اژدهایان

تعداد پست‌ها: 146

اژدهایان مجوداتی فانتزی و بسیار قدرتمند هستند و دورانی آنها بر زمین و تمامی مجودات حکم میراندند

انان قلمروها و امپراطوری های خودرا داشتند و دارند و طی قرون متعدد تعدادشان کمتر شده و دیده نشده اند

این مجودات در ابتدا همانند بسیاری دیگر در قصه ها و اسطوره ها جای داشتند و بعدها به واقعیت تبدیل شدند

انواع انها

اژدهایان آتشین:این گونه اژدهایان اصلی ترین و بیشترین گونه ی اژدهایان بودند و آتش نفس میکشیدند و میدمیدند و در رنگ هایی چون قرمز.زرد.خاکستری.سیاه.بنفش و. . . .دیده میشدند.طول عمر انها بیشتر از 300 سال است

اژدهایان یخی:این اژدهایان فقط در نواحی سردسیر و برفی و کوهستانی یافت میشدند و از دهانشان بخار یخی و سرد میدمند به شکل کولاک.این گونه رفته رفته کمیاب تر شد و رنگ انها عموما آبی و سفید بود

اژدهایان آبزی:این گونه اژدهایان نه دست و پا دارند و نه بال و به شکل ماری عظیم و دهشناک در اعماق اقیانوس ها و دریاچه ها زندگی میکنند.صورت انان مانند اژدهایان است ولی آبشش دارند و از دهان چیزی نمیدمند و به دریانوردانی که از قلمروی انان عبور میکنند حمله میکنند.انها

به ندرت دیده میشوند و عموما رنگ انان آبی و چشمهای زرد دارند طول عمر انها نزدیک به 200 سال است

اژدهایان زهرآلود:این اژدهایان هم در گذشته و هم اکنون بسیار کمیاب بودند و محل زندگی انان عموما جنگل و مناطق مرطوب است انها همانند اژدهایان دیگر هستند و از دهان خود زهر و سم میدمند و رنگ اصلی انان سبز است و به راحتی در جنگل و شاخ و برگها مخفی میشوند و از جنگل خود دفاع میکنند

اژدهایان الکتریکی:جای این مجودات در اسطوره هاست و هیچگاه چنین گونه ای از نزدیک دیده نشده.این گونه محل خاصی برای زندگی ندارد و مردم معتقدند که به هنگام ساعقه پدیدار میشوند انها از بدن و دهان خود اشعه ی برقی میدمند و عموما زردرنگ و طلایی هستند و بسیار خطرناک تماس با انان به راحتی هر مجود زنده ای را باشوک الکتریکی میکشد.و درضمن این مجودات جاودانند

اژدهایان تاریک:این گونه بسیار شرور و تاریک هستند و همیشه در رنگ سیاه دیده میشوند.این گونه ها قدرت فرابشری چون کنترل ذهن و احضار مرده ها را دارند و غبار سیاه رنگ ویران کننده ی روح از دهانشان میدمند.این گونه هم جاودان است و فقط در جهان تاریکی یافت میشود

 

ببخشید کدوم یکی از این اژدها ها در داستان های تالکین وجود دارند؟ :P

من فك مي كنم چنين تاپيكي رو داشتيم. حدس مي زنم تكراريه.اگه ميشه مديران عزيز ادقام كنند.

توي داستان هاي تالكين اينطورين:

اژدهايان آتشين دم(اورولوكي): مثل گلائرونگ و آنكالاگون و اسماگ

اژدهايان سرددم: مثل اسكاتا

يه تقسيم بندي ديگه هم داريم:

اژدهايان بالدار: مثل آنكالاگون و اسماگ

اژدهايان بدون بال(كرم ها يا ثعبان ها): گلائرونگ - اسكاتا

در ضمن ظاهرا تالكين يه جايي از sea serpents(همون اژدهاي دريايي) نام مي بره كه نمي دونم كجاست. حتي ممكنه توي داستان هايي باشن كه به آردا ربط ندارن. من اين سوال رو توي تاپيك در اعماق بله گائر پرسيدم كه كجا نام برده شده ولي فعلا بي جواب مونده.

در ضمن ظاهرا تالكين يه جايي از sea serpents(همون اژدهاي دريايي) نام مي بره كه نمي دونم كجاست. حتي ممكنه توي داستان هايي باشن كه به آردا ربط ندارن. من اين سوال رو توي تاپيك در اعماق بله گائر پرسيدم كه كجا نام برده شده ولي فعلا بي جواب مونده.

این اژدها همونیه که جلوی در ورودی معادن موریا بود که میخواست حلقه رو بگیره ولی یاران حلقه از دستش فرارا کردن.

با سلام و درود بی پایان

می شه بگید منبع این نوشته هاتون کجاست

تا جایی که من از اژدهایان خبر داشتم به این قسم تقسیم نمی شدند ؟؟

این اژدها همونیه که جلوی در ورودی معادن موریا بود که میخواست حلقه رو بگیره ولی یاران حلقه از دستش فرارا کردن.

اون اژدها نبودش یک مایا که قبلا تحت کنترل اولومه بودش یا به عبارتی نگهبان اب که توسط ملکور فاسد شده است اژدهایان دریایی بیشتر در بله گایر پیدا میشن.

اژدهایان (کرم‌های مورگوت)

موجودات خزنده‌ی قدرتمندی که در شمار هراسناک‌ترین خدمتکاران خداوندگار تاریکی بودند. هیچ داستانی از خاستگاه اژدهایان سخن نمی‌گوید؛ اولین اژدهایی که دیده شد، گلائرونگ، پدر اژدهایان بود که در میانه‌ی دوران نخست، از آنگ‌باند خارج شد. پس از گلائرونگ، اژدهایان بسیاری تا سه دوره‌ی بعد، در میان الف‌ها و انسان‌ها وحشت برانگیختند.

آنکالاگون سیاه : بزرگ‌ترین اژدهای پرنده که در آخرین دفاع آنگ‌باند در جریان جنگ خشم، در پایان دوره‌ی نخست شرکت داشت. پس از نبردی طولانی و وحشتناک در هوا، آنکالاگون به دست ئارندیل کشته شد و سقوطش، کوهستان تانگورودیم را از بین برد.

گلائرونگ طلایی: اولین اژدهایی که دیده شد و در بیشتر دوره‌ی اول، بله‌ریاند را تمام و کمال غارت کرد. در داگور براگولاخ و نیرنائت آرنوئدیاد جنگید و بعدها، شکست نیروهای نارگوت‌روند را هدایت کرد. از شمال گذشت تا به آدمیان بره‌تیل حمله کند که توسط تورین تورامبار غافل‌گیر شده و کشته شد.

اسکاتای ثعبان: در دوره‌ی سوم، زمین‌های بایر شمال سرزمین میانه به حضور اژدهایان به ویژه نوعی که به نام سرد-دم معروف بود، آلوده شد. اسکاتا یکی از آنان بود. هیولایی که طلای دورف‌هایی را که در کوهستان خاکستری زندگی می‌کردند به غارت برد ولی توسط فرم، از ئوتئود کشته شد.

اسماگ طلایی: یکی دیگر از اژدهایان زمین‌های بایر شمالی، اسماگ بود که با شهرت تمام، در سال ۲۷۷۰ دوره‌ی سوم در اره‌بور فرود آمد و دورف‌ها را به بیابان راند. پس از غارت تنها کوه، اژدها بیش از صد و هفتاد سال همان‌جا ماند. وقتی تورین سپربلوط، برگشت تا بر پادشاهی پدربزرگش ادعا کند، زنجیره‌ی وقایعی که رخ داد به هدف قرار گرفتن اسماگ و کشته شدنش به دست بارد کمان‌دار از ازگاروت منجر شد.

اژدهایان هوشمند بودند و توانایی صحبت داشتند و بسیاری از ایشان می‌توانستند طلسم اژدهاوش را جاری کنند. طلسمی که گیجی و حیرت برای هر کسی که به چشمان اژدها خیره شود به ارمغان می‌آورد.

در پایان دوره‌ی سوم، اژدهایان نابود نشده بودند؛ می‌گویند برخی تا زمان ما مانده‌اند ولی کرم‌ها ی بزرگ روزگار پیشین دیگر وجود ندارند.

منبع:

https://arda.ir/dragons-2/

میدونیم که ملکور اژدها رو درست کرد و ازشون بهره برد،ولی سایرون با وجود اینکه میتونست همچین کاری نکرد.! این کار یکم دور از عقل به نظر نمیاد.مثلا سایرون میتونست به یه اژدها که کمکش میکنه قول طلای اره بور رو بده که ابدا هیچ اژدهایی بدش نمی اومد.

میدونیم که ملکور اژدها رو درست کرد و ازشون بهره برد،ولی سایرون با وجود اینکه میتونست همچین کاری نکرد.! این کار یکم دور از عقل به نظر نمیاد.مثلا سایرون میتونست به یه اژدها که کمکش میکنه قول طلای اره بور رو بده که ابدا هیچ اژدهایی بدش نمی اومد.

در جواب شما دوست عزیز باید بگم که خیلی هم مطمئن نباش که سایرن میتونست به همین راحتی از اژدهایان استفاده کنه.درسته که ملکور اونا رو به وجود آورده و ازشون استفاده می کرده اما اژدها ها موجودات مستقلی هستند و به این راحتی از کسی اطاعت نمی کنند.مخصوصا که سایرن حلقه رو هم در اختیار نداشت.بعدشم فکر نکنم در زمان وقایع ارباب حلقه ها اژدهای به خصوصی در سرزمین میانه مونده باشه.

لردلاس راست مي گه . اونطور كه از شواهد پيداس سائورون نه بر اژدهايان تسلط داشت و نه بر بالروگ ها. ولي مي تونست با دادن وعده از اون ها در راستاي اعمال شريرانه اش استفاده كنه.(ظاهرا اسماگ هم آخرين اورولوكي بالدار بوده)

در ضمن آراگورن جان اون موجودي كه توي دروازه ي غربي موريا حمله كرد ، اژدهاي دريايي(سي سرپنت) نبود. تالكين اونو به شكل موجودي داراي بازو توصيف كرده كه بيشتر شبيه كراكن هست تا اژدها.

و

در جواب شما دوست عزیز باید بگم که خیلی هم مطمئن نباش که سایرن میتونست به همین راحتی از اژدهایان استفاده کنه.درسته که ملکور اونا رو به وجود آورده و ازشون استفاده می کرده اما اژدها ها موجودات مستقلی هستند و به این راحتی از کسی اطاعت نمی کنند.مخصوصا که سایرن حلقه رو هم در اختیار نداشت.بعدشم فکر نکنم در زمان وقایع ارباب حلقه ها اژدهای به خصوصی در سرزمین میانه مونده باشه.

ولی باید به شما ذکر کنم که یکی از دلایلی که گاندلف تورین سپر بلوط رو به رفتن به اره بور تشویق کرد این بود که می ترسید سایرون اسماگ رو به خدمت بگیره که در اون صورت کار سرزمین میانه خیلی زار بود.

دوستان این اژدهایان فقط شامل اژدهایان کتاب تالکین نمیشن

تنها اژدهایی که از این گونه ها در اثار تالکین مجود است آتشین دم و سرد نفس است

من به شکل کامل گونه های اژدهایی که در تمامی داستان ها و اسطوره ها گفته شده را براتون تحلیل کردم

در ضمن آراگورن جان اون موجودي كه توي دروازه ي غربي موريا حمله كرد ، اژدهاي دريايي(سي سرپنت) نبود. تالكين اونو به شكل موجودي داراي بازو توصيف كرده كه بيشتر شبيه كراكن هست تا اژدها.

پس میشه گفت اون یکی از ناشناخته های دنیای تالکین ـه! :P

اژدهایان (کرم‌های مورگوت)

اسکاتای ثعبان: در دوره‌ی سوم، زمین‌های بایر شمال سرزمین میانه به حضور اژدهایان به ویژه نوعی که به نام سرد-دم معروف بود، آلوده شد. اسکاتا یکی از آنان بود. هیولایی که طلای دورف‌هایی را که در کوهستان خاکستری زندگی می‌کردند به غارت برد ولی توسط فرم، از ئوتئود کشته شد.

ایشون دقیقا توی کدوم کتاب آقای تالکین بودن؟

ایشون دقیقا توی کدوم کتاب آقای تالکین بودن؟

ضميمه ي بازگشت پادشاه - اونجايي كه در مورد تاريخ روهان هست

پ.ن:يه جا هم نوشته فرام باش مشغول صحبت شد و دورف ها از حواس پرتي اسكاتا سوءاستفاده كردن و ريختن سرش و كشتنش كه من منبعشو نمي دونم.

ويرايش پنج دقيقه بعد: ظاهرا اون دو خط بالا كذب محض بود.چون جاهاي معتبر ننوشته شده.

ایشون دقیقا توی کدوم کتاب آقای تالکین بودن؟

این هم منبع موثق

http://tolkiengateway.net/wiki/Scatha

ملکور نمی تونست چیزی رو خودش بیافرینه. ارک ها و ترول ها رو هم با تغییر دادن الف ها و انت ها ساخت. پس اژدهاها رو از کجا اورد ؟ امکان داره که اژدها ها هم مایا باشند؟چون ارک ها و ترول ها که ملکور ساختشون این قدر باهوش و حیله گر نبودند و چنین قدرت و اندازه ای هم نداشتند.

با عرض اجازت

حرف جناب مادروس تا حدودی درست است. چون برای بالوگ ها نیز چنین موردی مشاهده می شود که تقلید شده از چیزی نیستند ولی درکتاب آن ها را مایا خوانده اند.

با عرض اجازت

حرف جناب مادروس تا حدودی درست است. چون برای بالوگ ها نیز چنین موردی مشاهده می شود که تقلید شده از چیزی نیستند ولی درکتاب آن ها را مایا خوانده اند.

خب بله دیگه.اینا گونه ای مایار بودن که با ملکور به آردا اومدن و با اون متحد شدن.ولی در کل میشه گفت ازدهایان از خادمان دیگه ملکور آزادی عمل بیشتری داشتند.به خصوص گلائرونگ.یک سوالی که برام پیش اومد این بود که در هیچ جا به تغذیه اونا اشاره نمیشه.ولی همیشه در حال رشد و بزرگ شدن هستند.چنین چیزی چطور ممکنه؟

یک سوالی که برام پیش اومد این بود که در هیچ جا به تغذیه اونا اشاره نمیشه.ولی همیشه در حال رشد و بزرگ شدن هستند.چنین چیزی چطور ممکنه؟

گلائورونگ رو الان یادم نمیاد ولی اسماگ اسبچه های دورف ها رو خورد لذا می شه نتیجه گرفت اژدهایان گوشتخوار بودند!

این عکس رو امروز در یکی از صفحات هوادارن تالکین در فیس.ب.و.ک دیدم. میخواستم ببینم دوستانی که بیشتر آثار تالکین رو مطالعه کردن روی این مقیاس ها صحه میگذارند؟ اگر درست باشه خیلی خوف میشه.

90617372157950188080.jpg

این عکس رو امروز در یکی از صفحات هوادارن تالکین در فیس.ب.و.ک دیدم. میخواستم ببینم دوستانی که بیشتر آثار تالکین رو مطالعه کردن روی این مقیاس ها صحه میگذارند؟ اگر درست باشه خیلی خوف میشه.

90617372157950188080.jpg

تصویر جالبیه اما خب ما اطلاعات اندازه ای در مورد اژدهایان نداریم. فقط توصیفات رو داریم که مثلا آنکالاگون سیاه بزرگ ترین اژدهایان بالدار بوده، اسماگ بزرگ ترین توی زمان خودش بوده، یا موجودات آتشین دم گوندولین که بالروگ هارو بر پشت خودشون حمل میکردن در موردشون میتونیم بگیم باید اندازشون 2-3برابر موجودات بالدار نزگول باشه که البته سایز اون هارو هم نمیدونیم! و اینجور موارد

مثلا نسبت آنکالاگون در برابر کشتی ائارندیل (توی اون طراحی که این عکس ازش برداشته شده) بیش از حد اغراق آمیز و بزرگ هست و نمیشه کلا تصمیم گرفت

بنظر من از گلائرونگ به بعد سایز ها باید نصف بشن واقعا سایز آنکالاگون نسبت به اسماگ اغراق آمیز و تخیلیه! طبق این مقیاس، حجم آنکالاگون به اندازه کل تنها کوهه که خب اصلا منطقی نیست...

همچنین همونطور که الوه گفت اطلاعاتی از شکل و شمایل بیشتر اژدهایان در دسترس نیست یا واقعا کمه برای مقایسه و بررسی؛ بنابراین این تصویر فقط ذهنیت یه بنده خداییه و اصلا سندیت نداره.

پ.ن

گلائرونگ اولش این شکلی بود وگرنه بعدا بال دار شد اگر تصویر بالدارش رو میذاشت بهتر بود.

ولی به نظرم با توجه به اطلاعاتی که توی سایت رسمی سرزمین میانه درباره آنکالاگون داده شده این سایز اونقدرها هم اغراق آمیز نیست.

http://lotr.wikia.com/wiki/Ancalagon_The_Black

ولی به نظرم با توجه به اطلاعاتی که توی سایت رسمی سرزمین میانه درباره آنکالاگون داده شده این سایز اونقدرها هم اغراق آمیز نیست.

http://lotr.wikia.co...lagon_The_Black

سایت رسمی سرزمین میانه؟ شوخی میکنی؟ :وی هیچ مرجع رسمی آنلاینی برای اطلاعات دنیای تالکین وجود نداره، همه ی سایت ها و منابعی که مشاهده میکنید به دست طرفداران جمع آوری شدن. این لینکی هم که قرار دادید یک ویکی هست که با سایت wikia.com طراحی شده و هرکسی میتونه یک ویکی بسازه اونجا؛ یعنی هرکسی میتونه درش بنویسه و هیچ تضمینی وجود نداره برای درست بودن نوشته های اون. به علاوه اون قسمتی که در مورد اندازه ی بال آنکالاگون نوشته، دقیقا جلوش نوشته شده citation needed که یعنی بدون منبع هست این قسمت (و یحتمل درست نیست)

بنظر من از گلائرونگ به بعد سایز ها باید نصف بشن واقعا سایز آنکالاگون نسبت به اسماگ اغراق آمیز و تخیلیه! طبق این مقیاس، حجم آنکالاگون به اندازه کل تنها کوهه که خب اصلا منطقی نیست...

همچنین همونطور که الوه گفت اطلاعاتی از شکل و شمایل بیشتر اژدهایان در دسترس نیست یا واقعا کمه برای مقایسه و بررسی؛ بنابراین این تصویر فقط ذهنیت یه بنده خداییه و اصلا سندیت نداره.

پ.ن

گلائرونگ اولش این شکلی بود وگرنه بعدا بال دار شد اگر تصویر بالدارش رو میذاشت بهتر بود.

اگه بخوای دقیق بررسی کنی، مساوی بودن آنکالاگون با تنها کوه هم دقیق نیست. البته درسته که آمار و اندازه ای از اژدهایان وجود نداره ( یا من نمیدونم) و اگه اینطور باشه اطلاعات به مقدار زیادی فرضی هستند. ولی کلا مقیاس ها در دوران اول نسبت به دوران سوم خیلی خیلی بزرگتر بوده؛ در هر چیزی تقریبا. قدرت الف ها و انسان های دوران اول در مقایسه با دوران سوم، تعداد و شمار لشکرها، عظمت جنگ ها، مساحت قلعه ها و خیلی چیز های دیگه. پس اگه با این فرض جلو بریم، میشه گفت که آنگباند هم عظمتی چندین برابر اره بور داشته و آنکالاگون هم چندین برابر (شاید بیشتر از ده برابر) اسماگ بوده {کاری به این عکس ندارم} و از اونجایی که میدونیم آنکالاگون در آنگباند زندگی میکرده و تا زمان جنگ خشم خودش رو نشون نداده بود، پس حتما آنگباند عظمتی قابل توجه داشته که این اژدها داخلش قرار داشته (و طبیعتا یه فضای قابل توجهی هم برای حرکت کردن داشته :دی) و همینطور آنگباند اینقدر بزرگ بوده که ملکور و دم و دستگاهش و اورک ها و بالروگ ها و ... داخشل جا بگیرن. -البته میدونیم که فضای قابل توجهی از آنگباند در زیر زمین بوده و از قسمت هایی که روی زمین قرار داشته، به جز یک دروازه که فین گولفین در جلو اون به انتظار ملکور می ایسته، و اینکه آنگباند به قدری مرتفع بوده که فین گون برای نجات مایدروس، از عقاب ها کمک میگیره چیز دیگه ای نمیدونیم- ولی با این حال طبیعی هست که آنگباند یک خروجی هوایی داشته که آنکالاگون قادر به خروج از اون بوده. پس میشه تا حدی عظمت آنگباند و آنکالاگون رو تصور کرد. و اگه با این فرضیات جلو بریم، این عکس چندان هم بیراه نیست.

پ.ن 1 :

گلائرونگ بال دار شد ؟! مطمئنی ؟ فکر کنم با یه مورد دیگه اشتباه گرفتی. گلائرونگ در داگور براگولاخ زره ضعیفی داشت ( یا اصلا نداشت) که باعث میشد پوستش آسیب پذیر باشه و بعدا توی آنگباند زره اش (یا فلس هاش) رو تقریت کردن. یعنی اول بی زره بود، بعد زره دار شد، نه بال دار :دی

پ.ن 2 :

اژدهای نبرد خشم دیگه چیه ؟ منظور "اژدهایانی" هستند که در نبرد خشم در کنار آنکالاگون از آنگباند خارج شدن یا این اسم "یک" اژدهای خاص هست ؟

به نظر منم مقیاس درسته. آنکالاگون انقدر بزرگ بوده که وقتی سقوط میکنه قله های تانگورودریم زیرش شکسته میشه!

پ.ن1:

گلائرونگ هیچ وقت بال نداشت. اولین زمانی که اژدهای بالدار تو آردا دیده میشه همون نبرد خشمه که آنکالاگون و بقیه میان.

پ.ن2:

اژدهای نبرد خشم و اژدهایان گوندولین اسم عام هستن و منظور اژدهایانیه که کنار آنکالاگون بودن یا به گوندولین حمله کردن. اژدهایان گوندولین و اسکاتا هم بدون بال بودن.

به نظرم آنکالاگون بزرگ بوده ولی نه دیگه تا این حد! آخه نگاه کنید اسماگ به اون عظمت، اندازه ی ناخون پاشه! از طرفی گلارونگ هم خیلی گنده است! آخه تصورشو بکنین یک نفر انسان با یه شمشیر نهایتا بتونه یه اژدها به سایز اسماگ رو به اون روش تورین از پایین زخم بزنه و با یه ضربه بکشه... ولی اسماگ جلوی گلارونگ اینجا قد یه زنبوره! تا دسته ی شمشیر که سهله،اگه خود تورین هم با شمشیرش تمام قد فرو بره توی شکم اژدها، برا اون مثل یه خراش به حساب میاد...

ترامبار:

آره درسته من اشتباه کردم. :دی

مهدی:

این شکسته شدن تانگورودریم بر اثر سقوط آنکالاگون رو نمیدونستم اما با این حال این شکل بنظرم دقیق نیست چون الان اسماگ تو این شکل به اندازه یکی از شاخک های آنکالاگونه! سقوط نصف این حجم هم میتونه یک برج رو بندازه ها! :دی

در کل من خیلی به این آثار طرفداران بد بینم مگر بر اساس کتاب ها باشه...

منم به شدت مخالف ابعاد تصویر شده در این عکسم ، نه تنها به اون موجود سیاه بلکه به اندازه گلائرونگ هم ایراد وارده ! تورین تورامبار با یک ضربه گلائرونک رو هلاک میکنه ، با توجه به این عکس گورتانگ به اندازه حجم یه فلس هم نمیتونسته به بدن گلائرونگ نفوذ کنه ، چه برسه به این که بخواد به اندام های حیاتیش صدمه بزنه .

آنکالاگون (چقدر هم اسمش زشته ) از این بدتر ! فراموش نکنیم که یه نیمه انسان شکستش داده ! در صورتی که اگه ائارندیل یه شمشیر یا نیزه سه برابر اندازه خودش رو هم حمل بکنه نمیتونه بیشتر از خراش به این اهریمن داخل تصویر وارد کنه . این که سقوطش تانگوردیم رو خراب کرده به نظر من دلیل موجهی نیست ، در این صورت باید نتیجه بگیریم که افرادی که سپاهیان والار رو همراهی میکردن در نبرد خشم باید هر کدوم اندازه یه کوهستان باشن که بتونن بلریاند رو ببرن زیر آب :((

به نظرم آنکالاگون بزرگ بوده ولی نه دیگه تا این حد! آخه نگاه کنید اسماگ به اون عظمت، اندازه ی ناخون پاشه! از طرفی گلارونگ هم خیلی گنده است! آخه تصورشو بکنین یک نفر انسان با یه شمشیر نهایتا بتونه یه اژدها به سایز اسماگ رو به اون روش تورین از پایین زخم بزنه و با یه ضربه بکشه... ولی اسماگ جلوی گلارونگ اینجا قد یه زنبوره! تا دسته ی شمشیر که سهله،اگه خود تورین هم با شمشیرش تمام قد فرو بره توی شکم اژدها، برا اون مثل یه خراش به حساب میاد...

منم به شدت مخالف ابعاد تصویر شده در این عکسم ، نه تنها به اون موجود سیاه بلکه به اندازه گلائرونگ هم ایراد وارده ! تورین تورامبار با یک ضربه گلائرونک رو هلاک میکنه ، با توجه به این عکس گورتانگ به اندازه حجم یه فلس هم نمیتونسته به بدن گلائرونگ نفوذ کنه ، چه برسه به این که بخواد به اندام های حیاتیش صدمه بزنه .

در مورد کشته شدن گلائرونگ، یه جمله از فرزندان هورین :

" ... تورامبار دوباره دل قوی داشت و و گرچه اژدها هنوز نفس می کشید، خواست شمشیر را بردارد، شمشیری که اگر پیش از این گرامی اش می داشت، اکنون نزد او ارزشی برابر با تمام گنجینه نارگوتروند داشت. سخنانی که در زمان ساخت اش گفته بودند، این که هیچ چیز از بزرگ یا کوچک که نیش این شمشیر را بچشد زنده نخواهد ماند، اینک به درستی ثابت شده بود"

من از این جمله اینطور برداشت میکنم که کشته شدن گلائرونگ بیشتر از اینکه به شدت جراحت ـش بستگی داشته باشه به گورتانگ ربط داره.

آنکالاگون (چقدر هم اسمش زشته ) از این بدتر ! فراموش نکنیم که یه نیمه انسان شکستش داده ! در صورتی که اگه ائارندیل یه شمشیر یا نیزه سه برابر اندازه خودش رو هم حمل بکنه نمیتونه بیشتر از خراش به این اهریمن داخل تصویر وارد کنه . این که سقوطش تانگوردیم رو خراب کرده به نظر من دلیل موجهی نیست ، در این صورت باید نتیجه بگیریم که افرادی که سپاهیان والار رو همراهی میکردن در نبرد خشم باید هر کدوم اندازه یه کوهستان باشن که بتونن بلریاند رو ببرن زیر آب :((

در مورد کشته شدن آنکالاگون، شما از کجا مطمئنی که ائارندیل با نیزه یا شمشیر شکستش داده ؟ حدس من اینه ( دقت کنید گفتم حدس ! ) که ائارندیل به کمک کشتی اش که میتونسته پرواز کنه، با مقداری طناب و اینجور چیزا دست و پاش رو توی هم گره زده و سقوط کردن آنکالاگون باعث مرگش شده. اینجوری عظمت آنکالاگون هم زیر سوال نمیره، چون مطمئنا همچین موجود غول پیکری رو با سلاح سرد نمیشه از پا در آورد

در ضمن من یه نظر دیگه هم دارم (همون طور که توی پست قبلی ام گفتم) که اندازه ها و مقدار ها در دوران اول خیلی عظیم تر و اساطیری تر از دوران سوم هست، و دقیقا با همین چیزی که گفتی جور در میاد. آنکالاگون باید در حدی باشه که وقتی میفته، چند تا کوه (قله های تانگورودریم) زیرش خورد بشن.

و نبرد خشم هم دقیقا باید یه چیزی در همین حد باشه ! تا حالا نبردی دیدی که بتونه یه قاره رو زیر آب ببره ؟ بمب های هسته ای هیروشیما و ناکازاکی هم همچین کاری نکردن ! شما باید در تصورت مقیاس های اساطیری تری در نظر بگیری. وقتی نبرد همراه با طوفان و آذرخش هست، شما فکر کن چه افرادی با چه قدرت هایی در این نبرد حضور دارن ؟!

در ضمن، الف سوسول، اسم های با ابهت اژدهایان رو به سخره نگیر ! :دی

در مورد کشتن گلائرونگ با تورامبار موافقم. به نظر منم تاثیر گورتانگ بیشتر بوده تا زخم.

در مورد مقیاس. شما ابعاد اسماگ رو چیزی که توی فیلم نشون داده شده(120 متر) در نظر نگیرید. اندازه اسماگ با توجه به نقاشی تالکین خیلی باشه 20 برابر یه هابیت(10 برابر انسان عادی) ـه.

تور: سقوط آنکالاگون باعث شکسته شدن هر سه برج میشه!

آرون: به نظر منم آنکالاگون با شمشیر کشته نشده. فراموش نکنیم که ائارندیل یه سیلماریل داشت که معلوم نیست چه قدرتی داره. کاری که سیلماریل با دست مورگوت و کارخاروت کرد غیر قابل پیش بینی بود و معلوم نیست با آنکالاگون چیکار میتونسته بکنه.

اما مهمتر از اون حرفیه که تورامبار زد. دوران اول خیلی اساطیری و خارج از مقیاسه و نمیشه به این راحتی با دوران سوم مقایسه اش کرد.

آرون: به نظر منم آنکالاگون با شمشیر کشته نشده. فراموش نکنیم که ائارندیل یه سیلماریل داشت که معلوم نیست چه قدرتی داره. کاری که سیلماریل با دست مورگوت و کارخاروت کرد غیر قابل پیش بینی بود و معلوم نیست با آنکالاگون چیکار میتونسته بکنه.

به هیچ عنوان نمیتونم بپذیرم که ائارندیل برای کشتن آنکالـاگون از سیلماریل بهره گرفته باشه. اون صدماتی ام که از سیلماریل به کارخاروت رسید اتفاقی بود و پیش بینی نشده بود و آسیبی که به ملکور رسید فقط و فقط بخاطر طلسم واردای والـا بود که هر فانی و پلیدی لمسش کردن پژمرده و فاسد بشه و برای انتقام گرفتن یا بعنوان اسلحه ساخته نشدند.

سیلماریلی خیلی خیلی مقدس تر و به قول معروف pure تر از این بودن که برای کشتار و مبارزه ازشون استفاده بشه. و نه حتا من فکر نمیکنم والـار این اجازه رو به ائارندیل میدادند...

{البته فکر نمیکنم جای این پست اینجا باشه}

به هیچ عنوان نمیتونم بپذیرم که ائارندیل برای کشتن آنکالـاگون از سیلماریل بهره گرفته باشه. اون صدماتی ام که از سیلماریل به کارخاروت رسید اتفاقی بود و پیش بینی نشده بود و آسیبی که به ملکور رسید فقط و فقط بخاطر طلسم واردای والـا بود که هر فانی و پلیدی لمسش کردن پژمرده و فاسد بشه و برای انتقام گرفتن یا بعنوان اسلحه ساخته نشدند.

سیلماریلی خیلی خیلی مقدس تر و به قول معروف pure تر از این بودن که برای کشتار و مبارزه ازشون استفاده بشه. و نه حتا من فکر نمیکنم والـار این اجازه رو به ائارندیل میدادند...

{البته فکر نمیکنم جای این پست اینجا باشه}

خب فرضا اگه ائارندیل سیلماریل رو ببنده سر یه چوب و بزنه تو چشم آنکالاگون چی میشه؟ مگه اون اژدها پلید نیست؟ پس وقتی سیلماریل رو لمس بکنه باید بسوزه و چشمش کور بشه!

خب فرضا اگه ائارندیل سیلماریل رو ببنده سر یه چوب و بزنه تو چشم آنکالاگون چی میشه؟ مگه اون اژدها پلید نیست؟ پس وقتی سیلماریل رو لمس بکنه باید بسوزه و چشمش کور بشه!

این میشه اما من میگم کلـا از سیلماریلی هم چین استفاده ای نمیشه.اصلـا برای کار دیگه ای ساخته شدند. ازشون برمیاد، قدرتشو دارند اما تقدسشون اجازه ی هم چین استفاده ای رو نمیده.

آره برای همچین کاری ساخته نشدن اما میگم تاثیر داره. احتمال اینکه ائارندیل سیلماریل کرده باشه تو چشم اژدها خیلی کمه. منظورم اینه که سیلماریل نیرویی به ائارندیل و وینگیلوت داده که تونسته با آنکالاگون مبارزه بکنه. همونطور که باعث شد ائارندیل بتونه از جزایر طلسم شده عبور کنه و برسه به والینور. سیلماریل یه نیروی خاص به ائارندیل اضافه کرده که تونسته اونو هماورد آنکالاگون بکنه.

آره برای همچین کاری ساخته نشدن اما میگم تاثیر داره. احتمال اینکه ائارندیل سیلماریل کرده باشه تو چشم اژدها خیلی کمه. منظورم اینه که سیلماریل نیرویی به ائارندیل و وینگیلوت داده که تونسته با آنکالاگون مبارزه بکنه. همونطور که باعث شد ائارندیل بتونه از جزایر طلسم شده عبور کنه و برسه به والینور. سیلماریل یه نیروی خاص به ائارندیل اضافه کرده که تونسته اونو هماورد آنکالاگون بکنه.

بله دقیقا. تنها چیزی که میشه از سیلماریلی بدست آورد نیرو و قدرتی هست که به حمل کننده شون میدن.البته حمل کننده ای که پاک و مورد قبول باشه.اما استفاده ی مستقیم و دستی رو مخالفم.

به تورامبار : :(( یه نگاه بنداز به عکس ! انصافا اگه وقعا در این اندازه بوده باشه با چه طنابی میشه این موجود رو بست ؟!

مهدی سیلماریل یه مدت طولانی تو دستگاه گوارش کارخاروت مظلوم بود ، اگه سیلماریل میتونست کسی رو بکشه اول باید کارخاروت رو می کشت ! با این اوصاف نمیتونسته تو مدت زمان نبرد صدمه جدی به اون پیل پیکر بزنه .

آرون:

نه، سیلماریل که کشنده نیست. منظورم اینه که کاری رو بکنه که با مایدروس کرد. انقدر براش دردناک باشه که دیگه نفهمه چیکار میکنه و سقوط بکنه و بیافته و نوک قله های تانگورودریم بره تو شیکمش! :دی

به تورامبار : :(( یه نگاه بنداز به عکس ! انصافا اگه وقعا در این اندازه بوده باشه با چه طنابی میشه این موجود رو بست ؟!

مهدی سیلماریل یه مدت طولانی تو دستگاه گوارش کارخاروت مظلوم بود ، اگه سیلماریل میتونست کسی رو بکشه اول باید کارخاروت رو می کشت ! با این اوصاف نمیتونسته تو مدت زمان نبرد صدمه جدی به اون پیل پیکر بزنه .

سیلماریلی کشنده نیستن. بلکه پژمرده و فاسد کننده هستن. جایی گفته نشده قابلیت نابود کردن داشتن. برای همین هست که من تاکید میکنم از سیلماریلی چنین استفاده هایی نمیشه کرد.

میشه با حلقه ی یگانه مقایسه شون کرد که کشنده نبود اما فاسد کننده بود. هم چنین به حاملش قدرت خیلی زیادی میداد.

مهدی: با هم پست زدیم. شرمنده:دی

@3dmahdi با همین حسابی که آقای مهدی انجام دادن هم اسماگ حدودا میشه یه سوسمار گنده بالدار با طول قریب به 18 متر که همینجوریشم 5 متر از تیرانوساروس رکس معروف بزرگ تره!!

@torambar راجع به قدرت جادویی و فرازمینی شمشیر تورین که جناب تورامبار گفتن حق رو به شما میدم چون در کل حال و هوای سیل خیلی ماورایی و جادوییه... اما چون صحبت سر درست و غلطی اون عکس بود، اگه اشتباه نکنم یادمه تالکین موقع کشتن اژدها اشاره میکنه که شمشیر در پوست و گوشت هیولا رسوخ میکنه و واسه همین کارشو میسازه...درحالی که با این مقیاسی که توی این عکس داریم بعیده شمشیر حتی از لایه ی سطحی پوست هم جلو تر بره و خلاصه اینکه هرجوری حساب کنیم گلارونگی که توی این عکس کشیده بی حساب بزرگه...

گلارونگی که انجاستو با 10 تا اف 22 هم نمیشه کشت چه برسه ببه شمشیر. در اغراق آمیز بودن این نقاشی تردیدی ندارم. مطمئنن بابایی که این رو کشیده گلارونگ دوست داشته :((

یا شاید یه چیزیگرفته از گلارونگ همچین کت و کلفت نشونش بده. من فکر کنم نهایتا 10 تا 15 برابر اسماگ بوده. پره پر.بررای سقوط هر 3 برج 10 تا 15برابر بودن اسماگ کافیه.

زیاد بحث نداره مطلب مهمی نیست. تخیلات یه آدمه شیفته گلارونگه.

اینم یه سری عکس دیگه که صفحه تالکین در فیس.ب.و.ک تحت آلبومی به نام اژدهایان اضافه کرد. یکی دیگه اش هم همونی بود که چند وقت پیش گذاشتم.

http://upload7.ir/imgs/2014-05/81415044698319957562.jpg

http://upload7.ir/imgs/2014-05/75817490434895638598.jpg

http://upload7.ir/imgs/2014-05/20297034297210592784.jpg

با توجه به این بحث فکر کنم اون تصویر که نیه نور رو مقابل گلائرونگ نشون میداد (از تد ننسمیت فکر کنم) زیادی کوچیکه حتی کوچیکتر از اسماگه!

اما این عکسو توی لوتر ویکی دیدم بنظرم تقریبا بهتریه صمن این که نیرنائت آرنوئدیاد رو قشنگ تصویر کرده:

post-1262-0-31619600-1399811136_thumb.jp

ضمن این که من همچنان سایز آنکالاگون رو قبول ندارم. ببینید این تصویر اصلیشه:

post-1262-0-65813100-1399811265_thumb.jp

هر دستش روی یک کوهه! فکر کنید یکی از ون کوها اره بور یا اورودروین باشن در اون صورت اون پرنده کوچولوها جلوش میشن در سایز اسماگ! اصلا منطقی نیست...

خود اسماگ سقوطش میتونه شهر دریاچه رو نابود کنه پس یه اژدها دو سه برابر اون میتونه کل تانگورودریم رو فرو بریزه اما تو این تصویر آنکالاگون یا یه تقریب چشمی 10 برابر اسماگه!!

@torambar راجع به قدرت جادویی و فرازمینی شمشیر تورین که جناب تورامبار گفتن حق رو به شما میدم چون در کل حال و هوای سیل خیلی ماورایی و جادوییه... اما چون صحبت سر درست و غلطی اون عکس بود، اگه اشتباه نکنم یادمه تالکین موقع کشتن اژدها اشاره میکنه که شمشیر در پوست و گوشت هیولا رسوخ میکنه و واسه همین کارشو میسازه...درحالی که با این مقیاسی که توی این عکس داریم بعیده شمشیر حتی از لایه ی سطحی پوست هم جلو تر بره و خلاصه اینکه هرجوری حساب کنیم گلارونگی که توی این عکس کشیده بی حساب بزرگه...

من دفاعی در مورد این عکس ندارم، ولی فکر می کنم اگه اسماگ رو مشابه اسماگ فیلم در نظر نگیرید تقریبا همه چی درست در میاد.

ضمن این که من همچنان سایز آنکالاگون رو قبول ندارم. ببینید این تصویر اصلیشه:

post-1262-0-65813100-1399811265_thumb.jp

هر دستش روی یک کوهه! فکر کنید یکی از ون کوها اره بور یا اورودروین باشن در اون صورت اون پرنده کوچولوها جلوش میشن در سایز اسماگ! اصلا منطقی نیست...

خود اسماگ سقوطش میتونه شهر دریاچه رو نابود کنه پس یه اژدها دو سه برابر اون میتونه کل تانگورودریم رو فرو بریزه اما تو این تصویر آنکالاگون یا یه تقریب چشمی 10 برابر اسماگه!!

اتفاقا اون پرنده کوچولوها دقیقا اژدها هستن :دی

شما فکر کن هر کدوم از قله های تانگورودریم اندازه ی اره بور باشه. (که مطمئنا اینطور نیست و تانگورودریم بسیار بزرگتره). خب آنکالاگون حداقل مساحت یک سطح از بدنش به اندازه ی مساحت سطح تمام کوه های تانگورودریم ـه و و وزنش در حدی زیاده که این چهارتا کوه زیرش خورد میشه. اسماگ هم میتونه بره و توی سوراخ سنبه های یکی از این کوه ها قایم بشه :دی حالا خودت مقایسه کن !

اگه اسماگ رو مشابه اسماگ فیلم در نظر نگیرید تقریبا همه چی درست در میاد.

به نظر شخصی من اتفاقا ابعاد اسماگ فیلم خیلی نزدیک به اسماگیه که تالکین توصیف کرده و کشیده و شاید نهایتا 2 -3 متر بزرگ تر از اونه... دقت کنید که ما اسماگ رو در فیلم در مقابل یک هابیت و چندتا دورف داریم میبینیم و همین قضیه هم در بزرگتر دیده شدن اژدها نقش داره... به علاوه اصلا منطقی هم نیست که یک اژدها که یه شهر آدما رو نابود کرده و کل ارتش دورفها رو در هم شکسته ازین اندازه کوچکتر باشه... البته این نظر منه...
به نظر شخصی من اتفاقا ابعاد اسماگ فیلم خیلی نزدیک به اسماگیه که تالکین توصیف کرده و کشیده و شاید نهایتا 2 -3 متر بزرگ تر از اونه... دقت کنید که ما اسماگ رو در فیلم در مقابل یک هابیت و چندتا دورف داریم میبینیم و همین قضیه هم در بزرگتر دیده شدن اژدها نقش داره... به علاوه اصلا منطقی هم نیست که یک اژدها که یه شهر آدما رو نابود کرده و کل ارتش دورفها رو در هم شکسته ازین اندازه کوچکتر باشه... البته این نظر منه...

نزدیکه؟ اتفاقا خیلی خیلی تفاوت داره!

در مورد توصیف اسماگ من چیزی رو به یاد نمیارم اما نقاشی هایی که خودِ تالکین میکشیده رو به هیچ عنوان ملاک نگیرید، توی پادکست اگه گوش کرده باشید چند نامه ی اخیر در مورد نقاشی ها بوده و خب تالکین توی نامه هاش از مشکلات و موارد اینچنینی نوشته که مهارت کافی رو نداره و اینها (کمی از توضیحاتی که توی لینک های زیر میبینید) + مثلا سایز نقاشی بیلبو توی خونه ی هابیتیش (توی کتاب هابیت) رو نگاه کنید تالکین بیلبو رو اندازه ی یه جوجه کشیده توی اون خونه به اون بزرگی!

مثلا این اسماگ هست: http://tolkiengatewa...%28large%29.jpg

این گلائرونگ: http://tolkiengatewa..._seek_Turin.jpg

نزدیکه؟ اتفاقا خیلی خیلی تفاوت داره!

در مورد توصیف اسماگ من چیزی رو به یاد نمیارم اما نقاشی هایی که خودِ تالکین میکشیده رو به هیچ عنوان ملاک نگیرید، توی پادکست اگه گوش کرده باشید چند نامه ی اخیر در مورد نقاشی ها بوده و خب تالکین توی نامه هاش از مشکلات و موارد اینچنینی نوشته که مهارت کافی رو نداره و اینها (کمی از توضیحاتی که توی لینک های زیر میبینید) + مثلا سایز نقاشی بیلبو توی خونه ی هابیتیش (توی کتاب هابیت) رو نگاه کنید تالکین بیلبو رو اندازه ی یه جوجه کشیده توی اون خونه به اون بزرگی!

مثلا این اسماگ هست: http://tolkiengatewa...%28large%29.jpg

این گلائرونگ: http://tolkiengatewa..._seek_Turin.jpg

به هر حال بهتره روی توضیحات و توصیفات تالکین تمرکز کرد.منم فکر می کنم بهتره که با توجه به کار هایی که هر کدوم از اژدهایان کردند دربارشون نظر بدیم.آناکالاگون تو نبرد خشم ارتش والار رو یک تنه در آستانه شکست قرار داده بود و بنابر این باید ابعاد بسیار بزرگی می داشته.مشخصه که مهم ترین سلاح و نقطه اتکای ملکور بوده و با اژدهایان دیگه قابل مقایسه نبوده.من فکر نمی کنم تصویری که اونارو مقایسه کرد بود این قدر ها هم در بزرگ نشون دادن اون افراط کرده باشه.درباره مطلبی که دوستمونmsa-dinoهم تو چند پست قبل مطرح کردن باید بگم اتفاقا ائارندیل می تونسته به بدن اژدها نفوذ کنه.به هر حال اون بخش از شکم اژدها آسیب پذیر بوده و مرگ آناکالاگون بر اثر خون ریزی داخلی یا سوراخ شدن قلب منطقی به نظر می رسه.

نزدیکه؟ اتفاقا خیلی خیلی تفاوت داره!

در مورد توصیف اسماگ من چیزی رو به یاد نمیارم اما نقاشی هایی که خودِ تالکین میکشیده رو به هیچ عنوان ملاک نگیرید، توی پادکست اگه گوش کرده باشید چند نامه ی اخیر در مورد نقاشی ها بوده و خب تالکین توی نامه هاش از مشکلات و موارد اینچنینی نوشته که مهارت کافی رو نداره و اینها (کمی از توضیحاتی که توی لینک های زیر میبینید) + مثلا سایز نقاشی بیلبو توی خونه ی هابیتیش (توی کتاب هابیت) رو نگاه کنید تالکین بیلبو رو اندازه ی یه جوجه کشیده توی اون خونه به اون بزرگی!

مثلا این اسماگ هست: http://tolkiengatewa...%28large%29.jpg

این گلائرونگ: http://tolkiengatewa..._seek_Turin.jpg

خوب پس غیر از این نقاشی ها چه مدرک دیگه ای از تالکین در اختیار داریم که ابعاد اژدها رو دقیقا شرح داده باشه؟ روی چه حساب میگید ابعاد اژدهای فیلم کاملا اشتباهه؟

دوستان سوالی داشتم.در جایی اشاره شده که نامگذاری اژدهایان چطوری بوده یا نه؟یعنی خود موگوت نامگذاری میکرده براشون؟یا الف ها وانسان ها.یا همین جوری هرکدوم واسه خودشون یه عنوانی انتخاب میکردن؟

به شخصه فکر کنم گزینه 2 درست باشه. شاید خودشون هم میتونستم اسمشون رو انتخاب کنن.

به شخصه فکر کنم گزینه 2 درست باشه. شاید خودشون هم میتونستم اسمشون رو انتخاب کنن.

با عرض اجازت

شما نیز درست می فرمایید چون مورگوت برای چه روی آن ها اسمی بگذارد. اما مردم از روی ترس و وحشت بر آنان اسم می گذاشتند.

يه چيزي بايد بگم!:در اغراق اميز بودن اون نقاشي كه ترديدي نيست!ما همه ميدونيم كه مثلا دوران اول يه جور حماسه ي اساطيري است و دوران سوم حماسه اي قابل باور ولي با اين حال هم خيلي اغراق اميزه كه ما اندازه ها رو اينطوري ببينيم كلي دليل هست مثلا اينكه قاعدتا هيچ طنابي نميتونه بپيچه دور يه همچين انكالاگوني!يا مثلا قضيه ي شمشير و گلائرونگ...ولي من يه دليل خيلي خيلي ساده تر ميارم شما اندازه ي ما و اسماگو داشته باشيد و اندازه ي اسماگ و انكالاگون رو تو اين عكس!واقعا سهل انگاريه كه اصلا بتونيم حتي فكر كنيم كه يه همچين موجودي بتونه انسانها رو ببينه همچنين اينكه اصلا يه انسان بتونه از اينور تا اونور يه همچين موجودي رو ببينه يا حتي تصور كنه!قاعدتا مقياس ولو اساطيري انكالاگون نسبت به اسماگ هم از يه همچين چيزي بسيار كوچكتره!در مورد اسماگ هم بگم كه احتمالا اندازه اش همونيه كه تو فيلم نشون داده(همون 120 متر)وگرنه خودتون تصور كنيد كه يه موجود مثلا 18 متري بتونه دو تا شهرو به اين راحتي ويران كنه و ارتش اونا رو هم راحت تر از اون از صفحه ي روزگار محو كنه!طبيعتا غير ممكنه!

از دیگر نقاشی های مقایسه کننده سایز اژدر (جمع اژدها :دی) در سرزمین میانه:

22655121027711126995.jpg

با عرض اجازت

بازهم اغراق در نقاشی!!!

آنگلاکون این قدر بزرگ نبوده است!آیا این قدر بزرگ بوده؟ دوستان شما بگویید.

با عرض اجازت

بازهم اغراق در نقاشی!!!

آنگلاکون این قدر بزرگ نبوده است!آیا این قدر بزرگ بوده؟ دوستان شما بگویید.

واقعا اغراقه :|

همچين موجودي از تصور خارجه اسماگ مثل پشه است در مقابل آنكالاگون. حالا يك انسان بالغ رو درمقابل اسماگ تصور كنيد و بعد جلوي آنكالاگون! ائارنديل چطور با اون جنگيده؟ :D

اون كوه هم حتما تانگورودريم هست. وسعت بقيه سرزمين ها و بناها و نسبتشون با قلعه ملكور واسم سوال شد :/

با عرض اجازت

باید خودمان دست به کار شویم تا این قدر اژدهایان را تحریف نکنند.

این هم مثلا انگلاکون که شبیه مناظر فیلم های جنک های ستاره ایست:post-2837-0-95928700-1407060357_thumb.jp

اينم يه تصوير مقايسه اي اغراق اميز ديگه كه فقط از اونور پشت بوم افتاده!

به نظر من(به نظر من!)اگه ما تو اين تصوير اندازه ي انكالاگونو دو برابر كنيم اين مقايسه درست ميشه

post-2413-0-57834800-1408109014_thumb.jp

اينم يه تصوير مقايسه اي اغراق اميز ديگه كه فقط از اونور پشت بوم افتاده!

به نظر من(به نظر من!)اگه ما تو اين تصوير اندازه ي انكالاگونو دو برابر كنيم اين مقايسه درست ميشه

با عرض اجازت

چرا دوبرابر اگر کمی کوچکتر کنیم نیز بهتر می شود.

متاسفانه من تازه كارم و تصوير كمي كوچيك شد!ميدونيد كه اون گنده سياهه!انكالاگونه اون بي بال گندهه!گلائرونگه و اون باابهته!(قشنگ معلومه كدومو ميگم!)اسماگه

در جواب جناب فين رود فلاگوند هم بايد بگم نه!اخه انكالاگون ديگه انقدر رو گنده بوده!

اندازه هاي پيشنهادي من(اندازه هاي پيشنهادي من!)اينه:

اسي!!(اسماگ!!):130متر

گلائرونگ:160متر

انكالاگون:520متر

بقيه هم از اينا كوچيكتر!

متاسفانه من تازه كارم و تصوير كمي كوچيك شد!ميدونيد كه اون گنده سياهه!انكالاگونه اون بي بال گندهه!گلائرونگه و اون باابهته!(قشنگ معلومه كدومو ميگم!)اسماگه

در جواب جناب فين رود فلاگوند هم بايد بگم نه!اخه انكالاگون ديگه انقدر رو گنده بوده!

اندازه هاي پيشنهادي من(اندازه هاي پيشنهادي من!)اينه:

اسي!!(اسماگ!!):130متر

گلائرونگ:160متر

انكالاگون:520متر

بقيه هم از اينا كوچيكتر!

با عرض اجازت

نه دیگر بفرما آنگلاکون چند کیلومتری باشد یا من اندازه ی ناخن کوچک اسماگ باشم.!!!

اندازه های پیشنهادی ات خیلی بزرگ اند.

شما اندازه ي ناخن كوچيك اسي!!(اسماگ!!)نيستيد چون اسماگ توي فيلم هم تقريبا همين اندازه است

با عرض اجازت

در فیلم در خیلی از چیز ها اغراق شده است.

من فقط اينو گفتم كه ببينيد شما اندازه ي ناخون كوچيكه ي اسماگ نيستين!ببينين اسماگ قبل از اومدنش به ديل بالهاش طوفاني به پا ميكنن كه تا اربور ميره قاعدتا مثلا بال هاي يك موجود 20 متري(اونطوري كه به نظرم شما فكر ميكنين)يه همچين قدرتي نداره در ضمن اين اژدها دو تا شهرو به همراه ارتش هاش رو در يك چشم به هم زدن به سادگي اب خوردن نابود ميكنه و از طرفي اسماگ بزرگترين اژدهاي دوران سومه و اگه اونو مثلا 20 متر بگيريم حتما بايد بقيه رو هم قد من(186cm)بگيريم!!همه ي اينا به ما يه جورايي خبر ميدن كه اندازه ي اسماگ در همين حدوداست(130m) در ضمن در مورد مثلا انكالاگون اندازه اي كه من پيشنهاد كردم خيلي واقعي تر از بعضي چيزاست كه ميشنويم!مثلا همون نقاشي بود كه انكالاگون به اندازه ي يه كوهه!!

من زیاد تخصصی ندارم، اما فقط یه سوال دارم. می خوام بدونم مثالم درست هست یا نه

اگر آنکلاگون رو گندالف در نظر بگیریم(از لحاظ قد)، اون وقت اسماگ چیزی کمتر از یه هابیت در می آد بر اساس توصیفات؟ الان خوب بود؟ الان من چه شکلی ام؟ چون کلا اون عکسا با اغراق کشیده شدن:Dالبته خفن هستنا:Dاما اغراقن:|

اقا اندازه ي دقيق دقيق كه كاملا معلوم نيست اما اگه براساس چيزايي باشه كه خودمون به نتيجه رسيديم اونوقت من ميگم اسماگ يك چهارم انكالاگونه اينجوري ديگه اونطوري اغراق نميشه!

با سلام

این سوالات خیلی ذهنم رو مشغول کرده:

آیا اندازه بالروگی که با گندالف جنگید بزرگتره یا اسماگ؟؟؟؟؟؟

آیا قدرت بالروگها بیشتره یا اژدهایان ؟؟؟؟ چون بالروگها همونطور که میدونید در رده آینورها هستند و واقعآ قوی اند.

در مورد مقايسه ي اندازه ي اسماگ و بلاي خاندان دورين(همون بالروگه)كه معلومه اسماگ بزرگتره!

ولي در مورد مقايسه ي قدرت اژدهايان و بالروگها به نظر من اژدهايان قوي ترند شما گفتيد بالروگها اونجوريند ولي بايد بدونيم كه اژدهايان هم از مايار هستند و بسيار قدرتمند!

با عرض اجازت

اژدهایان از قدرت زبان خویش نیز بهره می برند ولی بالروگ این طور نیست.

از لحاظ اندازه هم اگر آنگالاکون 520 متر باشد که دیگر کسی نمی تواند او را بکشد.

قرار نيست كسي اونو بطور مستقيم بكشه!

ببينيد اين اندازه هايي كه گفتم حدس هاي تقريبي هستن خب شايد اصلا انكالاگون چهار برابر اسماگ نبوده سه برابرش بوده كه در اين صورت ميشه 390 متر,اين قابل قبوله؟!ولي در مورد اسماگ من دلايل خودمو دارم و نميشه اونا رو ناديده گرفت يه نظر چالش برانگيز ديگه اي هم كه من دارم اينه كه اسماگ سومين اژدها از لحاظ بزرگيه(در تمام دوران ها)اونم به اين خاطر كه:ببينين اسماگ به تنهايي(به تنهايي!)براي از صفحه ي روزگار محو كردن چند تا ارتش كافيه!حالا فرض كنيد تعداد زيادي اژدها بزرگتر از يه همچين غولي!تو يه لشكر باشن(و تازه اون لشكر انكالاگون رو هم داشته باشه)و بعدش اون لشكر شكست بخوره!!نميشه كه!هر چقدر هم بحث اساطيري باشه نميشه كه مثلا انسان ها بتونن به يه همچين سپاهه كه تازه يه عالمه سرباز و تجهيزات ديگه داره پيروز بشن...پس ببين...نظر شخصي من اينه كه اسماگ از اژدهايان دوران اول هم گنده تر بوده البته ميدونم كه هيولاها از دوران اول تا سوم به مرور كوچيك شدن اما برا اينم راه حلي هست!ما از خواستگاه اسماگ خبري نداريم پس اگه قبول كنيم كه اون از اژدهايان دوران اول بزرگتر بوده شايد بتونيم اونو از نسل انكالاگون سياه بدونيم كه اينطوري كوچيك شده!!يا يه دليلي مثل اين!

با عرض اجازت

کاپیتان عزیز!!! شما قدرت اژدهایان را فرض نکرده ای و فقط می گویی چون که بزرگ اند می توانند از پس چند لشکر بربیایند ولی آن ها دم آتشین یا مثل گلائرونگ قدرت زبان و افسون چشم دارند.

بالاخره قدرتشون به بزرگيشون هم ربط داره(زيادم ربط داره!)اصلا بزرگي يكي از معيار هاي مهم سنجيدن قدرته(مگه نيست؟)ما داريم اژدهايان رو با هم مقايسه ميكنيم نه اژدهايان رو با ديگر موجودات!مثلا شما ميگين دم اتشين خب هم اسماگ دم اتشين داره هم انكالاگون و هم ديگر اژدهايان جنگ خشم پس معيار باقي مونده براي مقايسه ي قدرتشون(مثلا توي جنگ)چيه؟...بزرگيشون,اينطور نيست؟

با عرض اجازت

حالا من یک سوال از شما می کنم کاپیتان عزیز! گلائرونگ قوی تر است یا آنگلاکون؟

و من هم یک سوالی برام پیش اومده که چرا کسی جواب سوال منو نداده؟ [-(

تشبیهم درست بود؟

اگر آنکلاگون رو گندالف در نظر بگیریم(از لحاظ قد)، اون وقت اسماگ چیزی کمتر از یه هابیت در میاد بر اساس توصیفات؟ الان خوب بود؟ الان من چه شکلی ام؟ چون کلا اون عکسا با اغراق کشیده شدن :)البته خفن هستنا :)اما اغراقن :|

جناب فين رود فلاگوند: انكالاگون

جناب ادموند پونسي:به نظر من(به نظر من!) تشبيه شما درسته

با عرض اجازت

کاپیتان ما نمی دانیم کدام قوی تر است چرا؟ چون از طرفی آنکلاگون بزرگ تر است و از طرفی گلائرونگ افسون چشم و زبان دارد اگر انکلاگون دارای این ویژگی ها باشد یقینی از گلائرونگ قوی تر است.

ادموند می توانی به نقاشی های آلن لی مراجعه کنی.

خب انكالاگون اتش دهانش بسيار سوزانده تر و مهلك تر از گلائرونگه و قدرت پروازم داشته يعني اينا حساب نيستن؟

الان من يه سوال دارم:با توجه به اون حرفا به نظر شما اسماگ قوي تره يا اژدهايان دوران اول؟

خب انكالاگون اتش دهانش بسيار سوزانده تر و مهلك تر از گلائرونگه يعني اين حساب نيست؟

الان من يه سوال دارم:با توجه به اون حرفا به نظر شما اسماگ قوي تره يا اژدهايان دوران اول؟

خب مشخصه که دوران اول، چون حرفت مث این می مونه که مثلا کروکودیل قوی تره یا دایناسور. البته فقط مثال بود

با عرض اجازت

کاپیتان ما نمی دانیم کدام قوی تر است چرا؟ چون از طرفی آنکلاگون بزرگ تر است و از طرفی گلائرونگ افسون چشم و زبان دارد اگر انکلاگون دارای این ویژگی ها باشد یقینی از گلائرونگ قوی تر است.

ادموند می توانی به نقاشی های آلن لی مراجعه کنی.

من اصن به نقاشی ها کاری ندارم، چون حقیقتا همشون اغراق توشون مشاهده می شه. تصور من اینه که آنکالاگون بیشتر از سه برابر اسماگ نمی تونست باشه. قاعدتا حرف من بیشتر منطبق با عقله تا اون نقاشی ها، با این که خیلی خفن کشیده شدن [-(

بابا پس اين همه دليل كه نميشه اژدهايان دوران اول قوي تر باشن چي ميشه؟ [-( ...اخه اگه اينطوري باشه چطوري تو جنگ خشم مورگوت شكست ميخوره؟اگه ما بگيريم كه اژدهايان دوران اول قوي تر باشن اونوقت فكر كنيد كه مثلا هزار تا موجود تو يه ارتش باشن كه هر كدوم مثلا دو برابر اسماگي كه اينطوري ويرانگري ميكنه قدرت داشته باشن اونوقت اون سپاهي كه انكالاگونم داره چطوري ممكنه كه شكست بخوره خداييش اين دلايل منطقي نيستن؟

در ضمن لايك واسه اون حرفتون كه گفتين انكالاگون نميتونه بيشتر از سه برابر اسماگ باشه!!(پس اگه بخواييم با ديد من نگاه كنيم (كه بعيد ميدونم شما نگاه كنيد!!)انكالاگون ميشه 390 متر)

با عرض اجازت

با حرف ادموند موافقم در تمام تصاویر اغراق وجود دارد.

کاپیتان کم کم بحث ما دارد به سمت تفاوت سلیقه کشیده می شود. در اول ما دلایل خود را بیان کردیم تا بحث به اندازه ی یک صفحه شد بحث اضافی الکی است.

بحث با شما برام لذت بخش بود!!!!!!!

post-2413-0-30261400-1408474230_thumb.jp

اينم اون مقايسه...من كه تا حد زيادي باهاش موافقم شما چي؟!

با عرض اجازت

من نیز با شما موفقم این تصویر تقریبا درست است.

دوستانی که در مورد اژدهایان اطلاعات کامل و جامع تری دارن، لطف میکنن درباره اژدها ولزی که روی پرچم این کشور هم هست توضیح بیشری بدن؟ اطلاعات من فقط در این حده که خوده ولزی ها بهش میگن : "اِ ذاریگ گوخ" یا همون اژدهای سرخ! بچه های آردایی لطف می کنید یه خورده بیشتر درباره این اژدها صحبت کنید!!

به جد اژدهایه خیلی زیباییه [-(

2dhs3gj.png

بحث با شما برام لذت بخش بود!!!!!!!

post-2413-0-30261400-1408474230_thumb.jp

اينم اون مقايسه...من كه تا حد زيادي باهاش موافقم شما چي؟!

من تا حد زیادی با این عکس موافقم، چون خیلی عقلانی تر از عکس های قبلیه. اما خب یا اسماگ یه خرده زیادی بزرگه، یا آنکالاگون یه ذره کوچیک شده. به نظرم باید یک چهارم از اندازه ی اسماگ کم بشه و اون وقته که به نظر "من" اندازه شون کاملا درست از آب در می آد

کریستوفر جان من افسانه های زیادی در مورد این اژدها شنیدم که ضد و نقیض زیاد هس بینشون. همه جور افسانه ای و به خیلی چیزها ربطش هم می دن. مثلا می گن که اژدها توسط خدا فرستاده شد و اینا، یه عده می گن اودین رامش کرده، یه عده می گن همراه جنگجویان شمال(که ینی وایکینگ) از ماورای زمین آوردن. اما خب اطلاعات واقعیش از بین این همه چیزی که من دارم رو به سختی می شه گیر اورد. البته من نظرم اینه که بهتره در مورد اژدهایان در ملل مختلف بحث بشه. این که مثلا اژدها تو شرق مث یه مار خوبه، اژدها تو غرب مث یه سوسمار بد، اما تو ایران یه اژدهای مار مانند بد داریم. چون توصیف فردوسی از اژدها تقریبا مث توصیف شرقی ها از اونه.

کلا بیاین بحث کنیم

مثلا می گن اژدها اول تو حماسه ی گیل گمش بوده، اما خیلی ها هستن که می گن اول تو اودیسه و در حقیقت از یونان اومده. اما خب بحث زیاده و می گن که ماجرای اژدهای گیل گمش از راه مدیترانه به کرت و بعدش به یونان رسید و اینا

در هر حال بیاین بحث کنیم[-(

اژدهایان کی به سرزمین میانه اومدن و در کجا به دنیا میان این یکی از سوال های بزرگ منه؟

اژدهایان کی به سرزمین میانه اومدن و در کجا به دنیا میان این یکی از سوال های بزرگ منه؟

تخم و نژاد اولین اژدها رو مورگوث (پادشاه تاریکی، اربابِ سائورون) در دوران اول ساخت وبه جنگ فرستاد. تا اونجا که میدونم بقیه اژدها ها (که تعدادشون انگشت شماره) از تایفه (!) همون اژدهان

اگه اشتباهی دارم دوستان بگن!

تو یه جایی خوندم که انگلاکون انقدر بزرگ بوده که وقتی بالاشو باز میکرده نور خورشید به زمین نمیرسیده. در ضمن انگلاکون به دست چه کسی کشته شد؟

تو یه جایی خوندم که انگلاکون انقدر بزرگ بوده که وقتی بالاشو باز میکرده نور خورشید به زمین نمیرسیده. در ضمن انگلاکون به دست چه کسی کشته شد؟

انقدر بزرگ بوده كه وقتي سقوط مي كنه كوه هاي تانگورودريم زيرش مي شكنه ... اون چيزي رو كه تو گفتي مستقيم جايي ذكر نشده ولي با توجه به چيزي كه گفتم لابد حرفت درسته ديگه :|

در ضمن بدست ائارنديل كشته ميشه.

این که چرا من این تاپیک و این چند پست رو می بینم خودم هم دلیلش رو نمیدونم :|

دوستانی که در مورد اژدهایان اطلاعات کامل و جامع تری دارن، لطف میکنن درباره اژدها ولزی که روی پرچم این کشور هم هست توضیح بیشری بدن؟

اژدهای ولزی ؟!

باید بمونی تا ببینم می تونم تو کتاب ها چیزی در موردش پیدا کنم :|

تو ویکی یه چیز هایی نوشته بود اما باید تو چند تا کتاب بگردم دنبالش :|

کریستوفر جان من افسانه های زیادی در مورد این اژدها شنیدم که ضد و نقیض زیاد هس بینشون. همه جور افسانه ای و به خیلی چیزها ربطش هم می دن. مثلا می گن که اژدها توسط خدا فرستاده شد و اینا، یه عده می گن اودین رامش کرده، یه عده می گن همراه جنگجویان شمال(که ینی وایکینگ) از ماورای زمین آوردن. اما خب اطلاعات واقعیش از بین این همه چیزی که من دارم رو به سختی می شه گیر اورد. البته من نظرم اینه که بهتره در مورد اژدهایان در ملل مختلف بحث بشه. این که مثلا اژدها تو شرق مث یه مار خوبه، اژدها تو غرب مث یه سوسمار بد، اما تو ایران یه اژدهای مار مانند بد داریم. چون توصیف فردوسی از اژدها تقریبا مث توصیف شرقی ها از اونه.

کلا بیاین بحث کنیم

مثلا می گن اژدها اول تو حماسه ی گیل گمش بوده، اما خیلی ها هستن که می گن اول تو اودیسه و در حقیقت از یونان اومده. اما خب بحث زیاده و می گن که ماجرای اژدهای گیل گمش از راه مدیترانه به کرت و بعدش به یونان رسید و اینا

این که اژدها رو خدا فرستاده باشه من چیزی توجایی نخوندم :D

اژدها خودش یه خدا بوده تو اساطیر شرق البته و تو غرب قضیه فرق داره :)

در مورد رام شدن اژدها توسط اودین هم من چیزی نخوندم جایی و شاید یادم نباشه اما مطمئنم که این طوری نیست

و اما در مورد اژدها و خواستگاه اون

یه مقاله یه زمانی تو مجله ی نوشته شد توسط خودم فکر کنم بتونه کمکت کنه

و از طرفی چو حس بازگو کردن را ندارم به دلیل زیاد بودن :دی اول پیشنهاد می کنم که یه بار اون رو بخونید و اگه سوالی بود اون وقت در خدمت شما هستم :D

ارادتمند شما

اصلان

یک سوال!!

آیا اژدهایان تخم گذارند؟یعنی به بچه هاشون شیر نمیدن دیگه؟(ببخشیدا :))

من همچنان با خاستگاه اژدهاها!ی سرزمین میانه مشکل دارم.

مایا بودنشون رو نمی تونم قبول کنم چون چه از لحاظ روحی و چه جسمی در حال تکامل بودن.

این طوری به نظر می رسه که ملکور به نحوی جسمشون رو می ساخته و یه اسپیریت می چپونده در اون جسم قرار می داده. و این اسپیریت همزمان با رشد اون جسم به هوشیاریش اضافه می شده.

به این خاطر که ملکور از بیرون اومدن گلائرونگ توی داگور براگولاخ(بود؟) شاکی بود. یعنی گلائرونگ هنوز حرفه ای نبوده و سوتی داده در نشون دادن خودش. در حالی که مایار از همون اول کامل بودن.

با این اوصاف بالآخره ملکور از خودش چیزی ساخته یا نساخته، و دقیقاً اینا رو چه طوری ساخت؟ :)

ببخشید اگه جایی مطرح شده و من الان پیدا نمی کنم.

من همچنان با خاستگاه اژدهاها!ی سرزمین میانه مشکل دارم.

مایا بودنشون رو نمی تونم قبول کنم چون چه از لحاظ روحی و چه جسمی در حال تکامل بودن.

این طوری به نظر می رسه که ملکور به نحوی جسمشون رو می ساخته و یه اسپیریت می چپونده در اون جسم قرار می داده. و این اسپیریت همزمان با رشد اون جسم به هوشیاریش اضافه می شده.

به این خاطر که ملکور از بیرون اومدن گلائرونگ توی داگور براگولاخ(بود؟) شاکی بود. یعنی گلائرونگ هنوز حرفه ای نبوده و سوتی داده در نشون دادن خودش. در حالی که مایار از همون اول کامل بودن.

با این اوصاف بالآخره ملکور از خودش چیزی ساخته یا نساخته، و دقیقاً اینا رو چه طوری ساخت؟ :)

ببخشید اگه جایی مطرح شده و من الان پیدا نمی کنم.

نمیخوام بگم که این فرضیه درسته اما اینکه مایار از اول کامل باشند دلیل نمیشه که هرگز تصمیم اشتباهی نگیرند.گلائرونگ در اون زمان از نظر جسمی کامل نشده بود و نباید وارد نبرد میشد،اما در محاسباتش دچار اشتباه شد و وارد جنگ شد.

از طرفی در وصف همین قضیه میگه "عمر اژدهایان دراز است و گران سیر"-چنین توصیفی خیلی با مایار جور در نمیاد.

پ.ن.این قضیه در جریان محاصره بود، و گلائرونگ دویست سال بعد در داگور براگولاخ با نیروی تمام ظاهر شد.

یک سوال!!

آیا اژدهایان تخم گذارند؟یعنی به بچه هاشون شیر نمیدن دیگه؟(ببخشیدا :))

خوب معلومه! اژدهایان خزنده بودن! شما خزنده ای رو دیدید که به بچه هاش شیر بده؟!

فکرنکنم بتونیم اژدها رو خزنده دسته بندی کنیم دایناسور که نیست خخخخ

ولی اگه ریشه اش رو اژدرمار بدونیم اونوقت میشه گفت خزنده است

اژدها تخم گذاره بله ولی خب پرنده ها وماهی ها هم تخم گذارن

درکل اژدها درفرهنگ های مختلف شکل های مختلف داره و باید باتوجه به اصول ریخت شناسی درهر فرهنگ دسته بندیشون کنیم

اژدها در تمام افسانه ها نگهبان گنجه چه طلا چه جواهر همینطور چون تو تمام فرهنگ ها ی باستانی سایه ای ازاژدها وجودداره بایستی وجود حقیقی داشته باشه

باسپاس

حداقل مطمئنیم که اژدهایان آردا خزنده اند! با توجه به تمام توصیفاتی که ازشون شده

خب اژدهایان میدل ارث تخم گذار بودن، همونطور که خیلی اژدهاهای دیگه. اما بعضی اژدهایان دیگه، قبل از مردن اژدهای دیگه ای از خودشون به جا می ذاشتن که حالتی ملکوتی داشته و زاده ی افکارشون بودن. ریک ریوردن طریقه ی بچه دار شدن آتنا رو تو پرسی جکسون اینطوری نشون داده حتی. بعضی جاها هم خوندم که یک نوع اژدهای خفنز مثل ققنوسه، یه عالمه چوب جمع می کنه، می ره وسطش و با آتیش خودش اون رو می سوزونه. از توی اون خاکستر، یه تخم اژدها می مونه که خب بعد از اون هم دو تا روایت داریم. که خب بعضی ها منتظر مادر یا سوار می مونن، بعضی ها هم اونقدر می مونن تا به دنیا بیان دیگه :دی

راجع به تعداد تخماشون اطلاعاتی دارین دوستان؟یا اینکه بعد از به دنیا اومدن جوجه هاشون! ولشون میکنن یا نه؟

همینطوره ادموندجان منم اینارو شنیدم بخش سوارش باورپذیرتر وجالب تره ولی اژدها رو وابسته نشون میده درحالی که بیشتر جاها اژدها فرمانروا وخودمختاره ونماد پادشاهی هم هست

ممنون از داده هاتون

همینطوره ادموندجان منم اینارو شنیدم بخش سوارش باورپذیرتر وجالب تره ولی اژدها رو وابسته نشون میده درحالی که بیشتر جاها اژدها فرمانروا وخودمختاره ونماد پادشاهی هم هست

ممنون از داده هاتون

درسته، اژدها یه فرمانده و بعضا خدای مجسمه و قضیه ی سوار یه جورایی اون رو رام تر از چیزی که باید نشون می ده، اما من فقط خونده هام رو گفتم. از خودم نساختم خب :دی

این تصویر مقایسه ی اسماگ خودمونه ( به قول کاپیتانمون اسی 25308262738963691772.gif ) با بعضی از اژدهایان فیلم های دیگر به خصوص سریال "بازی تاج و تخت"

14202080837324313020_thumb.jpg

[برای دیدن تصویر در اندازه ی واقعی بر روی عکس کلیک کنید]

این اژدهایان فیلم بازی تاج و تخت (نغمه یخ و آتش) هم خیلی خفن هستن، مخصوصا اون بزرگه که فک کنم اندازه اش به پای آنکلاگون خودمون میرسه 75497436234806134849.gif

این تصویر مقایسه ی اسماگ خودمونه ( به قول کاپیتانمون اسی 25308262738963691772.gif ) با بعضی از اژدهایان فیلم های دیگر به خصوص سریال "بازی تاج و تخت"

14202080837324313020_thumb.jpg

[برای دیدن تصویر در اندازه ی واقعی بر روی عکس کلیک کنید]

این اژدهایان فیلم بازی تاج و تخت (نغمه یخ و آتش) هم خیلی خفن هستن، مخصوصا اون بزرگه که فک کنم اندازه اش به پای آنکلاگون خودمون میرسه 75497436234806134849.gif

آقا این مقایسه بر چه مبناییه؟!اگه مبنا فیلمه که اسی( ;))تو فیلم 130 متره!اگه هم کتابه که همونطوری که گفته شد تو کتاب معلوم نیست چقدره و به نظر من به همبن اندازه ی توی فیلمه

آقا این مقایسه بر چه مبناییه؟!اگه مبنا فیلمه که اسی( :D)تو فیلم 130 متره!اگه هم کتابه که همونطوری که گفته شد تو کتاب معلوم نیست چقدره و به نظر من به همبن اندازه ی توی فیلمه

والا خودم هم نمیدونم کاپیتان عزیز. این عکس رو توی اینترنت پیدا کردم. چیز خاصی هم راجع بهش ننوشته بود.93503647306180169855.gif

واقعاً فکر نمی کردم اسی توی فیلم 130 متر باشه ! 130 متر خیلی زیاده 17735296513346093742.gif 93503647306180169855.gif واسه همین رفتم و یک جستجویی انجام دادم.

توی این لینک نوشته:

" اندازه ی واقعی اسماگ هرگز به صورت واضح در کتاب هابیت ذکر نشده است و هنوز به صورت مجهول باقی مانده است. در اطلس سرزمین میانه1 که توسط کارن وین فونستاد2 نوشته شده طول اسماگ در حدود 54 فوت (20 متر) ذکر شده است. این اندازه با طول به دست آمده ازنقاشی تالکین که در آن اسماگ در حدود 86 فوت (25 متر) به نظر می رسد مطابقت دارد.

هنوز هم به طور کامل روشن نیست که اسماگ بزرگترین گونه ی خودش در دوره ی سوم بوده باشد و ممکن است از لحاظ قدرتمندی با پیشینیان اندازه متوسط خود در دوره ی اول بوده باشد. اما قطعاً از آنکلاگون که بزرگترین اژدهای شناخته شده تا به الان است کوچکتر است.

1. Atlas of Middle-Earth

2. Karen Wynn Fonstad

--------------------------------------------------------------------------------

یک بنده خدایی هم با استفاده از فوتوشاپ و مقایسه ی اندازه ی اسماگ، بیلبو و سکه هایی که دور و ورشون بوده تلاش کرده اندازه ی واقعی اسماگ رو توی فیلم دربیاره:

خلاصه ی این کارش این بوده که مبنای اندازه گیری و مقایسه رو اندازه ی سکه های اره بور و بیلبو قرار داده و بر اساس اون اندازه ی اسماگ رو حساب کرده که جزییاتش خیلی زیاده. منم خلاصش کردم. البته خلاصه ی خوبی ازش درنیومده 61238855529064847023.gif

آنالیز: اندازه ی اسماگ جکسون چقدر است؟

35660957164541298009_thumb.jpg

خوشبختانه شرکت نیوزیلندی که مسئولیت جلوه های ویژه فیلم را بر عهده داشته است معیاری از اندازه ی واقعی بیلبو در فیلم را داده است: 127 سانتی متر (4 فوت و 2 اینچ)

همچنین در نامه ی شماره ی 27 تالکین اندازه ی واقعی هابیت نوشته شده است: در حدود فوت و شش اینچ ( 97/44 سانتی متر) و منظور واقعی تالکین اندازه ی بیلبو بگینز است.

60997276525830695775_thumb.jpg

حالا به سراغ نرم افزار فوتوشاپ و استانداردسازی اندازه های بیلبو، سکه ها و اسماگ برای مقایسه میریم :

تصویر زیر به عنوان تصویر مبنا در نظر گرفته شده است. تصویری که در آن بیلبو به یک چوب تکیه داده است و پیش زمینه ی تصویر نیز خاکستری است. تکیه دادن بیلبو به عصا ممکن است محاسبات را اندکی دچار خطا کند، با این حال این خطا خیلی زیاد نخواهد بود. هدف از استفاده ی این تصویر فقط به دست آوردن یک استاندارد برای مقایسه ی اندازه ی بیلبو و سکه ها است.

13715207537191641300_thumb.jpg

در ادامه بر اساس اندازه گیری هایی که انجام دادیم به این نتیجه می رسیم که بیلبویی که به عصا تکیه داده است به اندازه ی 31 عدد سکه ی طلا است.

64436014305292893960_thumb.jpg

با یک تقسیم بندی و محاسبات به این نتیجه رسیدیم که اندازه ی قطر یک سکه از طلاهای اسماگ در حدود 4/09 سانتی متر است (با تقسیم عدد 127 بر عدد 31):

46866604103076119430_thumb.jpg

توضیح اینکه این اندازه ی قطر سکه معقول به نظر می رسد. بزرگترین سکه ی استرالیا (سکه ی 50 سنتی) قطری در حدود سه سانتی متر دارد. سکه ی 50 پوندی بریتانیا در حدود 2/75 سانتی متر است و سکه ی 50 سنتی نیوزیلندی ها تقریباً به 2/5 سانتی متر می رسد.

خب حالا سراغ اسماگ میریم:

16047180065567396310_thumb.jpg 77100650499518180630_thumb.jpg

پس از محاسبات در تصاویر مختلف و با استفاده از فوتوشاپ و مقایسه ها به نتایج زیر می رسیم:

اندازه ی چشمان : 74/13 سانتی متر

اندازه ی سوراخ بینی: 94/17 سانتی متر

اندازه ی سر: 671/47 سانتی متر

بقیه ی اندازه گیری ها:

طول گردن + بدن : 1918/48 سانتی متر

سر : 671/47 سانتی‌متر

دم : 3395/72 سانتی متر

بینی تا دم: 6177/52 سانتی متر

بال ها (از شست تا نوک بال): 2302/18 سانتی متر

با این اندازه گیری های برازشی، اسماگ در فیلم طولی بالغ بر 60 متر دارد و فاصله ی بین دو بال مقداری بسیار بیش تر از 50 متر است. این بدین معنی است که اندازه ای در حدود دو سوم زمین فوتبال اولترافورد (ورزشگاه خانگی منچستر یونایتد) است ;) :D

80847486041467678314_thumb.jpg

توضیح این که اندازه ی واقعی بال های اسماگ در صورت باز شدن بزرگ تر است. چرا که محاسبه های انجام شده از شست اسماگ! تا انتهای بال حساب شده است (مثل این که برای یک آدم معمولی اندازه ی دو دست را در حالت کشیده شده محاسبه کنیم و اندازه ی شانه ها را در نظر نگیریم!). حدسی که میزنیم اینه که اندازه ی طول دو بال در صورت باز شدن ( با احتساب شست تا محل وصل شدن آن به بدن اسماگ) بین 75 تا 100 متر باشد و به اندازه ای است که بتواند ورزشگاه خانگی منچستریونایتد (اولترافورد) را بپوشاند.

با این حال این نکته را باید در نظر گرفت که محاسباتی که بر مبنای اندازه گیری سکه ای که در نظر گرفته ایم انجام شده است و در صورتی که خطای فاحشی داشته اشد می تواند در اندازه گیری های نهایی تاثیر داشته باشد.

------------------------------------------------------------------------------------------------

بر اساس گفته ی این لینک طول اسماگ اندازه ای بین 130 تا 142 متر است که بر اساس پشت صحنه ی Weta's Digital Samaug گفته شده است. همچنین نویسنده این مطلب ادعا کرده است که اندازه های واقعی اسماگ در فیلم به همان اندازه ای است که در کتاب و یا ضمائم گفته شده است. با این حال تالارهای اره بور خیلی بزرگ تر از تعاریف داستان طراحی شده اند. 93503647306180169855.gif

اینم یک عکس دیگه از مقیاس اندازه ی اسماگ که بر اساس گفته ی جو لتری1 یکی از کارکنان مجموعه ی جلوه های ویژه فیلم (Weta's Digital) به تصویر کشیده شده است. به گفته ی لتری اسماگ تقریبا طولی دو برابر بوئینگ 747 دارد 61238855529064847023.gif. یعنی طولی در حدود 141 متر.

37513403341681359086_thumb.jpg

1. Joe Letteri

------------------------------------------------------------------------------------------------

کاپیتان عزیز :D . توی این تصویر مقایسه ای که گذاشتم در صورتی که اسماگ گردنشو راست کنه به حدود 60-70 متری مقیاسی که گفته شده میرسه 93503647306180169855.gif من تا به حال رمان نغمه یخ و آتش رو نخوندم و یا سریال تاج و تخت رو ندیدم که در مورد اژدهاهاش تصوری داشته باشم. شاید کسی که این معیار رو گذاشته بر اساس یک سری دلایل بوده. 93503647306180169855.gif

ا

حتما ویرایشش کن!

اسماگ که توی فیلم 130 متره و منم میگم تو کتابا همین قدره چرا؟!

تو کتاب هابیت اسماگ با سقوطش شهر دریاچه رو ویران کرد! آیا سقوط یه موجود بیست متری میتونه همچین کاری بکنه؟! معلومه که باید اون موجود بسیار بزرگ تر باشه! بسیار هم بزرگ تر!

و تازه بال های یه موجود صد و سی متری میتونن طوفانی درست کنن که از دیل تا ابور برسه ولی یه موجود بیست متری نمیتونه

حتما ویرایشش کن!

اسماگ که توی فیلم 130 متره و منم میگم تو کتابا همین قدره چرا؟!

تو کتاب هابیت اسماگ با سقوطش شهر دریاچه رو ویران کرد! آیا سقوط یه موجود بیست متری میتونه همچین کاری بکنه؟! معلومه که باید اون موجود بسیار بزرگ تر باشه! بسیار هم بزرگ تر!

و تازه بال های یه موجود صد و سی متری میتونن طوفانی درست کنن که از دیل تا بور برسه

ویرایش کردم کاپیتان ;)

من دارم کتابشو می خونم و هنوز به اون فصل نرسیدم. اگه توی کتاب گفته شده که شهر دریاچه رو نابود می کنه قطعا خیلی خیلی باید بزرگتر باشه :D. چیزی که توی فیلم نشون میده اینه که با سقوطش یک منطقه ای خیلی کوچیکی رو نابود می کنه. البته توی فیلم موقع قایم شدن کمپانی تورین اوکنشیلد توی بشکه ها، بارد به آلفرد میگه شهر دریاچه کوچیکه و همه همدیگه رو میشناسن. شاید مساحتش در حدودای یک ورزشگاه فوتبال بوده باشه ولی خیلی پک و جمع و جور، همون جوری که توی فیلم نشون میده 93503647306180169855.gif

+ پ. ن: در پست قبلی طولی که برای اسماگ بعد از اندازه گیری ها حدود 60 به دست اومده بود بدون محاسبه ی طول دم اسماگ بود.

به نظر من اینکه میگه شهر بر اثر سقوطش نابود شد حتما دلیل بر این نیست که همه ی شهر بره زیرش بلکه دقیقا عین فیلمو منظورشه یعنی قسمتی میره زیر اسماگ،قسمتی با آتیش اسماگ نابود میشه و قسمت زیادی هم بخاطر وزن اسماگ آب بالا میاد و میره زیر آب

پس احتمالا اسماگ همون 130 متر فیلم بوده

خوب من داشتم یه سری سایت ها رو میخوندم که در مورد مقایسه اسماگ و اژدهایان نغمه ی آتش و یخ بود بخصوص بزرگترینشون که اسمش بالریون هست.

دوست عزیزمون Donnie darko اون تصور رو گذاشت و منو ترغیب به این کار کرد!

راستش تو اکثر این سایت ها اندازه ی بالریون چیزی حدود هفتاد و شش متر تخمین زده شده بود ولی در مورد اسماگ همونطوری که گفته شد اختلاف نظر بین 60 و 130 متر وجود داره بیشتر .

این لینکو ببینید:

http://www.voyageron...erion-vs-smaug/

خوب همونطوری که میبینید اینجا وزنه به سمت اسیمون( ;))سنگینی میکنه

اینم از عکسشون:

post-2413-0-49042300-1434138752_thumb.jp

این عکس رو هم ببینید:

post-2413-0-31280600-1434138872_thumb.pn

خوب اینجا تعداد دراگون ها بیشتره اما اگه دقت کنید میبینید اسماگ اینجا 60متر و بالریون همون 76 متر هست.تو اینجا کفه ترازو مثل همون عکس Donnie عزیز به سمت بالریون میل میکنه اما نه به اون شدت!به نظرم تو اون عکس اغراق وجود داره و خودم هم همونطوری که بارها گفتم با 130 متراسماگ بیشتر از 60 مترش موافقم

خوب من داشتم یه سری سایت ها رو میخوندم که در مورد مقایسه اسماگ و اژدهایان نغمه ی آتش و یخ بود بخصوص بزرگترینشون که اسمش بالریون هست.

دوست عزیزمون Donnie darko اون تصور رو گذاشت و منو ترغیب به این کار کرد!

راستش تو اکثر این سایت ها اندازه ی بالریون چیزی حدود هفتاد و شش متر تخمین زده شده بود ولی در مورد اسماگ همونطوری که گفته شد اختلاف نظر بین 60 و 130 متر وجود داره بیشتر .

این لینکو ببینید:

http://www.voyageron...erion-vs-smaug/

خوب همونطوری که میبینید اینجا وزنه به سمت اسیمون( ;))سنگینی میکنه

اینم از عکسشون:

post-2413-0-49042300-1434138752_thumb.jp

این عکس رو هم ببینید:

post-2413-0-31280600-1434138872_thumb.pn

خوب اینجا تعداد دراگون ها بیشتره اما اگه دقت کنید میبینید اسماگ اینجا 60متر و بالریون همون 76 متر هست.تو اینجا کفه ترازو مثل همون عکس Donnie عزیز به سمت بالریون میل میکنه اما نه به اون شدت!به نظرم تو اون عکس اغراق وجود داره و خودم هم همونطوری که بارها گفتم با 130 متراسماگ بیشتر از 60 مترش موافقم

در مورد اسماگ که به اندازه کافی بحث شده، اما این رو بگم که نمیدونم عدد 76 متر برای بالریون از کجا اومده، تو کتاب گفته شده بالریون می تونسته یه ماموت رو درسته قورت بده، و وقتی از بالای شهری رد می شده تمام شهر در تاریکی فرو می رفته. با این حساب بعید میدونم عدد 76 متر درسته باشه!

عکس دومی هم که کلا شوخیه، دو تا اژدها از یک کتاب آورده شدن، اما کسی که عکس رو درست کرده دقت نکرده که چجوری ممکنه که دروگون که یه بچه اژدهای نهایتاً 3-4 ساله است طولش 61 متر باشه و بالریون که بیشتر از 200 سال عمر کرده 76 متر باشه!

والا درسته که یه موجود 76متری بتونه یه ماموت رو قورت بده! به نظر شما مگه ماموت چقدره که اون نتونه قورتش بده؟!اگه ماموت های دنیای نغمه و آتش و یخ ماموت ها تقریبا یه کم از فیل های امروز بزرگتر بودن مثلا اگه فیل ها 4 متر باشن ماموت ها 5متر بودن یا مثلا نهایتا شش هفت متر حتی باید بگم که خیلی از ماموت ها از فیل های امروزی هم کوچیک تر بودن! نمیدونم به نظر شما عجیبه که یه هیولای 76متری یه موجود کوچولوی 5متری رو قورت بده؟!کاملا واضحه که یه ماموت در برابر یه اژدهای هفتاد هشتاد متری مثل یه توپ کوچولوی پشمالوئه!

ببين وقتي ميگه درسته ميتونست قورت بده يعني ابعاد ناي و حلق اژدهايي كه مي گين{راجع به اين فانتزي اطلاعي ندارم} حداقل ٦ متر در ٣ متر بوده كه اگه يك نسبت تناسب به هيكل اژدها بزنيم ، سر اژدها خودش ٣٠ تا ٤٠ متري ميشه ... اون عدد ٧٦ خيلي كوچيكهههههه ... خيلي خيلي كوچيكه!

سعی کردم از بتونم اندازه‌ی واقعی بالریون رو پیدا کنم ولی تنها توصیفات مربوط به بالریون موجود است و نه اندازه‌ی آن، که دوست عزیز تورامبار به بعضی از توصیفات در مورد بالریون اشاره کردند. این لینک اسی خودمون و بالریون رو از نظر پارامترهایی از جمله بزرگی، قدرتمند بودن، نقطه ضعف و ... مقایسه کرده که مطالب مربوط به اسماگ واضح است تنها بعضی از قسمت های مربوط به بالریون رو برداشتم.

بر اساس ادعای نویسنده، تنها مطلب توصیف شده در کتاب‌ها در مورد اندازه‌ی واقعی بالریون، مطلب زیر است:

His fire was as black as his scales, his wings so vast that whole towns were swallowed up in their shadow when he passed overhead

Daenerys Targaryen--

"آتش او به سیاهی فلس‌‌هایش بود، بال‌های او به اندازه‌ای بزرگ بود که در هنگام عبور از بالای یک شهر، تمام آن شهر در زیر سایه‌ی بال‌های او ناپدید می‌شد1."

"دنریس تارگرین"

در ادامه توصیف بالریون نوشته شده:

" بالریون < یا رعب سیاه> در طول دوران سلطنت جیهریس تارگرین اول در حالی دویست سال عمر داشت مرد. او به اندازه ای بزرگ بود که می‌توانست یک نیاگاو2 (لینک 1، لینک 2) را به طور کامل را ببلعد. رشد این اژدها هیچ‌گاه متوقف نشد و تا اندازه‌ای که می‌توانست از غذا و فضای کافی بهره ببرد، رشد می‌کرد."

"بالریون بزرگ‌ترین اژدها از بین اژدهای تارگرین بود، اندازه‌ی هر یک از دندان‌های او به طولی برابر با یک شمشیر داشت و آرواره او به اندازه‌ای بزرگ بود که می‌توانست یک ماموت ( لینک 1، لینک 2، لینک 3) را به طور کامل ببلعد. بزرگ‌ترین قلعه‌ی ساخته شده در تاریخ رمان نغمه‌ی یخ و آتش (هارنهال، Harenhal) با یک نفس از بالریون به یک ویرانه ای از خاکستر تبدیل شد. همچنین از آتش بالریون برای ریخته‌گری تخت آهنین با استفاده از ذوب کردن شمشیر دشمنان اگان استفاده می شد."

" برای کشتن بالریون کافی بود که تیری از کمان که به اندازه‌ی کافی طویل باشد دقیقا به چشمان بالریون پرتاب شود بگونه‌ای که به مغزش نفوذ کند."

1. لفظ Sewallow Up که در اینجا اینجا به کار برده شده، به معنی بلعیدن نیست و در دیکشنری به تعریف شده به معنی ناپدید شدن و محو شدن است، تعریف دقیق با توجه به دیکشنری لانگمن:

If something is swallowed up, it disappears because something covers it or hides it

2. حیوانی از تیره‌ی گاوها که نسل آن منقرض شده است. نیاگاو یک حیوان وحشی و بزرگ است. اندازه‌ی آن بزرگ‌تر از یک گاو اهلی است. ارتفاع آن حدود 1/75 متر، وزن آن حدود یک تن و طول آن بین 1/7 تا 1/9 متر است.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

تصویر خیلی مشهوری که از بالریون کشیده شده و تقریبا در تمامی وب سایت های مربوط به رمان نغمه یخ و آتش موجود است:

85823814812987117310_thumb.jpg

اینم نسخه ی کامل تر از تصویری که کاپیتان عزیز گذاشت:

06942853344601406482_thumb.png

تصویر زیر کشیده شده توسط یک کاربر است که بر اساس تصوراتش از اینکه بالریون می توانست یک ماموت را به طور کامل ببلعه و اینکه شهر در سایه ی این اژدها قرار گرفته، کشیده است. تفاوت اندازه ی بالریون و اطرافش و اسب ها با توجه به توصیفات منطقی به نظر می رسد:

17302491713342762726_thumb.jpg

10293899237678651641_thumb.jpg

یک عکس مقایسه ای دیگر از اندازه ی اسماگ با اژدهایان دیگر ( بالریون در تصویر نیست):

33688335405128844453_thumb.jpg

موشو ( اژدها کوچولوی انیمیشن مولان) هم توی مقایسه ها هست 14631490025106025533.png.این موشو عشق منه ;) 47057279713513719740.gif

به نظرم این تصاویر مقایسه ای از اژدهایان بیش تر جنبه ی سلیقه ای داره و ممکنه نظر شخصی هم در این قیاس دخالت داشته باشه!

با این حال اگر توصیفات مربوط به بالریون رو در نظر بگیریم به نظرم باید مقیاسی خیلی بزرگ‌تر از اسماگ داشته باشه. اسماگ بزرگ ترین اژدها در دوره ی خودش تعریف شده ولی از بین اژدهاهای معروف دنیای تالکین از خیلی ها کوچیکتره. قبل از صحبت کردن در مورد مقیاس ها باید به این نکته توجه کنیم که تفاوت آشکار اسماگ و بالریون بیش تر در تفاوت اندازه ی چاقی سر، بال و پاهاست. اسماگ خودمون به دلیل باریک اندام بودن به یک کرم (مار) تشبیه شده در حالی که مطمئناً با این توصیفات بالریون باید حداقل چاق تر از اسماگ باشه (درشت هیکل تر) و سر و آرواره‌ی خیلی بزرگ‌تری داشته باشه. برای همین میتونسته یک ماموت یا نیاگاو رو کامل ببلعه و یا سایه ی بزرگ تری داشته باشه.این توصیف که بال های بالریون وقتی که باز می شد سایه‌ی آن تمام شهر را فرا می گرفت هم واقعاً نشان از بزرگی بالریون نسبت به اسماگ داره.

همون طور که قبلا گفته شد در اسماگ توصیف شده هم در صورتی که بال هاشو باز می کرد تقریبا برابر یک ورزشگاه می شد و قطعاً بالریون باید درشت هیکل تر باشه که سایه اش بتونه یک شهر رو به طور کامل بپوشونه!

نکته‌ی جالبی که در مورد مقایسه‌ی هوش اسماگ و بالریون ذکر شده بود این بود که اسماگ اگر بیش‌تر از یک انسان زیرک و باهوش نباشد کم‌تر از آن نیست، در طرف دیگر بالریون هوشی در سطح حیوانی داشته است!

در وب سایت های مختلف نظرات کاربران رو می خوندم، بعضی ها نوشتن اندازه ی واقعی بالریون و مقایسه ی آن با اسماگ ورای تصوره و قیاس این خیلی خنده داره! بعضی می گفتن بالریون کمی بزرگ تر بوده و بعضی می گفتن تقریبا هم اندازه هستن ولی برتری اسماگ به بالریون تنها میتون زیرکی و باهوشی اسماگ باشه!

درسته من با این توصیفات قانع شدم که بالریون بیشتر از 130تا141متر اسماگه اما بازم میگم به اندازه ی اون عکس اولیه نیست احتمالا

ببینید اینکه بالریون با باز کردن بال هاش شهر رو زیر سایه میگیره دلیل بر بزرگیشه اما باید به دو چیز دقت کرد اول اینکه یه ازدها تو ارتفاع زیاد داره پرواز میکنه پس این مسئله دلیل بر این نیست که وقتی بال هاش رو باز میکنه به اندازه ی عرض شهره!بلکه اون داره از بالا سایه اش رو به پایین میندازه پس بزرگ هست ولی نه انقدر!و دوم اینکه خوب اسماگ هم با سقوطش یه شهر رو زیر خودش ویران کرد شهر دریاچه هم با همه ی کوچیکیش شهر بود بالاخره!اسماگ باید خیلی بزرگ و سنگین باشه که با سقوطش یه شهر رو ببره زیر خودش و احتمالا زیر آب.

در ضمن من یه جایی خوندم که با اینکه از دوران اول تا سوم اندازه ی هیولاها کوچک و کوچک تر شده اما از اونجایی که اسماگ دربرابر اژدهاهای هم دوره ی خودش خییلی بزرگ بوده احتمالا تقریبا به اندازه ی اژدهایان معمولی دوران اول بوده و این یعنی نمیشه گفت اژدهایان زیادی تو تاریخ سرزمین میانه از اسماگ بزرگتر بودن

البته تو همون لینکی هم که دانی عزیز گذاشت نوشته اختلاف اندازه ای اسماگ و بالریون خیلی فاحش نیست

و در ضمن تو همون لینک با دلایل نوشته که به طور واضح اسماگ نبرد با بالریون رو برنده میشه !

بابا اسی رو دست کم نگیرید;)

نمیدونم چرا ولی احساس میکنم بحث یه جورایی داره به سمت((رو کم کنی)) پیش میره ;)

الان اگه اثبات بشه بین اسماگ و بالریون یکی قوی تر از دیگری هستش دلیلی بر ضعف یکی از این دنیاهای فانتزی در برابر دیگری نمیشه :D چون اگه بخواد اینطوری باشه منم میتونم یه داستان بنویسم که تو اون یه اژدهایی خلق کنم که مثلا اگه بیفته تو اقیانوس آرام،این اقیانوس از آب خالی میشه و من به بزرگترین فانتزی نویس تاریخ تبدیل بشم :D

در مورد این بحث هم به نظرم واضحه که جثه ی بالریون از اسماگ بزرگتره هرچند نمیشه درباره ی قدرت این دو از روی جثه شون نظری داد.البته اگر این مقایسه ها میان آنکالاگون و بالریون بود جذاب تر میشد :D

نمیدونم چرا ولی احساس میکنم بحث یه جورایی داره به سمت((رو کم کنی)) پیش میره ;)

الان اگه اثبات بشه بین اسماگ و بالریون یکی قوی تر از دیگری هستش دلیلی بر ضعف یکی از این دنیاهای فانتزی در برابر دیگری نمیشه :D چون اگه بخواد اینطوری باشه منم میتونم یه داستان بنویسم که تو اون یه اژدهایی خلق کنم که مثلا اگه بیفته تو اقیانوس آرام،این اقیانوس از آب خالی میشه و من به بزرگترین فانتزی نویس تاریخ تبدیل بشم :D

در مورد این بحث هم به نظرم واضحه که جثه ی بالریون از اسماگ بزرگتره هرچند نمیشه درباره ی قدرت این دو از روی جثه شون نظری داد.البته اگر این مقایسه ها میان آنکالاگون و بالریون بود جذاب تر میشد :D

در مورد اندازه ی آنکالاگون توی کتاب چه چیزی گفته شده؟

البته داستان کشته شدنو کوهو ایناشو میدونم... منظورم دقیقا "اندازه ش" بود..

در مورد اندازه ی آنکالاگون توی کتاب چه چیزی گفته شده؟

البته داستان کشته شدنو کوهو ایناشو میدونم... منظورم دقیقا "اندازه ش" بود..

چیز دقیقی گفته نشده! ;) :D

تخم و نژاد اولین اژدها رو مورگوث (پادشاه تاریکی، اربابِ سائورون) در دوران اول ساخت وبه جنگ فرستاد. تا اونجا که میدونم بقیه اژدها ها (که تعدادشون انگشت شماره) از تایفه (!) همون اژدهان

اگه اشتباهی دارم دوستان بگن!

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=816&st=60&p=70800&#entry70800

طبق گفته ی جناب peredhil تمام اون اژدهایان مایار بودند.

الان من حرف کیو قبول کنم؟ :دی

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=816&st=60&p=70800&#entry70800

طبق گفته ی جناب peredhil تمام اون اژدهایان مایار بودند.

الان من حرف کیو قبول کنم؟ :دی

توى سيلماريليون ميگه مايا هستن. اينجاها رو هم ببينيد، نوشته مايان:

https://en.m.wikipedia.org/wiki/Balrog

http://lotr.wikia.com/wiki/Balrog

توى سيلماريليون ميگه مايا هستن. اينجاها رو هم ببينيد، نوشته مايان:

https://en.m.wikipedia.org/wiki/Balrog

http://lotr.wikia.com/wiki/Balrog

بالروگهارو خودم هم میدونستم. ولی اژدهاها نه!

حتی اسماگ هم فکر کنم مایا بوده..(اصلا مطمئن نیستم)

ولی همچنان کسی برای اژدهایان جوابی نداده..

بالروگهارو خودم هم میدونستم. ولی اژدهاها نه!

حتی اسماگ هم فکر کنم مایا بوده..(اصلا مطمئن نیستم)

ولی همچنان کسی برای اژدهایان جوابی نداده..

در مورد اژدهایان نظر قطعی وجود نداره.فرضهای مختلف و متعددی هست ازمایا بودنشون تا اینکه عقابهای فاسد شده باشند.هر کدوم هم شواهدی و نقاط ضعفی دارند. هر چه که باشه قاعده‌ی کلی و اساسی انحصار آفرینش به ارو برقراره و در هر نظریه‌ای باید لحاظ بشه.

خوب اگه مایا بودن، چرا گفته اولین بار که مورگوث اولین اژدهارو (!) به جنگ فرستاد، هنوز بچه بود ;)

اگه مایا بود نباید اون حرفو میزد ..

:D

(یادمه نوشته بود با این که هنوز کامل نشده بود زرهش ولی بازم بسی نیرومند بود ولی بعد عقب نشینی کرد و تیر هارو تاب نیاورد برگشت آنگباند..!)

:D

نولوفینوه درست میگه. منم اینو میدونم..

در مورد اژدهایان نظر قطعی وجود نداره.فرضهای مختلف و متعددی هست ازمایا بودنشون تا اینکه عقابهای فاسد شده باشند.هر کدوم هم شواهدی و نقاط ضعفی دارند. هر چه که باشه قاعده‌ی کلی و اساسی انحصار آفرینش به ارو برقراره و در هر نظریه‌ای باید لحاظ بشه.

من میگم اگه آفرینش فقط مال ارو بوده، مگه میشه بیاد بگه خب ملکور بیا تو این اژدهاها رو بگیر. این گلائورونگ،این آنکالاگون، این اسماگ، ... برو بجنگ پسرم ، پیروز شو :دی

هیچکس اطلاعات بیشتری نداره؟ (به جز این اطلاعاتی که دوستان گفتند..)

منشا اژدهایان سرزمین میانه نامعلومه .

همه منابع تالکینی در این مورد سکوت اختیار کردند.اولین اژدهایی که در سرزمین میانه دیده شد گلائورنگ بود اما هیچ وقت مشخص نشدکه این اژدهایان چطوری به وجود اومدند.حتی در مورد آنکالاگون سیاه هم ابهامات زیادی وجود داره .در سیلماریلیون آنکالاگون به یکباره وبدون هیچ مقدمه ای وارد نبرد خشم میشه ,بدون اینکه از پیشینه اون اطلاعی داشته باشیم آیا آنکالاگون از نژاد گلاورنگ بود یا خودش گونه جداگانه ای به حساب میومد.؟؟؟؟

اما فکر می کنم در فصل دوم یاران حلقه گاندولف هم اشاره به آنکالاگون وقدرت ویرانگری آتش اون کرده.

ضمنا هیچ جا اشاره ای به مایا بودن اژدهایان نشده.

من میگم اگه آفرینش فقط مال ارو بوده، مگه میشه بیاد بگه خب ملکور بیا تو این اژدهاها رو بگیر. این گلائورونگ،این آنکالاگون، این اسماگ، ... برو بجنگ پسرم ، پیروز شو :دی

در مورد بالروگها و اورکها هم چنین گفت و گویی انجام نشده ;) ، آفرینش ارو هم زیر سوال نرفته. دسته اول خودشون به مورگوث گرویدند(به هر دلیلی) و دسته دوم فاسدشده‌ی آفریدگان ارو بودند. از قضا دو فرضیه‌ای هم که برای اژدهایان مثال زدم در صورت درستی روند کاملا مشابهی خواهند داشت.

همونطور که الندیل عزیز هم گفتن استاد تالکین به صراحت در مورد منشا اژدهایان چیزی نگفته و فقط با در نظر گرفتن این فرضهای اساسی دنیای تالکین و توصیفات اژدهاها میشه نظریه‌هایی مطرح کرد و در موردشون به بحث نشست.

ممنون از جوابا.

البته در مورد

آیا آنکالاگون از نژاد گلاورنگ بود یا خودش گونه جداگانه ای به حساب میومد.؟؟؟؟

فک کنم چون گفته میشه که گلاورونگ اولین اژدها بوده خب به احتمال زیاد بقیه ی اژدهاها از نسل اون هستند دیگه.

فقط به طور اختصاصی مورگوث پرورشش داده، شده بزرگترین اژدهای کل دوران.. :پی

امروز دوباره داشتم بحث های این تاپیک راجع به مقایسه ی اسماگ و بالریون رو میخوندم که به پست جناب turambar در مورد اینکه بالریون میتونسته یک ماموت رو درسته قورت بده رسیدم.با توجه به اینکه من تازه کتاب یک نغمه رو تموم کردم یادم بود که این مورد رو تو این کتاب خوندم و با یه مقدار جستجو عبارت اصلی رو پیدا کردم:

و بزرگتر از همه، بلریون، رعب سیاه بود که میتوانست یک گاو میش را درسته ببلعد؛حتی شاید یکی از آن ماموت هاي پشمالو که گفته می شد در دشتهاي سرد پشت بندر ایبن میپلکند

به دو دلیل برداشت من از این عبارت اینه که ماموت های نام برده کوچکتر از ماموت هایی هستند که ما میشناسیمشون.اولا اینکه از نوع خاصی از ماموت اسم برده در حالیکه ماموت ها در دنیای مارتین تا اونجا که من اطلاع دارم مختص نقطه ی خاصی نیستن.ثانیا استفاده از کلمه ی حتی شاید بعد جمله ی اول هست که برداشت من از این کار اینه ماموت های نام برده نباید خیلی بزرگتر از گاومیش ها باشن.در مورد جثه ی گاومیش هم اونطور که من یکبار تو خوزستان نزدیک رود کارون دیدمشون کمی از گاو بزرگتر هستش و بنابراین این ماموت ها از ماموت های مورد انتظار ما باید کوچکتر باشن.

من تازه جلد ١ نغمه رو تموم كردم ... ولي يادمه تو سايت وستروس راجع به ماموت ها نوشته بود كه غول ها گاهي سوارشون ميشن { قد غول ها بين ١٠ تا ١٤ پا بود} ... پس فكر كنم سايزشون اندازه ي سايز همون ماموت هاي دنياي خودمونه.

من تازه جلد ١ نغمه رو تموم كردم ... ولي يادمه تو سايت وستروس راجع به ماموت ها نوشته بود كه غول ها گاهي سوارشون ميشن { قد غول ها بين ١٠ تا ١٤ پا بود} ... پس فكر كنم سايزشون اندازه ي سايز همون ماموت هاي دنياي خودمونه.

منظور من این نوع خاص ماموت بود که مارتین تو اون قسمت گفته نه همه ی ماموت های دنیای مارتین
به دو دلیل برداشت من از این عبارت اینه که ماموت های نام برده کوچکتر از ماموت هایی هستند که ما میشناسیمشون.اولا اینکه از نوع خاصی از ماموت اسم برده در حالیکه ماموت ها در دنیای مارتین تا اونجا که من اطلاع دارم مختص نقطه ی خاصی نیستن.ثانیا استفاده از کلمه ی حتی شاید بعد جمله ی اول هست که برداشت من از این کار اینه ماموت های نام برده نباید خیلی بزرگتر از گاومیش ها باشن.در مورد جثه ی گاومیش هم اونطور که من یکبار تو خوزستان نزدیک رود کارون دیدمشون کمی از گاو بزرگتر هستش و بنابراین این ماموت ها از ماموت های مورد انتظار ما باید کوچکتر باشن.

بعید میدونم.توصیفاته اریا و تیریون رو از جمجمه ی بالریون خوندی؟همون ماموت اصلی ها رو میخورده.بعدشم...مارتین فقط یک نوع ماموت رو معرفی میکنه تو کل کتابا.

ببخشيد آيا ماموت هاى توى دشت پله نور مايا هستند؟ آيا اژدهايان هم مايار هستند؟ لطفأ من رو راهنمايى کنيد.

ببخشيد آيا ماموت هاى توى دشت پله نور مايا هستند؟

خیر؛ اونها ارتباطی با نژاد آینور نداشتن و حیوان عادی بودن.

پیشنهاد میکنم این مطالب رو مطالعه کنید :) : مایار ، اژدهایان

خیر؛ اونها ارتباطی با نژاد آینور نداشتن و حیوان عادی بودن.

پیشنهاد میکنم این مطالب رو مطالعه کنید :) : مایار ، اژدهایان

ممنون ولى در پست هاى قبلى يکى از کاربران گفته بود که اژدهايان ممکن است مايار بوده باشند و بدست مورگوث تغيير شکل يافته باشند.

ممنون ولى در پست هاى قبلى يکى از کاربران گفته بود که اژدهايان ممکن است مايار بوده باشند و بدست مورگوث تغيير شکل يافته باشند.

مایار بودن اژدهایان یه حدسه مثل بقیه حدس ها، در کتاب های تالکین اشاره ای به خاستگاه اونها نشده و تا جایی که من اطلاع دارم ما اطلاعات زیادی در مورد آغاز، پایان و خصوصیات این نژاد در دنیای تالکین (مثل تولید مثل و جفت گیری اژدهایان) نداریم.

ببخشيد آيا ماموت هاى توى دشت پله نور مايا هستند؟ آيا اژدهايان هم مايار هستند؟ لطفأ من رو راهنمايى کنيد.

اونا موماکیل بودن.فیل های عظیم الجثه ای که هارادریم های متحد با موردور از اونا استفاده می کردن

درود ...

فکر کنم در باره اژدها ها هنوز نکات مبهمی وجود داشته باشه ...اگر درست بگم اژدها توسط ملکور با جادو و اتش در دوران نخست در تاریکی های انگباد به وجود امده اند . یعنی مسلما مایا نبودند . پس ارو در خلق اونا نقشی نداشته ( منظور همون روحی و قدرت های تکلم و اختیاری که ارو به دورف های ائوله و انت های یاوانا و عقاب های مانوه داد, هست .) اما با تماما این وجود ما در داستان مشاهده میکنیم که  گلائورنگ و اسماگ تکلم میکنند ...گلائورونگ با فراست خودش تورین رو به دام می اندازه و باز به اختیار خودش در ناتگوترند  میمونه هرچند که تحت فرمان فرمانروایان تاریکی بودند . اما این قدرت ها که فقط مخصوص موجوداتی هست  که ارو این اجازه رو بهشون بده همان طور که در حدیث ائوله امده . اگر ممکنه دوستان در این باره توضیحاتی بدن ...


(هرچند میدونم اخیرا سایت خیلی خلوت شده )  

 

سلام.

 این سوال منم بوده و هیچ وقت جواب مناسبی براش پیدا نکردم.این که روح اژدها چه طور به وجود اومد رو بر اساس نوشته های تالکین نمی تونیم جواب بدیم تا جایی که متوجه شدم.فقط می تونیم حدس بزنیم که چه طور باشه با بقیه ی داستان ها هماهنگ تره.

مورگوت از دور روش برای تقلید آفرینش استفاده می کرد. یکی  فاسد کردن آفریده های ارو و  دیگری اختلاط نژادی.

به نظر نمی رسه که اژدهایان حاصل پلید شدن هیچ کدوم از موجودات هوشمند( و صاحب فئا باشن.)

و ایجاد تغییر در جانداری معمولی مثل مار هم نباید همچین نتیجه ی فوق العاده ای بده. چون در این صورت ملکور موجودی رو ساخته که از  نمونه ی اولیه ش بسیار قدرتمندتر و هوشمندتره. در این صورت کارش دیگه تقلید نیست و وارد حوزه ی ابداع و آفرینش میشه.

می مونه اختلاط نژادی و به نظرم یکی از طرف های درگیر نمی تونن نژادی به جز مایار(شامل مایار از رتبه ی پایین تر، و هرگونه روحی که همراه مورگوت  سقوط کرده هم میشه) باشن. یعنی گلائرونگ یا خودش روح یک مایا رو داره(منتها نه ساکن در کالبد موقتی که به خودش داده، بلکه به شکل تسخیر پیکری که مورگوت ساخته.) یا فرزند یک مایاست.

دو تا دلیل وجود داره:

اول. طلایه دار بودن گلائرونگ توی داگوربراگولاخ، در سپاهی که بالروگ ها توش حضور دارن. و در جهان سلسله مراتبی تالکین، بعیده به صرف نیروی جسمی یک جانور رو پیشاهنگ سپاهی بذارن که  شامل آینور هم میشه.

دوم، قدرت افسونگری که در اختیار مایار(ملیان، سائورون، سارومان، گندالف، بالروگ موریا) و نیمه مایار(لوتین، احیانا شلوب) هست و گلائرونگ و تا حدی اسماگ هم(توی مکالمه ونگاهش اگر درست یادم باشه.) این قدرت رو دارن.

می دونم که این راه حل خیلی ساختگی هست. ولی منشاء قدرت اژدهایان( و به خصوص گلائرونگ) رو توضیح میده و در عین حال از ملکور  خالق نمی سازه.

یه فرض قابل اعتنای دیگه هم هست، با استناد به جمله ای از فرزندان هورین، جایی که نیه نور با گلائرونگ  رو در رو میشه و اون رو وجودی می بینه پرشده از روح پلید مورگوت، و با توجه به مورد مشابه کارخاروت که "مورگوت نیروی خویش را بر او گماشت.... و مالامال از روح درنده خویی گشت." میگن که پاره ای از روح خود ملکور درون این اژدها بوده. ولی خب روح مورگوت توی این جمله ها می تونه مترادف با "پلیدی مورگوت باشه"

به هر حال هر دو تا فرض قابل بحثن.

پی نوشت.درباره ی انت ها و عقاب ها: در مورد انت ها توی سیلماریلیون گفته شده که یاوانا ارواح رو فراخواند.(یعنی لزوما روحشون "فئا" مشابه فرزندان ارو  و دورف ها نبوده). در مورد توروندور هم این قضیه هست. که اژدهاها هم می تونن همین حالت رو داشته باشن.

فکر می کنم توی نوشته های متأخرتر(حلقه ی مورگوت) هست که انت ها و عقاب ها صاحب فئا میشن.

اژدهان همگی از تخم و ترکه گلائرونگ هستند کی طی نسل ها وجود داشته و تکامل پیدا کردند.یکی از آنها اسماگ اژدها بود و نسل های دیگر نیز مانند اژدهایان نزگول بودند.

در در 5/7/2017 at 3:57 PM، ورونوه گفته است :

سلام.

 این سوال منم بوده و هیچ وقت جواب مناسبی براش پیدا نکردم.این که روح اژدها چه طور به وجود اومد رو بر اساس نوشته های تالکین نمی تونیم جواب بدیم تا جایی که متوجه شدم.فقط می تونیم حدس بزنیم که چه طور باشه با بقیه ی داستان ها هماهنگ تره.

مورگوت از دور روش برای تقلید آفرینش استفاده می کرد. یکی  فاسد کردن آفریده های ارو و  دیگری اختلاط نژادی.

به نظر نمی رسه که اژدهایان حاصل پلید شدن هیچ کدوم از موجودات هوشمند( و صاحب فئا باشن.)

و ایجاد تغییر در جانداری معمولی مثل مار هم نباید همچین نتیجه ی فوق العاده ای بده. چون در این صورت ملکور موجودی رو ساخته که از  نمونه ی اولیه ش بسیار قدرتمندتر و هوشمندتره. در این صورت کارش دیگه تقلید نیست و وارد حوزه ی ابداع و آفرینش میشه.

می مونه اختلاط نژادی و به نظرم یکی از طرف های درگیر نمی تونن نژادی به جز مایار(شامل مایار از رتبه ی پایین تر، و هرگونه روحی که همراه مورگوت  سقوط کرده هم میشه) باشن. یعنی گلائرونگ یا خودش روح یک مایا رو داره(منتها نه ساکن در کالبد موقتی که به خودش داده، بلکه به شکل تسخیر پیکری که مورگوت ساخته.) یا فرزند یک مایاست.

دو تا دلیل وجود داره:

اول. طلایه دار بودن گلائرونگ توی داگوربراگولاخ، در سپاهی که بالروگ ها توش حضور دارن. و در جهان سلسله مراتبی تالکین، بعیده به صرف نیروی جسمی یک جانور رو پیشاهنگ سپاهی بذارن که  شامل آینور هم میشه.

دوم، قدرت افسونگری که در اختیار مایار(ملیان، سائورون، سارومان، گندالف، بالروگ موریا) و نیمه مایار(لوتین، احیانا شلوب) هست و گلائرونگ و تا حدی اسماگ هم(توی مکالمه ونگاهش اگر درست یادم باشه.) این قدرت رو دارن.

می دونم که این راه حل خیلی ساختگی هست. ولی منشاء قدرت اژدهایان( و به خصوص گلائرونگ) رو توضیح میده و در عین حال از ملکور  خالق نمی سازه.

یه فرض قابل اعتنای دیگه هم هست، با استناد به جمله ای از فرزندان هورین، جایی که نیه نور با گلائرونگ  رو در رو میشه و اون رو وجودی می بینه پرشده از روح پلید مورگوت، و با توجه به مورد مشابه کارخاروت که "مورگوت نیروی خویش را بر او گماشت.... و مالامال از روح درنده خویی گشت." میگن که پاره ای از روح خود ملکور درون این اژدها بوده. ولی خب روح مورگوت توی این جمله ها می تونه مترادف با "پلیدی مورگوت باشه"

به هر حال هر دو تا فرض قابل بحثن.

پی نوشت.درباره ی انت ها و عقاب ها: در مورد انت ها توی سیلماریلیون گفته شده که یاوانا ارواح رو فراخواند.(یعنی لزوما روحشون "فئا" مشابه فرزندان ارو  و دورف ها نبوده). در مورد توروندور هم این قضیه هست. که اژدهاها هم می تونن همین حالت رو داشته باشن.

فکر می کنم توی نوشته های متأخرتر(حلقه ی مورگوت) هست که انت ها و عقاب ها صاحب فئا میشن.

سلام 

به نظر من در باره اژدهایان تالکین حفره های زیادی گذاشته و نمیشه به طور قطع به یک نظریه استنباط کرد . درست مثل قضیه تام بامبادیل ولی به احتمال زیاد همون طور که خودتون گفتید به مایا به عنوان منشعشون استنباط کنیم ولی بازم میگم نمیشه به طور قطع گفت ...

ولی در باره انت ها همون طور که در حدیث ائوله و یاوانا امده که هنگامی که یاوانا به نزد مانوه میره, یاوانا این طور میگه : " ...هنگامی که تو با المو در اسمان ها در حال ساختن ابر ها بودی . من شاخه های در ختان عظیم را بر افراشتم تا ان را پذیرا شوند . و برخی در میان باد و باران از بهر  ایلوواتار ترانه خوانند. " یعنی در اندیشه و ترانه یاوانه بود که انت ها را خلق کند همون طور که ارو نیز اشاره کرد . و همون طور که در ادامه بحث یاوانا و مانوه امده ارو  به مانوه گفته بود فقط روح رو به میان کلوار و اولوار میفرستم یعنی همان فئایی که به فرزندان ائوله داده بود و جسمشون هم میتونیم بگیم که از خود کلوار گرفته (( فکر میکنم دلیل شباهت انت ها به درخت ها هم همین باشه )) در مورد عقاب ها رو فکر کنم اشتباه کردم .چون جایی خونده بوده نسبشون به مایار  برمیگرده . هرچند قابل بحثه ...

در در ۱۳۹۶/۲/۳۱ ه‍.ش. at 1:38 PM، ...Eärendil گفته است :


به نظر من در باره اژدهایان تالکین حفره های زیادی گذاشته و نمیشه به طور قطع به یک نظریه استنباط کرد . درست مثل قضیه تام بامبادیل ولی به احتمال زیاد همون طور که خودتون گفتید به مایا به عنوان منشعشون استنباط کنیم ولی بازم میگم نمیشه به طور قطع گفت ...

آره از نوشته های خود تالکین نمی تونیم به نتیجه ی قاطعی برسیم. برای همین گفتم هر حدسی بزنیم بیشتر ساختن منشأ هست تا پیدا کردنش.

این دو تایی که گفتم بهتر از بقیه ی فرض ها بود.(از نظر خودم.)

چون فئا رو فقط با تباه کردن یک نژاد هوشمند(انسان-الف-دورف، شاید انت و عقاب) می تونسته به دست بیاره که  با توجه  به ظاهر و قدرت های اژدهایان، منطقی به نظر نمی رسه.و می دونیم که اژدها روح داره. با استناد به روح خبیث گلائورونگ در فرزندان هورین.

برای همین محتمل  ترین گزینه مون ارواح باستانی(مایار-یا به طور کلی اسپیریت ها-) و مشتقات اونها هستند.

در اصل، اژدهایان از عناصر قدیمی رشته ی افسانه هستن. توی سقوط گوندولین(تاریخ سرزمین میانه جلد 2) حضورشون پررنگ تر و تنوعشون بیشتره.  و مثل بقیه ی جانوران سخنگو و هوشمندی که تعداد کمی ازشون توی داستان ها باقی مونده، ریشه ی خیلی مشخصی ندارن.

فرقش با تام بامبادیل اینه که اونو خود تالکین گفته  معماست، یعنی به عمد مبهم گذاشته شده. اینو نگفته، شاید اگه فرصتش رو داشت تکلیفشون رو معلوم می کرد.

پی نوشت:

عقاب ها رو توی سیلماریلیون "اسپیریت "  گفته:ارواحی در کالبد باز و عقاب

نقل قول

 "مینویان در کالبد بازها و عقاب ها پرواز کنان به تالارهای او در رفت و آمد بودند."

standing upon the margin of the sea. Spirits in the shape of hawks and eagles flew ever to and from his halls; and their eyes could see to the depths of the seas, and pierce the hidden caverns beneath the world.

 اما توی حلقه ی مورگوت این ایده که دارای فئا باشن، همچنین این ایده که موجودات هوشمند بدون روح باشن، مطرح شده.

در مورد انت ها:

نقل قول


و همون طور که در ادامه بحث یاوانا و مانوه امده ارو  به مانوه گفته بود فقط روح رو به میان کلوار و اولوار میفرستم یعنی همان فئایی که به فرزندان ائوله داده بود .

میگه ارواح رو می فرسته. اما نمی گه کدوم ارواح.

انت ها  هم توی سیلماریلیون "اسپیریت" خوانده می شن.

نقل قول

هنگامی که فرزندان دیده بگشایند، آنگاه اندیشه ی یاوانا نیز بیدار خواهد گشت و مینویان را از دوردست فراخواهد خواند و آنان به میان کلوار و اولوار خواهند رفت.

When the Children awake, then the thought of Yavanna will awake also, and it will summon spirits from afar, and they will go among the kelvar and the olvar, and some will dwell therein.

که نه از این نقل قول و نه از اونی که شما گذاشتی نمی تونیم به نتیجه ی خاصی برسیم. یادم نیست این ایده که روح اونا هم فئا باشه منبع دقیق ترش کجا بود. ولی دیده بودم. به نظر می یاد این تفکر توی ارباب حلقه ها قوی تر باشه، چوب ریش انت ها رو از مردمان  آزاد سرزمین میانه می دونه. اما توی سیلماریلیون بیشتر ارواحی به نظر می یان که وظیفه ای بهشون محول شده، و این با آفرینش فرزندان و فرزندخواندگان ایلوواتار که صرفا اومدن زندگی کنن! متفاوته. برای انت ها  تاپیک های خوبی  رو داریم.... که...

که رفتم گشتم پیداشون نکردم:|

یکیش اینه که به زحمت از پروفایل یافت شد:سرنوشت انت ها پس از مرگ چیست؟

 اگه مایل به ادامه ی بحث بودی بهتره ببریم سرجای خودش. حالا یا شما زحمت پیدا کردن تاپیک رو بکش یا زحمت ایجادش رو. چون این تاپیک بالایی هم سوال کوتاه بوده نمیشه توش بحث کرد.

بخشید یه سوال داشتم که مرتبط به این تایپکه ، آنکالاگون سیاه ، قدرت ذهنش چه جوری بود ، همینوری حیوانی بود ، یا از هوشی مثل گلارونگ یا اسماگ برخوردار بود ؟

 

بعدش به نظر من ، اژدهایان تقلیدی از عقاب ها هستن ( نه عقاب هایی به اندازه ی عقاب های دوران سوم ، بلکه عقاب های دوران اول که تقریبا اندازه اژدها بودن ، چون هر کدومشون میتونست با یکی از اژدهایان جنگ خشم به اون عضمت مبارزه کنه ) به این صورت که : اول مورگگوت میاد موجوداتی ابتدایی که به اژدهایان شباهت داشتن ، اما اژدها نبودن رو خلق میکنه ، بعدش با القای نیروی خودش اونا رو قویتر و بزرگتر میکنه ( مثل کارخاروت که بزرگ ترین گرگ دوران ها بود و شخصا توسط مورگوت پرورش یافته بود ) و شاید در اثر یه اشتباه گلارونگ بدون بال میشه ، اما بعدش خودش شخصا به آنکالاگون رسیدگی میکنه که نتیجه اش رو میبینید .

بعدش به نظر من مایا بودنشون کاملا منصفیه ، چون اون ها رشد میکدن ، زاد و ولد میکردن ، و جاودانه نبودن ( از عمر طولانی برخوردار بودند ) و ...

در مورد روح هم ، خب ، مگه عقاب ها روح نداشته ان ؟ یا اگرم نداشتن ، ممکنه ، ذره ای از روح خود مورگوت توی اونا باشه ، چون خصوصیات ملکور رو دارن ( مثل دورف ها که خصوصیات آئوله رو به ارث بردن ) ، مثل هوش ، جادو ، تاثیر گذاری بر ذهن ، حیله گری و ....

در در 8/1/2017 at 1:38 AM، lord of gondolin گفته است :

بخشید یه سوال داشتم که مرتبط به این تایپکه ، آنکالاگون سیاه ، قدرت ذهنش چه جوری بود ، همینوری حیوانی بود ، یا از هوشی مثل گلارونگ یا اسماگ برخوردار بود ؟

در مورد آنکالاگون یا اژدهایانی مثل اسکاتا و... جزئیات زیادی گفته نشده اما از اونجا که با گلائورونگ و اسماگ بیشتر آشنا شدیم و هر دو هوش کامل و بالا داشتند و به حیوونا شباهت شخصیتی نداشتند، به نظرم میشه به بقیه هم تعمیمش داد و گفت اژدهایان چنین هوشی داشتند. حالا شاید در مورد گلائورونگ گفته بشه که روح ملکور رو داشت اما اسماگ روح ارباب بزرگتری رو نداشت یا زیر تسلط کسی نبود. پس میشه گفت به صورت طبیعی و ذاتی این هوش و آگاهی رو داشت. 

در 10 ساعت قبل، Nienor Niniel گفته است :

در مورد آنکالاگون یا اژدهایانی مثل اسکاتا و... جزئیات زیادی گفته نشده اما از اونجا که با گلائورونگ و اسماگ بیشتر آشنا شدیم و هر دو هوش کامل و بالا داشتند و به حیوونا شباهت شخصیتی نداشتند، به نظرم میشه به بقیه هم تعمیمش داد و گفت اژدهایان چنین هوشی داشتند. حالا شاید در مورد گلائورونگ گفته بشه که روح ملکور رو داشت اما اسماگ روح ارباب بزرگتری رو نداشت یا زیر تسلط کسی نبود. پس میشه گفت به صورت طبیعی و ذاتی این هوش و آگاهی رو داشت. 

خوب آخه به نظر من اگه هوش زیاد ( یا حتی متوسط ) داشت ، با اون هیکل ! از ائارندیل شکست نمیخورد و شکست دادنش خیلی خیلی خیلی سخت و شاید غیر ممکن بود ، به خاطر همین فکر کردم ، شاید هوشش نسبت به بقیه کمتر باشه .

در در 8/1/2017 at 1:38 AM، lord of gondolin گفته است :

 به نظر من ، اژدهایان تقلیدی از عقاب ها هستن ( نه عقاب هایی به اندازه ی عقاب های دوران سوم ، بلکه عقاب های دوران اول که تقریبا اندازه اژدها بودن ، چون هر کدومشون میتونست با یکی از اژدهایان جنگ خشم به اون عظمت مبارزه کنه ) به این صورت که : اول مورگوت میاد موجوداتی ابتدایی که به اژدهایان شباهت داشتن ، اما اژدها نبودن رو خلق میکنه ، بعدش با القای نیروی خودش اونا رو قویتر و بزرگتر میکنه ( مثل کارخاروت که بزرگ ترین گرگ دوران ها بود و شخصا توسط مورگوت پرورش یافته بود ) و شاید در اثر یه اشتباه گلارونگ بدون بال میشه ، اما بعدش خودش شخصا به آنکالاگون رسیدگی میکنه که نتیجه اش رو میبینید .

بعدش به نظر من مایا بودنشون کاملا منتفیه ، چون اون ها رشد میکردن ، زاد و ولد میکردن ، و جاودانه نبودن ( از عمر طولانی برخوردار بودند ) و ...

در مورد روح هم ، خب ، مگه عقاب ها روح نداشته ان ؟ یا اگرم نداشتن ، ممکنه ، ذره ای از روح خود مورگوت توی اونا باشه ، چون خصوصیات ملکور رو دارن ( مثل دورف ها که خصوصیات آئوله رو به ارث بردن ) ، مثل هوش ، جادو ، تاثیر گذاری بر ذهن ، حیله گری و ....

می تونن تقلید باشن(یعنی قاعدتا باید ایده ی اژدهایان بالدار رو از عقاب ها گرفته باشه.) ولی احتمال اینکه تباه شده ی عقاب های بزرگ باشن(مشابه الف و اورک) خیلی ضعیفه. با این که جزو  تئوری های محبوب به حساب می یاد. چیزی که از داستان بر می یاد اینه که مورگوت خودش خیلی دغدغه ی مراقبت از گلائرونگ رو داره.

سایر موجودات هم از  این اژدها همه جا با عنوان کرم مورگوت و خزنده ی مورگوت یاد می کنن. یعنی ظاهرش کاملا با خزنده ها جوره و نه پرنده های بدون بال. در حد فاصل گلائورونگ و آنکالاگون اژدهایان دیگه ای هم داریم که ازشون اسم نبرده، اما در نبرد گوندولین حضور دارن و اونا هم خزنده ن.(اگه اشتباهی بود قاعدتا نباید پرورششون رو ادامه می داد.) آنکالاگون و اژدهایان بالدار نخستین بار در نبرد خشم ظاهر می شن. بعدش دوباره در دوران سوم اسکاتای ثعبان رو داریم که اسمش روشه. شبیه تکامل به نظر می یاد. گلائرونگ اژدهای کارامدیه و بیشتر از اینکه اون اشتباهی باشه،  به آنکالاگون می خوره نمونه ی آزمایشی ناموفقی باشه با اون اندازه ی به دردنخورش که فقط به درد خُرد و خاکشیر کردن تانگورودریم خورد.:|

آره جاودانه نبودن و زادولد به ضرر تئوری مایا بودنه. ولی نیمه مایا می تونن باشن. سوال اصلی درباره روح گلائرونگه،  روح اون هرچی باشه بقیه هم درجاتی از همون رو دارن. حالا می تونه پاره های روح مورگوت باشه یا اسپیریت.(یا هر پیشنهاد دیگه ای)

البته با دورف ها نمیشه مقایسه شون کنی چون روح دورف ها مخلوق آئوله نبود. (یعنی برای داشتن روح مشترک با خالق به شباهتشون با اون نمی شه استناد کرد.)

درباره ی روح عقاب ها هم توی همین پست بالایی توضیح دادم دیگه، اگه سیلماریلیون رو مرجع قرار بدیم اونا هم اسپیریت-مایا میشن.

در هم اکنون، lord of gondolin گفته است :

خوب آخه به نظر من اگه هوش زیاد ( یا حتی متوسط ) داشت ، با اون هیکل ! از ائارندیل شکست نمیخورد و شکست دادنش خیلی خیلی خیلی سخت و شاید غیر ممکن بود ، به خاطر همین فکر کردم ، شاید هوشش نسبت به بقیه کمتر باشه .

با این موافقم. :Dمشخصه انقدر که تو فکر ظاهرش بودن به ذهنش اهمیت ندادن.(البته اون قسمت از داستان خیلی خلاصه س و اگر مشروح بود شاید وضعیت فرق می کرد. تمایل به قهرمان نشون دادن ائارندیل هم بی تأثیر نبوده.)

در 5 دقیقه قبل، ورونوه گفته است :

می تونن تقلید باشن(یعنی قاعدتا باید ایده ی اژدهایان بالدار رو از عقاب ها گرفته باشه.) ولی احتمال اینکه تباه شده ی عقاب های بزرگ باشن(مشابه الف و اورک) خیلی ضعیفه. با این که جزو  تئوری های محبوب به حساب می یاد. چیزی که از داستان بر می یاد اینه که مورگوت خودش خیلی دغدغه ی مراقبت از گلائرونگ رو داره.

سایر موجودات هم از  این اژدها همه جا با عنوان کرم مورگوت و خزنده ی مورگوت یاد می کنن. یعنی ظاهرش کاملا با خزنده ها جوره و نه پرنده های بدون بال. در حد فاصل گلائورونگ و آنکالاگون اژدهایان دیگه ای هم داریم که ازشون اسم نبرده، اما در نبرد گوندولین حضور دارن و اونا هم خزنده ن.(اگه اشتباهی بود قاعدتا نباید پرورششون رو ادامه می داد.) آنکالاگون و اژدهایان بالدار نخستین بار در نبرد خشم ظاهر می شن. بعدش دوباره در دوران سوم اسکاتای ثعبان رو داریم که اسمش روشه. شبیه تکامل به نظر می یاد. گلائرونگ اژدهای کارامدیه و بیشتر از اینکه اون اشتباهی باشه،  به آنکالاگون می خوره نمونه ی آزمایشی ناموفقی باشه با اون اندازه ی به دردنخورش که فقط به درد خُرد و خاکشیر کردن تانگورودریم خورد.:|

آره جاودانه نبودن و زادولد به ضرر تئوری مایا بودنه. ولی نیمه مایا می تونن باشن. سوال اصلی درباره روح گلائرونگه،  روح اون هرچی باشه بقیه هم درجاتی از همون رو دارن. حالا می تونه پاره های روح مورگوت باشه یا اسپیریت.(یا هر پیشنهاد دیگه ای)

البته با دورف ها نمیشه مقایسه شون کنی چون روح دورف ها مخلوق آئوله نبود. (یعنی برای داشتن روح مشترک با خالق به شباهتشون با اون نمی شه استناد کرد.)

درباره ی روح عقاب ها هم توی همین پست بالایی توضیح دادم دیگه، اگه سیلماریلیون رو مرجع قرار بدیم اونا هم اسپیریت-مایا میشن.

خوب میتونسته اینجوی باشه که مورگوت فقط جسمشون رو ساخت و بعدش روح مخلوغاقات به همراه کمی از روح خودش رو تو اون جسم خالی ریخت که شد گلارونگ .

بعدش اومد دید بالدار باشن مثل عقابا بهتره ، بعد بالبهشون اضافه کرد .

پ ن : تا اونجایی که من میدونم اژدهاهای گوندولین هم بالدار بودن . به این آنکی! جون هم بد نگید بیچاره که خیلی کارآمد بود :دی

در در 8/4/2017 at 11:10 PM، lord of gondolin گفته است :

خوب میتونسته اینجوی باشه که مورگوت فقط جسمشون رو ساخت و بعدش روح مخلوقات به همراه کمی از روح خودش رو تو اون جسم خالی ریخت که شد گلارونگ .

همه ی مخلوقات آردا روح ندارن ظاهرا. آفریده های یاوانا(و احیانا اورومه)، فقط "جان" یا "هستی" دارن. یه مدل روح هست که همراه با جسم تعریف میشه(فئا) که اون رو فرزندان ایلوواتار+ دورف ها دارن و شااید انت ها و عقاب ها.(این دوتا، مورد عقاب ها به خصوص با سیلماریلیون فعلی جور نیست البته. توی نسخه های دیگه اشاره شده.)

یه مدل ارواح باستانی هم هستن که قبل از آردا آفریده و واردش شدن. مثل والار، مایار و اسپیریت های متفرقه!(باز دوباره میشه انت ها و عقاب ها رو اینجا مثال زد،:| یا همون تام و گلدبری)

بعد این دو مدل رو نمیشه توی یک موجود قاطی کرد.:D یعنی اگه  گلائرونگ یه خزنده ی جهش یافته! و روحش قسمتی از روح خود مورگوت باشه، دیگه همونه. خزنده فقط جان داره، نه روح.

در در 8/4/2017 at 11:10 PM، lord of gondolin گفته است :

پ ن : تا اونجایی که من میدونم اژدهاهای گوندولین هم بالدار بودن

یادت می یاد جایی گفته باشه؟ نبرد گوندولین توی سیلماریلیون که خیلی خلاصه س. فقط گفته اژدهایانی که از نسل گلائرونگ بودن و تعدادشون زیاد شده بود و وحشتناک بودن.

یه نبرد گوندولین قدیمی و مشروح هم توی داستان های گمشده(تاریخ جلد 2) هست، اژدهایان اونجا حیوانات واقعی نیستن.  ماشین هایی هستن که مورگوت ساخته: اژدهایانی از آتش، اژدهایانی از آهن، افعی هایی از برنز، که بالروگ ها و اورک ها هدایتشون می کنن.(همونا هم بال ندارن.)

ولی توی نبرد خشم گفته که اژدهایان بالدار وجود داشتن که قبلا نظیرشون دیده نشده بود.

نقل قول

از دخمه های آنگباند، اژدهایان بالدار که کسی پیش تر مثالشان را ندیده بود، بیرون زدند. و حمله ی این ناوگان موحش چنان ناگهانی و مصیبت بار بود که سپاه والار عقب رانده شدند. چه، آمدن اژدهایان با تندر و آذرخش و توفانی از آتش همراه بود.

حدیث سفر ائارندیل و جنگ خشم، ص419

حالا ممکنه کلا بال داشتنشون بی سابقه بوده باشه یا اندازه ها و آتشین دَم بودنشون+ بال  تازگی داشته.

در 12 ساعت قبل، ورونوه گفته است :

همه ی مخلوقات آردا روح ندارن ظاهرا. آفریده های یاوانا(و احیانا اورومه)، فقط "جان" یا "هستی" دارن. یه مدل روح هست که همراه با جسم تعریف میشه(فئا) که اون رو فرزندان ایلوواتار+ دورف ها دارن و شااید انت ها و عقاب ها.(این دوتا، مورد عقاب ها به خصوص با سیلماریلیون فعلی جور نیست البته. توی نسخه های دیگه اشاره شده.)

یه مدل ارواح باستانی هم هستن که قبل از آردا آفریده و واردش شدن. مثل والار، مایار و اسپیریت های متفرقه!(باز دوباره میشه انت ها و عقاب ها رو اینجا مثال زد،:| یا همون تام و گلدبری)

بعد این دو مدل رو نمیشه توی یک موجود قاطی کرد.:D یعنی اگه  گلائرونگ یه خزنده ی جهش یافته! و روحش قسمتی از روح خود مورگوت باشه، دیگه همونه. خزنده فقط جان داره، نه روح.

یادت می یاد جایی گفته باشه؟ نبرد گوندولین توی سیلماریلیون که خیلی خلاصه س. فقط گفته اژدهایانی که از نسل گلائرونگ بودن و تعدادشون زیاد شده بود و وحشتناک بودن.

یه نبرد گوندولین قدیمی و مشروح هم توی داستان های گمشده(تاریخ جلد 2) هست، اژدهایان اونجا حیوانات واقعی نیستن.  ماشین هایی هستن که مورگوت ساخته: اژدهایانی از آتش، اژدهایانی از آهن، افعی هایی از برنز، که بالروگ ها و اورک ها هدایتشون می کنن.(همونا هم بال ندارن.)

ولی توی نبرد خشم گفته که اژدهایان بالدار وجود داشتن که قبلا نظیرشون دیده نشده بود.

حالا ممکنه کلا بال داشتنشون بی سابقه بوده باشه یا اندازه ها و آتشین دَم بودنشون+ بال  تازگی داشته.

خوب نمیشده فقط حیواناتی دارای جان بوده باشن اما جهش یافته و بسیار باهوش ؟ دیگه جان داشتن یا دارای فئا بودن به مغز که ربطی نداره ، میتونستن فقط باهوش بوده باشن ، مثلا اون زاغه رو تو هابیت یادت هست ؟ اونام جان داشتن اما تورین میگفت زیادعمر میکنن و دانا هستند و دانش هاشون رو به بچه های خودشون انتقال میدن . در مورد جادو هم شاید مورگوت اون رو بهشون یاد داده یا توی وجودشون کاشته .

در 6 ساعت قبل، lord of gondolin گفته است :

خوب نمیشده فقط حیواناتی دارای جان بوده باشن اما جهش یافته و بسیار باهوش ؟ دیگه جان داشتن یا دارای فئا بودن به مغز که ربطی نداره ، میتونستن فقط باهوش بوده باشن ، مثلا اون زاغه رو تو هابیت یادت هست ؟ اونام جان داشتن اما تورین میگفت زیادعمر میکنن و دانا هستند و دانش هاشون رو به بچه های خودشون انتقال میدن . در مورد جادو هم شاید مورگوت اون رو بهشون یاد داده یا توی وجودشون کاشته .

فرق اژدها با اون زاغه(رواک بود؟) اینه که اون آفریده ی یاواناس. این یکی ساخته ی ملکور.  ملکور والای خلع ید شده س. و قدرت آفریدن موجودی که از خودش جان یا چیزی شبیه جان باشه رو نداره.(نقل از سیماریلیون) و تالکین خیلی اصرار داره روی این نگرش. اینکه قدرت هستی بخشیدن از اهریمن سلب شده.(بخشیدن روح منحصرا در اختیار ایلوواتاره،  اما هستی بخشیدن در نسخه های قدیمی تر داستان ها از والار هم بر می یاد. به عنوان مثال دورف های آئوله در داستان های قدیمی جان دار و هوشمند بودن، قبل از اینکه ارو بهشون روح عطا کنه، اما بعدها واگذاری جان هم منحصر به ارو میشه، یاوانا از ارو می خواد که به آفریده هاش هستی ببخشه. و خب ارو به آفریده های ملکور هستی نمی ده.)

بنابراین دو راه پیش پای ملکور هست که چند پست بالاتر گفتم. یا تباه کردن موجودات دیگه، یا اختلاط نژادی.

تباه کردن اسمش روشه، موجودی که از این راه پدید می یاد، از نمونه ی اولیه ش سطح پایین تره. خب اژدها تباه شده ی کدوم نژاد باشه خوبه؟ به نظر نمی یاد یاوانا آفریده ای که از نظر ظاهر و هوش با اژدها رقابت کنه داشته باشه. چه برسه به چیزی که اژدها فاسد شده ی اون باشه.

اگه برای ملکور قدرت ارتقا دادن نژاد ها رو قائل بشیم، غیر مستقیم بهش توانایی آفرینش دادیم. به همین دلیل از این حدس طرفداری نمی کنم. وگرنه راحت تره و جذاب هم هست. ولی از محدوده ای که تالکین برای اختیارات مورگوت قرار داده فراتر میره. ملکور و سائورون  فقط با کمک اختلاط و اصلاح نژادی موجودات اهریمنی رو پیشرفته تر می کردن.

به جز این، همون نقل قول سیلماریلیون  درباره ی گلائرونگ رو داریم که"آنگاه روح پلیدی که در اندرونش بود به سخن درآمد و گفت: به به!پسر هورین! چه سعادتی که به هم برخوردیم!"

در در 8/4/2017 at 11:00 AM، lord of gondolin گفته است :

خوب آخه به نظر من اگه هوش زیاد ( یا حتی متوسط ) داشت ، با اون هیکل ! از ائارندیل شکست نمیخورد و شکست دادنش خیلی خیلی خیلی سخت و شاید غیر ممکن بود ، به خاطر همین فکر کردم ، شاید هوشش نسبت به بقیه کمتر باشه .

 

در در 8/4/2017 at 11:25 AM، ورونوه گفته است :

با این موافقم. :Dمشخصه انقدر که تو فکر ظاهرش بودن به ذهنش اهمیت ندادن.(البته اون قسمت از داستان خیلی خلاصه س و اگر مشروح بود شاید وضعیت فرق می کرد. تمایل به قهرمان نشون دادن ائارندیل هم بی تأثیر نبوده.)

البته در مورد هوششون اگه بخوام نظرم رو بگم، فکر می کنم همشون یه جورایی باگ داشتند :D

در مورد جزئیات مرگ اسکاتا نمی دونم اما همه ی اژدهایان یجورایی راحت و دور از انتظار می میرند. با یه تیر سیاه تو یه قسمت کوچیک سینه، با سوراخ کردن بالشون (احتمالا آنکالاگون اینجوری سقوط کرده) یا با یه شمشیر تو شکمشون. به نظر میاد با تمام خباثتی که داشتند، پیش بینی این موارد کوچیم رو نمی کردند. البته به قول ورونوه احتمالا قهرمان نشون داد کشنده هاشون هم بی تاثیر نبوده. 

البته گلائورونگ که پدرشون بوده خیلی از این کارها می کنه :دی زمانی که قبل از بلوغ و قوی شدن میاد خودش رو نشون میده و شکست می خوره بازم بی فکری به نظر میاد