ژول ورن: پایه گذار داستان های علمی-تخیلی

تعداد پست‌ها: 48

سلام دوستان؛ در اين تايپك ميخواستم در مورد ژول ورن نويسنده ي خردمند فرانسوي صحبت كنم.پايه گذار رمان هاي علمي-تخيلي كه جرقه اي براي آغاز ادبيات فانتزي در جهان بود.در داستان هاي ژول ورن،ماجرا هاي جذاب با اتفاقات خاص رخ ميده كه به ويژه جوان و نوجوان رو به خوش جذب ميكنه

اول از همه مقدمه اي در باره ي خود نويسنده:

ژول ورن، داستان نویس فرانسوی، پایه گذار داستان هاي علمي تخيلي است. او بعد از اتمام درس هايش در دبیرستان شهر نانت، به پاریس رفت تا حقوق بخواند. ابتدا به تئاتر علاقه مند شد و برای اپراها متن نوشت (50-1848). بعد چند سالی علاقه هایش را بین تجارت و تئاتر تقسیم کرد. اما پس از سال 1863 علاقه اش را در علم و جغرافی متمرکز کرد تا تعدادی داستان از سفرهای جالبی که در آنها شرکت کرده بود بنویسد. او این داستان ها را با پیش بینی های استثنایی و خارق العاده درباره بسیاری از کارهای علمی و تکنولوژیکی که بعداً در قرن بیستم به وقوع پیوست همراه کرد.

ژول ورن با داستان های پنج هفته در یک بالن ، سفر به مرکز زمین، از زمین به ماه ، 20 هزار فرسنگ زیر دریا ، دور دنیا در 80 روز، جزیره اسرارآمیز و میشل استروگف در جهان شناخته شده است. وی در اوج محبوبیت در حالی که بیش از 50 کتاب نوشته بود در گذشت. فیلم های مختلفی از بسیاری از کارهای او ساخته شده و هنوز هم کتاب هایش به طور گسترده ای به ویژه در میان نسل جوان خوانده می شود. در سال 1989 دست نوشته رمان "پاریس در قرن بیستم" که مدت های مدیدی بود گم شده بود پیدا شد. این متن بدبینانه و پیش گویانه در 1994 منتشر شد.

بسیاری از داستان های ژول ورن در ایران نیز به چاپ رسیده است.

post-2487-0-00204300-1397314968_thumb.jp

کتاب های مورد علاقه ی من از ژول ورن : جزیره اسرار آمیز، پنج هفته در بالون، و نامزد نامرئی هست.

نامزد نامرئی یکی از متفاووت ترین کارهای زول ورن هست و یکی از آخرین رمان هایی که نوشته ( اگه اشتباه نکنم آخرین ) و داستان جدا از جنبه ی علمی-تخیلی، یه کم به سمت جنایی پیش میره

شاید هرکسی برای دوست داشتن داستانهای فانتزی و علمی -تخیلی دلیلی داشته باشه ولی دلیل من سرخوردگی هایی بود که در در زندگی اجتماعی داشتم

مشکلات اولیه ای اجتماع که باهاش دست و پنجه نرم میکردیم و هیچ وقت هم حل نشد .انگار خاطره ای دوره سال 76

وقتی یکی یکی کاخ آرزوها فرو میریخت چه مامنی بهتر از تخیل؟پس پناه آوردم به کتاب های علمی -تخیلی و چه کتابی بهتر از کتاب های ژول ورن

کتاب هایی سرشار از انسانیت .ژول ورن در کتاباش سه عنصر دید دقیق علمی و پیشگویی های باورنکردنی و پیام هایی انسانی و ماجراهایی جذاب و خواندنی رو باهم ترکیب کرده بود و نتیجه اش کتابهایی پرفروش بود که سالی دوبار منتشر میشد.اول راهنمایی بود و با کتابهای ژول ورن بود که دونستم میل شدیدی به بلعیدن کتاب دارم طوری شده بود که در مدرسه بعضی مواقع از بقیه کناره میگرفتم و دنبال فرصتی بودم برای کتاب خوندن

حتی صدای متصدی کتابخونه هم در اومده بود اینطوری بود که از حدود 67-66 کتاب ژول ورن (دیگه آمار دقیق بعد از 17 سال از یادم رفته )فقط 4-5 تاش از دستم پرید که البته اونارو کتابخونه نداشت:دی

از ویژگی های دیگه کتاب های زول ورن احاطه اش به فرهنگ های مختلف کشورهای دیگه بود

مثلا در کارابان لجباز ماجراهای داستان در امپراطوری عثمانی میگذشت و اگه اشتباه نکنم در فاتح آسمانها صفحاتی از کتاب مربوط به ایران بود

ژول ورن در ادبیات مثل چاپلین میمونه در سینما

درسته زبانی ساده داره ولی کتابهاش به نوعی خاص و زیباست

یادمه در مقدمه کتاب 500 میلیون ثروت بیگم اومده بود:

اگرچه ژول ورن در مرتبه ای پایین تر از فلوبر،بالزاک،زولا و... قرار دارد ولی صدای ژول ورن آهسته تر ولی پرطنین تر است

من این کتابهای ژول ورنو خیلی دوس داشتم

1)انسانهای میمون نما در آفریقا

2)جزیره اسرارآمیز

3)فانوس دریایی

4) 500 میلیون ثروت

5)ستاره جنوب

6)جزیره یخبندان

7)5 هفته در بالن

8)دور دنیا در 80 روز

9 )20 هزار فرسنگ زیر دریا

10)اشعه سبز

11)سفر به مرکز زمین

12)فانوس دریایی

نوشته هاي ژول ورن نه تنها ذهن رو تا حدودي با مقدمات مضامين فانتزي آشنا ميكنه،بلكه قدرت تفكر در مورد مسائل داستان رو به انسان ميده.مثلا در وسط ماجراهاي داستان مدام از خواننده ي كتاب سوال ميپرسه:

-آيا اين مرد در سرماي زمستان،با ميل خود دست به فرار زده بود؟ ...

-اما چرا بايد الماس ستاره ي جنوب توسط ماهاكي دزديده شد؟ ...

سوال پرسيدن از خواننده،يك حالت خاص ديگه اي هستش كه در داستان هاي ژول ورن به طور واضح ديده ميشه.

نكته ي مهمي كه حتما بايد بگم اينه كه آيا ميتونيم بگيم ژول ورن،يك نويسنده ي غير رئاليسم بوده؟ مسلما اينطور نيست.حتي در كتاب هاي ادبيات فرانسه،ژول ورن را نويسنده اي واقع گرا و واقع بين معرفي كردن.هر چند آثار تخيلي زيادي نوشته اما اگه دقت كرده باشين،هميشه زندگي اجتماعي و واقعي مردم فرانسه و جهان رو در داستان هاي خودش به تصوير كشيده.

ژول ورن با استفاده از تخيلي كه با علم پيوند خورده بود،پيشگويي هاي عجيبي ميكرده،مثلا وسيله اي رو در نظر ميگرفته كه در زير آب حركت بكنه و نيروي خاصي ساخته شده از عناصر پيوندي كربنيك رو در نظر ميگرفته كه ذهن انسان رو كنترل ميكنه.بسياري از تخيلات ژول ورن،بعد ها زمينه ي مناسبي براي پيشرفت علم شد.

فارازون عزيز هم كه تعدادي از آثار ژول ورن رو نام برد؛من چند تا ديگه هم بهش اضاف ميكنم:

-تونل زير دريايي

-شانس بزرگ

-گمشدگان اقيانوس

-در سيارات چه ميگذرد

-جزيره پنهان

-ماجراي يك شهر

-سفر به مدار ماه

-در برابر پرچم

-آوارگان جزيره

-شكار شهاب

-پاريس در قرن بيستم

در میان آثار ژول ورن کتاب محبوب من " میشل استروگف" هست که اونم کمترین عناصر علمی تخیلی رو داره در میان آثار ژول ورن!

سکرت : خب نه رئال که نمیشه گفت چون تقریبا ژول ورن همه چیزو با دید مثبت نگاه میکرد و تقریبا جامعه ای که در نظر میگرفت ارمانی بود و خیلی پلشت ها و زشتی های معمولی جوامع رو نداشت

جدای از پیشگویی های حیرت انگیز ژول ورن ؛ژول ورن حتی در حدس زدن وقایع بعد از مثل ظهور رایش سوم کاملا موفق بود

کتاب 500 میلیون ثروت داستان تقابل دو خویشاوند فرانسوی (دکترسارازن ) و آلمانی بود

دکر سارازن 250 میلیون ارثیه رو صرف ساختی شهری مدرن به نام فرانسه شهر کرد و خویشاوند آلمانی ارثیه اش رو صرف ساخت اشتال اشتات (اگه اشتباه نکنم شهر اهنین ) و کارگاه هایی نظامی کرد

حتی تقابل آزادی و استفاده از زور هم در نهایت به برتری آزادی و مدنیت رسید و اشتال اشتات توسط سلاحی که خود ساخته بود نابود شد (بمب های کربنی )

تا اینجایی که یادمه کتاب ابلیس استیون کینگ هم در لحظاتی یاداور 500 میلیون ثروت بود در اونجا هم انسانها بعد از بیماری ای ناشناس و مرگ اکثر انسان ها در دوراهی انتخاب دو شهر بودند یک شهر شهری تحت تسلط شیطان ( رندال فلگ ) و دیگری شهری زیر نظر زنی نیکوکار ( ابی فری منتل) و حتی در اونجا هم سلاحی اتمی که فلگ قصد استفاده از اونو داشت باعث نابودی خودش و شهرش شد

در مورد ماتاکی دیگه جزییات از یادم رفته سیکرت ویزارد ولی تا جایی که میدونم اصولا اون دزدی ماتاکی سرکاری بود و در تمام این مدت الماس در ته معده اون شتر مرغ بخت برگشته جای گرفته بود

حتی اون جوان در روش علمی اش برای ساخت الماس ناموفق بود و ماتاکی الماس معدن رو در میان مخلوط آزمایش شده گذاشت

پس ستاره ي جنوب رو خوندي...!

اون اولين داستاني بود كه پدرم براي اولين بار برام خريد.گاهي وقتا انقدر جذب ماجرا هاي داستان ميشدم كه يادم ميرفت كاراي ديگه رو انجام بدم.

قسمت تكان دهنده ي داستان ستاره ي جنوب،جايي بود كه در آخرين مهماني آقاي واكينس،الماس ميشكنه و خورد ميشه يا به گفته ي خود ژول ورن« با غروب كردن ستاره ي جنوب،خورشيد وجود آقاي واكينس هم غروب ميكنه»

حتما خوندم که جز کتاب های مورد علاقه دوران نوجوانی ام از ژول ورنه دیگه :دی

البته برای بچه ای 11-12 ساله جذاب ترین بخش الماس جنوب آزمایش های علمی و تلاش برای ساخت الماس بود

بله منظور اون جمله این بود چون مالک معدن در اصل بومی اون منطقه بود و بعد از عمری شکایتش جواب داد پس پدرزن اون مهندس جوان(صاحب قبلی معدن) رسما به گل نشست ( اسامی شخصیت هارو فراموش کردم!:دی)

خب پس برات خوندن انسان های میمون نما در آفریقا و پنج هفته در بالون واجبه چون بشدت جذابند

اه واقعا یادش بخیر داستانای ژول ورن خیلی قشنگ بودن.

بچگی همیشه یکی از آرزوها ورویاهام این بود که جای اون کسایی باشم که تو کتابای ژول ورن بودن.

اصلا تو کودکی خوندن ژول ورن یه حس عجیبی داشت.

فارازون یادته؟؟؟

اه واقعا یادش بخیر داستانای ژول ورن خیلی قشنگ بودن.

بچگی همیشه یکی از آرزوها ورویاهام این بود که جای اون کسایی باشم که تو کتابای ژول ورن بودن.

اصلا تو کودکی خوندن ژول ورن یه حس عجیبی داشت.

فارازون یادته؟؟؟

این فارازون چیه تازگیا افتاده سر زبونت اری؟:دی

اه مگه اون کتابهایی که بهت دادم رو خوندی؟گمون کردم سر به نیستشون کردی:دی

در ابتدای نوجوانی بخصوص کتابهای ژول ورن برای کسانی که ماجراجویی علاقه دارن خیلی جذابه

عجب خیالاتی داشتیم سفر به جنگل های آفریقا :دی

بله،ماجراجويي هيجان انگيز ترين حالت داستان هاي ژول ورنه.البته حرف هاي ما دليل بر اين نيست كه ژول ورن فقط به سبك نوجوان مينوشته...<_<

ژول ورن علاوه بر رمان و داستان،هميشه وضعيت كشورش فرانسه رو شرح ميكرده.مثلا در رمان پاريس در قرن بيستم،اوضاع آشفتگي و سخت فرانسه رو ياد ميكنه كه در حال تغيير و تحوله و انقلاب صنعتي رو پيش گرفته.به همين خاطر بر واقع گرايي ژول ورن تاكيد دارم

منم کاملا با سبک داستان های آقای ژول ورن آشنا هستم...خیلی زیبا و رسا داستان هاشو مینویسه.

تنها کتابی که ارش یادم میاد خونده باشم فانوس دریایه که بسیار لذت بردم...تجربه ی خوبی بود<_<

کتاب های مورد علاقه ی من از ژول ورن : جزیره اسرار آمیز، پنج هفته در بالون، و نامزد نامرئی هست.

نامزد نامرئی یکی از متفاووت ترین کارهای زول ورن هست و یکی از آخرین رمان هایی که نوشته ( اگه اشتباه نکنم آخرین ) و داستان جدا از جنبه ی علمی-تخیلی، یه کم به سمت جنایی پیش میره

فکر کنم مرد نامرئی مال هربرت جرج ولز باشه. منم خیلی دوستش دارم. اخرش خیلی غم انگیزبود. <_<

من بیشتر کتاباشو خوندم البته در زمان نوجوانی. بیشتر از همه فرزندان کاپیتان گراند و جنگلهای تاریک امازون و میشل استروگوف رو دوست داشتم. تا مدتها هر کتابی می خوندم هیجانشو با فرزندان کاپیتان گراند مقایسه می کردم و می دیدم هیچی به پای اون نمیرسه. بلاخره اول دبیرستان که بودم کتاب جنایت و مکافات رو خوندم که در جا میخکوبم کرد و کلا" کتابهای ژول ورن و مشابهاتش ( هر نوع فانتزی و تخیلی و ...) تا مدتها از دایره کتاب خوندنم خارج شدند.

جا داره از ایجاد کننده ی تاپیک یه تشکر حسابی کنم که با تاپیکش منو تشویق کرد به خوندن آثار ژول ورن!. کتاباش دور و اطرافم بود همیشه اما میل و رغبتی به خوندنشون نداشتم اما بچه ها توی این تاپیک جوری تعریف میکنن از کتاباش که واقعن حس خوبی پیدا کردم که حتما برم سراغش.<_<

فکر کنم مرد نامرئی مال هربرت جرج ولز باشه. منم خیلی دوستش دارم. اخرش خیلی غم انگیزبود. <_<

این کتابی که من دارم به این اسم ترجمه شده : نامزد نامرئی ( راز ویلهلم استوریتز ) و مال خود ژول ورن هست

http://en.wikipedia....Wilhelm_Storitz

البته الان که دارم توی مقدمه ی کتاب نگاه میکنم، طبق چیزی که نوشته :

در 1879 زول ورن بدون تردید گزارشی از مرد نامرئی اثر هربرت جرج ولز می خواند و در 1898 به فکر می افتد که بر عکس آن، رمانی زیر عنوان نامزد نامرئی بنویسد که عنوانی است بسیار توصیفی. روح دو اثر تفاوت می کند : اثر ولز خشک و خشن و اثر ورن غمگینانه و تحسر آمیز. بعد ها در 1901 نویسنده طرح اولیه را دوباره به دست می گیرد و آن را مختصرتر و فشرده تر می کند

این کتابی که من دارم به این اسم ترجمه شده : نامزد نامرئی ( راز ویلهلم استوریتز ) و مال خود ژول ورن هست

http://en.wikipedia....Wilhelm_Storitz

البته الان که دارم توی مقدمه ی کتاب نگاه میکنم، طبق چیزی که نوشته :

در 1879 زول ورن بدون تردید گزارشی از مرد نامرئی اثر هربرت جرج ولز می خواند و در 1898 به فکر می افتد که بر عکس آن، رمانی زیر عنوان نامزد نامرئی بنویسد که عنوانی است بسیار توصیفی. روح دو اثر تفاوت می کند : اثر ولز خشک و خشن و اثر ورن غمگینانه و تحسر آمیز. بعد ها در 1901 نویسنده طرح اولیه را دوباره به دست می گیرد و آن را مختصرتر و فشرده تر می کند

ببخشید من کلا" اسم کتاب مورد نظرتو اشتباه خوندم. نامزد نامرئی رو خونده بودم مرد نامرئی!

اما عجیبه که تو مقدمه کتابی که ذکر کردی گفته که کتاب ولز خشک و خشنه. به نظرمن که خیلی غم انگیز بود. <_< شبیه کتابهایی که آدما دوست دارن عمر جاودانه داشته باشند اما بعد که بهش می رسن حسرت و دلتنگی برای زندگی معمولی جای خوشحالی رو می گیره و از طرفی هم نمی تونن به حالت قبل برگردن.

جا داره از ایجاد کننده ی تاپیک یه تشکر حسابی کنم که با تاپیکش منو تشویق کرد به خوندن آثار ژول ورن!. کتاباش دور و اطرافم بود همیشه اما میل و رغبتی به خوندنشون نداشتم اما بچه ها توی این تاپیک جوری تعریف میکنن از کتاباش که واقعن حس خوبی پیدا کردم که حتما برم سراغش. <_<

البته لوبلیا این کتب برای سنین مخصوصی هست و نباید انتظار داشته باشیم که بتونه بزرگسالان رو جذب کنه و بیشتر برای بعضی دوستان نوستالژیک هست

من مگه بزرگ سالم؟؟<_< احتمال خیلی زیاد خوشم خواهد اومد!

من مگه بزرگ سالم؟؟ <_< احتمال خیلی زیاد خوشم خواهد اومد!

:-s پس از اون داستانهایی که گفتیم شروع کن

بله،ماجراجويي هيجان انگيز ترين حالت داستان هاي ژول ورنه.البته حرف هاي ما دليل بر اين نيست كه ژول ورن فقط به سبك نوجوان مينوشته... :((

ژول ورن علاوه بر رمان و داستان،هميشه وضعيت كشورش فرانسه رو شرح ميكرده.مثلا در رمان پاريس در قرن بيستم،اوضاع آشفتگي و سخت فرانسه رو ياد ميكنه كه در حال تغيير و تحوله و انقلاب صنعتي رو پيش گرفته.به همين خاطر بر واقع گرايي ژول ورن تاكيد دارم

خب راستش ژول ورن به غیر از انقلاب صنعتی خیلی گذرا به بعضی مشکلات زمان خودش اشاره کرده

دوران اوج گیری ژول ورن در نویسندگی مصادف بود با امپراطوری دوم و حکومت ناپلئون سوم

در اواخر حکومت لویی ناپلئون فرانسه از نظر اقتصاد شرایط بغرنجی داشت ناپلئون بخاطر گریز از این شرایط جنگی نافرجام رو با حکومت مقتدر پروس (که اکنون المان نامیده میشد) و صدراعظم آهنینش بیسمارک شروع کرد

ولی جنگ با شکست فرانسه،اشغال پاریس و از دست دادن دو استان آلزاس و لورن (که بیشتر تباری ژرمنی داشتند ) به پایان رسید (برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به کتاب شکست نوشته امیل زولا)

در این شرایط و شرایط بد اجتماعی فرانسه و شکسته شدن غرور ملی فرانسوی ها ،ژول ورن در داستان هاش سعی داشت که امید رو به دلها بر گردونه اگرچه پیروز این فصل ارتش اهنین بود ولی ژول ورن با دید روشنی که داشت اینده رو حدس میزد و میدونست که این شرایط تا ابد پایدار نمیمونه (همچنان که در جنگ جهانی اول با شکست المان به پایان رسید)

دوران نویسندگی ژول ورن مصادف شد با ظهور نویسندگانی مثل بالزاک،فلوبر و زولا که از غول های رئالیسم و ناتورالیسم بودند و بدرستی شرایط بد فرانسه رو نشون میدادند ولی ژول ورن اسیر یاس ناامیدی شرایط بد روز نشد

قهرمانان کتابهای ژول ورن انسانهای باایمان و باامید بودند که تسلیم شرایط بد نمیشدند ژول ورن به نوعی صدای آینده بود

به نظر من که این کتاب ها همه ی سنین رو جذب میکنه.

به نظر من که این کتاب ها همه ی سنین رو جذب میکنه.

خب ممکنه از هر قشر رو جدب کنه ولی اکثریت کسانی که این کتابهارو میخونن کودک و نوجوان هستند و از داستانهای ماجرایی استقبال میکنند

حتی خیلی از کتب ژول ورن برگردان سینمایی هم داشته همچنانکه نسخه سینمایی جزیره اسرارآمیز توسط عمر شریف ساخته شد یا بیست هزار فرسنگ زیر دریا با بازی کرک داگلاس و...

اگه دقت كرده باشين،ژول ورن گاهي وقتا سعي كرده از خصلت هاي جوانمردانه ي مردم فرانسه صحبت كنه.در داستان«دور دنيا در هشتاد روز»،بسياري از دلاوري ها ها و جوانردي هاي داستان توسط جوان فرانسوي «پاسپارتـو» انجام ميشه.

لحظه اي كه قطار مورد حجوم سرخ پوست ها قرار ميگيره و از كنترل خارج ميشه،پاسپارتوي فرانسوي از هيچ تلاشي دريغ نميكنه و قطار رو نگه ميداره.

يا بر طبق گفته ي ژول ورن:حال كه پاسپارتو در ژاپن،بدون هيچ پشتوانه اي گرفتار شده بود،حاضر نميشد ساعت گرانبهاي قديمي اش را بفروشد.حاضر بود از گرسنگي بميرد اما دست به همچين كاري نزند.ساعت براي او ياد آور كشور و خاطراتش بود.جوان فرانسوي با نهايت استقامت به پيش رفت...

من هنوزم عاشق ژول ورنم . بچه که بودم یه کتابفروشی قدیمی دور میدون محلممون بود صبح تا غروب میرفتم کار میکردم و غروب میرفتم همه پولم رو میدادم ازش کتاب میخریدم و بیشترم کتابهای ژول ورن میخریدم . هنوز تعدادی ازشون رو دازم . جلد همشون رو آقای صادق صندوقی نقاشی میکرد . دم کتاب فروشه گرم هر جا هست سلامت باشه تمام کتابهاش رو با قیمت های خیلی پایین به بچه های میفروخت

راستي يادم رفت...!

post-2487-0-83713200-1397387654_thumb.jp post-2487-0-71449200-1397387661_thumb.jp post-2487-0-61145400-1397387687_thumb.jp post-2487-0-63127000-1397387713_thumb.jp post-2487-0-49927700-1397387727_thumb.jp post-2487-0-99869600-1397387761_thumb.jp post-2487-0-59954200-1397387771_thumb.jp post-2487-0-00763800-1397387785_thumb.jp post-2487-0-87514100-1397387795_thumb.jp post-2487-0-77535900-1397387818_thumb.jp

در میان آثار ژول ورن کتاب محبوب من " میشل استروگف" هست که اونم کمترین عناصر علمی تخیلی رو داره در میان آثار ژول ورن!

من اين كتاب رو نخوندم اما شنيدم ماجرا هاي جالبي داره.ميشه دربارش توضيح بدي؟

راستي يادم رفت...!

post-2487-0-83713200-1397387654_thumb.jp post-2487-0-71449200-1397387661_thumb.jp post-2487-0-61145400-1397387687_thumb.jp post-2487-0-63127000-1397387713_thumb.jp post-2487-0-49927700-1397387727_thumb.jp post-2487-0-99869600-1397387761_thumb.jp post-2487-0-59954200-1397387771_thumb.jp post-2487-0-00763800-1397387785_thumb.jp post-2487-0-87514100-1397387795_thumb.jp post-2487-0-77535900-1397387818_thumb.jp

من اين كتاب رو نخوندم اما شنيدم ماجرا هاي جالبي داره.ميشه دربارش توضيح بدي؟

این کتاب در مورد یک مرد شجاع روس (میشل) هست که ماموریت پیدا می کنه تا نامه سری تزار رو به دست برادرش برسونه و در این راه ماجراهای بسیاری براش روی میده!

میشل استروگف یکی از پرفورش ترین رمان ها چه در زمان خودش و چه بعدها بوده در واقع انتشار این رمان ژول ورن رو به یک ثروتمند تمام عیار تبدیل کرد

سکرت خیلی تعجب کردم از اینکه با این همه علاقه و شناخت میشل استراگف رو نخوندی. مخصوصا اینکه شبکه یک سریال کارتونیش رو هم پخش میکرد یه مدت؛ همون باعث آشنایی من با ژول ورن شد.

و ممکنه لینک دانلود کتاب ها رو در تاپیک بذاری؟ اگه از دید ناظران مشکلی نداشته باشه... من کتاب سفر به اعماق زمین رو میخوام كه فکر نمیکنم تو شهرمون پیدا شه.

درباره کتاب دور دنیا در هشتاد روز هم یه توضیح کوتاه در اختیارمون بذار لطفا <_<

و ممکنه لینک دانلود کتاب ها رو در تاپیک بذاری؟ اگه از دید ناظران مشکلی نداشته باشه... من کتاب سفر به اعماق زمین رو میخوام كه فکر نمیکنم تو شهرمون پیدا شه.

می تونید کتاب ها رو به طور پستی خریداری کنید به طور مثال از اینجا : http://www.iketab.com/authers.php?Module=SMMPBWriters&SMMOp=AuthersDB&SMM_CMD=&SMMOrder=&SMMDir=&SMMPg=&AuthBLId=211

گذاشتن لینک دانلود کنبی که در بازار موجوده ممنوعه!

كتاب دور دنيا در هشتاد روز از پر ماجرا ترين شاهكار هاي ژول ورن هستش.ژول ورن در اين كتاب،علاوه بر ماجرا هاي داستان،مباحث شيرين جغرافيايي رو وارد اثرش كرده كه تخيل رو با علم پيوند ميزنه.

ماجرا از اين قراره كه:آقاي فيليس فاگ،مرد ثروتمند انگليسي،در يك شرط بندي ده هزار دلاري شركت ميكنه و به دوستانش اصمينان ميده كه دور دنيا رو در هشتاد روز دور بزنه.فيليس فاگ به همراه خدمتكار وفادارش پاسپارتوي فرانسوي به اين سفر پر ماجرا ميره.جاي جالب داستان اينجاس كه چند روز قبل از سفر آقاي فاگ،پول زيادي از بانك لندن سرقت ميشه و گاراگاه فيكس فكر ميكنه سارق همون آقاي فيليس فاگ باشه پس با اون همسفر ميشه.آقاي فيليس سفرش رو از شرق به غرب آغاز ميكنه و در طول سفر اتفاقات جالبي ميفته.

«نقشه ي مسير سفر» post-2487-0-23484800-1397475243_thumb.pn post-2487-0-93339000-1397475262_thumb.jp

در مورد دانلود:حميد آقا درست ميگه،ميتوني خريد پستي انجام بدي چون اينجوري هم فرهنگ كتاب خواني بالا ميره و به قول يكي از دوستان:چشمات از حدقه بيرون نميزنه:دي.در هنگام كتاب خوندن،توجه و دقت چشم انسان بيشتر ميشه و اگر اين كار رو با صفحه ي مانيتور يا موبايل انجام بدي،به چشم آسيب ميرسه.

عكس هايي از ژول ورن...(نويسنده ي علم و تخيل)

post-2487-0-94144900-1397554616_thumb.jp post-2487-0-72890100-1397554630_thumb.jp post-2487-0-00279300-1397554637_thumb.jp post-2487-0-76611700-1397554654_thumb.jp post-2487-0-01804800-1397554661_thumb.jp post-2487-0-38556500-1397554695_thumb.jp post-2487-0-17154100-1397554752_thumb.jp post-2487-0-39810400-1397554769_thumb.jp

من با این تاپیک رفتم به دوران دبیرستان و راهنمایی <_<)) یادش بخیر وقتی اولین بار دور دنیا رو خوندم و از اون بهتر 20000 فرسنگ رو هیچ وقت یادم نمیره

اين از ويژگي هاي خاص داستان هاي ژول ورن هستش.«به ياد ماندني...!» تقريبا از همه ي آثار ژول ورن فيلم ها و انيميشن هاي زيادي ساخنه شده.

بسياري از ما با فيلم ها،كتاب ها رو ميشناسيم.مثلا اگه سه گانه ي ارباب حلقه ها نبود،خيلي هامون با آردا آشنا نميشديم.آثار ژول ورن هم به همين صورت؛وقتي تبديل به انيميشن وفيلم شدن،طرفداراي زيادي پيدا كردن.

يك نكته ي ديگه:در اون زمان مفهوم فانتزي مثل الان رايج نبود.اگر نه ممكن بود از ژول ورن،آثار فانتزي زيادي برجاي بمونه. ««به نظر شما،كسي كه قدرت خلق آثار تخيلي رو داره،خلق يك اثر فانتزي براش سخته؟»»

مسلما نه. از نظر من کسی که انقدر توانایی ذهنی داره که داستان هایی زیبا و گیرای تخیلی بیافرینه فقط و فقط برای خلق یه اثر فانتزی به یک تصمیم گیری احتیاج داره که اون هم اینه که آیا این کارو بکنم یا نه

حدود 5 یا 6 سالم بود که با داستانهای ژول ورن آشنا شدم ! چون اون موقع داداشم حدود 10 جلد از کتاباشوداشت { اما متاسفانه همشونو بخشید به پسر عمم <_< }

و من اولین کتابی که از نمایشگاه کتاب خریدم یه کتاب از ژول ورن بود به اسم هیولا دریا { هنوزم دارمش} .

ودر آخر باید بگم داستانهای ژول ورن سن و سال نمیشناسه .

اینم اسم یه سری از کتابای ژول ورن :

1- ناخدای 15 ساله

2- اسرار کشتی سنتیا

3- دیوارچین

4- خط های سیاه

5- فرزندان کاپیتان گرانت

6- ماتیاس ساندروف

7- خانه متحرک

8- کشتی شکستگان

در شگفتم از تعدد کتابای ژول ورن... هر کسی میاد یه لیست بزرگ ارائه میده!!

خیلی باید خوندنی باشند...ممنون از همگیتون<_<

خب در اون سنی که ما بودیم این کتابها خیلی جذاب بودند بخصوص اوایل نوجوانی دوران ماجراجوییه:دی حتی الان هم یادآوریش برامون نوستالژیکه

ژول ورن کتابهای فراوانی داره هرکسی صرفا به کتاب هایی که دوس داشت اشاره کرد

نا گفته نمونه كه ادبيات داستاني فرانسه،از زيبا ترين ادبيات دنيا محسوب ميشه. (هر چند،به فارسي خودمون نميرسه. <_< )

اين نوع ادبيات با اومدن نويسندگاني مثل ويكتور هوگو و ژول ورن،پيشرفت چشمگيري به خودش گرفت

البته انصافا ادبیات قرن نوزدهم تحت سیطره فرانسوی ها و تا حدودی بزرگان روسیه بود

فرانسه غول های زیادی در این قرن داشت اززولا ، بالزاک ،فلوبر،بودلر ، هوگو،استاندال،آناتول فرانس،دوما،آلفونس دوده ،موپاسان و ...

ژول ورن هم از جمله نویسندگان موفق این دوره بود

سلام

من الان داشتم لیست کتابایی که از ژول ورن رو دوستان داده بودن ونام بره بودند نکاه میکردند اسم کتاب "فاتح اسمانها"به چشمم نخورد

من این کتابو کاملا نخوندم ولی کتاب قشنگه و هر داستانش کامل ا از دیگری جداست

چندتا از داستان های داخل این کتاب:

1)دوئل

2)گفتگو های بینتیجه

3)تازه وارد

4)دخالت پلیس

5)سلول تاریک

6)تعلیق خصومت

7)تلاش برای فرار

8)قسمت دیگری از دنیا

9)مقاومت

10)پاسخ به پرسش ها

11)ارتفاع زیاد

12)قطار

13)سرهت در هوانوردی

14)شکار بیهوده

15)ژاپن

16)فریکولین

17)خشم(پرودان)

18)مشاجره با اقای مهندس(روبور)

19)پادشه ظالم

20)اقیانوس اطلس

21)مانور(آلباتروس)

22)رویداد های تازه

23)بیتصمیمی

24)دوماه پیش ونه ماه بعد

25)بالون پیشرو

26)سر انجام

تعدادشون زیاده ولی همه ی این ها داخل یک کتاب کم حجم که حداکثر112صفحه است موجوده

داستاه های کوتاهی هست!

<_<

این سایتی برای خریداری کتاب فاتح آسمانها:

http://www.pedramboo...%B3%D8%A7%D9%8A

انقدر خوب وجذاب درباره ژول ورن وکتابهاش نوشتین که آدم ترغیب میشه بخونه.منم تا حالا کتابهاش رو نخوندم اما تعریفیشو الان وقبلا شنیدم.

نمایشگاه کتاب هم فرصت خوبیه که چند تا از کتاب هاش رو بگیرم وبخونم.

ممنون

من در مورد كتاب ماجراي يك شهر توضيح بدم:داستان از اين قراره كه يك اسلاو،از زندان امپراطوري تزار رويسه فرار ميكنه و براي رسيدن به زندگي آزاد خودش راه دور و درازي رو در استپ هاي برف گير و بينهايت بزرگ روسيه پيش رو ميگيره.در شب هاي برفي و سرد به راه خودش ادامه ميده و با نيرويي پر اداره پيش ميره.در اين راه،اتفاقات زيادي براش ميفته.از حمله ي گله هاي گرگ گرفته تا تعقيب مأموران آلماني.اين مرد از نژاد اصل اسلاو هاي غرب روسيه هست كه در جريان جنگ ها و توطئه هاي آلمان ها به زندان برده ميشه.ژول ورن در اين داستان با بهره گيري از عناصر تخيل و مسائل اجتماعي اون دوره از اروپا،نوعي همبستگي و مردم دوستي اسلاو ها رو بيان ميكنه كه در سخت ترين شرايط زندگي،حتي در زمان نفوذ آلمان ها در سرزمين هاي اسلاو،از هم ديگه حمايت ميكنن و پشت هم هستن.مرد فراري بار ها و بار ها توسط هم نژاد هاي اسلاو خودش از خطرات مختلف نجات پيدا ميكنه و در نهايت به شهر ميرسه.اما در اون لحظه هم نميتونه زندگي راحتي داشته باشه.چون آلمان ها كنترل شهر رو در دست گرفتن و مردم روس تبار اسلاو در سختي و تنگ دستي،زندگي ميكنن.از طرفي موقعيت تزار،به نحوي قرار داره كه نميتونه اسلاو ها رو تحت حمايت خودش قرار بده و قدرت مقابله با آلمان رو نداره.مدتي بعد،يك افسر آلماني به نام درجه دار اك،وارد شهر ميشه و تعقيب و گريز هاي دوباره براي گرفتن مرد فراري آغاز ميشه.

جدا از ماجراي داستان كه واقعا هيجان انگيزه،ژول ورن چنان توصيفات زيبايي از سرزمين هاي برفي و رود خانه هاي يخ زده ي روسيه به عمل آورده كه يك دنياي فانتزي سرد،مثل آنگمار رو در ذهن،تداعي ميكنه.

در زمان این داستان و با تاکید بر دوران تزار الکساندر دوم بین روسیه و امپراطوری عثمانی بر سر سرزمین های بالکان و حوزه دریای سیاه و همچنین کریمه نزاعی بزرگ در گرفته بود

و این داستان تا حدودی به این ماجرا بود و همچنین ژول ورن مثل 500 میلیون ثروت ظهور مشت آهنین رایش رو پیش بینی کرده بود

در زمان این داستان و با تاکید بر دوران تزار الکساندر دوم بین روسیه و امپراطوری عثمانی بر سر سرزمین های بالکان و حوزه دریای سیاه و همچنین کریمه نزاعی بزرگ در گرفته بود

و این داستان تا حدودی به این ماجرا بود و همچنین ژول ورن مثل 500 میلیون ثروت ظهور مشت آهنین رایش رو پیش بینی کرده بود

عجب اطلاعاتي از تاريخ اروپا داري :((

دقت كردي ژول ورن اكثرا آلمان ها رو شخصيت منفي داستان معرفي كرده!؟درسته كه اون زمان رابطه ي فرانسوي با ژرمن ها بد بوده اما به نظرت اين نكوهش از نژاد ژرمن ها جنبه ي سياسي داشته؟

ممنون دوست گرامی

در پست های قبلی گفتم که در زمان ناپلئون سوم ،فرانسه جنگی رو با امپراطوری پروس که حال نام آلمان رو داشت و در صدر ان بیسمارک اغاز کرد که در نهایت با شکست فرانسه و جدا شدن دو استان آلزاس و لورن از فرانسه ختم شد

میگن که در اون زمان در مرکز شهر پاریس میدانی وجود داشت که در اونجا به ازای هر استان فرانسه مجسمه ای قرار داشت و مردم از شدت غم از دست دادن آلزاس و لورن پارچه ای مشکی بر روی این دو مجسمه قرار داده بودند

هرچند که مردمان تابع آلزاس اصالتی ژرمنی داشتند ولی به هرحال سالها جز فرانسه بود و این شکست غرور ملی فرانسه رو جریحه دار کرد و از جمله ژول ورن که شخصی میهن پرست بود و این شکست و از طرفی ظهور امپراطوری آهنین بیسمارک رو تاب نمیاورد و در کتابهای مختلف علیرغم پیشبینی در مورد غالب شدن این جریان بر اروپا نوید شکست و فروپاشی این نظام رو میداد

و پیش بینی ژول ورن هم درست از آب در اومد و رایش سومی که هیتلر پیش بینی میکرد 1000 سال دووم بیاره کمتر از 13 سال دووم آورد!

و بعد از اينجور قضايا،ازعنصرعلمي تخيلي داستان هاي ژول ورن كم شد و داستان هايي با اشاره هاي اجتماعي-سياسي شكل گرفت

بله داستان های 500 میلیون ثروت ،داستان یک شهر،میشل استروگف ،دیوار چین و ... تقریبا محصول همین دوره هستند و میشه گفت دوره افول ژول ورنه(البته به نظر من )

مثل میشل استروگف یا دیوارچین که واقعا ضعیف بودند بر خلاف 500 میلیون ثروت که بعضی از مشکلات اونا به روایت اشتباه ژول ورن از تاریخ بر میگشت

بله كاملا درسته...

و اين رو بگم كه تخيل ژول ورن،فانتزي نبود.بيشتر مربوط به دنياي خودمون بود.اتفاقات و رويداد ها مختلف رو با كمي تخيل تركيب ميكرد و مينوشت

درسته ولی واقعا پیش بینی هایی رو که ژول ورن در کتابهاش داشته رو کمتر کسی تا حالا تونسته انجام بده:

زیردریایی،هواپیما،تلفن و ...

جدای از اینکه پیش بینی خیلی از وقایع ایشون درست بود