امروز هفت فصل آخر کتاب Mockingjay رو خوندم و بلاخره این مجموعه رو تموم کردم! کتاب ها اینقدر جذاب بودن که وقتی شروعش می کردی دیگه نمی شد زمین بذاریش!
روال کتاب شبیه به کتاب قبلی بود، فصل های اول تا نیمه های کتاب روند کندتری داشتن و اتفاقات کمتری توشون می افتاد و بیشتر به درگیری های ذهنی راوی (کتنیس اوردین) و مشکلات روحی که باهاشون دست و پنجه نرم می کرد می پرداختند، بعد کم کم وارد قسمت های هیجانی داستان می شدن و چند فصل آخر واقعا پرهیجان بودند و اتفاقات مهمی پشت سر هم تند تند می افتادند! البته این رو بگم که من فصل های ابتدایی رو بیشتر دوست داشتم، درگیری های ذهنی کتنیس واقعا عالی بودن، تو کمتر کتابی دیده بودم این چیزا اینقدر خوب و واقعی دربیان!
من کتاب دوم رو بیشتر از همه دوست داشتم، بعد کتاب سوم و بعد کتاب اول!
یه سوال برای من پیش اومد! {اسپویلر انتهای کتاب سوم}
به نظر شما آخرش پرزیدنت اسنو راست گفت به کتنیس یا نه؟ تو مزخرف بودن کوین که شکی نیست، اما به اسنو هم اصلا نمیشه اعتماد کرد. به خصوص آخرش که کتنیس اون کار رو کرد و اسنو اونجوری خندید، من احساس می کنم دروغ گفته باشه و اینجوری باز هم کتنیس رو به بازی گرفته و آخرین ضربه رو بهش زده! شاید فهمیده که نمی تونه از کپیتول با هاورکرفت فرار کنه و تصمیم گرفته همچین کاری کنه! وگرنه چه دلیلی داشت که اصلا اون همه بچه رو اونجا جمع کنه؟!
و یه سوال دیگه! این قضیه هانگر گیمزِ بچه های کپیتول بعد مرگ کوین ملغی شد؟