آیا به غیر از کتابهای ارباب حلقها و هابیت کتاب دیگه ای از تالکین در ایران با ترجمه ی فارسی منتشر شده است.اگر منتشر شده توسط کدام ناشر؟
ترجمه کتاب های تالکین در ایران، معرفی و بررسی انتشارات
کتاب درخت و برگ هم هست. البته درخت و برگ یه داستان واحد نداره بلکه توش سه تا داستان کوتاه هست که اونها هم در آردا اتفاق نمی افتند. اگه بری یه کتاب فروشی که سر فروشنده هاش به تنشون بیرزه خودشون بهت نشونش میدن ولی انتشاراتش رو الان یادم نیست.
کتاب برگ و درخت تالکین از کجا میشه گیر آورد.هر جا میرم میگن نداریم.اصلاً تا حالا همچین اسمی از این کتاب نشدیدن.اگر امکان داره منو راهنمایی کنین تا از کجا این کتاب با ارزش را پیدا کنم.چون اگر این کتاب و پیدا کنم انگار دنیا رو بهم دادن.
من توی یه کتابفروشی با فروشنده ها رفاقت شدیدی به هم زدم و اونها هم علاوه بر اینکه آدمهای مطلعی هستند کتابهای زیاد و بسیار خوبی هم دارند. اگه برات میصرفه میتونی بری خیابون کریمخان زند، نزدیکهای آخر پل(سمت هفت تیر) یه کتابفروشی هست به اسم نشر ثالث. اونجا این کتاب رو دارند. اگه رفتی و گرفتی به من پیغام بده حتما
واقعاً ازت ممنونم که راهنماییم کردی هر وقت رفتم بهت میگم.
-------------------------------------------------------------------
کتاب سیلماریلیون که در حال ترجمس چند صفحه خواهد شد و اینکه کی به بازار خواهد آمد؟
پس کتاب راه میرود پیوسته تا آن سو و تام بامبادیل چی. اصلا امیدی به ترجمه ی اینا هست؟
بعید میدونم رایت عزیز. تا همین جاش هم خیلی حال دادن که ترجمه کردند. دست آقای علیزاده درد نکنه.
ما هم بيصبرانه منتظريم آقا کسی email آقای علی زاده رو نداره بريم ازش خواهش کنيم ترجمه کنه؟
شماها هالباراد و تئودن عزیز, قبل اینکه استقبال کنید از حرف آقای رایت, برید ببینید اصلا درست گفته یا نه!!! من یک میلیارد بار بهتون توضیح دادم که این ماجراهای تام بامبادیل چیه, و هر یک میلیارد بار شما بازهم گفتید : چرا کتاب تام بامبادیل ترجمه نمیشه!!!!
ماجراهای تام بامبادیل همش یه توضیح 3صفحه ای و 2 تا شعر منظوم 3-4 صفحه ای هستش و بخاطر همین کوتاه بودنش اون رو همراه با کتابهای دیگه ای میارن. در اصل باید همراه با اون چیزی میومد که ایران با اسم درخت و برگ اومده, ولی به خاطر سختی نثر منظوم تام بامبادیل, ترجمه اش نکردن. و بهتره که اصلا ترجمه نشه و خودتون برید انگلیسی یاد بگیرید بخونید چون خیلی نثر قشنگ و منحصر به فردی داره.
آقای علیزاده هم در حال حاضر دارن سیلماریلیون رو ترجمه می کنند. به نظر من بهتره به جای اینکه اصرار داشته باشید یه منظومه 8صفحه ای ترجمه شه, به شاهکارهای بزرگ و دیگه تالکین مثل داستانهای ناتمام نومه نور و سرزمین میانه نیگاه کنید و بچسبید که حدود 800 صفحه است و موضوعات زیادی داره که براتون الان مثال میزنم :
از تور و آمدنش به گوندولین.
نارن ای هین هورین (داستان فرزندان هورین) که نصف کتاب رو در بر میگیره و به قول خود تالکین غم انگیزترین داستانشه.
توضیحات جزیره نومه نور و چیزهای زیاد دیگری در مورد نومه نور و پادشاهان آن
تاریخ گلاردیل و کلبورن
درباره ایستاری (مایار جادوگر)
درباب پلانتیری
و .... (که اکثرشون داستانهای شکوهمند آدمیان رو در بر میگیرند)
همچنین تاریخچه های 12 جلدی تاریخ سرزمین میانه هستند که حاوی نوشته های دست نخورده تالکین و داستانهای بی شماری که نیمه تمام موندند و یا نسخه های اولیه کتابهاشه و به ترتیب تاریخ سرزمین میانه رو از روی اونها از جلد اول برامون باز می کنه.
تام بامبادیل رو میدونستم آرون چون قبلا گفته بودی ولی میرود راه پیوسته تا آن سو چی؟ اونهم مثل تام بامبادیل یه قطعه است یا یه کتاب کامله؟
تام بامبادیل رو میدونستم آرون چون قبلا گفته بودی ولی میرود راه پیوسته تا آن سو چی؟ اونهم مثل تام بامبادیل یه قطعه است یا یه کتاب کامله؟
اون رو هم قبلا گفته بودم , راه می رود پیوسته تا آن سو کتاب نیست به اون صورت, در اصل یه مجموعه ای کتاب نت اشعار و تلفظ هستش که توسط دونالد سوان برای اشعار تالکین مخصوصا شعرهای الفی او نوشته شده که یه سی دی هم داره.
سلام به همه...استاد آرون عزیز مثل همیشه توضیحش کامل بود ، منم یه کوچولو اضافه کنم بهش شاید بدرد کسی بخوره:
این مجموعه یه هدیه ازطرف دونالد سوان بوده به تالکین که اولین نگارشش در سال 1967 بوده اول مورد توجه موزیسینها مخصوصا کسایی که گیتار و پیانو کار می کردن قرار گرفته ، و بکسایی که می خواستن دقیقتر دنیای تالکین رو بشناسن و تو اون حال و هوا فرو برن برای درک بهتر آوا شناسی زبانهای سرزمین میانه کمک می کرده.چاپ دوم اون در سال 1978 بیرون اومده که شعر آخرین ترانه بیلبو درش اضافه شده بود.سومین(و اینطور که بنظر میرسه)آخرین ویرایش این مجموعه در سال 1993 چاپ شده که و اون سی دی که آرون عزیز گفته همراهش بوده که محتوی اجرای ترانه ها بوده.
یک بار در سال 1981 که رادیوی بی بی سی در 26 قسمت نیم ساعته کتاب ارباب حلقه ها رو پخش کرد ، ترانه بیلبو از این مجموعه و به سبک و سیاق اون با صدای John Le Mesurier و اهنگ استف اولیور پخش شد(که این سری برنامه دنباله 13 قسمت برنامه ای بود که در سال 1956 از رادیو بی بی سی پخش شده بود) که این باعث شد که این ترانه خیلی معروف بشه.
توی فیلم ارباب حلقه ها یاران حلقه یکی در همون اول فیلم توسط گندالف که و یه جای دیگه هم توسط خود بیلبو هنگام ترک بگ اند دوتا ترانه از این مجموعه اومده.
حالا که بحث موسیقی پیش اومد نمیدونم ارزش بحث باز کردن داره یا نه ولی می خوام بدونم به نظر شما چرا دنیای تالکین تا این حد مورد توجه گروههای موسیقی متال قرار گرفته؟ در راس همه گروهی مثل Summoning که همه شعر هاش بر مبنای ارباب حلقه هاست و یا گروه Burzum که لقب ورگ ویکرنس، تنها عضو این بند Count Grishnakh هستش. من خیلی به موسیقی متال علاقه دارم و اگر کس دیگه ای از اعضای این سایت مثل من به این سبک موسیقی علاقه منده لطف کنه و بگه.
شماها هالباراد و تئودن عزیز, قبل اینکه استقبال کنید از حرف آقای رایت, برید ببینید اصلا درست گفته یا نه!!! من یک میلیارد بار بهتون توضیح دادم که این ماجراهای تام بامبادیل چیه, و هر یک میلیارد بار شما بازهم گفتید : چرا کتاب تام بامبادیل ترجمه نمیشه!!!!ماجراهای تام بامبادیل همش یه توضیح 3صفحه ای و 2 تا شعر منظوم 3-4 صفحه ای هستش و بخاطر همین کوتاه بودنش اون رو همراه با کتابهای دیگه ای میارن. در اصل باید همراه با اون چیزی میومد که ایران با اسم درخت و برگ اومده, ولی به خاطر سختی نثر منظوم تام بامبادیل, ترجمه اش نکردن. و بهتره که اصلا ترجمه نشه و خودتون برید انگلیسی یاد بگیرید بخونید چون خیلی نثر قشنگ و منحصر به فردی داره.
آقای علیزاده هم در حال حاضر دارن سیلماریلیون رو ترجمه می کنند. به نظر من بهتره به جای اینکه اصرار داشته باشید یه منظومه 8صفحه ای ترجمه شه, به شاهکارهای بزرگ و دیگه تالکین مثل داستانهای ناتمام نومه نور و سرزمین میانه نیگاه کنید و بچسبید که حدود 800 صفحه است و موضوعات زیادی داره که براتون الان مثال میزنم :
از تور و آمدنش به گوندولین.
نارن ای هین هورین (داستان فرزندان هورین) که نصف کتاب رو در بر میگیره و به قول خود تالکین غم انگیزترین داستانشه.
توضیحات جزیره نومه نور و چیزهای زیاد دیگری در مورد نومه نور و پادشاهان آن
تاریخ گلاردیل و کلبورن
درباره ایستاری (مایار جادوگر)
درباب پلانتیری
و .... (که اکثرشون داستانهای شکوهمند آدمیان رو در بر میگیرند)
همچنین تاریخچه های 12 جلدی تاریخ سرزمین میانه هستند که حاوی نوشته های دست نخورده تالکین و داستانهای بی شماری که نیمه تمام موندند و یا نسخه های اولیه کتابهاشه و به ترتیب تاریخ سرزمین میانه رو از روی اونها از جلد اول برامون باز می کنه.
ببينم اگه قرار باشه همه برن انگليسي ياد بگيرن براي خوندن متون و کتاب هاي مورد علاقه شون ديگه چه لزومي داره کسي چيزي ترجمه کنه واقعا که از اين حرفت تعجب کردم!
از طرفي اگه ماجراهاي تام بامباديل خيلي کوتاهه و اصلا نميشه بهش گفت کتاب که ترجمه کردنش بايد مطلوب تر باشه چون سريع تموم ميشه و ميشه به عنوان يه ضميمه مثلا همراه سيلماريليون چاپش کرد. و مثلا به اندازه ي يه کتاب 800 صفحه اي وقت گير نيست.
با حرف شما موافقم ولی معمولا برای خدمات هزینه ای باید پرداخت بشه و فکر کنم که انتشاراتی ها برای چاپ کتاب وسواس زیادی خرج می دهند که باعث می شه این مسائل پیش بیاید .
ببينم اگه قرار باشه همه برن انگليسي ياد بگيرن براي خوندن متون و کتاب هاي مورد علاقه شون ديگه چه لزومي داره کسي چيزي ترجمه کنه واقعا که از اين حرفت تعجب کردم!
از طرفي اگه ماجراهاي تام بامباديل خيلي کوتاهه و اصلا نميشه بهش گفت کتاب که ترجمه کردنش بايد مطلوب تر باشه چون سريع تموم ميشه و ميشه به عنوان يه ضميمه مثلا همراه سيلماريليون چاپش کرد. و مثلا به اندازه ي يه کتاب 800 صفحه اي وقت گير نيست.
منظورش این بود که اگه ترجمه بشه اون زیبایی نثرش از بین میره.
این همه اینجا مطلب نوشتن ولی یکی آخرش جواب درستی نداد!
کدوم کتاب های تالکین ترجمه شده؟!
سه گانه ارباب حلقه ها-آقای علیزاده.
هابیت-آقای علیزاده.
درخت و برگ-آقای فرهادپور.
سیلماریلیون- خانوم واثقی. و آقای علیزاده هم مشغوله.
چیز دیگری هم هست؟
کتاب برگ و درخت تالکین از کجا میشه گیر آورد.هر جا میرم میگن نداریم.اصلاً تا حالا همچین اسمی از این کتاب نشدیدن.اگر امکان داره منو راهنمایی کنین تا از کجا این کتاب با ارزش را پیدا کنم.چون اگر این کتاب و پیدا کنم انگار دنیا رو بهم دادن.
اگه کتاب رو پیدا نکردی میتونی زنگ بزنی انتشاراتش تا برات بفرستن
انتشارات طرح نو : 88765634
خوندن متن انگلیسی کتاب واسه اینه که خیلی از عبارتها وقتی به فارسی ترجمه میشند تاثیر گذاری خودشون رو تا حدودی از دست میدن
می گم به احتمال زیاد انتشارات روزنه کتاب های تالین رو یکیکی چاپ کنه . تازگی هاهم که کتاب سیلماریلیون رو در دست ترجمه داره
کتاب Children of Hurin رو نشر هستان منتشر کرده (به اسم «بچه های هورین»). متأسفانه اسم مترجمش یادم نیست. من نخوندم این ترجمه رو. کسی هست که خونده باشه و بیاد نظر بده راجع بهش؟
سلام...
يه جا ديدم كه كتاب رو به صورت اسكن گذاشته بودن توي سايتشون...منم گرفتم...ولي از همون صفحه ي اول مشخص بود چيه!!...و نخوندم...مثلا يه جا مورگوت رو ترجمه كرده بود مورگوظ!..(زيادي وارد تلفظ شده بود!)
كلا {اصلا} آش دهن سوزي نبود...
...
ولي به هر حال فكر كنم اگر منتظر روزنه ايش باشم بهتر باشه...اونوقت مي تونيم مقايسه كنيم...
.......ولي اگر پيداش كردم ميذارم...
چاكر شما...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
ويرايش:
آها پيداش كردم... اينجا http://download.perblog.ir/post-2652.html بود
{چرا نميشه لينك داد؟!}
ت.ت
البته تورین جان به اونا محدود نمیشه اگه مورگوث می نوشت بازم یه چیزی خیلی جا ها به جای ت یا ث از ظ استفاده کرده مثل درویاظ و جنگل های برظیل و لوظین و ...
من واقعاً از ظینگول ش خندم گرفته ;)
اصلاً همه ی اسم هایی که ت داشتند به جاش ظ است که خیلی آدم رو از خوندنش دلسرد می کنه اشتباه تایپی زیادی هم داشت که اون مقدار کمی که من خوندم انقدر زیاد بود که کافیه بگم الروند رو الرون نوشته بود و... از این دست خیلی بود
منم پیشنهاد می کنم منتظر ترجمه ی آقای علیزاده باشیم
درسته...
تازه بدتر از اون اينكه من شنيدم از متن اصلي هم ترجمه نشده...فك كنم از نسخه ي آلماني ترجمه شده بود كه ديگه قوز بالا قوزه....و غلط{سوتي}هايي از اين دست عجيب نيست...
واقعا چقدر بد گفتيم راجع به اين ترجمه....مونده بريم تو خيابون تظاهرات و ترجمه هاي اينچنين را محكوم كنيم:دي!{سياسي نپنداريد!)
كلا با جان كريستوفر موافقم....هيچي ترجمه ي جناب عليزاده نميشه...
متشكر...
ت.ت
من میخواستم این کتاب رو بگیرم ولی بهم گفتن ترجمش زیاد خوب نیست
ترجمه آقای علیزاده کی منتشر میشه؟
من تو نمایشگاه کتاب فرزندان هورین رو و دیدم،مترجمش فرهاد سیدلو بود،از انتشارات نشر هستان و پیام امروز،و همونطور که تورین تورامبار عزیز گفتن،از متن اصلی ترجمه نشده،بلکه از متن آلمانی به فارسی ترجمه شده،یکی از عجیب ترین ترجمه های بود که تا به حال دیده بودم،مثلاً الف ها رو گفته بود انسان واره ها،وقتی دیدم خیلی تعجب کردم،یا مثلاً اسامی شخصیت ها رو هم اشتباه نوشته بود،بجای اینکه بنویسه ائارندیل نوشته بود اِآرندیل.یا چوب ریش رو گفته بود درخت -انسان یا فکر کنم گفته بود تریبرد.خلاصه به نظر من کسی که می خواد همچین کتاب مشکلی رو ترجمه کنه باید بره کمی تحقیق کنه یا اینکه بره ترجمه های قبلی رو که از داستان فانتزی تالکین ترجمه شده نگاهی بکنه تا اوضاع دستش بیاد و خوانندشو بی سواد فرض نکنه.امیدوارم که زدوتر ترجمۀ خویش یعنی ترجمۀ جناب علیزاده و دوست دیگرمون که فعلاً نباید اسمش فاش بشه به بازار بیاد.
مشکل فکر می کنم از اینجا بوده که جناب آقای سیدلو آثار قبلی تالکین رو نخونده بوده و با تالکین و دنیای اون آشنایی نداشته. هیچ ایده ی دیگری برای توجیه این مشکل ندارم. ما هم منتظریم که ترجمه ی آقای علیزاده و اون دوست دیگر چاپ بشه.
Halbarad جان
امیدوارم منظورت خانم پريا(هامرز) آقاسيبيگ نباشه
ولی من موندم چرا انتشارات روزنه هابیت رو هم با ترجمه آقای علیزاده و هم با ترجمه خانم پريا(هامرز) آقاسيبيگ متشر کرده بهتر نبود تیراژ علیزاده رو بیشتر می کرد ، ولی واقعاً پیدا کردن کتابا معضلیه برای خودش .
جان کریستوفر عزیز
من فکر کنم منظور هالباراد،مترجم کتاب فرزندان هوین بوده نه هابیت.شما اشتباه برداشت کردید
در مورد دو تا تجمه هابیت هم خب روزنه مختاره که هر جور دلش میخوا کتاباشو بده بیرون! ;)
البته ممکنه اشتباه از من باشه که اونم برمیگرده ه ایهام موجود در جمله شما.(خانم آقاسی بیگ به عنوان مترجم فرزندان هورین نشر روزنه(همکار دوم علیزاده)به کار رفته یا به عنوان مترجم فرزندان هورین نشر هستان؟) ;)
مشکل فکر می کنم از اینجا بوده که جناب آقای سیدلو آثار قبلی تالکین رو نخونده بوده و با تالکین و دنیای اون آشنایی نداشته. هیچ ایده ی دیگری برای توجیه این مشکل ندارم. ما هم منتظریم که ترجمه ی آقای علیزاده و اون دوست دیگر چاپ بشه.
Halbarad جانامیدوارم منظورت خانم پريا(هامرز) آقاسيبيگ نباشه
ولی من موندم چرا انتشارات روزنه هابیت رو هم با ترجمه آقای علیزاده و هم با ترجمه خانم پريا(هامرز) آقاسيبيگ متشر کرده بهتر نبود تیراژ علیزاده رو بیشتر می کرد ، ولی واقعاً پیدا کردن کتابا معضلیه برای خودش .
Tulkas Astaldo جان مگه من جوابی غیر از این دادم گفتم شاید اون مترجم دوم مثل هابیت که انتشارات روزنه کتاب رو با دو ترجمه ی اشخاص فوق بیرون داده بود فرزندان هورین هم مثل همون باشه. ;)
کسی میدونه فرزندان هورین و اطلس سرزمین میانه و درخت و برگ تو شیراز کجا گیر میاد؟
درخت و برگ بعید میدونم کلا دیگه گیر بیاد ;)
اطلس و فرزندان هورین هم متاسفانه با بد اقبالی و کم سلیقگی نشر روزنه مواجه شدن به گونه ای که هالباراد عزیز (مترجم فرزندان هورین) از نحوه پخشش حتی تو تهران هم ناراضی بود
من موندم با این کتابا که هیچ کدومو نمیتونم پیدا کنم...موندم به خدا..چی کار کنم...
وقتی میگم.......از تالکین کتاب داری؟
برمیداره کتاب آشپزی بهم میده...خدا... ;)
کتاب افسانه ناتمام هم که داره ترجمه می شه کتاب های فرزندان هورین واطلس سرزمین میانه هم ترجمه شده اگه تاریخ سرزمین میانه رو هم ترجمه کنن خیلی عالی میشه
فقط یک مشکل حاد
من حتی نتونستم ISBN اطلس سرزمین میانه رو پیدا کنم :دی
چه برسه به کتابش
اطلس و فرزندان هورین متاسفانه تو شهر ما گیر نمیاد دوتا کتاب فروشی هم رفتم گفتن با نشر روزنه کار می کنیم برات میریم بهت خبر می دیم ولی بعد چند ماه هیچ خبری نشد.
لعنت به نشر روزنه که مثل بغیه سایت و فروش اینترنتی نداره.
اینو کاملا باهات موافقم :D
هالبراد عزیر کلمونو نکنیا :D
تازه توی نشر های بعدیش مثل هابیت و فرزندان هورین جلدش به همراه صحافیش افتضاح شده بود
با سلام خدمت همه دوستان عزیز , رویهم رفته با یه حساب کوچیک میشه گفت که کتاب های یاران حلقه , دو برج , بازگشت پادشاه و ضمائم که روی همرفته ارباب حلقه ها را تشکیل میدهند و کتاب های هابیت, سیلماریلیون , فرزندان هورین , واطلس سرزمین میانه و همینطور درخت و برگ ترجمه شده اند. پس میمونه کتاب افسانه های ناتمام نومه نور وسرزمین میانه وکتاب های 12جلدی تاریخ سرزمین میانی , ماجراهای تام بامبادیل همون نسخه معروفی که شامل 16 داستان به نظم هستش که تنها دو داستانش مربوط به تام بامبادیل هست و همینطور کتاب میرود راه پیوسته تا ان سو و کتاب 4جلدی تاریخ ارباب حلقه ها,و کتاب 2جلدی تاریخ هابیت ,و کتاب اخرین اواز بیلبو. اگه اینها هم ترجمه بشه دیگه شاهکار میشه, ضمنا من شنیده بودم که کتاب افسانه های ناتمام نومه نور وسرزمین میانه قراره با ترجمه اقای علیزاده چاپ بشه حالا کسی میدونه ترجمه ایشون کی می خواد بیاد ؟ , ودیگه اینکه به غیر از کتاب هایی که من در سطور بالا نامشون رو بردم کتاب های دیگه ای از استاد تالکین درباره سرزمین میانی هست که من نمیدونم, لطفا راهنمایی کنید . با تشکر الندیل پادشاه انسان ها.
خيركتاب ديگه اي در مورد سرزمين ميانه از تالكين تا حالا چاپر نشده و البته بعضي كتابايي كه بالا گفتي يا كار تالكين نيست يا اينكه خودش زير مجموعه يه كتاب بزرگتره.
در مورد داستانهاي ناتمام هم عليزاده دو سه سال پيش استارتشو زد ولي خب..... ;))
قرار بود آخر هفته ببينمشون كه گويا فعلا كنسله.در صورتي كه خبر جديدي بهم برسه،حتما ميگم بهتون
قرار بود آخر هفته ببينمشون كه گويا فعلا كنسله.در صورتي كه خبر جديدي بهم برسه،حتما ميگم بهتون
حال میگیرا ;))
منتظر خبر بودم
Waiting...............
كتاب هايي كه مهمه داستان هاي ناتمامه كه توش در مورد ايستاري، روهاندوران دوم و خيلي چيز هاي ديگه صحبت شده.
از اون مهم تر كتاب تاريخ سرزمين ميانه است
فكر كرديد چرا 12 جلد است.
;))\ ;))\
فقط 50 صفحه در مورد حمله ارابه سواران توش نوشته
همين بس كه عظمت و اهميت اين كتاب را درك كنيد.
به شدت منتظر خبر چاپ كتابي جديد مخصوصا اين دو تا
و البته ترانه لثيان سوگنامه برن و لوتين
هستم تا بپرم آسمون. ;))
آخر کتاب درخت و برگو گیر اوردم :- ~x(
این مدت که نبودم کل شیرازو زیر و رو کردم تا توی کتاب فروشی محمدی پیداش کردم
البته شاید جاهای دیگه ای هم داشت
اما نمیدونستن چیه
از خودشونم که اول پرسیدم گفتم نداریم
منم که زودنر توی وینرین نگاه کرده بودم دیدم کتاب توی ویترینه، مجبور شد بگرده:دی
در اصل از جایی که ایستاده بود 2 سانت فاصله داشت :D :D
من که ساعت 8 رسیدم نتونستم تحمل بیارمو یک تکه از مقدمشو خوندم
به نظرم با یک بار خوندن نمیشه مقدمه رو کامل گرفت
بیشتر لازم داره
بزرگ ترین نکته ای رو که دیدم سال چاپش بود
چاپ اول 77
چاب دوم 88
!!!!!
10 سال تا چاپ بعدی
چه شده بود
در هر حال دارم می خوشحالم :دی
راستيتش نمي دونم يه همين جور تاپيكي قا بوده يا نه اگر بوده ببخشيد اگر نبوده هم خب :D
چند روز پيش تو همون سايتي كه روزنامه كيهان در موردش مطلب گفته بود " افتاد كدوم سايت رو مي گم" :- يه خبر با اين مضمون زده بود:
" شهلا انتظاریان، مترجم کتاب های کودک و نوجوان در گفتگو با خبرگزاری فارس در مورد ادبیات فانتزی و نقش آن برای کودکان و نوجوانان ایرانی صحبت کرد.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید روی نگارش، بازنویسی و ترجمه کتابهایی که از کشورهای غربی وارد کشورمان میشود نظارت جدی داشته باشد، زیرا دین اکثر کشورهای دنیا، مسیحیت است و عدم نظارت باعث ترویج ادیان دیگر در جامعه میشود.
هماکنون محتوای بسیاری از کتابهای کودک و نوجوان دارای ژانر وحشت و فانتزی است؛ یعنی چیزهایی که در دنیای واقعی نمیتوان نمونههایی از آنها را دید این امر خطرناک است.
الته مت كاملش اين جاست http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8905120356
حالا با اين اوصاف نظرتون در مورد ترجمه ي اثار تالكين چيه؟
به نظر من كتاب ياران حلقه و هابيت ها خوب ترجمه شده
اما در مورد اتحاد دوبرج و بازگشت پادشاه يه ذره ترديد دارم مخصوصا اتحاد دوبرج فكر كنم اقاي عليزاده خواسته در اين كتاب ترجمه رو مثل كتاب هاي تاريخي انجام بده اما به نظر من خوب از اب در نيومده
اما در سيليماريليون اقاي عليزاده باز همون روش ترجمه قديمي و پيش گرفته و خواسته مثل داساتن هاي قديمي ترجمه كنه كه اتفاقا در اين كتاب اين كا رو به زيبايي انجام داده و كتا بو مثل يك كتاب قديمي ترجمه كرده
الته اين نظرات شخصي خودمه از شما مي خوام شما هم نظراتتون رو بگيد :-?
پي نوشت:
2-چون خبر قديميه اون رو تو قسمت اخبار ننوشتمش ;)
3- اگه جاش رو اشتباه نوشتم يعني تو اين قسمت نبايد مي نوشتم ببخشيد :D
4-يه نظر سنجي راه بندازيد ببينيد كدم يك از كتاب هاي تالكين خوب ترجمه شده :D
دوست عزیز
میخوام بکشمت :-?
:D
متن انگلیسی رو یه نگاه بنداز
خود متن به این صورت کهنه وار هست، مثل هری پاتر ساده و روون نیست
سیلماریلیون هم که واقعا متنش ادبیه، کامل بهش نگاه نکردم اما همون تکه هایی هم که خوندم، سنگین و زیبا بودن
حرفام کامل نیست اینجا، اما در مورد ترجمه زیاد بحث شده که توی فروم موجوده، زحمت پیدا کردنش گردن خودت
من امتحان دارم :D
از اونجایی که من فقط اربا حلقه ها رو از ترجمه ی آقای علیزاده دارم باید بگم که در مقایسه با سیلماریلیون واسقی پناه و فرزندان هورین محشره... یعنی فوق العادست!
هابیتو ترجمه ی فرزاد فربد دارم که میشه گفت خوبه اما ارباب حلقه واقعا ترجمه ی خوبی داره... ^:-?^
من خودم در کل ترجمه ی آقای علیزاده به بقیه ی ترجمه ها ترجیح میدم. بنده ی خدا آدم پرحوصله ای باید باشه. اگر کسی آونگ فوکوی اکو رو با ترجمه ی ایشون خونده باشه می فهمه حوصله تو ترجمه یعنی چی!
پ.ن.
انتشارات روزنه این شماره رو داده: 30007650003669 برای ارتباط پیامکی با آقای علیزاده. ولی باید حتماً اول متن عدد 32 رو بگذارید و بعد بفرستید.
يه سوال ديگه من مشهد ميشينم خواستم ببينم ازكجاى مشهد ميشه كتاب سيلماريلون رو گير آورد اگه بتونى از اعضاى مشهدى سايت بپرسى و به من بگى ممنون ميشم
تا اونجا که من میدونم توی سایت مشهدی نداریم. باید خودت بگردی و پیدا کنی.
يه سوال ديگه من مشهد ميشينم خواستم ببينم ازكجاى مشهد ميشه كتاب سيلماريلون رو گير آورد اگه بتونى از اعضاى مشهدى سايت بپرسى و به من بگى ممنون ميشم
یعنی این وبلامور اومده تو فروم :ymsmug: :-o :D :D
کجایی پسر ؟؟؟ آخرین بار فکر کنم گفتی مریضی و نمی تونی بیا ی فروم حالا چه طوری خوبی جیگر دلمان برایت تنگ شده بود :- :-
من عید مشهدی بودم نمی دونم کجای مشهد بود فکر کنم خیابون سعدی بود که کتاب فروشی های زیادی داشت البته اون پاساژ کتاب های درسی رو نمی گم ها تو یه راسته بود همشون کتاب فروشی بودن من او نجا کتاب های تالکین رو همشون رو دیدم البته چون قرار بود از تهران واسه منکتاب بیاد دیگه کتاباش رو نخریدم ولی در کل همه ی کتاب های تالکین و داشت :-
من راجع به ترجمه های متعدد از آثار استاد (مخصوصا رشته افسانه ش) تحقیق کردم و نتایج جالبی رو به دست آوردم که الآن خدمتتون مطرح می کنم.
اولین ترجمه از تالکین در سال 76 و با ترجمۀ آقای فرهاد پور منتشر شد. این کتاب درخت و برگ و از انتشارات طرح نو بود.
جایی خوندم که ناشر دیگه ای هم درخت و برگ رو منتشر کرده که البته بعید می دونم صحت داشته باشه.
ترجمه های بعدی مجموعۀ ارباب حلقه ها بوده که تقریبا به صورت همزمان از دو تا ناشر و دو تا مترجم وارد بازار شدن.
یکی با عنوان سالار انگشتری ها و با ترجمۀ ماه منیر فتحی و انتشارات فروغ قلم. (دوستی حلقه، دو تا برج و بازگشت پادشاه). من گشتم نتونستم عکس جلدش رو پیدا کنم.
ترجمه دیگه از جناب آقای علیزاده و توسط نشر روزنه بود که تقریبا همون زمان (سال 81) منتشر شد.(فرمانروای حلقه ها)
یاران حلقه:
دو برج:
بازگشت شاه:
ترجمۀ دیگه از ارباب حلقه ها توسط آقای پرویز امینی و انتشارات دنیای نو به بازار اومده. این آخرین ترجمه از لوتره و مثه این که مترجم پس از دیدن فیلم ها مبادرت به ترجمه ورزیدن. از عکس روی جلدش مشخصه. من فقط تونستم عکس جلد یاران حلقه ش رو پیدا کنم و حدس می زنم که باقی کتابها رو ایشون ترجمه نکردن.
ترجمه های دیگه از هابیت هستن. تا جایی که من اطلاع دارم 5 تا ترجمه به فارسی از هابیت منتشر شده.
1- رضا علیزاده - نشر روزنه
2- ماه منیر فتحی - نشر فروغ آزادی
3- فرزاد فربد - نشر کتاب پنجره
4- شاهده سعیدی - نشر چشمه
5- پریا آقاسی بیگ - نشر فروغ قلم (نتونستم عکس جلدشو پیدا کنم).
از سیلماریلیون دو تا ترجمه داریم:
ترجمۀ اقای علیزاده از روزنه
و ترجمۀ خانم مریم واثقی پناه از انتشارات سبزان
.
از نارن ای هین هورین هم دو تا ترجمه داریم.
آثار دیگه مرتبط با تالکین همه شون از آقای علیزاده و روزنه هستن.
داستان های ناتمام (دوران دوم)
اطلس سرزمین میانه (که بانو رینگیتور به آقای علیزاده معرفیش می کنن و ایشون مبادرت به ترجمه ش می ورزن.)
و آخرین اثر مربوط به تاکین کتاب "آشپزی ارباب حلقه ها" ست که توسط خانم فدرا اسد خانی و باز هم توسط انتشارات روزنه چاپ شده.
لازم به ذکره که ما علاوه بر ترجمه های رسمی توسط ناشران، توی سایت خودمون و به همت اعضای سایت هم بخش هایی رو ترجمه کردیم که دست کمی از اونا ندارن. و شامل:
آقای بلیس، طراحی های ارباب حلقه ها، آهنگر ووتن ماجور و مباحثۀ فینرود و آندرت می شه.
علاوه بر این ها ما ترجمه های غیر رسمی دیگه ای هم از دوستداران تالکین داریم که من دوست دارم به موقعش من باب مقایسه همین جا براتون بزارم.
از جمله منظومۀ لی تیان از بانو آرون و بخشی از آینولینداله توسط بانو آرون و حسین شهرابی. محمد محمدی و شایدم مازیار میرهادی زاده.
کتب مرتبط دیگه ای هم دیدم از جمله نماد شناسی و غیره.
خب دوستان شما کدوم یک از این ترجمه ها رو دارین و اونا رو چجوری توصیف می کنین. من می خوام همه شون رو داشته باشم. اما ممکنه که بعضیاشون به این زودیا تجدید چاپ نشن. به هر حال شما کتابفروشی ای سراغ دارین؟ و باز هم شما ترجمۀ دیگه ای می شناسین؟
در پایان می خواستم نکته ای رو در مورد روزنه بگم: این که در انتخاب طرح جلد کتاب به هیچ وجه سلیقه به خرج نمی ده. شما فقط جلدهای انتشارات دیگه رو از هابیت مقایسه کنین ببینین چقدر حال و هوای تالکینی دارن.
از تمامی عزیزانی که در راستای معرفی و شناسوندن تالکین همت گماشتن تشکر می کنم.
ویرایش:
جی.آر.آر. تالکین خالق ارباب حلقه ها، منصوره بیطرف، اوسانه
جستجوی نگرههای (نگارههای(؟)) دینی در ارباب حلقه ها، مهناز باقری، سینمایی فارابی
با سلام خدمت دوستان
مسعود جان ترجمه آقای پرویز امینی همزمان با ترجمه نشر روزنه منتشر شده,اما ترجمه آقای امینی که مال نشر دنیای نو هست فقط بخش اول یا همان کتاب اول یاران حلقه رو شامل میشه وهیچ وقت مجلدات بعدی این ترجمه به چاپ نرسید.و ضمنا فکر نکنم تو هیچ جایی بتونی این کتاب رو برای خرید پیدا کنی چون چاپش مال سال 81 یا 82 بود وهیچ وقت تجدید چاپ نشد.اما احتمالا اگر به کتابخانه مرکزی زاهدان رجوع کنی شاید بتوی پیداش کنی.
خانم ماه منیر فتحی هم که خودشون بچه تبریز هستند وقاعدتا هم استانی بنده, که اتفاقا توی دانشگاه استاد ما هم بودند.اولین مترجم کارهای تالکین در ایران هستند که کتاب های هابیت وارباب حلقه های جی ار ار تالکین رو ترجمه کردند.
که کتاب هابیت توسط نشر فروغ آز ادی تبریز چاپ شد با عنوان هابیت ها ,رفت وبازگشت از سفر.بنده این ترجمه رو دارم که در نوع خودش خیلی قوی هست .اگر دوست داشتید یه پاراگراف از کتاب رو معرفی کنید تا ترجمه ایشون رو قرار بدم.؟؟
و ارباب حلقه ها با نام سالار انگشتری ها (دوستی حلقه ,دو تا برج ,بازگشت پا دشاه) توسط ایشون ترجمه شد و تا مقدمات چاپ وثبت در کتابخانه ملی رفت ولی هیچ وقت چاپ نشد.
البته تا جایی که من دیروز شنیدم کتاب درخت و برگ به شکل کامل تری ، قراره توسط انتشارات روزنه هم بازنشر بشه.
فکر کنم مدتی طول می کشه که این اتفاق رخ بده و اینکه من دیروز میخواستم این کتاب رو بخرم ولی متاسفانه انتشاراتش لطف کرده بود و به شهر کتاب نرسوند ، خلاصه دست ما خالی موند :)
البته تا جایی که من دیروز شنیدم کتاب درخت و برگ به شکل کامل تری ، قراره توسط انتشارات روزنه هم بازنشر بشه.
خبر خوبیه. روزنه هم انتظار داره که کتابا بیشتر مورد استقبال قرار بگیرن.
با عرض اجازتالبته تا جایی که من دیروز شنیدم کتاب درخت و برگ به شکل کامل تری ، قراره توسط انتشارات روزنه هم بازنشر بشه.
این که خیلی میمون و مبارک است اما ترجمه اش را چه کسی انجام می دهد؟
خواهش میکنم اجازه ما دست شماست.
اطلاع ندارم ولی به احتمال زیاد همون ترجمه جناب فرهادپور به شکل کامل شده تری خواهد بود.
صحبت خیلی یک دفعه و سرسری بود.
خب دوستان این هم ترجمه های متعدد از آثار استاد که خوندنشون خالی از لطف نیست و قرار شد که منباب مقایسه براتون بیارم:
آینولیتداله با ترجمۀ آقای علیزاده:
آینولینداله
آهنگ آینور
آنک ارو، آن یکتا که در آردا او را ایلوواتار مینامند؛ و او نخست آینور را آفرید، قُدسیان را، که ثمرۀ اندیشهاش بودند، و با او بودند پیش از آنکه چیزهای دیگر در وجود آید. و او با آنان سخن گفت، نغمههای آهنگ را بر ایشان خواندن گرفت؛ و آینور در برابر وی خواندند، و او شاد بود. اما زمانی دراز هریک به تنهایی میخواندند، یا فقط تنی چند با هم، و باقی به آهنگ گوش میسپردند؛ چرا که هریک تنها آن بخش از اندیشۀ ایلوواتار را در مییافتند که خود نشأت گرفته از آن بودند، و با فهم برادران خویش میبالیدند، اما به آهستگی. باری همچنان که به هم گوش میسپردند به تفاهمی ژرفتر رسیدند، و همصدایی و همسازیشان فزون گشت.
و چنین واقع شد که ایلوواتار جمله آینور را به نزد خویش فراخواند و نغمهای شگرف به ایشان باز نمود، و از چیزهایی بزرگتر و شگفتتر از آنچه تا به اکنون آشکار گردانیده بود، پرده بر گرفت؛ و شکوه آغاز و جلال انجامش آینور را مبهوت ساخت. چنانکه ایلوواتار را نماز بردند و خاموش ماندند.
آنگاه ایلوواتار به ایشان گفت: " از آن نغمهای که بر شما آشکار گردانیدم، اینک به دست شمایان آهنگی بزرگ خواهم پرداخت. و چون شمایان را با شعلهای زوال ناپذیر افروختهام، توان خویش را در آراستن این نغمه خواهید نمایاند، هریک با اندیشه و تدبیر خویشتن، چنانکه خواهید. اما من خواهم نشست و گوش فرا خواهم داد، و شادمان خواهم بود که از رهگذر شما زیبایی عظیم بدل به ترانهای گشته است."
آنگاه صدای آینور، بهسان چنگ و عود، نای و شیپور، و بربط و ارغنون، و بهسان همسرایانی بیشمار که به الفاظ میخوانند، با نغمههای ایلوواتار اندکاندک طرح آهنگی بزرگ را درانداخت؛ و صدای نواها در تبادلی بیپایان، بافته در همسازی، برخاست و مرزهای شنوایی را درژرفًناها و دروازهها در نوردید، و جای جای منزلِ ایلوواتار آکنده و سرریز گشت، و آهنگ و طنین آهنگ در پوچی جاری شد، و دیگر پوچی نبود. از آن هنگام، آینور آهنگی بدینسان نپرداختهاند، اما آمده است که از همسرایی آینور و فرزندان ایلوواتار پس از روز بازپسین آهنگی بس بزرگتر پرداخته خواهد شد. آنگاه نغمههای ایلوواتار به درستی نواخته میشود، و در لحظۀ برآمدن هستی میگیرد، و از آن پس هرکس به سهم خویش مقصود او را در مییابد، و هرکس با دایرۀ فهم دیگری آشنا میشود و ایلوواتار از سر خوشنودی به اندیشههاشان آتشی پنهان میبخشاید.
***
آینولینداله با ترجمۀ خانم واثقی پناه:
آینولیندالیه
ترانه آینوها
ارو بود، آن یکتا، که در آردا او را ایلوواتار می خوانند؛ او در ابتدا آینوها، یگانگان مقدس را آفرید. آنان که فرزندان اندیشه وی بودند، آنها که پیش از آفرینش هر موجود دیگری، نزد او حضور داشتند.
و او با آنها سخن گفت و نتهای ترانه را به آنها عطا کرد، و آینوها در برابر ایلوواتار ترانه میخواندند و او را خشنود میساختند. اما برای مدت مدیدی، یا به تنهایی میسرودند و یا تعدادی اندک با هم نغمه سرمیدادند و بقیه گوش میسپردند، زیرا هریک از آنها تنها آن بخش از ذهن ایلوواتار را که از آن آمده بود، درک میکردند و آینوها با درک یکدیگر، رشد میکردند – گر چه به کندی و آهستگی. با این حال هربار که به نوای هم گوش میدادند به درک عمیقتری نائل میشدند، و هماهنگی و همآواییشان افزون میشد.
و سپس زمانی فرا رسید که ایلوواتار تمام آینوها را با همدیگر فراخواند و نتی قدرتمند به آنها عطا کرد و بر آنها چیزهایی بسیار بزرگتر و شگفتانگیزتر از هرآنچه که تا بهحال نشان داده بود، آشکار کرد، و شکوه و جلال آغاز و زرق و برق پایان آن، آینوها را متحیر و مبهوت ساخت و آنها در برابر ایلوواتار تعظیم نموده و ساکت ماندند.
سپس ایلوواتار بدانها گفت: از نتی که بر شما آشکار کردهام، اکنون شما را بر آن میدارم که با همدیگر آن ترانه بزرگ را بیافرینید. و از آنجاییکه من شما را با شعله فناناپذیر روشن کردهام، شما نیروهای خود را در آراستن این نت ابراز خواهید نمود، هر کدام با افکار و تدبیر خود.
اما من خواهم نشست و گوش خواهم داد و خوشحال خواهم شد، زیرا که از طریق شما، زیبایی بزرگ به آواز، بیدار خواهد شد.
سپس صداهای آینوها، بمانند چنگ و عود، نی و کرنا و ویولون و ارغنون، همه جا پیچیده و آنها همانند دسته گروه کُر بزرگی که با کلمات آواز میخوانند، شروع کردند به درآوردن نت ایلوواتار به آوازی بزرگ؛ و صدایی برخاست از ملودیهای بیپایان متناوب، که به گونه ای هماهنگ ایجاد میشدند، و صدا از دامنه شنود گذشت و به اعماق و ارتفاعات رفت، و مکانهای سکونت ایلوواتار از آن لبریز گردید، و آهنگ و انعکاس آهنگ به خلأ راه یافت، و دیگر خلأ نبود. از آن زمان تا کنون آینوها هرگز دیگر چنین آهنگی نساختهاند. البته گفته میشود پس از سرآمدن روزها، نغمه بزرگتری را آینوها و فرزندان ایلوواتار در برابر هم خواهند ساخت. و در آن زمان نتهای ایلوواتار به درستی نواخته خواهند شد، و به محض اینکه ادا شوند، شکل خواهند گرفت و خواهند ماند، زیرا همگی در آن موقع منظور از نقش خود را به طور کامل خواهند فهمید، و هر یک خود را درک می کند، و ایلوواتار به افکار آنها، آتشی نهانی و اسرار آمیز را خواهد داد، در حالیکه بسیار خرسند و خشنود خواهد بود.
***
آینولینداله با ترجمۀ آقای حسین شهرابی:
آیْنولینْدالِه
موسیقی ِ آینور
در ابتدا اِرو بود، که نام ِ وی در آردا، ایلّوواتار است و جُز او نبود؛ و او ابتدا، آیْنور را آفرید، که مقدّسان اَند، و موُلود ِ اندیشهاش بودند و قبل از آن که چیزی خلق گردد نزد ِ وی بودند. پس بدیشان سخن گفته، ایشان را گوشههای موسیقی آموخت؛ و ایشان در حضور ِ او آواز خواندند، و او خشنود بود. لیکن، دیرزمانی هر یک به تنهایی میخواندند، و یا معدودی از ایشان در معیّت ِ یکدیگر، و الباقی گوش میسپردند؛ زیرا هر یک از ایشان همان پاره از روح ِ ایلوواتار را اِدراک مینمود که از آن پدید آمده بود؛ پس به جهت ِ فهم ِ آواز ِ برادران ِ خویش میآموختند، لیکن اندکاندک. اما بیشتر شنیدند، لهذا، بیشتر آموختند و اتّفاق و همسازی ِ ایشانفزونی یافت.
و این چنین واقع شد که ایلوواتار، جمیع ِ آینور را فرا خوانْد و گوشهای کِبریایی را به ایشان عرضه کرده، نزد ِ ایشان اُموری را آشکار نمود چند مرتبه عظیمتر و غریبتر از آن چه تا بدان زمان هویدا نموده بود؛ و جلال ِ اَوّلاش و شکوه ِ آخرش، آینور را متحیّر کرد، به طوری که ایشان در حضور ِ ایلوواتار سجده کرده، خاموشی گزیدند.
پس ایلوواتار ایشان را گفت: «به توسط ِ گوشههایی که بر شما آشکار نمودم، فیالحال به اتّفاق ِ یکدیگر، موسیقی ِ اعظم را بسازید. و بدان جهت، که شما را به شعلهی زوالناپذیر برافروختم، میباید قُوّات ِ خود را، هر کدام به طریق ِ اندیشههای خود و به طریق ِ تمهیدات ِ خود، به جهت ِ آراستن ِ این گوشه عیان کنید، اگر بخواهید. لیکن من خواهم نشست و گوش فرا خواهم داد و خشنود خواهم بود که به طریق ِ شما جمال ِ عظیم در آواز بیدار خواهد شد.
پس آوای آینور، موافق ِ آن آوا که در عودها و چنگها باشد، و در نایها و کَرِّناها، و در بَربَطها و اَرغَنونها، و موافق ِآن آواز که بیشمارْ همآواز به کلام بخوانند، گوشهی ایلوواتار را به موسیقی ِ عظیمی بَدَل نمود؛ و صدایی از نغمات ِ ناپیداکرانهی مُتبدّلبههم برخاست که در غایت ِ تناسب بود و از حدّ ِ شنیدن گذشت و لُجّهها و ارتفاعات را مَملوُ نمود و مواضع ِ منزل ِ ایلوواتار را نیز، به حدّی که جاری شد، و موسیقی و طنین ِ موسیقی در خُلُوّ، اِمحا شد و خُلُوّ، خُلُوّ نبود. از آن پس، هیچ گاه آینور آهنگی به مانند ِ این آهنگ نساختهاند، هر چند که گفتهاند پس از انقضای ِ ایّام، همآوازان ِ آینور و فرزندان ِ ایلوواتار، سکوتی عظیمتر را در حضور ِایلوواتار میباید بر پا دارند. آن گاه گوشههای موسیقی ِ ایلوواتار را میباید به طریق ِ اَحسَن نواخته، در لحظهی تکلّم ِ خویش آراسته به «وجود» گردند، زیرا همگان میباید نیّت ِ او را در سهم ِ ایشان بالتّمام دریابند و هر کَس میباید اِدراک ِ هر کَس را دریابد، و ایلوواتار، سختْ خشنود گشته، آتش ِ پنهان را به اندیشههایایشان خواهد داد.
***
آینولینداله با ترجمۀ بانو آرون:
*آینولیندل*
در ابتدا , اِرو بود , آن یگانه - که در آردا ایلوواتور خوانده می شود.
و او با چکیده ای از افکارش آینورها را آفرید ; فرشتگان مقدس .
و آنها, پیش از آفرینش مخلوقات, با او بودند .
و او با آنان سخن گفت, و نت هایی آهنگین هدیه او بود, و آنها در پس او خواندند , و او شادمان بود.
اما زمانی بس دراز , به نوبت هریک به تنهایی میخواندند و دیگران گوش فرا میدادند, زیرا هرکدام تنها آن بخش از ذهن ایلوواتور را می خواندند که او به ایشان هدیه داده بود,و همزمان با فهمیدن نت های یکدیگر, به آرامی رشد کردند.
و همچنان که گوش فرا می دادند , به درک عمیقتری دست یافتند , و با نظم و هماهنگی بیشتری خواندند.
و زمانی فرا رسید که ایلوواتور, تمامی آینورها را فرا خواند, و به آنان یک نت عظیم را رو نمود, و برایشان رازهایی را گشود که بسیار عظیم تر و شگفت انگیزتر از هر رازی بودند که تا آن زمان آشکار شده بود.
و شکوه این آغاز و تجلی این پایان, آینورها را شگفت زده نمود, پس در برابر او تعظیم کردند, و ساکت ماندند.
آنگاه ایلوواتور سخن گفت :
"حال, از این نت که از سوی من بر شما آشکار شد,با همکاری و هماهنگی هم , یک موسیقی باشکوه آماده سازيد. و نظر به این که من شما را از شعله جاویدان خلق کردم , بادا که شما نیروهایتان را در سرائیدن این نت به کار گیرید , هرکس با اندیشه و روش خودش, اگر که می خواهد.
اما من نشسته, و گوش فرا خواهم داد , و خوشحال خواهم بود که آن "زیبایی ابدی"در میان آواز این نت, به وسیله شما بیدار شده است."
***
داستان برن ارخامیون با ترجمۀ بانو آرون:
"میگويند که باراهير فرمانروای آدميان شورشی در برابر لرد سياه, حاضر به ترک مخفيگاه و قلمرو خود Dorthonion نشد, پس لرد سياه Morgoth که يکی از فرشتگان والار و پديد آورنده سياهی ها و پليدی ها بود, به تعقيب ياران او پرداخت تا آنها را از بين ببرد. در اين ميان او تمام پيروان باراهير را از بين برد و باراهير با ۱۲ تن از يارانش تنها ماندند.
قلمرو Dorthonion سرزمينی وسيع و دست نخورده بود که از شمال به دامنه کوههای بلند و مردابهايی میرسيد که تا غرب آن ادامه داشتند و پس از آن را درياچه افسون شده Tarn Aeluin فرا گرفته بود. راهی به اين سرزمين نمیرفت چرا که حتی در دوران صلح و خوشبختی کسی در آن نزيسته بود.
چنان بود مخفيگاه باراهير و ۱۲ تن پيروانش, که حتی Morgoth نيز نمیتوانست آنرا بيابد.
اما شهرت و خطرناکی باراهير و پيروانش در همه جا پيچيده بود.پس Morgoth به سائورون, بهترين خدمتکارش (که زمانی خدمتکار فرشته مقدسی به نام Aule بود و هوش بسيار و آهنگری را از او ياد گرفته بود) , دستور داد که آنها را يافته و نابود کند.
در ميان پيروان باراهير, مردی بود به نام Gorlim پسر آنگريم. او به همسرش Eilinel بسيار عشق میورزيد.
اما يک روز که او از جنگی در آن سوی مردابها باز میگشت, خانهاش را ديد که غارت شده بود, و همسرش نبود.
پس او بسيار نوميد و مأيوس به مخفيگاهشان پيش باراهير رفت, و همه غمگين شدند. و باراهير به او گفت که اميدی نداشته باشد.اما هنوز در دل Gorlim کورسوی اميدی میدرخشيد: شايد همسرش نمرده باشد.
او هميشه از راهی مخفی از مخفيگاه به سوی خانه اش برمیگشت تا مخفيگاهشان بر نگاه احتمالی دشمنان آشکار نشود. در يک روز پاييزی که به خانه میرفت,نوری از پنجره ديد و با شگفتی Eilinel را ديد که غمگينانه آواز میخواند و او را صدا میزند.
اما همچنان که او فريادی از شگفتی کشيد بادی وزيد و نور را خاموش کرد,گرگ ها زوزه کشيدند و و او دستان سنگين شکارچيان سائورون را برروی شانه هايش احساس کرد.
چنين بود که او را گرفتند و به اردوگاه خودشان بردند.
آنجا شکنجه اش دادند تا مخفيگاه باراهير و راههای دسترسی به آنجا را از زير زبانش بيرون کشند. اما Gorlim چيزی نمیگفت.پس به او قول دادند که اگر افشاء کند او را آزاد کرده و پيش Eilinel بازخواهند گرداند.
پس او بالاخره زير فشار شکنجه و ديدن همسرش اين خواسته آنها را قبول کرد. و آنها او را پيش سائورون بردند. و سائورون به او گفت :
"شنيده ام که سرانجام با ما کنار آمده ای.چه چيزی به عنوان پاداش میخواهی ؟"
و Gorlim پاسخ داد که او بايد دوباره Eilinel را بيابد و باهم آزاد شوند,زيرا که فکر میکرد Eilinel نيز زندانی شده است.
پس سائورون لبخند زد و گفت : "اين پاداش ناچيزی برای چنين اسراری است. پس حتما داده خواهد شد. ادامه بده!"
و او سرانجام زير چشمان مهيب سائورون طاقت نياورد و هرچه را میدانست گفت.
سپس سائورون قهقهای زد و شروع به تمسخر Gorlim نمود و به او گفت که آنچه ديده بود تنها شبحی از Eilinel بوده است که او با جادوی بسياری که میدانسته انجام داده.زيرا که Eilinel مرده بود.
"اما من قولم را فراموش نکرده ام, و تو به Eilinel خواهی پيوست و آزاد خواهی شد."
آنگاه او را بيرحمانه کشت.
حال راز مخفيگاه باراهير فاش شده بود ,و Morgoth برای اغفال آنان نقشهای کشيد و قبل از غروب آفتاب , اورک ها مردان Dorthonion را غافلگير کردند و همه را از بين بردند , جز يک نفر.
زيرا برن پسر باراهير با آنان نبود. روز پيش پدرش او را برای جاسوسی دشمنان به جايی دور از مخفيگاه فرستاده بود.
اما همچنان که او در جنگل آرام خوابيده بود, خواب برکهای را ديد که پرندگانی برروی درختان اطرافش نشسته بودند, و از منقارهاشان خون میچکيد.
سپس در خواب متوجه شکلی شد که از کنار برکه به سوی او میآمد: و آن شبحی از Gorlim بود. و Gorlim برايش ماجرای لو رفتنشان و مرگ خودش را تعريف کرد, و به او گفت که هرچ"آنگاه برن از خواب بیدار شد. و تمام شب را با تمام سرعت دوید به طوری که ظهر فردا به مخفیگاه شورشیان بازگشت. اما همچنان که نزدیکتر شد, کلاغ های لاشه خوار از زمین برخواستند و بر روی درختان اطراف Tarn Aeluin نشسته و شروع به قارقار کردن نمودند. این طور به نظر برن آمد که او را به خاطر دیر رسیدنش مسخره می کنند.
آنجا برن استخوانهای پدرش را به خاک سپرد و بر فراز آن نقطه قطعه سنگ صافی به عنوان سنگ قبر نهاد, و آنجا بود که سوگند خورد تا انتقام پدر را بگیرد.
او به تعقیب اورکها -که پدرش و قومش را کشته بودند- پرداخت. و توانست که اردوگاه آنان را در کنار چاه "ریویل" بالای مرداب "سرچ" بیابد. و به دلیل مهارتی که در مخفی شدن لابلای درخت ها داشت توانست بدون اینکه دیده شود به نزدیکی آتش رود.
فرمانده اورک ها داشت در باب اینکه چقدر شجاع و قهرمان بوده سخن می راند و دست باراهیر را -که قطع کرده بود تا به عنوان مدرکی دال بر پیروزیشان برای سائورون ببرد- بالا نگه داشت : و حلقه فلاگوند بر آن دست بود.
آنگاه برن از پشت صخره بیرون پرید و فرمانده را کشت و با دست و حلقه روی آن فرار کرد.در حالی که سرنوشت به وسیله اورک هایی که از شدت شگفتی نمیدانستند کجا را نشانه بگیرند, از او حمایت می کرد.
آنگاه برن برای بیش از چهار سال همچنان در Dorthonion سرگردان بود. یک شورشی تنها.
اما او تبدیل به دوست پرندگان و جانوران شد و آنها به او کمک میکردند و هرگز مخفیگاه او را به دشمن لو ندادند. و از آن زمان برای همیشه, او هرگز گوشت نخورد و هرگز موجود زنده ای را جز موجوداتی که در خدمت Morgoth بودند نکشت.
او از مرگ نمی ترسید , اما همواره از اسارت وحشت داشت.و با کاری که از سرنا امیدی و با تمام شجاعتش انجام داده بود توانسته بود از مرگ و اسارت هردو بگریزد.
و خبر مرد جسوری که به تنهایی به این فرار دست یافته بود در سراسر بلریاند طنین انداز شد.
در این مدت Morgoth برای سر او جایزه بسیار با ارزشی تعیین کرده بود که ارزشش کمتر نبود از ارزش جایزه ای که برای سر Fingonّ پادشاه بزرگ نولدور تعیین کرده بود.
اما اورک ها آنقدر شایعات از قدرت او و تاکتیک جنگی اش ساخته بودند که به نظر نمی امد با تعقیبش بتوانند دستگیرش کنند.
از این رو ارتشی با فرماندهی خود سائورون راهی جنگ با او شد. و سائورون گرگنماها جمع کرد, و درندگانی که ارواح مئشوم را در وجودشان حبس کرده بود.
حال تمام این سرزمین را نیروهای شیطانی فرا گرفته بود و پاکی ها از آن رخت بسته بود.و برن به شدت تحت فشار بود تا جایی که مجبود شد از Dorthonion فرار کند.
در میان برف و زمستان او سرزمین و قبر پدرش را ترک کرد. و از سرزمین های مرتفع و بلند Doriath بالا رفت.
آنجا به دلش افتاد که می تواند به آن پایین, به "قلمرو پنهان" Hidden Kingdom برود, جایی که هیچ موجود فانی بر آن گام ننهاده بود.
سفر او بسوی جنوب بسیار هولناک بود. پرتگاه های Ered Gorgoroth راست مطلق بودند و تا ابد پایین می رفتند.و در اعماق آن, سایه هایی بودند که ار پیش از برخاستن ماه در آنجا آرمیده بودند.
آنسوی ارتفاعات, صحرای نفرین شده Dungortheb قرار داشت: جایی که جادوی سائورون و اقتدار ملیان (Melian) درهم پیوسته بود , و دهشت و جنون در آن می خزیدند. آنجا عنکبوتهایی از تبار Ungoliant مأمن داشتند, و تارهای نامرئی خود را می تنیدند. تارهایی که تمام موجودات زنده را به دام می انداخت. و هیولاهای سرگردان که در تاریکی طولانی پیش از خورشید بوجود آمده بودند, با چشمان بسیار بی صدا دنبال شکار می جستند.
در این سرزمین روح زده طعامی برای الف ها و آدمیان نبود: اما مرگ چرا.
حتی بخش کوچکی از این سفر قابل مقایسه با بزگترین کارهای برن نبود. اما برن با هیچ کسی در این باره سخن نگفت, تا مبادا دوباره به یادش افتد. و هیچ کس نمیداند چگونه او راهی یافت و چگونه توانست مسیری را بیابد که هیچ انسانی و حتی الفی جرئت نکرده بود تا بدان مرزهای Doriath گام نهد.
و او از پلکان هایی گذشت که ملیان پیرامون قلمرو تینگول پیچانده بود. که حتی ملیان پیشگویی کرده بود که هرکس از آنها بگذرد سرنوشت شومی در انتظار اوست..."
سريعتر برگردد و به پدرش هشدار بدهد."
***
ترجمۀ بخشهایی از هابیت:
((عليزاده)):
روزی روزگاری يک هابيت در سوراخی توی زمين زندگی ميكرد. نه از آن سوراخ های كثيف و نمور كه پر از دم كرم است و بوی لجن ميدهد، و باز نه از آن سوراخ های خشک و خالی و شنی كه تويش جايی برای نشستن و چيزی برای خوردن پيدا نميشود. سوراخ، از آن سوراخ های هابيتی بود، و اين يعنی آسايش.
((فربد)):
در حفره ای توی زمين هابيتی زندگی ميكرد. اين حفره نه كثيف، مرطوب و نامطبوع بود، و نه پر از سر كرم های خاكی و بوی نا؛ اما حفره ای خشک، لخت و ماسه ای هم نبود كه نتوان جايی برای نشستن پيدا كرد يا غذايی خورد: حفره يک هابيت بود و اين يعنی راحتی.
******************************************
((عليزاده)):
فكرش را بكن؛ آنقدر زنده ماندم و ديدم كه پسر بلادونا توک چپ و راست روز خوش می بندد به نافم، انگار كه من آمده ام جلوی در خانه اش دكمه بفروشم!
((فربد)):
اگر بخواهم به اميد صبح به خير گفتن پسر بلادونا توک زنده باشم، انگار كه دكمه فروش دوره گردم!
******************************************
((عليزاده)):
در آن سوی سرمای كوه های مه آلود/ به سوی دخمه های عميق و مغاره های كهن
رهسپاريم پيش از دميدن صبح/ به جستجوی زر افسون شده و رنگ پريده
...
درختان كاج بر بلندی زار می زدند/ باد شبانه زوزه می كشيد
آتش سرخ بود، و شعله كشان گسترش می يافت/ و درختان به سان مشعل های فروزان بودند
((فربد)):
بر آن كوه های سرد و مه گرفته ی دور/ در سردابه های عميق و غارهای كهن
بايد رفت پيش از شروع روز/ تا طلای زرد طلسم شده را يافت
كاج ها در ارتفاع نعره می زدند/ بادها در شب زوزه می كشيدند
آتش سرخ بود، به هرسو زبانه می كشيد/ درختان مثل مشعل با نور شعله ور ميشدند
**************************************************************************
"من فکر می کنم هابیتها این روزها نیاز به توصیف دارند. از وقتی که آنها کمیاب شدند و از آدمبزرگها که آنها ما را مینامند، گریزان. آنها کوتوله هستند (یا بودند). تقریبا نصف ما و کوچکتر از کوتولههای ریشدار هستند. هابیتها ریش ندارند. آنها جادو ندارند، یا اندک دارند، به استثنای مورد روزمره و معمولی که به آنها کمک میکند تا به تندی و آرامی وقتی که مردم کودنی مثل من و شما میخواهیم با آنها تصادف کنیم، و صدایی در بیاید مثل صدای فیلها که بشود از یک مایلی آن را شنید، ناپدید شوند. شکم هابیتها از چربی برآمده است. آنها لباسهای روشن میپوشند (عمدتا زرد و سبز)، کفش نمیپوشند، زیرا کف پاهایشان چرم طبیعی میروید. موهای قهوهای روشن کلفتی روی سرشان را پوشانده (که فرفری بود). انگشتهای قهوهای کشیده و ماهرانه داشتند. صورتهایشان از طبیعت خوبشان خبر میداد."
فانتزی در ادبیات کودکان، محمد محمدی
************************************
خیال میکنم امروزه روز اول لازم باشد که کمی وصف هابیتها را بگوییم، چون آنها خیلی کمیاب و به قول خودشان از مردم بزرگ که ما باشیم، گریزان شدهاند. هابیتها مردم کوچکی هستند (یا بودند)، تقریبا نصف قد ما، و کوچکتر از دورفهای ریشو. هابیتها ریش ندارند. چیزهای خارقالعاده و جادویی در آنها کم است، یا نیست مگر آن چیزهای کوچکِ پیش پا افتاده و روزمره که وقتی مردم بزرگ و ابلهی مثل من و شمای دست و پا چلفتی از راه میرسیم و مثل فیل سر و صدا راه میاندازیم، طوری که آنها از یک فرسخی میشنوند، به آنها کمک میکند که بیسر و صدا و فوری غیبشان بزند. اگر اوضاع مساعد باشد شکمشان خیلی چرب میآورد؛ لباسهایی به رنگ روشن میپوشند (عمدتا سبز و زرد)؛ کفش پا نمیکنند، چون پاشان بهطور طبیعی کف چرم مانندی دارد و روی آن موهای انبوه و گرم و قهوهای رنگی میروید که خیلی شبیه موهای سرشان است (که جعد دارد)؛ انگشتان بلند و چالاک و سبزه، و صورت مهربان دارند،
رضا علیزاده
***
تورین تورامبار:
تورین تورامبار
آنگاه دوباره از آب گذشت با این امید که بتواند شمشیرش را بردارد و نگاهی به دشمنش بیندازد، و او را دید که دراز به دراز افتاده بود، و به یک سو چرخیده بود، و قبضه شمشیرش "گورتانگ" روی شکمش گیر کرده بود. آنگاه تورامبار دسته شمشیر را گرفت و بیرون کشید و شروع به استهزای اژدها و کلماتش بر نارگوتروند کرد:
"درود خزنده مورگوت, چه خوب دوباره به هم رسیدیم؛ حال بمیر و تاریکی با تو خواهد بود، چرا که تورین پسر هورین انقامش را گرفته است."
بانو آرون
تورین تورامبار
تورامبار از این رو به شوق اینکه شمشیرش را بازیابد و نگاهی به خصم بیاندازد یکبار دیگر از آب گذشت؛ و او را دید که دراز به دراز به پهلو افتاده بود و قبضۀ گورتانگ هنوز در شکماش به چشم میخورد. آنگاه تورامبار قبضه را گرفت و پایش را بر شکم اژدها نهاد، و او و سخنانش را در نارگوتروند ریشخندکنان، بانگ زد:
"به به، خزندۀ مورگوت! چه سعادتی که به هم برخوردیم! حال بمیر و در ظلمات گم شو! چنین است انتقام تورین پسر هورین!"
رضا علیزاده
***
امیدوارم خوشتون بیاد.
دوستان من مدتیه سرهنویسی میکنم و کارمو با ترجمههای تالکین شروع کردم. دوست داشتم اینجا براتون بذارم (هرچند که بیربط به موضوع تاپیک هستن):
متن اصلی:
داستان تور
مقاله ای که پیش روی شماست، نه از دسته ی مقالات دانش افزایی صرف و نه از دسته ی مقالات تحلیلی اند. بلکه شما مقاله هایی را خواهید خواند که در عین وفاداری کامل به متن اصلی کتاب، اما به قلم این حقیر به تحریر درآمده اند.آنچنان که کلمات را به سلیقه ی خودم برگزیده ام و نفرین ماندوس سایه سار زندگی ام باد اگر جایی خواسته باشم به اندیشه ی خود، جمله ای را بنگارم…بین هر دوتا نقطه ی آخر جملات مقالاتم ، تفکری بیرون از تفکر استاد بزرگوارمان تالکین، نخوابیده ست.
و من کوچک تر از آنم که بتوانم تصرفی در دنیای جاوید تالکین بزرگ ایجاد کنم…مانوه را شاهدم.
میت ریم زادگاهش بود و ریان مادرش؛ و هور، همان که نیرنایت آرنویدیاد او را به تالارهای ماندوس فرستاد، پدرش؛ و تور نامی شد برایش که بعدها جاودانه ماند. بی پدری سبب شد تا در میان الفهای خاکستری و بدست آنایل بزرگ شود، گرچه از نژاد انسانهای بی باک بود. از خاندان هادور که هریک از آنها آوازهای درخور ستایش بدست آورد.
و تور تنها کس از میانشان که نیروهای آردا، به مردمان کوئی وینن پیوندش دادند و زمرهی انسانها نامش را بر خویش نمیآورند.
***
بازگردانی اولیه:
مقاله ای که پیش روی دارید، نه از دستۀ مقالات دانش افزاییِ صِرف، و نه از دستۀ مقالات تحلیلی است. بل مقاله ای است که در حین وفاداریِ متن، بیکبارگی، لیک به قلم این حقیر به رشتۀ تحریر در آمده است؛ آنچنانکه واژگان را به دلخواه خویش برگزیده ام. و نفرین ماندوس سایه سار زندگی ام باد گر گرایان بدان بوده باشم که از اندیشۀ خود جمله ای در آن بیافزایم. اندر میان هر دو نقطۀ انتهای جملات مقاله، اندیشه ای بدر از اندیشۀ استاد بلندْناممان، تالکین، نیارمیده است.
و آنک این حقیر کهتر از آنست که بتْواند تصرفی، هر چند باندک و ناچیز، در حکایات جهانِ جاویدِ بزرگْتالکین وارد آورَد... مانوه را شاهدم و عهد و پیمانی بس سترگ، بدین پاس.
او را مام ریان بود و میت ریم زادگاه؛ و هورش باب؛ همو که نیرنایت آرنوید یاد به تالار های ماندوسش فرا فرستاد. و تور نامی شد پَسان، بهمیشه برایش جاودان. بدان سبب که از بابش محروم بود، بدست الف های خاکستری پرورش یافت و نیز آنایل. گر چه نژاده ای بود از انسان های بی باک؛ از پوران هادور، که هر یکْشان را آوازه ای بود بلندْنام تا به دورْجای. و تور تنها کس بود زان پوران بلندْنامِ میرا که نیروهای آردا با مردمان کویوینن نامیرا پیوندش داد، و دگر از زمرۀ میرایان نگشت.
***
بازگردانی نهایی:
کتابچه ای که پیش روی دارید، نه کتابچه ای به صِرف دانش افزایی، و نه کتابچه ای کاوکی و پویشی است. بل کتابچه ای است که بیکبارگی، همگون و دمساز با حکایت نَخستین است، لیک به خط و قلم این حقیر؛ آن سان که واژگانش را به دلخواه خویشم برگزیده ام. و شوخ و گُجستگی ماندوسم در دم فرا گیرد گر گرایان بدان بوده باشم که از اندیشۀ خود در آن دست یازم. میان هر دو نقطۀ انتهای جملات کتابچه، اندیشه ای بدر از اندیشۀ استاد بلندْناممان، تالکین مینو سرشت، نیارمیده است.
و آنک مرا نمیسَزد که تصرفی، هر چند باندک و ناچیز، در حکایات جهانِ جاویدِ بزرگْتالکین وارد آورَم... مانوه را شاهدم و عهد و پیمانی بس سترگ، بدین پاس.
ریان مامش بود و میت ریم زادگاه؛ و هورش باب؛ همو که کارزار آرنوید یاد، به ماندوسش فرا فرستاد. هر دُوانْشان را، پور، تور بود. و تورش نام شد تا به ابد. بدان سبب که بابش را از دست داده بود، الف های خاکستری اش پرورش می دادند نیزش آنایل. گر چه نژاده ای از انسان های بی باکش بودی؛ از پوران هادور، که هر یکْشان را آوازه ای بود بلندْنام تا به دورْجای. و تور یگانه کس بود زان پوران بلندْنامِ میرا که تقدیر آردا با مردمان کویوینن نامیرا پیوندش دادی، و بیش دگر از زمرۀ میرایان نبود.
ممنون
ترجمه علیزاده رو میپسندم واقعا شیوا و زیباست بعد ازون ترجمه خانم واثقی پناه
کار خودت هم عالی بود مسعود آفرین
خب من یه سوال داشتم که می خواستم تو گفت و گوی عمومی بپرسم، اما خب اینجا مناسب تره به نظرم. البته بنا بر اسم تاپیک!
امروز عصر تو کتاب فروشی بودم، قصه های نا تمام رو خریدم. منتها روش نوشته "قصه های ناتمام (دوران دوم)".
من کلاً چن تا سوال دارم:
1.این دوران دوم و اینا چه صیغه ایه؟ منظور اینه که برای دوران اول هم قصه های ناتمام هست؟
2.والا سیلماریلیون هم واقیع دوران ها رو می گفت. خب وقتی سیلماریلیون هس، چه حاجت به بقیه؟
اگه کلا یکی من باب این اثر توضیح بده ممنون می شم.
https://arda.ir/unfinished-tales/
این لینکو بخون شاید مفید باشه
سیلماریلیون لزوما به وقایع تمام دورانها بطور کامل نپرداخته از جمله جنگ حلقه در دوران سوم رو که خیلی اجمالی بررسی کرده و....
کتابخانه ای به قامت آردا ( یا همه آن چیزهایی که در مورد آردا وتالکین به زبان فارسی داریم) :
با سلام خدمت دوستان عزیز
در این مقاله جامع می خواهم همه کتاب هایی که تا کنون در مورد آردا وتالکین به زبان فارسی ترجمه شده رو براتون معرفی کنم. به ترتیب کتاب ها وترجمه هایی که از اونها منتشر شده رو معرفی می کنم.
1.سه گانه ارباب حلقه ها :
چهار ترجمه از کتاب ارباب حلقه های جی ار ار تالکین به زبان فارسی موجود هست که البته بعضی از این ترجمه ها کامل نیست و همینطور بعضی ها به چاپ نرسیدند.
نکته ای که باید مد نظر داشته باشیم اینه که واقعا جهان ادبیات وسینما تا حد بسیار زیادی مدیون پیتر جکسون هستند .چون این پیتر جکسون بود که توجه خیره کننده دوباره جهان رو به سمت تالکین و کار هایش جذب کرد و روحی تازه به کار های تالکین بخشید.
پیرو این روند جهانی در ایران نیز با ساخت سه گانه ارباب حلقه های پیتر جکسون وگسترش آوازه عالمگیر این سه گانه سینمایی ,توجه جامعه ادبی ,فلسفی , وهمینطور سینمایی ایران به تالکین وکارهایش جذب شد .و جامعه ادبی ومترجمان ایران همزمان با اکران این سه گانه سینمایی شروع به ترجمه کار های تالکین به زبان فارسی کردند.
البته پیش از این استاد مراد فرهاد پور, از اندیشمندان ,نظریه پردازان وادبای گرانقدر معاصر ایران در دهه هفتاد خورشیدی دست به ترجمه چند داستان کوتاه از تالکین به زبان فارسی کرده بودند که در قالب کتاب درخت وبرگ در سال 1377 خورشیدی توسط انتشارات طرح نو به چاپ رسید.
این اولین کار ترجمه از کتاب های تالکین به زبان فارسی بود که توجه مخاطبان ,ادبا و روشنفکران ایرانی رو به تالکین و کار هایش جذب کرد وباعث آشنایی فکری ایرانیان با تفکرات پروفسور تالکین شد.
به خصوص مقدمه عالمانه جناب آقای مراد فرهاد پور در ابتدای کتاب درخت وبرگ که به معرفی و تبیین فانتزی و داستان های پریان از نگاه تالکین و همینطور معرفی تفکرات تالکین می پرداخت تاثیر بسیار زیادی بر جامعه ادبی ایران وخوانندگان این کتاب در آشنایی با سبک تالکین در ادبیات فانتزی گذاشت.
بعد از چاپ کتاب درخت وبرگ ,از نخستین مترجمانی که شروع به ترجمه کار های تالکین کردند باید از خانم استاد ماه منیر فتحی یاد کنیم که برای اولین بار کتاب هابیت رو با نثری زیبا به زبان فارسی ترجمه کردند که این ترجمه با عنوان هابیت ها ,رفت وبازگشت از سفر توسط نشر فروغ آزادی تبریز به چاپ رسید .خانم فتحی بعد از ترجمه کتاب هابیت دست به ترجمه کامل کتاب ارباب حلقه ها زدند (با نام سالار انگشتری ها : دوستی انگشتری,دوتا برج ,بازگشت پادشاه) که البته این کتاب هیچ وقت به چاپ نرسید.با این مقدمه به معرفی موردی چهار ترجمه ای که از کتاب ارباب حلقه ها به زبان فارسی شده می پردازیم.
الف . سالار انگشتری ها (دوستی انگشتری ,دو تا برج, بازگشت پادشاه ) ,نویسنده جی آر آر تالکین , مترجم ماه منیر فتحی ,نشر فروغ آزادی تبریز , 1381 .
همانطور که قبلا اشاره شد این ترجمه تا مراحل مقدمات چاپ و ثبت در کتابخانه ملی ایران رفت اما بنا به دلایلی هیچ وقت چاپ نشد.
ب .خداوندگار حلقه ها (ج 1 رهروان حلقه) نویسنده جی آر آر تالکین ,مترجم خانم تبسم آتشین جان ,نشر حوض نقره تهران , 1382 .
در مورد این ترجمه بنده چندان اطلاعی ندارم .اما از مشخصات رکورد ثبت شده در کتابخانه ملی برای این ترجمه چنین بر می آید که تنها جلد اول کتاب یعنی یاران حلقه (رهروان حلقه) ترجمه و چاپ شده هست.
ج .ارباب حلقه ها ( یاران حلقه ,کتاب اول) , جی آر آر تالکین ,مترجم پرویز امینی ,نشر دنیای نو ,چاپ اول, 1382 .
این اثر نیز از ترجمه های خوبی هست که از ارباب حلقه ها موجود هست و از نثر خوبی برخوردار هست.از این ترجمه فقط کتاب اول (بخش اول) یاران حلقه به چاپ رسیده هست. از مشخصات کتابشناسی این اثر چنین معلوم می شود که قرار بوده در 6جلد به چاپ برسد (برای مثال یاران حلقه کتاب اول وکتاب دوم در دوجلد) که مجلدات بعدی هیچ وقت به چاپ نرسید.در این ترجمه از چند اثر هنری از برادران هیلده برانت برای مصور نمودن کتاب استفاده شده هست که منجر به زیبا شدن این ترجمه شده هست .در ابتدای کتاب تصاویری از خود پروفسور تالکین وهمینطور کالج محل تدریس و خانه اش چاپ شده هست. طرح روی جلد این ترجمه تصویری از نزگول های فیلم ارباب حلقه ها چاپ شده هست .
د . فرمانروای حلقه ها (یاران حلقه,دو برج,بازگشت شاه), جی آر آر تالکین , مترجم رضا علیزاده , نشر روزنه, چاپ اول, 1382,1382,1381 .
این ترجمه در واقع مشهورترین وشناخته شده ترین ترجمه از ارباب حلقه های جی ار ار تالکین هست .
ترجمه ای زیبا با نثری خوب که به چاپ ششم هم رسیده (جلداول یاران حلقه).بقیه مجلدات هم به چاپ چهارم(جلد دوم دو برج) ,چاپ پنجم(جلد سوم بازگشت شاه) نیز رسیده اند.
2.کتاب هابیت :
از کتاب هابیت شش ترجمه به زبان فارسی موجود هست .اولین ترجمه از این کتاب به دست خانم ماه منیر فتحی انجام شد.بعد از این ترجمه مترجمان دیگری هم از جمله آقای رضا علیزاده ,دست به ترجمه این اثر زدند که به معرفی آنها می پردازم.
الف . هابیت ها یا رفت وبازگشت از سفر , جی آر آر تالکین , مترجم ماه منیر فتحی , نشر فروغ آزادی تبریز, چاپ اول,1381 .
ب . هابیت , یا آنجا و بازگشت دوباره, جی آر آر تالکین , مترجم پریا آقاسی بیگ , نشر فروغ قلم , چاپ اول , 1381
ج .هابیت یا آنجا و بازگشت دوباره , جی آر آرتالکین , مترجم رضا علیزاده , نشر روزنه ,چاپ اول ,1383 .
د .هابیت , جی آر آر تالکین , مترجم فرزاد فربد , نشر پنجره ,چاپ اول , 1381 .
ه . هابیت , جی آر آر تالکین ,مترجم شاهده سعیدی , نشر چشمه ,کتاب ونوشه ,چاپ اول ,1382.
خ . هابیت ,آنجا وبازگشت دوباره , جی آر آر تالکین , مترجم نازنین پوریان , قم : بهمن آرا, چاپ اول , 1390 .
3.کتاب سیلماریلیون :
ازکتاب سیلماریلیون دو ترجمه به زبان فارسی موجود هست .اولین ترجمه از کتاب سیلماریلیون متعلق به خانم مریم واثقی پناه هست که در سال 1385 توسط نشر وزین سبزان به چاپ رسید .فارغ از برخی انتقادات این ترجمه در نوع خود ترجمه بسیار خوبی هست. دومین ترجمه از سیلماریلیون متعلق به جناب آقای رضا علیزاده هست که توسط نشر روزنه در سا ل 1386 به طبع رسید.
الف .سیلماریلیون ,جی آر آر تالکین, مترجم مریم واثقی پناه , نشر سبزان ,چاپ اول , 1385 .
یکی از نکات خوب این ترجمه چاپ تعدادی از نقاشی های تد ناشمیت تصویر گر مشهور آثار تالکین در آخر کتاب هست که اقدام قابل ستایشی هست.
ب .سیلماریلیون ,جی آر آر تالکین , مترجم رضا علیزاده , نشر روزنه , چاپ اول,1386 .
ترجمه ای زیبا با نثری نزدیک به متن اصلی که توسط مترجم خوب کشورمان رضا علیزاده صورت گرفته هست .
4.کتاب فرزندان هورین :
از کتاب فرزندان هورین هم دو ترجمه به زبان فارسی موجود هست .
الف. بچه های هورین , جی آر آر تالکین , مترجم فرهاد سیدلو , نشر پیام امروز و هستان ,چاپ اول ,1386 .
ب.فرزندان هورین , جی آر آر تالکین ,مترجم رضا علیزاده وسید ابراهیم تقوی ,نشر روزنه ,چاپ اول ,1388 .
یکی از مزیت های این ترجمه ,چاپ شدن حدیث (تور و آمدنش به گوندولین ) از بخش نخست کتاب افسانه های ناتمام به همراه فرزندان هورین هست .واین یعنی به نوعی می توان گفت که بخش نخست کتاب افسانه های ناتمام یکجا به چاپ رسیده هست. اما باید این نکته را در نظر داشت که کتاب فرزندان هورین که در سال 2007 نسخه اصلیش به چاپ رسیده وجناب آقای علیزاده و آقای سید ابراهیم تقوی از روی این نسخه ترجمه شان را ارائه داده اند . با داستان فرزندان هورین که در بخش نخست افسانه های ناتمام به چاپ رسیده تفاوت های زیادی دارد. داستان فرزندان هورین کتاب افسانه های نا تمام صورت خلاصه تر و ناقص تری از داستان هورین را به دست می دهد.که کریستوفر تالکین با رجوع به گنجینه مختلف و با ارزش یادداشت های تالکین پدر که از او به یادگار مانده بود وهمینطور منابع دستنوشته دیگر درصدد بر امد تا نسخه کاملتری از این داستان را ارائه دهد که حاصل کار کتاب فرزندان هورین شد که در سال 2007 به چاپ رسید.
5 . کتاب افسانه های ناتمام نومه نور وسرزمین میانه :
داستان طولانی ترجمه این کتاب را همه دوستداران تالکین در ایران به خوبی می دانند. اما پس از ماجراهای زیاد بلاخره بخش دوم این کتاب که در مورد دوران دوم سرزمین میانه هست . درسال 1392 توسط نشر روزنه وبا ترجمه رضا علیزاده و با نام قصه های نا تمام به چاپ رسید .
الف. قصه های نا تما م (دوران دوم) , جی آر آر تالکین , مترجم رضا علیزاده , نشر روزنه , چاپ اول , 1392.
* آثاری که معرفی شد ترجمه های مختلف ازخود کتاب های تالکین هست.اینک به معرفی آثاری که در رابطه با خود تالکین یا دنیای اساطیری او به زبان فارسی منتشر شده هست می پردازیم.
1.اطلس سرزمین میانه , کارن وین فونستاد , مترجم رضا علیزاده , نشر روزنه , چاپ اول, 1387 .
همانطور که از نام این کتاب بر می آید این اثر اطلسی هست درباره نقشه های جهان تخیلی تالکین که به زبان فارسی ترجمه شده است وراهگشای خوبی برای درک بهتر داستان های پروفسور تالکین می باشد.
2 .جستجوی نگره های دینی در ارباب حلقه ها ,نویسنده کرت برونر وجیم ویر , مترجم مهناز باقری ,نشر بنیاد سینمایی فارابی , چاپ اول ,1388 .
همانطور که از نام این اثر بر می آید نویسندگان این اثر کوشیده اند تا مفاهیم دینی وسنت های مذهب کاتولیک را در ارباب حلقه ها مورد تحقیق وکاوش قرار دهند.
3 . حلقه تعالی وتباهی (تحلیلی بر هابیت وارباب حلقه ها ), پروفسور جین بی هاردی,مترجم مسعود ملکیاری , نشر قاصدک صبا , چاپ اول ,1388 .چاپ دوم, 1393.
این کتاب جامع ومختصر به قلم پروفسور هاردی به معرفی وتحلیل وبررسی مختصر کتاب های ارباب حلقه ها وهابیت می پردازد.
4 . جی آر آر تالکین خالق ارباب حلقه ها ,نویسنده مایکل کورن , مترجم منصوره بیطرف , نشر اوسانه , چاپ اول , 1389 .
این کتاب به قلم مایکل کورن زندگینامه ای کوتاه از پروفسور جی آر آر تالکین هست که برای اولین بار به زبان فارسی منتشر می شود.
5 .کتاب پخت و پز هابیتی یا آشپزی با هابیت ها , گاملینگ وورت , مترجم فدرا اسدخانی , نشر روزنه , چاپ اول ,1392 .
6 . کتاب آشپزی ارباب حلقه ها , ونسا کیتل , مترجم فدرا اسدخانی ,نشر روزنه , چاپ اول , 1392 .
همانطور که از عنوان این دو اثر بر می آید .کتاب هایی هستند در رابطه با غذا هایی که که در جهان تخیلی تالکین از آنها بحث شده هست وهمینطور طرز تهیه آنها .
7 . کتاب درخت وبرگ(سه داستان تخیلی وکوتاه از تالکین) , نویسنده جی آر آر تالکین , مترجم مراد فرهاپور , انتشارات طرح نو , چاپ اول , 1377 . چاپ دوم 1388.
در مورد کتاب درخت وبرگ در ابتدای این مقاله توضیحاتی داده شده است.
8 . ارباب حلقه ها : مجموعه طرح ها واسکیس ها , گرد آورنده شهاب حبیبی , تهران :نشر هرم ,1387.
مجموعه ای از طراحی های شخصیت های ارباب حلقه ها .
در پایان امیدوارم مطالب این مقاله مفید واقع شده و راهگشای خوبی برای کسانی که به دنبال آشنایی با تالکین و آثارش هستند , باشد .
منابع :
1. سایت خانه کتاب
2 .سایت کتابخانه ملی
3 . سایت آردا
دوستان ميخواستم بپرسم ترجمه ي كتاب فرزندان هورين اقاي عليزاده چطوريه؟؟؟نثرس سادست يا مثل سيلماريليون سخته؟؟؟
دوستان ميخواستم بپرسم ترجمه ي كتاب فرزندان هورين اقاي عليزاده چطوريه؟؟؟نثرس سادست يا مثل سيلماريليون سخته؟؟؟
سلام به شما. نثرش شبیه به سیلماریلیونه تقریبا.
سیلماریلیون ترجمه علیزاده بهتره یا واثقی پناه؟ فرقشون چیه؟ کدوم نثر ساده تری داره؟
ترجمه آقای علیزاده ادبی تر و بهتره.
اینجا رو بخونید.
https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=2116&view=findpost&p=67478
ترجمه آقای علیزاده ادبی تر و بهتره.
یعنی چه طوری؟ نثرش روونه؟
نه روون نیست. به نظرم دنبال نثر روون نباشید، بعد از یه مدتی عادت میکنید و خوب میخونید. اینجا رو بخونید، شاید کمک کنه.
سیلماریلیون ترجمه علیزاده بهتره یا واثقی پناه؟ فرقشون چیه؟ کدوم نثر ساده تری داره؟
نثر آقای علیزاده در خور این اثره و خیلی هم تکفل نداره. یعنی از کتبی مثل کلیله و دمنه و تاریخ بیهقی و بلعمی و غیره که به مراتب روون تر و امروزی تره.
با سلام خدمت دوستان
کسی از قیمت های جدید کتاب های روزنه (تالکین) به طور دقیق خبر داره؟؟؟؟ لطفا قیمت دونه به دونه اش رو بگید؟؟؟؟؟؟؟
با سلام خدمت دوستان
کسی از قیمت های جدید کتاب های روزنه (تالکین) به طور دقیق خبر داره؟؟؟؟ لطفا قیمت دونه به دونه اش رو بگید؟؟؟؟؟؟؟
یاران حلقه : ۳۹۵,۰۰۰ريال
دو برج : ۳۷۰,۰۰۰ريال
بازگشت شاه : ۳۰۰,۰۰۰ريال
فرزندان هورین : ۲۳۵,۰۰۰ريال
سیلماریلیون : ۳۴۵,۰۰۰ريال
هابیت : ۱۵۰,۰۰۰ريال
قصه های ناتمام :۱۳۰,۰۰۰ريال
اگه اشتباه نکنم فقط بازگشت شاه،هابیت و قصه های ناتمام چاپ 94 نیستند.
ممنون باین عزیز
ولی یه نکته,توجه کنید که منظورم قیمت روی جلد خود کتاب ها هست.چون توی فروشگاه های اینترنتی احتمالا گرونتر می فروشند .
وسوال دوم قیمت اطلس سرزمین میانه و دوتا کتاب آشپزی ارباب حلقه ها وهابیت چنده؟؟؟؟
این قیمتها قیمت پشت جلد هستند.تو نمایشگاه هم که دیدم با همین قیمتها عرضه شده بود.کلا تا جایی که من مقایسه کردم قیمت سایتهای فروش کتاب با بیرون تفاوتی نداره هیچوقت.
قیمت چاپ اول اطلس و آشپزی لوتر و هابیت هم به ترتیب 25000، 9500 و 6500 تومن بود که فکر نمیکنم تجدید چاپ شده باشند و احتمالا هنوز همین قیمت باشن.
پ.ن.بین هستم :دی
یه سوال، چرا ترجمه های آقای علیزاده، جلد کتاب هاش مانند جلد کتاب اصلی نیست؟
یه سوال، چرا ترجمه های آقای علیزاده، جلد کتاب هاش مانند جلد کتاب اصلی نیست؟
در این مورد ناشر تصمیم می گیره.
در این مورد ناشر تصمیم می گیره.
اگه شكل اصلى كتابا رو چاپ كنن عالى ميشه. ميشه از طرف سايت يه درخواست داد كه با طرح اصلى چاپ بشه؟
والا نمی دونم. به قول آقای علیزاده باید آقای حمید بهشتی (مدیر مسئول فکر کنم) تصمیم بگیرن.
چاپ جدید 94 کتاب های تالکین به ترجمه اقای علیزاده منتشر شد با قیمتی تقریبا دوبرابر چاپ های قبلی که البته کتابهای استاد تالکین با ترجمه اقای علیزاده مسلما ارزش گذاشتن هزینه رو دارند
سیلماریلیون 34500 تومان
یاران حلقه قیمت 39500 تومان
دو برج 37000 تومان
فرزندان هورین 23500 تومان
هابیت و بازگشت پادشاه هم قبلا با قیمت های 15000 و 30000 تومان با چاپ 93 چاپ شده اند
ویژگی و تغییری ندارن؟
ویژگی و تغییری ندارن؟
من یاران حلقه رو خریدم. حتی شمارۀ صفحاتش رو هم تغییر ندادن. البته جلدش سبزه و کاغذاش هم نازک ترن.
كتاب نامه هاى تالكين ترجمه نشده؟
كتاب نامه هاى تالكين ترجمه نشده؟
خیر تا حالا به فارسی ترجمه نشده
با سلام
عرضم به حضور که,دیروز رفته بودم تبریز برای خرید کتاب . و اونجا توی کتابفروشی یه سری هم به کتاب های استاد زدم.توی کتاب های چاپ جدید چند تا اشکال دیدم که بیانشون خالی از لطف نیست.:
1. در کتاب بازگشت پادشاه چاپ پنجم , انتهای ضمائم بخش شجره نامه ها وجود نداره وچاپ نشده.
2.در کتاب هابیت ,چاپ سوم وچهارم ,متاسفانه نقشه های ابتدا وانتهای کتاب از قلم افتاده وچاپ نشده.
پیوست:البته چاپ های جدید یه ویژگی مثبت هم داره و اون اینه که چاپ جدید کتابها کم حجم تر و باریکتر شده اند واین به خاطر اینه که از کاغذهای نازکتری در چاپ کتابها استفاده شده.
در راستای تکمیل اطلاعت کتابشناختی از آثار ترجمه شده تالکین در ایران ,به معرفی کتاب سیلماریلیون با ترجمه آقای حسین ترکمن نژاد می پردازم:
* سیلماریلیون پاره نخست و پاره دوم ( دو جلدی),جی آر آر تالکین , به کوشش کریستوفر تالکین ,مترجم حسین ترکمن نژاد, تهران: انتشارات غنچه ,1393. 2 ج.
این ترجمه جدید ترین ترجمه از کار های استاد تالکین به زبان فارسی هست که توسط آقای حسین ترکمن نژاد مترجم جوان کشورمون انجام شده هست.از ویژگی های این ترجمه چاپ مقدمه کریستوفر تالکین بر سیلماریلیون ,چاپ نقشه بلریاند در دوران اول و فهرست تبارشناختی شخصیت های داستان می باشد.
پی نوشت:مژده به علاقه مندان آثار استاد تالکین که به زودی کتاب درخت وبرگ با ترجمه آقای مراد فرهاد پور توسط نشر روزنه به چاپ خواهد رسید.


سلام دوستان مدت زیادیه که یه سوال توی ذهنم می چرخه.خیلی وقته که دنبال کتاب افسانه های از دست رفته می گردم ولی الان حتی مطمئن نیستم که به فارسی ترجمه شده یا نه
لطفا اگهانتشاراتش رو میدونید و اگر نه حداقل یه اطلاعاتی در موردش بدین چون خیلی مشتاقم.
در در 12/1/2015, 8:04:51، تیلیون گفته است :سلام دوستان مدت زیادیه که یه سوال توی ذهنم می چرخه.خیلی وقته که دنبال کتاب افسانه های از دست رفته می گردم ولی الان حتی مطمئن نیستم که به فارسی ترجمه شده یا نه
لطفا اگهانتشاراتش رو میدونید و اگر نه حداقل یه اطلاعاتی در موردش بدین چون خیلی مشتاقم.
سلام
اگه منظورتون کتاب Unfinished Tales یا قصههای ناتمام هست، تقریباً دو ساله که توسط انتشارات روزنه ترجمه و منتشر شده. البته دوران دومش.
از اینجا میتونید تهیهاش کنید.
در در ۱۳۹۴/۳/۱۳، ۱۸:۴۹:۴۰، الندیل پادشاه انسان ها گفته است :با سلام خدمت دوستان
کسی از قیمت های جدید کتاب های روزنه (تالکین) به طور دقیق خبر داره؟؟؟؟ لطفا قیمت دونه به دونه اش رو بگید؟؟؟؟؟؟؟
تو سایت منوکتاب با بیست درصد تخفیف میدن
در در 12/1/2015, 8:04:51، تیلیون گفته است :سلام دوستان مدت زیادیه که یه سوال توی ذهنم می چرخه.خیلی وقته که دنبال کتاب افسانه های از دست رفته می گردم ولی الان حتی مطمئن نیستم که به فارسی ترجمه شده یا نه
لطفا اگهانتشاراتش رو میدونید و اگر نه حداقل یه اطلاعاتی در موردش بدین چون خیلی مشتاقم.
اگه منظورتون دو کتاب Book of lost Tales هست(جلد اول و دوم مجموعه تاریخ سرزمین میانه)، خیر این کتابها ترجمه نشدن و بعیده که ترجمه بشن. اگر هم افسانه های ناتمام منظورتونه که دوستان توضیح دادن.
با سلام خدمت دوستان عزیز
همانطور که قبلا قول داده بودم .امروز بخشی از ترجمه ارباب حلقه ها توسط خانم استاد ماه منیر فتحی رو اینجا خواهم آورد.
در ابتدا بهتره یه توضیحاتی بدم تا دوستانی که در جریان نیستند آگاه شوند.
خانم استاد ماه منیر فتحی که در دانشگاه استاد ما هم بودند. اولین مترجمی بودند که در ایران دست به ترجمه کتاب های بزرگ تالکین زدند.ایشان در سال 1381 کتاب هابیت رو با عنوان : هابیت ها , رفت وبازگشت از سفر ترجمه و منتشر کردند. که توسط نشر فروغ آزادی در سال 1381 به چاپ رسید.
همزمان با ترجمه هابیت ترجمه کتاب ارباب حلقه ها را هم با عنوان سالار انگشتری ها شروع کرده بودند. اما ترجمه ایشان از ارباب حلقه ها که با عنوان سالار انگشتری ها شناخته میشود .بنا به دلایلی هیچ وقت به چاپ نرسید.اما این ترجمه تمامی مراحل پیش از انتشار و همینطور ثبت در کتابخانه ملی را گذرانده بود.عناوین سه جلد این تر جمه هم به قرار زیر بود (سالار انگشتری ها : 1. دوستی انگشتری 2. دو تا برج 3.بازگشت پادشاه.).
مدتی پیش من از ایشون درخواست کردم تا نسخه ای از پاکنویس ترجمه هاشون رو در اختیار من بگذارند. که ایشون هم لطف کرده وقبول کردند. متاسفانه مدتی بود که فرصت نمی کردم تایپ کنم.ولی الان بخشی از ترجمه ایشون از فصل اول کتاب دو برج رو با عنوان بورومیر به راه می افتد رو تقدیم شما دوستان می کنم:
فصل اول
بورومیر به راه می افتد
آراگورن به سرعت از تپه بالا رفت .گاه وبیگاه روی زمین خم می شد .هابیت ها سبک راه می روند ورد پای آنان را حتی یک ولگرد خانه به دوش هم به آسانی نمی تواند تشخیص بدهد.اما دورتر از یک چشمه که گذرگاه را قطع کرده بود, توی زمین خیس چیزی را دید که دنبالش می گشت.
با خودش گفت نشانه ها را درست تشخیص می دهم.فرودو تا بالای تپه دویده.نمیدانم آنجا چه دیده,در هر حال از همان راه هم برگشته و دوباره از تپه پایین رفته.
آراگورن مکثی کرد.دلش می خواست تا تختگاه بالا برود,امیدوار بود که در آنجا چیزی را ببیند که راهنمای او در سردر گمی ها باشد .اما وقت تنگ بود.ناگاه به جلو خیز برداشت,وتا بالای قله دوید.از سنگ های بزرگ جاده سنگفرش گذشت,واز پله ها بالا رفت,سپسبر تخت گاه نشست و به تماشای بیرون پرداخت.اما چنین به نظر می رسیدکه آفتاب تیره وتار شده هست و دنیا تاریک وپرت افتاده هست.از پشت جهت شمالی برگشت و دوباره سرزمین شمالی را نگاه کرد. و غیر از تپه های دوردست چیزی ندید.اما یک چیزی بود.
در آن سو و در فاصله ای دورباز هم پرنده بزرگی را میدید که شکل یک عقاب بود که برفراز آسمان پرواز می کرد.آرام آرام دور می زد و می چرخید و به طرف زمین پایین می آمد.
حتی در آن حال که خیره نگاه می کرد.گوش های تیزش صدایی را می شنید که از جنگل های پایین دست به گوش می رسید.این جنگل ها در طرف غرب رود قرار داشتند. گوش ها را تیزتر کرد. صدای فریاد هایی به گوش می رسید.
در بین این صدا ها, وحشت زده,صدای زننده اورک ها را تشخیص داد. پس از آن به ناگاه شیپور بزرگی به صدا در آمد ویک نفرمحکم در آن دمید و چیزی را اعلام کرد,و پژواک گوشخراش آن به تپه ها برخورد و توی گودال ها پیچید.نعره پر قدرتی در آن بالا بر می خواست که خروشان تر از صدای آبشار بود.
داد زد: ( این شیپور برومیره!به کمک احتیاج داره)
از پله ها پایین جست و دور شد,از گذرگاه خیز برداشت,( افسوس که امروز بد آوردم ,هر کاری که می کنم فایده ای نداره. سام کجاست؟)
همان طور که می دوید صدای فریادها را بلند تر می شنید.اما صدای شیپور نا امیدانه تر و ضعیف تر دمیده می شد.نعره ها و جیغ های اورک ها وحشیانه تر می شد.و ناگهان صدای شیپور خاموش شد.
آراگورن در سراشیبی پایین رفت,اما پیش از آن که بتواند پایین تپه برسد .سر و صدا ها خوابید,و همین که به سمت چپ پیچید,و به طرف آن ها رفت,آن ها عقب نشستند, تا وقتی که سر انجام دیگر صدایی از آنها نشنید.
شمشیرش را که برق می زد کشید و فریاد زد ( الندیل,الندیل( و مثل برق و باد توی درختان رفت.
شاید از پارت گالن توی درختزاری کوچک مسافتی به درازای یک مایل راه رفت ودر جایی که از دریاچه فاصله چندانی نداشت,بورومیر را پیدا کرد. پشت به یک درخت بزرگ تکیه داده و نشسته بود. گویی استراحت می کرد. اما آراگورن متوجه شد که ...
من نمی خوام کار خانم فتحی رو زیر سوال ببرم ولی چرا ترجمه عنوان فصل رو نوشتن بورومیر به راه می افتد؟ درسته که departure معنی حرکت یا عزیمت هم میده اما اینجا خیلی معنی نمیده. ترجمه درست مرگ بورومیر بود. یا شاید هم به خاطر اینکه مردم اسپویل نشن نوشتن بورومیر به راه می افتد.
ببخشید میخواستم بدونم آقای علیزاده در حال حاضر کدام کتاب تالکین را در دست ترجمه دارند
در 16 ساعت قبل، Galadriel18 گفته است :ببخشید میخواستم بدونم آقای علیزاده در حال حاضر کدام کتاب تالکین را در دست ترجمه دارند
اگر اشتباه نکنم بخش آخر کتاب قصههای ناتمام.
با سلام خدمت دوستان عزیز
بلاخره کتاب درخت وبرگ با ترجمه آقای استاد مراد فرهادپور از انتشارات روزنه با قیمت 12500 تومان منتشر شد.
http://www.rowzanehnashr.com/index.html
http://www.rowzanehnashr.com/04-047.html
با عرض اجازت
به به جناب الندیل خوش خبر باشی.
به سرعت تهیه خواهم کرد.
دوستان اگر در فروشگاهی کتاب را مشاهده کردید خبر بدهید.
باسلام
من کتاب سیلماریون 30 روزی خریدم وکامل مطالعه کردم ولی متاسفانه در کتاب هیچ عکس یا نقاشی وجود نداره که به زیبایی داستان اضافه کنه ودرکش برای خواننده بهترکنه ,بنابراین خودم دست بکار شدم ودر اینترنت چه سایت فارسی چه سایت خارجی دنبال عکس گشتم تا جایی که تونستم ,عکس ها ونقاشی های زیبای مربوط به داستان پیداکردم .
با سلام خدمت دوستان عزیز
بازهم ترجمه ای جدید از آثار تالکین به زبان فارسی در راه است.

به نقل از منابع موثق ترجمه ای جدید از کتاب سترگ سه جلدی ارباب حلقه ها به زبان فارسی در راه انتشار هست.
عنوان ترجمه (( خداوند انگشتری)) هست که قرار هست در سه جلد با عناوین:
1.همگنان انگشتری
2.دو برج
3. بازگشت پادشاه
به زیور طبع آراسته گردد.
مترجم این اثر آقای فرخزاد فرزین زند هستند وقراره که توسط موسسه فرهنگی وانتشاراتی پر به چاپ برسه.
منتظر خبر های تکمیلی در آینده باشید.
باتشکر
الندیل پادشاه انسان ها
سلام خسته نباشید
دوستان میشه یک نفر به من لیست کامل اسامی کتابهای ترجمه شده تالکین که مربوط به آردا هستش را بده؟!
در در 7/2/2017 at 1:05 AM، strayder گفته است :سلام خسته نباشید
دوستان میشه یک نفر به من لیست کامل اسامی کتابهای ترجمه شده تالکین که مربوط به آردا هستش را بده؟!
هابیت، ارباب حلقه ها، سیلماریلیون، فرزندان هورین، اطلس سرزمین میانه (از کارن وین فونستاد)، قصه های ناتمام دوران دوم
ببخشید بالاخره آقای علیزاده میخواد بقیه ی قصه های ناتمام رو ترجمه کنه یا نه ؟
در هم اکنون، lord of gondolin گفته است :ببخشید بالاخره آقای علیزاده میخواد بقیه ی قصه های ناتمام رو ترجمه کنه یا نه ؟
قولش رو داده بوده و قرار بود نمایشیگاه کتاب امسال منتشر بشه اما عقب افتاد شاید امسال بیاد شاید سال دیگه .
چیزی رو که من این وسط درک نمی کنم گران شدن بیش از حد های کتاب های تالکینه!
ببینید به عنوان مثال من کتاب یاران حلقه رو خریدم 21500 تومان چاپ ششم حدودا 2 سال بیش البته یکم بیشتر
می دونم ربطی نداره ولی واقعا نشر روزنه رو چه حسابی انقدر می کشه رو قیمت کتاب ؟! من فقط سعی می کنم کتاب های خیلی دوست دارم و یه جورایی آرشیو فیزیکی داشته باشم رو فیزیکی بخرم و گرنه دیگه سعی می کنم اکثر کتابمو از فیدیبو بخرم
دوستانی هم که اصفهان هستند معمولا کتاب فروشی شهر کتاب هر دوتا شعبه اکثر کتاب ها رو داره البته راورندوم رو من جایی ندیدم هنوز. شهر کتاب هم نداره.
در در 6/17/2017 at 10:26 PM، الندیل پادشاه انسان ها گفته است :با سلام خدمت دوستان عزیز
بازهم ترجمه ای جدید از آثار تالکین به زبان فارسی در راه است.
![]()
![]()
![]()
به نقل از منابع موثق ترجمه ای جدید از کتاب سترگ سه جلدی ارباب حلقه ها به زبان فارسی در راه انتشار هست.
عنوان ترجمه (( خداوند انگشتری)) هست که قرار هست در سه جلد با عناوین:
1.همگنان انگشتری
2.دو برج
3. بازگشت پادشاه
به زیور طبع آراسته گردد.
مترجم این اثر آقای فرخزاد فرزین زند هستند وقراره که توسط موسسه فرهنگی وانتشاراتی پر به چاپ برسه.
منتظر خبر های تکمیلی در آینده باشید.
باتشکر
الندیل پادشاه انسان ها
در ادامه فرمایش دوست عزیزمون بگم که هر سه جلد کتاب به صورت الکترونیکی در اپلیکیشن کتابخوان انتشارات پر منتشر شدن:
دانلود اپلیکیشن کتابخوان
نسخه های فیزیکی کتاب رو هم می تونید از این لینکها تهیه کنید:

در در 8/16/2017 at 6:22 AM، حمیدرضا گفته است :در ادامه فرمایش دوست عزیزمون بگم که هر سه جلد کتاب به صورت الکترونیکی در اپلیکیشن کتابخوان انتشارات پر منتشر شدن:
دانلود اپلیکیشن کتابخوان
نسخه های فیزیکی کتاب رو هم می تونید از این لینکها تهیه کنید:
ممنون از بابت لینکها دوست عزیز :دی
فقط یه سوال چرا مترجم واژه ی " انگشتری " (مفرد ) رو به کار برده و جمع نزده ؟
پ ن : فقط نمیدونم چرا بعضی انتشارات به خودشون زحمت طراحی جلد رو نمیدن و از تصاویر فیلم استفاده میکنن ! این به نظر خودم یه کم ضایعه .
با سلام خدمت دوستان عزیز
کتابی جدید در رابطه با تالکین وارباب حلقه ها
جدیدا کتاب به نام (( فراروایت در ارباب حلقه ها )) به چاپ رسیده که مشخصاتش رو در ادامه می آرم.نویسنده این کتاب آقای مری .آر بومن هست و توسط نیما مهدی زاده اشرفی به فارسی ترجمه شده. و به وسیله انتشارات(( اطراف)) منتشر شده هست.
مشخصات کامل:
فراروایت در ارباب حلقهها/ بر اساس مقاله ای از مری ر. بومن؛ مترجم نیما م. اشرفی؛ دبیر مجموعه رویا پورآذر. مشخصات نشر : تهران: نشر اطراف، ۱۳۹۶.
قطعا مطالعه این کتاب برای طرفداران ارباب حلقه ها خالی از لطف نیست.
درود بر همه ![]()
کتاب فراروایت در ارباب حلقه ها
نويسنده : مرى ر.بومن
مترجم : نيما م. اشرفى
توضيحات :
جی. آر. آر. تالکین در رمان ارباب حلقهها با چه شگردی فراروایت میآفریند؟ چرا خوانندۀ ارباب حلقهها بدون نیاز به تعلیق ناباوری، دنیای داستان را باور میکند و با همان بهت و غافلگیری که نویسنده هنگام خلق داستان تجربه کرده، روبهرو میشود؟ کتاب #فراروایت_در_ارباب_حلقه_ها به بررسی ترفندهایی میپردازد که تالکین با کمک آنها خواننده را به تردد مداوم میان دنیای داستان و دنیای واقعی وامیدارد.
علاقهمندان ژانرهای تخیلی از این کتاب لذت زیادی میبرند اما مخاطب اصلی کتاب، همۀ آنهایی هستند که میخواهند بدانند داستان چطور میتواند هم داستان بماند و هم حرفهای زیادی بزند. چطور نویسنده ما را به سفر میان خیال و واقعیت عادت میدهد.
این سهـگانهی جدیدی که ترجمه شده ، به نظر عالی میاد .
من یه نمونه از خود سایت نشرش دانلود کردم شعرشو خیلی باحال ترجمه کرده بود . به نظر ترجمه عالی از آب دراومده .
اینه به نظر باحاله .
سلام
من نسخه الکترونیکی کتاب بازگشت شاه رو از اپ طاقچه خریدم ولی ضمایم آخر کتاب موجود نیست.....توی چاپ جدید حذف شدند یا فقط نسخه الکترونیکی فاقد اونهاست؟؟؟
درود بر دوستان مشخصات بیشتر از کتاب فراروایت ارباب حلقه ها
? #
نويسنده: #مرى_ر_بومن
مترجم: #نيما_م_اشرفى
#نشر_اطراف
کتاب «فراروایت در ارباب حلقهها» تلاشی است برای ارائۀ تعریفی دقیق و در عین حال ساده از «#فراروایت». به همین منظور با معرفی یک رمان فراروایی برجسته و مطالعۀ نقد معتبر و جدیدی دربارۀ آن، تعریف نظری و تخصصی فراروایت را توضیح میدهیم.
توجه به مباحث نظری و جزئیات و مثالهای فراوانی که بومن در مقالهاش ذکر کرده، علاوه بر وسعت بخشیدن به گسترۀ درگیری ذهنی خواننده با رمان #ارباب_حلقه_ها، فهم بهتر و آسانتر واژۀ «فراروایت» را برای ما ممکن میکند.
?محتویات کتاب:
در فصل اول این کتاب، مبانی نظری مطرحشده در کتاب و اصطلاحات تخصصی نقد به زبان ساده شرح داده شدهاند تا مخاطبان ناآشناتر به نظریه هم بتوانند از این کتاب بهره ببرند.
فصل دوم که بدنۀ اصلی کتاب را تشکیل میدهد، حاوی مقالهای است که سهگانۀ «ارباب حلقهها» را نقد و بررسی میکند و شگردهای روایی نویسندۀ این رمان، یعنی #تالکین، را میکاود. این فصل از کتاب رازهای تالکین را برملا میکند و پرده از شگردهایی بر میدارد که یکی از ماندگارترین آثار فانتزی قرن بیستم را پدید آورده است. بهعلاوه، به فراخور مباحث نظری مطرحشده ، بخشهایی از اصل رمان نیز لابهلای مقاله درج شده است.
در فصل سوم نیز برای حضور ذهن بیشتر مخاطبان، خلاصۀ سه رمان مجموعۀ «ارباب حلقهها» آورده شده است.
علاقهمندان ژانرهای تخیلی و فانتزی از این کتاب لذت زیادی میبرند اما مخاطب اصلی کتاب، همۀ آنهایی هستند که میخواهند بدانند داستان چطور میتواند هم داستان بماند و هم حرفهای زیادی بزند. چطور نویسنده ما را به سفر میان خیال و واقعیت عادت میدهد.
معرفی کتاب در سایت کتابیسم: http://ketabism.ir/lord-of-the-ringss/
علاوه بر تماس مستقیم با ناشر (@Atraf_p)، این کتاب را از امروز میتوانید از کتابفروشیهای معتبر نیز تهیه کنید.
در در 8/29/2017 at 10:47 AM، Matin032 گفته است :سلام
من نسخه الکترونیکی کتاب بازگشت شاه رو از اپ طاقچه خریدم ولی ضمایم آخر کتاب موجود نیست.....توی چاپ جدید حذف شدند یا فقط نسخه الکترونیکی فاقد اونهاست؟؟؟
درود بر شما
قسمت ضمایم صد در صد در چاپ های جدید که هستند ![]()
در نسخه های الکترونیکی شما موجود نیست
دوستانی که با آقای علیزاده ارتباط دارند اطلاعی دارند که ایشون بالاخره بقیه قصه های ناتمام رو ترجمه می کنن یا نه؟
در 1 ساعت قبل، Matin032 گفته است :دوستانی که با آقای علیزاده ارتباط دارند اطلاعی دارند که ایشون بالاخره بقیه قصه های ناتمام رو ترجمه می کنن یا نه؟
ایشون چند سالی هست که میگن ترجمه می کنند، اما زمان دقیقی براش نگفتند
با سلام خدمت دوستان عزیز
کتابی جدید درباره زندگینامه تالکین به فارسی
کتابی جدید در مورد زندگینامه تالکین به فارسی ترجمه شده که در مرحله چاپ و انتشارهست.اسم کتاب هست: (( جی آر آر تالکین که بود؟ )) . نویسندگان این کتاب هم پم پولاک و مگ بلویسو مترجمش هم آقای آرمان صباغی هست.
منتظر خبر های تکمیلی باشید.
با تشکر
در 12 دقیقه قبل، الندیل پادشاه انسان ها گفته است :با سلام خدمت دوستان عزیز
کتابی جدید درباره زندگینامه تالکین به فارسی
کتابی جدید در مورد زندگینامه تالکین به فارسی ترجمه شده که در مرحله چاپ و انتشارهست.اسم کتاب هست: (( جی آر آر تالکین که بود؟ )) . نویسندگان این کتاب هم پم پولاک و مگ بلویسو مترجمش هم آقای آرمان صباغی هست.
منتظر خبر های تکمیلی باشید.
با تشکر
نمیدونید چه انتشاراتی و کی منتشر میشه ؟
انتشارات رهنما فرهنگ.ولی زمانش هنوز مشخص نیست.
در 23 ساعت قبل، الندیل پادشاه انسان ها گفته است :با سلام خدمت دوستان عزیز
کتابی جدید درباره زندگینامه تالکین به فارسی
کتابی جدید در مورد زندگینامه تالکین به فارسی ترجمه شده که در مرحله چاپ و انتشارهست.اسم کتاب هست: (( جی آر آر تالکین که بود؟ )) . نویسندگان این کتاب هم پم پولاک و مگ بلویسو مترجمش هم آقای آرمان صباغی هست.
منتظر خبر های تکمیلی باشید.
با تشکر
درود
واو ...
این کتاب خوبیه ... همیشه دوست داشتم از زندگی دقیق پروفسور بدونم چه بهتر در قالب کتاب ...
قبلا یه فصلش رو خونده بودم لحن توصیفاتش میبرتت تو خود آکسفورد و زندگی پروفسور
هر چند هیچ کتابی و ... نمیتونه بزرگی و ... پروفسور رو شرح بده
بسیار مشتاقم بخونم این کتاب رو ... هر چه سریعتر D:
تشکر از الندیل این خبر و همچنین مترجم بزرگوار و ...
در 9 ساعت قبل، Eruyeganeh گفته است :درود
واو ...
این کتاب خوبیه ... همیشه دوست داشتم از زندگی دقیق پروفسور بدونم چه بهتر در قالب کتاب ...
قبلا یه فصلش رو خونده بودم لحن توصیفاتش میبرتت تو خود آکسفورد و زندگی پروفسور
هر چند هیچ کتابی و ... نمیتونه بزرگی و ... پروفسور رو شرح بده
بسیار مشتاقم بخونم این کتاب رو ... هر چه سریعتر D:
تشکر از الندیل این خبر و همچنین مترجم بزرگوار و ...
شما که اینقدر علاقه مندید........... .؟؟؟!!!
لازمه بگم که یه کتاب دیگه هم قبلا درباره زندگینامه پروفسور به فارسی چاپ شده که خوشبختانه یا بدبختانه اون رو هم دارم.
کتاب جی آر آر تالکین خالق ارباب حلقه ها,نویسنده اش هم مایکل کورن هستش.
http://ketab.ir/modules.php?name=News&op=pirbook&bcode=1525875
