آنگمار

تعداد پست‌ها: 36

قضيه اين آنگمار و كارن دوم چيه؟

يعني چي شد كه شاه جادو پيشه تصميم گرفت قلمرويي در شمال تأسيس كنه و به آرنور حمله كنه.

و قضيه اين كه بعضي از نومه نور ها رو خام خودش كرد چي بود؟

شنيدم نومه نور هاي سياه بودن. :D

و اين كه شنيدم بلندي هاي گور پشته بعد از حمله آنگمار مخوف شد چون ظاهرا شاه آرنور رو رو پشته اي شكنجه و سپس كشته بودند.

سوالات بالا به كنار.

يك سوال ديگه.

كسي ميدونه مورگومير ، روگاش ، اينا كي اند؟ توي يك بازي همراهان جادو پيشه بودن.(بازي The rise of the Witch-King )

قضيه اين آنگمار و كارن دوم چيه؟

شما ضمیمه ی بازگشت شاه رو بخونین کاملا متوجه میشین

يعني چي شد كه شاه جادو پيشه تصميم گرفت قلمرويي در شمال تأسيس كنه و به آرنور حمله كنه.

چون سائورون میخواست انسان هارو ( اداین ) رو نابود کنه ویچ کینگ رو به شمال فرستاد

چون گوندور در اون زمان قوی بود و چشم به نفاق پادشاهی شمال داشت

و قضيه اين كه بعضي از نومه نور ها رو خام خودش كرد چي بود؟

شنيدم نومه نور هاي سياه بودن. :D

اون کار سائورون بود در واقع

زمانی که توی نومه نور بود

مردان شاه

و اين كه شنيدم بلندي هاي گور پشته بعد از حمله آنگمار مخوف شد چون ظاهرا شاه آرنور رو رو پشته اي شكنجه و سپس كشته بودند.

نه

وقتی اونجا متروک شده ویچ کینگ اونجا رو با اشباح خودش پر کرده

كسي ميدونه مورگومير ، روگاش ، اينا كي اند؟ توي يك بازي همراهان جادو پيشه بودن.(بازي The rise of the Witch-King )

مورگومیر

یکی از اولایری

نزگول ها

روگاش هم هیچی

یک ترول هست که توی داستان آوردن :دی ( من نمیشناسمش - نمیشه گفت وجود نداشته)

توضيحات لطفا كامل تر تا بتونم به خاطر بسپرم..

ممنون.

در ضمن من در مورد حمله هاشو چيزاي ديگه ميدونم.

فقط سوالات فوق...

پتوضيحات لطفا كامل تر تا بتونم به خاطر بسپرم..

چیا رو توضیح بدم؟؟

یکی از نه نازگل سوار و دست راست witch kingمحسوب میشود

در حقیقت بعد از Witch king قوی ترین نازگل بوده

بعدش هم خمول بوده

یکی از نه نازگل سوار و دست راست witch kingمحسوب میشود

در حقیقت بعد از Witch king قوی ترین نازگل بوده

بعدش هم خمول بوده

نازگل کیه :D

نزگول

Nazgul

:دی

آره بابا

اشتباه شد :D ;:D

خود ويچ كينگ ميشده مورازور(البته در بازي ها اسمش اومده و در كتاب نيست) بعدش خاموله.كه اونم اسمش تو نامه هاي اومده.بعدش اينيه كه شما ميگيد

چیا رو توضیح بدم؟؟

1-خام شدن نومه نور هاي سياه توسط سائرون يا... ويچ كينگ

2-بلندي هاي گورپشته(اونجا رو با اشباح خودش پر كرد؟ :D\ )

3-اين همراهان ويچ كينگ كيا بودن. از كجا همراهش شدن و چرا و چطور و ... فعلا همينا بسه. :D

تشكر

1- سائورون ( پرستش ملکور)

2- ----

3- همون 9 انسانی که گول سائورون رو خوردن یکیشون Witch king بود

-بلندي هاي گورپشته(اونجا رو با اشباح خودش پر كرد؟ :D\ )

بله

با ویچ کینگ اونجا رو با اشباحش پر کرد

3-اين همراهان ويچ كينگ كيا بودن. از كجا همراهش شدن و چرا و چطور و ... فعلا همينا بسه. :D

فقط بگم همشون انسان های عادی نبودنا

جادوگران ( نه ایستاری ) و سلحشوران قدرتمندی بودن زمان خودشون

نه همون مورگومير رو ميگم. و روگاش. و يه چيزي مثل هوالدار يا ...؟

در ضمن تو بازي نام يكي از نزگول ها مورگوميره. اين همون نيست؟؟

و منظورت از اشباحه ويچ كينگ چيه؟(يا كيه؟)

نه همون مورگومير رو ميگم.

یکی از نزگول ها بود

و روگاش. و يه چيزي مثل هوالدار يا ...؟

درباره ی روگاش اطلاعاتی ندارم

به جز بازی :دی

در ضمن تو بازي نام يكي از نزگول ها مورگوميره. اين همون نيست؟؟

برای همین قبلا ( پست های قبلی ) من و سائورون گفتیم که یک نزگوله

و منظورت از اشباحه ويچ كينگ چيه؟(يا كيه؟)

خودم قبلا از بچه ها پرسیدم

چیز زیادی نیست

فقط اشباه گورپشته بهشون میگن

با چندتا چیز کوچولو

شاید منظور از اشباه ، همون چیزی هستش که فرودو قرار بوده به اون تبدیل بشه ؟!

ولی خب شبح که جسم نداره ، پس چه جوری فرودو دست یکیشون رو به شمشیر میزنه ؟

شاید منظور از اشباه ، همون چیزی هستش که فرودو قرار بوده به اون تبدیل بشه ؟!

نه

فقط اونا نیستن

اما میشه جزوی از اونا باشن

ولی خب شبح که جسم نداره ، پس چه جوری فرودو دست یکیشون رو به شمشیر میزنه ؟

چطور شمشیر در پای ویچ کینگ فرو رفت ؟؟

همون طوری :D

سائرون كه به قصد نفاق ويچ كينگو فرستاد شمال آيا كمك يا پشتيباني نظاميش هم كرد؟

يا فقط ويچ كينگ دست خالي رفت و اونجا تو شمال لشكر كشي كرد :D (منظور پيروانشو جمع كرد. نومه نور هاي سياه رو و ترول ها).

توی بازی rise of the witch-king ویچ کینگ یکی از انسان های توی بازی رو با تیغ مورگولی زخمی مینکه و بعد شبح می شه اسمش میشه karsh

کسی در مورد این مسئله اطلاعاتی داره؟

سائرون كه به قصد نفاق ويچ كينگو فرستاد شمال آيا كمك يا پشتيباني نظاميش هم كرد؟

فکر نکنم

چون ویچ کینگ در پرده به اونجا رفت

قرار نبود کسی متوجه بشه همش زیر سر سائورونه و اونم سرکرده ی اشباه حلقه هست

توی بازی rise of the witch-king ویچ کینگ یکی از انسان های توی بازی رو با تیغ مورگولی زخمی مینکه و بعد شبح می شه اسمش میشه karsh

کسی در مورد این مسئله اطلاعاتی داره؟

خیر

توی کتاب ها من ازس چیزی ندیدم (تاریخ سرزمین میانه رو نخوندم)

درکل فکر نکنم شخصیت مهمی باشه

چیزی که فرودو قراربود بهش تبدیل بشه

از همون نوع بود

به نظر من يا ابتكار خود بازي نويسان بوده

يا تو دست نوشته هاي تالكين بوده

چون مي دانيد كه EA اجازه ي ساخت هرگونه بازي از دنياي تالكين رو داره

و ميتونه از همه اطلاعات استفاده كنه

يا برداشت آزاد انجام بده

شاید این روگاش و مورگومیر و کارش در کتابthe history of middle earthبهشون اشاره شده

کسی کتابو خوانده بدونه؟(کامل)

شاید این روگاش و مورگومیر و کارش در کتابthe history of middle earthبهشون اشاره شده کسی کتابو خوانده بدونه؟(کامل)

بله . بنده خوندم . هیچ اشاره ای به اینها نشده . نه مورگومیر ، نه روگاش ، نه کارش ، نه آلکارین ، همه اینها توسط شرکت EA نام گذاری شدن .

حتی بعضی ها مدل های دیگه ای هم ساختن . مثل مارشال سیاه ، گوژپشت ، نامیرا ، رعب انگیز ، خیانت پیشه و... رو ساختن . میتونید عکس هاشون رو سرچ کنید .

یا مثلا:

مورازور = ویچکینگ

آخوراهیل

جی - ایندور

آدونافال

دووار

رِن

اوواتا

و ...

پس دوستان خیال نکنن که اینها واقعی هستن . جز ویچکینگ و خامول هیچ نام دیگه ای در هیچ جایی براشون ذکر نمیشه .

يه مطلب اينكه نزگول هم براي مفرد به كار ميره و هم براي جمع

پس نزگول ها بي معنيه ، شما توي فيلم و توي كتاب نميبيني گفته باشه نزگولز ------> Nezguls

نكته بعد اينكه خيلي از حاشيه هاي داستان رو بايد در يادداشتهاي توضيفي و توضيحي تالكين دنبال كرد

يا دداشتهايي كه براي توصيف يا توضيح درباره حادثه يا شخصيتي يا در مكاتبات با اساتيد و پژوهشگران ارسال ميكرده

البته من نميدونم كه آيا براي اين يادداشتهاي مخزني وجود داره يا اينكه صرفا بين تالكين و مخاطبش بوده و بعدا منتشر شده در اينترنت .

مثل اين مطلب كه جايي در كتاب ارباب حلقه ها به شخصيت خامول پرداخته نشده و اصلا نميگه دست راست ويچ كينگ بوده يا نبوده .

يا مثلا مطلبي كه ويچ كينگ به تنهايي ميره پيش سارومان و سارومان تهديدش ميكنه .

البته در اينكه خيلي از اسامي ممكنه ابتكار الكترونيك آرتز باشه كه شكي نيست .

اما خب به مطالب جسته گريخته و غير رسمي هم نميشه بي اعتنا بود و البته از طرفي هم نميشه تكيه كرد .

حالا چه رسمي و چه غير رسمي :

اين اسامي و القاب سواران سياه هست .

The Nine Ringwraiths

1-Mûrazôr / the Witch-King of Angmar

2-Khamûl the Easterling / Shadow of the East/ the Dragon Lord

3-Dwar of Waw (Dendra Dwaw)/ The Unforgiving / The Dog King

4-Jí Indûr Dawndeath / The Outcast / The Cloud Lord

5-Akhôrahil / The Blind Sorcerer / The Storm King

6-Hoarmûrath of Dír / The Ice King

7-Adunaphel / the Quiet / the Avenger

8-Ren / the Unclean / the Fire King

9-Ûvatha / the Horseman / the Messenger / The long rider

نكته بعد اينكه خيلي از حاشيه هاي داستان رو بايد در يادداشتهاي توضيفي و توضيحي تالكين دنبال كرد

يا دداشتهايي كه براي توصيف يا توضيح درباره حادثه يا شخصيتي يا در مكاتبات با اساتيد و پژوهشگران ارسال ميكرده

البته من نميدونم كه آيا براي اين يادداشتهاي مخزني وجود داره يا اينكه صرفا بين تالكين و مخاطبش بوده و بعدا منتشر شده در اينترنت .

مثل اين مطلب كه جايي در كتاب ارباب حلقه ها به شخصيت خامول پرداخته نشده و اصلا نميگه دست راست ويچ كينگ بوده يا نبوده .

يا مثلا مطلبي كه ويچ كينگ به تنهايي ميره پيش سارومان و سارومان تهديدش ميكنه .

البته در اينكه خيلي از اسامي ممكنه ابتكار الكترونيك آرتز باشه كه شكي نيست .

اما خب به مطالب جسته گريخته و غير رسمي هم نميشه بي اعتنا بود و البته از طرفي هم نميشه تكيه كرد .

اسم خامول توی کتاب افسانه های ناتمام بخش "شکار حلقه" آمده.

اینکه شاه جادوپیشه با سارومان ملاقات می کنه و مارزبان رو گیر میاره و نمی کشتش(چون حدس می زد موجبات سقوط سارومان را فراهم می کنه) مطمئن نیستم توی افسانه های ناتمام اومده یا نه. اینو دیگه فکر کنم آقا مهدی جواب بدن بهتره چون تنها کسی هستن که به کتاب افسانه های ناتمام دسترسی دارن.

ویرایش ده دقیقه بعد:حالا صب کن خودم متن انگلیسیشو گیر اوردم.اینو علی الحساب داشته باش:

The Lord of the Nazgûl spared the life of the Wormtongue, not out of pity, but because he deemed that so great a terror was upon him that he would never dare to speak of their encounter (as proved true), and he saw that the creature was evil and was likely to do great harm yet to Saruman, if he lived. So he left him lying on the ground, and rode away, and did not trouble to go back to Isengard. Sauron's vengeance could wait.

ویرایش پونزده دقیق بعد: نوشته این یه ورژن دیگه است.

The story of the coming of the Black Riders to Isengard in September 3018, and their subsequent capture of Grima Wormtongue, as told in A and B, is much altered in version C, which takes up the narrative only at their return southward over the Limlight. In A and b it was two days after Gandalf's escape from Orthanc that the Nazgûl came to Isengard; Saruman told them that Gandalf was gone, and denied all knowledge of the Shire, 13 but was betrayed by Grima whom they captured on the following day as he hastened to Isengard with news of Gandalf's coming to Edoras. In C, on the other hand, the Black Riders arrived at the Gate of Isengard while Gandalf was still a prisoner in the tower. In this account, Saruman, in fear and despair, and perceiving the full horror of service to Mordor, resolved suddenly to yield to Gandalf, and to beg for his pardon and help. Temporizing at the Gate, he admitted that he had Gandalf within, and said that he would go and try to discover what he knew; if that were unavailing, he would deliver Gandalf up to them. Then Saruman hastened to the summit of Orthanc - and found Gandalf gone. Away south against the setting moon he saw a great Eagle flying towards Edoras.

ببین من که کاملا گیچ شدم کدوم داستان اصلیه. ظاهرا چند ورژن متفاوته . دیگه آقا مهدی لازم شد خودت بیایی توضیح بدی :P

يعني ميگيد ويچ كينگ يه جورايي با سارومان لج ميكشيده؟

اي بابا تالكين بيچاره رو از نوشتن كتاب شرمنده نكنيد ديگه.!!!

نقشه ي انگمار

http://www.imaginarywars.com/wp-content/uploads/2011/08/angmar-close-up.jpg

این داستان شاه جادوپیشه دقیقا تو کدوم یک از کتاب های تالکین نوشته شده؟

تو سیلماریلیون که نبود!!!

این داستان شاه جادوپیشه دقیقا تو کدوم یک از کتاب های تالکین نوشته شده؟

تو سیلماریلیون که نبود!!!

در آخر بازگشت پادشاه در یکی از ضمیمه ها.(فکر کنم)

گفته شده که قلعه ی شاه جادوپیشه(کارن دوم)از سالیان دور قبل از این که حتی خود جادوپیشه هم به وجود بیاد وجود داشته...ممکنه این قلعه از دوران اول به جا مونده باشه؟؟؟

گفته شده که قلعه ی شاه جادوپیشه(کارن دوم)از سالیان دور قبل از این که حتی خود جادوپیشه هم به وجود بیاد وجود داشته...ممکنه این قلعه از دوران اول به جا مونده باشه؟؟؟

کجا گفته شده و همچین چیزی ذکر شده؟

کجا گفته شده و همچین چیزی ذکر شده؟

بازی ظهور شاه جادوپیشه و به نظرم کریستوفر هم بازی رو کامل تایید کرده باشه و واقعا تو بازی بعضی نکات از آرنور و انگمار واسه من مشخص شد

البته بیشتر داستان مخصوصا رویداد های اون بازی در تطابق با کتاب و ضمایم ارباب حلقه ها ساخته شده و حسن اون بازی همینه که مستند ساخته شده. اما اگر این چیزی که گفتی منبعش در ضمایم یا تاریخ پیدا نمیشه یعنی سندیتی نداره و نادرسته. من هم الان گشتم همه جا از سکونت ویچ کینگ در اون ذکر شده نه تاریخ ساخته شدنش. احتمال من اینه که اونجا ساخته خود ویچ کینگ بوده. و این که از دوران اول باقی مونده واقعا نیازمنده یه منبع موثقه چون در گونداباد و کارن دوم در دوران اول اتفاق خاصی نیفتاده بود که لازم باشه چنین دژی برای دفاع و حکمرانی ساخت...

البته بیشتر داستان مخصوصا رویداد های اون بازی در تطابق با کتاب و ضمایم ارباب حلقه ها ساخته شده و حسن اون بازی همینه که مستند ساخته شده. اما اگر این چیزی که گفتی منبعش در ضمایم یا تاریخ پیدا نمیشه یعنی سندیتی نداره و نادرسته. من هم الان گشتم همه جا از سکونت ویچ کینگ در اون ذکر شده نه تاریخ ساخته شدنش. احتمال من اینه که اونجا ساخته خود ویچ کینگ بوده. و این که از دوران اول باقی مونده واقعا نیازمنده یه منبع موثقه چون در گونداباد و کارن دوم در دوران اول اتفاق خاصی نیفتاده بود که لازم باشه چنین دژی برای دفاع و حکمرانی ساخت...

یعنی حتی اگر کریستوفر هم تاییدش کرده باشه؟؟

و اگر به اطلس سرزمین میانه دقیق نگاه کنید توی دوران اول در شمال غرب کوه گونداباد اتومنو هستش یعنی تقریبا به کوه های اتن مورز و کوه گرام هم متصل بوده به نظرم این قلعه به دوران اول خیلی ربط داره

یعنی حتی اگر کریستوفر هم تاییدش کرده باشه؟؟

و اگر به اطلس سرزمین میانه دقیق نگاه کنید توی دوران اول در شمال غرب کوه گونداباد اتومنو هستش یعنی تقریبا به کوه های اتن مورز و کوه گرام هم متصل بوده به نظرم این قلعه به دوران اول خیلی ربط داره

کریستوفر بازی رو تایید نکرده، اینو همون موقع سرچ کردم اما دیگه حسش نبود بنویسم :وی فقط یکجا اسم کریستوفر برده شده، اونم ربطی به تایید نداره

مهم ترین نکته ای رو که بهت میتونم بگم، شکسته شدن پلان تیر هست که با کتاب و حرف های تالکین مغایرت داره. پس مطمئنا کریستوفر چیزی رو تایید نکرده

چند عكس از«آنگمار» سرزمين دوست داشتني خودم

post-2487-0-37394300-1397116133_thumb.jp post-2487-0-98767200-1397116174_thumb.jp post-2487-0-24473200-1397116192_thumb.jp post-2487-0-61854600-1397116206_thumb.jp post-2487-0-46692300-1397116219_thumb.jp post-2487-0-27035300-1397116258_thumb.jp post-2487-0-23934200-1397116278_thumb.jp WK.bmp

این خلاصه ترین جوابه :

در دومین هزاره از دوران سوم، سائرون مخفیانه برای تاسیس دول گولدور بازگشت و نه خادمش، نزگول، دوباره در سرزمین میانه ظهور کردند. گوندور در آن زمان فوق العاده قوی بود، اما پادشاهی شمال آرنور ضعیف شده و حالا دیگر به سه پادشاهی تقسیم شده بود. در حدود سال ۱۳۰۰ دوران سوم، بزرگترین خادم سائرون، ارباب نزگول، به دنبال انتقام از دشمنان اربابش، به شمال سفر کرد.

آن ساحر بزرگ، قلمرویی جدید در حیطه ی شمالی کوهستان مه آلود بنا نهاد، قلمرویی که حتی درون سرزمین هایی که در محدوده ی آن نبودند، کشیده می شد. او شهر کارن-دوم را برای پایتختی انتخاب کرد. آنجا بود که انسان ها و اورک ها و همچنین موجوداتی عجیب تر و شیطانی تر را برای خدمت به خویش جمع کرد؛ و اینگونه بود که او پادشاهی آنگمار را شکل داد و خود شاه جادوپیشه ی آن قلمرو شد.

با استقرار این پادشاهی جدید، شاه جادوپیشه، به چالش کشیدن دونه داین شمالی را آغاز کرد. پادشاهی شرقی آنان، رودائور، به مرزهای آنگمار نزدیک بود و آنجا، دونه داین، پادشاهی را از دست داده بود. ارباب رودائور، که یکی از مردان تپه بود، متحدی برای آنگمار شده بود؛ بنابراین خطوط نبرد به سمت غرب کشیده شد، جایی که دونه داینِ آرتداین و کاردولان بودند و در شرق پادشاه جادوپیشه ی آنگمار و متحدش رودائور حضور داشتند. حالا دیگر تپه های ودر، مرز میان این دو قدرت شده بود و بیشتر استحکامات این تپه ها در آن زمان شکل گرفتند. دورتر در شرق، ریوندل نیز تحت محاصره ی نیروهای آنگمار قرار گرفته بود.

بعد از یک قرن طرح ریزی و زد و خورد، آنگمار اولین حمله ی جدی خود به استحکامات دونه داین را ترتیب داد. برج باستانی آمون سول بر روی ودرتاپ نابود شد و شاه آرولگ اول در این حمله کشته شد. سپاه آنگمار کاردولان را غارت کرد و بازماندگان کمی زنده ماندند، اما شاه جادو پیشه الف ها را فراموش کرده بود. به درخواست الروند، الف ها از لیندون و لورین، نیروهای آنگمار را عقب راندند و در نهایت بر آنان احاطه یافتند.

ارباب نزگول حالا دیگر به هدفش نزدیک شده بود: با شیوع طاعون، اندک بازماندگان کاردولان نیز از بین رفتند و دونه داین شمال به تنها یک پادشاهی، پادشاهی آرتداین، کاهش پیدا کردند. با کمک متحدشان، الفها، نمی شد فورا آنها را شکست داد و اینگونه شد که شاه جادوپیشه، تقویت نیروهای خود برای آخرین ضربت خوردکننده اش به دونه داین شمال را آغاز کرد. در این زمان بود که روح های شیطانی از آنگمار بیرون آمدند و به سرزمین های غربی داخل شدند و تپه ماهورهای خاکسپاری در بلندی های گورپشته حالا دیگر به مکانی آکنده از ترس و وحشت تبدیل شده بود.

سرانجام بعد از بیش از پانصد سال، سپاه عظیم آنگمار آماده شده بود. مردان آرتداین، اخطار یورش شاه جادوپیشه را دریافته بودند و برای گوندور در جنوب درخواست کمک ارسال کردند، اما گوندوری ها در آن زمان خودشان مشغول حمله ی ارابه سواران بودند و نمی توانستند کمکی برای آرتداین بفرستند؛ بنابراین سرانجام وقتی شاه جادو پیشه آماده ی نبرد شد، با کمی دشواری توانست باقی مانده ی دونه داین را نیز سرنگون کند. بازماندگان یا به سمت غرب رودخانه ی لون یا در سرمای شمال، به همراه آخرین پادشاه ناامیدشان، آرودویی، رانده شدند. با تصور اینکه شاه جادوپیشه آخرین پیروزی مطلق خود را بدست آورده بود، وی در پایتخت آرتداین، فورنوست، جلوس کرد و آنجا را مکانی برای پیروان شیطانی خودش قرار داد.

دورتر در جنوب، گوندور در نهایت تهدید ارابه سواران را خنثی کرد و برای کمک به متحد شمالی اش، ناوگانی از نیروهایش را فرستاد. آن نیروی عظیم برای نجات پادشاهی شمال دیر رسیده بود، اما با الف ها برای انتقام از شاه جادوپیشه عازم شدند. شاه جادوپیشه نیروهایش را از فورنوست بیرون آورد و گوندوری ها را در دشت های غرب بلندی های شمال ملاقات کرد و آنجا بود که آخرین نبرد آنگمار رخ داد. سپاه گوندور منکوب کننده بود و نیروهای آنگمار، که به راحتی آرتداین را شکست داده بودند، تار و مار شدند. شاه جادوپیشه نیز خود از آن دشت فرار کرد و به موردور رفت و در آنجا بود که او شروع به جمع آوری دیگر نزگول کرد.

اینگونه بود که آنگمار در همان لحظه که پیروزی بر دونه داین به نظرش حتمی می رسید، خود نیز مغلوب شد. شاه جادوپیشه قلمروهای شمالی را ریشه کن کرده بود و سرزمین های اریادور برای هزار سال آتی، وحشی و بدون پادشاه شدند، اما دونه داین زنده ماندند. مردمی پراکنده و فراموش شده، در طول سرزمین پهناور اریادور جایی که زمانی آنجا حکم می راندند، به حرکت در آمدند و نسل فرزندان ایسیلدور پسر الندیل مخفیانه ادامه یافت. در آخرین نبرد، همه ی نیروهای شیطانی آنگمار شکست نخوردند و بعضی مانند اشباح گورپشته از تایرن گورتاد، حتی تا زمان نبرد حلقه نیز باقی مانده بودند.

 منبع : https://arda.ir/angmar/

در در 8/29/2010 at 3:20 PM، تور گفته است :

گور پشته بعد از حمله آنگمار مخوف شد

سلام

خودت داری می گی « گور پشته » یعنی « قبرستون » اون زمان هم که سرایدار و لامپ و مسئول مردشورخونه که نبود. خب معلومه همه ازش می ترسن. درضمن، همه با فانوس و فلان می رفتن وسط جنگل تا برسن به چند تا قبر. که البته همونطور که دوستان عرض کردن. اونجا پر شبح بود که احضار شده بودن

در در 8/29/2010 at 3:20 PM، تور گفته است :

كسي ميدونه مورگومير ، روگاش ، اينا كي اند؟

.من تحقیق کردم. روگاش رو نمی دونم، باید یکی از قهرمان های واقعی یا ساختگی باشه.

و اما مورگومیر، تا مدت ها فکر می کردم اسم یکی از پادشاهانه چون توی بازی دیده بودم. ولی با تحقیقات { گستردم :)) } فهمیدم که در تمامی کتاب های ارباب حلقه ها و هابیت و سیلمارین و .... فقط نام دو تا از پادشاهان حلقه آورده شده. ویچ کینگ WItch-King  و خامول Khamul

و لا غیر، حتی اسم مورگومیر رو هم زدم که توی ویکی پدیا نوشته بود که مورگومیر یه اسم ساختگی از طرف سازندگان بازی های استراتژیک بوده. و در واقع در منابع اصلی هیچ اسمی ازش آورده نشده.

 

با اینکه خیلی دوست داشتم اسم یکیشون مورگومیر باشه { بر وزن مرگ و میر :))=)) }

ممنون