این ماه کمی وقت آزاد داشتم و تونستم با کمک برخی از دوستان دوبلورم, مجموعه ای رو جمع آوری کنم که در اون بیوگرافی تمام دوبلورهای سه گانه لوتر تا حدودی مورد بررسی قرار گرفت. برخی از اطلاعات رو از قبل می دونستیم اما برای تکمیل اطلاعات، با تعدادی از دوبلورهای لوتر در ارتباط بودم و از خودشون کسب اطلاع کردم. در ضمن لازم به ذکر هست که به دلایلی هنوز بیوگرافی 3 تن از این دوبلورها تکمیل نشده، که سعی میشه در فرصت مقتضی اطلاعات رو تکمیل کنیم و در اختیار علاقه مندان قرار بدیم. من حیث المجموع امیدوارم مورد پسند شما دوستان خوبم قرار بگیره. بيوگرافی عوامل دوبلة سه گانة ارباب حلقه ها.pdf
  6. 8 امتیاز
    از کتاب هابیت : عجیب است تعریف روزهای خوشی خیلی طول نمیکشد و زیاد هم شنیدنی نیست اما از چیزهای ناراحت کننده و دلهره آور و حتی فجیع قصه خوبی در می آید و به هرحال تعریف کردنش کلی وقت میبرد.
  7. 7 امتیاز
    سلام.راستش رو بخواید من خیلی به فیلم های ارباب حلقه ها و هابیت علاقه دارم بنا براین دائم دنبال کلیپ ها یا مطالب جالبی درباره اونها میگشتم که تقریبا همه جا رو دیده بودم ولی چیز به درد بخوری گیرم نیومد.درباره این سایت هم شنیده بودم ولی نگاش نکرده بودم تا این که چند روز پیش به کلیپ که یه نماهنگ از هابیت3 بود رو دیدم که زیرش آدرس سایت بود اینجوری بود که کنجکاو شدم ببینم چه جور جایی هست به محض ورود ماهنامه شماره 12 رو درباره تراندویل دیدم اونو دانلود کردم خوندمو عاشق این سایت شدم.جای خیلی جذابیه.امیدوارم روز به روز شاهد پیشرفت های متوالی این سایت باشیم.خدا همیشه نزدیکتون.
  8. 7 امتیاز
    راستش من زیاد اهل فیلم نیست اما چند تا از اونایی که واقعا لذت بردم و میدونم از آثار برجسته ان رو میگم: 1.مشخصا ارباب حلقه ها 2.اراگون اژدها سوار 3.شهراشباح (یا چیهیرو) 4.در جستجوی اژدها (البته مربوط به زمان بچگیم هست) 5.ادیسه و پشم زرین 6.هری پاتر و محفل ققنوس
  9. 6 امتیاز
    دوست عزیز .خیلی خوش اومدی به آردا .امیدوارم که لحظات خوبی رو در اینجا داشته باشی خوشحالم که ماهنامه تونسته در جذب دوستان به آردا کمکی بکنه
  10. 6 امتیاز
    دوستان عزیز توجه کنید. خیلی از فیلمهایی که اسم میبرید فانتزی نیستن. اکثرا تاریخی و علمی-تخیلی هستن. تعریف ژانر فانتزی اینه که داستانی در دنیایی فراتر از دنیای خودمون اتفاق بیافته یا اتفاقات خارق العاده در همین دنیا داشته باشیم که با روابط حاکم بر دنیا و علم قابل توصیف نباشه. برای همین فیلمی مثل مرد عنکبوتی یا جنگ ستارگان که مبناهای علمی ندارن توی این ژانر قرار نمیگیرن یا مثلا تروا و آرتور شاه. و نکته دوم اینکه تاکید تاپیک روی فیلمهای ساخته شده بعد از سال 2000 هست. پس لطفا این دو مورد رو مد نظر داشته باشید تا پستهاتون بتونه به مقاله ای که فارازون میخواد بنویسه و به خاطرش این تاپیک رو زده، کمک بکنه. فیلمهای فانتزی که من در این سالها بهترین میدونم اینها هستن(ارباب حلقه ها رو دیگه نیاوردم): Charlie and The Chocolate Factory Pirates Of The Caribbean Mr. Magorium's Wonder Emporium The Secret Life of Walter Mitty Shinobi
  11. 6 امتیاز
    بابت تاخیر در قرار دادن دسته ها پوزش میخوام. حرف s اینجا تموم میشه و بعدش میریم سراغ حرف R که قبلا الوه زحمت بخشیش رو کشیده. دسته های جدید: دسته 131: Straight Way Strangers Strawberries Strawheads Strider (Aragorn) Strider (Frodo's pony) Strongbow Stunted People Stybba Súlimë دسته 132: Súlimo Summerdays Summerfilth Sun Sunday Sundering Seas Sunlands Sunlending Sunnendei Súrion دسته 133: Súthburg Sûza Swanfleet Swanhaven Swans Sweet Galenas Swertings Swish-tail Sword of Elendil Sword-that-was-Broken Swordsman of the Sky Symbelmynë دسته 134: Ride of Eorl Rider Riders of Eorl Riders of Rohan Riders of the Mark Riders of Théoden Rimmon Ring Ring of Adamant Ring of Air دسته 135: Ring of Barahir Ring of Doom Ring of Durin Ring of Fire Ring of Isengard Ring of Isildur Ring of Sapphire Ring of the Enemy Ring of Thrór Ring of Water دسته 136: Ring-bearer Ring-bearers Ring-finder Ring-maker Ringarë Ringday Ringil Ringló Ringló Vale Ringlord دسته 137: Rings of Power Ringwil Ringwraiths Rivendell River River of Gondor River-daughter River-woman Rivil Rivil's Well دسته 138: Roäc Robin Gamgee Robin Smallburrow Rochallor Rochand Rochann Rochír-rim Rochirrim Rochon Methestel Rock of the Music of Water دسته 139: Rodyn Róg Rógin Rohan Roheryn Rohirrim Rollo Boffin Rómendacil I Rómendacil II Rómenna دسته 140: Roper Roper Gamgee Roquen Rorimac ‘Goldfather’ Brandybuck Rosa Baggins Rosamunda Took Rose Rose Cotton Rose Gamgee Roses ممنون
  12. 6 امتیاز
    احححسنت. البته اون کلمه الوینگ نیست. الوینه. توی این کار به الف ها میگه الوین ها... که دوبار اشتباه نوشتیش و تا دوبار نادید میگرم. شانست خوند که فایل فقط دوبار کلمه ی الوین رو به کار برد! =)) سنگ زندگی مجدد به تو هدیه شد. یادت باشه. اون آخر باز میشه... وقت اله ماکیل تا 7 صبح فردا رو به اتمامه که اون تا الآن آنلاین نشده و تا زمان معهودم یقینا نخواهد شد. :دی
  13. 6 امتیاز
    نمیدونم تو این تاپیک فقط میشه راجع به فیلم های ساخته شده از روی کتب فانتزی بحث کرد یا تمام فیلم هایی که جو فانتزی دارند ولی با توجه به حضور فیلم بینظیر هزارتوی پن دل تورو تو این لیست فکر میکنم حالت دوم برقرار باشه. اگر حدس من درست باشه میخوام تو این لیست جناب ظهورتبار فیلم زیبا و دوست داشتنی امیلی رو که اصطلاحا در سبک رئال-فانتزی ساخته شده رو جایگزین شهر اشباح استاد میازاکی بکنم تنها به این دلیل که متاسفانه من هنوز این انیمه رو ندیدم و نمیتونم راجع به فیلمی که ندیدم نظر بدم :). بنابراین ترتیب مدنظر من: 1.ارباب حلقه ها 2.هزارتوی پن 3.امیلی 4.هری پاتر و زندانی آزکابان 5.بئوولف
  14. 5 امتیاز
  15. 5 امتیاز
    با عرض اجازت می دانم سخت است ولی سعی می کنم بتوانم یک دسته را بردارم. خب ما که تازه کاریم پس دسته 136 را که کمتر است برمی دارم.
  16. 5 امتیاز
    دسته 131 رو بر می دارم
  17. 5 امتیاز
    پست قبلی ویرایش شد جدول مسابقات BFME II تغییری نکرد. شروین به فینال رسید.
  18. 4 امتیاز
    نمای درون خانه ی آقای بگینز به سمت نمای بیرون هابیتون ... یه همچین چیزی ! اواخر کتاب هابیت
  19. 4 امتیاز
    سلام و درود بر دوستان آردایی و تشکر ویژه بابت این تاپیک اگه توی آثار انیمیشنی دنبال آثار فانتزی میگردین حتما آثار "هایائو میازاکی"کارگردان توانمند ژاپنی رو ببینید خب اول معرفی آثار فانتزی رو با آثار این کارگردان شروع میکنم... •انیمیشن مونونوکه(mononoke):کارگردان :هایائو میازاکی ...سال تولید:1997 شاهزاده مونونوکه نبردی شگفت انگیز میان خدایان حیوانات در جنگل و انسان ها رو شرح میده..نبردی میان اهالی جنگل و معدنداران...به محض شروع داستان موسیقی انتخاب شده بیننده رو به سمت ماجراهای درهم تنیده راهنمایی میکنه..داستان درباره ارواح و دیوارهایی ست که سالها از آنها خبری نبود اما به یکباره تمام آن ها زندگیشان را از سر میگیرند.مخاطبان این انیمه اکثر بزرگسالان هستن و ترسی که در پلانهای آن وجود داره این انیمیشن رو جذابتر میکنه...این انیمیشن بدون افکت های خاص ساخته شده و نزدیک به (اگه اشتباه نکنم) 16 یا 15 سال قبل عنوان پرخرج ترین انیمیشن رو بدست اورد . •شهر اشباح:کارگردان:هایائو میازاکی محصول:2001 شاهکار هیجان انگیز هایائو همچون (شاهزاده مونونوکه) قهرمانش را وارد ماجرایی میکند که سرشار از افسون و یا وحشت است... در جشنواره فیلم برلین ،شهر اشباح اولین نمایشی بود که جایزه برتر جشنواره خرس طلایی را بدست آورد ..کسانی که انیمیشن مونونوکه را دیدند میدانند که این انیمیشن ژاپنی کاملا متفاوت از انیمیشین های آمریکایی است،سبکی مبتکی بر حس نقاشی دارد..برخلاف داستان های درباره ارواح ،در این داستان ارواح با ملایمت خاص و دوست داشتنی خودشون بیننده رو به خود جذب میکنن ..صداها در شهر اشباح بلند و خشن نیستند و دیالوگ های کاملا محاوره ای و با حرکت لب قابل تطبیق اند..موسیقی (جو هیسایشی) تلاش میکند که دنیای واقعی و غیر واقعی را برای داستان هماهنگتر بسازه.. •قلعه متحرک هاول:2004 یکی دیگر از آثار برگزیده کارگردان لایق هایائو میازاکی میباشد و برای جایزه اسکار بهترین فیلم انیمیشن 2006 نامزد گردید..واقعا یه شاهکاره هایائو این انیمیشن را برمبنای دایان واین جونز سال 2004 ساخت..این انیمیشین نامزد اسکار بهترین انیمیشن بلند سال 2006 نامزد شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز 2004 و برنده جایزه بهترین فیلم انیمیشن از جوایز انجمن منتقدان فیلم نیویورک و سن دیه گو شده است..ابتدا قرار بود مامورا هوسورا کارگردان دو فصل و یک فیلم از مجموعه"دیجیمون"بسازد اما بی مقدمه کار را رها کرد و هایائو میازاکی کارگردانی را به عهده گرفت..این داستان از آن آثاری است که بیننده را به راحتی به خود جذب میکند.داستانهایی که در آن جادو و جادوگری نقش دارد.. •قلعه ای در آسمان:محصول 1986 داستان انیمیشن از ماجراهای گالیور الهام گرفته و سومین کار هایائو میازاکی انیمیشن ساز معروف ژاپنی است..این اثر برنده جایزه بهترین تیم سازنده از جشنواره فیلم مینیچی 1987 شده است..طبیعت و ارزشهای انسانی عناصری هستند که در تمامی فیلمهای پویانمایی هایائو میازاکی مورد تایید قرار میگیرد....قلعه ای در آسمان روایتگر تلاش دو نوجوان برای رسیدن به قلعه ای به نامlaputa است.قلعه ای که باقی مانده از سرزمین معلق در آسمان است که انسانها زمانی با آرامش در آن زندگی میکردند.. •خانه هیولا:کارگردان:gil kenan خانه تاریک و مرموز آن طرف خیابان شروع خوبی برای به تصویر کشیدن این داستان است .این فیلم دارای فوت و فن های پالایش شده است..برای تولید تصاویر متحرک سازی شده از تصاویری که به طور دیجیتالی از حرکات بازیگران واقعی گرفته شده اند ساخته شده نه از الگوریتم های کامپیوتری...مانند بسیاری از داستان ها،عامل ترس جانشین احساسات دیگری چون اندوه ،ناامیدی و تنهایی میشود و سکانس اوج فیلم ،احساس ترسی فراوان را با عوامل ترحم انگیز ظریف و رویاگونه در هم می آمیزد •سه گانه ارباب حلقه ها:توضیحات کافی رو که دوستان زحمتش رو کشیدن و من فقط میتونم بگم که هرچی بگیم بازم کمه... •نارنیا •water horse (اسب آبی) •مجموعه هری پاتر با تشکر
  20. 4 امتیاز
    سلام ام جی جان بعضی از فیلم هایی که نام بردی مثل ادیسه1997 وجیسون و آرگونات ها 2000 .اینا فیلم سینمایی نیستند. ود رواقع هر کدوم یک مینی سریال تلویزیونی هستند.اگه توضیحات بیشتری در مورد این دوتا میخوای به پست های زیر رجوع کن: https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1007&view=findpost&p=13279 https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1007&view=findpost&p=13789 پیشنهاد می کنم حتما نسخه سینمایی این دو فیلم رو هم ببینی که مربوط به دهه شصت وپنجاه میلادی هست. فیلم اولیس(1954) با بازی کرگ داگلاس و فیلم جیسون و آرگونات ها (1963) که جلوه های ویژه این فیلم کار هنرمند بزرگ ری هری هاوزن مرحوم هست .که استاد جلوه های ویژه استاپ موشن بود. اما در مورد دو فیلم آرنولد شواتزینگر در دهه هشتاد ,یعنی فیلم های کونان بربری 1982 و کونان ویرانگر 1984. قسمت اول فیلم حاوی صحنه های خشونت آمیز و س ک س ی هست که درجه این فیلم رو برای پخش مخاطب عمومی بالا برده و درجه R خورده.اما قسمت دوم فیلمی بینهایت جذاب وسرگرم کننده هست. اما فیلم های محبوب فانتزی به انتخاب من : 1.بدون شک وبی هیچ تردیدی سه گانه شاهکار ارباب حلقه ها (2001-2003). 2. هزارتوی پن (2006) اثر شاهکار گویلرمو دل تورو.فیلمی که هربار دیدمش اشک از چشمام سرازیر شده.به خصوص سکانس پایانی این فیلم جگر آدم رو میسوزونه.اونجایی که فان( رب النوع جنگل ) از اوفلیا درخواست می کنه تا خون برادرش بریزه تا بتونه وارد سرزمین افسانه ای هزارتو بشه.اما اوفلیا دلش نمیاد برادر ناتنیش رو بکشه.اما نا پدری بی رحم وبیشرفش با گلوله اونو میکشه واینجاست که اون ناله حزن انگیز این فیلم به صدا در میاد و جگر آدم رو میسوزونه .اینجاست که در نقد این فیلم بزرگ نوشته میشه (قدرتی که در معصومیت و پاکی نهفته هست.هیچ چیزی با آن برابری نمی کند.).(( آقا چرا این تاپیک رو زدید باز داغ دلم تازه شد وگریم گرفت)). 3.فیلم کینگ کنگ (2005) باز هم به کارگردانی پیتر جکسون بزرگ .قصهناممکنترین عشق ها .عشق یک دیو (گوریل) به یک دلبر. این فیلم وامدار دو اقتباس مشهور وپیشین از خود هست. مهمترین منبع اقتباس این فیلم ,فیلم کینگ کنگ (1933) مریان سی کوپر وارنست بی شودساک هست .( نسخه سیاه وسفید). 4. سه گانه هابیت(2012-2014) اینو دوسش دارم.هرچند که از ارباب حلقه ها ضعیفتره. 5.نارنیا: شیر جادوگر وجالباسی( 2005) آندرو آدامسون. 6.آواتار (2009) جیمز کامرون 7. بیوولف (2007) رابرت زمه کیس و . . . . . با تشکر
  21. 4 امتیاز
    به نام دادار دادگر 1-خب مشخصا برای من سه گانه ارباب حلقه ها نه تنها در ژانر فانتزی بلکه بهترین فیلمیه که تات الان دیدم ، چیز که این سه گانه رو برای من متمایز می کنه تعدد شخصیت های تاثر گذار و داستانها ی حماسی اون می تونه باشه بعلاوه تخیل فوق العاده بالایی که در شکل گیری شخصیت ها و وقایع به کار رفته.در فیلم ارباب حلقه ها بر خلاف فیلم هابیت اتفاقات که می افتن قابل لمس تر هستن اما در فیلم هابیت کارگردان سعی کرده فیلم رو جذاب تر کنه. 2-فیلم دالان مارپیچ : این فیلم خیلی آروم و بدور از هیجانات اضافیه و به نظر من علاقه مندان به دنیای فانتزی این فیلم رو می پسندن.رازآلود و به کارگیری از موجودات تخیلی 3- سرگذشت عجیب بنجامین باتن : نمی دونم این فیلم در ژانر فانتزی هست یا نه ولی چون به دور از واقعیته فکر کنم تخیلی محسوب بشه
  22. 4 امتیاز
    من یه مقدار بی کارم! اگه مشکلی نیست دو تا دسته بر می دارم:134 و 135.
  23. 4 امتیاز
    البته بازی تاج و تخت سریال بدی نیست بارادیل ولی خب چند ضعف عمده داره جلوه های ویژش در حد قرون وسطاس دوم اینکه صحنه های اکشن و رزمه این سریال باز بخاطر کمبود بودجه مثل مورد بالا تقریبا فاقدشه پ.ن:بیوولف خیلی دیدنیه:دی
  24. 4 امتیاز
    خواهش میکنم اختیار دارید . باید این فیلمو بزارم جز لیست فیلم در انتظار دیدن شهر اشباح یا همون سفر چیهیرو هم فیلم انیمه زیباییه محمد جان البته ماشالا خودت در زمینه سینما استاد هستی و صاحب نظر فقط یه نکته رو بهت یادآوری کنم و خودمم در موقع پست کردن تاپیک یه لحظه ناخودآگاه به اون مشکل دچار شدم و یکی از گزینه هام ادوارد دست قیچی بود:دی اونم اینه که تاپیک، فیلم هایی رو در بر می گیره که از سال 2000 به بعد باشن.پس منتظر پست ثانویه ات میمونم تا بتونیم بحث کنیم :دی تراندویل جان ممنون بابت نظرت البته یه نکته رو خدمتت بگم. جنگ های ستاره ای از ژانر اپرای فضایی و در مجموع علمی -تخیلیه و انتقام جویان هم به همین ترتیب تاکید من روی فیلم های صرفا فانتزیه و نه فانتزی علمی
  25. 4 امتیاز
    بارادیل نگاهی گذرا به جماعت حاضر در مهمانخانه انداخت. چهره ی آشنایی ندید. فالازار با سر به گوشه ای اشاره کرد. "اون ته کنار شومینه جای خالی هست" در میز انتهایی یکی از مردان جنگلی سیاه بیشه نشسته بود و مردان دریاچه دوره اش کرده بودند. لیوان دسته دار آبجویش را روی میز کوبید و آهی کشید. "زکی!بهتون دارم می گم اصلا اون وضع عادی نبود ... غاز ها یه بند قیهه می کشیدن و سگم طوری که انگار دمش رو بریده بودن شروع کرد به زوزه ... منم خودم پشتم می لرزید ... یه جور ترسی بود که تا به حال تجربه نکرده بودم" بارادیل با شنیدن این حرف ها گوش هایش را تیز کرد. از کودکی به اخبار عجیب و غریب سرزمین های دوردست علاقه داشت. مرد جنگلی ادامه داد:" منم گفتم "هیچ جای دره ی آندوین جایی به اسم شایر نمی شناسم" اون یاروی سیاه هم با شنیدن این حرفا هیس هیسی کرد و به تاخت رفت به سمت جنوب" حواس بارادیل با آمدن فالازار پرت شد. فالازار چپقش را روشن کرد و آرام به بارادیل گفت:"یکی دیگه از داستان های مسخره ی جنگلی ها از اجنه و اشباح ... ابلته نمیشه سرزنششون کرد ... من و تو هم اگه در حاشیه سیاه بیشه و در دوقدمی دول گولدور زندگی می کردیم مثل اینا خل میشدیم" بارادیل نیشخندی زد. فالازار ادامه داد:"از جادوگر و غول و ارواح سرگردان بگیر تا جن ماهی دزد" بارادیل گفت:"آخری رو بات موافق نیستم ... یادته چند وقت پیش تو اسگاروت و دیل هم شایعه حضورش پیچیده بود؟" فالازار به نشانه ی تایید سرش را تکان داد و گفت:"اون چیزی نبود جز یک گربه ی ولگرد ... یک جفت چشم روشن و براق و دستبرد به بشکه های ماهی ... چه چیز دیگه ای می تونست جز یک گربه باشه؟" "گربه نبود ... حول و حوش پاییز سال پیش موقعی که داشتم کنار دریاچه بی هدف پرسه می زدم یه جفت ردپای نرم و تازه پیدا کردم ... ردشو تا شهر سوخته ی قدیمی دنبال کردم." فالازار بر خود لرزید و حرفش را قطع کرد و با تعجب پرسید:"اون جا چی کار داشتی؟ می گن هنوز ارواح کسایی که شب حمله ی اسماگ کشته شدن اون جا پرسه می زنن ... خود لاشه ی اسماگ اونجاست و ماهی گیرایی که اونجا میرن قسم می خورن که اسماگ از بین چشم خانه های خالی جمجمش به اونا خیره میشه" "من روحی اونجا ندیدم ولی احساس کردم که صدای هیس هیس ضعیفی رو پشت سرم می شنوم ... وقتی که برگشتم لا به لای الوار سوخته ی یکی از خونه ها یک جفت چشم براق و درخشان دیدم ... سعی کردم که با تیر بزنمش ولی هوا داشت تاریک می شد و اون جونور هم سریع زد به چاک ... اول فک کردم یکی از سنجاب های بزرگ سیاه بیشه هست ولی من تا اون جایی که چشمم کار می کرد اثری از دم ندیدم" "من بت می گم سنجاب بود ... هوا تاریک بود و از یه آدم ولگرد و مست لایعقل که تو روشنایی هم فرق بین گربه و سنجاب رو نمی تونه تشخیص بده چه انتظاری میشه داشت؟" این را با نیش باز اضافه کرد. فالازار ایستاد و لیوانش را سر کشید " مارو باش!می گم تجربیاتت رو با دوست جنگلیمون در میون بذار. همنشین خوبی می تونه برات باشه و در ضمن; اگه می خوای امشب به دیل برسی همین الان برو سمت دروازه ی شمالی ... بعید می دونم بعد از ظهر قایقی بخواد به اون سمت بره ... بدرود" چند قدمی برداشت و دوباره ایستاد و برگشت "آها اینم یادم رفت ... خیلی خوشحال شدم که دوباره دیدمت ... شاید فردا یا پس فردا به دیل بیام ... دوباره بدرود" "تو بازار شهر دنبالم بگرد ... عصر به خیر"
  26. 4 امتیاز
    1-سری ارباب حلقه ها 2-سری هابیت 3-سری هری پاتر 4-سری اونجرز 5-سری جنگ ستارگان
  27. 3 امتیاز
    راستی یه فیلم که یادم رفت بگم و احتمالا کمتر کسی دیده فیلم ink محصول 2009 هست. یه فیلم از سینمای مستقل با بودجه خیلی کم اما خیلی خوش ساخت. https://en.wikipedia...wiki/Ink_(film) اگه ندیدید پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
  28. 3 امتیاز
    خب...بی مقدمه برم سر اصل مطلب 5-سوئینی تاد(تیم برتون2007) این فیلم گرچه به طور کلی بیشتر در ژانر ترسناک قرار می گیره ولی به دلیل فضای غیرعادی و تاریک و مایه های شبه فانتزیش تصمیم گرفتم تو لیست بزارمش.با یک موزیکال جسورانه بی رحم طرف هستیم.اثری با ریزه کاری های زیاد،جوی افسرده و سیاه و یک "تلخی بی پایان".در یک کلام فیلم بدبینی "تیم برتونی" رو انتقال میده.شخصیت هایی تباه شده و نا امید.تیم برتون اجازه هیچ گونه لذت و تفریح به مخاطب نمیده.بلکه فقط عذابش میده تا جایی که تماشاگر مجبور میشه یا ازقهرمان شکست خورده و بدطینت فیلم متنفر بشه یا بهش حق بده و خودش هم(در طی دقایق تماشای فیلم) به موجودی مثل اون تبدیل بشه.بازی خوب و کنرل شده همراه با سردی و انزجار جانی دپ به همراه کردن تماشاگر و وارد کردنش به این پادآرمان شهر مجسم لندنی کمک زیادی می کنه.فیلم به شکل زیبایی،زشته. 4-ناین(شین اکر2009) باز هم برتون و باز هم لحن گزنده ی خاص خودش.البته به نوعی متفاوت با سوئینی تاد(که دو سال قبل ساخته شده بود)اینبار یک انیمیشن خوش ساخت و هوشمندانه در جهان پسا آخر الزمانی و شخصیت هایی بسط یافته و "انسانی.فیلم به سراغ سوژه ی قدیمی تسلط ماشین ها بر جهان و انقراض نسل بشر داره که معروف ترین نمونه ی اون ترمیاناتوره.البته اینجا اوضاع به مراتب بدتر از اون چهر گانه اس.شخصیت ها تقریبا هیچ امیدی به خلاصی از غول ماشینی حاکم برجهان ندارن و در ماطعی از فیلم حتی تماشاگر (که طبعا انتظار پایان خوش داره) نا امید میشه.انیمیشنی که شاید موقع لیست کردن انیمیشن های محبوبم یادم میره ولی همیشه گوشه ای از ذهنم تاثیرش رو حس می کنم(باز هم به دام شخصی انگاری و تز دادن افتادم:دی) 3-دزدان دریایی کارائیب:نفرین مروارید سیاه(گور ویربسکی 2003) برای اینکه اسم کارگردان فیلم رو پیدا کنم مجبور شدم تو گوگل سرچ کنم.(حداقل نا آشنا بودنش این مزیت رو داشت که لازم نبود برای اینکه اسمشو یادم رفته خودمو سرزنش کنم.چون اصلا نمی دونستم که یادم رفته باشه!)حتی برای سلیقه های ضد تجاری که معمولا آثار هنری و نامتعارف(به مفهوم عرف هالیوودی) رو ترجیح میدن فیلم بدی نیست.تیم قوی و باتجربه ای برای ساخت فیلم دور هم جمع شدن و هزینه بالایی که برای جلوه های ویژه صرف شده جواب داده و ترکیب اون با بازی های خوب و صدالبته موسیقی عالی و به یاد موندنی هانس زیمر بزرگ،مروارید سیاه رو به چیزی تبدیل کرده که می بینید.بی شک موفقیت این قسمت اپیزود های بعدی رو به همراه آورد و اگر دو قسمت اخیر نمی بود شاید می تونست به یکی از بهترین چند گانه های ماجراجویانه تاریخ(!) تبدیل بشه. 2-تروا(ولفگانگ پترسن2004) گرچه تغیراتی که در فیلمنامه این اثر اقتباس شده از ایلیاد نسبت به شاهکار منظوم هومر ایجاد شده(و بی شک برای یک فیلم سینمایی لازم و مفید بوده) تا حدود زیادی فیلم رو از فانتزی دور کرده،اما به هرحال هنوز یک فیلم فانتزی به حساب میاد و شاید یکی از بهترین اونها.در باب خود افسانه خیلی بیشتر از اینها میشه حرف زد اما درباره فیلم باید گفت که شاید لیست بلندبالای بازیگران شناخته شده و البته جلوه های ویژه،دست پترسن را تا حدود زیادی باز گذاشته و به وضوح ریتم حساب شده و منطقی فیلم رو از آغاز تا پایان روایت سقوط یک امپراتوری کهن می بینیم.همچنین شخصیت پردازی آشیلیوس و خارج شدنش از قالب کلیشه و اون عروج و خداگونه شدنش در سکانس پایانی مایه هایی از "عمق" هم به فیلم داده و برای مخاطب مشکل پسند،خوشایند و راضی کننده اش کرده.در ضمن جا داره یادی هم از موسیقی ساز نابغه فیلم،جیمز هورنر فقید بکنیم. 1-شهر اشباح(هایائو میازاکی2001) این فیلم نه تنها محبوب ترین فیلم بلکه قدیمی ترین اون ها در بین فیلم های محبوبمه.شاهکار بی نقصی از استاد مسلم انیمه.وارد شدن به نوستالژی از اصول نقد به دوره ولی دوست دارم بگم که خاطرات کودکی خیلی از ما با آثار میازاکی پیوند خورده.بی اون که لزوما اسمش رو بدونیم!مرد محجوب و کم ادعا ولی پرکار ژاپنی که سبک فیلمسازیش از اون ابتدا تا همین دو سه سال پیش که آخرین فیلمش( باد برمی خیزد) رو ساخت تغییر چندانی نکرده و با وجود ورود روزافزون تکنولوژی به مقوله انیمیشن سازی و در سطح وسیع تر کل سینما،سعی کرده بیشتر به توانایی های انسانی متکی باشه.فیلم پیچیده تر و وسیع تر از اونه که بخوام (و اصلا بتونم) درباره اش بگم ولی در همین حد عرض می کنم که مثل باقی فیلم های میازاکی سرشار از مفاهیم برگرفته از فرهنگ ژاپن و ادبیات عامه ژاپنی و مایه های فانتزی بدیع و نوآورانه اس.وقتی از شهر اشباح حرف می زنیم فکر می کنم فقط یک کلمه میتونه وصفش کنه:اصالت.
  29. 3 امتیاز
    سوال خیلی خوبیه که باید از پیتر چکسون پرسید! اینکه چرا تو همین جنگ استفاده‌ی بهتری ازشون نشد، و یا اینکه چرا در جنگ حلقه به کار گرفته نشدن. فک نمیکنم جواب کاملا قانع‌کننده‌ای براش وجود داشته باشه(نظیر همین سوال خیلی اوقات در مورد استفاده از عقابها مطرح میشه، با این تفاوت که اون مورد با منطق داستان توجیه میشه). با اینکه این تحریف جذابیت شروع جنگ رو خیلی بالا برده ولی تبعات منفی زیادی هم داره :( پ.ن.انیمیشن رو هم اگه دیده باشین خیلی خوب به این موضوع اشاره شده که جنگ میتونست فقط چند ثانیه طول بکشه :D قبل از جنگ: بعد از جنگ:
  30. 3 امتیاز
    https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1432&view=findpost&p=63868 :)
  31. 3 امتیاز
    در شیپور نقره ای دمیده شد و شاهزاده ارلین با سواران زره پوش گاندور حرکت کرد.این در حالی بود که گلاندو و همراهانش به مرز های جنوبی داگورلد رسیده بودند.سرزمین کهن و بسیار وسیعی که زمانی نبرد بزرگی در آن روی داده بود.قبار تیره ای در آسمان حرکت میکرد و جلوی تابش خورشید را می گرفت.هنوز از تکاپو های پیش رو خبری نبود اما همواره باد های بی رحمی می وزید. هرنو با نگاه کردن به آسمان تیره نفس عمیقی کشید و گفت:می دانم بسیار دلگیر است اما بیایید نیمه ی پر لیوان را ببینیم.سکوت اینجا واقعا بی نظیر است.دلم می خواهد در این سرزمین های وسیع،بتازم و پرنده ها را شکار کنم! البته اگر پرنده ای باشد. دوباره نفس عمیقی کشید و با ورود هوایی آمیخته با خاکستر به ریه اش پشت سر هم سرفه کرد. گلاندو خندید و گفت:از هوا لذت می بری؟ هرنو صدایش را صاف کرد و گفت:لعنت به این گرد و خاک.حال آدم را به هم می زند.این خاکستر ها از کجا می آیند؟ گلاندو گفت:مدت ها پیش؛ زمانی که هیچ کس آن را به یاد نمی آورد در اینجا نبرد سختی بین نیرو های تاریکی و مردم آزاد درگرفت.چه شمشیر ها شکسته شد و چه خاکستر ها به هوا رفت.این گرد و قبار و خاکستر هایی که آسمان را فراگرفته اند نتیجه ی همان نبرد وحشتناک هستند. هرنو پرسید:نبرد چگونه خاتمه یافت؟ _ در این مورد زیاد نمی دانم.پدر بزرگم عاشق این روایت های تاریخی بود.اطلاعات کمی که از سرزیمن های ناشناخته دارم را مدیون او هستم! به نظر می رسد این نبرد،برنده ای نداشته.احتمالا هر دو سپاه در نبردی سهمناک کشته شده اند واجسادشان تاکنون جزئی از خاک شده است. کوین یک لحظه احساس سرگیجه کرد و پلک هایش سنگین شد«نمی دانم چرا انقدر خوابم می آید! تاحدی که می خواهم به زمین بیفتم.» لحظه ای بعد،گلاندو و هرنو نیز احساس تنگی نفس کردند و گلاندو گفت:ارو به ما رحم کند! گاز های موجود در هوا سمی اند! صورت های خود را بپوشانید و تا جایی که می شود خود را بیدار نگه دارید. همه بینی و دهان خود را با پارچه ای پوشاندند.هرنو گفت:بهتر نیست به سرعت بتازیم و این سرزمین لعنتی را پشت سر بگذاریم؟ _ نه.در آن صورت نفس کم می آوریم.بعضی از قسمت های خاک هم نرم و باتلاقی است.امید وار باشید زیرا این وضعیت پایدار نمی ماند.تا جایی که می دانم این یک توده هوایی متحرک می باشد که در دامنه ی کوه های سفید متوقف می شود.به همین خاطر است که بعضی مواقع برف های کوهستان تیره به نظر می رسند! خواب مرگ آوری در پلک های همه رخنه کرده بود تا اینکه گلاندو به یاد نقشه های قدیمی افتاد.یکی از نقشه ها را از جیب خود بیرون کشید و با چشم هایی که انگار افسون شده بودند به آن نگاه کرد. با نگاهی پر تکاپو و دلهره آور بر روی نقشه به دنبال واژه ی داگورلد می گشت.نفسی کشید و احساس سرگیجه کرد.رخنه ی گاز های سمی تا حدی رسید که نقشه ها را تار می دید و نوع خط آن ها را به درستی تشخیص نمی داد.اما تلاش خود را کرد و بر حسب اتفاق،جمله ای را بر روی نقشه ی پیچیده ی داگورلد دید که با دست خط آندین نوشته شده بود.«تنها آب می تواند جسم را از هجوم خاکستر های مرگبار این سرزمین حفظ کند» گلاندو مدتی به این نوشته خیره شد و سپس مشک آب را در دست گرفت.آب گوارایی که از چشمه ی ایتلین جنوبی گرفته شده بود را نوشید و به صورت خود زد.به راستی احساس کرد دوبازه زنده شده است.باقی آب را بر روی صورت هرنو و کوین ریخت و آنها نیز تا حدودی هشیار شدند.گلاندو توان صحبت کردن نداشت اما با اشاره به مشک های آب منظور خود را فهماند. امیدی در این برهوت سیاه وجود نداشت.در سمت شرق،کوه های خاکستر مغلوب و مغرور سر به فلک کشیده بودند و در غرب،بیابانی بی انتها پر از خاک های تیره و هوای مسموم دیده می شد. کوین با چهره ای رنگ پریده کمی از ذخیره ی آب خود را نوشید و در لحظه ی افتادن از روی اسب،هرنو شانه اش را گرفت و خود بر روی اسب به خواب رفت.مدتی با توهمات و نفس های سخت سپری شد تا اینکه تودۀ هوایی مسیر خود را با باد های شرقی تغییر داد و عبور کرد. باور نکردنی بود.زیرا بدون اینکه متوجه شوند داگورلد را پشت سر گذاشته بودند. حال تماشای خورشید و تنفس در هوای آزاد،لذت بخش تر از هر لحظه بود.عبور از داگورلد و این نسیم دلنواز شرقی یک معنا بیشتر نداشت.گلاندو از اسب پیاده شد و با دیدن ستاره های سفیدی که در آسمان غروب(!) می درخشیدند و گاو میش هایی که در علفزار های اطراف می دویدند گفت:بالاخره به «رون» رسیدیم! باد شرقی مو های او را تکان داد و ورود همه را خوشامد گفت.
  32. 3 امتیاز
    ١- ارباب حلقه ها: ديگه دليلاشو دوستان گفتن:) ٢- تروا: موسيقي متن بي نظير و فيلمنامه قوي و جزئيات لوكيشن هاي قوي ٣- هابيت: هرچند به نظر خيليا جاي اين سه گانه تو اين ليست نيست ولي به خاطر موسيقي متن و جزئيات لوكيشن ها من رتبه ي سوم رو بهش اختصاص ميدم ٤- شاه آرتور(٢٠٠٤): البته يك بار ديگه بايد ببينمش ... موسيقي متنش اصلا يادم نيس ٥-جيسون و آرگونات ها: سايه اي از فيلم تروا با همان دلايل پ.ن: دوستان يه حرفي تو گلوم گير كرده نمي تونم نگم ... يعني حيف كه بازي تاج و تخت سرياله ... حيف كه سرياله ... وگرنه از نظر اقتباسي و وفاداري به كتاب كه مياد بالاي همه { حتي لوتر} ... توي جزئيات لوكيشن ها هم بي نظيره ... طراحي لباس و قلعه ها و سلاح ها و موسيقي متن با حال و هواي قرون وسطايي ... پ.پ.ن: بيوولف هم نديدم. انشا... اگه پيدا كردم شايد در ليست تجديد نظر كنم.
  33. 3 امتیاز
    تو پست دوم از این تایپیک تقریبا میشه فهمید سائورون از کی جسم پیدا کرد: #2
  34. 3 امتیاز
    هری پاتر: انگلیسی رابرت زمه کیس: آمریکائی شهر اشباح : ژاپنی هزار توی پن: مکزیکی سه گانه ارباب حلقه ها: انگلیسی ملیت نویسندگان به ترتیب بالاست. ظاهراً ادبیات انگلیسی در قرن اخیر خوش درخشیده است.
  35. 3 امتیاز
    خب مردم کار و زندگی دارن، شاید نتونن پست بدن :D مشکل کانکشن من هنوز پابرجا هست اما بازیم رو با لبران انجام داده بودم قبل از تاریخش که توی فایل ریپلی هم مشخص هست و هر دوبازی رو من برنده شدم، بازی اول بازی دردناکی بود، آنگمار آنچنان در هم شکست که براش ناراحت شدم و بازی دوم گابلین نیرومند با هر قدرتی که داشت نتونست به ارتش آهنین ایزنگارد نزدیک بشه و با وجود داشتن مپ کنترل، از صحنه ی گدار ایزن محو شد... ROTWK - Thingol (Dwarves) & LeBron.J (Angmar) - 1 - Winner Thingol.zip ROTWK - Thingol (Isengard) & LeBron.J (Goblin) - 2 - Winner Thingol.zip در مورد بازیم با تور هم یه تصحیح وجود داره که بازی دوم و سوم رو من باختم (بازی سوم رو دی سی شدم و خودم موافقم که باختم البته به دلایلی) و این ریپلی بازی اول هست که ارتش آنگمار در برابر چشم سرخ به پیروزی رسید: ROTWK - Thingol (Angmar) & Tuor (Mordor) - 1 - Winner Thingol.zip بازیم با شروین هم یکیش انجام شد که اولیش رو باختم و دومیش رو قرار بود امروز بازی کنم که متاسفانه تا چند دقیقه پیش دسترسی به نت نداشتم و حالا هرچی مسئولین تصمیم بگیرن :D
  36. 3 امتیاز
    با درود منم با دوستانی که گفتن دلتورا با آردا قابل مقایسه نیست موافقم بیشتر از این جنبه که مخاطبشون فرق داره، گروه سنی دلتورا پایین تره و داستانش کمتر پیچیدگی داره ، هر داستانی برا مخاطب خاص خودش نوشته میشه ، کسی که اول کتاب های تالکین رو خونده خیلی احتمالش کمه که از دلتورا خوشش بیاد اما حالت عکسش خیلی احتمالش بیشتره، یعنی ممکنه کسی با خوندن کتاب های ساده تر ( و بچه گانه تری ) مثل دلتورا و سه گانه میراث به دنیای فاتزی جذب بشه و بعدش از کتاب های عمیق تری مثل کتاب های تالکین لذت ببره. یه چیز دیگه هم در مورد دلتورا یادم اومد این بود که خیلی کم ذهن رو درگیر میکنه و بعد از یه بار خوندن آدم کتاب رو میبوسه میذاره کنار و مثل لوتر نیست که بعد از خوندن کتاب تازه خواننده رو در مورد شخصیت ها و کتابش کنجکاو کنه. البته اینم بگم که معماهایی که توی کتاب طرح شده خیلی جالبن و خیلی از فصل هاش حال و هوایی مثل فصل معما در تاریکی هابیت دارن. من اون موقع که کتاب رو میخوندم خیلی وقت ها معماهای اون رو از دوستام میپرسیدم و یه جور سرگرمی شده بود برام.
  37. 3 امتیاز
    سلام و وقت بخير علاقه من به فيلم هاي ارباب حلقه ها و هابيت و سريال بازي تاج و تخت ها من رو به اين سايت كشوند و اين اولين پست من در اين انجمن هست و با مطالبي كه در صفحه درباره ما سايت خوندم علاقه مند شدم كه كتاب هاي استاد تالكين رو تهيه و مطالعه كنم اميدوارم با حضورم بتونم كمكي در آينده انجمن كرده باشم خداوندگار پاكي/راستي/نيستي/ردا نگهدارتان
  38. 3 امتیاز
    شما دقیقاً بفرمایید چه نسخه‌ای یا چه کیفیتی و با چه حجمی می‌خواهید تا من یا دیگر دوستان در صورت توان لینک رو قرار بدیم. HD یا High Definition به نسخه‌های با کیفیت بالای 720p, 1080p یا 1080i گفته میشه. بلوری یا Blu-Ray همون طوری که از اسمش پیداست مربوط به نسخه‌هایی است که از روی دیسک‌های بلوری فیلم‌ها برداشته (و ریپ) میشه. نسخه‌های سینمایی و اکستندد هم اصلاً هیچ ارتباطی به کیفیت ندارند و مربوط به کات‌های مختلفی میشن که توسط کارگردان تهیه میشه. نسخه‌ی سینمایی اون نسخه‌ای هست که با شروع اکران توی سینما برای عموم پخش میشه؛ اما نسخه‌ی اکستندد نسخه‌ایه که بعد از مدتی که اکران فیلم تموم شد روی دیسک یا به صورت دیجیتال عرضه میشه، این نسخه دارای صحنه‌های اضافه‌ای است که توی نسخه‌ی سینمایی وجود ندارند.
  39. 3 امتیاز
    ما از اول هدفمون این بوده که یه سایت مختص تالکین و ادبیات گمانه زن داشته باشیم و تا هر زمان هم که فکر کنیم کشش داشته باشه ادامه میدیم. از نظر ما هنوز جا برای کار هست و میشه تا چند سال دیگه هم محتوای خوب تولید کرد. اگر هم روزی به این نتیجه برسیم که دیگه حرفی برای گفتن نیست خب همه چی تموم میشه و به نظرمون این بهتر از اینه که رسالت سایت عوض بشه. بالاخره هر آغازی یک پایانی خواهد داشت. اما هنوز خیلی از اون پایان دور هستیم.
  40. 3 امتیاز
    گیلدور به فرودو: توصیه هدیه خطرناکی است، حتی از فردی عاقل به فردی عاقل، ممکن است همه چیز غلط از آب دربیاید.
  41. 3 امتیاز
    این کرمهای پرحاشیه‌ی نبرد پنج سپاه تو فرهنگنامه‌ی خودمون مدخل داشتن و ما بی خبر بودیم: کرم‌تنان (ساکنان اسرارآمیز آخرین بیابان) ***مثل اینکه پیترجکسون اشاره ی استاد تالکین در فصل مهمانی غیرمنتظره رو بیش از حد جدی گرفته: وقتی قراره دورفها پیشنهادشونو به بیلبو ارائه بدن، بیلبو جمله ای میگه که به نظر میاد بیشتر ضرب‌المثل باشه، اکثر ما این جمله رو با این ترجمه خوندیم: "....بگویید میخواهید چه کار کنید،آن وقت من هم سعی خودم را میکنم، حتی اگر قرار باشد از اینجا تا شرق مشرق بروم و با اژدها جماعت در آخر بیابان بجنگم،حتما این کار را میکنم..." اما جمله‌ی اصلی اینه: "Tell me what you want done, and I will try it, if I have to walk from here to the East of East and fight the wild Were-worms in the Last Desert." که با توجه به فرهنگ هابیتها میتونه صرفا یه موجود افسانه ای برای اونها باشه،اما خب، پیتر جکسون از چنین موجودی طرف نظر نمیکنه! (به ترجمه ی worm به اژدها هم چندان نمیشه خرده گرفت) ***جالبه که از قدیم گزارش میشد که کرمهای بزرگی(شکل زیر) در صحرای گبی مغولستان وجود دارند که هیچوقت وجودشون اثبات نشد. Mongolian death worm استاد تالکین از همین کرمها ایده ی اولیه رو گرفته بود.در نسخه‌ی اولیه ی هابیت جمله ای که بیلبو میگفت این بود:"... تا صحرای بزرگ گبی بروم و با کرمهای وحشی چینی بجنگم..." "Great Desert of Gobi and fight the Wild Wire worms of the Chinese" در ویرایش های بعدی به این عبارت تغییر کرد: " به آخرین بیابان مشرق زمین بروم و با کرمهای وحشی چینی بجنگم..." "the last desert in the East and fight the Wild Wireworms of the Chinese" تا اینکه در نسخه نهایی برای قطع هرگونه ارتباط داستان با دنیای خارج،عبارت به شکل امروزی در اومد. ***نکته ی جالب دیگه در مورد این کرمها شباهتشون با کرمهاییه که پیتر جکسون در کینگ کونگ خلق کرده بود، همون کرمهایی که اندی سرکیس رو در کینگ کونگ خوردند! Were-worms in lotr-wikia Were-worms in tolkien gateway
  42. 2 امتیاز
    با سلام خدمت تمامی کاربران انجمن آردا ، سایت پاکت گیمز قصد دارد هر ماه مسابقاتی را تشکلیل دهد به عنوان مسابقات بازی های استراتژیک ، که همونجور که که اطلاع دارید ارباب حلقه ها هم بازی استراتژیکه و پاکت گیمز ثبت نام در این مسابقات رو آغاز کرده . تا الان لیگ بازی جنرال که این بازی هم تو این مسابقات هست در کمتر از 1 روز تکمیل شده ، اما هنوز بازی ارباب حلقه ها نه و این نشان از کم طرفدار بودن این بازی می کند ، در حالی که این طور نیست . به همین دلیل با اجازه ادمین سایت این تاپیک رو زدم تا اطلاع بدم سریع به این لینک زیر مراجعه کرده و ثبت نام کنید ، اونطور که از اطلاعات مسابقات لو رفته قراره مسابقات در 4 گروه برگذار بشه که یعنی هنوز شانس شرکت دارید . جوایز این مسابقات هم نفر اول میتونه یک بازی به دلخواه از فروشگاه انتخاب کنه برای ثبت نام و آگاهی از شرایط به این سایت مراجعه کنید : ثبت نام در مسابقات بازی های استراتژیک
  43. 2 امتیاز
    اوووهههههوووووم! مثل اینکه قراره یه فانتزی پرست دورگه اینجا نظر بده...:-D خب زیاد سرتونو درد نمیارم وارد مباحث فنی فلسفی نمیشم چون تمومی نداره! احتمالا انتخاب اول اکثرمون مشترکه وگرنه اینجا نبودیم!!! 1-ارباب حلقه ها و هابیت-سفر غیر منتظره 2-هری پاترها به ویژه زندانی آزکابان 3-چارلی و کارخانه ی شکلات 4-بنجامین باتن 5-دزدان دریایی کاراییب-صندوقچه ی مرد مرده سین سیتی و کنستانتین رو هم میتونم در زمره ی این نوع از فانتزی ها قرار بدم؟ البته انتخاب سخته واقعا بین این همه کار خوب بین انواع مختلف فانتزی مثل فانتزی ادونچر مثل ایندیانا جونز ها... یا فانتزی اکشن مثل ایکس من ها، ترانسفورمرزها، بت من های نولان، گاردین آف گلکسی... فانتزی علمی مثل اینتراستلار، اینسپشن، توتال ریکال، اج آف تومارو... یا انیمیشن های این خانواده... سریال ها رو هم کلا از قلم انداختم تازه! البته من ادوارد دست قیچی و جادوگر اوز رو هم خیلی دوست دارم اما به خاطر سال ساختشون در این لیست جا ندارند، نارنیا رو هم عاشق داستانشم اما فیلمشو نمیپسندم مثل آلیس... :| ...^_^...
  44. 2 امتیاز
    با عرض اجازت با تشکر از تاپیک خوبتان. من باید بگویم انتخاب سخت است. چون اکثر فیلم هایی که ما می بینیم همه فانتزی نیستند و بعضی ها را هم (مانند دزدان دریایی کارائیب) می توان هم فانتزی خواند و هم ادونچر. یا مثلا استار وارز( جنگ های ستاره ای) و استار ترک را هم باید در ژانر اپرای فضای حساب کنیم.و حتی خیلی کار درستی نیست که فیلم های ابر قهرمانی را جزو فانتزی حساب کنیم آن ها آن قدر زیاد شده اند که می توان اصلا آن ها را یک ژانر محسوب کرد.( اگر فیلم های ابر قهرمانی فانتزی حساب می شد که فیلم های بتمن نولن از همه ی فیلم ها سر بود) این گنگی ژانر باعث سخت تر شدن انتخاب می شود. حال من هم به نوبه خود لیستی را می نویسم: 1- ارباب حلقه ها ساخته پیتر جکسون.(دیگر خودتان می دانید چیست. من لاز م نیست توضیح بدهم) 2- اینسپشن(تلقین یا سرآغاز) ساخته نولن(البته اگر در این ژانر محسوب شود) 3-دزدان دریایی کارائیب. البته سه قسمت اولش که وربینسکی ساخته بود. 4- نارنیا(البته دو فیلم اولش بهتر بودند) 5- آلیس در سرزمین عجایب. ساخته برتون. این هم خوب بود شاید بگویم از هابیت 2 بسیار بهتر بود. البته ظاهرا دنباله اش هم دارد ساخته می شود باید دید که چه می شود. فیلم های دیگر هم مثل هابیت ها یا هری پاتر بود یا مثلا آواتار که آن ها به خاطر این که ژانرشان معلوم نبود یا خوب نبودند نگذاشتم. ما که در این زمینه سواد درست و حسابی ندارم اما اگر یکی از دوستان لطف کند و اینجا یک پستی بزند و بگوید که ژانر فانتزی مشمول چه فیلم هایی می شود و البته با مثال خودش اینجا کارگاه یادگیری سینما می شود. باتشکر....
  45. 2 امتیاز
    خواهش میکنم در مورد دزدان دریایی منظورم مجموعه سه قسمت اول بود. آره، پیشنهاد میکنم حتما ببینیش. کار خیلی خوبیه.
  46. 2 امتیاز
    ممنون مهدی جان راستی در مورد دزدان دریایی منظورت کل مجموعس یا قسمت خاصیشو در نظر داری؟ چون به نظرم اگه نفرین مروارید سیاه یا اونو به همراه صندوقچه مرد مرده جدا کنیم ،بله واقعا درخشان اند ولی قسمت سوم کار رو به نظرم خراب کرد ای وای بر من:دی درسته از بن استیلر کار خوب تندر استوایی رو دیدم ،ولی با اینکه رازهای زندگی والتر میتی رو در آرشیوم داشتم زیاد جدی نگرفتمش و نرفتم سراغش:دی با این انتخابت لازمه دست به کارشم ممنونم از مهدی بابت نکته ای که گفتن البته بعضی از فانتزی ها مثل مثلا از بزرگ و قدرتمند خودش بازسازی و اقتباسه و اگه دوستان به فیلم های کلاسیک یا قبل از سال 2000 اشاره کنند و توضیح بدن اشکالی نداره.از الندیل و ام عزیز هم ممنون از نکاتی که گفتن ولی اون انتخاب نهایی رو بی زحمت دوستان از فیلم های سالهای 2000 به بعد بگن
  47. 2 امتیاز
    مرسیا... L-) و همچنین به Bain ولی خب حالا چرا حمله نکردن؟؟؟
  48. 2 امتیاز
    من هنوز سر مرحله قبلی دارم غصه میخورم :)) خب قسمت اولش که خیلی تابلو بود:دی این قسمت مال فیلم دو برجه. دیالوگ ها بین سارومان و گریما مارزبان رد و بدل میشه(یهو دیدی مونت اومد گفت نه دیالوگ ها بین گریما و سارومان رد و بدل میشه :| پس میگم که اول گریما حرف میزنه) دارن در مورد استحکامات هلمز دیپ حرف میزنن که چطور فتحش کنن.همون جایی که گریما داره در مورد نقطه ضعف هلمزدیپ میگه و میگه که اگر از دیوار هم عبور کنیم به تعداد زیادی نیاز داریم و این تعداد رو نداریم که بعد از دیدن ارتش بیچاره ضایع میشه :| و دیالوگ ها از این قرارند: گریما:هلمز دیپ یک نقطه ضعف داره،دیوار بیرونیش از سنگه ولی درپایش سوراخی برای فاضلاب وجود داره چطور...آتش چطور میتونه سنگو نابود کنه؟...چه وسیله ای میتونه یه دیوارو خراب کنه؟ سارومان:همم...اگر از دیوار عبور کنیم هلمز دیپ سقوط خواهد کرد... گریما:حتی اگر از دیوار عبور کنیم برای فتح قلعه به هزاران نفر احتیاج خواهیم داشت! سارومان:ده ها هزار نفر... گریما:ولی سرورم چنین ارتشی نداریم! این صحنه از02:05:26 فیلم شروع میشه تا 02:06:07:| :| از قدیم گفتن کار از محکمم کاری عیب نمیکنه :))آخه مونتــه دیگه یهو دیدی گفت صحنه مال بازگشت شاه بوده:دی و اما قسمت دوم که فک کنم ابتدای انیمیشن باشه(مونت خودت گفتی فقط بایدهرچی میشنوم رو بنویسم نیازی به توضیح صحنه نیست... :)) ) و اما چیزی که من شنیدم(تضمین نمیکنم که مونت هم همینو شنیده باشه :)) ): سال ها پیش در اوایل قرن دوم آهنگر های بزرگ الوینگ(نمیدونم شاید منظورش الف ها باشه :|)به ساختن حلقه های قدرت پرداختند...9حلقه برای مردان مبارز،7حلقه برای فرمانروایی جن ها و 3حلقه برای پادشاهان...ولی پس از آن پادشاه تاریکی ساختن حلقه را یاد گرفت و حلقه اصلی را ساخت...حلقه ای که بر دیگر حلقه ها حکمفرمایی میکرد. با این حلقه کره خاکی متعلق به او خواهد بود و او هرگز مغلوب کسی نخواهد شد.وبدین ترتیب آخرین گروه الوینگ ها تحت تسلط او قرار گرفتند ولی او متوجه یکی از قدرت های اطراف خود نشد...نام این قدرت پرنس اسیلدور بود(ایسیلدور،ولی میگه اسیلدور :|).او از پادشاهان پر قدرت در آب های اقیانوس بود و سرانجام مالک حلقه شد .او حلقه را پیش خود نگه داشت.روح پادشاه تاریکی دوباره زندگی را آغاز کرد و تولدی دوباره گرفت ولی حلقه هم اراده خاص خودش را داشت.او از دستی به دست دیگر می غلتید به امید اینکه به صاحب اصلی خود برگردد ولی سر انجام حلقه در انتهای رودخانه بزرگ آندوواین(!) افتاد.در طول چندین سال پادشاه تاریکی 9 حلقه ای را که برای مردان مبارز ساخته شده بود، به دست آورد و صاحبان آن ها را تبدیل به ارواح کرد،سایه های وحشت ناک. پ.ن:من اینی که جیغ میزد رو خودم میکشم :| پ.ن2:من ماندم تنهای تنها... :)) تئودن(وب سابق)شاید من الان بتونم درکت کنم: =))
  49. 2 امتیاز
    انتشار پادکست شماره 54 - غروب میت لوند مشتمل بر: اخبار دنیا و سینمای تالکین خبر ویژه: انتشار کتاب دیگری از تالکین! اخبار جدید ترین و داغ ترین بحث ها و تاپیک های فروم مقاله ی چرا فانتزی میخوانیم؟ یا در باب داستان پریان گزارش اختصاصی از بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران سهمی برای یک دوست | مصاحبه با کاربر bard سوگ نامه: در سوگ سِر کریستوفر لی و آنچه از پادکست گذشت صحبت های عوامل پادکست آردا پشت صحنه پادکست ضمن تبریک به مناسبت فرارسیدن عید فطر، و پوزش به سبب تاخیر نسبتا زیادی در انتشار این شماره، از همه دوستان دعوت میکنم به این شماره خاطره انگیز و پرمحتوا و خاص از پادکست آردا گوش کنید. شماره 54ام پادکست آردا با دو کیفیت در این صفحه برای شما قرار داره. با تشکر از تمام کاربران آردا و شنوندگان فهیم پادکست @};-
  50. 2 امتیاز
    نسخه‌ی PDF: Hobbit (1st Edition Riddles in the Dark), The - J. R. R. Tolkien.pdf
This leaderboard is set to تهران/GMT+03:30
×
×
  • جدید...