ششصد و بیست و پنج بار این تاپیک رو خوندم ، هزار بار نظرمو عوض کردم آخر به نتیجه نرسیدم الانم کلاسم شروع میشه باید با عجله بنویسم .!
فقط چند موضوع ، والار معصوم نیستن ، هیچ جایی اشاره نشده اون ها نمیتونن اشتباه کنن ، چه خواسته و یا چه ناخواسته ( مثل آئوله در ساختن دروف ها ، و چه ملکور) فقط و فقط ارو عاری از هرگونه اشتباهیه چون خالق مطلق در آرداست...
و اینکه والار نمایندگان ارو در اردا هستن و بیشتر و اغلب وقایع به دست والار و با اراده ی ایلواتار رقم خورده ( از قضیه نومه نور چشم پوشی کنید که موردی خاصه)
پس قائدتا نباید انتظار داشته باشیم که والار وحی منزل باشن و هیچ اشتباهی نکنن ، ممکنه حس های متفاوتی داشته باشن مثل غرور ، خود شیفتگی ، و یا ...
الف ها موجوداتی بسیار شبیه به والار هستن ، از لحاظ فیزیک بدنی ( مقیاس رو فراموش کنید) و چه از لحاظ جاودان بودن ( عمر بی پاران) ، و وابسته بودن به اردا .!
پس طبیعیه من ِ نوعی بخوام یه هم نژاد یا چیزی شبیه به خودمو کنار خودم فرض کنم تا باهاش زندگی کنم ، والار شیفته ی فرزندان ارو بودن و مدت ها لحظه شماری میکردن برای بیدار شدنشون ، حالا الف ها بیدار شدن و مصیبت والار هم شروع شد ، جنگ های ویرانگر ، کشتار و ... باعث نوعی خستگی در دل والار شده احتمالا (! ) به نوعی شاید !!!!! پیش خودشون فکر کردن ما قبل بیدار شدن فرزندان ارو ( اولین فرزندانش ) ارامش بیشتری داشتیم و الان چرا نا آرومیم ؟؟
فرزندان دوم ایلواتار از خواب بیدار شدن ، والار شگفت زده تر از قبل در دل هم از نژاد انسان نوعی دوری میکردن و هم مشتاق دیدن این موجودات جالب بودن
{توی آکولاد بگم این فن فیکشن نیست و فقط تفسیر خودمونی والاره}
میتونیم چند فرضیه بنا کنیم
1. والار از ترسشون از اون اول کاری به کار انسان ها نداشتن و سرشون با سوگولی هاشون ( الف ها ) گرم بوده
2. از سرنوشت انسان مطلع بودن ( اینکه میمیره و پس از مرگ به جایی ورای تصور والار میره ) پس طبیعیه زیاد به سرنوشت اون ها توجهی نکنن چون عمر ناچیز 70، 80 یا فوقش الا 200 ساله ی انسان ها ( مثل نومه نوری ها ) در مقایسه با عمر ده بیست هزار ساله الف ها و عمر جاودان والار ناچیزه و اصلا به چشم نیاد و در خور توجه نباشه
3. شاید انقدر سرونشت انسان پیچیده و خارج از دست رس والار بوده که فقط ذات اقدس ارو میتونسته درش دخالت کنه و والار توانایی دخالت در این رو نداشتن
و مستقیم به طور غیر مستقیم ! به ارو سپرده شده
پس خیلی نمیشه به والار خرده گرفت
میشه یه مثال ساده این رو نومه نور فرض کرد ، یه تاپیکی بود آیا والار توانایی جنگ با نومه نور را نداشتن جالب بود یه تفسیر قشنگی توش دیدم اینکه والار از روی عمد با نومه نور وارد جنگ نشدن و ...
میتونه دلیلش همین باشه چون واقعا مقابله با سرنوشت انسان برای والار مشکله ( قدرت والار رو به چالش نمیکشم من قدرت کل والار رو در برابر سرنوشت کل انسان ها از ابتدای تاریخ تا داگور داگورات قرار میدم) چون انسان ها کلید آردا هستن ، پایان تاریخ .!
پس یجورایی باید حق رو به والار هم داد ( با اینکه عقیده دارم والار از انسان به طور کامل چشم پوشی کردن)
مخلص همه .!
موفق باشید