اگر پلان تیر میناس ایتیل(مورگول) دست سائورون نمی افتاد روند داستان در ارباب حلقه ها چطور میشد؟
در کل فکر میکنید جنبه مثبتشون مهم تر و بیشتره یا جنبه منفیشون؟
فنگورن —
اونها یه وسیله اند ، این که دست چه کسی باشن مشخص میکنه خطرناک اند یا نه ! مثل بقیه ابزار های دنیا !
هیچ قدرت فاسد کنندگی هم ندارند ، فقط یه وسیله ارتباطی اند .
بله دوست داشتم یکی داشته باشم. به شرطی که یکیش دست سائرون نباشه .
Curunir-Poirot —
دنه تور و منو که یکم فاسد کرد.
فنگورن —
اون به خاطر این بود که سائرون هم یدونه داشت ، و ذهن اونها رو مسموم میکرد . تو رو سائرون فاسد نکرد ، زیاده خواهی و طلب قدرت بود که به نابودی کشوندت .
Curunir-Poirot —
اون به خاطر این بود که سائرون هم یدونه داشت ، و ذهن اونها رو مسموم میکرد . تو رو سائرون فاسد نکرد ، زیاده خواهی و طلب قدرت بود که به نابودی کشوندت .
فعلا که به کوری چشم دشمنان سردسته قدیمی ایستاری نابود نشدم :D :D :) :-?
Turin+ —
داشتن یه قدرت بالا یا یه چیزی که بهت قدرت زیاد میده خیلی توان می خواد تا بتونی خودت رو در برابرش حفظ کنی ... مغرور نشی ... کبر نورزی ... تصمیمیاتت رو صرفا از روی اون نگیری... اگه شخص ضعیف باشه به تباهی کشیده میشه... حالا می خواد پلاترین باشه و یا ...
3DMahdi —
بخش شورای خردمندان برای مباحث ناشناخته است. سوالهایی مثل "دوست داشتید پلان تیر داشته باشید؟" باید توی یاران حلقه بحث بشه.
توضیحات مربوط به پلان تیری در فرهنگنامه آردا:
سنگهای بینا؛ گویهای متبلور قدرتمندی که به بینندگان اجازه میداد اتفاقات را تماشا کند و از فواصل دور با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. الندیل، هفت سنگ این چنینی را به سرزمین میانه آورد.
پلانتیری پادشاهی شمالی:
سنگ الندیل
در دورهی سوم، سال ۳۰۲۱، سنگ را به غرب آوردند. سنگ بینای امین براید، را در برج الوستیریون در تپههای برج، در غرب شایر نگاه میداشتند. میگفتند این سنگ چنان هماهنگ شده بود که میتوانست از فراز دریای بزرگ، غرب گمشده را ببیند. سنگ الندیل را از برج برداشتند و سوار بر کشتی سپید، در پایان دورهی نخست به آمان بردند.
سنگ آمونسول
در دورهی سوم، سال ۱۹۷۴، مفقود شد. این سنگ، در میان پلانتیری آرنور از همه بزرگتر بود و میگفتند از همه قدرتمندتر است. در اصل، در برج آمونسول، در مرکز پادشاهی شمالی قرار داشت. وقتی که پادشاه جادوپیشه برج را ویران کرد سنگ بینا را بازیافتند و به فورنوست بردند. وقتی خود فورنوست نیز تحت حمله قرار گرفت، شاه آرودویی همراه پلانتیر مذکور و سنگ آنومیناس به شمال گریخت. وقتی کشتی شاه در خلیج یخی فوروچل غرق شد هر دو سنگ از دست رفتند.
سنگ آنومیناس
در دورهی سوم، سال ۱۹۷۴ مفقود شد. میگفتند میان سه سنگ بینای پادشاهی شمالی از همه ضعیفتر است. با این وجود، شاهان آرنور و آرتداین بیش از همه از همین پلانتیر استفاده میکردند. در اصل، سنگ را در پایتخت الندیل، در آنومیناس قرار داده بودند ولی وقتی خاندان شاهان به فورنوست نقل مکان کرد سنگ را نیز جابجا کردند. سنگ آنومیناس نیز همراه سنگ آمونسول در خلیج یخی فوروچل گم شد.
پلانتیری پادشاهی جنوبی:
سنگ اعظم
در دورهی سوم، سال ۱۴۳۷ گم شد. سنگ اعظم سرزمین میانه در پایتخت باستانی گوندور، زیر گنبد ستارگان قرار داشت. پس از حصر ازگیلیات به دست کاستامیر شورشی، شهر به کام آتش فرو رفت و پلانتیر در آبهای آندویین گم شد.
سنگ آنور
جان به در برد و به دورهی چهارم رسید. آن را سنگ آنور و سنگ میناس تریت میخواندند. جایگاه آن، در دژ آناریون، میناس آنور بود و سراسر دوران سوم بر جای ماند. با گذر قرنها، سنگ تقریباً به دست فراموشی سپرده شده بود ولی کارگزان از وجود آن باخبر بودند. دنهتور، سنگ را در خفا به کار برد ولی سائورن، آن را تباه کرده و کارگزار را دیوانه ساخت. دنهتور در حالی که پلانتیر را در دست داشت خودسوزی کرد و از آن پس، تصویر دستان سوختهی کارگزار در سنگ، ثابت ماند.
سنگ ایتیل
احتمالاً در دورهی سوم، سال ۳۰۱۹ گم شد. همتای سنگ آنور بود و در شهر ایزیلدور، در میناس ایتیل، زیر کوهستان افل دوآت در ایتیلین قرار داشت. سال ۲۰۰۲ دورهی سوم، نزگول به میناس ایتیل حمله بردند و سنگ را همراه پلانتیر آن غصب کردند. بدین ترتیب، بعدها سائورون قادر بود با استفاده از سنگ ایتیل در نبرد حلقه هم سارومان و هم دنهتور را تحت نفوذ خود بگیرد. سرنوشت این پلانتیر آشکار نیست ولی احتمالاً در سقوط باراد-دور از میان رفته باشد.
سنگ اورتانک
تا دوران چهارم دوام آورد. چهارمین پلانتیر از پادشاهی جنوبی در برج اورتانک در آیزنگارد بود که در اصل پایگاه مرز شمالی گوندور به شمار میآمد. بعدها سارومان از برن کارگذار گوندور درخواست کرد تا کلید اورتانگ را به وی ببخشند. زیرا امیدوار بود هنوز سنگ، در برج باشد. امید وی محقق شد ولی با استفاده از سنگ، به دام سائورون افتاد. پس از سقوط آیزنگارد به دست انتها، گریمای مارزبان بی آن که بداند سنگ را به عنوان نوعی پرتابه از برج پرت کرد و بدین ترتیب، سنگ در نهایت به دست آراگورن افتاد که وارث حقیقی پادشاهی گوندور بود و مالک به حق سنگ به شمار میرفت. در پایان دورهی سوم، سنگ اورتانگ تنها پلانتیر به جای مانده در سرزمین میانه بود که میشد واقعاً از آن بهره برد.
نکته:
۱-در اصل، هفت پلانتیری در سرزمین میانه بودند (بدیهی است که در آمان هم سنگهایی بودند). سه سنگ یعنی سنگهای آنومیناس، آمونسول، ازگیلیات به طور حتم گم شدند یا از بین رفتند. سنگ الوستیریون در تپههای برج با کشتی سفید حاملان حلقه به آمان بازگشت. سنگ آنور و سنگ اورتانک هر دو سالم ماندند و به دورهی چهارم رسیدند.
۲-سرنوشت سنگ هفتم، سنگ ایتیل، به طور قطعی آشکار نیست. طی نبرد حلقه، سنگ در باراد-دور بود و به احتمال قوی در سقوط سائورون از بین رفت. ولی مادهی تشکیلدهندهی پلانتیری به شکل ویژهای قوی است و احتمال ضعیفی وجود دارد که سنگ ایتیل نیز سالم مانده و به دورهی چهارم رسیده باشد.
سنگ آنور نیز سالم ماند ولی نقش تصویر دستان خشک دنهتور بر آن باقی بود به همین دلیل تنها برای افرادی که ارادهی کافی داشتند قابل استفاده بود.
ببخشید یه سوال اساسی برام پیش امد اونم اینکه تمام این اطلاعات تو کتابهای تالکین ( سه گانه ارباب- هابیت - سیلماریلیون و فرزندان هورین ) امده ؟ یا ... :-?
رضائی.استل —
بله.از ویزگیهای یک اثر خوب و یک نویسنده ی حرفه ای همینه که جزئیات آثارش رو بازگو کنه.حال اینکه استاد تالکین یک جهان خلق کردن که دارای تاریخ هست.برخی از نکات مبهم هم در نامه های استاد توضیح داده شدن.
3DMahdi —
بله اکثر این مطالب توی این کتابهایی که نام بردی اومده. ضمیمه ارباب حلقه ها و دو فصل آخر سیلماریلیون درباره پلان تیری توضیحاتی دادن. توی داستانهای نا تمام هم یه فصل بهشون اختصاص داده شده.
Halfling —
خیلی ممنون از لطفتون . یه سوال دیگه! من میخوام وارد دنیای اردا بشم و باید از کجا شروع کنم ؟ از کدوم کتاب شروع کنم ؟
Tar-Isilmo —
توی انجمن تازه واردین یه موضوع مهم شده هست به نام اطلاعات اولیه. پیشنهاد میکنم اون رو بخونید.
2. و دوما هم که سارومان با سائورون ارتباط بر قرار می کرد یا ویچ کینگ ؟
کاربر #0 —
1. فئانور کی و کجا پلان تیر ها رو ساخته بود ؟
2. و دوما هم که سارومان با سائورون ارتباط بر قرار می کرد یا ویچ کینگ ؟
1. احتمالاً در آمان و در دوران فانوسها. (اين فرض منه؛ ولی 90% ازش مطمئنم؛ چون فئانور وقتی اومد سرزمين ميانه كه نمیدونم توی دوران نخست بود يا واليان، همهش مشغول جنگ و... بود.)
2. سارومان بود كه با پلانتير اورتانک، از تو برجش با سائورون ارتباط برقرار میكرد. ويچ كينگ رو چه به اين جنگولکبازیها؟! :دی (البته اين چيزيه كه توی فيلم نشون دادن. كتاب رو نخوندم.)
Elrond —
در مورد اولی منم همینو حدس می زنم ، ولی تو کتاب وقتی پی پین پلان تیر و برمی داره ، توش می بینه که نه تا موجود بالدار و خفاش مانند دور یه برج می چرخن که یکیشون جلو میاد و ازش سوالاتی می پرسه . ( این صحنه به نظرم یکی از بهترین توصیفات کتابه ... ) که باید اون شخص ویچ کینگ باشه .
پس معلوم میشه كه مال سارومان بوده؛ يا حداقل آخر افتاده دست سارومان (ممكنه اول دست ويچكينگ بودهباشه).
يه چيز ديگه درمورد ساختشون (سؤال اولت) هم پيدا كردم. توی مدخل پلانتير دانشنامهی واليمار، نوشته كه ايستاری گفتن كه فئانور پلانتيرها رو ساخته؛ و ايستاری هم از غرب و آمان اومدن. پس فئانور اونا را بايد توی آمان و غرب آردا ساختهباشه؛ وگرنه مردمان سرزمين ميانه اينو میدونستن و نيازی به اطلاعرسانی ايستاری نبود!!!
3DMahdi —
1. فئانور کی و کجا پلان تیر ها رو ساخته بود ؟
2. و دوما هم که سارومان با سائورون ارتباط بر قرار می کرد یا ویچ کینگ ؟
1- پلانتیر های توی والینور ساخته شدن و در سفر نولدور به سرزمین میانه با خودشون نیاوردن. اینها رو الفهای تول اره سئا به نومه نوری ها هدیه دادن تا با هم در ارتباط باشن. سنگ اصلی توی تول اره سئا هست. هفت پلانتیری که به انسانها در نومه نور رسید توسط الندیل و پسرانش به سرزمین میانه آورده شدن و اونها بین قلمرو گوندور و آرنور تقسیم شدن تا اونها با هم در ارتباط باشن. پلانتیر اورتانک به سارومان رسید. پلانتیر میناس تریت دست دست دنه تور بود و سائرون به وسیله همون دنه تور را مجنون کرد. سنگ میناس مورگول به دست سائرون افتاد.
2- سرنوشت همه سنگها مشخصه. هیچ سنگی دست ویچ کینگ نبود. پس سارومان نمیتونست با اون حرف بزنه.
اگه میخوای اطلاعاتی در مورد بقیه سنگها به دست بیاری مدخل پلانتیر ها رو در دانشنامه خودمون بخون:
2- سرنوشت همه سنگها مشخصه. هیچ سنگی دست ویچ کینگ نبود. پس سارومان نمیتونست با اون حرف بزنه.
منم سنگ سائورون رو می گم که شاید ویچ کینگ ازش استفاده می کرده .
کاربر #0 —
به الروند:
نگاه كن؛ يه پلانتير دست سارومان بود و يكی دست سائورون كه میتونستن از اورتانک و موردور با هم در ارتباط باشن. حالا تو كدومشون رو میگی كه دست ويچكينگ بوده؟ مال سارومان، يا مال سائورون؟
Elrond —
بالا که هست ؛ مال سائورون . منم گفتم شاید سائورون از طریق ویچ کینگ با سارومان ارتباط برقرار می کرده و اطلاعات می گرفته . در کل اگه ص 382 ی دو برج رو بخونی می بینی ...
کاربر #0 —
نه؛ سائورن از طريق ويچكينگ با سارومان ارتباط نداشته. ارتباط مستقيم برقرار میكرده! توی فيلم هم كه به طور واضح نشون داده. در ضمن، وقتی اسم پلانتير "سنگ اورتانک" هست، اون وقت دست سارومانه يا ويچكينگ؟! (ويچكينگ توی ميناس مورگول زندگی میكنه.) البته اول سنگ مال سارومان نبوده؛ ولی بعد از اين كه كليد اورتانک رو به اون میدن، اين پلانتير ميفته دست اون و اينجوری به سلطهی سائورون درمیآد. آخر هم با اسارت سارومان و مغلوبكردن سپاهيان اورک در اورتانک، اين پلانتير ميفته دست آراگون كه وارث حقيقی اونه.
نه؛ سائورن از طريق ويچكينگ با سارومان ارتباط نداشته. ارتباط مستقيم برقرار میكرده! توی فيلم هم كه به طور واضح نشون داده. در ضمن، وقتی اسم پلانتير "سنگ اورتانک" هست، اون وقت دست سارومانه يا ويچكينگ؟! (ويچكينگ توی ميناس مورگول زندگی میكنه.)
گندالف جان شما اول می گی ویچ کینگ با سارومان ارتباط برقرار نمی کرده ( رد کردن حرفم ) بعد می گی اون وقت پلان تیر اورتانک دست سارومانه يا ويچكينگ ؟!
منم فیلم رو نگفتم ، گفتم توی کتاب ( من تا دو برج رو خوندم ) این ویچ کینگه که توی پلان تیر ظاهر می شه .
البته اول سنگ مال سارومان نبوده؛ ولی بعد از اين كه كليد اورتانک رو به اون میدن، اين پلانتير ميفته دست اون و اينجوری به سلطهی سائورون درمیآد. آخر هم با اسارت سارومان و مغلوبكردن سپاهيان اورک در اورتانک، اين پلانتير ميفته دست آراگون كه وارث حقيقی اونه.
بله می دونم ولی سارومان و گریما تنها تو برج زندانی می شن و هیچ اورکی هم اونجا نبوده . پلان تیر هم گریما بطور اتفاقی و بدون آگاهی پلان تیر رو از بالا میندازه رو سرشون ...
کاربر #0 —
گندالف جان شما اول می گی ویچ کینگ با سارومان ارتباط برقرار نمی کرده ( رد کردن حرفم ) بعد می گی اون وقت پلان تیر اورتانک دست سارومانه يا ويچكينگ ؟!
منم فیلم رو نگفتم ، گفتم توی کتاب ( من تا دو برج رو خوندم ) این ویچ کینگه که توی پلان تیر ظاهر می شه .
اين آرايهای هست كه من استفاده كردم. يعنی دارم میگم ويچكينگ در ميناس مورگول بوده، نه اورتانک؛ پس دست سارومانه.
پ.ن: میشه دقيقاً سطری كه توی كتاب خوندی رو (كه چنين فكری رو به سرت انداخته)، اينجا بنويسی؟ يعنی يه سند بذاری تا حرفت رو اثبات كنی؟ سند من سايت آردا و دانشنامهی واليمار و فيلم ارباب حلقههاست.
Elrond —
اين آرايهای هست كه من استفاده كردم. يعنی دارم میگم ويچكينگ در ميناس مورگول بوده، نه اورتانک؛ پس دست سارومانه.
من هنوز نفهمیدم که بالاخره حرفم رو فهمیدی یا نه ؟! من نمی گم پلان تیر اورتانک دست ویچ کینگه . می گم ویچ کینگ با سارومان حرف می زده .
پ.ن: میشه دقيقاً سطری كه توی كتاب خوندی رو (كه چنين فكری رو به سرت انداخته)، اينجا بنويسی؟ يعنی يه سند بذاری تا حرفت رو اثبات كنی؟ سند من سايت آردا و دانشنامهی واليمار و فيلم ارباب حلقههاست.
گندالف تو هم خیلی گیر دادی ها : دی ، حالا همچین حرف بدی نزدم که اینجوری حرف می زنی ، ولی چون اصرار کردی :
" آسمان تاریکی دیدم ، و یک برج و باروی بلند . و ستاره های کوچک . خیلی دور از اینجا به نظر می رسید و انگار مدت ها پیش بود ، و با این حال ملموس و واضح . بعد ستاره ها روشن و خاموش شدند - چیزهایی بالدار روی آنها را می پوشاندند . فکر می کنم راستش خیلی بزرگ بودند : اما توی جام شبیه خفاش هایی بودند که دور برج چرخ بزنند . فکر می کنم نه تا از آنها آنجا بودند . یکی از آنها پرواز کنان صاف به طرف من آمد ، مدام بزرگتر و بزرگتر شد . خیلی دلهره آور بود - ... "
1212moin —
میشه یه کسی توضیح بیشتری درمورد پلان تیری ها وتفاوتشون باهم بگه توضیحات کافی نبود؟
تور —
جون ما کافی نبود؟!
خب این پست رو بگیر برو جلو. اگه باز هم جوابتو نگرفتی خودمو خبر کن!
پلانتیری اسم هفت سنگیست که فیانور در آمان ساخته بود وبعد ها به وسیله ی الدار به عنوان هدیه به نومه نور برده شدند وبعد از نابودی آتالانته (در واقع قبل از نابودیش:دی) توسط الندیل و خانوادش نجات پیدا کردند و به خطه میانی آورده شدند....این سنگ ها این خاصیت رو داشتند که میتونستند با یکدیگه ارتباط برقرار کنن به طوری که دارنده ی یکی از این سنگ ها میتونست دارنده ی سنگ دیگه رو ببینه و باهاش بحرفه :(
این سنگ ها در سرزمین میانه به این صورت پخش شدند که :
یک سنگ در اوزگولیاث، یک سنگ در میناس ایثیل، یک سنگ در میناس آرنور، یکی سنگ در برج اورتانک، یک سنگ در آمون سول، یک سنگ در آنومیناس وبلاخره یک سنگ در برج الوستیریون در تپههای برج در اِمین براید قرار گرفت (در بین همه سنگ های بینا این تنها سنگی بود که با بقیه پلانتیری ارتباط برقرار نمیکرد و دریا ها و آن سوی آنها رو میدید)
برای اطلاعات بیشتر میتونی به سیلماریلون و ضمائم ارباب ارباب حلقه ها و همچنین به تاپیک های "سوالات ارباب حلقه ها" و " پلان تیر" که همیجاست ~o) مراجعه کنی....
تور —
در سه پست بالا منابعی برای شناخت کامل پلان تیر معرفی شد.
حالا بشنوید از زبان گندالف که پلان تیر چیست.
{...پیپین پرسید:" حالا چیزی که میگویی چیست؟"
"اسمش یعنی چیزی که به دورها نگاه می کند. سنگ اورتانک یکی از آنها بود."
"پس آنرا"- پیپین مکث کرد- "دشمن نساخته؟"
گندالف گفت:" نه، و همین طور هم سارومان. این کار در ورای هنر اوست، و همین طور در ورای هنر سائرون. پلان تیر ها از آن طرف وسترنس آمده اند. از الدامار. نولدور آنها را ساختند. احتمالا خود فیانور آنها را در زمان های خیلی خیلی قدیم که نمی شود فاصله اش را به سال سنجید ساخته است. اما چیزی وجود ندارد که سائورئن از آن استفاده اهریمنی نبرد! وای بر سارومان!..."
پی پین پرسید:" مردم زمان باستان چه استفاده ای از آن می کردند؟"
گندالف گفت:"برای دیدن دور ها و گفت و گوی ذهنی باهم. به این نحو آن ها توانستند مدت های دراز قلمرو گوندور را محافظت کنند و متحد نگه دارند. آنها سنگ ها را در میناس آنور و میناس ایتیل و در اورتانک میدان آیزنگاردنصب کرده بودند. مهم ترین و اصلی ترین آنها زیر گنبد ستارگان در ازگیلیات قرار داشت قبل از این که آنجا ویران شود. سنگ های دیگر در دور دست ها بودند. در خانه الروند می گویند که آنها در آنومیناس، آمون سول، و در تپه های برج قرار داشتند. هر پلان تیر می توانست با پلان تیر دیگر حرف بزند. اما در ازگیلیات می توانستند همه آنها را در یک زمان از نظر بگذرانند. ولی این سنگ به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد جز دیدن تصاویر کوچکی از چیز های دوردست و روزگار گذشته. تردیدی نیست که خیلی به درد سارومان می خورده. ولی ظاهرا او را راضی نمی کرده. آن قدر به دورها خیره شده تا چشمش به باراد دور افتاده بعد گرفتار شده."}
پلان تیر در سیلماریلیون:
"هفت سنگ بینا که الندیل و پسرانش از نومه نور آوردند. ساخته فیانور در آمان...."
سیه تیغ —
دوستان حالا یه سوال دیگه . پلان تیری که در تول اره سئاست ، قدرت بینایی سرزمین میانه رو داره ؟ یعنی متونن از اون سرزمین میانه رو رصد کنن ؟
و دیگه اینکه : اگه پلان تیری توسط فئانور ساخته شدن ، چرا فرزندان فئانور اونها رو به عنوان یه ابزار ارتباطی قوی برای جنگ با مورگوت با خودشون نیاوردن ؟
baradil soldier of dale —
دوستان حالا یه سوال دیگه . پلان تیری که در تول اره سئاست ، قدرت بینایی سرزمین میانه رو داره ؟ یعنی متونن از اون سرزمین میانه رو رصد کنن ؟
و دیگه اینکه : اگه پلان تیری توسط فئانور ساخته شدن ، چرا فرزندان فئانور اونها رو به عنوان یه ابزار ارتباطی قوی برای جنگ با مورگوت با خودشون نیاوردن ؟
در مورد سوال اولت نمی تونم با اطمینان نظر بدم.همه جا از این سنگ به عنوان master stone نام برده اند. این لقب را روی سنگ اوزگیلیات نیز گذاشته بودند. سنگ اوزگیلیات می تونست اون 6 تا سنگ دیگه رو زیر نظر بگیره.
من خودم دو تا احتمال میدم:
1-این سنگ تول اره سئا از سنگ اوزگیلیات نیز مرتبه بالاتری داره و می تونه تمام هفت سنگ سرزمین میانه رو زیرنظر بگیره.
2-این سنگ تنها می تونه با سنگی که در برج الوستیریون هست ارتباط برقرار کنه. چون اشاره شده که سنگ الوستریون فقط برای دیدن ورای راه راست و دریای سایه افکن استفاده میشده و حتی میشد اره سئا و برج آوالونه را با کمک اون تماشا کرد.
من خودم اون احتمال اولی رو بیشتر قبول دارم. باید نظر اساتید رو ببینیم.
در مورد سوال دومت هم هیچ گونه ایده ای ندارم.
سوال من: من یه جا خوندم که فئانور بیست و هشت تا پلان تیر ساخت که نه تاشون رو به دونه داین هدیه می دن و الندیل هم هفت تا رو فقط با خودش میبره. آیا این چیزا دروغ محضه یا اینکه مربوط به ورژن های اولیه داستان میشه یا اینکه توی نسخه ی نهایی داستان هم اومده؟
الوه —
قضیه ی این که سنگ اصلی توی تول اره سئاست کجا بود؟ به یادش دارم اما کجا بود رو خیر!
درهرحال وجود پلان تیر اصلی در تول اره سئا در حدود دهه 40 در سیلماریلیون نوشته شده اما وجود 7پلان تیر در دهه 60 و در داستان های ناتمام، که احتمال میدم بعدا تالکین ازش صرف نظر کرده و فقط گفته سنگ الندیل (که شما به اسم الوستیریون نام بردی) میتونسته تول اره سئا رو ببینه (البته سنگی اونجا نیست)
یک چیز رو هم بگم، سنگ ها مشخصه توسط نولدور در آمان درست شدن و به احتمال زیاد به دست فئانور، هم اینکه سنگ های اصلی (Master Stones) اونقدر سنگین بودن که نمیشد دستی حملشون کرد (مثل سنگ آمون سول)، سنگ های قابل حمل توانایی دیدن همه جا رو نداشتن و بدرد دیدن همه جا نمیخوردن، و میدونیم نولدور با چه سرعتی و فقط با زره و شمشیر تقریبا راهی شدن (کاملش توی سخنرانی فئانور) پس نخواستن چیزهای سنگینی مثل پلان تیر های اصلی رو با خودشون حمل کنن (حداکثر پلان تیرهای کوچک که قفط با هم در ارتباط بودن رو با خودشون بردن، گرچه هیچ مدرکی وجود نداره و حدسیاته این قسمت دردون پرانتز)
در مورد اون اعدادی هم که گفتید من هیچ چیزی ندیدم و به نظرم ساختگی باشه و نه حتی مربوط به ورژن های قدیمی
ما فقط میدونیم 7 پلان تیر توسط الندیل به سرزمین میانه آورده شد و در آخر سنگ الندیل رو برگردوندن به آمان، اما از بقیه ی سنگ ها تعدادی در دست نیست، گرچه میدونیم حتما سنگ هایی در آمان بوده و نولدور سنگ های بیشتری ساخته بودن...
الوه —
خب اینم یه عکس که کمی تاریخچه، سرنوشت و تقریبا اندازه ی پلان تیر ها رو مشخص میکنه، کار جالبیه و گفتم اینجا بزارمش فقط کمی مشکل داره که کتبا مینویسم...
اینجا باز قضیه ی 28 پلان تیر رو داریم که نمیتونم تاییدیه براش پیدا کنم!
احتمال قوی میره پلان تیر ها ساخته ی فئانور باشن، اما تاییدی وجود نداره
سال 1450 دوران دو درخت و 1700 دوران دوم منبعی ندارن!
LObeLia —
یه سوا ل اساسی:
کسی که یه پلان تیر رو داشت چطوری متوجه میشد که یکی دیگه داره باهاش حرف میزنه؟
من فکر میکنم پلان تیر ها کار الان اینترنت و موبایل رو انجام میدادن. خیلی شبیه. اما با ویژگی های خاص تر...
ما الان که مثلا برامون یه پیامک میاد گوشیمون صدا میده و متوجه اون میشیم.حالا مثلا فکر کنین که سائرون یه حرفی رو به سارومان میزنه. خب سارومان چطوری همون موقع متوجه میشه؟
عجب سوال ظریفیه! :))
the LORD of the RINGS... —
واقعا سوالی بس اساسی بود ولی من یه مطلب رو خواستم اینجا بذارم شاید بشه با دقت کردن روش یه جواب درست رو بیرون کشید:
"هر پلان تیر میتوانست با پلان تیر دیگر حرف بزند. یعنی کسی که دستهایش را روی یک پلان تیر میگذاشت، میتوانست با پلان تیر دیگری در یک شهر دیگر ارتباط برقرار کند و به همین دلیل، این گویها وسیلههای بسیار مناسبی برای جابه جایی سریع اخبار بودند. با اینکه بیشتر خواص این سنگها با هم یکسان بود، اما هرکدام از آنها ویژگیهای جانبی و خاصی هم داشتند که مختص به خودشان بود. به عنوان مثال، پلان تیر اورتانک میتوانست تا دوردستها را ببیند و مثل یک دیده بان عمل میکرد، پلان تیر میناس ایتیل میتوانست با ذهن همهٔ صاحبان گویهای دیگر در مدتی بسیار کوتاه ارتباط برقرار کند و تصاویر خاصی را به طرف ذهن آنها بفرستد، پلان تیر میناس تیریت آینده را میدید و سنگ تپههای برج در شمال به آن سوی دریا و والینور نگاه میکرد. اما گفته شده سنگ ازگیلیات از بقیه نیرومندتر بوده و به کمک آن، هر هفت سنگ میتوانستند در یک زمان با یکدیگر حرف بزنند، درست مثل یک شورا یا انجمن."
LObeLia —
اما من ازین توضیح به جوابم نرسیدم. کسی نیست بدونه؟
الوه —
اما من ازین توضیح به جوابم نرسیدم. کسی نیست بدونه؟
از نظر من پلان تیر ها حداکثر مثل چراغ چشمک زدن موبایل میتونستن عمل کنن نه بیشتر، درواقع فقط با تماس میشد باهاشون ارتباط برقرار کرد (حالا سائورون داستانش جداست) چون میبینیم گندالف با پیچیدن پارچه ای دورش درواقع ارتباط 2سنگ رو قطع میکنه و سائورون هیچی نمیتونه از پلان تیر بفهمه که مثلا کجاست و چه خبره اون اطراف
در بهترین حالت سارومان باید هر چند وقت مسیج های پلان تیرشو با لمس کردن چک میکرد :پی
LObeLia —
اما من فکر نمیکنم به این شکل بوده باشه که هر چند وقت یه بار به قول شما مسیج هاشو چک کنه!! اومدیمو دیر چک کرد. و کار و از کار گذشت. اون وقت مثلا سارومان چه جوابی داره به سائرون بده؟ میگه من وقت نداشتم پیام هامو چک کنم؟؟ :))
شاید اصلا توی هر ارتباط , قرار بعدیشون رو مشخص میکردن. که این احتمالم یه جورایی مسخره اس. مثلا میگفته من دو روز دیگه باز با شما تماس میگیرم!!!
اینم میشه که بگیم خیلی بندرت از سنگ استفاده میکردن و به همین دلیل هر دو طرف میتونستن احساس کنن که فلان موقعیت خطرناک و اضطراری باید ارتباط بر قرار بشه. اما اینم قانع کننده نیست.
دوستان چرا یاری نمیرسونن؟؟؟ :|
ای بابا...
بانوی سفید روهان —
خب شاید طرف اول می خواسته از طریق پلان تیر ارتباط برقرار کنه پلان تیر یه جورایی با ذهن طرف دوم ارتباط برقرار میکرده و بهش خبر میداده که یکی پشت خطه
بالاخره باید یه راهی وجود داشته باشه اون قرار گذاشتنه هم ممکن نیست شاید یه وقتی به ارتباط فوری احتیاج داشتن که موعد قرار شون نبوده
Mil endor —
میشه بگید پلان تیر چیه؟
R-FAARAZON —
آقای الوه میشه بگید پلان تیر چیه؟
پلانتیر همون جام جهان نماست یا اونطور که در دانشنامه والیمار اومده:
پلانتیرها گویهایی بودند ساختهٔ دست نولدور که در زمان شکوفایی نومه نور، آنها را برای مردم آن هدیه آورده بودند. حتی برخی از ایستاری در دوران سوم ادعا میکردند که آنها ساختهٔ خود فئانور هستند. این گویها، که هفت عدد بودند، همگی در اختیار خاندان الندیل بلندقامت بود که سالیان دراز بعد، خود پادشاه مردمش شد. در زمان سقوط نومه نور، الندیل و پسرانش به همراه تمام چیزهایی دیگر که با خود به سرزمین میانه آوردند این هفت گوی را هم قرار دادند و به این ترتیب، گنجینههای بزرگ نولدور پا به سرزمین میانه باز کردند.
گفته شده که از پلان تیرها برای اتصال به ذهن دیگران استفاده میشده و به کمک این ویژگی، پادشاهان و حکمرانان گاندور و آرنور سالیان دراز از سرزمین هایشان در برابر هر هجوم و حملهای دفاع میکردند. زیرا به کمک پلان تیرها، میشد افکار و ذهن دیگران را هم در زمان حال، هم در زمان گذشته و هم در آینده دید و این نه فقط شامل ذهن افراد، بلکه شامل وقایعی که اتفاق میافتاد هم میشد. به همین دلیل بود که پیپین، توانست نقشهٔ حمله به میناس تیریت را در پلان تیر ببیند، دنهتور توانست لشکریان عظیم سائورون را ببیند که برای جنگ آخر به طرف دروازهها میروند و همین طور هم گندالف، امیدوار بود که بتواند: «دستان و ذهن تصور ناپذیر فئانور را در کار ببینم، در حالی که درخت سفید و طلایی هردو به گل نشستهاند.» هر پلان تیر میتوانست با پلان تیر دیگر حرف بزند. یعنی کسی که دستهایش را روی یک پلان تیر میگذاشت، میتوانست با پلان تیر دیگری در یک شهر دیگر ارتباط برقرار کند و به همین دلیل، این گویها وسیلههای بسیار مناسبی برای جابه جایی سریع اخبار بودند. با اینکه بیشتر خواص این سنگها با هم یکسان بود، اما هرکدام از آنها ویژگیهای جانبی و خاصی هم داشتند که مختص به خودشان بود. به عنوان مثال، پلان تیر اورتانک میتوانست تا دوردستها را ببیند و مثل یک دیده بان عمل میکرد، پلان تیر میناس ایتیل میتوانست با ذهن همهٔ صاحبان گویهای دیگر در مدتی بسیار کوتاه ارتباط برقرار کند و تصاویر خاصی را به طرف ذهن آنها بفرستد، پلان تیر میناس تیریت آینده را میدید و سنگ تپههای برج در شمال به آن سوی دریا و والینور نگاه میکرد. اما گفته شده سنگ ازگیلیات از بقیه نیرومندتر بوده و به کمک آن، هر هفت سنگ میتوانستند در یک زمان با یکدیگر حرف بزنند، درست مثل یک شورا یا انجمن.
پلان تیرها گویهایی صاف و صیقلی و سیاه رنگ بودند که مرکز آنها از نوعی آتش خاموش نشدنی روشن و فروزان بود که این آتش در زمان استفاده از گوی به شکل شعلههای بسیار پرنوری درمی آمد و در همهٔ جهات پخش میشد. گرچه سنگ میناس ایتیل میتوانست صحنههایی را که دیگران میدیدند را برایشان انتخاب کند، اما با این حال باز هم صحنههایی که دیده میشد واقعی بودند، چون سنگهای بینا دروغ نمیگفتند. نام پلان تیر به معنی چیزی است که دوردستها را میبیند و این نام هم کوئنیایی است.
تاپیک جالبیه.توضیحات دوستانم خیلی کامل بود اما من یه سوال برام پیش اومده.چطور الندیل و پسراش تونستن چنین چیزای با ارزشی رو و همچنین چوگان سلطنتی و چیزای دیگه رو از نومه نوری ها بگیرن و با خودشون ببرن.اونا دیگه مورد اعتماد آر-فارازونم نبودن که راحت بتونن اینا رو بدست بیارن :|
ورونوه —
اجداد الندیل، فرماندارهای بندر آندونیه بودن، تا جایی که می دونم پلان تیری رو الدار به همین خاندان هدیه داده بودن نه به خانواده ی شاه. یعنی از اموال خود آماندیل به حساب می اومد. به جز پلان تیری نهال نیملوت توی کشتی ها بود که اونم میوه شو ایسیلدور از کاخ دزدیده بود! :D
در مورد چوگان سلطنت چیزی توی سیل نبود، کجا خوندی که بردنش؟ چون قاعدتاً باید تا آخر دست خود آرفارازون بوده باشه.
Nienor Niniel —
اجداد الندیل، فرماندارهای بندر آندونیه بودن، تا جایی که می دونم پلان تیری رو الدار به همین خاندان هدیه داده بودن نه به خانواده ی شاه. یعنی از اموال خود آماندیل به حساب می اومد. به جز پلان تیری نهال نیملوت توی کشتی ها بود که اونم میوه شو ایسیلدور از کاخ دزدیده بود! :D
در مورد چوگان سلطنت چیزی توی سیل نبود، کجا خوندی که بردنش؟ چون قاعدتاً باید تا آخر دست خود آرفارازون بوده باشه.
من با تکیه بر اطلاعات نادرستم نوشتم :D
بله انگار چوگان نبوده
Hamed Sooffee —
اجداد الندیل، فرماندارهای بندر آندونیه بودن، تا جایی که می دونم پلان تیری رو الدار به همین خاندان هدیه داده بودن نه به خانواده ی شاه. یعنی از اموال خود آماندیل به حساب می اومد.
یعنی پلان تیری رو به والاندیل دادن؟ من فکر می کردم دادن به الروس
Nienor Niniel —
یعنی پلان تیری رو به والاندیل دادن؟ من فکر می کردم دادن به الروس
اگه به الروس هم داده باشن بازم آماندیل از نسل الروس بود دیگه
ورونوه —
در اصل به خود آماندیل دادن. زمانی که پای سائورون به نومه نور باز شد. که یه وسیله ی ارتباطی باشه برای مؤمنان، در زمانی که الف ها دیگه به اون سرزمین نمی یان.
این متن اگه اشتباه نکنم توی ضمیمه ی بازگشت پادشاه اومده . کتاب رو ندارم، شرمنده:
...
and the Seeing Stone of Emyn Beraid was set in Elostirion, the tallest of the towers. Thither Elendil would repair, and thence he would gaze out over the sundering seas, when the yearning of exile was upon him; and it is believed that thus he would at whiles see far away even the Tower of Avallónë upon Eressëa, where the Masterstone abode, and yet abides. These stones were gifts of the Eldar to Amandil, father of Elendil, for the comfort of the Faithful of Númenor in their dark days, when the Elves might come no longer to that land under the shadow of Sauron. They were called the Palantíri, those that watch from afar
...
ویرایش: خب از سیلماریلیون بود، پیداش کردم، واقعاً که این دفعه شرمندگی داشت:
و سنگ بینای امین براید در الوستیریون بلندترین برج ها نصب گشته بود. الندیل هرگاه حسرت تبعید بر دلش سنگینی می کرد غالباً بدانجا می رفت و به دریاهای جدایی افکن چشم می دوخت؛ و گمان می رود که بدینسان او هر از گاه در دور دست ها، برج آوالونه را در اره سئا می دید، جایی که سنگ اصلی در آن جا بود و هنوز هم آنجاست. این سنگ ها هدیه ی الدار به آماندیل، پدر الندیل بود، برای آسایش مؤمنان نومه نور در روزگار تاریکشان. وقتی که الف ها دیگر به سرزمینی که زیر سایه ی سائورون بود گام نمی نهادند. سنگ ها را پلان تیری می نامیدند، یعنی آن ها که از دور می نگرند.
صفحات 481 و 482 حدیث حلقه های قدرت
الندیل پادشاه انسان ها —
جریان اینکه چوگان سلطنتی چطور به الندیل رسید رو می تونید در آخرای ضمائم بازگشت پادشاه بخونید.
Nienor Niniel —
یک چیز دیگه...مگه آر-فارازونم از نسل الروس نبوده؟
اگه نبوده کجا این رشته ش قطع شده؟
Hamed Sooffee —
یک چیز دیگه...مگه آر-فارازونم از نسل الروس نبوده؟
اگه نبوده کجا این رشته ش قطع شده؟
آر-فارازون برادرزاده ی تار-پلانتیر بیست و چهارمین شاه نومه نور و از نسل الروس
Nienor Niniel —
اگه از نسل الروس بوده چرا پلان تیرا رو به اون ندادن و به آماندیل دادن؟ :|
Hamed Sooffee —
اگه از نسل الروس بوده چرا پلان تیرا رو به اون ندادن و به آماندیل دادن؟ :|
وقتی سائرون اومد به نومه نور و شروع به فریب دادن آر-فارازون و نومه نوری ها کرد الف ها دیگه به نومه نور نمی اومدن پلان تیری رو به آماندیل دادن تا بتونن با هم در ارتباط باشن - اون زمان آر-فارازون به خاطر فریب های سائرون ارتباط خوبی با الف ها نداشت شایدم کلا ارتباط نداشت.