خوب بحث داره جالب میشه :( وب عزیز، babylon که هیچ، در خود فرهنگ آکسفورد هم اگر نگاه کنید کلمه ی هابیت به اسم تالکین ثبت شده اما بیشتر به خاطر این هست دنیا، هابیت رو با تالکین شناخت نه با نوشته های قدیمی تر.
...پس در زمینه اقتباس و استفاده از فرهنگ ها و منابع تاریخی کارش حرف نداشته
ولی راستش ارتباط بین هابیت و خرگوش رو نفهمیدم؟؟
اتفاقاً یکی از نقاط قوت تالکین همینه و این که هابیت رو از جای دیگه ای گرفته باشه اصلاً نشونه ی ضعف یا ایرادش نیست. ولی نباید منبع اصلی رو فراموش کرد ~o)
وقتی کتاب هابیت رو می خونید می بینید که بارها برای توصیف بیلبو از کلمه ی خرگوش استفاده شده و حتی تالکین در نامه های خودش هم اشاره ای به این موضوع داره. اعتراضی داره در واقع به این موضوع که چرا کلمه ی هابیت، مردم رو یاد rabbit میندازه و الخ.
پس یعنی اسم هابیت به تالکین الهام شده بود و همینجوری ننوشته بود دی:
ولی خودش که میگفت اصلا نمیدونست هابیت قراره چی باشه ~o)
ببینید دوستان، ما یه کلمه داریم به اسم هابیت، به اسم الف، به اسم دورف. اینها پیش از تالکین مورد استفاده قرار گرفته اما ویژگی هایی که تالکین به کلمه ی مورد بحث داده اون رو از تعاریف قبلی اش متمایز کرده. وقتی تالکین میگه تصوری در مورد هابیت نداشت به همین موضوع اشاره میکنه. شما در حوزه ی اسکاندیناوی، در افسانه های پیش از تالکین، الف دارین که معمولاً موجود مثبتی تلقی نمیشه. تالکین میاد این اسم رو میگیره و در پرداختش تغییر ایجاد میکنه و در عین حال به نوعی، این سؤال زبان شناسی رو جواب میده که اگر الف ها منفی بودن، چرا مثلاً اسم آلفرد این قدر محبوب بوده و امثال اینها.
ممنون از جناب تور که نکته ی خوبی رو یادآوری کردن. در این مورد باید یادمون باشه که اول، هابیت شکل گرفت و بعد هولبیت لا. حالا این کلمه چطور ساخته شده توضیح میدم.
در بازگشت شاه، وقتی مردم شهر چشمشان به پیپین میفته از او با نام پریان (perian) اسم میبرند که واژهی سینداری همون هافلینگ هست و شکل جمع آن پریاین (periain). بهش Ernil i Pheriannath میگن یعنی شاهزادهی هافلینگها ولی باید توجه داشت که پریانات (periannath) به معنی گروهی هافلینگ یا تمام اونهاست و شکل جمع پریان، برابر چند هابیت نخواهد بود.
اما تئودن تنها کسی هست که اسم صحیح تری برای اشاره به هابیت به کار می بره و از قوم و خویشهای مری و پیپین با عنوان هولبیتلان (Holbytlan) یاد میکنه. عنوانی که در زبان اجداد او به معنی «سازندهی نقب» هست.
میدونیم که در گذشته، هابیتها در مناطق شمالی درهی آندویین زندگی میکردند و زبانی که تالکین برای اون منطقه برگزیده بود انگلیسی قدیمی بود. همون زبان آنگلو-ساکسنها. پس باید در انگلیسی قدیمی چیزی پیدا می کرد که با گذر یک هزاره به هابیت تبدیل شده باشه. اولین گزینهای که به نظر میاد کلمهی «hob» هست به معنی «روح» یا «فرد کوچک اندام» و هابگابلین (hobgoblin) هم به همین معنی کوچک بودن اشاره داره. ولی تالکین که به جزئیات توجه خاصی داشت از این توجیه استفاده نکرد.
خوب میدونست که واژهی «hob» واژهی جوانی هست که کمتر از هزار سال عمر داره و در نتیجه در زبان آنگلوساکسن ها وجود نداشته. پس تالکین از راه حل پیچیدهتری استفاده کرد. کلمات «hol byldan» انگلیسی قدیمی یا چیزکی مشابه اون رو برداشت که به معنی «سازنندهی نقب» بود و ایه ترکیب خیالی «holbytla» ساخت که شکل جمعش «holbytlan» بود. از اینجا به بعد، تالکین میتونست به صندلیاش تکیه بده و منتظر بمونه تا گذر زمان کار خودش رو بکنه و لفظ هولبیتلان به هاوبیت در لهجهی انگلیسی و هابیت در لهجهی امریکایی تبدیل بشه.
ولی راهکاری که به نظر شاهکار میآمد یه اشکال کوچکی داشت که از نظرها پنهان موند! ساختن سوراخ همان قدر ممکنه که کندن خانه! به همین دلیل، معمولاً هولبیتلان رو به معنی «کسی که در سوراخ زندگی میکند» میگیرن.
ببخشید که پست طولانی شد. ~o)