افسانه های ناتمام و رضا علیزاده

تعداد پست‌ها: 236

سلام دوستان

در دیداری که به همراه آرون و جمعی از اعضای قدیم سایت در جمعه گذشته با رضا علیزاده-مترجم کتب تالکین در ایران- داشتیم،ایشون خبر از ناتمام گذاشتن ترجمه افسانه های ناتمام دادن.به گفته ایشون،دلیل این امر همان "ناتمام "بودن داستان هاست و البته پایان های باز این افسانه ها.

اما خبر خوب اینه که: به من اجازه دادن که ترجمه هایی که تا کنون انجام شده رو به صورت رایگان در سایت قرار بدم.قراره که ترجمه ها ،بعد از اصلاح و ویرایش توسط خود ایشون برای من ارسال بشه تا بتونیم از با قرار دادنش در سایت ،استفاده ببریم.

به علاوه ایشون دست ما رو برای ترجمه ادامه داستان ها باز گذاشته اند.دوستانی که تمایل به این موضوع دارن و البته از سطح بالایی در زبان انگلیسی برخوردار هستن با من در صورت تمایل؛مکاتبه کنند.

در پایان سلام مخصوص ایشون رو به همه اعضای سایت میرسونم

با تشکر

ای بابا من که کلی دلمو صابون زده بودم واسه این کتاب. حیف شد ولی بازم از هیچی بهتره. حالا تا کی قراره تو سایت بذاری؟

سلام ما رو هم به ایشون برسون

همچنان در انتظار...

والا قراره خودش برام ميل كنه!زمان دقيق نداد.گفت ويرايش ميكنه،برام ميفرسته.

اتفاقا سلام همگي رو رسوندم

چه خوب!

از دو جهت : رایگان و سریع به دستمون میرسه :D و این که ممکنه برن سراق 12 جلدی تاریخ سرزمین میانه ! :D

پس با این حساب یعنی کتاب افسانه های ناتمام هیچ جذابیتی نداره که اقای علیزاده ترجمشون نکردند,ولی حیف شد ای کاش نظر اقای علیزاده تغییر بکنه و ترجمه کتاب رو کامل کنند حداقل به خاطر برو بچه های این سایت زیبا.

واقعا چه قدر حیف! که این کتاب کامل ترجمه نمیشه

البته همین قدرش هم غنیمته!

به هر حال دست آقای علیزاده درد نکنه

اگه یه ترجمه دیگه بیاد بیرون سریع علیزاده ترجمه رو کامل می کنه و چاپ می کنه. :D

اقا بیایید همه بچه های سایت رو جمع کنیم و یه طوماری ,چیزی امضا کنیم تا اقای علیزاده ترجمه افسانه های ناتمام رو حداقل به خاطر اعضای سایت هم که شده ترجمه اش رو کامل کنند وانتشار بدند.

آقا زوری که نیست! نمیخواد ترجمه کنه. تا همینجا هم دستش درد نکنه اگه هرچه زودتر بدستمون برسه عالیه.

پس با این حال باید یه مترجم دیگه واسه این کتاب و سری تاریخ سرزمین میانه پیدا کنیم.

پس با این حال باید یه مترجم دیگه واسه این کتاب و سری تاریخ سرزمین میانه پیدا کنیم.

نمیخوایم

نمیشه

کسی نمیتونه :D

الوه لطف کن و بفرما که ما باید چی کار کنیم ؟من از طرفدار های ترجمه اقای علیزاده هستم .اما ندیدی مهدی چی گفت گفت زوری نیست که نمیخواد ترجمه کنه .ما طرفدار های تالکین تا ابد نمی تونیم که صبر کنیم.

مترجم استخدام کنیم !

$ چی میشه ؟

کسی که قراره این کتاب رو ترجمه کنه باید در مورد دنیای تالکین اطلاعات داشته باشه !

و کی بیشتر از بزرگای سایت اطلاعات داره ؟ :D

تالار های دایرون رو تولکاس واسه همین ساخته .... تا آردایی ها ترجمش کنن دیگه . :D

الوه لطف کن و بفرما که ما باید چی کار کنیم ؟من از طرفدار های ترجمه اقای علیزاده هستم .اما ندیدی مهدی چی گفت گفت زوری نیست که نمیخواد ترجمه کنه .ما طرفدار های تالکین تا ابد نمی تونیم که صبر کنیم.
؟؟؟

من نمیدونم

و میدونم ترجمه ناتمام مونده

تا ابد صبر نکن

برو یک نسخه ی انگلیسی دانلود کن بخون :D

مترجم استخدام کنیم !

$ چی میشه ؟

کسی که قراره این کتاب رو ترجمه کنه باید در مورد دنیای تالکین اطلاعات داشته باشه !

و کی بیشتر از بزرگای سایت اطلاعات داره ؟ :D

بزرگان سایت خیلی کمن

یکی مهدی و تورین تورامبار و تولکاس باقی موندن ( ازدوستایی که اسمشونو نبردم خیلی خیلی معذرت میخوام )

که فعلا دستشون به کار آلن لی بنده

بذار فعلا این کتاب آلن لی تموم بشه. اگه کیفیت کار قابل قبول بود و بچه ها پایه بودن میریم سراغ داستانهای ناتمام. علیزاده هم که اجازه ادامه دادن ترجمه رو داده. البته فکر کنم بیافته برای سال بعد چون من یکی که تا قبل کنکور ارشد دست بهش نمیزنم :D

الوه عزیز دل من ,می دونم نسخه انگلیسی وجود داره اما خوندن با ترجمه فارسی لذت دیگه ای داره وهمینطور اگه این کتاب ترجمه بشه کلکسیون کتاب های تالکین به زبان فارسی کاملتر میشه وهمه میتونند استفاده کنند .نمی دونم منظورم رو فهمیدی یا نه,من تنها به خاطر بچه های این سایت نمی گم که باید ترجمه بشه .نگاه من کمی وسیعتره.من یکی از هوادار های سرسخت اثار تالکین هستم وتوی هر جمع فرهنگی که می رم کتاب ها واثار واندیشه های تالکین رو تبلیغ می کنم سعی می کنم اشخاصی که به مطالعه این جور کتاب ها علاقه دارند رو شناسایی کنم واون ها رو با عقاید وکتاب های تالکین اشنا کنم .باورتون نمیشه که چند نفر پسر جوان 17 یا 18 ساله رو توی کتابخونه مرکزی شهرمون دیدم که دنبال کتاب های افسانه ای ازاین دست می گشتند ,من هم اون ها رو راهنمایی کردم وبا اثار تالکین اشناشون کردم تا قبل از اون اسم تالکین به گوششون هم نخورده بود واز اثار وکتاب های اون اطلاعی نداشتند . فکر میکنید نتیجه اش چی شد ؟ بعد از اینکه کتاب های سه گانه ارباب حلقه ها رو به اونها پیشنهاد کردم و اونها را با این سه گانه اشنا کردم.رفتند وکتاب ها رو از کتابخونه امانت گرفتند وخوندند, بعد از تقریبا دو ماه ونیم بازم اونها رو توی کتاب خونه دیدم که اومدند بهشون گفتم نظرتون درباره این کتاب ها چیه ؟باور نمی کنید کلی تشکر کردند از بنده حقیراز بابت معرفی این کتاب ها و گفتند که ما یه همچین کتابی رو می خواستیم پیدا کنیم.نظرشون هم درباره این داستان خیلی خوب بود .از حرفاشون می تونستم بفهمم که خیلی خوششون اومده .کلی از عظمت این داستان گفتند وتاکید می کردند که دنیای بزرگی توی این سه گانه به تصویر کشیده شده.من خودم ارشیو کامل کتاب های ترجمه شده تالکین به زبان فارسی رو دارم.یه بخش های کمی از نسخه انگلیسی افسانه های ناتمام رو هم خوندم .ولی اگر ترجمه بشه خیلی خوب میشه.باور نمی کنید کتابخانه ای که گفتم هیچ کدوم از کتاب های تالکین رو نداشت .من هم دست به کار شدم واز طریق طرح (کتاب من) کتاب های ترجمه شده تالکین مثل سه گانه ارباب حلقه ها ,هابیت ,سیلماریلیون,فرزندان هورین رو سفارش دادم واز طریق اون طرح کتاب ها ی تالکین هم توی کتابخونه ما موجود هستند .اگه تمام کتابخونه های شهرمون رو بگردین فکر نمی کنم بتونین پیداشون کنید ولی توی اون کتابخونه که من سفارش داده بودم همه شون هستند به جز اطلس سرزمین میانه.در واقع با این کار می خواستم یه کار فرهنگی هر چند کوچک درباره تالکین انجام داده باشم.وامکان استفاده ومطالعه این کتاب ها رو برای دیگران هم فراهم کرده باشم.با تشکر الندیل پادشاه انسان ها.

به مهدی :

افسانه های ناتمام رو بیخیال ، بیا قبل کنکور ارشد واسه تفنن هم که شده چند جلدی ، تاریخ سرزمین میانه رو بترجمیم :D

راستی هیچ اطلاعات کلی در مورد افسانه های ناتمام در دست نیست ؟ که بدونیم سرفصل هاش چیه ؟ خلاصه ای ، چکیده ای ، منشوری ، (( چه بهتر فارسیش)) ازش در دست هست؟

به الندیل :

به پاس این نیت خیر خواهانه خدا یک در دنیا و 100،25 در آخرت بهت نصیب کنه . :D

کاش یکی مثل شما دور و بر من بود ، دور و بریای منم همیشه کتاب بهم معرفی میکنن ، ولی چی ؟ کافکا و امثالهم! که من نه توانشو دارم نه علاقش رو !

با سلام خدمت دوست عزیز ارون ,افسانه های ناتمام نومه نور و سرزمین میانه همونطور که از اسمش پیداست مجموعه داستان های موازی با داستان های دیگر تالکین هست که در بقیه کتابهاش اومده.عمر تالکین بهش فرصت نداد تا سرانجام این داستان ها رو مشخص کنه وبرای همین به افسانه های ناتمام شهرت یافت.این کتاب در سال 1980میلادی زیر نظر کریستوفر تالکین به چاپ رسید.این کتاب در بردارنده یازده حدیث یا داستان در سه دوران هست وسه حدیث دیگر هم داره درباره ایستاری ,در باب پلانتیری ها,درو اداین. روش این کتاب به این شکل هست که داستان های مختلف را با توجه به زمان ودوران اتفاق افتادن اونها به چهار بخش تقسیم کرده بخش اول درباره دوران اول که دو داستان درش هست اول داستان تور و بازگشتش به گاندولین ودوم داستان نارن ای هین هورین ,بخش دوم درباره دوران دوم هست وچهار داستان درش هست داستان الداریون واریندیس,داستان الروس,تاریخ گالادریل وکلبورن ,توضیحات درباره جزیره نومه نور .بخش سوم هم پنج داستان از دوران سوم داره که شامل مصیبت دشت های گلادن,داستان ائورول ودوستی روهان و گوندور,درباره اره بور وتا اونجایی که یادم میاد همینطور توضیحات درباره سرزمین های فورد وایزن ویک داستان دیگر که دقیق یادم نیست وبلاخره بخش چهارم این کتاب هم سه حدیث درباره ایستاری ,پلانتیری و درو اداین. ارون منظورت از اون 1 در دنیا ونمی دونم 25در صد توی اخرت چیه ؟وممنونم از شما که کار مارو پسندیدید.با تشکر الندیل پادشاه انسان ها.

ممنون الندیل به شدت به این کتاب علاقه مند شدم ، مخصوصا به خاطر (تاریخ گالادریل وکلبورن ) !

منظورم از (( صد ممیز بیست و پنج در آخرت)) این بود که آرزوی بیش از آنچه بقیه در حق هم میکنن برات کرده باشم ، آخه میدونی که مرسومه بگن (( صد در آخرت )) .

به تولکاس :

امکانش وجود نداره قسمت های ترجمه شده این افسانه ها رو یه جوری در اختیارمون بذاری؟! ، تابستون داره تموم میشه !

.

.

.

(( هرچند وسط امتحانات هم اگه دستم بیاد نمیتونم مقاومت کنم)).

در مورد امکانش هست یا نه،به علیزاده بستگی داره!قول داده ویرایش کنه قسمت های ترجمه شده رو در اختیارمون بزاره!حالا کی و کجاش رو خودش باید بهم خبر بده:دی

به مهدی :

افسانه های ناتمام رو بیخیال ، بیا قبل کنکور ارشد واسه تفنن هم که شده چند جلدی ، تاریخ سرزمین میانه رو بترجمیم

راستی هیچ اطلاعات کلی در مورد افسانه های ناتمام در دست نیست ؟ که بدونیم سرفصل هاش چیه ؟ خلاصه ای ، چکیده ای ، منشوری ، (( چه بهتر فارسیش)) ازش در دست هست؟

چند جلدش رو میخوای؟! تعارف نکن بگو :D

کتاب افسانه های ناتمام انگلیسی رو میتونی از آرشیو دانلود، دانلود کنی:

https://arda.ir/multimedia/downloads/cat ... tales.html

تولکاس جان خبر تازه ای نشده؟

متاسفانه هنوز خیر.جناب علیزاده خیلی کم به تهران سر میزنه و ما هم فعلا خواستیم مزاحمش نشیم.

ببخشين. من متوجه نشدم قضيه از چه قراره؟ فكر كنم آقاي عليزاده علنا اعلام كردن كه قصد ندارن ترجمه افسانه‌هاي ناتمام رو ادامه بدن. علتش هم اين بود كه بخش اعظم اين كتاب در كتاب‌هاي ديگه اومده و ترجمه كردن دوباره‌اش محلي از اعراب نداره. يعني شما هنوز منتظر ترجمه افسانه‌هاي ناتماميد؟

خیر!هنوز منتظر اینیم که اون بخشایی که ترحمه کرده و قول داد که بهمون برسونه،بهمون برسونه :D

آخه قسمتي كه ترجمه كرده بود تا فصل ششم فرزندان هورين بود و حديث تور و آمدنش به گوندولين كه هر دو در كتاب «فرزندان هورين» چاپ شدند و تموم شد رفت. بعد از اون هم ديگه ادامه ندادند.

[ودش گفت که یه سری قسمت هایی رو داره که تو فرزندان هورین نیومده و البته فصل به فصل و ناقصه

با سلام خدمت دوستان عزیز,به نظر من داستان های کتاب افسانه های ناتمام هر چه قدر هم توی کتاب های دیگه اومده باشه باز هم ارزش خوندن و ترجمه کردن رو داره.با تشکر.

اگه بخواید میتونم در اختیارتون بزارم برای ترجمه.تو سایت هم متن انگلیسیش هست.چیز خیلی اضافه تری نداره نسبت به سایر کتب

Tulkas جون خبر تازه ای از ترجمه ی کتاب نداری باب پوسیدم از بس چشم انتظار موندیم L-) :ymapplause: :D

آقا خب تازه ای نیست.گفته ترجمه نمیکنه دیگه!چه کارش کنم؟فعلا چن وقت هم هست که در دسترس ما که نیست.بچه های آکادمی هم برای مسابقه شون دنبالشن که بزارنش داور که بعیده اون رو هم قبول کنه

فکر کنم منظورش اون ترجمه هاییه که قرار بود بده به ما.

اگه آکادمیون تونستن بکشوننش تهران،ازش میگیریم ترجمه رو

اقا اگه این کنکور لعنتی نبود قصد داشتم کتاب رو ترجمه کنم ام افوس که وقت ندارم :ymapplause:

آقا خب تازه ای نیست.گفته ترجمه نمیکنه دیگه!چه کارش کنم؟فعلا چن وقت هم هست که در دسترس ما که نیست.بچه های آکادمی هم برای مسابقه شون دنبالشن که بزارنش داور که بعیده اون رو هم قبول کنه

ما چقدر بدبختیم که تو ایران هستیم :D :D( :x :ymapplause: :x L-)

من افسانه های نا تمام و تاریخ سرزمین میانه میخوام :D :D :D :x

به قول يكي كه مي گه: افسانه هاي ناتمام دوستم -دوست افسانه هاي ناتمام :ymapplause: L-) :D :D

تولکاس! خبری نشد؟ :-? :D :D

نه!آقا نمیخواد دیگه تالکین ترجمه کنه.نمیشه کاریش کرد :-?

اشکال نداره اگه جای خودشو با ما عوض کنه مطمئنم خودمون میتونیم سرو تهشو هم بیاریم! :-?

ولی خودمونیما تولکاس جان شما نمیتونی ترجمش کنی داداش؟ :D :D

میتونیا...! ما هم کمک میکنیم... :- ;) :D

بابا سرم خیلی شلوغه!

فعلا قول یه ترجمه دیگه رو به یه نشری دادم که اون رو هم احتمالا بپیچونم:دی

زندگی سخته والا.

تا میتوانی از این فراغتی که داری تو این سن استفاده کن که یکی دو سال دیگه گیرت نمیاد :-?

فعلا قول یه ترجمه دیگه رو به یه نشری دادم که اون رو هم احتمالا بپیچونم:دی

:D

بيا تحويل بگيرين :D

يه سوال بپيچونم يعني چي؟ :-? :D :- ;)

در عوض من فکر میکنم اوقات فراغت همیشه وجود داره ، فقط تو جریان رشد تعغیر و تحولی در نحوه سپری کردنش می افته !

من فرمولی کشف کردم که میشه با اون این زمان رو برای همیشه داشت : ازداج نکردن + قبول نکردن شغلی که بیش از 40 ساعت در هفته زمان کاری داره = وقت کافی برای خوش گذرانی

وضعیت فروش کتاب های تالکین تو ایران چه جوری هستش ، منظورم اینه که این عدم ترجمه توسط علیزاده و چاپ ممکنه به خاطر فروش نرفتن کتاب ها باشه !؟

به احتمال زیاد آره.مردم ممکنه سه گانه حلقه رو بخرن ولی سیل و فرزندان هورین و اطلس رو فقط گیک ها میخرن احتمالا

تا میتوانی از این فراغتی که داری تو این سن استفاده کن که یکی دو سال دیگه گیرت نمیاد :D

آره حالا که فکر میکنم میبینم خیلی وقت آزاد دارم....

آخه کی گفته من اوقات فراغت دارم؟!

مگه این دبیرا و استادا میزارن نفس بکشیم؟ :-? :D :D

نه!آقا نمیخواد دیگه تالکین ترجمه کنه.نمیشه کاریش کرد :-?

منظورم اون ترجمه هاییه که قرار بود بده به شما

چه جالب واقعا...کلی آدم سرکاریم واسه این آقای علیزاده که چن صفحه ترجمشو بیاره بده

یه وقتایی فکر میکردم آدما محبوبیت و شهرت واسشون خیلی مهمه...مثل اینکه این آقای علیزاده دنبال اینا نیست

ایکاش یکی مثل ویدا اسلامیه کتابای ارباب رو ترجمه میکرد(البته در حد بالا....نه ترجمه های نفتی)و باز هم مثل ویدا اسلامیه تعهد داشت نسبت به اثرش

ویدا اسلامیه بی دلیل به هری پاتر تعهد نداشت ! فروش خوب هری پاتر تو ایران ، خانوم اسلامیه رو پای بند هری پاتر کرده بود .

مترجم ، شغلش ترجمه است و امنیت شغلیش ایجاب میکنه کتابی رو ترجمه کنه که امیدی به فروش داشته باشه .

مطمئن باش اگه داستان های ناتمام امید داشت که نصف یه جلد هری پاتر بفروشه ، تا به حال چند نفر ترجمش کرده بودند .

فروش خوب و پول یه جنبه از کاره....محبوبیت و شهرت و خیلی چیزای دیگه هم هستن که نه تنها ارزشی کمتر از پول ندارن بلکه خیلی اوقات در جاهای بالاتری هم قرار میگیرن

بعدشم مگه ارباب حلقه ها کم طرفدار داره؟؟؟پس با این حساب دیگه فیلمسازا نباد فیلم بسازن چون همشون تقریبا مطمانن که رسیدن به فروش تایتانیک براشون محاله.مجموعه هری پاتر یه چیز برجسته ست تو فروش کتاب که حتی در طول تاریخ حرف برای گفتن داره(یه جایی خونده بودم پرفروش ترین کتاب در طول تاریخه)اینکه خیلی از کارا رو انجام ندیم فقط به این دلیل که نمیتونیم بیشترین سود رو بدست بیاریم رو نمیپسندم.

در ضمن آقای علیزاده اونقدر مترجم معتبری هستن که در کنار این کار کارهای دیگه ای هم انجام بدن برای بدست آوردن پول!!!!

راستش فیلم ارباب حلقه هارو خیلیا دیدن ولی تعداد خیلی کمشون دنبال کتابش رفتن. به همین دلیل فروش آنچنانی نداشت. حالا اونایی که میرن دنبال افسانه های ناتمام فقط کسانی هستند که به غیر از ارباب حلقه ها کتاب های دیگه ای هم از جناب تالکین خونده باشن. این افراد کمن تازه کل کشور به این بزرگی پخش شدن. سخت می صرفه. :ymsmug:

بعدشم همه چیزو گردن آقای علیزاده ننداز. خود نشر روزنه هم هست.

با حرفات موافقم m.o.mirnoruzy

شاید اگه جای نشر روزنه یه نشری مثل تندیس بود الان اوضاع فرق میکرد...

من یه جورایی باجرات میتونم بگم هرکی یه بار آثار تالکین رو بخونه عاشقش میشه...حالا یکی مثل آقای علیزاده که خودش کتاباشو ترجمه میکنه باید یه چیزی بالاتر از عاشق باشه :ymsmug: من که خودم حاضرم واسه دلم از خیلی چیزا بگذرم(البته تا الانشم از خیلی چیزا گذشتم)ای کاش آقای علیزاده هم اینطور بودن

با این ایده که آقای علیزاده نسبت به کاراش متعهد نیست اصلا موافق نیستم . هر چند که خیلی دوست دارم بقیه آثار تالکین رو هم با ترجمه ی خود ایشون بخونم ولی خب واقعا نمیشه ... تالکین کتاب های زیادی نوشته و طبیعتا قرار نیست همشو آقای علیزاده ترجمه کنه . بهتره وقتی از آقای علیزاده انتظار داشته باشیم بقیه آثار کمتر شناخته شده ی تالکین ( نسبت به لوتر ) مثل همین داستان های ناتمام رو ترجمه کنن که تعداد طرفداراش تالکین تو ایران به حد قابل قبولی رسیده باشه.

اصلا با حرف تام با م باديل موافق نيستم.

من خونه عليزاده رفتم و نوع نگاهش به زندگي رو تا حدي ميدونم.اصلا آدمي نيست كه به دنبال پول باشه و البته قبول كنيد كه اون به تالكين اداي دين كرده.ترجمه اين همه كتاب از تالكين كار كمي نيست.به علاوه ساير ترجمه هاي ايشون هم نشون ميده كه دغدقه ايشون پول نيست.(كتاباي اكو رو چند نفر خارج از جامعه اليت اين مرز وبوم ميخونن؟)

داستان هاي نا تمام هم تمام ميشه ان شا الله.حداقل قولشو داد همين هفته پيش

چاپش چی؟

من قصد توهین به آقای علیزاده رو نداشتم.فقط در جواب آقای arven در مورد مسایل مالی صحبت کرده بودم که البته اگه پستای قبل رو بخونین متوجه میشین.من هم خیلی خوشحال شدم که کار ترجمه ی این کتاب تموم شده.دست آقای علیزاده درد نکنه :ymsmug:

من تا حالا شخصاً افتخار آشنایی با آقای علیزاده رو نداشتم ولی ترجمه هاشون رو دوست دارم. از اونجا که خودم با متن اکو کار کردم میدونم چقدر مترجم رو اذیت میکنه پس واقعاً سوای همه چیز، به اراده و عشق ایشون تبریک میگم.

من قلمی رو که ایشون برای ارباب حلقه ها و مخصوصاً هابیت انتخاب کردن خیلی دوست دارم و ترجیح میدم کتاب رو انگلیسی از روی صفحه کوچیک مانیتور با چشم های باباقوریم بخونم تا ترجمه ی کسی بجز آقای علیزاده. ولی گذشته از ارادتی که به ایشون دارم اگر هم ایشون بخوان چیزکی این میون دستشون رو بگیره چه اشکالی داره. اون هم تو این دوره و زمونه! :-o

خلاصه این که شاید اگر ایشون می تونستن به سایت سرکی بکشن و ببینن چقدر طرفدار دارن انرژی می گرفتن. :ymsmug: البته برای بیرون اومدن یه کتاب، همه چیز دست مترجم هم نیست.

میدونن در مورد ارادت آردا بهشون.اتفاقا همین چن وقت پیش که دیدمشون بسیار سلام مبسوط رسوندن به بچه های جدید اینجا(قدیمی ها رو که میبینه) دوره ای حتی برای جلو رفتن سایت در اویل کمک فکری میداد

چرا کتابای تالکین تو ایران طرفدار نداره چون من هیچکار برای محبوبیتش نکردم چون ما برای محبوبیتش کم کاری کردیم

خب چون هر کسی توان درک آثار تالکین رو نداره.چون هرکسی مخش نمیکشه و عظمت دنیای تالکین رو درک نمی کنه.

من نه با آگارواین موافقم و نه با لگولاس سبز برگ.به نظر من نه تنها کتابهای استاد تالکین بلکه بسیاری دیگر از آثار شاهکار دیگر نویسندگان در زانرهای متفاوت در نزد جوانان ایرانی جایگاهی ندارن.علتش هم اینه که به جای کتاب جایگزینهای دیگری پیدا کردن.از جمله موسیقی و فیلم و... .

از کسی نظر منو بخواد که هیچ کس عمرا این کارو بکنه من می گم مردمان این مرزو بوم کلا حال کتاب خوندن ندارن. اصلا حال ندارن یه شب دست زنو بچه رو بگیرن برین سینمایی تئاتری پارکی چیزی. این یک. دومین مسئله اینه که اونایی که کتاب می خونن اکثرا دلشون می خواد کتاب هایی رو بخونن که چند تا نوبل گرفته باشن یا نویسنده شون اسم و رسم داشته باشه. به طور کلی کسی تالکین و نمی شناسه و وقتی می خوایی بهشون معرفی کنی می گی نویسنده ارباب حلقه ها. می گن آهان و با بی میلی بی خیال میشن چون کلا با فانتزی میونه خوبی ندارن. اونایی هم که جذبش می شن میان بخونن تا چندین صفحه راجع به هابیت ها می خونن و حوصلشون سر میره چون دلشون می خواد سریع به جاهای مهیج برسن و اصلا حال مقدمه ندارن. بنابراین بی خیال می شن.

من خودم این مجموعه رو واقعاً دوست دارم و از خوندنش لذت زیادی میبرم ولی حتی همسر خودم حاضر نیست بهشون دست بزنه! :-* که البته دلیلش کمبود کار بنده روی مغز ایشون نیست :ymblushing: دلایلی هم که آقای میرنوروزی گفتن بی ارتباط نیست ولی لزومی نداره همه بدونن پروفسور ما چه کرده. هر شاهکاری هوادارهای خودش رو داره و منتقدان خودش رو و در عین حال کسانی رو هم داره که حتی حاضر نیست روی مطالعه اش وقت بگذارن.

تالکین همیشه طرفدارهای خودش رو پیدا می کنه. مهم اینه که ما توی حلقه ی خودمون خوب کار کنیم و دانشمون رو محدود نکنیم @-)

خب چون هر کسی توان درک آثار تالکین رو نداره.چون هرکسی مخش نمیکشه و عظمت دنیای تالکین رو درک نمی کنه.

البته اونایی هم که طرفدارش هستن همشون این عظمت رو درک نکردند!

نظر تام بامبادیل در این مورد اینه که مهم اینه که ما داریم از این آثار گرانبها لذت میبریم و بس!!!!

ما آنچه لازم است را میگوییم.هر کس که استفاده نکرده خودش متضرر خواهد شد!!!!

مهم این است که ما لذتی مبسوط میبریم !!!

نظر تام بامبادیل در این مورد اینه که مهم اینه که ما داریم از این آثار گرانبها لذت میبریم و بس!!!!

ما آنچه لازم است را میگوییم.هر کس که استفاده نکرده خودش متضرر خواهد شد!!!!

مهم این است که ما لذتی مبسوط میبریم !!!

چه فایده که این لذت رو فقط برای خودمون می خواهیم

من و شمایی که طعم لذیذ فانتزی رو چشیده ایم باید کاری کنیم که دیگران نیز متوجه این لذت بشند ولو به زور هم که شده باید این کار انجام بشه وقتی اولین لقمه این غذای خوشمزه رو بچشند دیگه دست از سرش بر نمی دارند

من که خودمو در برابر این لذتی که تالکین بهم داده مسئول می دونم شما چطور؟

آگاروین جان من نمیگم نباید تلاش کنیم....من میگم ما سعی خودمون رو میکنیم.ولی وقتی خودشون نمیخوان به زور که نمیشه.خیلی از افراد تو این جامعه فقط یه سری مسایل رو رواج میدن.بدون اینکه حتی خودشون بدونن راجع به چی دارن حرف میزنن.قضیه فانتزی هنوز جا نیفتاده.یعنی خیلی ها بدون اینکه چهارچوب اصول فانتزی خوندن رو بدونن میان و اون رو با مسایل دیگه خلط میکنن.و همین عاملی میشه واسه اینکه توی ذهن خیلی ها از قبل دایره ای قرمز روی این جور موارد کشیده میشه و در نتیجه نرود میخ آهنین برسنگ!!!

هر چند که خیلی ها هم اینطوری نیستن..من میگم ما تلاش خودمون رو میکنیم ولی اگه نخواستن خودشون ضرر کردن.

این بحثا چه ربطی به این تاپیک و یا بخش اخبار داره؟

خیلی منتظر موندم تا ببینم بیخیال میشید یا نه!

لطفا دیگه این بحثا رو در جای مناسبش ادامه بدید.

با سلام به همگی

گویا جناب علیزاده نمی خوان کتاب رو ترجمه کنند ها :دی

راستش می خواستم بگم یکی از دوستان داره می ره دبی , بهش سفارش کردم از اونجا کتاب افسانه های ناتمام رو برام بخره البته کتاب زبان اصلی

خلاصه این که تا چند روز یگه کتاب گیرم می یاد و به قولی از الان کبکم داره دیجیتال می خونه :دی

سلام دوستان. کتاب ماجراهای تام بامبادیل تو ایران ترجمه نشده؟

سلام دوستان. کتاب ماجراهای تام بامبادیل تو ایران ترجمه نشده؟

سلام عزیز جان...ماجراهای تام بامبادیل چندتا شعر بیشتر نیست..ترجمه هم نشده...ولی خود کتابها رو میتونی از آردا دانلود کنی

کلا اگه قرار بر ترجمه باشه اثرهای خیلی مهمتری نسبت به ماجراهای من :ymblushing: وجود داره

هر وقت خواستی بذاری یه ندا بده.

ویرایش ناظر:

این بار رو من تصحیح کردم اما از دفعه بعد باید فارسی بنویسید.

دوستان شاید برای همه شما جالب باشه ولی واقعیت اینه که مترجم اصلی هابیت و ارباب حلقه ها خانم ماه منیر فتحی هست نه آقای علیزاده.این یک سرقت اثر ادبی هست که پروندش هنوز هم تو دادگاه فعاله.خانم فتحی 11سال پیش هابیت رو ترجمه کردند و ارباب حلقه هارو هم با عنوان سالار انگشتری ها ترجمه کرده اند ولی انتشارات مربوطه با تغییر پیشگفتار و نام نویسنده این کتابهارو با دریافت پول به نام یکی دیگه چاپ میکنه.

لازم به ذکره که در حال حاضر استاد فتحی در دانشگاه تبریز تدریس میکنن

lمن ترجمه ایشون رو توسط دوستی دیدم.کاملا متفاوته با ترجمه آقای علیزاده.و البته بنده در جریان ترجمه کتاب توسط ایشون بودم و جناب علیزاده رو از نزدیک میشناسم.حرفی که میزنید اصلا در مورد ایشون مصداق پیدا نمیکنه.اینکه شخصی کتابی رو زودتر ترجمه کنه،دلیل بر این نیست که دیگری،ترجمه رو سرقت کرده

من ترجمه هابیت آقای علیزاده رو نخوندم ولی اونطور که تو دانشگاه بحث میشد اینطور احساس کردم.ولی خانم فتحی رو تو این قضیه خیلی اذیت کردن طوری که دیگه ترجمه رو کنار گذاشته.

با سلام

در باب مقایسه ی ترجمه ی جناب علی زاده و خانوم مورد نظر با جناب تولکای موافق هستم هم به دلیل این که حرفشون رو به قبول دارم به عنوان کسی که در زمینه ترجمه ی آثار فانتزی هر چی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده و به قولی پخته ی این کاره و از طرفی بنده هم نثر و نوع نگارش و ترجمه جناب علی زاده خوش اومد !!

حقیقتش من سیلماریلون رو از ترجمه ای که به صور فایل pdf بود قبلا خونده بودم که زیاد به دلم ننشست و از طرفی سه گانه ی لوتر رو هم بخش اول جلد یک که فکر کنم شش فصل اول کتاب یک بود رو از یه انتشاراتی دیگه خوندم که زیاد نظرم رو جلب نکرد !!

در ادامه فکر کنم نظرم رو یه جایی در مورد نثر و ترجمه ی جناب علی زاده داده باشم !!

ایشون جلد یک لوتر رو خیلی خوب ترجمه کرده و نثری رون داره اما جلد دو رو زیاد به دلم ننشست یه جوری می خواسته کتاب رو به سبک قدیمی ترجمه کنه که فکر کنم یه ذره ناموفق بوده که این کار تو جلد سه ی لوتر خیلی بهتر می شه نسبت به جلد یک اما تو سیلماریلون جناب علی زاده سنگ تموم گذاشتند !! چون به نظرم نثر قدیمی و جالبی رو در ترجمه ی سیل استفاده کردند

از طرفی در مورد سرقت ترجمه ها !!

در این رابطه می تونیم به ترجمه های مختلف از کتاب های رولینگ اشاره کنیم

فکر کنم بعضی اوغات ترجمه های خانم ویدا اسلامی دیر تر از همه به بازار می اومد !!

آیا باید بگیم ایشون از ترجمه های دیگه تقلب کرده و یا بلعکس و یا این که بگیم در حق مترجمین دیگه ظلم شده در صورتی که فروش هر مترجمی در جای خود محفوظ است !!

پ.ن :

البته در جای گاهی نیستم که در مورد نثر جناب علی زاده صحبت کنم

هر ی باشه جناب تولکاس و چند تن از اساتید داستان های تالکین رو به زبان اصلی خوندن و ما هنوز توفیق اون رو پیدا نکردیم :دی

البته من سیلماریلیون هم با ترجمه خانم مریم واثقی پناه انتشارات سبزان رو خوندم که اون بخشهای پیچیده اولش رو خوب ترجمه کرده که اصلا حوصله آدم سر نمیره.نمیدونم شاید کتابای آقای علیزاده اصلا تو تبریز فروخته نمیشه چون من خیلی گشتم ولی تا حالا هیچ یک از ترجمه های آقای علیزاده رو نخوندم.

ترجمه خانم واثقی پناه واقعا ظلم به جامعه بشری بوده جناب ارندیل.من اولین بار سیلماریلیون رو با ترجمه ایشون خوندم و بعد به دلیل عدم درک صحبت های این خانم ف بخشی از کتاب رو انگلیسی خوندم تا در نهایت ترجمه علیزاده منتشر شد.

حتی در تلفظ اسم ها ایشون مشکل دارن.

کلا متن ترجمه در حد این نیست که بخواد با کتاب اصلی مقایسه بشه

منم با تولکاس موافقم. ترجمه خانم واثقی پناه فاجعه است. حتی در برخی از جاها مفهوم رو کامل اشتباه منتقل میکنه. من هم بعد از خوندن این ترجمه رفتم و کتاب انگلیسی رو خوندم تا متوجه داستان بشم. بعدش هم که ترجمه رضا علیزاده اومد اون رو خوندم و به تفاوت آشکار بین این ترجمه ها پی بردم. ترجمه علیزاده واقعا شاهکاره

پس به امتحانش می ارزه سیلماریلیونه آقای علیزاده رو بخونم.شاید نگاهم به دنیای تالکین کلا عوض بشه.

با تشکر از تولکاس و مهدی و همچنین اصلان

من خوشبختانه ترجمه ی کس دیگه ای جز جناب علیزاده رو نخوندم ولی با متن انگلیسی سه گانه و لوتر سر و کله زدم و مرتب بهشون گوش میدم. هیچ شکی نیست که کار آقای علیزاده واقعاً خوب بوده. مثلاً یه نمونه دیدم از هابیت، که الف رو پری رو ترجمه کرده بودن. اسم مترجم یادم نیست متأسفانه ولی بنده ی خدایی که این ترجمه رو خونده بود فکر می کرد الف ها همه مؤنث هستن و بال دارن و اصلاً نگرفته بود اینها همون الف های لوتراند!

در مورد چیزی که دوستمون اصطلاح سرقت ادبی رو به کار بردن توضیح این نکته رو ضروری می بینم که قانون کپی رایت در کشور ما در مورد آثار ترجمه شده صدق نمی کنه و از این حیث هیچ انتقادی متوجه انتشارات روزنه و آقای علیزاده نیست. :D نگاهی به بازار کتاب هایی مثل هری پاتر کافیه تا این مطلب رو ثابت کنه.

اینم از خبر خوش:

لحظاتی پیش خبردار شدیم که کتاب افسانه های ناتمام تالکین به نمایشگاه کتاب امسال میرسد. البته روزهای آخر نمایشگاه

بالای 1000 صفحه ی و حدود 20000 هزارتومان

راستی خود علیزاده هم جمعه یعنی فردا {15 ام} تو غرفه روزنه حضور پیدا می کنند.

ایول. :) ولی قیمتش خیلی زیاد نیست؟ :)

انشااله 2-3 سال دیگه به دست ما هم میرسه.از همین حالا باید پس انداز کنیم.شایدم هابیت و سیل رو بفروشیم تا پولمون برسه. :) 64.gif

(((یه حرف خصوصی:با مشارکت هم یه نسخه از کتاب رو از اونجا بخرین،بعد اسکنش کنین بذارین توی یکی از لایه های زیرین فروم ،طوری که رضا علیزاده نفهمه))) 32.gif

انتشار کتاب واقعا خبر خوبی بود ولی قیمتش خیلی بالاست با این حساب روزای آخر بریم نمایشگاه بهتره من قصد داشتم امسال اطلس سرزمین میانه رو بخرم این جوری همه بودجه کتابم خرج تاالکین می شه

این حرف رو امیدوارم از روی شوخی زده باشی.این کار توهین به حقوق مولفه و در این سایت به جد باهاش برخورد میشه

اینم از خبر خوش:

لحظاتی پیش خبردار شدیم که کتاب افسانه های ناتمام تالکین به نمایشگاه کتاب امسال میرسد. البته روزهای آخر نمایشگاه

بالای 1000 صفحه ی و حدود 20000 هزارتومان

راستی خود علیزاده هم جمعه یعنی فردا {15 ام} تو غرفه روزنه حضور پیدا می کنند.

واقعا افسانه های ناتمام اومد به بازار !!

دمش گرم ! :دی

کی میاد تو آدینه بوک تا بخرمش ؟؟؟؟

راستش قیمتش فیکس 20 هزار تومنه ؟؟

هنوز که تو آدینه بوک نیومده ما بخریم یکی از دوستان که خریده عکس روی جلد رو بذاره ما ببینیم.

هنوز که تو آدینه بوک نیومده ما بخریم یکی از دوستان که خریده عکس روی جلد رو بذاره ما ببینیم.

کتاب هنوز نیومده. فعلا تو چاپخونه است. مسئول غرفه روزنه گفت احتمالا جمعه هفته بعد به غرفه میرسه.

با سلام به همه دوستان خوبم.

این اولین پست من در سایت است.

در دیداری که امروز از غرفه انتشارات روزنه داشتم و صحبتی که با جناب بهشتی مسئول انتشارات بود

ایشون گفتند که بعید می دانند کتاب به نمایشگاه برسد...

چرا که مسئله کتاب مراحل چاپ و صحافی و ... را دارد که مدتی زمان می برد.

همچنین گفتند به احتمال زیاد شاهد پخش اون در تابستان خواهیم بود.

در ضمن جناب علیزاده هم حضور داشتند و واقعا صحبت باهاشون لذت بخش بود.

با این حال هنوز هم امیدوارم در گشوده شود و شاهد پخش کتاب در همین چند روز آینده باشیم

راستی یک کتاب هم هست که غذاهای سرزمین میانه و هابیت رو بیان می کنه...اونهم ترجمه شده و امیدوارم به مرحله چاپ برسه .

خوش باشید

این هم نمونه ای از خشم تولکاس کبیر:

این حرف رو امیدوارم از روی شوخی زده باشی.این کار توهین به حقوق مولفه و در این سایت به جد باهاش برخورد میشه

چرا این حرفو میزنی تولکاس جان.

اگه به لحن نوشته من دقت میکردی میفهمیدی که شوخی کردم.

باور کن که منظورم دزدیدن کتاب و نشر اون توی سایت نبود.فقط گفتم چون بحث کتاب تازه چاپ پیش اومده بود گفتم فضای بحث یه ذره شاد بشه. :) :) :)

والا پنجشنبه كه خيلي جدي ميگفت تا هفته بعد ميرسه به نمايشگاه. فكر نميكنم مشكلي سر راهش باشه. هيچ انتشاراتي نمياد اول كتاب رو چاپ كنه بعد بره براش مجوز بگيره. اول يه نسخه براي گرفتن مجوز آماده ميشه و بعد از اينكه مجوز گرفت زير چاپ ميره.

آره دقیقا!

اون روز من شخصا دوبار ازش پرسیدم و گفت که تو چاپخونه ست و باید چاپ بشه!

وقتی میگه چاپخونه ست یعنی دیگه همه چی تموم شده دیگه!!!

مگه اینکه بلایی که سر نیروی اهریمنی اش اومد سر اینم بیاد(البته زبونم لال)چون اونو بعد چاپ و تو راه آوردن به نمایشگاه کتاب لغو مجوز کردن!

ولی ایشالا تا یه ماه دیگه این کتاب افسانه های ناتمام تو دستمونه

من خیلی دوست داشتم این کتاب رو بخونم

واقعا عالیه که داره منتشر میشه ،به نظرم با توجه صفحاتی که دوستمون گفت قیمتش هم مناسبه

فقط یکی دقیق مشخص کنه کی میشه کتاب رو از نمایشگاه تهیه کرد؟ :)

آره دقیقا!

اون روز من شخصا دوبار ازش پرسیدم و گفت که تو چاپخونه ست و باید چاپ بشه!

وقتی میگه چاپخونه ست یعنی دیگه همه چی تموم شده دیگه!!!

مگه اینکه بلایی که سر نیروی اهریمنی اش اومد سر اینم بیاد(البته زبونم لال)چون اونو بعد چاپ و تو راه آوردن به نمایشگاه کتاب لغو مجوز کردن!

ولی ایشالا تا یه ماه دیگه این کتاب افسانه های ناتمام تو دستمونه

شاید اون روز که شما نمایشگاه بودین،انتشارات روزنه نخواسته که مشتری های دست به نقدی مثل شما از دستشون بپره .بالاخره بیزینسه دیگه،اون چیزی که تو سر ما میگذره که تو ذهن انتشاراتیا نیست که.

راه حلش اینه که یه شماره تلفن از نشر روزنه پیدا کنیم.میشه زنگ زد و دقیق خبرشو گرفت!

من شمارشو ندارم.اگر کسی داره ولی نمیخواد خودش بزنگه و ما رو خبردار کنه بهم پیغام خصوصی کنه خودم میزنگم.

دقیقا

من هم عین حرفهایی رو که شنیدم مطرح کردم , اتفاقا اونجا هم گفتم که شما دیروز به دوستان ما گفتید کتاب تا آخر این هفته میرسه

البته این رو هم بگم , اولش از یکی از مسئولین غرفه پرسیدم افسانه های ناتمام کی میاد؟

گفت آقا " ق صه های ناتمام " نه افسانه...گفتم خوب چشم ...حالا کی میاد...همین چیزی که به شما گفتند به من هم گفتند

اما وقتی با جناب بهشتی مسئول انتشارات صحبت کردم گفتند به نمایشگاه نمیرسه و برای تابستون پخش میشه

مسئله مجوز نیست , چاپ این کتاب زمان می بره و گویا علاوه بر این مواردی دیگه هم هستند که قرار بوده به مرحله فروش در نمایشگاه برسه و هنوز در چاپخونه هست.

وقتی صحبت های جناب بهشتی رو عینا به اون آقا در غرفه منتقل کردم ایشو ن هم گفتند اگر این حرف هست حتما به نمایشگاه نمی رسد

البته بنده امیدوارم که شاهد چاپ کتاب باشیم و به چشم ببینم که این همه مدت صبر بیهوده نبوده است.

این هم شماره دفتر

02166430503

02166567925

شماره انتشارات رو می تونید از تو کتاب ها پیدا کنید همون ضفحه ای که اطلاعات کتاب رو نوشته

به کمک hamidrezaghasemi به این اطلاعات در مورد کتاب در سایت کتابخانه ملی دست پیدا کردم:

‏سرشناسه: ت‍ال‍ک‍ی‍ن‌، ج‍ان‌ رون‍ال‍د روئ‍ل‌، ‏‫۱۸۹۲ - ۱۹۷۳م.‏ Tolkien, John Ronald Reuel

‏عنوان و نام پديدآور: قصه‌های ناتمام: نومه‌نور و سرزمین میانه، دوران دوم/ به قلم جی.آر.آر. تالکین؛ به کوشش کریستوفر تالکین؛ ترجمه رضا علیزاده.

‏مشخصات نشر: تهران: روزنه‏‫، ۱۳۹۰.

‏مشخصات ظاهری: ‏‫۲۳۸ ص.

شابک: ‏‫978-964-334-387-3

‏وضعیت فهرست نویسی: فیپا

يادداشت:‏‫عنوان اصلی: Unfinished tales of Numenor and Middle-earth, 1980.

‏عنوان دیگر: نومه‌نور و سرزمین میانه، دوران دوم.

موضوع: داستان‌های انگلیسی -- قرن ۲۰م.

‏شناسه افزوده: تالکین، کریستوفر، ‏‫۱۹۲۴ - م.‏، گردآورنده

‏شناسه افزوده: Tolkien, Christopher

‏شناسه افزوده: ع‍ل‍ی‍زاده‌، رض‍ا، ‏‫۱۳۴۳ - ‏، مترجم

‏رده بندی کنگره: ‏‫PZ۳‏‫/ت۲۶۳ق۶ ۱۳۹۰

‏رده بندی دیویی: ‏‫۸۲۳/۹۱۴

‏شماره کتابشناسی ملی: ۲۶۹۳۸۴۸

منبع:

http://opac.nlai.ir/...graphic/2693848

به نظر میرسه که همه چیزش آماده است. فقط یه نکته وجود داره اونم تعداد صفحات هست که با 1000 صفحه ای که تام گفت(و از نظر من خیلی زیاد بود) خیلی فرق داره. اول فکر کردم مثل فرزندان هورین میخواد بهش ضمیمه اضافه کنه اما الان میبینم که صفحات خیلی کم شده. فکر کنم فرزندان هورین یا حدیث تور ازش حذف شده باشه

ویرایش:

خبر ترجمه کتاب رو هم توی سایت قرار دادم:

https://arda.ir/translation-of-unfinished-tales-finished/

ممنون از دوستان ، برای خوندن کتاب بی تابم !

بهترین خبری بود که توی این چند روز شنیدم

همیشه خوش خبر باشید

سلام من جمعه یه سری به غرفه انتشارات روزنه زدم که آقای علیزاده رو زیارت کنم طی یه سری صحبت هایی که با ایشون در مورد کتاب داشتم گفتند که این کتاب فقط یه بخشی از داستان های نا تمامه و احتمال اینکه بقیش توسط ایشون ترجمه بشه خیلی کمه .دلیلش هم از نظر ایشون این بود که با توجه به توضیحات زیاد کریستوفر تالکین در متن کتاب ،کتاب از حالت داستانی خودش خارج شده و دیگر لطف بقیه ی کتاب های تالکین رو نداره.

آگاروین جان نپرسیدی این کتاب به نمایشگاه میرسه یا نه؟

در مورد صفحات کتاب نپرسیدی؟آخه اون روز مسئول غرفه با قاطعیت گفت که صفحاتش بالای هزار صفحه ست ولی مهدی دیروز خبر جدیدی داد!

من از مسئول غرفه پرسیدم کتاب برای پنج شنبه این هفته می رسه ایشون هم گفتند احتمالا زودتر از اون میاد.

در ضمن یادم رفت بگم از آقای علیزاده قول یه هدیه برای اعضای آردا گرفتم که به محض اینکه بدست برسه اینجا میذارمش.

طبق آخرین خبر،احتمال نود درصد فردا میرسه! ولی خب ممکنه هم که نرسه!

علیزاده گفت آردا هنوز وجود داره؟:دی

باید دوباره ببینمش گویا

خیلی جالب هست که به هر کسی یک حرف را می زنند

خدا رو شکر می کنم که صحبت هایی که اون روز به من گفتند اشتباه از آب در اومد اما از یک چیزی متعجبم و چرا هر روز یک حرفی زده میشه؟

به من می گن نمیرسه...یا قاطعیت و به دوستان دیگه عکس این موضوع

به هر حال بنده هم عین حرف ها رو بیان کردم و اگر باعث ناراحتی شدم عذر می خوام.

خوش باشید و همیشه شاد

آقا منم پرسیدم گفتن نمی رسه...

از همون پیرمرده پرسیدم گفت اوووووووووووه اون که زیر چاپه!

جالبیش اینه که هر سالم همین آقا همین حرفا رو به من میزنه.حالا من که 5 شنبه میرم اومده بود بهتو می گم.

اون پيرمرده به ما هم گفت نميرسه اما مسئول غرفه گفت ميرسه.

حالا هركي زودتر رفت و كتاب رو گرفت به ما خبر بده. يه عكس هم از جلدش بگيره و بده به من تا خبرش رو بذارم

منم این خبر رو همون روز از بچه ها شنیدم و به تام گفتم که علیزاده طبق گفته ی خودش(تو فیسبوک باهاش حرف زدم، تولکاس و لگولاس سبز برگ هم در جریان بودند) فقط دوران دوم رو ترجمه کرده و دوران دوم هم قطعا کم تر از 500 صفحه است چه برسه به 1000 صفحه. ولی تام اجازه حرف زدن نمی داد که :)

به هرحال منم خیلی خوشحالم. امیدوارم از طریق آدینه بوک بتونم کتاب رو بخرم :)

خیلی مشتاق شدم ببینم هدیه ای که آقای علی زاده می خواد به ما بده چیه؟!

آگارون جان ما منتظرشیم ها!

ولی جدا خیلی عالیه که رضا علیزاده ارتباط دارین. چه جوری؟! دانشگاه درس می ده مگه؟!

یک آدرسی از فیص بوکش بده! من خودمم عضو فیس بوکم!

کتاب اصلی قصه های ناتمام از چهار بخش یعنی دوران اول، دوم، سوم و یک بخش دیگر(Rest) تشکیل شده.

ترجمه دوران اول که شامل حکایت فرزندان هورین و قصة تور و آمدن او به گوندولین بود، منتشر شد.

این کتاب(همین جدیده) فقط بخش دوم کتاب اصلی یعنی دوران دومه. دوران دوم طبق گفته رضا علیزاده متشکل از چهار فصل خواهد بود:

1. توصیف جزیره نومه‌ نور

2. آلداریون و ارندیس

3. دودمان الروس: شاهان نومه‌نور

4. سرگذشت گالادریل و کله‌بورن :)

یعنی الان تو نمایشگاه هست؟

دوران اول که توی فرزندان هورین هست. ولی بخش سوم(دوران سوم) و بخش چهارم(ایستاری و دونه داین و ...) خیلی حیف شد! :)

نمی دونم تو نمایشگاه هست یا نه. فط اینو گفتم که دوستان بدوند. :)

دوستان عزیز...

رفتم نبود،نرید نیست :)

و همچنان باید صبر کنیم برای این کتاب.پیر شدم من :)

من هم امروز مثل لگولاس به نمایشگاه کتاب رفتم ولی دوباره مسئول غرفه روزنه دست ما رو در پوست گردو گذاشت و گفت که کتاب زیر چاپه و فردا میرسه ولی من که چشمم آب نمیخوره اکیدا هم توصیه می کنم فردا نزدیک نمایشگاه هم نشید چون به شدت شلوغه

کتاب افسانه های ناتمام به نمایشگاه کتاب نمیرسد

بنده از اول هم گفتم و منبع هم رئیس انتشارات بودند

فکر کنم تا واسط خرداد یا اوایل تیر قابل خرید باشد اما من علاقه ایکه به خاطر این کتاب داشتم بیشتر برای همان قسمت چهارم و توضیحاتش بود که انصافا دلسرد شدم

حالا چرا این قدر عجله می کنید !!! :دی

خلاصه که به بازار میاد

من که فقط منتظرم بیاد تو آدینه بوک !

اصلان جان مهم تخفیف مزبور توی نمایشگاه هست.امروز من به اون آقای صندوق دار غرفه روزنه گفتم. گفت امروز به ما زنگ زدن گفتن تو چاپخونه هست اگه حاضر شد میاریم. ولی تا حالا که خبری نشده. احتمالا باید برید کتابفروشی ها بخرید. به نمایشگاه نمیرسه.

باید حرف لگولاس رو تایید کنم. نرید نیست.

حرفا چقدر ضد و نقیضه منم امروز نمایشگاه بودم مسئول غرفه گفت بچه ها الان رفتند چاپخونه دنبال کتاب و شاید فردا در نمایشگاه عرضه بشه البته روی شاید تاکید داشت

بابا این قدر صابون به دلتون نزنید ؛ منم امروز رفتم همینو از یه نفر پرسیدم (حالا نمی دونم مسئول غرفه بود یا نه ، ولی پیر نبود !) که گفت هنوز نیامده و به احتمال زیاد هم فردا نمی آد و باید آن را از خود انتشارات یا فروشگاه ها بخری . به نظر منم احتمالش خیلی کمه که دم آخری بیاد .

(یه نکته ی کاملا کاملا ... انحرافی ! : قیمت پشت جلد سیلماریلیون خورده 8000 تومن !( 65.gif ))

دوستان ما امروز یه بار دیگه شانسمونو امتحان کردیم که البته به سنک خورد اما مدیرانتشارات گفتند کتاب تا 3-4 روز دیگه به بازار میاد و دوستان می تونند کتابو از نمایندگی فروش روزنه (انتشارات بید گل خ انفلاب ) یا از دفتر مرکزی انتشارات ( خ توحید نبش پرچم ) تهیه کنند البته دوستانی که از دفتر مرکزی بخرند می تونند از 10 درصد تخفیف بهره مند بشن

کسی خبری نداره؟

من شنبه صبح پرسیدم هنوز نیومده بود

ای بابا ، این کتاب مثلا می خواست برای نمایشگاه آماده بشه ؟ امروز هم که نیومده بود ! ...

آقا چی شد بالاخره. از دوستان کسی خبر نگرفت؟

من امروز به انتشارات بیدگل که تنها نماینده روزنه هست سرزدم و پرسیدم که کتاب که میاد به من گفتن که در هفته(های) آینده میاد و اولین جایی هم که کتاب پخش میشه همین فروشگاهه و به من هم شماره فروشگاه رو دادن تا دفعه بعد الکی پا نشم برم اونجا

021-66963617، 66463545

این انتشارات روزنه هم فکر کنم مارو گیر آورده امروز هم کتاب نرسیده بود

یه خبر واقعا ناراحت کننده:

در تماسی که همین چند دقیقه پیش با انتشارات روزنه داشتم بهم گفتن که کتاب متاسفانه مشکل مجوز پیدا کرده و ممکنه حالا حالا ها چاپ نشه

لعنت به هر چی آدم تنگ نظره

:) طفلی ما و طفلی مترجم!

چییییییییییی؟؟؟شوخی میکنی؟؟؟؟

یعنی یه قرن دیگه م باید صبر کنیم؟؟؟؟؟

ای ایشالا ترول بشینه روشون :)

یه خبر واقعا ناراحت کننده:

واسه من ناراحت کننده نبود :دی

این باعث می شه که این سه هفته ی اخر فقط و فقط کتاب های درسی خویش را خوانیم !!

اما امیدوارم بعد از کنکور حتما بیاد وگرنه خبر از این بد تر وجود ندارد !!

بهم گفتن که کتاب متاسفانه مشکل مجوز پیدا کرده و ممکنه حالا حالا ها چاپ نشه

معلوم نیست تو کتاب چی نوشتن که برادران به مزاجشون بد رفته :دی

اگه این جوری باشه دیگه ارزش خریدن نداره ما همون بریم کتاب اصلی رو بخونیم !!!

به مهدی : کتابی که تو آرشیو هست اصله دیگه !!

من موقع نمایشگاه خدمت دوستان عرض کردم که کتاب به مشکل خورده و به مرحله چاپ نرسیده

اما کسی باور نکرد

حالا این کتاب که چیزی نداره , اون کتاب غذاهای سرزمین میانه و هابیت که قراره چاپ بشه در همه دستورهاش شراب رو داره

با اینکه جناب علیزاده می گفتند که ذکر کردیم از سس سویا هم میشه استفاده کرد اما همین موضویع کاملا ساده برای انتشار ممکن هست مسئله ساز باشه

در نهایت هم امیدوارم اگر روزی کتاب منتشر شد کاملش باشه نه فقط دوران دوم سرزمین میانه چون فصل های بعدیش خیلی زیباست و حیفه که حذف شده

خوش باشید

کسی خبر جدیدی نداره؟ با انتشارات روزنه تماس نگرفتین؟ چه قدر دلمو صابون زده بودم که دوران خدمت رو با این کتاب سر می کنم

این هم لینک نشر بید گل اگه کتاب بیاد تو این سایت میتونید اینترنتی خریداری کنید{ همونطور که میدونید نشر بید گل کتابهای روزنه رو میفروشه }

shop.bidgol.ir

سایت ادینه بوک فی*** شد توصیه به دوستان فعلا اگه کتاب میخواید از کتابفروشیها یا سایتای دیگه بخرید چون معلوم نیست خریدتون از ادینه به دستتون برسه

(این بلا سر خودم اومده الان یه کتاب خریدم از پنجشنبه تا حالا بلا تکلیفه)

چرا؟چرا فی*** شد؟علتش چیه؟

پ.ن:

فیانور عزیز شما میتونین از طریق تماس تلفنی سفارشتون رو پیگیری کنین.

ولی یکی به من علت فی*** شدنش رو بگه.

چرا؟چرا فی*** شد؟علتش چیه؟

پ.ن:

فیانور عزیز شما میتونین از طریق تماس تلفنی سفارشتون رو پیگیری کنین.

ولی یکی به من علت فی*** شدنش رو بگه.

احتیاجی به پیگیری نبود در اسرع وقت ارسال کردن و نشون دادن که هنوزم یه ریزه تعهد کاری تو این بیقوله وجود داره

من همینجا از دست اندرکاران سایت ادینه بوک تشکر میکنم.

واقعا خیلی مسخره است که بزرگترین سایت فروش کتاب(به عنوان یه کار فرهنگی ببینید نه تجاری) تو ایران که کتابهایی رو که با مجوز وزارت ارشاد چاپ شده میفرشوه رو فی*** میکنن نمونه اش همین مجوز ندادن به یه کتاب داستان (( افسانه های نا تمام خودمون رو میگم)) که هیچ مضمون سیاسی یا غیر اخلاقی نداره

فقط میتونم بگم

اینده نیک خواهد بود ! گرچه دراز و دشوار است راه!

خیلی خوشحالم که بالاخره داستانهای ناتمام مجوز گرفته و قراره بالاخره چاپ بشه.فقط خدا کنه تا نمایشگاه آماده بشه.من که دیگه طاقت ندارم.

خیلی خوشحالم که بالاخره داستانهای ناتمام مجوز گرفته و قراره بالاخره چاپ بشه.فقط خدا کنه تا نمایشگاه آماده بشه.من که دیگه طاقت ندارم.

کامل؟یا همون دوران دوم؟

خیلی مطمئن نیستم ولی فکر کنم همون دوران دومه.

فقط خدا کنه بقیش رو هم بخواد ترجمه کنه...

امروز که با انتشارات تماس گرفتم درست و حسابی نگفتن که کامله یا فقط همون دورانه دومه.فقط گفتن مجوز گرفته و سعی دارن تا نمایشگاه چاپش کنن اگه تو صحافی لفتش ندن...

خیلی مطمئن نیستم ولی فکر کنم همون دوران دومه.

فقط خدا کنه بقیش رو هم بخواد ترجمه کنه...

امروز که با انتشارات تماس گرفتم درست و حسابی نگفتن که کامله یا فقط همون دورانه دومه.فقط گفتن مجوز گرفته و سعی دارن تا نمایشگاه چاپش کنن اگه تو صحافی لفتش ندن...

آقا یه چیزی بگم...زیاد خودتو امیدوار نکن!یعنی خوشحالی و ذوق کردنتو بذار واسه وقتی که کتاب رو توی دستات گرفتی و شروع به ورق زدنش کردی!

همین حال و هوا رو ما سال گذشته تو نمایشگاه کتاب داشتیم.هر روز زنگ میزدیم و هر روز حرفای امیدوارکننده تری میشنیدیدم.اما میبینی که...خلاصه اینکه بهتره خیلی روش حساب نکنی.

خدا کنه . بیاد. والا من نمی دونم این بازی ها دیگه برا چیه. یه روز میگن مجوز داره. یه روز میگن نداره. یه روز مجوز می دن بعد می گیرنش. در هر صورت.

ما که خوشحال میشیم . نه که کتاب مرجع و کاملی از اتفاقات دوران دوم که ترجمه شده باشه وجود نداره به خاطر همین.

با سلام

آره بابا زیاد دلت رو خوش نکن.

چون قرار بود تو نمایشگاه کتاب بیاد که نیومد.

سلام

کسی خبر داره که کتاب برای نمایشگاه امسال آماده هست یا نه ؟

سلام

کسی خبر داره که کتاب برای نمایشگاه امسال آماده هست یا نه ؟

سلام

کتاب مجوز گرفته و به گفته خود انتشارات روزنه دارن سعیشونو میکنن که تا نمایشگاه برسوننش ولی خودشونم صد در صد مطمئن نیستن که تا نمایشگاه آماده بشه.در کل قضیه پنجاه پنجاهه.ولی چاپش قطعیه و اگه تا نمایشگاهم آماده نشه باز به گفته خودشون باید حتی شاید تا اواخر خرداد حداکثر منتظر بمونیم.ولی در کل احتمالا میره واسه بعد از نمایشگاه.

بابا پارسالم همینو گفتن :) بشنو و باور مکن دوست عزیز،اینا فقط میخان مارو بکشونن دم غرفه شون الکی :)

خب بکشونن

آتیش بزنین دسته جمعی غرفه رو :)

بابا پارسالم همینو گفتن :) بشنو و باور مکن دوست عزیز،اینا فقط میخان مارو بکشونن دم غرفه شون الکی :)

بله در جریان پارسال هستم ولی امسال مثل اینکه قضیه واقعا جدیه و باز چون ایندفعه دیگه واقعا مجوز گرفته قطعا چاپ میشه حالا دیر و زود داره ولی خیالت راحت باشه سوخت و سوز نداره.

منکه بی صبرانه منتظرم :)

امروز با یکی از مسئولان انتشارات روزنه در مورد کتاب افسانه های ناتمام صحبت میکردم ، می گفتند که هنوز تکلیف کتاب مشخص نیست و چاپ نشده ، برای خود من سوال شده که چرا داستان گرفتن مجوز برای این کتاب تا این حد پیچیده شده ، از طرفی در مورد تعداد فصل های کتاب گفتم و اینکه در شناسه ثبت شده از کتاب در کتابخانه ملی تنها عنوان فصل دوم هست ،ایشون در جواب به بنده گفتند مگه میشه کتاب رو ناقص ترجمه و چاپ کنیم ، گفتم والا تو شناسه که شده بود ، در واقعیت رو نمیدونم و ذکر کردم که فصل اول ، خودش کتاب مستقلی بوده که پیشتر ترجمه و چاپ شده ، کاملا از این موضوع اطلاع داشتند و تاکید کرد که کتاب به صورت کامل ترجمه و منتشر خواهد شد.

حالا منظور از کامل چی هست و تا چه حد صحت داره ، دیگه اطلاعی ندارم.

خوش باشید.

من ديگه دارم رواني ميشم!:@

قسم ميخورم اگه چاپ نشه و تا پايان امتحانات خرداد به دست ما نرسه ميشينم خودم ترجمش ميكنم!

تاريخ هم همينطور.

اصلا يه چيزي : كسي به اين پست من جواب نده. هركي موافقه كه تيم ترجمه آردا بنده رو براي ترجمه داستان هاي ناتمام و تاريخ حمايت كنه به اين پست امتياز مثبت بده. اگه بحث اطلاعات كافي هست بنده دارم. اگه بحث تلفظ درسته ، دوست من allfather خداوندگار زوال ناپذير تلفظ نورس و الفي و ... هستش!

مهدي عزيز شما هم تكليف منو روشن كن درد و بلات بخوره تو فرق سر اوني كه با لغو مجوز با فشار جماعتي بازي ميكنه! تكميل مداخل G دانشنامه به چشم، كتب اصلي مهمترند!

به هر حال من صبر ميكنم ، اگه تا پايان خرداد امتياز اين پست بالا بود من و دوستم شروع ميكنيم. اگه داستان هاي ناتمام منتشر شد ما روي بخش اول تاريخ كارمون رو آغاز ميكنيم. اگه منتشر نشد ، رو قصه هاي ناتمام كار ميكنيم .

ديگه ديوانه شدم، مجوز دادن، ندادن ، كتاب فردا مياد ، نمياد!:'(

بسه ديگه خودمون دست به كار شيم!

توجه كنيد نظر شماست كه سايت رو متقاعد به حمايت از ما ميكنه !

با تهيت وافره:-D!

تو facebook انتشارات روزنه هفته ی پیش در جواب یکی از کسانی که پرسیده بود , اعلام کردن کتاب تو نمایشگاه منتشر میشه .

البته بگم اونا از این قول ها زیاد میدن و واقعا هنوز 100% مشخص نیست که تا نمایشگاه آماده شه.در ثانی اصلا معلوم نیست که ترجمه کامله یا فقط دوران دومه.من چند وقت پیش که با یکی از دوستام رفته بودیم انتشارات گفتن ترحمه کامله ولی چند وقت پیش که دوباره تماس گرفتم و پرسیدم گفتن فقط دوران دومه بعد به یکی دیگه گفتن نه آقا کامله مگه میشه ناقص باشه و...

مطمئنم اگه همین الانم تماس بگبرن باز یه حرف دیگه میزنن!

چاپ شدنش که تقربا قطعیه اگه اتفاق غیر مترقبه ای نیفته ولی زمانش هنوز واقعا 100% نیست و اگه تا نمایشگاه آماده نشه احتمالا باید حتی تا اواخر خرداد و اوایل تابستون منتظر بمونیم.

راستش من دیروز و پریروز نمایشگاه کتاب بودم و وقتی از اطلاعات آدرس روزنه رو می پرسیدم می گفتن : شبستان ، راهرو 21 ، غرفه 29 ؛ ولی در اونجا هیچ خبری از روزنه نبود ، تا اینکه به آدم زبان فهمی (!) پیدا شد و گفت روزنه تو نمایشگاه شرکت نکرده . حالا يه احتمال كمى هم هست که محل غرفه ( مثل چند تا جای دیگه ) عوض شده باشه .

در کل هم نمی دونم چه جوری این کتاب می خواسته به نمایشگاه برسه ...

پ.ن : یکی از نگهبان های اونجا یه حرف کاملا درستی درباره این اشتباهات گفت که اگر چه درست بود ، ولی نمیشه اینجا گفت :دی

يعني چي شركت نكرده؟ بابا من از امتحان جبر و احتمال مستمرم زدم اجازه گرفتم بيام نمايشگاه، يه هفته رو مخ خانواده راه رفتم كه اجازه بدن تنهايي بيام تهران ، اونوقت روزنه نيست؟

مارو مسخره كردن؟ بابا اصلا چرا با يه نشر دانشگاهي واسه كتاباي تالكين قرارداد بستين؟ كه حتي فروش اينترنتي هم نداره؟ ميدادين به تنديسي ، چيزي ... نه يه انتشاراتي گمنام بين عامه مردم كه كسي نميشناسه و هشتش گرو نه ش هستش !

منم امروز رفتم نمایشگاه و دیدم غرفه 29 مال روزنه کار بود و وقتی ازشون درباره انتشارات روزنه پرسیدم در کمال تعجب شنیدم که گفتن اصلا روزنه امسال تو نمایشگاه شرکت نکرده!

منو میگی خون خونم میخورد!

واقعا این روزنه تو این موارد بسیار ضعیف عمل میکنه.

این از این امروز و فردا کردنشون واسه داستانهای ناتمام و اینم از این...!

منم امروز رفتم نمایشگاه و دیدم غرفه 29 مال روزنه کار بود و وقتی ازشون درباره انتشارات روزنه پرسیدم در کمال تعجب شنیدم که گفتن اصلا روزنه امسال تو نمایشگاه شرکت نکرده!

منو میگی خون خونم میخورد!

واقعا این روزنه تو این موارد بسیار ضعیف عمل میکنه.

این از این امروز و فردا کردنشون واسه داستانهای ناتمام و اینم از این...!

خب فکر کنم به خاطر اینه که غرفه رو اشتباه رفتی...روزنه غرفه ی 23 راهروی 18 هستش امکان نداره نباشه آخه تو لیست وب سایت نمایشگاه هم بود.

آقا یکی یه حرف مطمئن بزنه. انگار قراره هممون یکی یکی بریم و دست از پا دراز تر برگردیم.

روزنه هم دیگه حالا ناز کرده!!!

خب فکر کنم به خاطر اینه که غرفه رو اشتباه رفتی...روزنه غرفه ی 23 راهروی 18 هستش امکان نداره نباشه آخه تو لیست وب سایت نمایشگاه هم بود.

من لیست راهروی 18 رو هم دیدم روزنه توش نبود!

و اونی که من رفتم راهروی 21 بود...

حالا عصبانی نشید،من یکشنبه میرم می پرسم میام بهتون میگم،ولی مطمئنم نیومده این قصه های ناتمام...

داستانهای ناتمام که هنور نیومده.این از این.احتمالا میره واسه همون آخر بهار.چون خودشونم هر روز یه حرفی میزنن و نمیشه درست حسابی رو حرفشون حساب باز کرد:)

من چهارشنبه فقط به خاطر گرفتن این کتاب رفتم نمایشگاه، انتشارات روزنه رو که پیدا نکردم. رفتم از نشر بیدگل پرسیدم. مسئول غرفه گفت که به انتشارات روزنه اجازه شرکت ندادن، به بیدگل هم اجازه ندادن کتاب های روزنه رو بیاره. راجع به چاپ شدن یا نشدن افسانه های ناتمام هم خبری نداشت.

کلا سال به سال که می گذره، همه چی گل و بلبل تر می شه.

آقا من دیشب خواب دیدم روزنه زده تو کار اسباب بازی کودک.

احتمالا واسه همینه که اجازه بهش ندادن پاشو بذاره تو نمایشگاه. :)

نه . روزنه يه نشر دانشگاهي هم هست كه كتاباي برخي چهره هاي سياسي هم چاپ ميكنه (بريد ويكيپديا مدخل انتشارات روزنه ميبينيد كتابهاي چه كسي رو چاپ ميكنه!) با توجه به برخي وقايع جاري كشور ممكنه اجازه شركت بهش ندن. نميتونن بگن شما همه كتاباتو بذار تو انبار فقط كتاباي تالكين رو بيار كه!

بالاخره باید یکی کتابای تالکین رو بیاره نمایشگاه یا نه؟ روزنه رو اصلا نخواستیم. یه انتشارات دیگه به عهده بگیره.

دوستانی که ساکن تهران هستن یا راحت می تونن سفر کوتاهی به این شهر داشته باشن می تونن تا 21 اردیبهشت به دفتر نشر مراجعه کنن و از تخفیف نمایشگاه هم استفاده ببرن.

فارغ از حضور یا عدم حضور روزنه، نمایشگاه تهران چند سالی هست که کیفیت اش رو از دست داده -البته به گمان بنده- و شاید کار عاقلانه تر همون کاری باشه که جناب تولکاس چند ساله انجام میده!

دوستانی که ساکن تهران هستن یا راحت می تونن سفر کوتاهی به این شهر داشته باشن می تونن تا 21 اردیبهشت به دفتر نشر مراجعه کنن و از تخفیف نمایشگاه هم استفاده ببرن.

فارغ از حضور یا عدم حضور روزنه، نمایشگاه تهران چند سالی هست که کیفیت اش رو از دست داده -البته به گمان بنده- و شاید کار عاقلانه تر همون کاری باشه که جناب تولکاس چند ساله انجام میده!

درود

دفتر نشر همونیه که تو خیابون توحیده؟

جناب تولکاس چه کاری چند ساله انجام میدن؟ :دی .متن اصلی میخونن؟

بله ولی برای کسانی که بخوان کتابهای دیگه ای غیر از داستانهای ناتمام رو بگیرن چون متاسفانه بعیده تا بیست و یکم برسه:)

امروز با روزنه تماس گرفتم و در مورد داستانهای ناتمام ازشون پرسیدم و خیلی راحت گفتن که فعلا تو چاپ خونس و حتی هنوز کارش به صحافیم نرسیده! موندم اینا چه جوری میخواستن مثلا تا نمایشگاه برسونن و رو چه حسابی به یه سریها قول داده بودن تا نمایشگاه میرسوننش! کلا اینا هر کدومشون هر دفعه به هرکی یه حرفی میزنن...!

چيزي كه منو عصباني ميكنه اينه كه روزنه يه مسؤول پاسخگويي درست و درمون نداره و با اين نحوه پاسخگويي به خريدار توهين ميكنن.

بالاخره كسي تونست اطلاع دقيق حاصل كنه كه روزنه تو نمايشگاه هست يا نه؟!

نه متاسفانه نیست...

و دلیلشم نامشخصه و وقتی دلیلشو ازشون میپرسی درست جوابتو نمیدن و کلا به قول خودت یه نفر نیست اونجا که آدم بتونه رو حرفش حساب باز کنه از بس که اینقدر حرفاشون با هم متضاده!

درود

دفتر نشر همونیه که تو خیابون توحیده؟

جناب تولکاس چه کاری چند ساله انجام میدن؟ :دی .متن اصلی میخونن؟

همونطور که the LORD of the RINGS گفتن بله. همون ساختمون قدیمی اول پرچم. ولی پیشنهاد من اینه که با توجه به نکته ای که ایشون به درستی یادآوری کردن قبل از رفتن به دفتر تماس بگیرین و از داشتن کتاب ها مطمئن بشین.

تولکاس هم تا جایی که من یادمه نمایشگاه نمیرن. کتاب هایی رو که میخوان میرن از خود انتشارات میگیرن که به نظرم کاری است بسیار معقول. :)

کی میشه جناب تولکاس؟

اما واقعن کارشون معقوله.

حالا موندیم امسال با کدوم دلخوشی بریم نمایشگاه؟؟؟ جدن که مسخره اس. بالا هم پرسیدم کسی جواب نداد. اگه امسال روزنه نیست پس کی کتابای تالکین رو میاره؟؟؟ یعنی هیچکسو جاش نمیذارن؟

منم تا همین چند ماه پیش نمایشگاه کتاب رو خیلی مفید میدونستم و با کاملا با نظر تولکاس مخالف بودم!اما با توجه به تعریفایی که امسال از نمایشگاه کتاب شده کلا قید رفتنو زدم.با اینکه کارت تخفیفش رو هم گرفته بودم اما بازم نمیخوام برم:)

اتفاقا رفتن به دفتر نشر خیلی تصمیم خوبیه.تهران شناسی آدمم خوب میشه!به جای دفتر نشر حتی میشه به شهر کتابها هم سر زد.خیلی فضای خوب راحت و عالی ای داره.آدم آرامش جذب میکنه:)

در مورد نشر روزنه هیچی نگم بهتره.فقط یه نصیحت تام پیر میکنه گوش کنید..اصلا فعلا بی خیال این کتاب بشید.اصلا بهش فکر نکنید و پیگیر هم نباشید.اگر قرار به چاپ شدنش باشه بالاخره میاد دیگه.این مسئولین محترم{!} نشر نمایشگاه سال گذشته به ما میگفتن توی چاپ خونه ست...فک کنم کلید چاپ خونه همون پارسال گم شده...بنده خداها هنوز پیدا نکردنش;)

من دیشب توی یکی از پیجای طرفدارای تالکین خوندم که توی محل نشر روزنه کتاب افسانه‌های ناتمام با حضور خود آقای علیزاده توزیع می‌شه.

من دیشب توی یکی از پیجای طرفدارای تالکین خوندم که توی محل نشر روزنه کتاب افسانه‌های ناتمام با حضور خود آقای علیزاده توزیع می‌شه.

خبرش رو روی سایت گذاشتیم، اشاره ای به داستانهای ناتمام نشده

خیلی خالی بنده این انتشارات روزنه :)

ینی کتاب که هیچی خودشونم نرسیدن به نمایشگاه ;) @};- :)

من الان حق دارم سرم رو بکویم به دیوار یا نه !!!!!!!!!!!!!!!!!

امروز به دوستم گفتم نمایشگاه رو متر کنه بلکم روزنه رو پیدا کنه ، هیچی به هیچی !

الان باید یه برنامه دیگه بچینم برم دفتر نشر ؟!!!!!!

همونطور که مهدی هم گفت روز پنجشنبه به هیچ وجه خبری از داستانهای ناتمام نمیتونه باشه چون فعلا تکلیفش درست حسابی معلوم نیست کی میاد و امضا و تخفیف واسه کتأبهای دیگس.

درود

دوستان من امروز انتشارات بودم در مورد نمایشگاه بهم گفتن بهمون غرفه ندادند وگرنه ما میخواستیم شرکت کنیم!! علت غرفه ندادن رو دیگه توضیح ندادن.

والا ما نمایشگاه سال پیش کتابایی خریدیم که که رسما مطالب ضد ج . ا داشت(نگم چه کتابی فکر کنم بهتر باشه.) بعد اینا غرفه داشتن حالا روزنه نداره!!

وارد دفتر اصلی که شدم داشتن در مورد همین داستان های ناتمام بحث میکردن. اونجوری که من فهمیدم وزرات ارشاد اذیتشون میکنه داستانهای ناتمام چاپش تموم نمیشه.(یا چیز تو این مایه ها دیر رسیدم زیاد نشنیدم :دی) اخرش هم بهم گفتن فقط دوران دوم مجوز دادن بقیش مجوز نگرفته و و فعلا چاپ نمیشه.

(دیگه صحت قضیه با خودشون! اینجا ایرانه یدفعه دیدید فردا کلا دفتر انتشارات توسط وزارت ارشاد با خاک یکسان شد تا قیامت داستانهای ناتمام چاپ نشد!!! :دی )

راستی اصلا چند بخشه این کتاب اصلی؟ از هر سه دوران یه سری موضوع داره؟

من امروز رفتم انتشارات و با شخص خود آقای علیزاده در مورد قصه های نا تمام صحبت کردم . ایشون گفتن که این ترجمه بسیار فرسوده کننده اس. و در قبال زحمت زیادی که مترجم میکشه , از بیرون استقبال چندانی نمیشه. اما آخر سر بهم گفتن که بازم در موردش فکر میکنن.

این کتاب 5 دوران داره که دوران اول در مورد تور و گوندولینه و دوران دوم در مورد هورین هست. که ترجمه دوتاش توی یه کتاب گنجونده شده. و همین مسئله باعث سردرگمی آقای علیزاده هم شده که بقیه دوران ها رو چطوری به این دوتا وصل کنن. یعنی همشو یه کتاب کنن یا با توجه به اینکه هورین و تور رو تو یه کتاب آوردن بقیه رو جدا کنن. که خب اینم کار قشنگی نیست.دوران دومم که دوساله که مجوز گرفته.

منم که در مورد شرکت نکردن روزنه توی نمایشگاه پرسیدم گفتن که ما میخواستیم بیایم, گفتن نیاین!

مشخص نیست که آخر سر چه برنامه ای واسه دو بخش باقی مونده کتاب دارند...

و نکته جالب هم اینجاست که هردفعه یک صحبتی میشه ولی گفته های خود جناب علیزاده تموم کننده هست ، به هرحال تا اونجایی که من اطلاع دارم ، بخش آخر کتاب تنها توضیحاتی در مورد چند مورد خاص هست که نمیدونم به همراه دوران سوم قابلیت تبدیل شدن به یک کتاب رو داره یا خیر ،خصوصا از نظر محتوایی.

ای کاش از ابتدا کل کتاب با هم ترجمه میشد ، اینطوری که من در خبرهای قدیمی خوندم ابتدا بنا بر ترجمه کتاب افسانه های ناتمام بوده نه فرزندان هورین.

نهایت امیدوارم یه تصمیم گیری قطعی در مورد این کتاب بشه و مارو از سردرگمی دربیاره.

قرار هم بر این بوده که کل کتاب ترجمه بشه اما خب یه سری اتفاقات افتاده که باعث شده این هدف میسر نشه.آقای علیزاده هم اضافه کردن که ترجمه ی هر دوران 2 یا 3 ماه زمان میبره.

والا این طور که من فهمیدم حالا حالاها باید منتظر بمونیم. چون حرفهای ایشون پر از دودلی بود. شایدم میخواستن دل منو و بقیه طرفدارا رو نشکنن که کمی چاشنی امید به گفته هاشون اضافه کردن.

بله، چرا دلخور نباشه، مردم يه كتاب "هاي- فانتزي" رو مثل لوتر ول ميكنن و به كتب مسخره هري پاتر ميپردازن !

خود من با اينكه كتب انگليسي تالكين رو شخم زدم ، همه كتابهاي ترجمه رو دارم ، ولي بقيه كه كلا ترجيح ميدن ترجمه رو نخونن و حتي بكوبنش ! به هر حال حاضر دوتا راه پيش روي ماست : حمايت از آقاي عليزاده با خريدن هرچه بيشتر كتب قبلي ، يا تشويق دوستانمون به خريد كتب ، و راه دوم هم اينه كه خودمون دست به كار شيم.

براي من راه اول راحتتر و معقول تره و به بقيه هم همين رو توصيه ميكنم .

و السلام.

خانوم شیرین: علیزاده گفت که به جز دوران اول و دوم دوران های دیگه رو ترجمه نکرده؟؟خیلی هم عالی!

فکر کنم حقیقت رو نگفته باشه.یا تو کل این چند سال حقیقتو نگفته باشه!

بله، چرا دلخور نباشه، مردم يه كتاب "هاي- فانتزي" رو مثل لوتر ول ميكنن و به كتب مسخره هري پاتر ميپردازن !

خود من با اينكه كتب انگليسي تالكين رو شخم زدم ، همه كتابهاي ترجمه رو دارم ، ولي بقيه كه كلا ترجيح ميدن ترجمه رو نخونن و حتي بكوبنش ! به هر حال حاضر دوتا راه پيش روي ماست : حمايت از آقاي عليزاده با خريدن هرچه بيشتر كتب قبلي ، يا تشويق دوستانمون به خريد كتب ، و راه دوم هم اينه كه خودمون دست به كار شيم.

براي من راه اول راحتتر و معقول تره و به بقيه هم همين رو توصيه ميكنم .

و السلام.

دوست عزیز مشکلات فروش لوتر اصلا ربطی به کتابهای دیگه نداره.حالا چون مردم از هری پاتر خوششون میاد نباید لوتر بخرن؟اصلا چه اشکالی داره که هم هری پاتر بخونن و هم لوتر؟در ضمن مجموعه هری پاتر اصلا مسخره نیست و در تهایت احترام این نظرتون کاملا شخصیه.من هم هری پاتر رو خوندم و هم هابیت و دوجلد از لوتر.واقعیت امر اینه که هری پاتر رو بیشتر دوست دارم اما لوتر رو قوی تر میدونم!

به جای اینکه بگردیم تا زورکی طرفدار واسه لوتر پیدا کنیم اول باید زمینه شو فراهم کنیم.اصلا طرفدار پیدا کنیم بعد کتاباشو نتونیم پیدا کنیم به چه درد میخوره؟من یادمه دو هفته کل تهرانو گشتم یه مجموعه درست و حسابی نتونستم پیدا کنم و بخرم!حالا خیر سرمون تهران پایتخته و دفتر نشر هم تو تهرانه!

وقتی یه انتشاراتی دو سال طرفدارای دو آتیشه تالکین ور دنبال یه کتاب میدوونن چه انتظاری داریم؟این قصه سر دراز دارد!داستانهای ناتمام!

من الان میرم میگردم پی دی افشو دانلود میکنم،به امید اینا نباید بشینیم من شده انگلیسیشو میخونم تا چشام از کاسه دربیاد ولی دیگه دنبال ترجمه شو نمیگیرم،ملتو مسخره کردن،انگار وقتمونو از سر راه آوردیم که هر سال نمایشگاه کتاب هلک و هلک بکوبیم بریم دم غرفه شون بعد آقای فروشنده با یه لبخند ملیح از پشت کامپیوترش بگه کتاب هنوز تو چاپخونه س در ادامه اضافه میکنن که کتاب حتمن تا آخر نمایشگاه میرسه :) بعدشم کاشف به عمل میاد که مترجم گرامی اصن نصفشو ترجمه نکردن، کاش این انتشارات روزنه یه ذره صداقت داشت...فقط یه سر سوزن X-(

پ.ن:آقا خدایی هری پاتر خیلی کتاب سطح پایینیه،هیچ وقت به طور کامل از هری پاتر خوشم نیومد با اینکه تک تک کتاباشو خوندم و تک تک فیلماشو دیدم :| فیلماشو هم که فقط به خاطر دوستان عزیزم رالف و اما واتسون دیدم وگرنه فاقد هرگونه ارزش سینمایی بودن :) ولی در هر صورت ربطی به قصه های ناتمام نداره،فقط و فقط انتشارات روزنه مقصره.

خانوم شیرین: علیزاده گفت که به جز دوران اول و دوم دوران های دیگه رو ترجمه نکرده؟؟خیلی هم عالی!

فکر کنم حقیقت رو نگفته باشه.یا تو کل این چند سال حقیقتو نگفته باشه!

منم دقیقا از همین تعجب کردم. اما اونجا چیزی نگفتم. ایشون گفتن که برای ترجمه ی قسمت باقی مونده فرسوده شدن که منم گفتم حداقل اینکار رو به آقای تقوی بسپارن. و بعدشم آقای علیزاده سرشون رو مبنی بر اینکه حالا ببینیم چی میشه تکون دادن.

عجب تایپیک طولانی و غم باری بود اصلا افسردگی مزمن حاد گرفتم

ما ایرانی های طرفدار آقای تالکین چه گناهی کردیم آخه ؟

فکر کنم اگه بریم انگلیسی شو دانلود کنیم هر روز یه جمله شو برا خودمون ترجمه کنیم زود تر از رسیدن کتاب ترجمه شده به بازار تمومش کنیم

تازه اون 12جلد تاریخ سرزمین میانه(درست گفتم دیگه ؟) و داستان های گم شده را کجای دلمون بذاریم ...

عجب تایپیک طولانی و غم باری بود اصلا افسردگی مزمن حاد گرفتم

ما ایرانی های طرفدار آقای تالکین چه گناهی کردیم آخه ؟

فکر کنم اگه بریم انگلیسی شو دانلود کنیم هر روز یه جمله شو برا خودمون ترجمه کنیم زود تر از رسیدن کتاب ترجمه شده به بازار تمومش کنیم

تازه اون 12جلد تاریخ سرزمین میانه(درست گفتم دیگه ؟) و داستان های گم شده را کجای دلمون بذاریم ...

خب این که درش شکی نیست :دیــ

درهرحال داستان های گم شده یکی از 12 جلد تاریخ سرزمین میانه هست پس جدا حسابش نکنید :پی

عرض شود خدمت دوستان که افسانه های ناتمام کلا سه بخش داره. بخش اول داستانهای دوران اوله (حدیث فرزندان هورین و حدیث تور و آمدن او به گوندولین) که بخش اول به صورت کتاب مجزا منتشر و ترجمه و چاپ شد و بخش دوم هم به عنوان ضمیمه ی همون کتاب. بخش دوران دوم ترجمه شده و ظاهرا در ارشاد گیره، بخش سوم رو هم آقای علیزاده اعلام کردن که دیگه مایل به ترجمه اش نیستن. خواستم بگم که حواستون باشه فقط بخش دوران سوم رو یه فکری به حالش بکنید :))

در ارشاد گیره ؟ من کتاب بیارم هزار تا مورد ناجور داره که مجوز چاپ گرفته مثل جلد اول نغمه . مثلا چی توی افسانه های ناتمام مشکل داره که تو ارشاد گیره ؟ ان هذا شی عجیبا !

گیر کردن کتاب در ارشاد ربطی به محتوای کتاب نداره ارتباط مستقیم با صاحب امتیاز انتشارات روزنه داره!

جالبه امروز زنگ زدم روزنه گفتم ببینم چه خبره و این حرفا ,وقتی در مورد داستانهای ناتمام پرسیدم خانومه خیلی ریلکس گفت تا یه هفته ده روز دیگه میاد و اون موقع بود که تحیر مرا فرا گرفت :|

کلا هر وقتی که ازشون بپرسی میتونید همین جواب رو بشنوید , فک کن دو ساله قرار دوهفته دیگه بیاد :))

یعنی پیام جان واقعا توقع داری چیز دیگه ای بشنوی؟

طرف میاد برای خودش با گفتن حقیقت از پشت تلفن (یا حتی حضوری) دردسر درست کنه؟! مخصوصا اگه بفهمه از طرفدار ها هستیم...

نه انتظار اونو ندارم ولی توقع دارم ملت ـو سرکار نذارن با این یه هفته ده روزشون و پیش خودشون دیگران رو چیزی فرض نکنن

فعلا که دوره دوره اتفاقات غیر منتظره ست! خدا رو چه دیدی شاید در راستای فلانی مچکریم کتاب هم به زودی منتشر شد!

من نمیدونم اگه بگن فعلا منتظرش نباشین , چی میشه؟

اتفاق خاصی نمیفته جدی... جز اینکه باهامون صادق بودن.

اصن ملت عادت کردن... :))

دوستان به جای این که بشینید تا زیر پاتون علف سبز شه برید زبان انگلیسیتون رو خوب کنید و بعد برید کتاب رو متن اصلی بخونید :دی

این به نظرم بهترین راه حل ممکن می باشد :دی

اینفلترینگ وزارت ارشاد همیشه سخت بوده و هست . به یه چیزی گیر بدن ، گیر دادن . نه با کلید حل میشه (اینو گرفتی !) نه با هیچ چیز دیگه ای .

اصلان راست میگه :

چون شیر به خود سپه شکن باش فرزند خصال خویشتن باش !

دوستان این سایتی که لینکش رو زیر این متن گذاشتم کتاب داستان های ناتمام نومه نور و سرزمین-میانه رو برای فروش داره ولی طبق کامنت هایی که توی سایت خوندم نمیدونم واقعی هست یا نه کسی چیزی میدونه ؟

http://www.bekhan.com/main/?page=30&bi=1129441

دوستان این سایتی که لینکش رو زیر این متن گذاشتم کتاب داستان های ناتمام نومه نور و سرزمین-میانه رو برای فروش داره ولی طبق کامنت هایی که توی سایت خوندم نمیدونم واقعی هست یا نه کسی چیزی میدونه ؟

http://www.bekhan.co...e=30&bi=1129441

مثل این که واقعا بالاخره منتشر شده!!!

چون تاریخش رو هم زده ۱۳۹۲!

من الان نمی تونم سفارش بدم، اگه کسی می تونه چک کنه ببینه واقعا اومده یا نه!

اگه اومده که دست به کار شیم :دی

مثل این که واقعا بالاخره منتشر شده!!!

چون تاریخش رو هم زده ۱۳۹۲!

من الان نمی تونم سفارش بدم، اگه کسی می تونه چک کنه ببینه واقعا اومده یا نه!

اگه اومده که دست به کار شیم :دی

مثل این که واقعا بالاخره منتشر شده!!!

چون تاریخش رو هم زده ۱۳۹۲!

من الان نمی تونم سفارش بدم، اگه کسی می تونه چک کنه ببینه واقعا اومده یا نه!

اگه اومده که دست به کار شیم :دی

بله که کتاب اومده!

https://arda.ir/unfinished-tales-of-numenor-and-middle-earth-published/

به همۀ طرفداران تبریک میگم.دست آقای علیزاده هم درد نکنه.

البته فعلا که رو آدینه بوک نیست ولی احتمالش خیلی زیاده که اونجا هم قرار بگیره.آخه اینا برای فروش و تبلیغ بیشتر با هم قرارداد دارن.اینه که ما چشم به راهیم.

من که از همین سایته سفارش دادم تموم شد و رفت آقااااااا باورم نمیشهههههه!!!!!

من که از همین سایته سفارش دادم تموم شد و رفت آقااااااا باورم نمیشهههههه!!!!!

دستت رسید ما رو هم خبر کن سفارش بدیم :'|

تنکس ا لات

اگه خدا بخواد فردا صبح میرم دفتر انتشارات و همون جا کتاب رو می خرم ، هرطوری حساب کردم با هرمدل سفارش دادن ، دیرتر دستم میرسه ، در حالی که فاصله خونه تا دفتر انتشارات در بدترین حالت 45 دقیقه هست!

فقط یکمی حالم گرفته شد که اون بخش باقی مونده ترجمه نشده و با این کتاب زیر چاپ نرفت ، امیدوارم یه روزی این اتفاق هم بیفته...

انصافا دلم میخواست پارت سوم و چهارم رو به زبون خودمون بهتر درک کنم ، بخش هایی مثل اربور ، ایستاری و ...

با این حال بازهم دست جناب علیزاده درد نکنه.

<3

این کتاب را از کدوم کتاب فروشی اصفهان میشه تهیه کرد؟ اصلا چیزی از این 1500 نسخه به اصفهان می رسه؟؟

این کتاب را از کدوم کتاب فروشی اصفهان میشه تهیه کرد؟ اصلا چیزی از این 1500 نسخه به اصفهان می رسه؟؟

والا نمی دونم.شهر کتاب معمولا کتابای تالکین رو داره (البته خیلی وقتا چند جلدش رو نداره و چند تاش رو داره).نمیدونم چرا فکر میکنم اگه بیاد اصفهان احتمالا یکی از اولین جاها اونجا باشه (هیچ دلیل منطقی ای ندارم براش!!!)

من از تهران گرفتم.اگه بخواین میتونم براتون بگیرم بار بعد که اومدم اصفهان بهتون بدم!

کتاب به دستم رسید =))

البته خاطر نشان کنم خیلی کم و کوچیکه و حسابی خورد تو ذوقم!هرکی میخواد بگیره از همین سایته سفارش بده خیلی خوبه.

post-1179-0-93816000-1385036698_thumb.jp

من پنج شش تا سكته ناقص و كامل زدم با اين خبر! سفارش ميدهيم!

جالبه کتاب داره به سرعت به فروش میره یکی از کارمندان سایت فروش کتاب بخوان.کام در ایمیلی به بنده این گونه بیان می کند:

من شخصا می خواستم بدانم جریان این کتاب (قصه های ناتمام) چه چیزی است که طی یک هفته گذشته و از زمانی ناشر چاپ و توذیع کرد و ما در سایت قرار داده ایم نزدیک ۱۸۰ عدد تک فروشی داشته ایم و حدود ۶۰۰ جلد هم سفارش عمده فروشی به کتابفروشیهای مختلف را تامین کرده ایم! که البته این امار فقط مربوط به مجموعه بخوان داتکام است و قطعا کم بیش برای دیگر مراکز پخش هم احتمال چنین وضعیتی شاید باشد! و به همین خاطر هم در سایت ما بصورت خودکار بعنوان کتاب پرفروش هفته در منوی سمت راست ثبت شده است آيا اين كتاب يكي از جلدهاي يك مجموعه سريالي از اين نويسنده است كه با تاخير چاپ شده يا مسئله خاص ديگري دارد كه اينگونه علاقمندان درصدد تهيه آن مي باشند!

اگر نگویم تا کنون برای ما جهت یک عنوان کتاب داستانی فانتزی در یک هفته بیسابقه بوده به جرات می شود گفت کم سابقه بوده است! (شاید مشابه این وضعیت را ۸ سال پیش برای کتابهای هری پاتر داشتیم!).

عزیزانی که کتاب رو دارن، میشه عناوین ضمایم رو هم قرار بدن؟

ممنون

عزیزانی که کتاب رو دارن، میشه عناوین ضمایم رو هم قرار بدن؟

ممنون

ضمیمه الف : الف های جنگلی و زبان آنان

ضمیمه ب : امیران سینداری الف های جنگلی

ضمیمه ت : حد و مرز لورین

ضمیمه ث : بندر لوند دایر

ضمیمه ج : نام های کله بورن و گالادریل

پ.ن : اینکه حرف «پ» کجا رفته، منم نمیدونم

پ.ن : اینکه حرف «پ» کجا رفته، منم نمیدونم

ممنون

ببخشین بابت اسپم ولی فکر میکنم که حروف به ترتیب الفبای عربی نوشته شدن و برای همین حرف "پ" لحاظ نشده.

پ.ن:

الآن خیلی زورم میاد که چرا آقای علیزاده دوران اول و سوم رو ترجمه نکرده! به هرحال ممنون از ایشون.

ممنون

ببخشین بابت اسپم ولی فکر میکنم که حروف به ترتیب الفبای عربی نوشته شدن و برای همین حرف "پ" لحاظ نشده.

پ.ن:

الآن خیلی زورم میاد که چرا آقای علیزاده دوران اول و سوم رو ترجمه نکرده! به هرحال ممنون از ایشون.

دوست عزیز ، دوران اول کتاب همون "فرزندان هورین" و ضمیمه اون "تور و آمدن او به گوندولین" هست ، اون فصل خودش یک کتاب مجزا شد.

دوران سوم و فصل چهارم کتاب که در مورد سه مطلب از جمله ایستاری هست هنوز باقی مونده.

دوست عزیز ، دوران اول کتاب همون "فرزندان هورین" و ضمیمه اون "تور و آمدن او به گوندولین" هست ، اون فصل خودش یک کتاب مجزا شد.

دوران سوم و فصل چهارم کتاب که در مورد سه مطلب از جمله ایستاری هست هنوز باقی مونده.

ممنون بابات توضیحاتتون.دوران اول رو که میدونستم که همون نارن ای هین هورینه ولی یه خورده فرق دارن با هم مثلا شما فصل سوم نارن ای هین هورین رو با همون قسمتش از UNFINISHED TALES مقایسه کنین اولاشون یه خورده با هم فرق داره اما حقیقتا این فرق جزئیه و مهم نیست.راجع به دوران سوم به این نتیجه رسیدم که خودمون باید دست به کار شیم:دی

ممنون

کتاب فرزندان هورین با چیزی که توی بخش اول داستانهای ناتمام اومده کاملا متفاوته. توی داستانهای ناتمام میاد و نسخه های دیگه داستان رو با داستان اصلی و منتشر شده مقایسه میکنه و جاهایی که یکسان هستن کلا حذف کرده. اصلا شکل داستانی نداره.

ممنون از آقا مهدی و جناب رضایی...

بله من یه مقدار بد نوشتم ، منظورم این بود که اصل دوران اول ترجمه شده ، فرق بین نسخه های مختلف و بررسی اونها خوبه ولی نه اینکه یه کتاب جدا بشه ، فعلا اگه نیاز به ترجمه باشه چه کار گروهی بین خودمون یا زحمات جناب علیزاده ، اون فصل سوم و چهارم کتاب واجب تر هست تا فصل یک.

ممنون آقا مهدی و گاندالف خاکستری بابت توضیحاتتون.حقیقتش من نارن ای هین هورین ترجمه شده رو ندارم اما اینا رو به صورت مقایسه ای با هم خوندم:

حکایت فرزندان هورین-فصل سوم:

Now by the command of Morgoth the Orcs with great labour gathered all the bodies of their enemies, and all

their harness and weapons, and piled them in a mound in the midst of the plain of Anfauglith, and it was like

a great hill that could be seen from afar, and the Eldar named it Haudh-en-Nirnaeth. But grass came there and

grew again long and green upon that hill alone in all the desert; and no servant of Morgoth thereafter trod

upon the earth beneath which the swords of the Eldar and the Edain crumbled into rust. The realm of Fingon

was no more, and the Sons of Fëanor wandered as leaves before the wind. To Hithlum none of the Men of

Hador's House returned, nor any tidings of the battle and the fate of their lords. But Morgoth sent thither Men

who were under his dominion, swarthy Easterlings; and he shut them in that land and forbade them to leave

it. This was all that he gave them of the rich rewards that he had promised them for their treachery to

Maedhros: to plunder and harass the old and the children and womenfolk of Hador's people. The remnant of

the Eldar of Hithlum, all those who did not escape into the wilds and the mountains, he took to the mines of

Angband and they became his thralls. But the Orcs went freely through all the North and pressed ever

southward into Beleriand. There Doriath yet remained, and Nargothrond; but Morgoth gave little heed to

them, either because he knew little of them, or because their hour was not yet come in the designs of his

malice. But his thought ever returned to Turgon.

Therefore Húrin was brought before Morgoth, for Morgoth knew by his arts and his spies that Húrin

had the friendship of the King; and he sought to daunt him with his eyes. But Húrin could not yet be daunted,

and he defied Morgoth. Therefore Morgoth had him chained and set in slow torment; but after a while he

came to him, and offered him his choice to go free whither he would, or to receive power and rank as the

greatest of Morgoth's captains, if he would but reveal where Turgon had his stronghold, and aught else that

he knew of the King's counsels. But Húrin the Steadfast mocked him, saying: 'Blind you are, Morgoth

Bauglir, and blind shall ever be, seeing only the dark. You know not what rules the hearts of Men, and if you

knew you could not give it. But a fool is he who accepts what Morgoth offers. You will take first the price

and then withhold the promise; and I should get only death, if I told you what you ask.'

—13—

Then Morgoth laughed, and he said: 'Death you may yet crave of me as a boon.' Then he took Húrin

to the Haudh-en-Nirnaeth, and it was then new-built and the reek of death was upon it; and Morgoth set

Húrin upon its top and bade him look west towards Hithlum, and think of his wife and his son and other kin.

'For they dwell now in my realm,' said Morgoth, 'and they are at my mercy.'

'You have none,' answered Húrin. 'But you will not come at Turgon through them; for they do not

know his secrets.'

Then wrath mastered Morgoth, and he said: 'Yet I may come at you, and all your accursed house; and

you shall be broken on my will, though you all were made of steel.' And he took up a long sword that lay

there and broke it before the eyes of Húrin, and a splinter wounded his face; but Húrin did not blench. Then

Morgoth stretching out his long arm towards Dor-lómin cursed Húrin and Morwen and their offspring,

saying: 'Behold! The shadow of my thought shall lie upon them wherever they go, and my hate shall pursue

them to the ends of the world.'

But Húrin said: 'You speak in vain. For you cannot see them, nor govern them from afar: ndt while

you keep this shape, and desire still to be a King visible on earth.'

Then Morgoth turned upon Húrin, and he said: 'Fool, little among Men, and they are the least of all

that speak! Have you seen the Valar, or measured the power of Manwë and Varda? Do you know the reach of

their thought? Or do you think, perhaps, that their thought is upon you, and that they may shield you from

afar?'

'I know not,' said Húrin. 'Yet so it might be, if they willed. For the Elder King shall not be dethroned

while Arda endures.'

'You say it,' said Morgoth. 'I am the Elder King: Melkor, first and mightiest of all the Valar, who was

before the world, and made it. The shadow of my purpose lies upon Arda, and all that is in it bends slowly

and surely to my will. But upon all whom you love my thought shall weigh as a cloud of Doom, and it shall

bring them down into darkness and despair. Wherever they go, evil shall arise. Whenever they speak, their

words shall bring ill counsel. Whatsoever they do shall turn against them. They shall die without hope,

cursing both life and death.'

But Húrin answered: 'Do you forget to whom you speak? Such things you spoke long ago to our

fathers; but we escaped from your shadow. And now we have knowledge of you, for we have looked on the

faces that have seen the Light, and heard the voices that have spoken with Manwë. Before Arda you were,

but others also; and you did not make it. Neither are you the most mighty; for you have spent your strength

upon yourself and wasted it in your own emptiness. No more are you now than an escaped thrall of the Valar,

and their chain still awaits you.'

'You have learned the lessons of your masters by rote,' said Morgoth. 'But such childish lore will not

help you, now they are all fled away.'

'This last then I will say to you, thrall Morgoth,' said Húrin, 'and it comes not from the lore of the

Eldar, but is put into my heart in this hour. You; are not the Lord of Men, and shall not be, though all Aida

and Menel fall in your dominion. Beyond the Circles of the World you shall not pursue those who refuse

you.'

'Beyond the Circles of the World I will not pursue them,' said Morgoth. 'For beyond the Circles of the

World there is Nothing. But within them they shall not escape me, until they enter into Nothing.'

'You lie,' said Húrin.

'You shall see and you shall confess that I do not lie,' said Morgoth. And taking Húrin back to

Angband he set him in a chair of stone upon a high place of Thangorodrim, from which he could see afar the

land of Hithlum in the west and the lands of Beleriand in the south. There he was bound by the power of

Morgoth; and Morgoth standing beside him cursed him again and set his power upon him, so that he could

not move from that place, nor die, until Morgoth should release him.

'Sit now there,' said Morgoth, 'and look out upon the lands where evil and despair shall come upon

those whom you have delivered to me. For you have dared to mock me, and have questioned the power of

Melkor, Master of the fates of Arda. Therefore with my eyes you shall see, and with my ears you shall hear,

and nothing shall be hidden from you.'

داستانهای ناتمام:

The Words of Húrin and Morgoth

Many songs are sung and many tales are told by the Elves of the Nirnaeth Arnoediad, the Battle of Unnumbered Tears, in

which Fingon fell and the flower of the Eldar withered. If all were retold a man's life would not suffice for the hearing; 2 but

now is to be told only of what befell Húrin son of Galdor, Lord o Dor-lómin, when beside the stream of Rivil he was taken

at last alive by the command of Morgoth, and carried off to Angband.

Húrin was brought before Morgoth, for Morgoth knew by his arts and his spies that Húrin had the friendship of the King of

Gondolin; and he sought to daunt him with his eyes. Nut Húrin could not yet be daunted, and be defied Morgoth. Therefore

Morgoth had him chained and set in slow torment; but after a while he came to him, and offered him his choice to go free

whither he would, or to receive power and rank as the greatest of Morgoth's captains, if he would but reveal where Turgon

had his stronghold, and aught else that he knew of the King's counsels. But Húrin the Steadfast mocked him saying: "Blind

you are Morgoth Bauglir, and blind shall ever be, seeing only the dark. You know not what rules the hearts of Men, and if

you knew you could not give it. But a fool is he who accepts what Morgoth offers. You will take first the price and then

withhold the promise; and I should get only death, if I told you what you ask."

Then Morgoth laughed, and he said: "Death you may yet crave from me as a boon." Then he took Húrin to the

Haudh-en-Nirnaeth, and it was then new-built and the reek of death was upon it; and Morgoth set Húrin upon its top and

bade him look west towards Hithlum, and think of his wife and his son and other kin. "For they dwell now in my realm,"

said Morgoth, "and they are at my mercy."

"You have none," answered Húrin. "But you will not come at Turgon through them; for they do not know his secrets."

Then wrath mastered Morgoth, and he said: "Yet I may come at you, and all your accursed house; and you shall be broken

on my will, though you all were made of steel." And he took up a long sword that lay there and broke it before the eyes of

Húrin, and a splinter wounded his face; but Húrin did not blench. Then Morgoth stretching out his long arm towards

Dor-lómin cursed Húrin and Morwen and their offspring, saying: "Behold! The shadow of my thought shall lie upon them

wherever they go, and my hate shall pursue them to the ends of the world."

But Húrin said: "You speak in vain. For you cannot see them, nor govern them from afar: not while you keep this shape,

and desire still to be a King visible upon earth."

Then Morgoth turned upon Húrin, and he said; "Fool, little among Men, and they are the least of all that speak! Have you

seen the Valar, or measured the power of Manwë and Varda? Do you know the reach of their thought? Or do you think,

perhaps that their thought is upon you, and that they may shield from afar?"

"I know not," said Húrin. "Yet so it might be, if they willed. For the Elder King shall not be dethroned while Arda endures."

"You say it," said Morgoth. "I am the Elder King: Melkor, first and mightiest of all the Valar, who was before the world,

and made it. The shadow of my purpose lies upon Arda, and all that is in it bends slowly and surely to my will. But upon all

whom you love my thought shall weigh as a cloud of Doom, and it shall bring them down into darkness and despair.

Wherever they go, evil shall arise. Whenever they speak, their words shall bring ill counsel. Whatsoever they do shall turn

against them. They shall die without hope, cursing both life and death."

But Húrin answered: "Do you forget to whom you speak? Such things you spoke long ago to our fathers; but we escaped

from your shadow. And now we have knowledge of you, for we have looked on the faces that have seen the Light, and

heard the voices that have spoken with Mane. Before Arda you were, but others also; and you did not make it. Neither are

you the most mighty; for you have spent your strength upon yourself and wasted it in your own emptiness. No more are

you now than an escaped thrall of the Valar, and their chain still awaits you."

"You have learned the lessons of your masters by rote," said Morgoth. "But such childish lore will not help you, now they

are all fled away."

"This last then I will say to you, thrall Morgoth," said Húrin, "and it comes not from the lore of the Eldar, but is put into my

heart in this hour. You are not the Lord of Men, and shall not be, though all Arda and Menel fall in your dominion. Beyond

the Circles of the World you shall not pursue those who refuse you."

"Beyond the Circles of the World I will not pursue them," said Morgoth. "For beyond the Circles of the World there is

Nothing. But within them they shall not escape me, until they enter into Nothing."

"You lie," said Húrin.

"You shall see and you shall confess that I do not lie," said Morgoth. And taking Húrin back to Angband he set him in a

chair of stone upon a high place of Thangorodrim, from winch he could see afar the land of Hithlum in the west and the

lands of Beleriand in the south. There he was bound by the power of Morgoth; and Morgoth standing beside him cursed

him again and set his power upon him, so that he could not move from that place, nor die, until Morgoth should release

him.

"Sit now there," said Morgoth, "and look out upon the lands where evil and despair shall come upon those whom you have

delivered to me. For you have dared to mock me, and have questioned the power of Melkor, Master of the fates of Arda.

Therefore with my eyes you shall see, and with my ears you shall hear, and nothing shall be hidden from you."

البته میدونستم که داستانهای ناتمام حالت روایی نداره ولی با خودم فکر میکردم که کریستوفر توی 2004 از روی داستانهای ناتمام نارن ای هین هورین رو منتشر کرده.

ممنون

چقدر هم ارزونه ! 7800 تومن ! من دیروز هابیت انتشارات روزنه رو خریدم 14600 تومن (آخه من هابیت فرزاد فربد رو خونده بودم .) خوبه ... به مناسبت کنکور همه کتابهام رو قایم کردن اما این یکی از چنگ خانواده بنده در خاوهد رفت ! آدرس خونه رفیقمو میدم ! باید بخونمش !

دوست عزیز ، دوران اول کتاب همون "فرزندان هورین" و ضمیمه اون "تور و آمدن او به گوندولین" هست ، اون فصل خودش یک کتاب مجزا شد.

دوران سوم و فصل چهارم کتاب که در مورد سه مطلب از جمله ایستاری هست هنوز باقی مونده.

سلام

راستش داستان هورین که توی سیلماریلیون وافسانه های ناتمام اومده با کتاب فرزندان هورین خیلی فرق داره.

توی هر دو کتاب یاد شده این داستان به صورت مختصرو جزئی و بیشتر با حالت تاریخی و روایی اومده . اما کریستوفر تالکین با مراجعه به یادداشت ها ودست نوشته های پراکنده پدرش اقدام به تکمیل کردن و بسط دادن داستان کرده. وشکاف ها وخلاء های داستان واونجاهایی که با هم کمی تناقض داشته رو حل کرده وبه صورت نسخه نهایی وگسترش داده شده در آورده.

اون ضمیمه ای هم که در مورد تور وبازگشتش به گوندولین در آخر کتاب امده در واقع از همون کتاب افسانه های نا تمام ترجمه شده به همت وتلاش آقای علیزاده وهالبارد (سید ابراهیم تقوی ) .قابل ذکره که این ضمیمه توی کتاب اصلی وجود نداره.

پس نتیجه می گیریم که داستانی (داستان هورین ) که در افسانه های ناتمام اومده .اونی نیست که ترجمه شده و فقط (داستان تور و بازگشتش به گوندولین ) از بخش دوران اول کتاب افسانه های نا تمام ترجمه شده. @-) :)) :(

منم بالاخره خریدمش ...فقط چهار تا دیگه ش باقی مونده بود .خیلی کوچیکه ولی خوب...به قول معروف کاچی بهتر از هیچی !

خب دوستان از آغاز این تاپیک بیش از دو سال میگذره گویا که در ابتدا قرار بوده ترجمه قصه های ناتمام، ناتمام بمونه و پخش اینترنتی بشه و به گونه ای هرز بره که اتفاق خوبی افتاد و آقای علیزاده بخش هایی از این مجموعه رو که ترجمه کرده بود چاپ کرد و امروز در فایل صوتی که در نشست این کتاب بود، گوش میدادم گفتن که ادامه قصه های ناتمام رو با همه سختیش ادامه میدن و این همه از پافشاری های دوستان به انتشارات روزنه و شخص مترجم بوده. به نظرم با ادامه این پافشاری ها آقای علیزاده برای ادامه کار دلگرم تر هم میشن کما اینکه به روی خودشون نیارن. به نظرم دوستان با پافشاری روی ترجمه ماجراهای تام بامبادیل توسط آقای علیزاده ایشون رو تشویق به این کار کنند. به نظرم این اثر حلقه مفقوده ای هست در فهم والاتر سرزمین میانه. خواهشاً مدیران سایت در این بار توضیح بدن و رفقا رو روشن کنند.

به نظرم لزومی نداره حتما دست به دامن رضا علیزاده شد

در سایت آردا افرادی مثل تضاد و حمید خان هستند که هم از نظر تسلط به انگلیسی سطحشون خیلی عالیه و هم احاطه کاملی بر دنیای تالکین دارند و میتونن با همکاری هم کاری ماندگار رو تحویل بدن.فقط مسئله وقت این دوستان هست که ایا برای این کار وقت دارن یا نه؟

به غیر از اون میشه از کار گروهی استفاده کرد تا هم فشار کار کم بشه و هم کاری خوب جهت معرفی سایت آردا باشه

به نظرم برای چنین آثار مهمی کار گروهی جوابگو نیست. و اینکه یقیناً اگه شخص علیزاده ادامه بده برای ترجمه عصر سوم و مابقی قصه های ناتمام بهتر باشه. و اینکه این ترجمه ای که میگید به صورت اینترنتی در میاد که به نظرم دور از مقام آثار تالکین هست، نفس اینکه جلدی از آثار تالکین در کتابخونه آدم باشه خودش کلی کیف میده.

به نظرم برای چنین آثار مهمی کار گروهی جوابگو نیست. و اینکه یقیناً اگه شخص علیزاده ادامه بده برای ترجمه عصر سوم و مابقی قصه های ناتمام بهتر باشه. و اینکه این ترجمه ای که میگید به صورت اینترنتی در میاد که به نظرم دور از مقام آثار تالکین هست، نفس اینکه جلدی از آثار تالکین در کتابخونه آدم باشه خودش کلی کیف میده.

نه گروهی که توش هم به دنیای تالکین احاطه داشته باشن و هم به ترجمه مسلط باشن مثلا جناب تضاد که خودشون استاد زبان انگلیسی اند و حمید هم که گفتن نداره .سابقه هم که در این زمینه داره و اتفاقا کارشم خوب بوده https://arda.ir/forum...?showtopic=1515

ترجمه اینترنتی نه .اگه کار خوب باشه میتونه مثل کار رضا علیزاده چاپ بشه

کتاب ماجراهای تام بامبادیل یه مجموعه شعر هست. ت.ت عزیز زحمت کشیده بود و سه بخش از این کتاب رو ترجمه کرده بود:

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1215

حالا خودش یا بقیه اعضایی که مایل هستن و فرصتش رو دارن میتونن این ترجمه رو ادامه بدن.

منم کتابو از بخوان سفارش دادم

یعنی امکانش هست کتاب تموم شده باشه و به دستم نرسه ؟ اخه توی سایت چیزی راجب وضعیت موجود یا نا موجود بودن کتاب ننوشته بود !!

منم کتابو از بخوان سفارش دادم

یعنی امکانش هست کتاب تموم شده باشه و به دستم نرسه ؟ اخه توی سایت چیزی راجب وضعیت موجود یا نا موجود بودن کتاب ننوشته بود !!

سلام

شما تماس بگیرین با بخوان دات کام، حتما بهتون پاسخ خواهند داد. من خودم سفارش دادم و تماس گرفتم، گفتن موجوده و برام ارسال کردن.

اره تماس گرفتم گفت شما از اخرین کسایی هستید که این کتابو سفارش میده . گفتم چرا؟ گفتن دیگه موجودی کتاب شون تموم شده ..!!

من همین چند ساعت پیش قصه های ناتمام و با وجود مشغله های بیخود این روزا تموم کردم...چن وقت پیش با دوستم رفتیــم انقلابــــــــ و جــــــــــــــای شما خالی...تو نشر افــــــــــــق همه ی سری کارای تالکین و داشت...هابیت (که خیلی سال پیش از یه نشر دیگه خونده بودم) با قصه های ناتمام گرفتم...دیگه پولم به اطلس(که خیــــــــــــــــــــلی وقته می خوام بگیرمش) نرسید حقیقت :-)....می تونــــــــــم بگم بعد از خوندنش یجورایی شیــــــــــــــــــفته ی شخصیت آلــــــــداریـــــــون شدم....هعییی....هیچی دیگه...الان من اینم :-)

در ادامه ی سخنان بزرگان

نظر من !!

من می گم بیاید یه کمپین راه بیاندازیم به اسم کمپین درخواست آقای علیزاده برای ترجمه ی کتاب های تالکین. من همین جا قول می دهم هر کدوم از کتابهایی که از تالکین توسط ایشون ترجمه بشه را رو هوا بخرم. انتشار قصه های ناتموم رو هم خبر نشدم

راستی هنوز هست

این قضیه کمپین رو جدی بگیرید

دوستانی که سلام علیک دارن با آقای علیزاده ، سلام برسونید بگید که ما چقدر مشتاق ترجمه ی بقیه ی کتاب هستیم (کاملا جدی)

دوستان عجله نکنین کتاب ها حتما تجدید چاپ میشن فقط باید با انتشارات و کتابفروشی ها در تماس باشین. راجع به تشکیل کمپین باید خدمتتون عرض کنم که ابتدائا نتیجه ای نداره چون فقط تعداد معدودی و اون هم از اعضای آردا متقاضی خواهند بود.بهتره کتاب ها رو از کتابفروشی ها تهیه کنین. راجع به ادامۀ ترجمه ها توسط خود آقای علیزاذه بارها و بارها صحبت به میون اومده و ایشون فرمودن که حالا حالاها سراغ تالکین نمیرن متاسفانه! مخصوصا تاریخ سرزمین میانه که هم وقت میبره و هم انرژی زیادی و هم مشخص نیست که چقد ازش استقبال میشه.

امروز صبح کتاب به دستم رسید .

ولی نمیدونم چرا وقتی شرو کردم به خوندنش مثل بقیه کتابا اون ذوق و هیجان رو نداشتم :))

درکل راضی نیستم ، بخاطر اینکه کامل ترجمه نشده ..

چند مدتی هست که فکری، ذهنم رو مشغول کرده که امیدوارم اشتباه باشه. اگر نگاه کنید قطر کتاب هایی که آقای علیزاده از تالکین ترجمه میکنند روز به روز داره کمتر میشه. به نظرم آقای علیزاده و البته در مقام اول انتشارات کل این مجموعه قصه های ناتمام رو ترجمه کرده اند و هر بخشش رو به صورت جداگانه چاپ میکنند تا به سود بیشتری برسند و البته در زمان های خاص که مخاطب حساس تر میشود مثل الان که همزمان شده با اکران فیلم هابیت. خلاصه تنها یک فکر هست و میتواند درست نباشد.

چندین بار هم گفته شده ,کتاب فرزندان هورین که ترجمه شده .خودش یک کتاب جدا گانه هست .اون بخش اول کتاب افسانه های ناتمام (داستان هورین) خلاصه تر هستش. البته علت این اشتباه دوستان به این خاطره که داستان تور وبازگشت گوندلین هم همراه کتاب ضمیمه شده,وبه خاطر همین دوستان فکر می کنند,که بخش اول کتاب افسانه های ناتمام ترجمه شده!!!!!!!!! در حالی که اینطور نیست .حدیث تور توی کتاب اصلی نیست. ولی جناب علیزاده این داستان رو هم ضمیمه اش کردند. :)) :| :( .

چند مدتی هست که فکری، ذهنم رو مشغول کرده که امیدوارم اشتباه باشه. اگر نگاه کنید قطر کتاب هایی که آقای علیزاده از تالکین ترجمه میکنند روز به روز داره کمتر میشه. به نظرم آقای علیزاده و البته در مقام اول انتشارات کل این مجموعه قصه های ناتمام رو ترجمه کرده اند و هر بخشش رو به صورت جداگانه چاپ میکنند تا به سود بیشتری برسند و البته در زمان های خاص که مخاطب حساس تر میشود مثل الان که همزمان شده با اکران فیلم هابیت. خلاصه تنها یک فکر هست و میتواند درست نباشد.

خیر چنین چیزی صحت نداره. علت اینکه قطر کتابها کمتر شده اینه که نوع کاغذش تغییر کرده و ظریفتر شده! سالهای 80 و 81 که مجموعۀ لوتر چاپ شد با کاغذهای کلفت چاپ شد اما اگه همین الآن چنین کاغذی به کار بره یقینا هزینه ش بسیار زیاد میشه. دقت کنین که قطر کم شده نه تعداد صفحات! از طرفی بعضی از دوستان میگفتن که حتی چاپهای جدید لوتر هم با کاغذهای معمولی هستن و مثل سابق نیستن. از طرفی آقای علیزاده فرموده بودن که ترجمۀ قصه های ناتمام از ایشون انرژی زیادی گرفته و بنابراین ایشون به همین حد اکتفا کردن و به باقی رو ترجمه نکردن. از طرف دیگه هم تقریبا تمام داستان های اصلی چاپ شدن و دیگه چیزی نمونده که خواسته باشن برای سود بیشتر اونو بعدها چاپ و منتشر کنن!

خیلی دوست داشتم انگلیسیم خوب میبود و میتونستم با شما دوستان برای غنی تر شدن این سایت ترجمه میکردم ولی حیف.من اصلا آدمی نبودم که حسرت چیزی رو بکشم ولی نمیدونم چرا از اینکه انگلیسیم خیلی قوی نیست و نمیتونم اینجا کاری بکنم اینقدر ناراحتم(مشخصه روز به روز علاقه م بیشتر میشه نسبت به این فضا و سایت).دوست داشتم حداقل میتونستم دو تا از حرفهای فرهنگنامه رو تکمیل میکردم.

اگر ممکنه دوستان راهنماییم کنن برای اینکه بتونم کتابهای زبان اصلی رو بخونم باید تا چه سطحی انگلیسیم رشد کنه؟

خوندن رمان به زبان اصلی بیشتر از سطح بالای زبان انگلیسی به علاقه به خوندن و کنارش داشتن صبر و حوصله در درک مطالب بر می گرده. البته پیش نیازش اینه قبلش خواننده، ترجمه های فارسی رو خونده باشه تا به موضوع مسلط باشه و در موقع مطالعه دچار سردرگمی نشه.