Lady Eowyn

اسطوره, افسانه, داستان و ....

7 پست در این موضوع قرار دارد

در ادامه صحبت های بانو 

در اساطیراقوام  مختلف جهان  همواره دوره زمانی زندگی انسان ها رو به دوران های طلایی نقره ای و برنزی و آهن تقسیم می کنند.برای مثال در اساطیر ایرانی به شکل جدید(شاهنامه وداستان های موازی ) دوران حکومت جمشید پیشدادی رو دوران طلایی زندگی انسان ایرانی بر می شمرند.دورانی که نه غم بود نه بیماری ونه مرگ اما با حمله ضحاک از دشت نیزه وران به ایران این دوران به پایان رسید وروزگار سیاهی وتباهی بر آمده از این اهریمن(ضحاک) تمامی این خوشیها به پایان خودش می رسه.در اساطیر یونان هم این موضوعات کم وبیش وجود داره.

به نظر من دنیای تالکین هم یک نوع دنیای اساطیری حساب میشه.با این تفاوت که این اساطیر مربوط به سنت های جاری نیست وتوسط یک شخص وبه صورت آگاهانه آفریده شده.در دنیای تالکین هم دوران طلایی انسان دوران دوم سرزمین میانه ودوران تمدن نومه نور بود.دورانی که انسان هابه راحتی می تونستند به سرزمین های قدسی آمان رفت و آمد داشته باشند وطول عمر انسان ها هم زیاد بود.اما با سقوط نومه نور وحمله آرفارازون ین دوران به پایان میرسه.

8

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

من فکر میکنم یکی از دلایلی که باعث شده بخش های اساسی اساطیر تمدن های مختلف با هم شباهت های بی نظیری داشته باشن، به خاطر نیاز های فکری انسان و شباهت های سایکالوجیک هست. مثلا یه چیزی که تقریبا مسیر کلی خیلی از اسطوره ها رو تعیین میکنه، شروع از آفرینش هست و تمام شدن با آخر الزمان. این شاید به خاطر درک انسان ها از زمان باشه که به این شکل گذشته و آینده رو با اهمیت میدونن و دوست دارن در موردش فکر کنن. به خاطر همین اهمیت خاصی برای شروع و پایان اتفاقات در نظر میگیرن. یه مورد دیگه هم اینکه طبیعت همیشه انسان رو متحیر میکنه و حتی الان در دوران مدرن با اینکه ما تقریبا دلیل علمی و واقعی اتفاقات طبیعی رو میدونیم، هنوز هم حس متفاوتی به طبیعتی که میبینیم داریم. که شاید دلیلش میتونه این باشه که وقتی نسبت خودمون و تاثیرات اعمالمون - حتی به عنوان یه جامعه، نه فرد - رو با اتفاقاتی که در حد زمین یا حتی کیهان قیاس میکنیم، از کوچکی خودمون به وجد یا شاید هراس میفتیم و برای دونستن دلیل اونها به شدت کنجکاو میشیم و اگه علم ما در حدی نباشه که توضیحی منطقی و حقیقی براش پیدا کنیم، دست به دامن تصورات و تخیل بی انتهای انسانی میشیم و با کمک گرفتن از دانسته های قبلی، داستان هایی در مورد چیزایی که نمیدونیم میگیم که ممکنه واقعا ارزش زیبایی شناختی داشته باشن. و مجموع این تخیلات چیزی هست که به نظر من اسطوره رو شکل میده.

7

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

دوستان از اونجا که من یک تاریخ پژوه هستم دوست دارم بدونم رفرنس هاتون به کدام کتاب هاست؟

0

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
در در 11/17/2016 at 11:26 PM، alirezatheking گفته است :

دوستان از اونجا که من یک تاریخ پژوه هستم دوست دارم بدونم رفرنس هاتون به کدام کتاب هاست؟

من قسمتی از تعاریف و نقل قولها رو از مقاله ای در مجله رشد ادب فارسی نقل کردم به اسم چیستی اسطوره و مطالبی که خودم جمع بندی کردم مقداری بر می گرده به مقدمه کتاب تاریخ علم اثر پیتر دی یر و مقداری هم به کتاب جهان اسطوره های ( جلد اول ) که مجموعه ای نویسنده داره و مترجمش عباس مخبر هست.

اون دسته بندی سه قسمتی تاریخ هم در کتابهای جامعه شناسی زیاد اومده من جمله در فصل اول جامعه شناسی گیدنز اما من تقریبا به طور مستقیم ( با کمی توضیحات اضافه) از دکتر امیر نیک پی نقل کردم( استاد  دانشگاه شهید بهشتی)  در میز گردی با دکتر جهانبیگلو و .... با عنوان روشنفکران ایرانی و هویت.

 

کلا قصد داشتم منابع و رفرنسها رو در متن بیارم اما با توجه به فضای فروم و بحثهای آزادی که میشه ترجیح دادم که بحثها به صورت جمع بندی مطرح بشه تا اینکه مستقیما از جایی نقل قول بیاد. سایر دوستان هم احتمالا نظراتشون از مجموعه متونی بوده که خوندن.

9

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

با سلام خدمت اساتيد 

واقعا تاپيك جالبي هست و جاي دوستاني مثل تضاد و ساير اساتيد واقعا خاليه و از طرف ديگه از ليدي تشكر مي كنم بابت اين تاپيكش و نمي دونم چرا ادامه نمي ده تاپيك رو 

خيلي وقته اسطوره نخوندم و كلا به نوعي مي شه گفت گذاشتمش كنار اما خب تا حدودي اين ذهن پير ياري مي ده :) ، در مورد اسطوره يا همون myth تا اونجايي ك حضور ذهن دارم جداي از اين ك اين كلمه چگونه شكل گرفته براي تاريخ شكل گيري اين كلمه معمولا تو كتاب هاي اسطوره شناسي اشاره شده بهش اما كتاب افرينش و مرگ در اساطير ترجمه رضا رضايي اگر اشتباه نكرده باشم انتشارات اساطير جالبه  ، و اما در مورد اين ك كاربرد و تفسير كلمه چ جوري باشه اختلاف نظرهاي زيادي هستد و هر شخصي ك تو علوم انساني در هر حيطه اي از اون كار مي كنه به سبب نيازش اسطوره رو تعريف مي كنه و تا جايي ك من اطلاع دارم تعريف دقيقي از اسطوره نيست براي مثال شريعتي اسطوره رو از ديد جامعه شناسي اشاراتي بهش كرده و يا يونگ از ديد روانشناسي يا ساير اشاخص نظير الياده ، فريزر و ... ك تا حدودي از اين نظرات تو يه كتابي از انتشارات هرمس بود ك الان يادم نمياد اسمش :دي

و اما :

در در September 6, 2016 at 10:23 PM، Lady Eowyn گفته است :

از دید تاریخی و جامعه شناسی اگر به موضوع نگاه کنیم اینطور می تونیم موضوع رو مطرح کنیم که کلا جوامع رو در طول تاریخ بر اساس ویژگیهای که دانش تو اون جوامع داره  به سه گروه تقسیم می کنند:

- جوامع ابتدایی یا آرکائیک: در این جوامع اساسا دانش اساطیری است و حاملان دانش جادوگران هستند و کسانی که امکان تفسیر اسطوره هارو دارند.

- جوامع الهیاتی که در این جوامع دانش علاوه بر اساطیری و جادویی الهیاتی و دینی هم هست و حاملین اصلی دانش روحانیون هستند.

- نوع  سوم هم جوامع مدرن هستند که از اساطیر و دین فاصله گرفته و حامل دانش دیگه جادوگران و روحانیون نیستند بلکه دانشمندان و صنعتگران و متخصصان علوم تجربی و محض حاملان دانش هستند.

يه نقل و قول بيارم همين جا ك شايد يه بحث خوب رو شروع كنم ، من با اين تقسيم بندي ك جوامع رو بر اساس مقايسه ي بين دانش و علم (  حالا علم به معناي امروزي ) و اسطوره و به نوعي موازي سازي اين دو تقسيم بندي كنيم مخالف هستم ، براي مثال جوامع مدرن امروزي هم ك اگ بيايم با علم بگيم مدرن هستند اما باز درگير اسطوره هستند و مي خوام اين و بگم هر چ قدر هم علم پيشرفت كنه باز ما انسان ها در گير اسطوره ها هستيم و انگار جز جدا نشدني جامعه بشريت هستند و به نظر من يك جامعه مدرن از هر لحاظ علمي مي تونه يك جامعه ابتدايي يا آركائيك باشه 

 

در در November 17, 2016 at 11:26 PM، alirezatheking گفته است :

دوستان از اونجا که من یک تاریخ پژوه هستم دوست دارم بدونم رفرنس هاتون به کدام کتاب هاست؟

در مورد منابع خب ، منابع زيادي هست اما بهترين منابع كتاب هاي جيمز فريزر يا همون شاخه زرينه ك تك جلديش ترجمه شده اما در اصل فكر كنم ١٢ جلده و كتاب هاي ميرچا الياده ك واقعا كتاب هاي جالبي داره مخصوصا رساله اي در تاريخ اديانش با ترجمه جلال ستاري و ساير كتاب ديگه مثل دوره ي اساطير جهان با ترجمه باجلان فرخي انتشارات اساطير ، كلا انتشارات اساطير كتاب هاي جالبي داره 

 

پ.ن :

فكر كنم زياد حرف زدم و كلا تاپيك جاي بحث داره و بقيه حرف ها رو مي زارم براي بحث و خوشحال مي شم يه چندتا پست با دوستان داشته باشم :) 

4

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

برای ارسال نظر یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید نظر ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در انجمن ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری